|
گزارش
|
|
|
|
از بمباران هاى بلگراد تا
|
|
|
|
در شطرنج ليگ برتر
|
|
|
|
كدام تيم براى دومين بار قهرمان ليگ برتر مى شود؟
|
|
|
|
|
|
|
گزارش
اكسيژن به تيم پاك نرسيد نوجوانان هم سوختند
تيم ملى نوجوانان كه اميد زيادى به آن مى رفت هم گلى به سر فوتبال ايران نزد. آنها رفتند ژاپن و دور از چشمان ميليون ها ايرانى همه حريفانشان را بردند اما آنجا كه همه مى ديدند و بايد حريفان را مى بردند، قافيه را واگذار كردند. باخت به چين و قطر همه رشته هاى كادر فنى و بازيكنان تيم ملى نوجوانان را پنبه و آنها را از رسيدن به جام جهانى نااميد كرد. هرچند رئيس فدراسيون فوتبال و كادر فنى از عملكرد اين تيم رضايت دارند اما در صورتى كه اين تيم با تدارك بيشترى در اين مسابقات حضور پيدا مى كرد قطعاً حالا دادكان و يارانش راضى تر از گذشته بودند. تيم ملى نوجوانان در پس عنوان چهارمى رقابت هاى آسيايى را از آن خود كرد كه فدراسيون فوتبال اين تيم را پاك ترين تيم تاريخ اين رده ناميدند. على دوستى اين موضوع را تأييد مى كند: «از همان روزهاى ابتدايى تشكيل اردو تلاش كرديم بازيكنان نوجوان واقعى را به اردو دعوت كنيم و فكر مى كنم در اين راه كاملاً موفق بوديم.» ايران در حالى با پاك ترين تيم خود در اين مسابقات شركت كرد كه ساير تيم ها اين كار را نكردند. على دوستى مى گويد: «بازيكنان چين و قطر از حد و اندازه هاى طبيعى درشت تر بودند، خصوصاً بازيكنان قطرى كه ظاهراً قطرى نبودند و از كشورهاى ديگر عضو اين تيم شده بودند.» اما چرا تيم ملى نوجوانان ايران نتيجه لازم را نگرفت؟ على دوستى مى گويد: «تا روزهاى پايانى بچه ها خوب كار كردند اما در دو ديدار پايانى اسير بى تجربگى شدند. آنها قبل از اين مسابقات در بازى هاى تداركاتى خوبى شركت نكرده بودند. حريفان خوبى هم نداشتند، به همين خاطر به بى تجربگى خودشان باختند.» اين قبول كه تيم ملى نوجوانان پاك ترين تيم تاريخ نوجوانان بود، اما آيا نمى شد از هزينه هاى سرسام آور و بودجه هاى ميلياردى فدراسيون مبلغى را صرف بازى هاى تداركاتى قابل اعتنا براى اين تيم كرد تا به جام جهانى صعود مى كرديم و افتخاراتمان بيشتر مى شد؟ آيا بهتر نبود اين تيم پاك را با تداركات پاكترى عازم ژاپن مى كرديم تا باز هم به تيم هايى مثل قطر و چين نمى باختيم؟ اما افسوس كه اين تيم پاك هم سوخت.
|
|
|
|
|
از بمباران هاى بلگراد تا
چمن سبزچلسى
ماتيا كژمان از بمباران هاى ناتو در صربستان جان سالم به در برد و هنگامى كه عضو تيم آيندهوون هلند بود از چنگال آدم ربايان گريخت به همين دليل وى از حضور در ليگ برتر انگليس هراسى ندارد. او به زبان ساده مى گويد: من مى دانم كه در چلسى گل هاى زيادى به ثمر خواهم رساند. در شرايطى كه خط حمله چلسى در عطش گلزنى مى سوزد، اين اعتماد به نفس كژمان به طور حتم تأثير مثبت بر روند حركتى آبى پوشان لندنى خواهد داشت. كژمان در سن ۱۶ سالگى خانه را ترك كرد تا اينكه به يك فوتباليست حرفه اى تبديل بشود. وى هنگامى كه ۲۰ سال سن داشت در شهر بلگراد زير بمباران هاى ناتو قرار گرفت و دوام آورد. پس در شجاعت وى شكى نيست. كژمان در دو بازى اول خود براى چلسى گلى به ثمر نرساند اما چند روز قبل فرزندان و همسر وى به لندن آمدند اما تاكنون خانه اى مناسب براى خود نيافته اند. هنگامى كه كژمان از پارتيزان بلگراد به آيندهوون هلند پيوست در ۱۲۳ بازى در ليگ ۱۰۵ گل به ثمر رساند و سه فصل، بهترين گلزن فوتبال هلند بود. به هر حال بازى در ليگ برتر دشوارتر از بازى در ليگ هلند است اما او معتقد است كه فشارهاى وارده را تحمل خواهد كرد: به دليل بزرگ شدن در صربستان با تمام مشكلات كوچك و بزرگ دست و پنجه نرم كردم و ياد گرفتم كه هرگز تسليم نشوم. وى در مورد حملات ناتو به يوگسلاوى سابق كه منجر به تعطيلى رقابت هاى فوتبال اين كشور شد مى گويد: حملات ناتو واقعاً وحشتناك بود. در برخى مواقع مجبور بوديم همراه با خانواده به زيرزمين برويم و چند ساعتى را در آنجا بمانيم. البته اميدوارم كه چنين وقايعى ديگر اتفاق نيفتد با اين حال در جريان اين حوادث، آبديده شدم. در حقيقت بمباران هاى ناتو باعث شد تا كژمان همراه با رفقاى خود در خيابان به بازى فوتبال بپردازد و او بيستمين سالگرد تولدش را زير زمين جشن گرفت. سال گذشته پليس هلند، توطئه ربودن كژمان را توسط يكى از تبهكاران يوگسلاوى سابق كشف و خنثى كرد و چند ماهى، پليس به صورت غيرمحسوس از جان اين بازيكن محافظت مى كرد با اين حال وى به گلزنى خود ادامه داد. اما تمام اين ناآرامى ها و ناملايمت ها بر اثر ايمان قوى كژمان به پايان رسيد. او مى گويد: هنگامى كه وارد كليسا مى شوم، آرامش خاصى به من دست مى دهد و همه سختى ها را فراموش مى كنم. به هر حال، فوتبال در خون كژمان است چون پدرش نيز دروازه بان يكى از تيم هاى دسته اول يوگسلاوى سابق بود. كژمان مى گويد: زندگى ام در گل زدن خلاصه شده و اگر كارنامه مرا در تيم ملى و تيم هاى باشگاهى بررسى كنيد به اين نتيجه خواهيد رسيد كه در همه جا گل زده ام. به همين دليل بايد به من فرصت بدهيد تا برايتان گل بزنم. كژمان قول داده در فصل جارى ۱۵ گل به ثمر برساند با آنكه ممكن است در چلسى بازى هاى زيادى به او نرسد. او ترجيح مى داد به جاى نيمكت نشينى در يك تيم بزرگ چند سالى را در يكى از تيم هاى متوسط ليگ برتر به طور ثابت بازى كند اما هنگامى كه چلسى به سراغش آمد نتوانست پيشنهاد آنها را رد بكند. به هر حال وى همراه با چلسى در اين فصل حداقل يك مقام قهرمانى را جست وجو مى كند.
|
|
|
|
|
در شطرنج ليگ برتر
حركت چهارم مربيان روى لبه تيغ
|
|
|
حوصله مديران كم كم سر مى رود. اگر قرار بود مربى نتيجه بگيرد بايد در اين سه هفته حداقل نتيجه را كسب مى كرد، اما ظاهراً بعضى ها دوست ندارند اجازه بدهند آب خوش از گلوى خودشان و مديرعامل باشگاه شان پايين برود. با گذشت سه هفته از رقابت هاى ليگ برتر و در حالى كه طى ديروز و امروز هفته چهارم برگزار مى شود، هستند مربيانى كه در صورت شكست در رقابت هاى اين هفته بايد كم كم چمدان هايشان را ببندند. در بين ۱۶ مربى ليگ برترى تنها يك مربى رضايت كامل مجموعه و مديرانش را جلب كرده است و او كسى نيست جز مجتبى تقوى سرمربى تيم سايپا كه حالا با ۹ امتياز در صدر جدول رده بندى قرار دارد. تقوى اين شانس را دارد كه حتى در صورت نتيجه نگرفتن در ديدارهاى آينده حداقل تا پايان فصل سرمربى نارنجى پوشان باقى بماند. بعد از تقوى، قلعه نويى، احمدزاده و اكبر ميثاقيان مربيانى هستند كه تقريباً موفق عمل كرده اند و تيمشان را پنج امتيازى كرده اند. البته در بين اين سه، امير قلعه نويى در هفته سوم از زير فشار انتقادات رها شد. ملادن فرانچيچ كه در هفته اول با شكست پرسپوليس موقعيت راينر سوبل را به خطر انداخت حالا وضعيتى مشابه با او دارد. اين دو به همراه فرهاد كاظمى تيمشان را صاحب ۴ امتياز كرده اند و با پيروزى در سومين بازى (البته به جز فولاد كه باخت) از زير بار انتقادات فرار كردند. اما هر چه به پايين جدول نزديك تر مى شويم موقعيت مربيان بيشتر به خطر مى افتد. غلامحسين پيروانى هر چند با فجر سپاسى رده هشتم قرار دارد اما تيمش از دو بازى تنها سه امتياز كسب كرده است. اما ميودراگ يسيچ سرمربى پگاه هر چند تا به حال شكست نخورده است اما با سه تساوى، از موقعيت چندان مستحكمى برخوردار نيست. محمدرضا كربكندى سرمربى ذوب آهن كه در هفته اول مقابل ابومسلم و در هفته دوم مقابل سايپا تن به شكست داده بود در صورتى كه در اهواز هم نتيجه نمى گرفت قطعاً اولين مربى بود كه با نيمكت داغ مربيگرى خداحافظى مى كرد، اما گل دقايق پايانى رضا عزيزى به فرياد كربكندى رسيد. نصرت ايراندوست مربى بى سر و صداى ملوان موقعيت نسبتاً خوبى دارد كه هنوز باختى را در كارنامه اش نمى بيند. ناصر ابراهيمى نيز از سه بازى خود صاحب يك تساوى و دو شكست شده و فعلاً در آرامش به سر مى برد. پرويز مظلومى نيز همين شرايط را دارد. صباباترى از سه بازى صاحب دو تساوى و يك شكست است. اما مجيد جلالى كه فصل قبل با اقتدار قهرمان شده بود در كمال تعجب در جايگاه چهاردهم جدول قرار دارد. آنها دو امتيازى هستند. مثل پيكان و استقلال اهواز كه با همين تعداد امتياز در قعر جدول قرار دارند. به نظر مى رسد همايون شاهرخى و لوكابوناچيچ از جمله مربيانى هستند كه در صورت نتيجه نگرفتن در هفته چهارم درمعرض بركنارى قرار مى گيرند. به اين جمع بايد راينر سوبل را نيز اضافه كرد. او هم موقعيت جالبى در پرسپوليس ندارد. سوبل امروز در ورزشگاه آزادى ميزبان نصرت ايراندوست است.
|
|
|
|
|
كدام تيم براى دومين بار قهرمان ليگ برتر مى شود؟
قهرمانان يك فصله
تصور مى كنيد كدام تيم براى دومين بار عنوان قهرمانى ليگ برتر را از آن خود كند. تا به حال كه سه دوره از مسابقات را پشت سر گذاشته ايم و هنوز هيچ تيمى نتوانسته دو بار عنوان قهرمانى را از آن خود كند. در اولين دوره رقابت هاى ليگ برتر، پرسپوليس با اختلاف اندكى نسبت به استقلال به عنوان قهرمانى دست يافت. آنها در شرايطى به اين عنوان دست پيدا كردند كه على پروين را به عنوان سرمربى همراه داشتند. اما در دومين دوره رقابت هاى ليگ برتر پرسپوليس هيچگاه نتوانست خود را به عنوان مدعى قهرمانى معرفى كند، آنها با در اختيار داشتن على پروين هم راه به جايى نبردند و به مقام سومى رقابت هاى ليگ بسنده كردند. اين در حالى بود كه سپاهان اصفهان با اختلاف نسبتاً زيادى عنوان قهرمانى را به خود اختصاص داد. سپاهانى ها با فرهاد كاظمى يك فصل رؤيايى را پشت سر گذاشتند و با كسب مقام اولى ليگ دوم به سلطه پرسپوليس و استقلال پايان دادند. اما آنها هم نتوانستند در قهرمانى شان تداوم داشته باشند. سپاهان در سومين دوره ليگ با همين فرهاد كاظمى نتوانسته خود را به رده هاى بالاى جدول نزديك كند و در مكان ششم قرار گرفت. در اين دوره پاس با سرنوشتى مشابه سپاهان به عنوان قهرمانى سومين دوره رقابت هاى ليگ برتر دست يافت اما در شروع ليگ چهارم به هيچ وجه در حد و اندازه هاى قهرمانى ظاهر نشده است. اينكه چرا قهرمانان ما در رقابت هاى ليگ برتر نمى توانند در فصل بعد اين عنوان را تكرار كنند، دلايل بسيار زيادى دارد كه بايد توسط كارشناسان و صاحبنظران مورد بررسى قرار گيرد. شايد غرور كاذب و شناخت پيدا كردن حريفان يكى از دلايل آن باشد.اما دليل ديگرى كه تا حدود بسيار زيادى به واقعيت نزديك تر به نظر مى رسد اين است كه مربيان ما در يادگيرى علم روز فوتبال و تاكتيك هاى جديد فعال نيستند و سعى نمى كنند در فصل جديد با سبك و برنامه اى تازه گام در مسابقات بگذارند. شايد به همين خاطر است كه نمى توانند موفق تراز فصل گذشته عمل كنند. مربيان خارجى هم در ليگ حرفه اى هنوز عنوان قهرمانى را به خود اختصاص نداده اند. البته در ادوار گذشته ليگ آزادگان تيم هايى مثل استقلال، پرسپوليس و سايپا توانسته اند دو فصل پياپى قهرمانى را از آن خود كنند اما در ليگ حرفه اى هنوز اين اتفاق نيفتاده و احتمال مى رود اين فصل يكى از تيم هاى پاس و سپاهان اين عنوان را به خود اختصاص دهند.
|
|
|
|
|
به جهنم رئال خوش آمديد
مايكل اوون بازيكن سابق تيم ليورپول انگليس با هزاران اميد و آرزو به تيم رئال مادريد پيوست، اما در همين مدت كوتاه وى در اين تيم مات و مبهوت شده است. اوون كه اولين حضور در رقابتهاى جام قهرمانى باشگاههاى اروپا را روى نيمكت ذخيره ها تجربه مى كرد، شاهد شكست باورنكردنى تيم خود مقابل باير لوركوزن بود. وى سپس با طغيان رختكن اين تيم عليه مربى مواجه شد و در نهايت مربى رئال پس از ۴ بازى از سمت خود كناره گيرى كرد و مربى دروازه بانان جايگزين وى شد. تمام اين اتفاقات در شرايطى رخ داد كه اوون كوچك ترين نقشى در آن نداشته، به همين دليل حالا حيرت زده از خود مى پرسد كه چرا به اين تيم پر دردسر پا گذاشته است. البته كاماچو مقصر اين بحران نبود، بلكه ريشه اين بحرانها را بايد در نگاه اقتصادى مديريت حاكم بر باشگاه جست و جو كرد وگرنه دو شكست سنگين دليل منطقى براى قطع همكارى با مربى تيم نيست. البته اوون مى گويد كه هم تيمى هاى وى به او گفته اند كه چنين اتفاقاتى هرچند سال يك بار در رئال رخ مى دهد و او نبايد نگران باشد. اما واقعيت اين است كه اوون نبايد حرفهاى هم تيمى هاى خود را چندان جدى بگيرد، چون فصل پيش نيز جو مسمومى در رئال حاكم بود و اين تيم صاحب هيچ عنوانى نشد. همچنين در فصلى كه گذشت، ركورد ناكامى رئال در ۵ بازى متوالى تكرار شد و فلورنتينو پرز، رئيس باشگاه مجدداً تمام كاسه و كوزه ها را سرمربى شكست و كارلوس كويى رز را از كار بركنار كرد. اما در كوران فعاليتهاى انتخاباتى پرز، خوزه آنتونيو كاماچو قرار گرفت. پرز قول داد كاماچو با سختگيريهاى خود قادر خواهد بود تا نظم و انضباط را به رئال بازگرداند، اما كاماچو هم نتوانست رئال را نجات بدهد، چون شيوه مديريت در اين باشگاه غلط است. طى سه سال اخير، ۴ بار سياست باشگاه رئال در تعيين مربى تغيير كرده است. سه سال قبل مديران رئال مادريد تصميم گرفتند يك مربى گمنام و سنتى به نام دل بوسكه را برگزينند. سپس به دنبال يك مربى با تفكرات مدرن رفتند و زمام امور را به كويى رز سپردند. پس از ناكامى وى رو به يك مربى سختگير همچون كاماچو آوردند و حالا هم دست نياز به سوى «ماريانو گارسيا رمون» دراز كرده اند كه او نيز ويژگيهايى مشابه دل بوسكه دارد. البته از ابتدا مشخص بود كه كاماچو با شيوه ديكتاتورى قادر به كنترل رختكن بازيكن سالار رئال نخواهد بود. در حقيقت پيوستن يك فوق ستاره ديگر به نام اوون، وضعيت را در تيم بدتر كرده بود، البته پرز تمايلى براى به خدمت گرفتن اوون نداشت، اما در آخرين روزهاى فصل نقل و انتقالات، به دلايل اقتصادى به سوى اوون آمد و با وى قرارداد امضا كرد. پيامدهاى اقتصادى انتقال بكهام به رئال مادريد براى اين باشگاه بسيار مطلوب بود، به همين دليل پرز نمى خواست يك بازيكن انگليسى سودآور را از دست بدهد، چون اوون با خود حاميان مالى متعددى براى رئال به ارمغان مى آورد. با اين حال، كاماچو با به خدمت گرفتن اوون، كاملاً مخالف بود. او «پاتريك ويه را» را مى خواست و از سوى ديگر جايى براى اوون در حضور بازيكنانى چون رونالدو، رائول و مورينتس نداشت. اما دست او مانند دستهاى كويى رز و دل بوسكه توسط سياستهاى باشگاه بسته بود. در واقع ورود اوون به رئال مادريد زنگ خطرى براى باند رائول بود، باندى كه مخالف حضور بازيكنان خارجى در تركيب رئال است. در ابتداى فصل، زمانى كه رائول بسيار بد بازى مى كرد، بازيكنان خارجى رئال كه چند سالى در اين تيم سابقه بازى داشتند، زبان به اعتراض گشودند و خواهان بازى اوون به جاى كاپيتان رائول شدند. همين موضوع باعث شد تا اوون روى نيمكت ذخيره ها از مورينتس سبقت بگيرد و در نهايت جايگزين رائول بشود. همين اقدام كاماچو باعث شد تا بازيكنانى چون رائول، گوتى و مورينتس از مربى تيم به انتقاد بپردازد و او را محكوم به خط گرفتن از رسانه ها و بخش اقتصادى باشگاه نمايد. هنگامى كه كاماچو شنيد اين سه بازيكن نزد رئيس باشگاه رفته و از او بدگويى كرده اند، استعفاى خود را نوشت و رئال را ترك كرد. كاماچو گفت: مادامى كه فرهنگ حاكم بر رئال مادريد تغيير نكند، امكان كار در اين تيم وجود ندارد. تعدادى بازيكن نزد مدير باشگاه مى روند و عليه مربى بدگويى مى كنند و جالب اينكه مدير نيز از مربى خود دفاع نمى كند. همچنين خبر مى رسد كه شركت آديداس، اسپانسر اصلى بكهام، از نيمكت نشينى اين بازيكن در رئال انتقاد كرده و خواهان حضور ثابت وى در تركيب اصلى شده است. به طور حتم، اگر اوون از چنين مسائلى آگاهى داشت، هرگز به رئال نمى پيوست. به هرحال در يك عبارت بايد گفت: آقاى اوون، به جهنم رئال خوش آمديد!
|
|
|
|