جلال برزگر ـ خبرنگار اعزامى به كابل: براى گفت وگو با نامزدهاى انتخابات رياست جمهورى افغانستان به منزل «محمديونس قانونى » وزير پيشين دولت «حامد كرزاى» و رقيب امروز انتخاباتى او رفتم. تالار بزرگى كه «قانونى » در آن نشسته بود، آرايش تالار پذيرايى يك رئيس جمهور را دارد. فرش و مبلهاى نفيس، تابلوهاى بزرگ و تزئيناتى از آن نوع كه در سفارتخانه ها يا محل كار دولتمردان عالى مقام ديده مى شود، همه چيز به دقت طراحى شده است؛ موقر و البته عظيم.
با اين انديشه وارد اين خانه شدم كه چرا قانونى در حالى كه از حمايت بخش مهم و نسل اول دوستان مجاهد خود برخوردار نيست، به صحنه رقابت با رئيس دولت افغانستان وارد شده است. يونس قانونى رفتارى ديپلماتيك و البته مهربانانه دارد، سؤال نخست من اين است كه «آيا پراكندگى امروز صفوف مجاهدين و حمايت نسل اول وحتى بخشى از نسل دوم آنها از كرزاى و عده اى ديگر از شما يا ديگران نتيجه اقدام افرادى مثل شما نيست؟» «چرا تا چند ساعت قبل از اعلام نامزدى تان خبرى از اين تصميم نبود؟» قانونى در پاسخ با تفكيك دوره هاى جهاد و مقاومت در افغانستان از مقطع فعلى گفت: تهديد بيرونى و شخصيت محورى «احمدشاه مسعود» انسجام داخلى جبهه متحد و مجاهدين را فراهم كرده بود اما پس از پيروزى، جناح هاى مختلف مقاومت مسيرهاى خود را انتخاب كردند. او افزود: ما طرفدار تحول و توجه به متغيرهاى سياسى و اوضاع افغانستان بوديم و آرزو داشتيم به عنوان يك صف در برابر جريانهاى روز قرار نگيريم، بلكه همگام با جريانهاى سياسى ملى و بين المللى حركت كنيم و از قالب نظامى به سياسى برسيم. ما اين كار را انجام داديم و دستاوردهاى زيادى هم داشتيم. ما صلح را پايه گذاشتيم و وحدت ملى و مشاركت سياسى را بنا نهاديم. ما مى خواستيم محوريت وحدت ملى و مشاركت سياسى را در برابر تفرق قومى و سياسى تقويت كنيم و اين فلسفه حمايت ما از برادرمان، حامد كرزاى بود.
چهره برجسته نسل دوم مجاهدين افغان مى افزايد: وقتى احساس كرديم آقاى كرزاى، آمادگى پذيرش پيشنهادهاى مجاهدين را دارد از وى حمايت كرديم، ولى در آخرين دقايق ديديم كه اطرافيان كرزاى نمى گذارند ايشان به تعهدات و توافق هاى خود عمل كنند. ناگزير، در شرايط خاص، نامزد معرفى كرديم و بعضى دوستان از فرايند تصميم گيرى دور ماندند، اما مهمتر از آن، اتكا برقاعده جهاد و مردم است و از آغاز تبليغات تاكنون احساس مى كنم صفوف و قاعده جهاد با قاطعيت از نامزد خود حمايت مى كند وآدرس مشخصى براى آينده جهاد ومقاومت ايجاد شده، كه اين خود يك دستاورد بزرگ است. قانونى ادامه مى دهد: مشاركت در پارلمان در قالب حزبى با محوريت جهاد و مقاومت براى آينده دور افغانستان براى من يك هدف است ، اگرچه در صورتى كه تقلب در انتخابات رياست جمهورى نباشد، به طور جدى، باتوجه به حمايت اقوام و اقشار نسبت به نتايج انتخابات مطمئن هستم.
قبل از ورود به بحث احتمال انتخاب يا وقوع تقلب، دغدغه ذهنى ام را روشن تر بازگو كردم: «عمده اختلاف شما با كرزاى چه بوده است؟» دراين باره تاكنون كلى گويى شده و گمانه هايى از حفظ جريان مجاهدين گرفته تا منصب طلبى مطرح شده است ، چه شد كه به اينجا رسيديد؟» قانونى پس از مكثى كوتاه و مرور جملات اول در ذهن خود، به حرف مى آيد:
آقاى كرزاى چنانچه خودشان هم تأكيد كرده اند، دوست ديرينه من است و به صورت شخصى برايشان احترام قائل هستم. از بابت سمت، من وزير تعليم و تربيت بودم و با وجود انسى كه با اين سمت گرفته بودم، خود استعفا كردم . يكى از مهمترين دلايل اختلاف اين بود كه نخست، پيشنهادهاى ما را پذيرفتند و يك روز بعد، سخنگوى ايشان اعلام كرد ما با مجاهدين يا به تعبير آقاى «لومين» : جنگ سالارها، ائتلاف نداريم. يأس حاصل در صفوف جهاديون ما را زير فشار قرار داد، تلاش ها نتيجه نداد و باتوافق دوستان، بنده آمادگى خود را اعلام كردم.
به قانونى مى گويم:« اگر لومين چنين گفت پس امروز «ضياءمسعود»، «خليلى» ، «ربانى» و ديگر بزرگ و كوچك هاى دوره جهاد چه كسانى هستند كه كنار كرزاى قرار دارند؟» او مى گويد: براى همه دوستانى كه نام برديد، احترام قائلم و آنها را مجاهد مى دانم، اما جريان جهاد در افغانستان يك واقعيت بزرگ بود وبه انتصاب چندنفر خلاصه نمى شود. مجاهدين دوبار ، افغانستان را از تجاوز و اشغال نجات داده اند، پس ارج واحترام دارند، مجاهدين چندنفر نيستند، قاعده و بدنه دارند. اين بدنه متشكل است و مشكل عدم ارج گذارى به اين جريان با انتصاب افرادحل نمى شود.
در فاصله مصاحبه، قانونى با چند نفر از دوستانش از استقبال خوب روز قبل، از او، در «قندهار» در جنوب كشور صحبت مى كند، من اما چند لحظه قبل خبر اعلام رسمى حمايت «ربانى» از كرزاى را شنيده ام، اين را به قانونى نمى گويم، احتمالاً خودش مى داند. حتى به او نمى گويم كه درصحبت با مردم، ميزان حمايت هزاره هاى كابل از «محقق» بيشتر از حمايت تاجيك هاى شهر از «قانونى» به نظر آمده است، اما مى گويم: «در يك ارزيابى واقع بينانه، كرزاى امكانات و روابطى دارد كه بخت اول انتخابات باشد. حضور افرادى مثل شما البته مشكلاتى برايش فراهم كرده است. اگر براى رفع اين مشكلات او بخواهد دوباره به خواسته هاى شما تمكين كند، امكان مصالحه وجود دارد يا خير؟ » قانونى مى گويد: زمانى كه بحث مذاكره مطرح شد، مردم هوادار و نزديك ما آن را رد كردند، حالا براى پاسخ به خواست هاى ما دير است. مى پرسم: «از تفاوت زياد آراى خود با رقباى ديگر نگرانى نداريد؟» در پاسخ مى گويد: نه تنها من كه ۱۵ نامزد ديگر هم از تقلب در انتخابات و تهديد و تطميع نگرانند. براى همين، هنوز بحث تحريم انتخابات به جد مطرح است، يعنى اگر نامزدها نتوانند از تقلب و تهديد و تطميع جلوگيرى كنند، براى شركت در انتخابات قلابى آماده نيستند. اين عمق نگرانى ها را مى رساند، بنده هم به عنوان يكى از اعضاى شوراى هماهنگى نامزدها اين نگرانى را دارم. ثبت نام از مهاجرين در پاكستان برعكس ايران خالى از ايراد و شبهه نبوده و مدارك هويت چندانى براى ثبت نام خواسته نشده است. سؤال بعدى ام اين است كه آيا ميزان رأى آنها مى تواند بيشتر از ۶۰۰ هزار رأى اعلام شده باشد؟»
|
|
|
پاسخ داده مى شود: «در همين حد است اما چون ما نظارت نداريم و مكانيسم مطمئنى اتخاذ نشده است، قابل اطمينان نيست. اميدواريم نتيجه انتخابات هر چه باشد، اولين تجربه مردمسالارى در افغانستان در روز تولد كشته نشود كه اين جفايى بزرگ خواهد بود، اما متأسفانه و به اجبار، احتمال تحريم انتخابات از سوى نامزدها به طور جدى وجود دارد. حتى در آخرين ساعات قبل از انتخابات مى پرسم:«اما بحث تقلب، شمشير دولبه است، هم امكان وقوع دارد و هم تأكيد روى آن مى تواند توجيه باخت باشد. در اين ميان، ۱۲ هزار ناظر داخلى و خارجى چگونه بايد مؤثر باشند؟» پس از اين گفته، قانونى پاسخ مى دهد: انتخابات براى ما افغان ها تجربه اول است. نظارت بين المللى اطمينان آور است. آنچه باعث تأسف است، مظاهر واضح تقلب است، مثل دفتر مشترك انتخاباتى كه با وجود اعتراض اكثر نامزدها به تركيب آن، اصرار نامزدى كه رئيس دولت است، بر حفظ تركيب دولتى اين كميسيون پيام ابهام آفرينى دارد. اين موضوع نشان مى دهد كه كاسه اى زير نيم كاسه است، بحث پاكستان هم به جاى خود باقى است، چرا كه تاكنون پاكستانى هاى افغانى نما بسيارى در افغانستان دستگير شده اند.
به قانونى مى گويم: «شما از متن تحولات نوين و دولت به صحنه رقابت آمده ايد. خيلى از مسائل براى شما پوشيده نبوده است، پس نمى توانيد خيلى هم منتقد كل آنچه روى داده است، باشيد.»
و او مى گويد: مسلماً توافقات اجلاس بين المللى «بن» سازنده، تاريخى و مهم بود و صلح و ثبات نسبى فعلى نتيجه ۲۳ سال جهاد و مقاومت و توافقات تاريخى «بن» بود.
مشكل پس از پايان كار دولت موقت آغاز شد، يعنى در لويه جرگه اضطرارى، افرادى به درون دولت آمدند كه مسير توافقات «بن» را منحرف كردند. اصل مسير مورد قبول ما بوده است و هست، اما انحراف ها خير.
پايان ديدار به ياد از «احمد شاه مسعود» ختم مى شود از اينكه الزام شرايط جنگى مانع از آن شد كه انديشه هاى مسعود درباره دولت دينى چندان مجال بروز بيابد و حالا هم به سبب الزامات سياسى نزديكان او فرصت ارائه انديشه هاى خود در اين باب را نيافته اند و خلاصه اينكه در انديشه حزب يا دولت مورد نظر قانونى حضور دين در ساحت حكومت چگونه خواهد بود؟ او مى گويد: «مسعود پيوسته بر تشكيل يك نظام اسلامى از طريق اجراى انتخابات و رأى مردم تأكيد داشت. اعتقاد او اين بود كه ما مى توانيم با اتكا به اسلام معتدل هم با مردم خود و هم با جامعه بين المللى زندگى كنيم.
منطقى ترين قرائت از دين كه روح واقعى دين است، همين است و من با اعتقاد به خط مسعود بزرگ باور دارم كه ما با تشكيل يك دولت اسلامى با قرائت اعتدال مى توانيم براى كشور و مردم خود ايجاد سعادت كنيم. خوشبختانه در قانون اساسى براى افغانستان، جمهورى اسلامى در نظر گرفته شده و دين رسمى هم اسلام ثبت شده است، چون افغانستان يك جامعه و كشور اسلامى است و ما به جز يك نظام اسلامى، نظام ديگرى را نمى توانيم به مردم معرفى كنيم. فهم ما از دين، اعتدالى است. با افراط و تفريط مخالفيم و با قرائت هاى طالبانى از دين مبارزه خواهيم كرد.»