اگر به دنبال دلايل منطقى وعقلانى هستيد، سينماى ملاقلى پور كمكى به شمانمى كند براى همين مجموعه اى از آشفتگى و پريشان حالى توى ذوقتان خواهد زد. اما اگر در تعريفتان از سينما براى حس وحال وگرما اهميت خاصى قائليد؛ از اين فيلم مى توانيد حظ بصرى ببريد. «مزرعه پدرى» آخرين ساخته رسول ملاقلى پور هم اكنون برپرده است . ضيافتى براى كسانى كه صميميت و روراستى فيلمساز برايشان مسأله است.
در سينمايى كه در آن انبوه كليشه ها بيداد مى كند رفتن به سمت حال وهوايى ملموس و غيركليشه اى همواره با ريسك بالايى همراه بوده است. وقتى از چيزى به نام سينماى دفاع مقدس حرف مى زنيم بى اختيار به ياد دو نوع زيرگونه مشهور اين سينما مى افتيم. زيرگونه اول ؛ شامل فيلم هاى پرتحرك وحادثه پردازانه اين سينما مى شود كه كارى با آنچه در جنگ ۸ ساله ايران وعراق گذشته، ندارد و تغيير جغرافيا برايش ساده ترين كار دنياست. به همين خاطر به راحتى الگوهاى سينماى نازل حادثه پرداز مربوط به فيلم هاى جنگ جهانى دوم (و يا در صورت كمى سليقه داشتن جنگ ويتنام) را به كار مى گيرد. طبيعى است كه دراين گونه، تنهاچيزى كه اهميت ندارد وفادارى به حال وهوايى است كه در جبهه ها حاكم بوده. زيرگونه دوم اما مدعى شناخت ارزشهاى دفاع مقدس است . فيلم هايى كه در آنها برادران رزمنده دائماً از يكديگر تقاضاى التماس دعا دارند. چيزى كه خود رسول ملاقلى پور هم در فصلى از «هيوا» به آنها اشاره مى كند. اين نوع فيلم ها هم كليشه هاى خاص خود را دارند اما آنچه باعث شده از سينماى دفاع مقدس برخى به عنوان تنها ژانر سينماى پس از انقلاب نام ببرند،حضور سينماگران انگشت شمارى بوده كه ملاقلى پور يكى از آنهاست.
***
موقعيتى را تصور كنيد كه در آن نيروهاى خودى در محاصره دشمن قرار گرفته اند و در جهنمى از آتش و خون بهترين فرزندان اين مملكت مانند برگ خزان بر زمين مى ريزند؛ اين موقعيتى است كه تقريباً آن را در تمام فيلم هاى جنگى رسول ملاقلى پور مى توان مشاهده كرد. همين «مزرعه پدرى» پراز چنين فصل هايى است . فصل هايى كه با تسلط فنى قابل توجه سازنده اش تبديل به لحظاتى به يادماندنى شده است. به ساختار تكنيكى محكم اين فصل ها اشاره كردم ، بد نيست در اينجا به موضوعى پرداخته شود كه سالهاست منجر به سوءتفاهماتى شده ؛ اينكه سينماى حسى ـ غريزى فاقد هرگونه دانش ، فرهيختگى و دانايى است و روى ديگر سكه حس وحال و صميميت ؛ بى دانشى و شلختگى ساختارى است.از سينماى رسول ملاقلى پور هم دراين سالها به عنوان مصداق بارز اين قضيه نام برده شده است. ظاهراً هيچ كس هم با اين قضيه كارى ندارد كه لااقل در حيطه سينماى جنگ، هيچ كارگردانى وجود ندارد كه قادر به خلق حتى يكى از سكانس هاى پرتنش فيلم هاى او باشد و اين كه خوشبختانه گرما و حس وحال فيلم هاى ملاقلى پور با تسلط قابل توجه او بر زبان سينما همراه شده است.
سالهاست كه گفته ايم در جنگ تحميلى اقشار مختلف مردم سلحشورانه به جبهه هاى جنگ شتافته اند. جنگى كه در آن از فلان روستايى كم سواد گرفته تا مهندس و پزشك ومعلم و كارگر در آن حاضر بوده اند. اما در فيلم هاى جنگى ايرانى و حتى در اغلب فيلم هاى متفاوت اين سينما اغلب رزمنده در سيمايى يكسان و كليشه اى به نمايش درآمده است.
ملاقلى پور جزو نخستين فيلمسازانى بوده كه كوشيده تا اين مرز بشكند و آدم هاى جنگ راملموس و واقعى نشانمان دهد و به همين دليل رابطه عاشقانه نويسنده و همسرش فيلم را دچار مشكلاتى كرده، البته اين كوشش در «مزرعه پدرى» به اوج خود رسيده است. هرچه باشد اين جنگى است كه همه مردم ما در آن حضور داشته اند و به همين خاطر درميان رزمندگان حضوردو لات توبه كرده نبايد عجيب باشد كه در ميانشان كاراكتر ممد يكى از شاخص ترين و به يادماندنى ترين شخصيت هاى سينماى جنگ است . كسى كه به توان گناهانش تصميم گرفته كه ديگر حرف نزند و در سراسر فيلم خاموش است و در مجموع با معرفت ترين و دوست داشتنى ترين آدم فيلم است . گرماى حضور او و امثال اوست كه باعث شده «مزرعه پدرى » با ديگر نمونه هاى سينماى جنگ متمايز باشد.
***
« مزرعه پدرى » اما اگر هيچ كدام از اينها را هم نداشت ؛ به خاطر حس وطن پرستانه اى كه در آن موج مى زند؛ اثرى قابل ستايش بود. دراين سالها فيلم جنگى زياد ساخته شده؛ تعداد فيلم هاى خوب اين جريان هم خيلى كم نيست اما به جرأت مى توان گفت اين ناسيوناليستى ترين فيلمى است كه درباره اين جنگ ۸ ساله ساخته شده است.
حاشيه هاى مزرعه اى به وسعت يك سرزمين
درست در روزهايى كه آوازه مخارج صرف شده براى دوئل همه جا را برداشته بود، شنيده شد كه رسول ملاقلى پور هم در حال كار روى يك محصول پرخرج است. هرچند در همان مقطع اوليه هم گفته شد در فيلم ملاقلى پور كمتر از نيمى از دوئل خرج شده است. فيلم داستانى همانند ساخته هاى قبلى فيلمساز در كشاكش حال و گذشته بود و وقتى كليد خورد تازه شنيده شد كه فيلمساز قديمى سينماى جنگ براى نقش نخست فيلمش مهدى احمدى را برگزيده؛ بازيگرى عجيب را كه در اين سال ها معمولاً در گروهى از فيلم هاى روشنفكرانه ايفاى نقش كرده است.
مزرعه پدرى برخلاف فيلم ديگر، در زمان ساخت آنقدرها دچار حاشيه نشد. فيلم به سرعت آماده شد، براى صداگذارى به فرانسه رفت تا آنجا توسط گشتاسب آريانا به صورت دالبى ديجيتال صداگذارى شود و بعد هم به جشنواره رسيد. همه چيز از همين مقطع آغاز شد.
نخستين جرقه هاى جنجال در نشست مطبوعاتى فيلم زده شد. جايى كه از ملاقلى پوردرباره صحنه اى در كنار چاه سؤال شد و او همانند هميشه خيلى رك حرف هايش را زد و حبيب الله كاسه ساز مجبور شد تا موضعى جدا از موضع ملاقلى پور بگيرد. اين اتفاق هم البته آنقدر به چشم نيامد اما نزديك شدن به زمان نمايش مشكلات را بيشتر كرد. وقتى اداره كل نظارت و ارزشيابى از ملاقلى پور خواست هم آن صحنه جنجالى و هم نواى آواز يك زن را در موسيقى فيلم حذف كند. يك نمايش خصوصى جنجالى اوضاع را بدتر از قبل كرد و وقتى ملاقلى پور ديد مسؤولان نه تنها به درخواست او مبنى بر عذرخواهى از اين ايرادات احترام نگذاشته اند بلكه بر تصميمشان پافشارى هم مى كنند، نامه اى نوشت با اين مضمون كه ديگر فيلم نخواهد ساخت؛ تا زمانى كه شرايط به شكلى آرمانى برگردد.
حالا مزرعه پدرى دوهفته اى است برپرده رفته و گفته مى شود آن دو سكانس دچار تغييراتى اساسى شده؛ تغييراتى كه اگر هوشمندانه انجام نشده باشد مى تواند كليت فيلم درخشان ملاقلى پور را دچار ضربه اى مهلك كند. فيلمى كه از معدود حماسه هاى سينماى جنگ ما و درباره همه آن چيزهايى است كه سال ها قصد داريم در سينماى جنگ بيانش كنيم و توانش را نداريم.