دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۳ - ۱۸ شعبان ۱۴۲۵
Mon, Oct 4, 2004
گزارش
سال دهم - شماره ۲۹۳۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
آرشيو
ورزش مدارس؛ فرصتى براى تفريح يا زمانى براى آموزش؟
۸۰۰دانش آموز و يك معلم ورزش
سعيد پورزند
183879.jpg
در روزهايى كه سايه ترديد و نگرانى به واسطه عدم نتيجه گيرى بر اردوى ورزشكاران ايرانى حاضر در آتن، سنگينى مى كرد و شبهاى پرستاره المپيك براى ما بى ستاره مى نمود، بار ديگر بحث نتيجه گيرى تيمهاى ورزشى اوج گرفت.
در همان ايام، يكى از مباحثى كه مطرح شد و آن را در گستره اى فراتر و در قالب طرح جامع (نظام جامع) مدنظر قرار داد، بى توجهى به ورزش آموزشگاهها بود. امرى استراتژيك و حايز اهميت كه متضمن تقويت ورزش قهرمانى و پشتوانه سازى است و بر همين اساس شاهدتوجه كشورهاى ديگربه ورزش در سنين پايه هستيم. با اين حال به نظر مى رسد هنوز اهميت و جايگاه ورزش مدارس و آموزشگاهها براى ما به درستى روشن نشده و به واقع ضرورت آن را لمس نمى كنيم. نوع تلقى از زنگ ورزش در مدارس مى تواند اين موضوع را روشنتر سازد؛ «فرصتى براى تفريح يا زمانى براى آموزش؟»
در حال حاضر به ازاى حدود ۱۶ميليون نفر دانش آموز، يازده هزار و ۲۳۰معلم ورزش مرد و هشت هزار و ۶۵۲معلم ورزش زن مشغول فعاليت هستند. براى مقاطع تحصيلى راهنمايى و دبيرستان ۲ساعت در هفته و براى مقطع ابتدايى دوجلسه يك ساعته در هفته زنگ ورزش در نظر گرفته شده و در يك سال تحصيلى حدود ۲۷جلسه، زنگ ورزش در نظر گرفته مى شود. به عبارت ديگر ازمجموع يك سال تحصيلى براى دانش آموزان حدود ۵۴ساعت، اختصاص به زنگ ورزش دارد.بودجه اى هم كه امسال براى تربيت بدنى آموزش و پرورش اختصاص داده شده حدود ۱۴ميلياردتومان است. محمدرضا پهلوان مدير كل دفتر تربيت بدنى پسران وزارت آموزش و پرورش، ساعات ورزش در مدارس را ناكافى مى داند و مى گويد: به همين خاطر فعاليتهاى تكميلى مثل كانونها را كه در داخل و خارج ازمدرسه قرار دارند، در نظر گرفتيم و افراد علاقه مند به رشته هاى مختلف مى توانند نسبت به ثبت نام اقدام كنند. در اين راستا مكانهايى كه در مدارس قرار دارند، كانون ويژه و مكانهايى كه در خارج از مدارس قرار دارند، كانون عادى محسوب مى شوند. ممكن است كانونهاى ويژه از زمين فوتبال، بسكتبال، واليبال و... برخوردار باشند و كانونهاى عادى شامل زمينهاى روباز و سالنهاى خارج از مدارس است. هم اكنون حدود ۱۵۰۰ تا ۱۶۰۰فضاى ورزشى در سطح كشور داريم كه ممكن است هر كانون پنج شش كلاس داشته باشد.
وى با اشاره به اينكه طرح مذكور طى دوسال گذشته كم و بيش دنبال شد، مى افزايد: درصدد هستيم اين طرح را با قوت بيشترى پيگيرى كنيم به طورى كه در سال گذشته به هر يك از ۱۰۰كانون افتخارى مبلغ ۵۰۰ هزار تومان داديم و امسال با همكارى دفتر پيشگيرى وزارت آموزش و پرورش قصد كمك به ۲۰۰كانون را داريم. در كانونهاى ويژه، فضاهاى ورزشى در ساعات غيردرسى مورد استفاده قرار مى گيرند كه با توجه به كمبود فضا (حدود۳۵ـ ۳۰سانتى متر سرانه فضاى ورزشى) سعى در استفاده بيشتر از اين فضاها است.
پهلوان ادامه مى دهد: برنامه اين بود كه از ۱۰۰۰مدرسه به صورت كانون ويژه استفاده كنيم منتها هنوز در اين باره اقدامى مشخص صورت نگرفته. ضمن اينكه قرار است هر مدرسه ۵۰نفر را تحت پوشش قرار دهد. در خصوص هزينه كانونها نيز بايد گفت اغلب رايگان هستند. تعدادى هم كه هزينه ثبت نام دريافت مى كنند در مقايسه با بخش خصوصى، يك پنجم يا يك ششم است. البته پولى هم كه دريافت مى شود در برخى از رشته ها مثل رزمى است. درهر منطقه اى نيز با توجه به فضاهاى موجود و نوع گرايش، به رشته هاى مختلف پرداخته مى شود.
عزيزپدرام نژاد از دبيران باسابقه ورزش درخصوص فضاهاى ورزشى وكانونها عنوان مى كند: در دبيرستانى كه تدريس مى كنم فضاهاى خوبى وجود دارد وهمه زمين ها را داريم. ولى فقط اين مدرسه چنين امكاناتى دارد . از طرفى همه بچه ها فرصت كافى ندارند تا در چنين فضاهاى محدودى ورزش كنند. مسؤولان تربيت بدنى بايد فكرى كنند وچندسالن در سطح مناطق جهت استفاده بچه ها، احداث كنند. خيلى از بچه ها چنين سالنهايى را نديده اند و براى آنها عجيب است. فعاليت كانونها نيز براى ارتقاى سطح ورزشى بچه ها خيلى مؤثر است. ولى بايد توجه داشت همه امكان ثبت نام در اين كانونها را ندارند. اتفاق افتاده كه دانش آموزى آمده و گفته كه توان پرداخت ماهى ۱۵۰۰تومان شهريه هم ندارم. در چنين شرايطى بهتر است نه تنها ثبت نام استعدادها رايگان شود بلكه كمكهايى مثل اهداى وسائل (نظير ساك) براى ايجاد انگيزه در آنان صورت گيرد.
هر چند در كنار ساعات ورزش، برنامه هاى ديگرى نظير برگزارى جشنواره ها، همايش هاى كوهپيمايى و پرداختن به ورزش همگانى براى دانش آموزان منظور مى شود، اما ظرفيتها براى سرويس دهى كافى نيست در اين ارتباط، پهلوان به مصوبه اى كه از سوى سازمان مديريت و برنامه ريزى ابلاغ شده، اشاره مى كند: براساس اين مصوبه، ساخت مدارسى كه بالاى ۱۰كلاس دارند بايد با درنظر گرفتن فضاهاى ورزشى انجام شود. ضمن اينكه در برنامه چهارم توسعه بر ساخت فضاهاى ورزشى بويژه در مدراس دخترانه تأكيد شده است. اگرچه تاكنون فضاهاى ورزشى زيادى ساخته شده اما كفايت نمى كند چرا كه اقبال به ورزش زياد شده و به همين خاطر درنظر داريم ورزشهايى را تبليغ كنيم كه زياد به فضاى ورزشى نياز نداشته باشند. در همين راستا ۹كميته پيش بينى كرده ايم كه از آن جمله مى توان به كميته هاى ورزشهاى آبى، طنابى، تفريحى، دوها، دوچرخه سوارى و اسكيت اشاره كرد.
بدون ترديد نقش معلمان ورزش در كشف و پرورش استعدادها و آموزش مهارتهاى لازم در رشته هاى مختلف ورزشى به دانش آموزان، نقشى انكارناپذير است و با توجه به شكل گيرى خميرمايه افراد در سنين نوجوانى و جوانى، عملكرد معلمان و نوع برنامه تجويزشده در جهت جذب شاگردان بسيار تأثيرگذار است. از همين رو كيفيت زنگ ورزش مدارس به ميزان زيادى متأثر از عوامل مذكور است كه مى تواند منجر به شكوفايى استعدادها براساس قرارگيرى در روند حركتى صحيح و يا از ميان بردن انگيزه در نزد دانش آموزان شود.
پدرام نژاد كيفيت زنگ ورزش مدارس را به عملكرد معلم و دبير ورزش وابسته مى داند؛ «اصولى وجود دارد كه تربيت بدنى در چارچوبى آن را به شكل يك كليشه قرار مى دهد و دبير از آن كليشه استفاده مى كند. حال ممكن است يك دبير براساس خلاقيت و نوآورى، ابتكارى را در ساعات ورزش انجام دهد. اما چيزى كه كليشه است چنددقيقه نرمش، ۲۰ تا ۳۰ دقيقه آموزش و بعد هم بازيهاى آزاد و بازگشت به حالت اوليه است. به عنوان مثال من خودم آموزشهايى را به عنوان طرح درس مى نويسم و بعد با بچه ها كار مى كنم، حال ممكن است عده اى خوششان نيايد و نخواهند زير بار مسؤوليت بروند. آنها مى گويند: «اجازه بده بازى كنيم!»  اينها غافل هستند و نمى دانند چقدر ممكن است اين آموزشها بعد از مقطع دبيرستان به دردشان بخورد. ما در سال اول دبيرستان يك سرى قوانين و مقررات را به صورت كتبى امتحان مى گيريم و تستهاى آموزش و پرورش را انجام مى دهيم. در كلاسهاى دوم و سوم دبيرستان نيز براساس آموزش مهارت رشته هاى مختلف امتحان مى گيريم. به عنوان مثال از ۲۰نمره، چهار نمره را به اخلاق و ۱۶نمره را به يادگيرى مهارتها و حضور در زنگ ورزش اختصاص مى دهيم و در آغاز سال تحصيلى بچه ها را توجيه مى كنيم.»
وى مى افزايد: يكى از دلايلى كه بچه ها از آموزش طفره مى روند و برخى معلمان به نرمش و بازيهاى آزاد اكتفا مى كنند، اين است كه بچه ها مى خواهند آزاد باشند. از سوى ديگر زمان زنگ ورزش هم كم است. به طورى كه بچه ها بلافاصله پس از نرمش مى خواهند سريع بازى را شروع كنند. متأسفانه هنوز در كشور ما ورزش جايگاه خود را نيافته و جايگاه زنگ ورزش در بين دانش آموزان در اهداف آموزش و پرورش در رده ۵۷ آمده است. اين فاجعه است. در تحقيقى كه داشتم در تمام دنيا حداقل چهار ساعت در هفته برنامه ورزشى دارند. در ژاپن و آلمان به ترتيب هشت و شش ساعت در هفته برنامه ورزشى دارند. اصلاً چنين چيزى نيست كه زنگ ورزش ۲ساعت در هفته باشد. از طرفى اثر يك تمرين ۲ يا ۳ روز بيشتر در يك دانش آموز باقى نمى ماندو بعد از بين مى رود. به همين خاطر در آلمان يك روز در ميان برنامه ورزشى مى گذارند و اين باعث مى شود، بچه ها راحت تر كار كنند.
اين دبير ورزش ادامه مى دهد: حال با توجه به يك و نيم ساعت ورزش در هفته، بايد گفت ما فرصت لازم را نداريم. مواردى هم بوده كه بچه ها پس از فارغ التحصيل شدن، آمده اند و گفته اند: «آن موقع نمى دانستيم كه اين مهارتها به دردمان مى خورد ولى الآن اين موضوع را فهميده ايم.» حتى من فردى را سراغ دارم كه در رده سنى جوانان در يك تيم فوتبال بازى مى كند و پول مى گيرد اما ۷۰درصد قوانين و مقررات فوتبال را نمى داند و اين خيلى بد است. عقيده دارم همه دبيران موظف هستند ضمن نرمش، آموزشهايى را ارائه بدهند البته نه اينكه حجم كلى زنگ ورزش را بگيرند. به عنوان مثال حداقل ۱۰دقيقه نرمش، پنج دقيقه آماده سازى و حضور و غياب، ۱۵ تا ۲۰ دقيقه آموزش، ۵۵دقيقه بازيهاى آزاد و پنج دقيقه زودتر هم سوت را مى زنيم تا ريكاورى (بازگشت به حالت اوليه) داشته باشيم. اين را هم بايد يادآورى كنم كه اگر دانش آموز دبير ورزش نداشته باشد، خيلى آسيب مى بيند. به عنوان مثال دانش آموزان بايد بدانند قبل از شروع بازى بايد با نرمش ضربان قلب را بالا ببرند. در غير اين صورت و در درازمدت سيستم قلبى ـ عروقى دچار آسيب مى شود.
پهلوان هم در خصوص بحث آموزش در زنگهاى ورزش عنوان مى كند: معاونت وزارتخانه در حال تدوين كتاب درس تربيت بدنى براى سطوح مختلف دانش آموزان است كه كتاب سال اول ابتدايى آن در مرحله اجراى سراسرى است. علاوه بر كتاب راهنماى تدريس براى معلمين يك كتاب هم براى دانش آموزان جهت انتقال دانش به آنان در نظر گرفته شده است. محتواى تدريس معلمان در كلاسها، متناسب با سن بچه ها مشخص شده است. مثلاً  در مقطع ابتدايى و تا كلاس سوم روى مهارتهاى پايه كار مى كنيم مثل راه رفتن صحيح، دويدن، پريدن، دريافت كردن، پرتاب كردن، «لى لى كردن» و...اينها مطالب اساسى است. جالب آنكه شايد ۷۰ تا ۸۰ درصد مردم راه رفتن موزون را نمى دانند چرا كه در زمان لازم آموزش نديده اند. اينها مهارتهاى بنيادى محسوب مى شود و از كلاس چهارم، علاوه بر آمادگى جسمانى رشته هاى مختلف، مهارتهاى مقدماتى و پيشرفته مربوط به رشته هاى گوناگون آموزش داده مى شود. قرار است امسال اين طرح به صورت آزمايشى در كلاسهاى دوم و سوم اجرا شود.
وى با ذكر اين نكته كه اگر به ورزش آموزشگاهها اهميت داده شود و منابع لازم در اختيار باشد در توسعه ورزش همگانى و پشتوانه سازى براى قهرمانى، نقشى انكارناپذير دارد، بيان مى كند: اين يك تجربه مفيد و مثبت است كه اكثر كشورها از آن بهره مى برند. منتها در اينجا آموزش و پرورش فراتر از وظيفه اش نيز عمل مى كند. اگر مى خواهيم آموزش و پرورش نقش خود در فرايند ورزش همگانى و قهرمانى را ايفا كند، بايد ظرفيت قانونى آن را هم ايجاد كنيم. حال اگر اختيارات قانونى و منابع لازم فراهم شود، تربيت بدنى آموزش و پرورش، بالقوه اين پتانسيل را داردكه نقش لازم را ايفا كند. اكنون ما به لحاظ قانونى موظف نيستيم پا در كفش ورزش قهرمانى كنيم .وظيفه ما ارائه درس تربيت بدنى است كه منجر به سلامت و تندرسى افرادمى شود.
وى باتأكيد بر اينكه آموزش و پرورش براى ايفا كردن نقش مذكور نيازمند ايجاد الزامات و منابع است اشاره مى كند حداقل پنج برابر بودجه فعلى، اعتبار مورد نياز است؛ «با اين وصف از آنجايى كه ساعات ورزش كيفيت لازم را نداشته ، غنى سازى، آموزش معلمان، تهيه وسايل و تجهيزات و ايجاد برنامه هاى لازم در دستور كار قرار دارد.» مديركل دفتر تربيت بدنى پسران وزارت آموزش و پرورش درباره اينكه با اجراى نظام جامع ورزش آموزشگاهها به شرايط لازم دست مى يابد يا خير، مى گويد: ما نمى توانيم بگوييم به وضع ايده آل مى رسيم ولى اگر طرح جامع اجرا شود وضعيت ما نسبت به گذشته بهبود مى يابد. اين يك گام به جلو است. پدرام نژاد نيز با قيد اين نكته كه سرانه ورزشى فوق العاده كم است، مى گويد: اگر بخواهيم به چيزى كه آموزش و پرورش مى دهد اكتفا كنيم، بايد ورزش مدارس تعطيل شود. وى از عدم رسيدگى و حمايت از استعداها، نبود طرح استعداديابى در مدارس و يا مناطق و وجود رابطه به جاى ضابطه براى قرارگيرى يك نفر در يك تيم به عنوان ديگر عوامل هدر رفتن استعدادها در سطح مدارس نام برد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |