|
|
|
|
|
شب هاى پرصدا
|
|
|
|
|
|
|
|
|
حرف دل
بى وفايى كار تو نيست رسم روزگارِ فراموش نشده غمى كه توى قلبها يادگار چطورى دلشون اومد اون چشمهاى مهربون منو تنها بذارن چشمها مو هميشه گريون مدتيه ، خيلى وقته كه مثل عمرى گذشته روزهاى خوب رفته، حالا نوبت تلخيهاى سرنوشته گرچه تو شعرهاى من وزنى هميشه مى لنگه اما حرفا حرفا ى دل بى قافيه هم قشنگه شيدا ناجى
خيابان جاى فكر كردن نيست اين را صداى جيغ ترمز ماشين هايى كه كنارپايم مى ايستند و هاج و واج نگاهم مى كنند وقتى از خط عابر پياده رد مى شوم مى گويند. مرد كله اش را از پنجره ماشين آورد بيرون گفت: او هوى عاشقى يا ديوونه؟ هيچكدام! من فقط داشتم فكر مى كردم رنگ نرده هايى كه يك درميان بنفش وقرمز نقاشى كرده اند به هم نمى آيند. بهتر بود كنار رنگ بنفش رنگ زرد به نرده ها مى زدند. شايد فكر كردن به رنگ نرده ها وسط خيابان ديوانگى باشد. بله اسمش ديوانگى است عاشقى نيست! فرجام شادمانى ـ يزد
|
|
|
|
|
كابوى نيمه شب
|
|
|
در فيلم هاى وسترن صحنه اى وجود دارد كه در آن قهرمان داستان را به ريل راه آهن طناب پيچ مى كنند تا با عبور قطار از دنيا برود. قهرمان وقت دارد تا سررسيدن قطار طناب ها را با دندان يا چاقويى كه در كفش پنهان كرده، پاره كند و خود را نجات دهد و البته انتقام بگيرد. امروز قضيه كمى فرق مى كند. آدم هاى بسيارى خودشان را جلوى قطارها مى اندازند تا به زندگى شان پايان دهند. اين يكى از شيوه هاى رايج خودكشى در جهان است. لكوموتيورانان آموزش هاى بسيارى ديده اند تا از اين گونه مرگ ها جلوگيرى كنند . اما هر هفته اخبار جهان پر است از خودكشى جوانهايى كه توانسته اند لكوموتيورانان را غافلگير كنند. بسيارى ناگهان از پشت بوته ها بيرون مى پرند و بسيارى ساعات تاريك شب را براى اين كار انتخاب مى كنند. كشورهاى اروپايى به خصوص فرانسه و انگليس بسيار بيشتر از ديگر كشورها با خودكشى روى ريل هاى راه آهن دست به گريبان اند. بيشتر كسانى كه خود را به زير چرخ هاى فلزى قطارها پرتاب مى كنند، معتادان الكل يا افسرده هاى روحى هستند كه زندگى شان را به تمامى باخته اندو تصميم گرفته اند به اين اندك زندگى شان نيز پايان دهند. آنها جرأت كشتن خود را ندارند از اين رو ترجيح مى دهند يك ماشين فلزى اين كار را برايشان انجام دهد. اما قضيه به اين راحتى نيست. متروها و قطارهاى بين شهرى مدرن به گونه اى طراحى شده اند كه به انسان هاى روى ريل كمترين آسيب را برسانند و تا حد ممكن آنها را از مسير خود به كنار پرت كنند. هفته گذشته يك جوان ۱۹ساله لهستانى كه روى ريل خوابيده بود.از اين حادثه جان سالم به در برد. توقف قطار باعث شد مسافران پنج دقيقه ديربه ايستگاه برسند و مسافران ايستگاه پنج دقيقه منتظر بمانند. به همين دليل راه آهن دولتى PKP از اين جوان نوزده ساله كه پاول باناژك نام دارد تقاضاى غرامت كرده است. پاول جوان بايد چيزى حدود ۵۸۰دلار به راه آهن لهستان خسارت پرداخت كند. پاول يك جوان فلج است كه هيچ كس نمى داند چطور از مسير راه آهن سردرآورده. پدرش معتقد است مطمئناً پسرش قصد خودكشى نداشته بلكه شب قبل از حادثه با چندنفر در كافه اى دعوا به راه انداخته و احتمالاً آنها، او را نيمه جان در مسير قطار رها كرده اند تا صحنه شبيه يك خودكشى از آب در آيد. اگرچه خبرنگار رويترز هيچ نشانى از زد و خورد شبانه در كافه نزديك راه آهن پيدا نكرده است. به هر حال، دلايل براى خودكشى پاول جوان زياد بوده. او يك ماه پيش خانه و زندگى خود را هم در آتش سوزى از دست داده و مجبور شده با مختصر حق بيمه اى كه بخاطر فلج بودنش به او مى رسيده روزگار بگذراند. اما حالا مجبور است هر ماه هشتاد دلار هم به راه آهن لهستان غرامت پرداخت كند. جالب اين است كه راه آهن دولتى PKP حاضر نيست، به هيچ وجه تخفيفى در اين خسارت قايل شود. سخنگوى راه آهن گفته: «ما طبق اصل ۷۱۵ حقوق شهروندى اقدام كرده ايم و از كسى كه موجب تأخير در ارائه خدمات ما شده، تقاضاى خسارت كرده ايم.» راه آهن PKP اعلام كرده برايش مهم نيست آن جوان چطور ازروى ريل ها سردرآورده و خانه اش براى چه سوخته: «ما نگهدار سرمايه مردم هستيم نه يك بنگاه خيريه. مردم به ما ماليات مى دهند و ما بايد براى خدمت به آنها از مزاحمان غرامت بخواهيم. آقاى باناژك مى توانست به دادگاه شكايت كند اما نكرد او مى دانست صددرصد شكست مى خورد. ما بارها و بارها در پرونده هايى نظير اين حق خودمان را گرفته ايم.» با اين حال مسؤولان راه آهن كه تاكنون سه قسط از غرامت را دريافت كرده اند، گفته اند كه در صورت صحت ادعاى آتش سوزى در خانه اين جوان حاضريم بقيه غرامت را به وى ببخشيم.
|
|
|
|
|
شب هاى پرصدا
خداحافظ خواب خوش!
|
|
|
روزها آزارش به مورچه اى هم نمى رسيد. آنقدر آرام و بى سر و صدا بود كه اگر مهربانى ها وفداكارى هايش نبود فراموشش مى كردند. اما با آمدن شب همه چيز فرق مى كرد. مثل يك كنده درخت، بدون حركت مى افتاد و بقيه مرغ سركنده اى بودند كه براى لحظه اى خواب آرام پر پر مى زدند. صداى بلندش سكوت شب را مى شكست و بعد از آنكه شديداً آرامش تو را بر هم مى زد... لحظاتى سكوت بود و به دنبالش نگرانى!! نگرانى از بودن يا نبودنش. اما خوشبختانه زياد نگرانت نمى كرد!! خيلى سريع سر و صدا شروع مى شد. آن هم با انرژى مضاعف! واقعاً كه «خروپف» او منحصر به فرد بود. «خرخر» كردن ناراحتى است كه مردم در تمام نقاط دنيا دچار آن هستند. چه باور كنيم و چه نكنيم به استناد آمار (Sleep quest.com) از هر ۴ بزرگسال يك نفر «خروپف» مى كند.
< چرا انسان دچار اين مشكل مى شود؟ «خروپف» به علت ارتعاش بافت هاى نرم سقف دهان و زبان و ضربه زدن آنها به ته حلق ايجاد مى شود وقتى خواب هستيم عضلات بدن ما آرام مى گيرند و نسوج كاملاً شل مى شوند. در حين نفس كشيدن هوا از درون مجارى هوايى عبور مى كنند تا به شش ها برسد. در حالى كه ماهيچه ها و عضلات اطراف اين مجارى منقبض شده باريك تر مى شوند كه حاصل آن عبور هوا با فشار بيشتر است. در شرايط بيدارى مشكلى وجود ندارد و به طور معمول تنفس غير ارادى و خود به خود است، ولى در حين خواب به دليل همان آرام شدن عمومى ماهيچه ها و بافتها، نسوج نرم ته حلق شل مى شوند (بسيار شل تر از شرايط عادى بيدارى) و مسائل كمى پيچيده تر مى شود. در درصدى از افراد نسوج سازنده بينى و دهان به عقب كشيده مى شوند و ديواره حلق را براى عبور هوا مسدود مى كنند. «خرخر» كردن صدايى است كه در اثر انسداد جزئى اين مجارى ايجاد مى شود و همه ما با صداى معمول آن آشنايى داريم. اما برخى افراد خصوصاً آقايان بالاى ۴۰ سال اشكال مختلفى از خر و پف را نشان مى دهند. (اين هم روشى براى تخمين سن تقريبى و از آنجايى كه خانمها هيچ گاه به ۴۰ سالگى نمى رسند، اين مشكل فقط مربوط به آقايان بالاى ۴۰ سال است!!) خر و پف اين افراد با جريان آرامى شروع مى شود و سپس براى چند ثانيه اى قطع مى شود و ساكت مى مانند، اما به دنبال آن با صدايى بلندتر و نفس نفس زدن وارد دور بعدى مى شوند. در اينجا برخلاف نوع بالا كه مسير عبور هوا انسداد جزئى پيدا مى كرد. با انسداد كلى مسير، تنفس براى مدت كوتاهى قطع مى شود (از ۱۰ ثانيه تا يك دقيقه!) و همين مسأله باعث مى شود شخص در طى شب بارها از خواب بيدار شود. از آنجايى كه زبان هم مانند ساير ماهيچه ها در طى خواب شل مى شود و بى حركت ماند، باعث بستن راههاى هوايى و سخت شدن تنفس مى شود و صداى بلند به دنبال سكوت ناشى از بسته شدن مجارى هوايى به منزله تلاش و تقلاى شديد شخص براى نفس كشيدن است. اين ناراحتى كه «apnea» ناميده مى شود، نياز به پيگيرى و توجه دارد. «Apnea» كلمه اى يونانى است به معناى «نياز به نفس». همانطور كه گفته شد: در اين اختلال مسير عبور هوا به طور كامل بسته مى شود و حاصل آن پايين افتادن سطح اكسيژن خون است و بدن براى رفع اين مشكل وارد عمل مى شود. .... قلب براى جبران فشار بيشترى را تحمل مى كند و درنهايت فشار خون بالا مى رود و بيمار وارد مرحله خواب عميق نمى شود و قادر نيست خواب ببيند. همانطور كه مى بينيد مشكل معمولى خروپف بيمارى نيست اما مى تواند نشانه اى باشد. درست مانند سرفه كه نشانه التهاب ريه است، نوع پيشرفته خروپف هم مى تواند نشانه انسداد كامل مجارى تنفسى براى مدت كوتاهى باشد. اين قطع جريان هوا ممكن است در طى شب ۳۰ تا ۳۰۰ مرتبه اتفاق افتد و خواب را مختل كند كه نتيجه آن خستگى و ضعف مفرط در روز بعد است. شخص در طى روز بيشتر مى خوابد، چرت مى زند. سطح انرژى بدنش كم مى شود. مشكلات تمركز و حافظه پيدا مى كند. كج خلق، مضطرب و افسرده مى شود و ... «خرخر» كردن در كودكان بم ديده مى شود ۲۰% آنها گهگاه و ۱۰ـ۷% مرتب خروپف مى كنند. اما بچه هايى كه «apnea» را نشان مى دهند، بچه هاى هايپراكتيو يا بيش فعال هستند.
< چه عواملى ريسك يا خطر ابتلا به اين ناراحتى را بيشتر مى كند؟ اگرچه اين ناراحتى در همه سنين و هر دو جنس ديده مى شود اما شيوع آن در مردان بالاى ۴۰ سال خصوصاً اگر اضافه وزن داشته و عادت داشته باشند به پشت بخوابند، بيشتر ديده مى شود. از جمله موارد ديگر مى توان به داشتن گردن بلند، فك كوچك، چانه تورفته، انسداد و انحراف بينى، مصرف داروهاى مسكن ، الكل و داروهاى شل كننده عضلات، چاقى بيش از حد، آلرژى و كشيدن سيگار اشاره كرد. با بررسى انجام شده بر روى تعدادى زن و مرد دريافتند: ۴۴% مردان و ۲۸% زنان در جامعه آمارى خروپف مى كنند. كه ۴% مردان و ۲% زنان به نوعى «Sleep Alpnea» گرفتار هستند. (انسداد كامل مجارى هوايى در حين خواب) از آنجايى كه بالارفتن سن، عضلات شل مى شوند. انتظار مى رفت اين ناراحتى هم افزايش يابد كه شواهد اين فرض را تأييد كرد خصوصاً بعد از ۶۵ سالگى.
< روشهاى درمان بهتر است شخص عادت خوابيدن به پشت را به هر شكلى شده كنار بگذارد و به پهلو بخوابد. يكى از راههاى مورد استفاده اين است كه فرد مبتلا يك توپ تنيس را به پشت لباس خواب خود مى دوزد و ... راهى جز به پهلو خوابيدن ندارد! يكى ديگر از كارها، كم كردن وزن است. (كم بخور ـ راحت بخواب تا بتوانى هميشه بخورى!) ترك مصرف داروهاى مسكن ـ الكل ـ سيگار و رفع عوامل آلرژى زا. البته روش هاى اختصاصى اى هم وجود دارد كه با استفاده از وسايل فشار دائمى و مثبتى بر مسيرهاى عبور هوا وارد مى شود و بد نيست بدانيم در آمريكا در حال حاضر ۳۰۰نوع از اين وسايل براى درمان به كار مى رود. «آنتونى بورگس» (رمان نويس) مى گويد: بخند تا ديگران با تو و دركنار تو بخندند و خروپف كن تا تنها بخوابى! و جالب تر اينكه: سگ ها، گوريل ها و خرس ها هم خرخر مى كنند و مكانيسم خروپف آنها شبيه انسان است. از طرفى به اين نتيجه رسيده اند كه حيوانات خانگى بلندتر از حيوانات وحشى خرخر مى كنند. (اين هم از عوارض تمدن و شهرنشينى!) حالا كه صحبت از خواب و بيدارى شد بد نيست بدانيد كه: بالاترين ركورد بيدارى متعلق به دانش آموز ۱۷ ساله اى است كه ۲۶۴ ساعت (۱۱ روز) بيدار ماند. پيش از سال ۱۹۶۵ كه اين ركورد توسط او به ثبت برسد اين زمان ۱۰ـ۸ روزبود. (البته اگر بررسى در كشور ما انجام شود، شايد در شب هاى كنكور، يا شب هايى كه تب مسابقات فوتبال اروپايى و ... داغ است، اين ركورد هم شكسته شود!)
|
|
|
|
|
اين بار فروغ درتئاتر شهر
|
|
|
فروغ به زمان خاصى تعلق ندارد، ياد وتفكرات و اشعار فروغ هر روز نو شده و به سن خاصى هم متعلق نيست. فروغ تا آخرين لحظه زمان با اشعارش زنده خواهد ماند و هر آينه پررنگتر مى شود. تئاتر« من از كجا ... عشق از كجا...» به كارگردانى پرى صابرى از ۱۷ آبان در تئاتر شهر به روى صحنه خواهد رفت. پرى صابرى كه خود اين نمايشنامه را نوشته معتقد است : زندگى فروغ فرخزاد به معناى عشق به حيات وانسان بنا شده است و وقتى شعرهاى او را مى خوانيم از لابه لاى هر يك از ابياتش عطوفتى مثال زدنى جوانه مى زند. او دراين نمايش بيشتر از اينكه به زندگى و خودفروغ بپردازد به تصوير كردن حال و هواى اشعارش پرداخته است و اين نمايش بيشتر تجلى گر احساسات شعر فروغ است. مبناى اين نمايشنامه مصاحبه هاى مطبوعاتى فروغ و تحقيقات خود پرى صابرى است و برخلاف كارهاى صابرى كمتر از حركات موزون استفاده شده. پرى صابرى دراين نمايش سازهاى سينتى سايزر را تجربه كرده و معتقد است كه امكان استفاده بيشتر ازحركات موزون دراين نمايشنامه وجود نداشته . دراين نمايش محسن شاه ابراهيمى طراح صحنه و لباس، نسيم ادبى درنقش فروغ، صنم نكو اقبال درنقش پوران فرخزاد، سيروس اسنقى درنقش همزاد و حسين محب اهرى درنقش دلقك ايفاى نقش كرده و درحال تمرين هستند. تصحيح و پوزش: در ستون «اينك سياهى خطى» در هفته پيش از آقاى نوفرستى به عنوان مدير روابط عمومى موزه هنرهاى معاصر نام برده شده بود كه بدين وسيله تصحيح مى شود.
|
|
|
|
|
اين نور و آن صفحه
|
|
|
اين روزها با كاهش قيمت پرينترهاى ليزرى تا حد نسبتاً معقولى استفاده از آنها همگانى تر شده است و از حد ادارات و شركت ها فراتر رفته است. اما آيا شما مى دانيد اين چاپگرها چگونه كار مى كنند و ليزر چگونه مى تواند تصاوير و نوشته ها را با چنان دقت بالايى روى صفحه كاغذ ثبت كند؟ اگر جواب شما به اين سؤال ها نه باشد، مطلب امروز ما مى تواند اطلاعات فراوانى در اختيار شما قرار دهد. در واقع سيستم عملكرد چاپگرهاى ليزرى بر اصول بسيار ابتدايى فيزيكى استوار است كه همه ما آنها را مى دانيم. البته اين اصول به طريقه بسيار مبتكرانه اى در كنار يكديگر مورد استفاده قرار گرفته اند تا چنين سيستم دقيقى بوجود آيد. اصل كاركرد چاپگرهاى ليزرى بر اصل الكترواستاتيك استوار است كه مى گويد: بارهاى الكتريكى مخالف يكديگر را جذب مى كنند و اصل كار دقيقاً به همين سادگى است. اين پرينترها ابتدا يك تصوير الكترواستاتيكى از آنچه بايد چاپ شود تهيه مى كنند و اين تصوير را با پودر تونر آغشته مى كنند و سپس اين تصوير را به كاغذ منتقل مى كنند اما كل اين فر آيند به ترتيب زير انجام مى شود: پس از اينكه يك كار چاپ به چاپگر فرستاده مى شود، اولين قدم پاك كردن باقيمانده هاى پودر سياه رنگ تونر از قسمت درام (طبلك) چاپگر است و اولين صدايى كه از چاپگر مى شنويد مربوط به انجام اين قسمت است. بعضى پرينترها به جاى استفاده از پاك كننده هاى مكانيكى از يك لامپ پاك كننده استفاده مى كنند كه عمر اين طبلك ها به دليل اثر اين لامپ كمتر است. قدم بعدى فرستادن بار يكنواخت ايجاد شده توسط ولتاژ بالا به سوى طبلك است تا تصاوير الكترونيكى باقيمانده از چاپ هاى قبلى از روى آن پاك شود. زمانيكه تونر و تصاوير الكتريكى باقيمانده از طبلك پاك شدند، ليزر از طريق يك آيينه متحرك به سطح آن تابانده مى شود. آن نواحى از طبلك كه تحت تابش ليزر قرار گرفته اند توانايى نگه داشتن بار الكتريكى را از دست مى دهند و بدين ترتيب يك تصوير الكتريكى بر روى طبلك تشكيل مى شود. بدين ترتيب بخش قابل چاپ و باقى صفحه كه قرار است سفيد باقى بماند در اين لحظه به لحاظ بار الكتريكى با يكديگر تفاوت دارند. سپس اين طبلك در مجاورت تونر قرار داده مى شود. از آنجا كه تونر داراى بار الكتريكى مخالف است، بخش هايى از طبلك كه تصوير الكتريكى بر روى آن ها شكل گرفته تونر را به خود جذب مى كنند و در اين لحظه يك تصوير واقعى بر روى طبلك شكل مى گيرد. قدم بعدى اين است كه صفحه كاغذ به نحوى باردار شود كه بارى مخالف بار تونر و قوى تر از بار طبلك داشته باشد. بعد از اين عمليات، تونر خود به خود از سطح طبلك به صفحه كاغذ مى چسبد و سپس صفحه كاغذ تحت فشار گرم مى شود تا تونر آب شده و بر روى كاغذ ثابت شود. بدين ترتيب يك تصوير دقيق و بدون تغيير بر روى صفحه كاغذ شكل مى گيرد و حتماً شما هم اذعان مى كنيد كه فرآيند كار به هيچ وجه پيچيده نيست. مهم اين است كه اين اصول ساده چگونه مورد استفاده قرار بگيرند تا تركيب شگفت انگيزى حاصل شود.
|
|
|
|