دور هفتم مبارزه و چالش هسته اى ايران و آمريكا به ماه نوامبر(آبان) موكول شده است و حال، تهران و واشنگتن هريك سعى مى كنند پس از يك جلسه و نشست سنگين و فشرده در «وين»، استراحت را فراموش و خود را براى نبرد ديپلماتيك آتى آماده كنند.
***
تمركز اصلى يارگيرى ايران و آمريكا براتحاديه اروپا يا همان گروه اروپايى شوراى حكام قرارگرفته است. اروپايى ها اگر چه به شكل سنتى چارچوب ترويكا (وزيران خارجه فعلى، آينده و گذشته اتحاديه اروپا) را براى مذاكره با طرف هاى خارجى خود برمى گزينند، ولى به نظرمى رسد در مورد پرونده هسته اى ايران، آنها تركيب واقعى ترى را كه نمايانگر تقسيم قدرت واقعى در درون اتحاديه است، برگزيده اند. به همين دليل، عليرغم آنكه هلندى ها رئيس دوره اى اتحاديه اروپا به شمار مى روند، اما موضوع واقعى اروپا را بايد در مثلث قدرتمند آلمان، فرانسه و انگليس جست وجو كرد.
انگليسى ها كه نزديكترين متحد اروپايى آمريكا پس از جنگ جهانى دوم به شمار مى روند، به دليل قرابت هاى نژادى و مذهبى بين انگلوساكسون هاى مقيم لندن و واشنگتن خواستار اتخاذ مواضع تندترى در قبال تهران هستند، اما فرانسوى ها و آلمانى ها به روش هاى معتدل ترى اعتقاد دارند. فرانسوى ها بشدت به تضاد دو حوزه تمدنى ـ فرهنگى فرانكوفونى و انگلوساكسونى اعتقاد دارند و به همين دليل در سطح جهانى، خاورميانه اى و مسأله خاص هسته اى ايران با سياست هاى آمريكا مخالفند. پاريس به همراه ساير قدرت هاى اروپايى برد و مسأله توقف «غنى سازى اورانيوم» و «چرخه سوخت هسته اى» ازسوى ايران اصرار مى ورزد، اما ازسوى ديگر، ارسال پرونده ايران به شوراى امنيت را نوعى تسليم شدن به بازى آمريكا مى داند. به عبارت ديگر، فرانسه چالش با آمريكا در پرونده هسته اى ايران را در سطح عالى به دليل نگرانى از تسلط آمريكا برمعادلات بين المللى، در سطح منطقه اى به دليل وحشت از تبديل شدن خاورميانه به منطقه نفوذ آمريكا و در سطح دوجانبه به دليل حفظ قراردادها و امتيازات خاص اقتصادى در بازار ايران پيگيرى مى كند. فرانسه كه از مسأله فلسطين به دليل مخالفت اسرائيل و آمريكا با ميانجيگرى پاريس به دورمانده و عراق را نيز به عنوان حوزه نفوذ سابق از دست داده و در شمال آفريقا با خطرگسترش نفوذ آمريكا در مستعمرات سابق فرانسه به بهانه مبارزه با تروريسم روبرو است، نمى خواهد نفوذ اقتصادى خود در ايران را نيز از دست رفته بداند. زيرا اگر طبق طراحى آمريكا پرونده ايران به شوراى امنيت ارسال و بحث تحريم ايران مطرح شود، اروپاييان بويژه فرانسوى ها و آلمانى ها متضرر خواهندشد كه در غياب شركت هاى آمريكايى، حضورى جدى و كم رقيب در بازار ايران يافته اند.
آلمانى ها نيز اميدوارند كه ايران دو خواسته اصلى اروپا را بپذيرد تا هم ديدگاه ها و دغدغه هاى اروپاييان تأمين شود و هم چالش هسته اى مذكور با ديدگاههاى آمريكايى تعيين تكليف نشود. آلمان كه بطور سنتى، داراى روابط اقتصادى گسترده اى با ايران است، خواهان به خطرافتادن اين روابط نيست و مواضع «يوشكا فيشر» وزير خارجه آلمان نيز نشانگر آن است كه برلين نيز بين دو انتخاب دشوار در حال بندبازى است كه يك سوى آن، منافع اقتصادى حاصل از روابط با ايران و سوى ديگر، روابط راهبردى برلين ـ واشنگتن است.
برخلاف انگلستان، آلمان و فرانسه، روسها كه شريك هسته اى اصلى ايران به شمار مى روند، به دلايل سياسى ـ امنيتى و منافع اقتصادى، در برابر آمريكا مقاومت بيشترى از خود نشان داده اند. روسها آنگونه كه «ولاديمير پوتين» و مسؤولان مختلف وزارت انرژى اتمى اين كشور مى گويند، تسليم فشارهاى بى استدلال آمريكايى ها نخواهندشد. روسها معتقدند كه روسيه با ايران همان همكارى را دارد كه آمريكايى ها به كره شمالى پيشنهاد كردند، يعنى همكاريهاى هسته اى صلح آميز و طبق مقررات بين المللى. به اعتقاد روسها اگر آمريكايى ها سند و مدركى در مورد تخطى مسكو از مقررات انتقال تكنولوژى هسته اى دارند، بايد آن را ارائه دهند. مذاكرات متعدد و كم حاصل «جان بولتون» و كاندوليسا رايس با مسؤولان روسى در سالهاى اخير نشان مى دهد كه چنين مداركى نزد آمريكايى ها وجود ندارد.البته همه اين نكته را مى دانند كه روسها در جايى ايستاده اند كه منافع آنها راتأمين كند. آنها در مقابل تحمل فشارهاى آمريكا، خواهان امتياز گيرى بيشترى از ايران هستند و از سوى ديگر، به آمريكايى ها مى گويند كه اگر مى خواهيد روابط هسته اى تهران ـ مسكو كاهش يابد و يا قطع شود، هزينه هاى جبرانى آن را بپردازيد. درست به همين دليل است كه نه به پيشنهادهاى رايس و بولتون براى قطع همكارى با ايران تن مى دهند و نه حاضرند كه قرارداد فروش سوخت هسته اى به ايران را به سرعت امضا كنند.
چينى ها نيز همانند هميشه در اجلاس اخير شوراى حكام، نقش منتقد خود از آمريكا را حفظ كردند، اما حاضر نشدند كه حمايت پررنگ و مطلقى از ايران به عمل آورند. اگر كسى سياست خارجى چين دردهه هاى اخير را بررسى كرده باشد، به خوبى مى داند كه چينى ها وارد هيچ بلوك بندى نمى شوند و حاضر نيستند مخالفت خود را با ديگران از سطوح سياسى به سطوح تنش آميز ترى ارتقا دهند و تنها استثنا براى آنها، در اين ميان، مسأله تايوان است، و گرنه حاضر ند حتى برسر برنامه هاى هسته اى كره شمالى متحد ديرين خود نيز معامله كنند.
غير متعهد ها نيز كه گمان مى رفت با فروپاشى اتحاد شوروى و پايان جنگ سرد، دليل و فلسفه وجودى خود را از دست بدهند، در اجلاس هاى اخير شوراى حكام، فضايى تازه براى عرض اندام يافته اند. همه حتى ايرانى ها نيز مى دانند كه حد فيزيولوژيك تأثيرگذارى غير متعهد ها بر معادلات جهانى از جمله تصميمات شوراى حكام آژانس بين المللى انرژى اتمى چندان بالا و جدى نيست، اما سطح بازى و قدرت مانور آنها در شوراى حكام با موارد مشابه در سالهاى اخير متفاوت بوده است، به گونه اى كه تلاش مى كنند خود را بر اروپايى ها و آمريكايى ها ديكته كنند و تا حد امكان تصميمات شوراى حكام را تحت تأثير قرار دهند.
|
|
|
درميان اين بازيگران متعدد و متنوع، «محمدالبرادعى» و مجموعه كارشناسان آژانس بين المللى انرژى اتمى نيز بازيگرى مستقل به شمار مى روند، اگر چه از طرف همه بازيگران از جمله ايران و آمريكا تحت فشار قرار دارند كه مواضع خود را مطابق با اهداف و منافع ملى آنان تنظيم و تدوين و اعلام كنند. البرادعى در چنين فضايى سياست يكى به نعل ويكى به ميخ را برگزيده است. او از يك سو خواهان توقف غنى سازى اورانيوم و چرخه توليد سوخت هسته اى از سوى ايران است و در آخرين اظهارات خود گفته است كه «ايران بايد اعتماد به وجود آورد و براى ايجاد اعتماد از طريق آژانس با مديركل همكارى كند و به بازرسان اجازه دهد تا راست آزمايى مسائل مختلف را بررسى كند» و از طرفى ديگر مى گويد: «تاكنون هيچ ماده مربوط به توليد يا واردات تجهيزاتى كه براى ساخت بمب اتمى مورد استفاده قرارگيرند، در ايران به دست نيامده است.»
|
|
|
البته وى كه از نزديكى بيشتر اروپا به آمريكا و مضاعف شدن فشارها بر ايران مطلع است در جهت دستيابى به برترى روانى مذاكراتى بهره مى برد، ولى اين گفته «حسن روحانى» مسؤول برنامه هسته اى ايران را قبول دارد كه «مذاكره» بهتر از «قطعنامه» مى تواند ايران را به سوى همكارى بيشتر سوق دهد.
اكنون در اين شرايط، «سياست مذاكراتى» و «سياست هسته اى» ايران و آمريكا، سرنوشت اين معادله را به چند روز پس از انتخابات آمريكا در ماه نوامبر كشانده است. در حالى كه آمريكا، ايران را متهم به خريد زمان مى كند، اروپايى ها هنوز خواهان حل مسأله در خارج از شوراى امنيت هستند. ايرانى ها نيز كه مى خواهند چالش در حوزه فنى ـ حقوقى باقى بماند، فناورى هسته اى غنى سازى را حق خود مى دانند و آن گونه كه رئيس جمهور خاتمى در مراسم رژه نيروهاى مسلح در سالگرد جنگ تحميلى گفته است: «ايران از اين راه بر نمى گردد.»