جمعه ۱۰ مهر ۱۳۸۳ - ۱۵ شعبان ۱۴۲۵
Fri, Oct 1, 2004
ويژه ۴
سال دهم - شماره ۲۹۲۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
خوانندگان
سينما
گزارش ويژه
گزارش زندگى
فرهنگ و هنر
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ورزشى
اوقات شرعى
موسيقى
گوناگون
ارتباطات
هزارويك شهر
آرشيو
نيايش جمعه
مكيدن انگشت، جويدن ناخن
نيايش جمعه
اى روح بى تاب، بتاب…
… مى آيى و ابرهاى متراكم تاريك را مى زدايى و چشمهايى كه حسرت زيارت آفتاب دارند، به نواز ش نور و مهربانى مى خوانى.
مى آيى، زمين متبرك مى شود. مردابها از سكون مى گريزند و به جست وجوى دريا ، دشت در دشت، پرسه مى زنند و شكفتن و رستن را به تشنگى خاك مى بخشند.
مى آيى، به انسان لبخند مى آموزى و با قلمى از صميميت روى قلبها مى نويسى: هركس مهربانى نمى داند از ما نيست! مى آيى، كتاب گسسته عشق را شيرازه مى بندى! دفتر زندگى را از سرخط مى نويسى. قلمها را در سبزترين مركبها به شوق آفريدن شورانگيزترين و بارورترين نوشته ها مى نشانى و سطرسطر حيات را با خجسته ترين واژه ها آذين مى بندى. مى آيى و همه راههاى گمشده و گمشدگان در راه را با اشارات نورانى به «راه» مى خوانى و پاهاى خسته را توانى تازه مى بخشى و شريانها را در حضور خونى تازه به پوياترين و خوش آهنگ ترين «رفتن» و ره سپردن دعوت مى كنى.
خوب مى دانم تو منتظرتر از ما، بى شكيب تر از هر روز، موعد سبزى را منتظرى كه بهارانه برخيزى و برهمه پاييزها خط بكشى و طومار همه زمستانهاى تاريخ را در هم پيچى و در گوش همه زمين ها زمزمه كنى كه هنگامه رستن است ، فصل شكفتن است، برخيز و آنگاه خاك ترك بردارد و باغ در باغ، شكوفه زار در شكوفه زار، اين برهوت خاموش و غمرنگ را همرنگ بهشت روشن خداسازند.
اى بى تاب بزرگ! اى روح انتظار! تو مى آيى بيمه گسستگى ها، پيوسته مى شوند. بيمه ناباوريها، به عميق ترين باور مى رسند. همه تزلزل ها به آرامش و استوارى مى پيوندند و همه اضطرابها، تشويش ها و دلهره ها، شكسته مى شوند. تو مى آيى و انسان پايان شب را جشن مى گيرد. آذرخش خشمت، خرمن خرمن، سياهى را شعله ور خواهدكرد و باران حضورت، رسوبهاى متعفن و گندابهاى زمين را خواهدشست.
تو مى آيى و به يمن صدايى كه در آسمان مى پيچد، نعره توپها و بمب ها در حنجره مى خشكد و همه «ماه» واره ها در «آفتاب» آمدنت گم مى شوند و در جزر و مد ذوالفقارت، همه غروبها پرمى ريزند و همه سرهاى سركش پيشانى برخاك خواهندنهاد.
تو مى آيى و صداى منتشرت، همه حقيقت هاى مسخ شده را بازخواهدنمود و كدورت تحريف ها را خواهدزدود و ايمان و عشق، فراگيرترين و آشناترين صداى زندگى ها خواهدشد.
اى خوب! اى امين آسمان! بيا تا زمين اين همه با آسمان بيگانه نماند. اى باغبان مزرعه انسان! بيا تا باغ اين همه آفت نبيند و شته ها و ساس ها، ساقه هاى ترد را در قساوت دندانهايشان نجوند.
بيا تا دست محبتى برسر كودك انديشه مان بكشى و ناگهان در پناه دستهايت قامت افرازد و بالندگى را تجربه كند. اى روح بى تاب، بتاب! اى مسافر غربت و غيبت ديرپا بازآ، همه جاده ها در بهتى غريب، تو را مى خواهند. تو را مى خوانند و نام تو زمزمه همه كاروانهايى است كه هراس فردا، دلهره عقبه ها و نگرانى شبيخون حراميان دارند. بيش از اين بى شكيبى چشمهاى منتظران و نفسگيرترين لحظه ها را استمرار مپسند.
محمدرضا سنگرى ـ يادهاى سبز
مكيدن انگشت، جويدن ناخن
چگونه عادت بد كودكمان را برطرف كنيم؟
همه ما بارها وبارها كودكانى را ديده ايم كه انگشت خود را مى مكند و يا ناخن شان را مى جوند؛ راستى چرا كودكان وحتى گاهى بزرگسالان به چنين عاداتى مبتلا مى شوند؟ شايد شما هم در كودكى (و يا فرزندتان) چنين عادتى داشته ايد و يا اكنون داريد؟ در هر صورت كودكانى كه چنين رفتارهايى دارند با سماجت فراوانى در هر فرصتى عمل خود را تكرار مى كنند؛ در بسيارى از موارد تذكرهاى والدين نيز بى تأثير مى ماند.
مريم كمالى مادردختر ۴ ساله اى است كه در ماه هاى اخير علاقه زيادى به خوردن ناخن هايش پيدا كرده ، او مى گويد: چند ماه است كه دخترم ناخن مى جود تا جايى كه گاهى دستش هم زخمى و مجروح مى شود! با اين كه خيلى سعى مى كنم جلوى اين كار او را بگيرم ولى فايده ندارد و بعد از چند دقيقه دوباره حرف هاى مرا فراموش مى كند.
او علت اين كار دخترش را اضطراب ناشى از تولد پسر كوچكشان مى داند و مى افزايد : دخترم به خاطر حسادتى كه نسبت به برادرش دارد و اين كه او را رقيب خود مى داند به عادت جويدن ناخن مبتلا شده؛ من سعى مى كنم به او توجه بيشترى داشته باشم اما هر بار كه ناخن مى جود حسابى عصبانى مى شوم و از كوره در مى روم.
حميد صادقى كه امروز جوان نيرومندى است مى گويد وقتى بچه بودم عادت داشتم شب ها با مكيدن انگشت بخوابم، اما كم كم اين كار را در همان سنين طفوليت حتى در روز و بيكارى هم انجام مى دادم اين رفتار نوعى آرامش به من مى داد، طورى كه تقريباً مدام در حال انگشت مكيدن بودم و دعواى مادر و پدرم هم اثرى نداشت و گاهى در گوشه اى به دور از چشم آنها اين كار را انجام مى دادم چند بار هم به خاطرش كتك خوردم، اما بى فايده بود؟!
انگشت مكيدن وناخن جويدن معضل برخى از خانواده هاست، اما بهتر است به جاى سرزنش كودكان و منع آنها از اين حركات به يك ريشه يابى منطقى دست بزنيم و بعد از پيدا كردن علت براى رفع آن اقدام كنيم چيزى كه مسلم است واكنش شديد و سرزنش بچه ها نه تنها نتيجه مثبتى در پى نخواهد داشت، بلكه در بسيارى از موارد باعث تشديد اين رفتارها مى شود. به خاطر داشته باشيد كه اين رفتارهاى ناپسند يكى از شايع ترين عادات بچه هاست كه اگرچه بسيارى از خانواده ها با آن دست به گريبان هستند اما به راحتى قابل حل است.
ناخن جويدن از سه سالگى شروع مى شود و ميزان بروز آن به تدريج تا ۱۲ سالگى افزايش مى يابد. يكى از بروز آن در كودك اضطراب ويا بى حوصلگى كودك است و به مرور به صورت يك عادت در مى آيد و مكيدن شست از جمله عاداتى است كه معمولاً در نوزادان واوايل كودكى ديده مى شود، ولى ادامه پيدا كردن آن در سنين بعدى غير طبيعى است.
183519.jpg
اين عادات ناپسند داراى اثرات مخربى است به طور مثال مكيدن شست اگر به صورت زياد وپى در پى در مدت زمان زيادى انجام شود مى تواند باعث تغيير شكل و يا باريك شدن انگشت گردد ويا جويدن ناخن ها باعث ايجاد آثار ساييدگى، خوردگى، خراشيدگى ، شكاف و عفونت دور ناخن ها مى شود.
روان شناسان ضمن اين كه اساساً علل اين اختلالات را نامعلوم مى دانند مى گويند: اين رفتارها معمولاً هنگام اضطراب ، تنش ، خستگى و بى حوصلگى در بچه ها بروز مى كند و يا گاهى كودك براى رهايى از فشارهاى ناشى از محيط اطراف مانند بى توجهى والدين به اين رفتارها رو مى آورد. در برخى موارد هم كودك در اين رفتارها به نوعى احساس لذت و آرامش مى رسد.
از آنجا كه هر مشكلى راه حلى دارد، شما هم مى توانيد با كمى سعى و حوصله و صبر اين مشكل را حل كنيد. به عقيده روان شناسان هرگز نبايد از جملاتى مانند:«اگر اين كار را بكنى ديگر دوستت ندارم» ؛ «تو ديگر بزرگ شده اى خجالت بكش» و... استفاده كرد؛ چرا كه اين حرف ها باعث تشديد اضطراب كودك شده و كودك احساس بى كفايتى خواهد كرد و فشار روحى بيشترى به او وارد مى شود كه به ناچار براى تخليه آن بيشتر به ناخن جويدن و انگشت مكيدن رو مى آورد.
بهترين راه حل اين است كه به طور ظاهرى كاملاً نسبت به رفتار كودك بى توجه باشيد در عوض با سرگرم كردن او و برنامه ريزى صحيح در مورد اوقات فراغت كودك زمينه را فراهم كنيد تا كودك زمانى براى اين قبيل كارها نداشته باشد. در اين موارد به جاى استفاده از لفظ هاى منفى نكن با يك رفتار مثبت با كودك رفتار كنيد و جنبه هاى خوب رفتار او را تشويق و تقويت كنيد و با بكارگيرى كودك در زمينه هاى مورد علاقه ودر حد توان او اعتماد به نفسش را بالا برده و اضطراب او را كاهش بدهيد و فرصتى براى انگشت مكيدن و جويدن ناخن باقى نگذاريد. به اين ترتيب كم كم كودك شما اين گونه رفتار را فراموش مى كند . سعى كنيد براى مقابله بهتر ، قبل از هر چيز علل اصلى بروز رفتار را كشف كنيد. با تشويق كودك به بازى هايى مانند خميربازى، گلو، نقاشى و كارهايى كه ذهن و دست هاى كودك را مشغول مى كند به طور غيرمستقيم با تشديد اين عادات مبارزه كنيد، اما اگر رفتار بچه شما ادامه پيدا كرد و تلاش هاى محبت آميز شما در طول زمان كارى از پيش نبرد، حتماً به يك مشاور و يا روانشناس مراجعه كنيد.
با همه اين حرف ها هميشه پيشگيرى بهتر از درمان است. براى پيشگيرى از بروز اين رفتارها بهترين روش، اطلاع و آگاهى والدين از روحيات بچه ها وروش هاى صحيح برخورد با آنهاست، زيرا رفتارهاى اشتباه ما مى تواند باعث بروز اختلالاتى در كودكان بشود. روان شناسان كودك تأكيد مى كنند كه براى هر نوع تغيير عادتى در بچه ها، بايد شرايط روحى كودك را نيز در نظر گرفت؛ به طور مثال هرگز نبايد كودك را به صورت ناگهانى و يا زودتر از موعد از شير گرفت؛ و يا اينكه تغيير شيوه تغذيه كودك از شير مادر يا شير خشك به غذاهاى ديگر بايد به صورت تدريجى باشد؛ حتى بهتر است در ابتدا، همزمان از هر دو روش استفاده شود.
براى رفع عادت مكيدن انگشت مى توانيد مدت شيرخوردن كودكتان را طولانى تر كنيد تا نياز به مكيدن در او ارضا شود و در آينده به مكيدن انگشت رو نياورد.
جدايى هميشه براى همه سخت است وبراى كودكان اين جدايى سخت تر و طاقت فرساتر است؛ اگر به هر دليلى جدايى پدر ومادر از كودك لازم و اجبارى است ، بايد كودك را به فردى كه مى تواند نقش مادر را بازى كند مانند مادربزرگ، خاله و... بسپاريد. در صورتى كه كودك شما بيمار و مجبور شد تامدتى بى حركت در بستر بماند، وسايل سرگرمى او را فراهم كنيد. پيشگيرى يعنى توجه ساده به نيازهاى كودك و سرگرم كردن او پس مى توان گفت اگر درست از اوقات فراغت استفاده نشود. حتى كودكان هم آسيب مى بينند.
ماجرا
داستان با يك نامه آغاز شد. كمى توضيح و بعد وعده يك سكه و در انتها هم روياى شمردن چند ميليون اسكناس سبز. اين مقدمه را مى شد ۱۰ سال پيش هم براى گزارش يك كلاهبردارى مدرن نوشت اما ثانيه ها به سرعت مى گذرند و فاصله بين مدرن و قديمى به دقايق رسيده. وقتى كه چت جاى نامه را گرفت، آن وعده هاى شيرينى كاغذى هم ريختند داخل اينترنت.
نتيجه شد، پرونده اى كه هفته گذشته با نام گلدكوئست در دادسراى كاركنان دولت باز شد.
كلاهبردارى مدرن
اينكه مى گوييم مدرن براى همين امروز است. اصولاً ما آدم هاى ساده اى هستيم كه فقط فكر مى كنيم خيلى زرنگيم. در دوره اى كه مى شود با حربه اى كودكانه مردم را در چت سركار گذاشت، عجيب نيست كه با وصل كردن طعمه ثروت سر قلاب اينترنت، صيدهاى چاقترى هم به دست آورد!
سايت شركت گلدكوئست به دستور دادستان تهران مسدود شد. اين البته آخر ماجرا بود. اصل ماجرا از ارقام وسوسه انگيز شروع شد. يكبار ديگر به مقدمه برگرديد، نامه هايى را بخاطر بياوريد كه گاه و بى گاه توسط يك دوست به دستمان مى رسيدند. در آن نامه شما بايد از شركتى خاص يك سكه مى خريديد و بعد خريد سكه را به ديگران هم توصيه مى كرديد تا به مرور صاحب ثروتى قابل توجه بشويد. حالا عين اين جريان وارد اينترنت شده است.
شركت گلدكوئست فعاليت هاى تجارى متعددى انجام مى دهد. يكى از آنها فروش سكه هايى است كه علاوه بر ارزش فلز طلا و نقره، ارزش مداليون هم دارند. اگر شما سكه را كه كمترين قيمت آن ۴۰۰ دلار است، بخريد و در سايت گلدكوئست ثبت نام كنيد و در مرحله بعد دو نفر را به اين مجموعه اضافه كنيد و آنها و زير مجموعه آنها را كه در مجموع ۶ نفر مى شوند ترغيب به خريد از اين شركت كنيد، به ازاى اين ۶ معرفى شده ۲۵۰ دلار پورسانت دريافت مى كنيد. هر قدر تعداد افرادى كه به زير مجموعه شما اضافه شود، پورسانت شما بيشتر مى شود و تا هفته اى ۷ هزار و ۵۰۰ دلار مى رسد. زمانى كه شما ۱۸ نفر را در سمت راست خود و ۱۸ نفر را در سمت چپ خود داشته باشيد، شركت به شما هديه مى دهد. در اين مرحله پورسانت شما به ۴۲ هزار و ۷۵۰ دلار و بعد از ۱۰ مرحله به ۸۲ هزار و ۲۵۰ دلار مى رسد.
از اينكه توضيح ماجرا كمى طولانى شد، معذرت مى خواهم اما قبول كنيد كه اين توضيح مفصل واجب بود. به هر حال ما درجايى زندگى مى كنيم كه به دست آوردن ارقام ميليونى رؤياى اغلب آدم هاى اطرافمان است. پس عجيب نيست كه خيلى ها اسير سراب شمردن حدود ۶۸ ميليون تومان پول نقد شوند.
مسير آسان
همه مى خواهند پولدار شوند واين هم درديست. مسأله وقتى حاد مى شود كه ما هميشه دوست داريم از مسيرهاى آسان به هدف برسيم. اينترنت سرعت همه چيز را بالا برده. ايميل به جاى نامه، چت به جاى توقف پشت خط اشغال تلفن و ... در اين هياهو البته سرعت كلاهبردارى هم بالا رفته. اينجا ديگر قضيه به يك شكست عاطفى در اينترنت خلاصه نمى شود. بحث، بحث از دست رفتن سرمايه اى است كه احتمالاً براى اغلب ما ذره، ذره جمع شده. بدون شك ما جراى كلاهبردارى اينترنتى شركت گلدكوئست آخرين پرونده اى نيست كه در دستگاه قضايى باز مى شود. مسدود كردن اينترنت ممكن نيست، شايد بهتر باشد ما روياهايمان را مسدود كنيم!

|   صفحه اول   |   سياسى   |   خوانندگان   |   سينما   |   گزارش ويژه   |   گزارش زندگى   |   فرهنگ و هنر   | 
|   ويژه ۱   |   ويژه ۲   |   ويژه ۳   |   ويژه ۴   |   ورزشى   |   اوقات شرعى   |   موسيقى   | 
|   گوناگون   |   ارتباطات   |   هزارويك شهر   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |