سه شنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۳ - ۱۹ شعبان ۱۴۲۵
Tue, Oct 5, 2004
ويژه ۱
سال دهم - شماره ۲۹۳۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
آرشيو
يادداشت
• ويژه نامه « ايران ديپلماتيك » اين هفته
را درصفحات ويژه بخوانيد.
يادداشت
«ائتلاف كرزاى ـ ربانى»
آرايش جديد نيروهاى سياسى افغانستان
مراد ويسى
تعيين رئيس جمهورى افغانستان، پس از سالها، به انتخابات سپرده شده است. سالها بود كه افغانها يا انتخابات رياست جمهورى را به فراموشى سپرده بودند و يا از طريق غيرمستقيم و لويه جرگه، رئيس جمهور خود را انتخاب مى كردند.
اكنون قرار است از بين ۱۸نامزد انتخاباتى، رئيس جمهورى برگزيده شود كه ۲۵ميليون افغان را به سوى جامعه اى عارى ازجنگ رهبرى كند.
در دهه۷۰ قرن بيستم، هنگامى كه رژيم پادشاهى «محمد ظاهر» جاى خود را به نظام جمهورى داد، كسى نظر مردم را درباره اين تغيير نپرسيد. مردم نه رأى دادند و نه انقلاب كردند. كودتايى به رهبرى «سردار محمد داودخان» از راه رسيد و عموزاده شاه، رئيس دولت و مؤسس نظام جمهورى شد؛ جمهورى اى كه از همان ابتدا با كودتا زاده شد.
هنگامى كه كمونيست ها در سال۱۹۷۹ به قدرت رسيدند، باز هم جمهوريت افغانها آغشته به خون بود. كودتاچيان كمونيست بى رحم تر و در ظاهر، خلقى تر بودند. «نور محمد تره كى»، «حافظ امين»، «ببرك كارمل» و ژنرال «نجيب الله» همه يكى پس از ديگرى با كودتاى خونين يا سفيد آمدند و مدعى رياست جمهورى خلق افغانستان شدند.
در هنگام تصرف «كابل» توسط مجاهدين در سال۱۹۹۲ نيز كسى از مردم نپرسيد كه رئيس جمهور چه كسى باشد و يا معاونين او و وزرايش چه كسانى باشند. پيش از آن، در اجلاس سران گروهها و احزاب، تصميم گرفته شده بود كه دوماه «صبغت الله مجددى» رئيس جمهور باشد و پس از آن، «برهان الدين ربانى». اما هنگامى كه اين موعد به پسر آمد، نه مخالفان حاضر شدند كه رياست جمهورى ربانى را مشروع بدانند و نه او حاضر شد كه از سمت خوش كنار برود. راهكارى كه ربانى براى ادامه رياست جمهورى پيش گرفت، همان بود كه دهه هاى متوالى حاكمان افغان كرده بودند، يعنى به خدمت گرفتن لويه جرگه براى مشروعيت بخشيدن به دولتى كه حاكم بود و قرار نبود كه لويه جرگه، او را از قدرت پايين بكشد. رويه مخالفان نيزتوسل به سنت پيشين بود، يعنى زير سؤال بردن مشروعيت و مقبوليت فرايند تشكيل لويه جرگه و تصميمات آن و درنهايت، دست به اسلحه بردن براى سرنگونى حكومت.
حتى هنگامى كه قرار بود مصالحه اى صورت بگيرد، باز هم غايبان اصلى، مردم بودند كه قرار و مدارها و پايان ظاهرى خصومت ها بدون رجوع به آنان و پشت درهاى بسته انجام مى شد. بدينگونه بود هنگامى كه ربانى و حكمتيار در اواسط سال۱۹۹۶ به تفاهم رسيدند، يكى، رئيس جمهور باقى ماند وديگرى، نخست وزير شد.
چندماه بعد نيز كه طالبان آمدند و ربانى و دولت او ازكابل رفتند، كسى از مردم نپرسيد كه رئيس جمهور مى خواهند يا اميرالمؤمنين ملا «محمدعمر» را. جايگزين كردن شوراى علما به جاى لويه جرگه نيز تأثيرى در بى توجهى به رأى و نظر مردم نداشت.
در سرنگونى طالبان و تغيير رژيم جديد نيز كسى رأى و نظر مردم را نپرسيد و آمريكايى ها نه تنها به جاى مردم افغانستان، بلكه به جاى مردم منطقه وجهان تصميم گرفتند كه حكومت افغانستان را تغيير دهند.
اكنون نيز اگرچه مردم افغانستان پس از سالها در حال تجربه كردن انتخاب مستقيم رياست جمهورى با آراى خودهستند، اما پشت پرده سناريوهاى ديگرى در حال اجراست تا نظام سياسى ـ حكومتى مطلوب آمريكايى ها جاى انتخاب واقعى مردم را بگيرد.
طراح و مجرى اصلى اين سناريو، كسى نيست، جز «زلمى خليل زاد» نماينده تام الاختيار و سفير ويژه آمريكا در كابل كه به عنوان صحنه گردان اصلى انتخابات رياست جمهورى مهرماه وارد عمل شده است. خليل زاد كه به عنوان رئيس ستاد انتخاباتى يكى از نامزدهاى اصلى وارد ميدان شده، درصدد برگزارى يك انتخابات هدايت شده و كاناليزه است. گفته مى شود به «حامد كرزاى» رئيس دولت انتقالى توصيه شده است تا با يك سلسله اقدامات مشخص، به تقويت آراى خودو تخريب آراى ديگران بپردازد.
در اين چارچوب، «استراتژى انتخاباتى كرزاى بر جلب حداكثرى آراى پشتون ها، تقسيم آراى نامزدهاى ساير اقوام و جريانات سياسى» استوار شده است. در اين چارچوب، كرزاى تلاش كرده است تا گروههاى مرجع پشتون را شناسايى و حمايت آنها را جلب كند و در مقابل، برخى جريانات ذى نفوذ پشتون را كه با وى مخالف هستند، منفعل و بى اثر نمايد.
در همين ارتباط، كرزاى با عنايت به تداوم محبوبيت و مقبوليت طالبان و تفكرات طالبانى دربرخى مناطق پشتون نشين، تحركى را براى جلب عناصر ميانه رو طالبان آغاز كرد و اعلام عفو عمومى كه چند ماه قبل براى جذب بدنه طالبان طراحى شد، در همين مسير بوده است. وى همچنين با هدف تكميل اين روند، شايعه شروع مذاكرات با عناصر ميانه رو طالبان نظير «احمد متوكل» وزير امور خارجه سابق طالبان را منتشر كرد.
كرزاى همچنين با توجه به اين واقعيت كه حزب اسلامى «گلبدين حكمتيار» در مناطق پشتون نشين داراى نفوذ جدى است، تلاش كرد از يك سو مخالفان حكمتيار در درون حزب اسلامى را به سوى خود جذب كند و از سوى ديگر، جناح حكمتيار را منفعل نمايد. دعوت ۱۰ نفر از سران منشعب حزب اسلامى به كابل و اعلام حمايت آنان از كرزاى به نام حزب اسلامى از جمله اين اقدامات بوده است كه چندى قبل در يك كنفرانس مطبوعاتى در پايتخت صورت گرفت.
از سوى ديگر، كرزاى با پذيرش جايگاه سنتى و ذى نفوذ سران قبايل و عشاير پشتون، لابى و مذاكره پنهان و آشكار با آنان را آغاز كرد تا با جذب حمايت آنان، حمايت اعضاى قبيله شان را نيز به دست آورد. در همين چارچوب، بيانيه سران و رؤساى قبيله كرزاى در حمايت از وى را مى توان برشمرد. بيانيه اى كه بسيار با صراحت تنظيم شده بود و اعضاى قبيله تهديد شده بودند در صورت رأى ندادن به كرزاى خانه و كاشانه شان به آتش كشيده خواهد شد و خود و خانواده شان از قبيله طرد خواهند شد. اگرچه اين نوع حمايت از كرزاى از سوى كميسيون انتخابات و ناظران بين المللى مورد انتقاد واقع شده، اما واقعيت آن است كه در سنت افغانى، رأى رئيس قبيله تا حدود زيادى در رأى اعضاى قبيله مؤثر است و اين درحالى است كه برخى قبايل بزرگ افغان چند ده هزار عضو دارند.
در يك تاكتيك انتخاباتى ديگر، با توجه به گسترده بودن تعداد كشاورزان خشخاش كار و عمق گستردگى شبكه اى انسانى در كار توليد، فرآورى و قاچاق موادمخدر ذى نفع هستند، كرزاى و حتى ساير نامزدهاى انتخاباتى در سال انتخابات ترجيح داده اند كه مسأله مبارزه با موادمخدر را مسكوت بگذارند.در شمال و جنوب و در بدخشان و قندهار و هلمند، هزاران نفر در زنجيره توليد و قاچاق موادمخدر حضور دارند و كرزاى و ساير نامزدهاى انتخابات حاضر نيستند كه با رويارو قرارگرفتن با آنان، آراى خود را در اين مناطق خراب كنند. به همين دليل، امسال توليد موادمخدر رشدى بى رويه يافته و به مرز ۵ هزارتن رسيده است.
از سوى ديگر، به توصيه ستاد انتخاباتى كرزاى، در آستانه انتخابات بمباران مناطق پشتون نشين كه طى دو سال اخير از سوى هواپيماهاى آمريكايى به بهانه مبارزه با طالبان و القاعده صورت مى گرفت، متوقف شده است تا فضاى عمومى در اين مناطق عليه كرزاى تحريك نشود. زيرا بمباران هاى مذكور طى دو سال گذشته، فضاى انتقادى شديدى را عليه آمريكايى ها و كرزاى به وجود آورده بود و ادامه آن در موسم انتخابات مى توانست رأى ساير نامزدهاى پشتون را در برابر كرزاى تقويت كند.
در حوزه تخريب آراى نامزدهاى مخالف نيز، كرزاى راهبرد خود را براساس تقسيم آراى مخالفان استوار كرده است.
مهمترين تاكتيكى كه كرزاى در حوزه ايجاد اختلاف و انشعاب در بين مخالفين خود در پيش گرفته، جلب برخى از اعضاى ائتلاف شمال يا همان جبهه متحد سابق است. در اين چارچوب، كرزاى براى جلوگيرى از بهره گيرى نامزدهاى تاجيك تبار و عضو ائتلاف شمال، از جمله «يونس قانونى»  از وجهه اسطوره اى «احمدشاه مسعود» به سمت جلب همكارى برهان الدين ربانى رئيس جمهورى سابق افغانستان و «احمدضيا مسعود»  برادر احمدشاه مسعود گام برداشته است. وى در اولين گام با معرفى احمد ضيا مسعود به عنوان معاون اول خود در دولت آتى، ضمن حذف عملى مارشال «محمدقاسم فهيم»  از سمت معاون اولى، تلاش كرد تا ظرفيت و پتانسيلى را كه در وجود شخصيت احمدشاه مسعود وجود دارد، به نفع خودمصادره كند. اين اقدام كرزاى همچنين باعث شد تا ضربه اى جدى به تحركات سازمان يافته «احمد ولى مسعود» ـ ديگر برادر احمدشاه مسعود ـ وارد آيد كه داراى تفكرات انتقادى نسبت به كرزاى است و درصدد برآمده است تا با تشكيل يك حزب سياسى، در مقابل كرزاى قد علم كند.
علاوه بر اين، كرزاى با اعزام هواپيماى مخصوص به مسكو و دعوت احمد ضيا مسعود به كابل، موفق شد تا روابط آسيب ديده خود را با برهان الدين ربانى ترميم بخشد، زيرا احمد ضيا مسعود داماد ربانى است و حضور وى به عنوان معاون اول كرزاى نشان از اراده كرزاى براى ائتلاف تاكتيكى با ربانى و نزديكان وى در امر انتخابات دارد.
كرزاى با تحريك انگيزه هاى قدرت طلبى در جريان ربانى، قصد دارد با نزديك شدن به وى و جلب حمايت او در انتخابات، ضمن ايجاد شكاف عميق تر در درون ائتلاف شمال مانع از بهره گيرى رقباى خود از نفوذ ربانى در بين برخى رأى دهندگان افغان شود. در همين چارچوب، در كابل به شدت شايع است كه ربانى براى به دست گرفتن رياست پارلمان افغانستان آماده مى شود و در دولت جديد، كرزاى رئيس جمهور، احمد ضيامسعود معاون اول و برهان الدين ربانى رئيس پارلمان خواهند بود. ربانى كه پس از سقوط طالبان و حتى پيش از آن از دايره واقعى قدرت بيرون گذاشته شده بود، ائتلاف با كرزاى را نوعى احياى موقعيت خود مى داند، زيرا او مدتها قبل از آنكه از رياست جمهورى به نفع كرزاى كنار رود، از سوى يارانش در ائتلاف شمال فقط به عنوان يك ريش سفيد و شيخ شمالى ها به رسميت شناخته مى شد و اختيارات واقعى و عملياتى واجرايى در دست احمدشاه مسعود بود. پس از ترور احمدشاه مسعود نيز، شمالى ها نه موفق شدند كه جانشينى در حد واندازه مسعود براى ادامه رقابت با امثال كرزاى به ميدان آورند ونه حاضر شدند كه زعامت ربانى را بپذيرند. فهيم اگرچه پس از ترور مسعود با حكم ربانى به فرماندهى ائتلاف شمال برگزيده شد، اما هنگامى كه دولت جديد شكل گرفت حاضر شد براى به دست آوردن سمت معاون اولى كرزاى به حاشيه نشين شدن ربانى تن دهد.
يونس قانونى نيز كه اكنون از وى به عنوان نامزد اصلى ائتلاف شمال نام برده مى شود، در حاشيه نشين كردن ربانى دخيل بود. او حتى در مذاكرات اجلاس «بن» تهديد كرد كه اگر ربانى توافقات موردنظر او را با ساير جناح ها نپذيرد، بطور علنى عليه ربانى موضع گيرى خواهد كرد. اكنون در يك تغيير فضاى عبرت انگيز، ربانى در حال تلاش است تا قانونى را به دولت آتى كرزاى وصل كند و او را وادار نمايد كه در آخرين لحظات به نفع كرزاى كنار رود. البته آن گونه كه شواهد و قرائن نشان مى دهد، كرزاى به ائتلاف با ربانى ، احمد ضيا مسعود وحتى يونس قانونى يك ديد تاكتيكى دارد و در صورت پيروزى در انتخابات ، پس از مدتى در نحوه همكارى با آنان تجديد نظر خواهد كرد تا در يك روند طولانى مدت، گروه مجاهدين را كه اكنون جنگ سالار خوانده مى شوند از دايره قدرت حذف كند. كرزاى در چارچوب همين راهبرد، مدتى از ائتلاف با ژنرال فهيم براى حاشيه نشين كردن ساير رهبران ائتلاف شمال بهره گيرى كرد و سپس، چندماه مانده به انتخابات او را كنار گذاشت و اعلام كرد كه در دولت جديد فهيم، ديگر معاون اول رئيس دولت نخواهد بود.
چندهفته قبل نيز بخش ديگرى از اين سناريو اجرا شد و «اميراسماعيل خان» والى قدرتمند هرات از قدرت بركنار شد تا فضاى انتخابات در هرات به نفع كرزاى تغيير يابد. هرات در دوره اسماعيل خان شبه دولتى بود كه تقريباً مستقل از دولت مركزى عمل مى كرد. اسماعيل خان هم فرمانده نظامى منصوب دولت مركزى را از هرات فرارى داده بود و هم مسؤول امنيت منصوب كابل را . كنار گذاشتن اسماعيل خان كه در يك عمليات سازماندهى شده وچندمرحله اى ، به اجرا گذاشته شد، با كشته شدن «ميرويس» فرزند اسماعيل خان و وزير هوانوردى افغانستان شروع شد و با تحريك فرماندهان ناراضى غرب و جنوب غرب عليه وى ادامه يافت كه اوج آن، درگيرى هاى ماه گذشته چهارفرمانده محلى با نيروى اسماعيل خان بود. درگيريهاى مذكور به كرزاى و آمريكا فرصت داد تا در ابتدا، حضور نظامى خود را در اطراف هرات تحكيم بخشند و سپس، با تكيه برتغيير بافت نظامى ـ امنيتى منطقه، اقدام به عزل اسماعيل خان كنند.
عزل اسماعيل خان، اكنون به كرزاى اين فرصت را داده است كه به هرات نه به عنوان كانون مهم مخالفان و رقباى انتخاباتى خود بلكه به عنوان يك حوزه نفوذ نگاه كند. والى جديد هرات كسى نيست جز «سيد محمد خيرخواه» سفير سابق افغانستان درايران كه از ياران نزديك برهان الدين ربانى و عضو جمعيت اسلامى وى به شمار مى رود.
كرزاى مدت ها قبل، همين روند را در مقابل والى قدرتمندى چون «گل آقاى شيرزى»درقندهار اجرا كرده بود وبا احضار وى به كابل و سپردن امور يك وزارتخانه حاشيه اى به او، در عمل تركيب قدرت در قندهار مركز پشتونها را نيز به نفع خودتغيير داده بود.قابل پيش بينى است كه كرزاى پس از انتخابات درصدد برآيد همين تاكتيك را در قبال ژنرال «عبدالرشيد دوستم» ازبك نيز به مورد اجرا در آورد و «مزار شريف» را بيش از شرايط كنونى در حوزه حاكميت و قدرت دولت مركزى قرار دهد، اگرچه نامزدى دوستم در انتخابات رياست جمهورى باعث شده است كه كرزاى قبل از برگزارى انتخابات موفق به اين تغييرنشود.
اكنون در حالى كه «پير سيد احمد گيلانى» و «صبغت الله مجددى» رهبران دو شاخه اصلى صوفى گرى در افغانستان، يعنى خاندان هاى قادريه ونقشبندى نيز حمايت خود را از كرزاى اعلام كرده اند، به نظر مى رسد آرايش جديدى از نيروهاى سياسى در افغانستان در حال شكل گيرى است. در حالى كه در سطح سياسى ائتلاف كرزاى ـ ربانى در حال شكل گرفتن و قوام يافتن است، در اردوگاه نامزدهاى رقيب نوعى آشفتگى ، بى برنامه بودن وعدم انسجام ديده مى شود، مجموعه ويژگى هايى كه به كرزاى و خليلزاد فرصت داده است تا با هر يك از آنان به گونه اى خاص وارد رويارويى شدند وبرخى را جذب و برخى را تخريب كنند.
افغانستان در فصل داغ انتخابات
• ويژه نامه « ايران ديپلماتيك » اين هفته
را درصفحات ويژه بخوانيد.
184005.jpg
جلال برزگر ـ خبرنگار اعزامى «ايران» به كابل
نخستين انتخابات رياست جمهورى در كشور همسايه، افغانستان، روز ۱۸مهرماه برگزار خواهد شد. اين در حالى است كه دولت انتقالى افغانستان به رياست «حامد كرزاى»  على رغم برخوردارى از حمايت جامعه جهانى و كشورهاى منطقه، كماكان با معضلات و چالشهاى سنگين مشكلات اقتصادى و ناامنى دست به گريبان است. ميراث ۲۳سال جنگ و درگيرى در سرزمين سوخته افغانستان فقدان زيرساختهاى اجتماعى، اقتصادى، نظامى و حتى سياسى است و حالا افغانها پس از سالها ناديده گرفته شدن از سوى جامعه جهانى قصددارند از آنچه برخى از آنها فرصت «اسامه»  مى نامند، بهره ببرند و به تشكيل اين زيرساختها همت گمارند. واقع امر آن است كه آمريكا و ديگر كشورهاى غربى تنها پس از فروريختن برجهاى دوقلو در نيويورك توسط گروه «اسامه بن لادن» معروف به القاعده بود كه افغانستان را به طور جدى موردتوجه قرار دادند و پس از حذف امارت طالبان از صحنه اين كشور، در پروژه اى بين المللى كه سرآغاز آن در شهر «بن»  آلمان بود، به دولت سازى براى اين كشور وامانده در جنگ و سنت و بازمانده از سيرتكاملى تاريخ روى آوردند.
در هر حال، فرايند مورد بحث على رغم تهديد مداوم از طرف بازماندگان طالبان و القاعده به مرحله برگزارى انتخابات رسيده است، هرچند آمريكاييها سعى خواهند كرد هم ادامه ناامنى را توجيه ادامه حضور خود قرار دهند وهم برگزارى انتخابات را نشانه موفقيت در طرح و ايده هايشان معرفى كنند، ولى واقعيت آن است كه براى رسيدن افغانستان به مرحله كنونى، اين جامعه جهانى بوده كه با افغانها همكارى كرده است و نقش قدرتهاى منطقه اى چون ايران و پاكستان به تصريح خود مقامات آمريكايى و افغان ناديده گرفته شدنى نيست. فهرست كشورهايى كه در پى تأمين منافع عمدتاً امنيتى خود در پروژه جهانى افغانستان مشاركت داشته اند، از اروپا تا آسيا و آمريكا را در برمى گيرد و ثمره اين همكارى قرار است برگزارى انتخابات گسترده و فراگير در سرزمينى باشد كه هنوز حتى راههاى ارتباطى مناسبى ندارد و رقابتهاى قومى و سايه هاى تفنگ بر آن استيلا دارد. شمارى از نامزدهاى انتخابات به دلايل مشابه خواهان تغيير زمان انتخابات هستند، ولى با توجه به تأخيرى كه چندماه پيش براى برگزارى انتخابات پيش آمد به نظر مى آيد به هر ترتيب انتخابات در موعد اعلام شده برگزار شود. جالب اينكه، استقبال جامعه افغان از شركت در انتخابات در حدو اندازه مطلوب برآورد مى شودبنابر آمار دفتر نمايندگى سازمان ملل متحد و كميته مستقل برگزارى انتخابات حدود ۱۰‎/۵ ميليون نفر از مردم كارت شركت در انتخابات را دريافت كرده اند كه اين به معناى بخش عمده واجدين شرايط رأى است. ناظران بين يك تا دو ميليون رأى را نيز براى مجموعه تقريباً  ۴ تا ۵ ميليونى مهاجرين در كشورهاى ديگر در نظر مى گيرند. اما هنوز معلوم نيست كه در روز انتخابات براى مثال تطبيق تصوير كارتها با زنان برقع پوش چگونه خواهد بود يا از آن مهمتر، امنيت انتخابات است كه خود به قطع با تهديدهاى صورت گرفته (خصوصاً  در مناطق جنوبى و شرقى افغانستان) به چالش كشيده خواهد شد، اما رقابت پرشور ۱۸نامزد سمت رياست جمهورى طى روزهاى اخير و اعلام نظر مراجع ذيصلاح جملگى نشان از آن دارد كه انتخابات برگزار خواهد شد و براى مردمانى كه ۲۳سال در جنگ و درگيرى با نيروهاى خارجى وداخلى به سر برده اند، روزهاى نه چندان امن اخير آن هم با حضور انواع نيروهاى پاسدار صلح خارجى، روزهاى ناامنى محسوب نمى شود. در مقطع فعلى، گروهها و قومهاى مختلف افغان مى خواهند براى نخستين بار از پس سالهاى بلند نه با زبان تفنگ و ارابه كه با زبان رأى و صندوق آرا سياست بورزند و نقش ايفا كنند. آنها طى دو سال گذشته شاهد همگرايى توأم با رقابت سران گروهها و اقوام و جناحها در قالب دو دولت موقت و انتقالى بوده اند وحالا وقت انتخاب نماينده معرفى شده توسط هر يك از جناح ها توسط آرا است و اين اتفاق در افغانستان براى اولين بار است كه رخ مى نمايد.
نامزدهاى انتخابات
از ميان ۱۸نامزد سمت رياست جمهورى مطرح ترين چهره ها كه به تصريح آگاهان امور امكان رقابت جدى بين آنها فراهمتر از ديگران است، عبارتند از: ۱ـ «حامدكرزاى»  رئيس دولت افغانستان ۲ـ «يونس قانونى»  چهره معروف جناح مجاهدين و رئيس هيأت اعزامى اين جناح به اجلاس «بن»  ۳ـ «عبدالستار سيرت»، رئيس هيأت اعزامى جناح «محمد ظاهر»  (رم) به اجلاس «بن»  ۴ـ «احمدشاه احمدزى»  يكى از مشهورترين افرادمخالف كرزاى در ميان قوم پشتون.
۵ـ «حاجى محمد محقق» وزير پيشين دولت كرزاى و در حال حاضر تنها نامزد قوم يا جمعيت شيعه افغانستان ۶ـ «عبدالرشيد دوستم» كه او نيز مانند محقق تنها نامزد قوم خود (ازبكها) در انتخابات است ۷ـ خانم «مسعوده جلال» معلم تاچندى پيش گمنامى كه على رغم عدم برخوردارى از پايگاه قومى اجتماعى ، حضور نمادينش درصحنه انتخابات بسيار مهم تلقى شده و به منزله تأكيد برنقش وجايگاه زنان در قوانين فعلى و نيز آينده افغانستان به حساب آمد. ۸ـ «سيد اسحاق گيلانى » برادرزاده «پيرسيداحمدگيلانى » از رهبران بانفوذ در مناطق شرقى و درميان مهاجرين در پاكستان ۹ـ «لطيف پدرام» برآمده از لايه هاى روشنفكرى مجاهدين
كرزاى ، شرط بندى روى فرد برنده
رئيس دولت انتقالى افغانستان نخستين بار در اجلاس «بن» به عنوان سياستمدارى از قوم اكثريت پشتون مورد اقبال حاضرين در اجلاس قرار گرفت، كرزاى در طول حيات سياسى خود با همه جناح هاى فعال در صحنه افغانستان از طالبان گرفته تا مجاهدين داراى ارتباط بوده وهمكارى داشته است ، ترور پدر حامدكرزاى در پاكستان توسط طالبان نقطه پايان اعتماد او به جنبش طالبان بود، اما او هنوز بر نظريه «وحدت ملى » و گردآورى افراد مؤثر وميانه رو همه جناح ها از طالبان گرفته تا مجاهدين تأكيد دارد. از سوى ديگر، كرزاى ارتباط نزديكى با دول خارجى برقرار كرده و توانسته است اعتماد كشورهاى مختلف را به عنوان نيروى مؤثر ومعتدل در افغانستان به خود جلب كند. رابطه نزديك او با «زلمى خليل زاد» سفير آمريكامانع از ارتباط نزديك او با كشورهاى منطقه از جمله ايران نبوده است. در صحنه داخلى ، كرزاى نمايندگان اقوام و جناح ها را نه به صورت جريان كه به صورت فرد پذيرا است. او كه به ناچار تاكنون به دولت ائتلافى در افغانستان تن داده است ، درآستانه انتخابات ادامه اين روند را رد كرد واظهار داشت: دولت ائتلافى جوابگوى مسائل افغانستان نيست ، درعين حال ، او با معرفى افرادى همچون «ضياءمسعود» برادر «احمدشاه مسعود» و «كريم خليلى» از رهبران مجاهدين به عنوان معاونان خويش عملاً نشان داد كه اگر مجاهدين نخواهند به عنوان جريانى قوى در دولت حضور داشته باشند، حاضر به جذب فردى خود هستند. اين نظريه كرزاى، موجبات شكست ائتلاف او با جناح مجاهدين درآخرين روزهاى نزديك به ثبت نام نامزدهاى انتخابات را فراهم آورد و از اين رو، جريان مجاهدين ، يونس قانونى دستيار ارشدشاه مسعود و وزير دولت فعلى را به عنوان نامزد خود معرفى كرد. جالب اينكه «ضياء مسعود» كه به عنوان معاون از سوى كرزاى معرفى شده، داماد «استاد برهان الدين ربانى » رياست جمهورى دولت مجاهدين است و اين نشان از آن دارد كه كرزاى در انتخابات توانسته است نسل اول مجاهدين را نيز جذب كند وعملاً مانع از حمايت آنها از نامزد رقيب شود. به زعم ناظران امور افغانستان، كرزاى در حاليكه در بازسازى و برقرارى امنيت ورفع مشكل موادمخدر توفيق چندانى نداشته اما در سياست ورزى بسيار حساب شده عمل كرده وتوانسته است بر ائتلاف هاى جدى عليه خود فايق بيايد. وجودحمايت گسترده و تمايل خارجى به گزينه كرزاى در كنار هوشيارى او در رفتار با رقباى داخلى، در حال حاضر ، او را در موقعيت برتر صحنه انتخابات قرار داده است. به زعم بسيارى از ناظرين، اين سؤال جدى نزد مردم افغانستان به وجود آمده است كه اگر كرزاى با تمايل بالاى آمريكا و جامعه جهانى به او تا به حال نتوانسته باشد آن طور كه بايد امور را سامان دهد، پس تكليف ديگران كه روشن است ، لذا بهتراست كه بازهم به كرزاى براى ادامه كار فرصت داده شود. در كنار بخش عمده قوم پشتون، ديگر حاميان كرزاى را مى توان در ميان اقوام ديگر هم ديد چنانچه مجمع علماى شيعه (هزاره ها) از اواعلام حمايت كرده اند، بخش هايى از مجاهدين به هرحال به او متمايل هستند و اينها را بايد به تمايل جناح تكنوكرات و از غرب آمده اى اضافه كرد كه تنها پس از حضور كرزاى درمسند قدرت توانسته اند خود را در جامعه افغانستان معرفى كنند.
يونس قانونى ، رقيب جدى
قانونى در طول حيات سياسى خود به فردى تشكيلاتى ونظم آفرين شهرت داشته است . او هميشه به عنوان مسؤول دفتر سياسى و امور فرهنگى در كنار «احمدشاه مسعود» بوده است. اولويت اول قانونى ، حفظ توان سياسى جناح مجاهدين به عنوان يك جريان سياسى مؤثر درافغانستان است . او از اينكه مجاهدين را با اتهام تفنگ سالارى از صحنه سياسى كنار بگذارند، همه بدى ها را به پاى آنها بنگارند وهمه موفقيت ها را به پاى جناح تكنوكرات وليبرال بنويسند، خوشنود نيست. به نظر او، مجاهدين كسانى هستندكه براى حفظ استقلال ميهن جنگيده اند وبه گاه لازم بالاترين انعطاف هاى سياسى را از خود نشان داده وبراى مثال در اجلاس «بن» در حالى كه كابل را هم در اختيارداشته اند، به نظر جامعه جهانى تمكين كرده اند. در زمان برگزارى لويه جرگه قانون اساسى در افغانستان نيز او به تشكيل نظام پارلمانى در مقابل نظام رياستى اصرار داشت . قانونى آن قدر عاقل هست كه مرز بين حذف شدن كامل از صحنه تحولات با فراهم آوردن زمينه امكان فعاليت يك جريان مؤثر را بداند و از اين روست كه اهل مذاكره است، در نتيجه همين مذاكرات بود كه در زمان تشكيل دولت انتقالى، قانونى از سمت وزير كشور دولت موقت به شرط ابقاى دوستان نزديكش «ژنرال فهيم» و «دكتر عبدالله» در سمت هاى مهم وزارت دفاع و امور خارجه كنار رفت. هرچند كه باز هم، سهمى كمتر از وزير معارف (آموزش و پرورش) به خود او نرسيد. در مقطع انتخابات فعلى با سياست هاى جديد كرزاى، مذاكرات قانونى با كرزاى به نتيجه نرسيد و شايد به قول يكى از نزديكان او حالا قانونى براى بقاى جريان عاقل و سياست فهم مجاهدين در صحنه افغانستان، مجبور به حضور در صحنه انتخابات شده است. قانونى تاجيك به عنوان سياستمدارى فهيم واصيل از دوران جهاد آنقدر سمپاتيك هست كه به عنوان جديترين رقيب براى كرزاى مطرح باشد، اما به هر صورت ، از حمايت آن عده ساكنين جنوب شرقى كشور كه حالا بخشى از آنها طالبان ميانه روخوانده مى شوند، برخوردار نيست وعلى رغم تعادل در رابطه با آمريكا، گزينه اول واشنگتن هم نيست، در مناطق شمالى نيز على رغم وجود يك متحد قوى به نام« استادعطا» براى قانونى اما ازبك ها به هر حال نامزد قوى خود را دارندكه ژنرال دوستم است.قانونى كه آخرين مذاكراتش با كرزاى هم به نتيجه نرسيد، اميدوار است در ائتلاف با تنى چند از ديگر نامزدها، آراى خود را افزايش دهد وانتخابات را به دور دوم بكشاند.
عبدالستار سيرت تكنوكراتى ديگر
سيرت اگر پشتون بود، شايد امروز جانشين كرزاى مى بود، رئيس جناح رم (ظاهر شاه) در اجلاس «بن» آنگاه كه قرار بر معرفى زعيم براى افغانستان شد، به عنوان نفر اول جناح رم و تكنوكرات هاى نزديك به پادشاه سابق معرفى شد. اما گزينه ديگرى در آن زمان در جنوب افغانستان مشغول جدال با طالبان وتطميع آنها بود. او وابسته به جناح رم و از قوم پشتون بود و كرزاى نام داشت و با معرفى آمريكا همه بر آن اجماع كردند. امروز، سيرت نمايندگى بخشى از تكنوكرات هاى جامعه افغانستان را برعهده گرفته است. او بر اركان اسلامى وسنتى جامعه مانند ركن اقتصادى زكات تأكيد مى كند، به دستكارى قانون اساسى وعدم برگزارى انتخابات پارلمان معترض است و اعتقاد دارد كه كرزاى وسازمان ملل متحد اخلاق سياسى را در انتخابات رعايت نمى كنند. سيرت تا تأمين امنيت بيشتر و پايان انتخابات رياست جمهورى آمريكا خواهان تعويق انتخابات افغانستان است. چنانچه از گفته هاى برخى چهره هاى سياسى افغانى بر مى آيد، سيرت در شرايط فعلى، فرد محترمى است كه امكان انتخاب شدن ندارد و او با علم به اين موضوع، احتمالاً به نفع يكى از رقباى قوى كرزاى كنار خواهدرفت. تا اين لحظه چنين نشده است و به نظر مى آيد كه عبدالستار سيرت هم مى خواهد وزن و جايگاه همفكران ونزديكان خود را به منصه ظهور برساند.براى روشن شدن نتيجه، چند روزى بيشتر فرصت باقى نمانده است.
احمدشاه احمدزى ، پشتونى ديگر
احمدشاه احمدزى از پشتونهاى غلجايى افغانستان است غلجايى ها از دير باز دنبال فرصتى براى تغيير معادله وغلبه بر پشتونهاى دورانى بوده اند.برخى حتى كودتاهاى كمونيستى در گذشته افغانستان را كودتاى غلجايى ها عليه دورانى ها دانسته اند. دورانى ها هميشه ثروتمند تر ودست بالا در قدرت و حكومت بوده اند.«احمدشاه احمدزى» يكى از معروفترين پشتون هاى اپوزيسيون كرزاى دورانى است، در سابقه او آمده كه يكى از فعالين اخوان المسلمين افغانستان و يك دوره رئيس حكومت درتبعيد مجاهيدن در پيشاور بوده است. وى در دوره رياست جمهورى ربانى هم معاون اول وى بوده است وحالا در صف پشتون هاى مخالف كرزاى قرار دارد. به هر حال، بخشى از پشتون ها واگر او در تبليغات و برنامه هايش موفق باشد، عده زيادى از غلجايى ها و شمارى از افراد حاضر در صفوف مجاهدين احتمال دارد به احمدزى متمايل باشند، احمدزى نظام هاى وارداتى را ناكارآمد مى داند و به تشكيل نظام اسلامى تأكيد دارد. او توجه ويژه اى به معلولين دوران جهاد دارد و مى گويد حقوق دولتى ماهيانه ۳۰۰ افغانى، معادل ۶‎/۶ دلار جواب گوى نيازهاى آنها نيست.
> شعارهاى تند و وعده هاى بسيار
اكثر رقباى كرزاى درانتخابات رياست جمهورى افغانستان، اين روزها، شعارهاى تند و تيزى مى دهند و از اين طريق سعى درجلب آرا دارند؛ از «عبدالحفيظ منصور» گرفته كه كرزاى را از بنيانگذاران طالبان معرفى كرده تا اسحاق گيلانى كه تمام تحولات افغانستان را شكل گرفته زير نفوذ خارجى و بدون درنظرگرفتن خير و صلاح مردم معرفى مى كند. با اين وجود، چنانچه شمارى از دانشجويان دانشگاه كابل با بعضى نامزدها درميان گذاشته اند، انتقادهاى مطرح و ايده هاى بازگوشده، توسط نامزدها معلوم نيست كه تاچه حد داراى ضمانت اجرايى باشد. عده اى از دانشجويان درمباحثه اى اظهارداشته اند دولت درتأمين امنيت، گسترش اقتدار به نواحى غيرمركزى و مبارزه با موادمخدر توفيق نداشته است، اما معلوم نيست منتقدان بدون برخوردارى از امكانات و حمايت هاى موجود از دولت، دراين زمينه ها توفيق داشته باشند. شايد ذكر يك نكته هم درميان تبليغات نامزدها جالب باشد و آن اينكه، كمتر ازمعضل موادمخدر ياد مى كنند. گفته مى شود طرح برنامه براى مبارزه با توليد موادمخدر در افغانستان درحال حاضر باعث كاهش آن مى شود. همچنين تمام نامزدها البته به شرط حفظ تماميت ارضى و حاكميت ملى با حضور نيروهاى خارجى مخالفت ندارند. نامزدهاى قومى صرف مانند محقق (شيعه) و دوستم (ازبك) حتى معلوم نيست كه تمام رأى قوم خود را كسب كنند و از اين رو به نظرمى آيد كه بايد به سمت ائتلاف حركت كنند. آنچه تاكنون مانع از اين امر شده، اتكا به همان شعارهاى تنداست، چرا كه نامزدها احتمال مى دهند با ارائه چهره اپوزيسيون بتوانند از نارضايتى هاى عمدتاً معيشتى مردم به نفع خود درانتخابات بهره مند شوند. ازسوى ديگر، براى چانه زنى بر سر مناصب قدرت كناررفتن پيش از دستيابى به تضمين هاى قابل توجه شايد به معناى حذف از صحنه سياسى باشدو آراى بالا حتى اگر نه درحد لازم براى برگزيده شدن شايد درآينده بتواند درجامعه سنتى افغانستان به عنوان وزنه اى براى امتيازگيرى به حساب بيايد.
براى كسانى چون قانونى كه به فكر راه اندازى يك حزب و جريان مؤثر در آينده سياسى افغانستان هستند، به طور قطع، ميزان آرا تعيين كننده خواهدبود. باوجود تهديدهاى طالبان و «گلبدين حكمتيار» درمورد برهم زدن امنيت انتخابات مى توان انتظار ناامنى و انفجار را درروزهاى نزديك به انتخابات داشت، اما جامعه افغانستان درمورد انتخابات رياست جمهورى به نقطه غيرقابل برگشت رسيده است و به نظرمى آيد كه انتخابات به هرصورت برگزارشود، زيرا دو نيروى خواهان تعويق زمان انتخابات و آنها كه با اصل برگزارى آن مخالفند، درحال خنثى كردن يكديگرند و برايند اين دو نيرو، فعلاً همانا برگزارى انتخابات مطابق با خواست اغلب اقشار افغانستان و جامعه بين الملل است.
دراين حال، باوجود همه دشوارى ها درمسير انتخابات و على رغم عدم شكل گيرى مفهوم واقعى ملت در افغانستان و پراكندگى و گسست هاى عميق قومى، اراده سياسى داخلى و بين المللى بر تشكيل نهادهاى حكومتى قرارگرفته است.
يكى از برادران ذى نفوذ حامد كرزاى كه داراى سمت و مقام دولتى نيز نيست و به عنوان لابى برادر رئيس جمهور خويش، درقندهار و مناطق جنوبى عمل مى كند، در اين باره گفته است: مهم نيست كه كيفيت شكل گيرى نهادهاى اجتماعى و سياسى افغانستان چگونه باشد، مهم اين است كه زيرساخت هاى حكومتى و نهادهاى لازم هرچه زودتر شكل گرفته و ايجادشوند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |