|
دكتر «عاصم اكرم» در گفت وگو با «ايران ديپلماتيك»:
بدون امنيت، هيچ اميدى براى افغانستان وجود ندارد
|
|
|
دكتر «عاصم اكرم» تاريخدان افغان متولد كابل است. وى دكتراى خود را از دانشگاه «سوربن» پاريس گرفته وتاكنون كتابهاى متعددى درباره افغانستان از جمله «محمد داوود: شخصيت، افكار و سياستها ـ مطالعه در تاريخ معاصر افغانستان» و «تاريخ جنگ افغانستان» را به رشته تحرير درآورده است. دكتر اكرم هم اكنون در ايالات متحده آمريكا زندگى مى كند و به كارهاى تحقيقاتى مشغول است. توجه خوانندگان گرامى «ايران ديپلماتيك» را به گفت وگو با دكتر اكرم جلب مى كنيم. | نتيجه انتخابات را چگونه پيش بينى مى كنيد؟ آيا فكر مى كنيد از ميان نامزدهاى انتخابات كسى بتواند موقعيت حامد كرزاى را تهديد كند؟ < بى شك، برخى رقباى جدى براى حامد كرزاى وجود دارند.من مى توانم به پروفسور «عبدالستارسيرت» و «يونس قانونى» اشاره كنم. من مطمئنم در ميان ساير نامزدها هم افراد بسيار توانايى هستند، اما متأسفانه در اين انتخابات، نتايج از هم اكنون معلوم است. آقاى كرزاى از پشتيبانى بى قيد و شرط آمريكا برخوردار است و براى افغانها كه رأى مى دهند يك معادله مطرح است: كرزاى = آمريكا= پول= كمكهاى بين المللى= امنيت. مهم نيست كه اين معادله در واقعيت چقدر غلط و قابل بحث است، اما اين چيزى است كه به طور دائم نه تنها در رسانه هاى تحت تسلط دولت، بلكه در شبكه هاى راديويى كه افغانها بيشتر گوش مى دهند، مثل «بى.بى.سى»، راديو آمريكا و راديو آزاد اروپا تبليغ مى شود. به خاطر وضعيت امنيتى وبه خاطر شتاب در برگزارى انتخابات براى برآورده كردن هدف آقاى بوش، در واقع، هيچ مبارزه و رقابت جدى انتخاباتى وجود نداشته است. نامزدهاى كمتر شناخته شده نتوانسته اند براى خودشان تبليغ كنند و به چالشى جدى براى حامد كرزاى تبديل شوند. آقاى كرزاى مى تواند سفرهاى كوتاهى به ولايات تحت كنترل شديد آمريكا دست بزند، اما سفر ساير نامزدها تنها محدود به كابل و برخى شهرهاى عمده به خاطر مسائل امنيتى است. | در صورت پيروزى حامد كرزاى، چه تغييراتى در سياستهاى داخلى و خارجى افغانستان صورت خواهد گرفت؟ فكرمى كنيد تغيير عمده اى صورت گيرد؟ < نه، فكر نمى كنم تغيير عمده اى در سياستهاى خارجى افغانستان صورت گيرد. سياست خارجى عمدتاً توسط گرايش ها و جهت گيريهاى طولانى مدت و تحت تأثير تاريخ و ژئوپولتيك تعيين و تدوين مى شود. البته رويدادهاى ناگهانى همانند انقلاب مى تواند چنين پيوستگى و استمرارى را مختل كند.اما در مورد افغانستان، امروز، من صادقانه فكر نمى كنم تغيير عمده اى پس از انتخابات به وجود آيد. براى هر كس كه برنده انتخابات شود، از جمله كرزاى، بهتر است تا روابط دوستانه با كشورهاى همسايه تداوم يابد و به جلب توجه جامعه بين المللى براى دريافت كمكهاى آنها ادامه داده شود. يك عامل تعيين كننده ديگر در افغانستان پس از ۷اكتبر،۲۰۰۱ روزى كه ايالات متحده به افغانستان حمله كرد، حضور نيروهاى آمريكايى در خاك افغانستان است. سياست خارجى آقاى كرزاى همانند بسيارى جنبه هاى ديگر در واشنگتن طراحى مى شود و سهم خود ايشان اندك است. در مورد سياست خارجى، سؤال بنيادى كه تاكنون طرح نشده، اين است كه با به قدرت رسيدن حامد كرزاى و حضور مطلق آمريكا در افغانستان، آيا افغانستان به يك پورتو ريكوى ديگر تبديل مى شود و يا اين كشور قادر مى شود تا وضعيت خود را به عنوان يك كشور غيرمتعهد، يك بازيگر مستقل در عرصه بين المللى كه ميراث سياست خارجى اين كشور است باز يابد؟ در جبهه داخلى با توجه به تأثير دولت بوش، اين احتمال هست كه براى جلب رضايت ناخشنودى اعضاى كنگره كه توسط رسانه ها نيز همراهى شد، درباره آنچه جنگ سالاران ناميده شده اند، واشنگتن كارى را كه با «اسماعيل خان» در هرات انجام داد، با ديگر جنگ سالاران پردردسرش انجام دهد. هدف بعدى مى تواند ژنرال دوستم در شمال باشد. در مورد گسترش نفوذ دولت مركزى خارج از مرزهاى كابل و برخى شهرهاى ديگر، همه چيز بستگى به آموزش ارتش ملى افغانستان وساير مراكز اجراى قانون دارد. در وضعيت بى ثباتى كامل وناامنى كه افغانستان در آن قرار دارد، كشور حداقل به ۱۵۰هزار سرباز براى كارآمد بودن نياز دارد، يعنى ۱۵برابر چيزى كه در حال حاضر وجود دارد. | در دوران رياست دولت انتقالى افغانستان، حامد كرزاى بارها با طالبان مذاكره كرد. فكر مى كنيد اگر او در انتخابات برنده شود، چنين سياستى را ادامه خواهد داد؟ وضعيت وجايگاه طالبان چه خواهد بود؟ < در اينجا بايد توجه شما را به چندموضوع جلب كنم. خوانندگان گرامى شما مطمئناً به ياد مى آورند كه آقاى حامد كرزاى و «زلمى خليل زاد» سفير فعلى آمريكا در كابل از مروجان و پشتيبانان طالبان از بدوپيدايش آنها در سال۱۹۹۴ بودند، اگرچه بعدها در مراحل آخر وقتى، طالبان به جنبشى افراطى تبديل شدند، از آنها فاصله گرفتند. موضوع دوم اينكه، رهبرى طالبان عمدتاً از قندهار و جنوب غرب افغانستان است؛ جايى كه خود آقاى كرزاى به آنجا تعلق دارد. اين حسن تعبيرى است كه بگوييم ارتباطات قبيله اى و منطقه اى، نقش خاص خود را در سياست افغانستان دارند. همچنين مى دانيم كه تحت توجهات و حمايت سازمان سيا، مذاكراتى بين مقامان رسمى سابق طالبان و نمايندگان حامد كرزاى در پاكستان صورت گرفته كه تاكنون بى نتيجه بوده است. به احتمال قوى، اين مذاكرات پس از انتخابات ادامه خواهند داشت. | سياستهاى كنونى آمريكا در افغانستان مخصوصاً تلاشهاى اخير اين كشور در هرات را چگونه ارزيابى مى كنيد؟ < ناعادلانه نخواهد بود اگر بگوييم سياست ايالات متحده در افغانستان ۳سال پس از حضور در اين كشور و على رغم خوشبينى اجبارى جورج بوش بيشتر به شكست شبيه است تا موفقيت. وضعيت امنيتى رو به وخامت است. هيچ بازسازى آشكار و ملموسى ديده نمى شود. دولت مورد حمايت آمريكا تنها يك اسم است، توليد مواد مخدر شدت گرفته است. روند انتخاباتى كه تاكنون برپا شده (۲لويى جرگه و انتخابات رياست جمهورى فعلى) به دور از نمونه هاى تمرين دموكراسى است و ملا «محمد عمر» و «اسامه بن لادن» هنوز فعال هستند. شايد معيار اندازه گيرى موفقيت آقاى بوش، متفاوت از من باشد، اما من نمى توانم ببينم در كجا موفقيتى حاصل شده است. درباره هرات، اسماعيل خان اگرچه به صورت رسمى رابطه خوبى با واشنگتن و ارتش آمريكا دارد(او ميزبان تعدادى از نيروهاى ويژه آمريكا در شهرش بود) اما قربانى توطئه در كابل شد. اسماعيل خان يكى از محبوب ترين هاى جنگ سالاران است. او قربانى جوسازى و شايعه پراكنى از مدتها پيش از بركنارى اش شد. او متهم شد كه ديكتاتور و يك بنيادگراى مذهبى است و روابط خوبى با ايران دارد. من شخصاً بر اين باورم چيزى كه باعث بركنارى اش شد، طمع و حرص كابل بر درآمدهاى بالاى گمركى او و ترس پارانويايى آمريكا از تأثير ايران بود. اين براى اولين بار نيست كه امير (اسماعيل خان) قربانى چنين كودتايى شده است. او در گذشته، بازگشت هايى چشمگيرداشته است، بايد منتظر ماندكه اين بار او چه خواهد كرد. | آينده جنگ سالاران چه خواهد شد؟ < جنگ سالاران نتيجه و پيامدهاى دوران جهاد عليه اتحاد شوروى و جنگ داخلى دركشور هستند. جنگ سالاران و ارتش خصوصى بزرگ آنها در جهان به صورت يك مزاحم ديده مى شوند، اما در داخل دركشور به علت ناامنى و بى ثباتى كه در افغانستان وجود دارد، به رغم برخى نارضايتى ها، از آنها به عنوان يك نيروى حفاظتى در قبال يك جنگ داخلى ديگر كه مى تواند كشور را به ويرانى و خرابى بكشد ياد مى شود.راه حل اصلى براى حذف پديده جنگ سالاران، شكل گيرى يك دولت مقتدر و قانونى و مشروع در افغانستان است كه با يك ارتش قوى همراه باشد. تنها در اين صورت است كه جنگ سالاران ناپديد خواهند شد. | فكرمى كنيد روابط افغانستان با ايران و پاكستان دچار تغيير خواهد شد؟ و آيا اين انتخابات مى تواند بر روابط ايران و پاكستان تأثير بگذارد؟ < من بر اين باور نيستم كه روابط افغانستان با همسايگانش دچار تغيير شود. كابل نياز دارد تا روابط خوبى با دوهمسايه خود داشته باشد، چون گزينه ديگرى ندارد. به علاوه آمريكايى ها كه از دولت كرزاى حمايت و پشتيبانى مى كنند، خواهان روابط بدون حاشيه و بى دردسر با همسايه ها هستند. در مورد روابط ايران و پاكستان و تأثيرى كه نتيجه انتخابات افغانستان بر آن خواهد داشت، فكر نمى كنم منفى باشد. من بر اين باورم كه تهران و اسلام آباد، هر دو، با احتياط، تحولات افغانستان را دنبال مى كنند و برخلاف سالهاى۱۹۹۶ تا ،۲۰۰۱ آنها در مورد همسايه مشتركشان رفتارى تحريك آميز و ستيزه جويانه ندارند. | اولويت اصلى براى رئيس جمهورى آينده افغانستان چه خواهد بود؟ < امنيت، امنيت وامنيت. بدون امنيت، هيچ اميدى براى افغانستان براى بازگشت به وضعيت عادى وجود ندارد. بدون امنيت، بازسازى در كار نخواهد بود. بدون امنيت، دموكراسى در كار نخواهد بود. بدون امنيت، فارغ از جنسيت، حقوق بشر رعايت نخواهد شد و بدون مشروعيت، امنيت واقعى در كار نخواهدبود و اگر استقلال اقتدار افغانستان و حقوق مردم آن براى تعيين سرنوشت خود مورد احترام قرار نگيرد، مشروعيتى در كار نخواهد بود.
|