على اصغر شيرزادى، سالهاست كه در عرصه داستان نويسى فعاليت مى كند، در ميان داستانها و رمانهايى كه نوشته است بيش از همه رمان «طبل آتش»، «غريبه و اقاقيا» و «هلال پنهان» با استقبال خوانندگان و منتقدان روبرو شده است.
او داستانهاى كوتاه «زيادى در حوزه جنگ نوشته است. شيرزادى معتقد است: تقسيم بندى در حوزه ادبيات جايى ندارد. شايد به اين خاطر كه جنگ را از نزديك حس كرده است.
با او گفت وگويى در باب ادبيات با محتواى جنگ كرده ايم كه مى خوانيد:
\ تعريف شما از ادبيات جنگ چيست؟
> به نظرم تلقى هاى متفاوتى در باره اين مقوله وجود دارد.
شخصاً به اين تقسيم بندى ها معتقد نيستم. به نظرم اين تقسيم بندى ها بيش از هر چيز اعتبارى اند، يعنى يك مفهوم مقيد به زمان دارند. تقسيم بندى هاى اين چنينى درست نيست همانطور كه ما ادبياتى به نام صلح نداريم، پس ادبيات جنگ هم نداريم.
\ از اواخر قرن نوزدهم داستان ها و رمان هاى زيادى حول محور و موضوع جنگ نوشته شده است، پس تكليف اين داستان ها چيست؟
> نويسنده گاهى اوقات در هجوم سلسله اى از واقعيت ها قرار مى گيرد و بى آنكه از پيش تصميم بگيرد به هر دليل و با هر انگيزه اى چه مشخص و چه نامشخص به موضوع جنگ مى پردازد.
با اين تعريف داستان ها و رمان هاى زيادى حول محور جنگ نوشته شده اند كه غالباً هم توسط نويسندگان طراز اول نوشته شده. تلقى من اين است نسبت به آنچه شما در غياب يك تعريف مشخص از ادبيات جنگ مى گوييد، مجموعه تجربه هايم و نوع تلقى و نگاهى كه به هستى و جهان دارم، مرا به اين نكته رساند كه مضمون هاى مهم و كليدى كه با هستى انسان ربط پيدا مى كند مى تواند مضمون يك داستان باشد كه شايد آن جنگ باشد. يك رمان با موضوع جنگ مى تواند حول محور ترديد هاى آدمى در باره مفهوم جنگ ، معنادار بودن، بى معنايى اش و عدم گريز از آن نوشته شود.
شاخص ترين داستانى كه حول موضوع جنگ نوشته شده است با موضوعات شگرف و تو در توى چند لايه انسانى در شاهكارى كه همه به عظمت اش اعتراف مى كنند، جنگ و صلح اثر لئوتولستوى است. بعد هم مى رسيم به رمان هايى همچون «وداع با اسلحه» ارنست همينگوى كه شايد بيهودگى جنگ را پى مى گيرد و در نهايت از منظر او بيهودگى يعنى هر آنچه نامش جنگ است. همينگوى در اين داستان به از دست رفتن شعارها، عبارت ها و كليشه هايى كه براى برانگيختن سربازها و جنگاوران ساخته و پرداخته شده مى پردازد، اما در عمل در ميدان جنگ شمار كثيرى از سربازان در واقع به صورت واقعى چيزى نبودند جز گوشت دم توپ.
وقتى يك مشكل از پاى در آورنده و آزار دهنده همگانى مثل سيل، زلزله يا طاعون مى رسد كه انسان در آن قرار مى گيرد نويسنده تحت تأثير قرار مى گيرد و ناخودآگاه ريشه هايش در داستان او پديدار مى شود. من جنگ را با كمى تسامح اين طور مى بينم.
از طرفى با تقسيم بندى ها مشكلى ندارم، تنها فكر مى كنم اعتبارى اند و مدام مى توانند در معرض بازنگرى براى تعريف تازه قرار بگيرد.
\ با اين اوصاف، احتمالاً قبل از هر چيز ادبيت اثر براى شما اهميت دارد؟
> اگر يك اثر درباره هر مقوله اى نوشته شود، درباره عظيم ترين رويدادها، اگر نامش رمان است مى بايست پيش از هر چيز داستان باشد، يعنى ابتدا ملاط و مايه ادبيش مورد توجه قرار بگيرد.
هيچ وقت كارهاى تبليغاتى نمى مانند؛ «ماه پنهان است» نوشته جان اشتاين بك به سفارش ارتش انگليس نوشته شده به همين خاطر هرگز به اعتبار وداع با اسلحه نرسيد.
\ جنگ به تنهايى تلخ است و دردناك، همانطور كه شنيدن و خواندن اخبار مربوط به آن ناراحت مان مى كند، قطعاً داستانى كه تنها به مقوله جنگ بپردازد خالى از جذابيت است.
با اين اوصاف بيشتر رمان هايى كه رگه هاى جنگ در آن ديده مى شود به زندگى مى پردازند كه در بطن جنگ ادامه دارد و همين باعث مى شود داستان هايى در موقعيت جنگ شكل بگيرند، نظرشما در اين مورد چيست؟
> در جريان جنگ زندگى ناگزير ادامه دارد، ميليون ها انسان سرزمين جنگ زده بى آنكه دخالتى داشته باشند، درگير اين جنگ مى شوند. در جنگ به شدت موقعيت عشق ، مرگ همه چيز فرق مى كند. داستانى هم كه نوشته مى شود ناخود آگاه تحت سيطره جنگ قرار مى گيرد.
يك جورى مى توان گفت سايه جنگ روى همه چيز سنگينى مى كند.
در اين ميان نويسنده نيز احساس ضرورت مى كند، يك انگيزه بسيار درونى او را وادار مى كند كه به اين مقوله بپردازد.
\ هلال پنهان رمان كوتاه و تأثيرگذارى در حوزه ادبيات دفاع مقدس ايران است. سربازى كه در بطن جنگ، ماجراهايى برايش رخ مى دهد. نويسنده اى كه در آن ميان است و به هرحال همه چيز در جريان زندگى در موقعيت جنگ قرار مى گيرد، تأثير جنگ تحميلى را بر ادبيات داستانى ايران تا چه حد مى بينيد؟
> كسى من را براى نوشتن ادبيات جنگ ترغيب نكرد. خيلى ساده بگويم تجربه من از جنگ تجربه يك خبرنگار بود. من جنگ را در كسوت يك خبرنگار اگر نگويم از نزديك لمس كرده ام، مى توانم بگويم وجودش را احساس كردم. صادقانه بگويم ۴۸ ساعت بعد از حضور در حال و هواى جنگ تلقى و تصورى كه نسبت به منطقه جنگى داشتم، با آنچه ديدم، متفاوت بود. من از جايى آمده بودم مثل تهران كه در همان ساعات آدم ها در آن دنبال زندگى روزمره خود بودند و على الاصول تا ساعاتى آنها را چيزى تهديد نمى كرد، من به شدت غرق آن موقعيت شده بودم. فكر مى كردم اگر شرايط ايجاب كند، كسوت ام را تغيير مى دهم و اين بار با لباس نظامى و اسلحه به دست به اين موقعيت بازگردم.
\ در واقع شما جنگ را از نگاه يك خبرنگار يعنى چشم مردم ديديد و همه چيز براى شما حالت گزارش گونه و صادقانه داشت. نمونه هاى درخشانى كه در رهگذار حضور نويسنده به عنوان خبرنگار نوشته شده اند، زيادند، مثلاً همينگوى به عنوان راننده آمبولانس حضور داشت.
> هر داستان نويسى جهان داستانى خودش را دارد كه تكيه گاه آن تجربياتش است و زمانى مى تواند خوب بنويسد كه در جهان داستانى خودش حركت كند و من براى نوشتن در جهان داستانى خودم حركت كردم. براى همين نوشتن در اين سبك و سياق برايم طبيعى بود.
\ به نظر بسيارى از منتقدانى كه در نشريات هلال پنهان را نقد كردند، اول اينكه Novel است، دوم اينكه جنگ در حاشيه مى گذرد، اما همه چيز را تحت سيطره خود قرار مى دهد، به نظر مى رسد همه اينها عواملى بودند كه باعث شد اين اثر به عنوان رمان برگزيده ادبيات دفاع مقدس انتخاب شد؟
> هلال پنهان در بيست سال داستان نويسى جنگ جزو آخرين كارها بود. از طرفى نگاهى كه در اين رمان وجود دارد، دغدغه داستان نويس است و حضور نويسنده در داستان در نقدهاى مختلفى كه روى اين كتاب نوشته شد، منتقدى گفته بود كه اين رمان معلوم نيست نوشتن از جنگ است يا جنگ نوشتن. واقعاً بدون هيچ تصميم قبلى تعداد زيادى از شخصيتهاى اين رمان به گونه اى نويسنده اند، هنگام نوشتن اين رمان ستوانى خلق شد كه زندگى خاص خودش را داشت، يك سال بود كه به مرخصى نمى رفت و نامه هايى را كه همسرش مى فرستاد، نخوانده مى سوزاند، انگار به راه بى بازگشتى فكر مى كرد، درك روحياتش براى من نويسنده هم مشكل بود، انگار من را به عنوان نويسنده تسخير كرده بود.
\ شما به عنوان نويسنده اى كه در حوزه ادبيات داستانى كه محتواى جنگ دارد، صاحب نظر هستيد و در بسيارى از داوريها حضور داشتيد، با اين اوصاف بهترين داستانهايى كه در اين زمينه در ادبيات داستانى ايران خوانده ايد، كدامها هستند؟
> تقريباً با علاقمندى و دقت داستان نويسى مربوط به موضوع جنگ را دنبال كردم. كتابهاى قابل توجهى در عرصه خاطره نويسى مربوط به جنگ نوشته شده است كه صحنه هاى بسيار درخشانى دارد و مى تواند در آينده مورد استفاده پژوهشگران قرار بگيرد، اغلب آثارى درخشان و موفق است كه نويسنده جنگ را مستقيماً تجربه كرده است. در غير اين صورت نويسنده بايد تخيل بسيار بسيار نيرومندى داشته باشد كه متأسفانه خيلى از كسانى كه داستانهايى را در اين عرصه نوشته اند، فاقد اين تخيل نيرومند بودند.
داستانهاى بخش قابل توجهى از رمان «دل و دلدادگى» شهريار مندنى پور، داستانهاى شهر جنگى احمدزاده، مجيد قيصرى كه خود در كسوت جنگ آور و به هرحال كسى كه سالها در جنگ بود. داستانهاى درخشانى ارائه كرده است و چند داستان هم از احمد غلامى در مجموعه «همه زندگى» و اينجا يك رمان موفق به نام «سفر به گراى ۲۷۰ درجه» نوشته احمد دهقان يكى از درخشان ترين ها است.