پنجشنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۳ - ۲۱ شعبان ۱۴۲۵
Thu, Oct 7, 2004
گفت و گو
سال دهم - شماره ۲۹۳۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
در گفت وگو با محمدرضا سركارآرانى، استاد دانشگاه
در گفت وگو با مازيار طاطايى، كارشناس
يوسف ناصرى
(بخش دوم و پايانى)
در گفت وگو با محمدرضا سركارآرانى، استاد دانشگاه
تفويض اختيار به دانش آموزان ژاپن
184188.jpg
توسعه آموزش، گسترش يادگيرى و آموختن از جمله مباحثى بودكه در محمدرضا سركارآرانى، استاد دانشگاه در نخستين بخش گفت وگو به آن اشاره كرد.
واپسين بخش گفت وگو نيز پيرامون وضعيت سنجش توانايى دانش آموزان در مدارس ژاپن و برنامه هاى فوق برنامه اينگونه مدارس است.

\ ويژگى برجسته اين دوره از اصلاحات درنظام آموزشى ژاپن چيست؟
> ژاپن در دوره هاى اول و دوم اصلاحات آموزشى، از دو مدل آموزشى اروپا و آمريكا بهره گرفت ولى امروزه مدلى براى تحولات پسامدرنيته اين كشور در دنيا كه از آن تقليد كند، وجود ندارد.
ژاپن امروزه به سطحى از پيشرفت رسيده است كه بايد مدل خاص خودش را ابداع كند. به همين علت مى توان گفت دوره جديد اصلاحات آموزشى نسبت به دوره هاى قبل از آن، ژاپنى تر شده است و از اين رو، براى ژاپنى ها كه هميشه خودشان را با سرعت براساس آموزه هاى ديگران تطبيق مى دادند، نگران كننده است.
\ با توجه به زمينه تخصصى و حضور شما در كلاسهاى درس مدارس ابتدايى ژاپن، اين سؤال را مطرح كنم كه در مجموع آموزشهاى رايج در اين دوره تحصيلى چگونه ارائه مى شود؟
> اين آموزشها در سه بخش دانش پايه و عمومى، آموزش اخلاق و فعاليتهاى ويژه ارائه مى شود.
در بخش آموزش پايه تلاش مى شود دانش آموزان به مهارتهاى لازم در زمينه زبان ژاپنى، موسيقى، علوم اجتماعى، حساب، علوم، مطالعه محيط زندگى، هنر و كاردستى، خانه دارى و تربيت بدنى دست يابند.
در بخش آموزش اخلاق سعى بر اين است كه اين اهداف مدنظر قرار گيرد:
رشد فردى متناسب با محيط و جامعه دموكراتيك، احترام به عقايد مختلف، داشتن و برگزيدن هدفهاى قابل قبول در زندگى فردى و اجتماعى، انضباط و اعتماد به نفس، آشنايى با ساير فرهنگها و درك تفاهم بين المللى.
فعاليتهاى ويژه نيز شامل اين موارد است:
گردشهاى علمى، فعاليتهاى ورزشى، برگزارى انواع جشنها، كاشت و نگهدارى سبزيجات، خيار و گوجه فرنگى در مدرسه.
در مدارس ژاپن تلاش مى شود به بهانه هاى مختلف مانند روز مادر، روز دريا و روز كودك و دهها جشنواره ديگر، بچه ها ساعتهاى خوشى را در مدرسه بگذرانند و فرصت شادابى و شاد زيستن را به دست آورند. محتواى آموزشى و برنامه هاى درسى نيز به گونه اى است كه مدارس ژاپن را به محيطى شوق انگيز تبديل كرده است.
حس تعلق خاطر به فرهنگ ژاپن، شركت، سرزمين، خانواده و شهر از مدرسه شروع مى شود و مدارس ابتدايى ژاپن در فراهم آوردن زمينه هاى اين احساس تعلق خاطر، بسيار مهارت دارند.
\ وضعيت امتحانات در مدارس ژاپنى به چه شكل است؟
> در مدارس ابتدايى ژاپن، امتحانات ثلث و پايان سال وجود ندارد و سنجش پيشرفت تحصيلى در پايان مقطع ۶ساله ابتدايى برگزار مى شود. بدين صورت هر دانش آموز سال اول ابتدايى به طور اتوماتيك به كلاس دوم و بالاتر راه مى يابد. ارزشيابى دانش آموزان طبق استانداردهاى پذيرفته شده، به طور مداوم و مستمر انجام مى گيرد. مثلاً يك دانش آموز سال اول دوره ابتدايى بايد چند كانجى (كلمه در زبان پيچيده ژاپنى ) را ياد بگيرد.
البته اگر دانش آموزى بخواهد بعداز دوران ابتدايى به دوره اول دبيرستان راه يابد و خواهان آن باشد كه در مدرسه بهترى پذيرفته شود، بايد در امتحانات پايان دوره تحصيلى ابتدايى ، نمره هاى بالاترى كسب كند.
\آيا ترس و « فوبيا» ى امتحان و به تعبير شما «جهنم امتحانات» در همان مراحل ارتقاى مقطع تحصيلى رخ مى دهد؟
>بله؛ در ژاپن ورود به مدرسه و درنهايت دانشگاه بهتر يعنى تضمين آينده و يافتن شغل بهتر. به همين دليل است كه دانش آموزان ژاپنى بعداز تعطيلى روزانه مدارس به آموزشكده هايى خصوصى به نام «جوكو» مى روند. دراين آموزشكده ها، درسهاى تكميلى در زمينه هاى رياضى، علوم و زبان ژاپنى آموزش داده مى شود و تلاش براى موفقيت در كنكور دانشگاه با چنين اقداماتى آغاز مى شود. در حال حاضر، از هر ۱۰۰ نفر داوطلب تحصيلات عالى در ژاپن، حدود ۷۴ نفر موفق مى شوند به دانشگاهها و مراكز عالى آموزشى راه يابند. رقابت در كنكور دانشگاه، صرفاً براى ورود به دانشگاه نيست. بلكه براى ورود به دانشگاه معتبرتر و بامرتبه بالاتر و رشته دلخواه است، دانشگاهها در گزينش دانشجو به صورت مستقيم نقش دارند.
\باتوجه به دولتى بودن اكثريت مدارس ابتدايى ژاپن، چرا تفاوت كيفيت دراين مدارس به شدت محسوس است؟
>مدارس ابتدايى ژاپن، حداقل استانداردهاى وزارت آموزش و پرورش ژاپن را رعايت مى كنند ولى به علت مديريت مستقل مدارس و اختيار عمل زياد آنها، برخى از مدرسه هاى ابتدايى ژاپن از استانداردهاى آموزشى بالاترى بهره مى گيرند.
\چرا كاركنان آموزشى چنين مدارسى از استانداردهاى آموزشى فراتر مى روند؟
>به عنوان نمونه مى گويم كه در كلانشهر توكيو دبيرستانى وجود دارد كه اكثر مردم اين شهر نام آن را مى دانند وشهرت چنين دبيرستانى ، موقعيت اجتماعى بالاترى را براى كاركنان آموزشى اين دبيرستان فراهم كرده است.
\ديوارهاى كلاسهاى مدارس ژاپن با رنگهاى شاد تزيين شده و گلدانهاى زيادى در داخل كلاسها قرار داده شده اند. چرا در محيط آموزشى ژاپن، شادابى دانش آموزان به عنوان يك عنصر مهم در يادگيرى ارزيابى مى شود؟
>بحث شادابى از فضا شروع مى شود و محتواى كتابها، عكسها، شكل كتاب و شكل لباسهاى دانش آموزان هم موردتوجه قرار مى گيرد. چيدمان صندلى ها، فضاى كاربردى كلاس و آزادى عمل دانش آموزان برشادابى آنها مى افزايد. حتى دانش آموزى كه در خانه از يك حيوان اهلى نگهدارى مى كند، اين حق را دارد كه آن را به مدرسه بياورد و در قفسه هاى مخصوص محل نگهدارى حيوانات جا بدهد. باغچه هايى براى دانش آموزان هركلاسى مشخص شده كه آنها مى توانند درآنجا به كشاورزى بپردازند.
زندگى آموزشى در مدارس ژاپن، بهانه هاى بسيارى براى شادابى ، تعلق خاطر، شوق انگيزى و زندگى در دوران كودكى دارد و مدرسه هاى ژاپن بيش از هرچيز، مكانى مناسب براى زندگى كودكان ژاپنى است .
\علت تنوع و تعدد كتابهاى درسى در پايه هاى تحصيلى و درسهاى معين چيست؟
>در ژاپن به علت تنوع شرايط اقتصادى، اجتماعى وفرهنگى و باتأييد وزارت آموزش و پرورش اين كشور، كتابهاى درسى متعددى چاپ مى شود. مثلاً در رياضيات پايه پنجم ابتدايى، چندين كتاب وجود دارد. متناسب با وضعيت، ساخت و بافت اقتصادى هرمنطقه، كتاب درسى آن محل انتخاب مى شود. البته توجه به چنين تفاوتهايى غيرطبيعى نيست. چون در اوزاكا صنعت مبتنى برتوليد وسايل الكترونيكى است و در هوكايدو بر ماهيگيرى، در توكيو برتجارت و در مناطق جنوبى بركشاورزى بنيان نهاده شده است . كتابى كه در مناطق جنوبى مورداستفاده قرار مى گيرد، محتوا، عكسها و شكلهايى متناسب با زندگى اين منطقه دارد كه با وضعيت اوزاكاى صنعتى تفاوت دارد.
\به غيراز وضعيت برنامه هاى درسى، چه اقداماتى در مدارس ژاپن توجه شما را به خود جلب كرده است؟
>در اكثر مدارس ابتدايى ، دوره اول و دوم دبيرستان ساعتى را براى غذاخوردن دانش آموزان اختصاص داده اند . تغذيه درمدارس اين كشور براساس قانون تغذيه مدارس انجام مى شود و دانش آموزان به درست غداخوردن عادت پيدا مى كنند و آداب لازم را در هنگام غذاخوردن مى آموزند. در نتيجه با تغذيه مناسب و به موقع، كيفيت آموزش بالا مى رود. در مدارس ژاپن ، هرگروه طبق برنامه از پيش تعيين شده به آشپزخانه مى رود و مسؤوليت توزيع غذا بين همه دانش آموزان را به عهده مى گيرد. بعداز تقسيم غذا  بين  ساير گروهها، آن گروه نيز غذاى خودشان را دركلاس درس و پشت همان ميزها سرو مى كنند. ناگفته نماند كه عادات اجتماعى و درونى كردن آنها يكى از هدفهاى اين برنامه است.
در حين غذاخوردن، دانش آموزان از طريق تلويزيون هايى كه درهركلاسى وجود دارد و به استوديوى خبر مدرسه متصل است ، از اخبار مدرسه مطلع مى شوند و يا فيلمهاى پخش شده را نگاه مى كنند.
زنگ نظافتى هم هست كه همه دانش آموزان ، محيط كلاس و مدرسه را تميز مى كنند وهمگى با هم مسواك مى زنند. ضمناً در مدارس ژاپن، پست نظافتچى وجود ندارد.
\انجام چنين كارهايى در راستاى مسؤوليت پذيرساختن آنها است؟
>ژاپنى ها براين باورند كه كامل بودن در جريان عمل و با رفع نواقص درحين اجرا محقق مى شود. آنها مى گويند درشنهاى روان نمى شود به آموزش شنا پرداخت، بلكه در استخر است كه مى توان به كسى شنا ياد داد. اصولاً ژاپنى ها معتقد نيستند كه انسان اگر به كمال مطلوب برسد، مى توان به او آزادى عمل داد. مسؤوليت تقسيم غذا، سازماندهى برنامه ها و پذيرفتن تبعات آن به دانش آموزان محول مى شود، در عمل مسؤوليت پذيرى را در آنها نهادينه مى كند.
بازانديشى و خودارزيابى و ارزيابى گروهى ازمهمترين عناصر فرهنگ آموزش ژاپن است . باورهمگانى درگسترش مسؤوليت پذيرى، دادن اختيار و آزادى عمل است. تمرين دراين شرايط، احساس مسؤوليت را تقويت مى كند. تكرار اشتباه امرى مذموم است و از اشتباه، آموختن و نقد خود يك روش تربيتى ژاپنى ها است و خود انضباطى مهمترين عنصر پرورش اجتماعى و اخلاقى مدارس ژاپن به شمارمى آيد.
\ مدارس ژاپن همچنان بر گروه گرايى و همبستگى گروهى تأكيددارند ولى در فضاى عمومى آن كشور تمايل به فردگرايى گسترش يافته است. آيا چنين چالشى، مشكل هويتى و روانى حادى را ايجاد نخواهدكرد؟
> درحال حاضر، شرايط ايجاب مى كند كه به فرد و توانايى هاى فردى توجه ويژه اى مبذول شود. البته جامعه ژاپن كوشش مى كند تعادلى منطقى بين گروه گرايى و فردگرايى برقراركند.
\ نحوه دسترسى به كامپيوتر و اينترنت درمدارس ژاپنى درحد مطلوبى قراردارد؟
> تقريباً همه مدارس ژاپن داراى مركز و سايت كامپيوتر هستند و به ازاى هر ۱۵ نفر دانش آموز يك كامپيوتر وجوددارد. هرمعلم يك كامپيوتر شخصى (PC) دراختيار دارد و همه كلاسها كامپيوتر دارند. تمام مؤسسات آموزشى به اينترنت متصل هستند و در فرايند يادگيرى ـ ياددهى در درسهاى مختلف همچون رياضى، علوم و علوم اجتماعى از كامپيوتر و اينترنت استفاده مى شود.
مؤسسه تحقيقات موادآموزشى چندرسانه اى ژاپن مسؤول فراهم كردن موادآموزشى چندرسانه اى on-Line براى مدارس سراسر كشور است.
\ آيا سطح استفاده از كتاب و رسانه هاى مكتوب كاهش نيافته است؟
> ژاپن دومين كشور در استفاده از فناورى اطلاعات و ارتباطات در زندگى و از آن جمله زندگى آموزشى است.
درعين حال، فرهنگ مكتوب هنوز جايگاه خاص خود را دارد. اگرچه در سالهاى اخير، مردم پول بيشترى براى دستيابى به نرم افزارها و مدلهاى جديد تلفن همراه پرداخت مى كنند و بازاركتاب تا حدودى راكد است ولى فرهنگ مكتوب همچنان موقعيت بالادست خود را حفظ كرده است.
\ ارزيابى هاى بين المللى نشان مى دهند دانش آموزان ژاپنى درزمينه علوم و رياضى بسيار توانا هستند و درزمينه تفكرانتقادى، از سطح مهارت بالايى برخوردار نيستند. آيا ارزيابى خاصى از اصلاحات اخير آموزش ژاپن به عمل آمده است؟
> اساساً اصلاحات چندسال اخير و خصوصاً برنامه اصلاحى سال ۲۰۰۲ درپى رفع چنين نقايص و ضعفهايى بوده است.
اين اصلاحات به مرحله ارزشيابى نرسيده ولى نتايج اين ارزشيابى نشان خواهدداد كه وضعيت ژاپنى ها در مهارتهاى ادراكى، تفكر انتقادى و خلاقيت بهبود خواهديافت يا خير.
\ آيا كاهش حجم مطالب كتابهاى درسى روند منطقى انتقال دانش را دچار اختلال نمى كند؟
> ژاپنى ها معتقدند با ارائه محتواى كم، فرصت سيراب شدن، تجربه كردن و فهم عميق را به دانش آموزان خواهدداد. اما جامعه صنعتى ژاپن معتقد است با كاستن از زمان آموزش رياضيات و علوم، موجبات كاهش استانداردهاى لازم آموزشى را فراهم آورده ايم و چنين اقدامى، پيشرفت ژاپن را با چالش اساسى روبرو خواهدساخت.
به هرحالت، اقتضائات زمان و پارادايم فناورى اطلاعات و ارتباطات ايجاب مى كند مدرسه را صرفاً جايگاه انتقال دانش تلقى نكنيم. چون مهارت بهره گيرى از دانش درهرزمان و مكان مهمترمى باشد.
امروزه ما، در سطح بين المللى با اصطلاح مدرسه پيشرو روبرو هستيم. مدرسه پيشرو، مدرسه اى است كه درآن نقش مدير، ساختارمدرسه، كاركردها و اصول و مبانى حاكم بر آن به شكل نوينى تعريف و بازسازى شده است.
در ژاپن ساخت چنين مدرسه هايى تحت عنوان مدرسه آزاد (Free School) رواج يافته است و رايج شدن چنين مدارسى، ذهنيت ما را نسبت به مدارس كنونى و سنت آموزشى حاكم بر آنها به چالش مى گيرد.
الگوى چنين مدارسى از چارتر اسكول هاى آمريكا (Charter School) گرفته شده و به سرعت در ژاپن گسترش يافته است. همچنانكه چارتر اسكول هاى آمريكا در ده سال گذشته بسيار رشد كرده و توجه افكارعمومى و مصلحان آموزشى را به خود جلب كرده است.
\ علت رايج شدن چنين مدارسى چيست؟
> درحال حاضر حدود ۱۲هزار دانش آموز ژاپنى، تمايلى براى رفتن به مدرسه ندارند و حدود ۵۰۰هزار دانش آموز ژاپنى، هرهفته يك روز غيبت مى كنند. اما درمدرسه آزاد كه مبتنى بر چهارپايه والدين، جامعه، دانش آموزان و كاركنان آموزشى است، حضور و غياب رايج درمدارس معمولى به چشم نمى خورد.
زمانى كه من در ژاپن بودم، از يكى از اين نوع مدرسه ها بازديد كردم. حتى ساختمان مدرسه به شكل خانه ساخته شده بود و در اساسنامه آن اين مطالب به چشم مى خورد: «شما مى توانيد تا ساعت ۱۰ صبح در هرزمان كه خواستيد به مدرسه بياييد و تا هرساعتى كه تصميم گرفتيد درمدرسه بمانيد».
استراتژى مسؤوليت پذيرى دانش آموزان در اين مدارس، دادن آزادى عمل بيشتر و استراتژى پرورش حرفه اى معلمان، دادن مسؤوليت بيشتر به آنها است.
انضباط در فرى اسكولهاى ژاپن بيشتر موردتوجه هست تا درچارتر اسكولها و اين هم تا حدودزيادى متأثر از انتظارات و نيازهاى كاركنان آموزشى، والدين و دانش آموزان است.
\ چه ويژگى هاى عمده اى دراين مدرسه ها به چشم مى خورد؟
> اولين ويژگى مدرسه پيشرو توجه به همه ابعاد وجودى و شخصيتى دانش آموزان در مدرسه است. چنين مدرسه اى همگام با تحولات اجتماعى به ايجاد تغيير در ساختار و نحوه اداره خود مبادرت مى كند.
دومين ويژگى، همگامى آن با تحولات اجتماعى است.
ويژگى سوم، قابليت نوسازى و به روزآمد نمودن خود است و درمقابل انتظارات نهادهاى اجتماعى از مدرسه، واكنش مثبت نشان مى دهد.
چهارمين ويژگى مدرسه پيشرو شوق انگيز بودن و كاهش عواملى است كه باعث بيزارى كودكان ازمدرسه مى شود. دراين نوع مدارس، افت تحصيلى، ترك تحصيل، گريز و عدم تعلق به مدرسه در بين دانش آموزان وجودندارد.
ويژگى پنجم اين است كه درهاى خود را به روى جامعه مى گشايد و با آن تعاملى سازنده برقرارمى كند. والدين امكان حضور فعال دراين نوع مدارس را دارند و حتى مى توانند براساس برنامه اى منظم به مشاهده كلاس درس بپردازند و دراداره و اجراى برنامه هاى آموزشى و درسى نقش مؤثرى برعهده بگيرند.
\ آيا گسترش اين نوع مدارس پيروى از تئورى جامعه شناختى «مدرسه زدايى از اجتماع» را تداعى نمى كند؟
> جهان امروز به ويژه دركشورهاى ليبرال يا با اقتصادآزاد به اين حد از پيشرفت رسيده است كه مردم خواهان كاهش نفوذ دولت در آموزش فرزندان خود هستند.
اين نوع نگاه يعنى دولت زدايى از آموزش و برنامه هاى درسى به سرعت درجهان درحال شكل گيرى است و درهرفرهنگى به نحوى تلاش مى كند مسير خود را پيداكند.
در ايران نيز اين خواست به شكل ظريفى دنبال مى شود و والدين از مسؤولان مدارس غيرانتفاعى مى پرسند: «برنامه هاى فوق برنامه شما چيست؟». معناى اين سؤال اين است كه ما كارى به چگونگى اجراى برنامه هاى مصوب وزارت آموزش و پرورش نداريم. درواقع آنها مى خواهند بدانند كه مدارس غيرانتفاعى براى آموزش زبان انگليسى، مهارتهاى فناورى اطلاعات، موسيقى، آموزش به روش پروژه اى، مهارتهاى شهروندى، درك جهان، يادگيرى جهانى، محيط زيست و مسائلى از اين قبيل چگونه اقدام مى كنند.
در گفت وگو با مازيار طاطايى، كارشناس
هبه در قوانين ايران
يوسف ناصرى
(بخش دوم و پايانى)
هبه يا هديه دادن و بخشش مال در فرهنگ ايرانى جايگاه ويژه اى دارد. به طورى كه هديه دادن ميزان علاقه و عشق فرد را به گيرنده هديه نشان مى دهد. در واقع هبه در فرهنگ ايرانى از چنان جايگاهى برخوردار است كه به نوعى عادت تبديل شده است. چه بسيار فرزندان كه در انتظار فرا رسيدن مراسم يا مناسبتى لحظه شمارى مى كنند تا از اكرام بزرگترهايشان بهره اى ببرند و چه بسيار كسانى كه هديه دادن و هبه مالشان را راهى براى كمك به ديگران تلقى مى كنند. در گفت وگوى حاضر، طاطايى، وكيل دادگسترى اين اقدام پسنديده و نيكو را از منظر قانونى و جايگاه آن در قوانين جارى ايران مورد بحث و بررسى قرار مى دهد.
\ گفت وگوى خود را با اين سؤال شروع مى كنيم كه هبه چه نوع عقدى است؟
> هبه شاخص ترين وسيله بخشش اموال است. ماده ۷۹۵ قانون مدنى هبه را عقدى تعريف كرده است كه به موجب آن يك نفر مالى را به رايگان به ديگرى تمليك مى كند.اين تعريف با توجه به فرهنگ موجود در جامعه ايران و گستردگى تعريف مال، مصاديق متعددى در عالم خارج خواهد داشت كه مى تواند به عنوان صدقه و به قصد قربت انجام شود، يا به منظور اكرام و احترام ديگرى به عنوان هديه تحقق يابد و يا اينكه براى تشويق و با اعطاى جايزه انجام گردد. هبه از عقود معين است كه مواد ۷۹۵ لغايت ۸۰۷ قانون مدنى به تعريف و تبيين شرايط آن اختصاص يافته است.
\ منظور از عقود معين چيست و با توجه به تعريف ارائه شده از هبه، طبيعتاً مى بايست هبه يك عقد مجانى باشد؟
> در قانون مدنى بيش از ۱۹نوع عقد تحت عنوان عقود معين تعريف و اركان و شرايط آن تبيين شده است به همين لحاظ به اين نوع عقود كه شرايط تحقق آنها در قانون آمده است عقود معين گفته مى شود. بديهى است روابط حقوقى و قراردادى افراد صرفاً در چارچوب اين عقود نيست. به همين علت در ماده ۱۰ قانون مدنى مقرر شده است قراردادهاى خصوصى در صورتى كه مخالف صريح قانون نباشد نسبت به كسانى كه آن را منعقد نموده اند نافذ است به عبارت ديگر آن دسته از روابط و قراردادهاى منعقده بين افراد كه در قالب موارد معينه در قانون قرار نگرفته باشد در چارچوب ماده ۱۰ قرار خواهد گرفت، بنابراين چون هبه و شرايط تحقق آن در قانون مدنى مورد اشاره قرار گرفته است هبه از عقود معين است كه داراى شرايط اختصاصى براى تحقق است. اما در ارتباط با قسمت دوم سؤال بايد گفت اگر چه در تعريف عقد هبه به تمليك مجانى اشاره شده است ليكن بايد ابتدا ببينيم عقد مجانى چيست؟ در قانون مدنى عقد مجانى تعريف نشده است ولى اساتيد علم حقوق بر اين نظر هستند كه اگر حقى از دارايى واهب (تمليك كننده) به متهب (طرف ديگر) به صورت ارادى منتقل شود بدون اينكه عوضى براى آن در نظر گرفته شده باشد و قصد بخشش نيز وجود داشته باشد عقد هبه تحقق يافته است. به عبارت ديگر براى تحقق هبه بايد مالى از دارايى واهب خارج و بدون اينكه عوضى براى آن لحاظ شده باشد بر دارايى متهب افزوده شود كه مفهوم تمليك مجانى را دارد. البته بايد گفت بى عوض بودن انتقال به تنهايى براى شناساندن هبه كافى نيست.زيرا در ماده ۸۰۱ قانون مدنى صراحتاً به اين موضوع كه هبه ممكن است معوض باشد اشاره شده است، بدين معنى كه متهب (منتقل اليه) نيز بر عهده مى گيرد كارى را به سود انتقال دهنده (واهب) يا هر شخص ثالث ديگرى كه مورد نظر واهب است انجام دهد و يا مالى را به آنان منتقل سازد.
\ در اين صورت ماهيت هبه چه خواهد بود؟
> با توجه به صراحت مندرج در ماده ۸۰۱ نسبت به درستى هبه و نافذ بودن شرط هيچ ترديدى وجود ندارد ولى نظرات گوناگونى در خصوص اينكه در اين حالت ماهيت هبه چه خواهد بود وجود دارد، برخى بر اين عقيده هستند با وجود شرط عوض ديگر نمى توان هبه را در زمره عقود مجانى قرار داد و بايد آن را معوض تلقى نمود، برخى بر اين عقيده هستند كه با وجود معوض هبه ماهيت مجانى بودن خود را از دست نمى دهد. زيرا عوض جنبه فرعى و تبعى دارد و در مقابل هبه قرار نمى گيرد و عده اى نيز بر اين باور هستند كه تا اندازه اى كه عوض با هبه برابرى مى كندمعوض و زايد بر آن هبه است. برخى نيز بر اين عقيده هستند كه چون يكى از شرايط اوليه و اساسى هر نوع عقدى قصد و اراده طرفين است و عقود تابع قصد و اراده طرفين هستند ملاك تشخيص و تميز ماهيت عقد را بايد در قصد و اراده طرفين جست وجو كرد بنابراين اگر قصد مبادله دو مال با هم باشد، هبه نيست و هر گاه شرط جنبه فرعى پيدا كند و شرط در برابر هبه قرار نگرفته باشد منصرف از اينكه ارزش آن چه مقدار باشد باماهيت هبه منافاتى نخواهد داشت و در واقع دو هبه واقع شده است.
\ اجازه بدهيد از تخصصى شدن گفت وگو پرهيز كنيم. لطفاً شرايط تحقق هبه را بفرماييد و اينكه هبه كى و چگونه واقع خواهد شد؟
> هبه مانند تمامى عقود و قراردادها بايد به تراضى انجام شود و هر دو طرف راضى باشند در اينجا ضرورى است كه به اين نكته اشاره نمود كه بر اساس ماده ۱۹۰ قانون مدنى براى صحت هر معامله چهار شرط وجود دارد كه عبارت است از قصد و رضاى طرفين، اهميت طرفين موضوع معين كه مورد معامله باشد و مشروعيت جهت معامله كه در هبه علاوه بر اين شرايط بايد قبض را نيز اضافه نمود.
\ اگر هبه با رعايت كليه شرايط انجام شده باشد، چه آثارى بر آن مرتبط است؟
> اثر اصلى هبه تمليك مال به متهب است، اين تمليك به صورت وضعيت موجود انجام خواهد شد و مالكيت او را تضمين نمى نمايد، به همين جهت اگر متهب از آن محروم گردد، مسوؤليتى در جبران خسارات او ندارد. اين عمده ترين تفاوت تمليك در هبه با عقد بيع مى باشد، زيرا در عقد بيع فروشنده ضامن درك مبيع است و چنانچه مبيع مستحق الغير درآيد و يا اينكه در مالكيت خريدار مانعى ايجاد گردد، فروشنده مسؤول جبران خسارات وارده به خريدار خواهد بود. لازم به تذكر است عدم مسؤوليت واهب درخصوص خسارات وارده به متهب به صورت مطلق نمى باشد و چنانچه واهب مسبب ورود اين خسارت باشد، براساس قواعد ضمان قهرى و نه قراردادى بايد آن را جبران نمايد. اين نكته را نيز متذكر شوم كه واهب بايد مالك مالى باشد كه هبه مى كند، اگرچه اين امر با توجه به اينكه در تعريف هبه تمليك مجانى صراحتاً مورد اشاره مقنن قرار گرفته است و مقتضاى تمليك مجانى مالك بودن انتقال دهنده (واهب) مى باشد اين موضوع در ماده ۷۹۷ قانون مدنى صراحتاً مورد اشاره قانونگذار قرار گرفته است.
\ چنانچه هبه به صورت صحيح واقع نشود، آيا واجد اثر خواهد بود يا نه؟!
> اصولاً فعل فاسد واجد هيچ اثرى نمى باشد. ليكن چنانچه فرض شما بر اين باشد كه طرفين با فرض صحت تمامى اقدامات را انجام داده باشند و قبض نيز انجام شده باشد و بعداً مشخص گردد كه هبه فاسد بوده است، بايد گفت در عقد بيع چنانچه كسى به بيع فاسد مالى را قبض كند، بايد آن را به صاحبش رد كند و اگر مبيع تلف يا ناقص شود، ضامن عين و منافع آن خواهد بود و فرض قانونگذار اين است كه متصرف مبيع در حكم غاصب است و او را ضامن عين و منافع قرار داده است. در مورد هبه اگرچه قانون مدنى حكم صريحى در اين موضوع ندارد، ولى حقوقدانان غالباً بر اين عقيده هستند كه متهب نيز بايد مالى را كه من غير حق در اختيار و تصرف دارد، به مالك برگرداند و ضامن تلف و نقص عين و منافع آن است، اعم از اينكه اين تلف و نقص ناشى از تقصير او باشد و يا نه.
\ همانگونه كه مى دانيد، برخى از عقود جائز هستند مانند وكالت كه هركدام از طرفين در هر موقع مى توانند عقد را بر هم بزنند و برخى نيز لازم هستند كه تنها در صورت اثبات فساد آن هم به حكم دادگاه از بين مى رود. هبه داراى چه نوع ماهيتى است؟
> در ماده ۸۰۳ قانون مدنى آمده است كه بعد از قبض نيز واهب مى تواند با بقاء عين موهوبه از هبه رجوع كند مگر در موارد ذيل:
۱ـ در صورتى كه متهب پدر يا مادر يا اولاد واهب باشد. ۲ـ در صورتى كه هبه معوض بوده و عوض هم داده شده باشد. ۳ـ در صورتى كه عين موهوبه از ملكيت متهب خارج شده باشد و متعلق حق غير واقع شود. ۴ـ در صورتى كه در عين موهوبه تغييرى حاصل شود. همان گونه كه از مفاد ماده مذكور مشخص مى گردد، اين حق تنها براى واهب لحاظ شده است و براى متهب چنين حقى در نظر گرفته نشده است. بر همين اساس از حق موصوف تحت عنوان حق رجوع نام برده مى شود و اين حق قائم به شخص واهب است. على هذا با لحاظ نمودن شرايط فوق مى توان اينگونه تعبير نمود كه هبه در عين حال هم ماهيت عقد لازم را دارد و آن هم موردى است كه شروط چندگانه فوق وجود داشته باشد و هم اينكه مى تواند ماهيت عقد جائز را داشته باشد، آن هم صرفاً نسبت به واهب كه با بقاى عين موهوبه مى تواند از هبه رجوع نمايد، مشروط بر اينكه هيچ يك از شرايط چهارگانه محقق نباشد، مضافاً اينكه بخش عنوان صدقه نداشته باشد و مال موهب طلب داين به مديون نباشد.
\ ممكن است در مورد صدقه هم توضيح بدهيد؟!
> صدقه هبه اى است كه به قصد تقرب به خدا داده مى شود و موضوع آن به طور معمول كمك به نيازمندان است، بر همين اساس بازپس گرفتن مال داده شده از نيازمند آن اخلاقاً كارى مذموم و ناپسند مى باشد و با توجه به اينكه حقوق احكام خود را بر پايه ارزشهاى اخلاقى بنيان نهاده است، در خصوص ناپسندى چنين اقداماتى ساكت نخواهد بود، به همين علت از بين رفتن حق رجوع در صدقه كاملاً در ماده ۸۰۷ قانون مدنى مورد اشاره قانونگذار قرار گرفته است. در توجيه آن گفته شده است چون هدف از آن رسيدن به يك پاداش اخروى است، بايد آن را در زمره هبه هاى معوض قرار داد، يعنى هبه اى كه براى آن عوض داده شده و بر واهب لازم گرديده است. البته برخلاف قانون مدنى ما بسيارى از فقها مفهوم صدقه را از هبه جدا كرده اند و در قسمت مربوط به وقف از آن نام برده اند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |