سه شنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۳ - ۱۹ شعبان ۱۴۲۵
Tue, Oct 5, 2004
ويژه ۲
سال دهم - شماره ۲۹۳۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
آرشيو
چشم انداز
تحليلى بر وضعيت امنيتى ـ استراتژيك افغانستان و ارتش سازى
دكتر «عاصم اكرم» در گفت وگو با «ايران ديپلماتيك»:
چشم انداز
قهرمان ملى يا قصاب؟
مردم »كابل« خزان سال ۱۳۷۵ خورشيدى را با اضطراب تصرف پايتخت توسط شبه نظاميان بنيادگراى طالبان آغاز كردند. دو سال از تشكيل اين گروه در افغانستان مى گذشت و طالبان پيش از كابل، شهرها و مناطق زيادى را تصرف كرده بودند. آوازه تفسير سختگيرانه آنان از شريعت اسلامى و عملكردشان در شهرهاى ديگر چون «قندهار»، «هرات» و «جلال آباد» به گوش مردم كابل رسيده بود و كابليان نيز با توجه به پيشرويهاى سريع و پى در پى طالبان، حضور آنان را در شهر خود دور از انتظار نمى دانستند.
بى ترديد، اين خبر نيز به مردم پايتخت رسيده بود كه طالبان در چند سال گذشته، شهرهاى تحت تصرفشان را با آرامش نسبى حفظ كرده بودند، در حالى كه كابل از نخستين هفته هاى پس از حضور مجاهدين، كمتر شبى را آرام گذرانده بودند.
دنياى نو و كهنه طالبان
حضور طالبان، تركيبى از جهان كهنه و نو را در اذهان تصوير مى كرد. طالبان دستار پوش با ريشهاى انبوه و چشمهاى سرمه كشيده، سوار بر داتسونها و تويوتاهاى مدل بالا، زمانى خيابانهاى كابل را تسخير كردند كه سران و رهبران مجاهدين دست از جنگ كشيدند و شهر را ترك كردند. در آن هنگام، خورشيد پنجمين روز ميزان ۱۳۷۵ نيز، در پشت كوههاى غرب پنهان مى شد. با وجود خارج شدن گروههاى رقيب از شهر كابل، مردم اين شهر، شب را نيز با آرامش سپرى نكردند و صداى انفجار و شليك گلوله به طور پراكنده تا ساعات اوليه صبح شنيده مى شد.
نخستين اقدام؛ كشتن دكتر نجيب
صبح روز بعد، مردم با فريادهاى جارچيانى از خواب بيدار شدند كه آنان را به تماشاى جسد آويخته دكتر نجيب الله، رئيس جمهورى سابق افغانستان در چهارراه«آريانا» فرا مى خواندند. به گفته شاهدان عينى، جسد دكتر نجيب الله در حالى كه آثار ضرب و شتم پيش از كشتن در سر و صورتش مشاهده مى شد و لباس محلى به تن داشت، از جايگاه پليس ترافيك در چهارراه آريانا آويخته شده بود.
از پايه ديگر جايگاه نيز، جسد «شاهپور احمدزى» برادر جوان تر دكتر نجيب الله آويخته شده بود كه آثارى از شكنجه و ضرب و شتم نداشت. طالبان در ميان انگشتان بى حركت و خون آلود دكتر نجيب الله، پول و سيگار گذاشته و بدين ترتيب، جسد او را به تمسخر گرفته بودند. چهارراه آريانا با ارگ رياست جمهورى، جايى كه دكتر نجيب الله شش سال در آن حكومت مى كرد و دفتر سازمان ملل متحد كه رئيس جمهورى سابق افغانستان از زمان سقوط حكومتش در سال ۱۳۷۱ خورشيدى، به مدت پنج سال در آن به سر مى برد، فاصله كمى دارد.
مردم از دكتر نجيب الله مى گويند
اما آيا مردم كابل اكنون و پس از سه سال، خاطره بامداد ششم ميزان را فراموش كرده اند؟ دكتر نجيب الله، اكنون بعد از هشت سال، چه جايگاهى در ميان مردم دارد؟
نظر برخى از شهروندان كابل را در اين مورد جويا شديم:
- «وقتى طالبان كابل را گرفتند، توانستند دكتر نجيب را به شهادت برسانند، او را به خاطر خط ديوراند به شهادت رساندند، بايد بزرگان ما، همانگونه كه احمدشاه مسعود را قهرمان ملى كردند، دكتر نجيب را هم بايد قهرمان كنند (بنامند).»
- «جايگاه دكتر نجيب در ميان مردم همين است كه او هيچ جايى براى خود نساخته است، در كابل يك خانه هم ندارد، خانواده اش در پاكستان و هند مهاجر هستند.»
- «من فكر مى كنم كه مانند هر كس ديگر، او هم بايد يك روزى جواب پس مى داد و همان صحنه اى كه ديديم (آويختن او در چهارراه آريانا)، در همان جا به جزاى اعمال خود رسيد.»
- «دكتر نجيب الله، زمانى رئيس خاد (اداره امنيت افغانستان) بود، همان اداره متهم به كشتن تعداد زيادى از مردم بيگناه افغانستان بود، اما اقدامات بعدى او، تقريباً كارهاى اول او را از ذهن مردم پاك كرد.»
دكتر نجيب الله در رياست «خاد»
بى ترديد، اينها نماينده تصوير ذهنى تمام مردم از شخصيت و عملكرد دكتر نجيب الله نيست. نام اين رئيس جمهورى پيشين افغانستان، در مقطعى از تاريخ اين كشور، با سازمان خدمات امنيت دولتى (خاد) و عملكرد آن گره خورده است. دكتر نجيب الله، در سالهاى آغاز دهه ۶۰ خورشيدى، رئيس خاد بود كه نام آن در ذهن برخى از مردم شكنجه و كشتار جمعى مخالفان دولت را زنده مى كند.
«نصرالله استانكزى« استاد دانشگاه در كابل، معتقد است كه رياست دكتر نجيب بر اين سازمان، از زاويه هاى منفى شخصيت اوست كه در ذهن مردم باقى مانده است.
علاقه به دكتر نجيب در واكنش به عملكرد ديگران
خيلى ها هم معتقدند كه محبوبيت امروزى دكترنجيب الله در ميان مردم، نوعى محبوبيت واكنشى، با توجه عملكرد حكومتهاى پس از وى بود.
به نظر مى رسد پيش بينى هاى دكتر نجيب الله از وضعيتى كه پس از حكومت وى به وجود آمد نيز به اين محبوبيت افزوده است.
اما علت كشتن دكتر نجيب الله چه بود؟ چرا طالبان در نخستين ساعات تصرف كابل، اقدام به اين كار كردند؟
نصرالله استانكزى استاد دانشگاه، اين احتمال مطرح شده توسط شهروندان را كه دكتر نجيب الله، قربانى تأكيد خود بر حل مناقشه مرزى با پاكستان شد، تأييد مى كند.
اما وحيد مژده نويسنده كتاب »افغانستان و پنج سال سلطه طالبان« كه در زمان حاكميت اين گروه، كارمند بلندپايه اى در وزارت خارجه افغانستان بوده است، مخالف اين نظر است. وى كه از نزديك با سركردگان طالبان در تماس بوده است، احتمال اختلافات و تسويه حسابهاى درونى حزب دموكراتيك خلق افغانستان را كه دكتر نجيب الله عضو آن بود، پر رنگ تر از نقش خارجى در كشته شدن او مى داند. او مى گويد كه طالبان در ابتدا با كابل آشنايى نداشتند، بنابراين، پيدا كردن دفتر سازمان ملل متحد و شناسايى دكتر نجيب الله، كار مخالفان او در حزب خلق بوده است. به هر صورت، پس از هشت سال، دكتر نجيب الله رئيس جمهورى پيشين افغانستان، براى برخى از مردم اين كشور يك شخصيت ملى است كه از او به عنوان شهيد نام مى برند و عكسها و فيلمهايش، در بازارها به فروش مى رسد، همچنان كه برخى از مردم، همچنان او را قصاب كابل و حكومتش را ادامه حكومت كودتا مى دانند.
صرفنظر از حرفهايى كه در مورد دخالتهاى خارجى در كشته شدن دكتر نجيب الله وجود دارد، اگر بپذيريم كه طالبان تصور مى كردند با كشتن وى، دل مردم را به دست خواهند آورد، تصويرى كه امروز از دكتر نجيب در ذهن بيشتر مردم وجود دارد، نشان مى دهد طالبان به هدف خود نرسيدند.
منبع: بى بى سى
تحليلى بر وضعيت امنيتى ـ استراتژيك افغانستان و ارتش سازى
دولتى كه فقط به پايتخت محدود است
اشاره:
اگر يك كلمه بتواند وضعيت امنيتى-سياسى افغانستان، پس از گذشت سه سال از ساقط شدن رژيم طالبان بدست ائتلاف تحت رهبرى آمريكا را توصيف كند، آن كلمه عبارت خواهد بود از: شكننده!جالب اينجاست كه غرب خود به اين امر معترف است كه جنگ سالاران و ميليشياهاى محلى بيش از ۹۰ درصد كشور را كنترل مى كنند. محدوده اقتدارو عمليات دولت حامد كرزاى از زمان روى كار آمدن تا كنون از چهار ديوارى كابل فراتر نرفته است. حتى بعد از انتخابات پراز ضعف پيش روى نيز تغييرى عمده در شرايط مزبور پيش نخواهد آمد. كشاورزان و مزارع بيشتر خشخاش هاى تيغ زده را مى شناسند كه با حمايت مستقيم جنگ سالاران كاشت و برداشت مى شوند. جنگ با تروريسم نيز اگر به معنى دستگيرى «اسامه بن لادن» و اعضاى ارشد القاعده بوده باشد، نه تنها اين هدف برآورده نشده، بلكه روند بازسازى پس از جنگ سه سال پيش، به خاطرفقدان امنيت از نقطه صفر تكان چندانى نخورده است. نحوه اولويت گذارى غرب براى حل مشكلات افغانستان، به خاطر تمركز آمريكا روى مسائل عراق، نشان از اين احتمال قوى دارد كه سرزمين افغانها بارديگر به شرايط قبل از سقوط طالبان نزديك مى شود!
امنيتى كه نيست، ارتشى بدون سرباز!
گروه بحران بين المللى (آى سى جى) كه از سال ۲۰۰۱ در افغانستان حضور داشته است، در ارزيابى اوضاع امنيتى اين كشور معتقد است كه شرايط افغانستان، شرايط پس از جنگ نيست، بلكه نبردى بدون وقفه در اين سرزمين در جريان است. براساس گزارش ماه مه اين سازمان معتبر، جريان ساقط شده طالبان، خود را بازسازى كرده است و ساير سازمان هاى مسلح اسلامى افراطى نيز در سراسر جنوب و جنوب غرب افغانستان عمليات مداوم و رو به گسترشى دارند.
در گزارش »آى سى جى« آمده است: »حملات القاعده و طالبان عليه اهداف سازمان ملل متحد، سازمان هاى غيرانتفاعى و اهداف دولتى ظرف چهار ماهه اول سال جارى ميلادى دو برابر سال گذشته بود. تعداد كارمندان سازمان هاى غير دولتى كه ظرف اين مدت در افغانستان كشته شدند، بيشتر از رقم مربوطه در سراسر سال ۲۰۰۳ بود.»
ارتش ملى افغانستان كه قرار بود تشكيل شود و سكان امنيت را بدست گيرد، كجاست؟ اگرچه نامزدهاى عضويت در اين ارتش، همانند وضعيت داوطلبان استخدام پليس در عراق هدف حملات انتحارى مهيب نيستند، اما بازهم در نتيجه شاهد وضعيت مشابهى هستيم: فرار از عضويت. از طرف ديگر، نگاه افغانها براى حضور در ارتش ملى افغانستان تحت تأثير عواملى نظير وابستگى به فرماندهان محلى، دستمزدهايى كه بسيار پايين اند و بى اعتمادى به تشكيلات جديد، قرار دارد. نتيجه آن شده است كه نقشه هاى ايجاد ارتش جديد بيشتر روى كاغذ وجود دارد.
براساس گزارش فصلنامه «فارين افرز» در شماره سپتامبر ،۲۰۰۴ در حال حاضر، ارتش افغانستان حدود ۱۴ هزار نيرو دارد كه اعضايش حدود سه ماه آموزش ديده اند. اين رقم با سقف پيش بينى شده ۷۰هزار نفرى در توافقات «بن» آلمان فاصله زيادى دارد. در اين گزارش آمده است: «ارتش ملى افغانستان از ناحيه فرار سربازان دچار مصيبت است كه اغلب به خاطر حقوق پايين ترك خدمت مى كنند. اين ارتش (به خاطر ناتوانى رزمى اش) از دخالت در نزاع هاى جنگ سالاران محلى اجتناب مى كند و خلع سلاح عمومى آغاز نشده است. تعداد شبه نظاميان محلى، حتى بر اساس محتاطانه ترين برآوردها، پنج برابر ارتش كنونى افغانستان است و شمار زيادى تحت فرمان مقامات وزارت دفاع اين كشور قرار دارند.» البته نبايد از ساير ارقام مربوط به تعداد احتمالى شبه نظاميان افغان نيز غافل شد كه سقفى بيش از ۲۰۰ هزار نفر را نشان مى دهند. اين افراد كنترل عملى افغانستان در بيرون از حصارهاى كابل را در دستان خود دارند.
بر اساس گزارش ها، سربازان ارتش ملى افغانستان حدود پنجاه دلار در ماه حقوق مى گيرند. اين پول در مقايسه باعايدات خدمت براى جنگ سالاران و حتى نيروهاى ويژه آمريكايى به مراتب پايين تر است. از يك افغانى روزنامه نگار پرسيدم كه خرج و مخارج يك مراسم عروسى در كشورتان چقدر است؟ وى پاسخ داد: « حداقل ۴۰۰۰ دلار»!
از طرف ديگر، اين سربازان اغلب از هوش و توانايى فردى كمترى برخوردارند، چون فرماندهان محلى به اعضاى خوب خود اجازه پيوستن به ارتش يا پليس را نمى دهند. مجموعه گزارش هايى كه نويسنده اين سطور با يكديگر مقايسه كرده است، نشان مى دهند كه حدود نصف افرادى كه به صفوف ارتش ملى افغانستان مى پيوندند، در حين آموزش يا پس از آن فرار مى كنند.
گزارش سال ۲۰۰۳ سازمان بين المللى «مراقبت» آورده است كه با روند آهسته استخدام و روند پرشتاب فرار در ارتش ملى افغانستان، ۲۵ سال طول خواهد كشيد تا اين ارتش به سقف ۷۰هزار نفرى مورد انتظار برسد. اين شرايط باعث شده است تا درستى جمله كوفى عنان، دبيركل سازمان ملل متحد همچنان درست باشد كه در سال ۲۰۰۲ گفت: «مهم ترين چالش فراروى افغانستان و مردم اين كشور، فقدان امنيت است.»
سهم آمريكا و نيروهاى حافظ صلح
در مقابل جمله كوفى عنان، جمله اى از «جورج بوش» رئيس جمهورى آمريكا مناسب است كه در ژانويه ۲۰۰۲ گفته بود: «ما به دولت جديد افغانستان كمك خواهيم كرد كه امنيت لازم را تأمين كند؛ امنيتى كه زيربناى صلح است.»
سياستى كه ايالات متحده در افغانستان در پيش گرفته، در جهت عملى كردن وعده آقاى بوش حركت نكرده است:
۱- واشنگتن به خاطر درگير كردن خود در جنگ عراق، عملاً توجه خود را از افغانستان برگرفته و اختيار كار را به اعضاى پيمان آتلانتيك شمالى(ناتو) و نيروى بين المللى مساعدت امنيتى (آيساف) سپرده است.
۲- تعداد ۹۰۰۰ ۸۰۰۰، نيروهاى ناتو و آيساف جوابگوى نيازهاى افغانستان نيست. اين نيرو تا زمان نشست ناتو در استانبول ۴۸۰۰ سرباز بود. محدوده عملياتى آيساف فقط شامل كابل مى شود.
۳- آمريكا و اعضاى ناتو‎/آيساف براى تأمين امنيت در سراسر افغانستان برنامه مشخصى ندارند و وعده هاى داده شده و درخواستهاى مكرر دولت موقت كابل راه به جايى نبرده است. ظهور مجدد طالبان- القاعده بيانگر همين وضعيت است.
۴- واشنگتن با تمركز توان نظامى خود در افغانستان براى پيشبرد مبارزه خود عليه القاعده به گونه اى عمل مى كند كه مشوق شبه نظاميان محلى است وخواسته يا ناخواسته مسؤول اعمال آنان در حوزه هاى مواد مخدر، ناامنى و ساير موارد است. اين امر، تضعيف كننده جدى شرايط امنيتى در افغانستان است.
با در نظر داشتن مؤلفه هاى فوق، اين را هم بايد در نظر داشت كه مسؤوليت تقبل شده از سوى ناتو و نيروهاى حافظ صلح بين المللى بسيار پايين تر از موارد مشابه در ساير مناطق جنگزده جهان در سالهاى اخير بوده است. (لطفاً به جدول مقايسه اى نگاه كنيد)
در چنين شرايطى بايد به نكته ديگرى هم توجه كرد: دخالت كشورهاى مختلف در امور افغانستان از طريق اعطاى كمك هاى نظامى به گروههاى مختلف شبه نظامى افغان. اين امر بر وضعيت استراتژيك افغانستان تأثير عميقى برجاى مى گذارد و بيانگر استفاده برخى از اين كشور به عنوان عمق استراتژيك يا اهرم بازدارنده در مقابل سياستهايى است كه در صفحه شطرنج موازنه قوا و برنامه ها نامطلوب به نظر مى رسند.
نتيجه اى كه از تصوير تشريح شده، در اين تحليل قابل استخراج است. حركت امنيتى- استراتژيك افغانستان در مسير عدم موفقيت سياست هاى واشنگتن در نخستين جنگ متعارف با تروريسم است. اگر سياست بوش يا هر فرد ديگرى در كاخ سفيد در قبال افغانستان، استمرار وضعيت فعلى باشد، شاهد بازگشت عصر هرج و مرج در كشور همسايه خواهيم بود. يك مقام اطلاعاتى پاكستان چندى پيش هشدار داد كه آيا ايالات متحده بارديگر توجه خود را از افغانستان برخواهد گرفت؟ روى ديگر اين پرسش آن است كه آيا سياست كاخ سفيد در رها كردن و غفلت از افغانستان در دوران بيل كلينتون در فرداى خروج ارتش اشغالگر شوروى سابق از اين كشور تكرار خواهد شد؟ اگر پاسخ به اين پرسش در كاخ سفيد و ساير مراكز تصميم گيرى منفى باشد، تغيير در شرايط امنيتى- استراتژيك افغانستان ضرورى خواهد بود.
دكتر «عاصم اكرم» در گفت وگو با «ايران ديپلماتيك»:
بدون امنيت، هيچ اميدى براى افغانستان وجود ندارد
183987.jpg
دكتر «عاصم اكرم» تاريخدان افغان متولد كابل است. وى دكتراى خود را از دانشگاه «سوربن» پاريس گرفته وتاكنون كتابهاى متعددى درباره افغانستان از جمله «محمد داوود: شخصيت، افكار و سياستها ـ مطالعه در تاريخ معاصر افغانستان» و «تاريخ جنگ افغانستان» را به رشته تحرير درآورده است. دكتر اكرم هم اكنون در ايالات متحده آمريكا زندگى مى كند و به كارهاى تحقيقاتى مشغول است. توجه خوانندگان گرامى «ايران ديپلماتيك» را به گفت وگو با دكتر اكرم جلب مى كنيم.
| نتيجه انتخابات را چگونه پيش بينى مى كنيد؟ آيا فكر مى كنيد از ميان نامزدهاى انتخابات كسى بتواند موقعيت حامد كرزاى را تهديد كند؟
< بى شك، برخى رقباى جدى براى حامد كرزاى وجود دارند.من مى توانم به پروفسور «عبدالستارسيرت» و «يونس قانونى» اشاره كنم. من مطمئنم در ميان ساير نامزدها هم افراد بسيار توانايى هستند، اما متأسفانه در اين انتخابات، نتايج از هم اكنون معلوم است. آقاى كرزاى از پشتيبانى بى قيد و شرط آمريكا برخوردار است و براى افغانها كه رأى مى دهند يك معادله مطرح است: كرزاى = آمريكا= پول= كمكهاى بين المللى= امنيت.
مهم نيست كه اين معادله در واقعيت چقدر غلط و قابل بحث است، اما اين چيزى است كه به طور دائم نه تنها در رسانه هاى تحت تسلط دولت، بلكه در شبكه هاى راديويى كه افغانها بيشتر گوش مى دهند، مثل «بى.بى.سى»، راديو آمريكا و راديو آزاد اروپا تبليغ مى شود.
به خاطر وضعيت امنيتى وبه خاطر شتاب در برگزارى انتخابات براى برآورده كردن هدف آقاى بوش، در واقع، هيچ مبارزه و رقابت جدى انتخاباتى وجود نداشته است. نامزدهاى كمتر شناخته شده نتوانسته اند براى خودشان تبليغ كنند و به چالشى جدى براى حامد كرزاى تبديل شوند. آقاى كرزاى مى تواند سفرهاى كوتاهى به ولايات تحت كنترل شديد آمريكا دست بزند، اما سفر ساير نامزدها تنها محدود به كابل و برخى شهرهاى عمده به خاطر مسائل امنيتى است.
| در صورت پيروزى حامد كرزاى، چه تغييراتى در سياستهاى داخلى و خارجى افغانستان صورت خواهد گرفت؟ فكرمى كنيد تغيير عمده اى صورت گيرد؟
< نه، فكر نمى كنم تغيير عمده اى در سياستهاى خارجى افغانستان صورت گيرد. سياست خارجى عمدتاً توسط گرايش ها و جهت گيريهاى طولانى مدت و تحت تأثير تاريخ و ژئوپولتيك تعيين و تدوين مى شود. البته رويدادهاى ناگهانى همانند انقلاب مى تواند چنين پيوستگى و استمرارى را مختل كند.اما در مورد افغانستان، امروز، من صادقانه فكر نمى كنم تغيير عمده اى پس از انتخابات به وجود آيد. براى هر كس كه برنده انتخابات شود، از جمله كرزاى، بهتر است تا روابط دوستانه با كشورهاى همسايه تداوم يابد و به جلب توجه جامعه بين المللى براى دريافت كمكهاى آنها ادامه داده شود.
يك عامل تعيين كننده ديگر در افغانستان پس از ۷اكتبر،۲۰۰۱ روزى كه ايالات متحده به افغانستان حمله كرد، حضور نيروهاى آمريكايى در خاك افغانستان است. سياست خارجى آقاى كرزاى همانند بسيارى جنبه هاى ديگر در واشنگتن طراحى مى شود و سهم خود ايشان اندك است. در مورد سياست خارجى، سؤال بنيادى كه تاكنون طرح نشده، اين است كه با به قدرت رسيدن حامد كرزاى و حضور مطلق آمريكا در افغانستان، آيا افغانستان به يك پورتو ريكوى ديگر تبديل مى شود و يا اين كشور قادر مى شود تا وضعيت خود را به عنوان يك كشور غيرمتعهد، يك بازيگر مستقل در عرصه بين المللى كه ميراث سياست خارجى اين كشور است باز يابد؟
در جبهه داخلى با توجه به تأثير دولت بوش، اين احتمال هست كه براى جلب رضايت ناخشنودى اعضاى كنگره كه توسط رسانه ها نيز همراهى شد، درباره آنچه جنگ سالاران ناميده شده اند، واشنگتن كارى را كه با «اسماعيل خان» در هرات انجام داد، با ديگر جنگ سالاران پردردسرش انجام دهد. هدف بعدى مى تواند ژنرال دوستم در شمال باشد. در مورد گسترش نفوذ دولت مركزى خارج از مرزهاى كابل و برخى شهرهاى ديگر، همه چيز بستگى به آموزش ارتش ملى افغانستان وساير مراكز اجراى قانون دارد. در وضعيت بى ثباتى كامل وناامنى كه افغانستان در آن قرار دارد، كشور حداقل به ۱۵۰هزار سرباز براى كارآمد بودن نياز دارد، يعنى ۱۵برابر چيزى كه در حال حاضر وجود دارد.
| در دوران رياست دولت انتقالى افغانستان، حامد كرزاى بارها با طالبان مذاكره كرد. فكر مى كنيد اگر او در انتخابات برنده شود، چنين سياستى را ادامه خواهد داد؟ وضعيت وجايگاه طالبان چه خواهد بود؟
< در اينجا بايد توجه شما را به چندموضوع جلب كنم. خوانندگان گرامى شما مطمئناً به ياد مى آورند كه آقاى حامد كرزاى و «زلمى خليل زاد» سفير فعلى آمريكا در كابل از مروجان و پشتيبانان طالبان از بدوپيدايش آنها در سال۱۹۹۴ بودند، اگرچه بعدها در مراحل آخر وقتى، طالبان به جنبشى افراطى تبديل شدند، از آنها فاصله گرفتند.
موضوع دوم اينكه، رهبرى طالبان عمدتاً از قندهار و جنوب غرب افغانستان است؛ جايى كه خود آقاى كرزاى به آنجا تعلق دارد. اين حسن تعبيرى است كه بگوييم ارتباطات قبيله اى و منطقه اى، نقش خاص خود را در سياست افغانستان دارند. همچنين مى دانيم كه تحت توجهات و حمايت سازمان سيا، مذاكراتى بين مقامان رسمى سابق طالبان و نمايندگان حامد كرزاى در پاكستان صورت گرفته كه تاكنون بى نتيجه بوده است. به احتمال قوى، اين مذاكرات پس از انتخابات ادامه خواهند داشت.
| سياستهاى كنونى آمريكا در افغانستان مخصوصاً تلاشهاى اخير اين كشور در هرات را چگونه ارزيابى مى كنيد؟
< ناعادلانه نخواهد بود اگر بگوييم سياست ايالات متحده در افغانستان ۳سال پس از حضور در اين كشور و على رغم خوشبينى اجبارى جورج بوش بيشتر به شكست شبيه است تا موفقيت. وضعيت امنيتى رو به وخامت است. هيچ بازسازى آشكار و ملموسى ديده نمى شود. دولت مورد حمايت آمريكا تنها يك اسم است، توليد مواد مخدر شدت گرفته است. روند انتخاباتى كه تاكنون برپا شده (۲لويى جرگه و انتخابات رياست جمهورى فعلى) به دور از نمونه هاى تمرين دموكراسى است و ملا «محمد عمر» و «اسامه بن لادن» هنوز فعال هستند. شايد معيار اندازه گيرى موفقيت آقاى بوش، متفاوت از من باشد، اما من نمى توانم ببينم در كجا موفقيتى حاصل شده است.
درباره هرات، اسماعيل خان اگرچه به صورت رسمى رابطه خوبى با واشنگتن و ارتش آمريكا دارد(او ميزبان تعدادى از نيروهاى ويژه آمريكا در شهرش بود) اما قربانى توطئه در كابل شد. اسماعيل خان يكى از محبوب ترين هاى جنگ سالاران است. او قربانى جوسازى و شايعه پراكنى از مدتها پيش از بركنارى اش شد. او متهم شد كه ديكتاتور و يك بنيادگراى مذهبى است و روابط خوبى با ايران دارد. من شخصاً بر اين باورم چيزى كه باعث بركنارى اش شد، طمع و حرص كابل بر درآمدهاى بالاى گمركى او و ترس پارانويايى آمريكا از تأثير ايران بود. اين براى اولين بار نيست كه امير (اسماعيل خان) قربانى چنين كودتايى شده است. او در گذشته، بازگشت هايى چشمگيرداشته است، بايد منتظر ماندكه اين بار او چه خواهد كرد.
| آينده جنگ سالاران چه خواهد شد؟
< جنگ سالاران نتيجه و پيامدهاى دوران جهاد عليه اتحاد شوروى و جنگ داخلى دركشور هستند. جنگ سالاران و ارتش خصوصى بزرگ آنها در جهان به صورت يك مزاحم ديده مى شوند، اما در داخل دركشور به علت ناامنى و بى ثباتى كه در افغانستان وجود دارد، به رغم برخى نارضايتى ها، از آنها به عنوان يك نيروى حفاظتى در قبال يك جنگ داخلى ديگر كه مى تواند كشور را به ويرانى و خرابى بكشد ياد مى شود.راه حل اصلى براى حذف پديده جنگ سالاران، شكل گيرى يك دولت مقتدر و قانونى و مشروع در افغانستان است كه با يك ارتش قوى همراه باشد. تنها در اين صورت است كه جنگ سالاران ناپديد خواهند شد.
| فكرمى كنيد روابط افغانستان با ايران و پاكستان دچار تغيير خواهد شد؟ و آيا اين انتخابات مى تواند بر روابط ايران و پاكستان تأثير بگذارد؟
< من بر اين باور نيستم كه روابط افغانستان با همسايگانش دچار تغيير شود. كابل نياز دارد تا روابط خوبى با دوهمسايه خود داشته باشد، چون گزينه ديگرى ندارد. به علاوه آمريكايى ها كه از دولت كرزاى حمايت و پشتيبانى مى كنند، خواهان روابط بدون حاشيه و بى دردسر با همسايه ها هستند. در مورد روابط ايران و پاكستان و تأثيرى كه نتيجه انتخابات افغانستان بر آن خواهد داشت، فكر نمى كنم منفى باشد. من بر اين باورم كه تهران و اسلام آباد، هر دو، با احتياط، تحولات افغانستان را دنبال مى كنند و برخلاف سالهاى۱۹۹۶ تا ،۲۰۰۱ آنها در مورد همسايه مشتركشان رفتارى تحريك آميز و ستيزه جويانه ندارند.
| اولويت اصلى براى رئيس جمهورى آينده افغانستان چه خواهد بود؟
< امنيت، امنيت وامنيت. بدون امنيت، هيچ اميدى براى افغانستان براى بازگشت به وضعيت عادى وجود ندارد. بدون امنيت، بازسازى در كار نخواهد بود. بدون امنيت، دموكراسى در كار نخواهد بود. بدون امنيت، فارغ از جنسيت، حقوق بشر رعايت نخواهد شد و بدون مشروعيت، امنيت واقعى در كار نخواهدبود و اگر استقلال اقتدار افغانستان و حقوق مردم آن براى تعيين سرنوشت خود مورد احترام قرار نگيرد، مشروعيتى در كار نخواهد بود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |