پنجشنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۳ - ۲۱ شعبان ۱۴۲۵
Thu, Oct 7, 2004
بين الملل
سال دهم - شماره ۲۹۳۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
مهرگان
آرشيو
گزارش خبرنگار اعزامى «ايران» به افغانستان
نگاه
شقايق لامع زاده ـ قسمت دو م و پايانى
پاورقى
۱۰۰۰ صفحه گزارش از ۱۰ هزار جعبه سند
گزارش خبرنگار اعزامى «ايران» به افغانستان
همزمان با وتوى قطعنامه شوراى امنيت توسط آمريكا
نكته
مناظره چنى و ادواردز برنده قطعى نداشت
گروه بين الملل ـ رضا اسدى: اولين و تنها مناظره «ديك چنى» معاون رياست جمهورى آمريكا با «جان ادواردز» يار انتخاباتى «جان كرى» نامزد دموكراتها همانند مناظره پنجشنبه شب بدون برنده قطعى پايان يافت، ولى هر دو اردوگاه، عملكرد مهره خود را پرفروغ تر جلوه دادند.
در اين جدال لفظى كه همانند مناظره جورج بوش و كرى حول محور عراق مى گشت، درباره موضوعات متنوعى همچون افغانستان، ازدواج همجنس بازان و فساد مالى بحث شد. چنى كه رسانه هاى جمهوريخواه وى را باصلابت ترين معاون رئيس جمهورى آمريكا در ۳۰ سال اخير توصيف مى كنند، دموكراتها را به نداشتن صلاحيت براى اداره كشور متهم كرد و در عوض، ادواردز سناتور كاروليناى شمالى، جمهوريخواهان را مسبب منحرف كردن مسير جنگ با تروريسم و سوء استفاده مالى از جنگ عراق دانست.
«گوونى ايفيل» مجرى اين مناظره ۹۰ دقيقه اى، اولين سؤال را از چنى درباره جنگ عراق پرسيد. معاون رئيس جمهورى آمريكا كه معمار تجاوز مارس ۲۰۰۳ به عراق دانسته مى شود، پاسخ داد كه اكنون دنيا به خاطر آن جنگ و دستگيرى صدام حسين به مكان امن ترى تبديل شده است، جمله اى كه يادآور دفاعيه بوش در مناظره اش با كرى بود. چنى تكرار كرد كه اگر قرار باشد تصميم تهاجم به عراق از نو اتخاذ شود، توصيه مى كند كه صدام سرنگون شود.
اما پاسخ ادواردز نيشدار بود. سايت «سى. ان. ان» به نقل از وى نوشته است: «جناب معاون رئيس جمهورى، شما همچنان با مردم آمريكا روراست نيستيد. منظورم، واقعيتى است كه كماكان شما و پرزيدنت بوش به مردم مى گوييد. اين كه اوضاع در عراق روبه راه است. مردم آمريكا نيازى ندارند كه ما چنين چيزى را به خوردشان بدهيم، زيرا هر روز عراق را در تلويزيونشان مى بينند.
دستور كار اين مناظره كه در دانشگاه «كيس وسترن ديزرو» در «كليولند» در ايالت «اوهايو» برگزار شد، تنها به سياست خارجى محدود نشده بود، اما در بحث عراق، اردوگاه دموكراتها و بخصوص ادواردز توانستند از سخنان غير منتظره «پل برمر» حاكم سابق عراق، مبنى بر اين كه نيروهاى آمريكايى «هرگز» در عراق كافى نبودند، نهايت بهره را ببرند، هرچند كه برمر بعداً مدعى شد رسانه ها، سخنانش را تحريف كرده اند.
ادواردز كه ۲۰ سال وكيل مدافع بوده است و خود را مدافع حقوق مردم ضعيف مقابل سردمداران قدرت مى نامد، رابطه بين صدام حسين و القاعده را زير سؤال برد. اين رابطه كه از سوى كميسيون تحقيق و تفحص ۱۱ سپتامبر نيز رد شده، يكى از اصولى بود كه جنگ طلبان نومحافظه كار واشنگتن، آن را براى مشروعيت بخشيدن به تجاوز نظامى شان مستمسك قرار داده بودند. در اين مناظره، چنى يك بار ديگر بر وجود چنين رابطه اى صحه گذاشت، اگرچه كميته اطلاعاتى سنا اخيراً گزارش داد كه ارزيابى سيا از وجود تماس بين رژيم بعث و القاعده در دهه ۱۹۹۰ معقول بوده، اما هرگز رابطه اى رسمى وجود نداشته است.
آسوشيتدپرس گزارش داد كه ادواردز همچنين از تصميم دولت بوش به خاطر اعطاى قراردادهايى به ارزش چند ميليارد دلار به «هاليبرتون» شركت سابق ديك چنى، انتقاد كرد.
اما بزرگترين اشتباهات عمدتاً لفظى را چنى مرتكب شد. وى از اين كه او و ادواردز به ظاهر قبلاً هرگز ملاقات نكرده بودند، ابراز تأسف كرد، ولى واقعيت چيز ديگرى است. ستاد انتخاباتى ادواردز سپس مداركى ارائه كرد كه اين دو در مراسم تحليف يك سناتور ديگر كاروليناى شمالى، «اليزابت دال» ملاقات كرده بودند.
بعد از اين مناظره، هر دو اردوگاه ادعاى پيروزى كردند. «بت كاهيل» مدير ستاد انتخاباتى كرى پس از اين مناظره به سى. ان. ان گفت كه فكر مى كند ادواردز برنده شده است. اما «كن ملمن» همتاى وى در ستاد انتخاباتى جمهوريخواهان، نظر ديگرى داشت و گفت: فكر مى كنم مناظره خوبى بود و به نظرم معاون رئيس جمهورى برنده شد.
واكنش رأى دهندگان نيز به همين ميزان متفاوت بود.
«پل ياكوبز» اهل «اوهايو» به سى. ان. ان گفت: من در اين مناظره، پاسخهاى قاطع ترى نسبت به مناظره قبلى بين نامزدان رياست جمهورى شنيدم.
اما «فليسا داتسون» اظهار داشت كه از بحث ادواردز و چنى بر سر عراق دلسرد شده است. وى به همان منبع خبرى گفت: آنها درباره جنگ خيلى حرف زدند، اما من مايل بودم بشنوم كه چگونه و چه موقع ما نيروهايمان را بيرون خواهيم كشاند، نه اين كه چطور وارد آنجا شديم.
نظرسنجى شبكه «اى. بى. سى» پس از اين نظرسنجى نشان داد كه چنى برنده شده است، ولى اكثر پرسش شوندگان از مناطق جمهوريخواه نشين بوده اند.
در ميان رأى دهندگان ثبت نام كرده اى كه اين مناظره را تماشا كردند، ۴۳ درصد دست معاون بوش را بالا بردند و ۳۵ درصد ادواردز را برنده دانستند و ۱۹ درصد اين پيكار را يك تساوى دانستند. گفتنى است كه ۳۸ درصد پاسخ دهندگان جمهوريخواه، ۳۱ درصد دموكرات و بقيه مستقل بودند.
آنچه اين رأى دهندگان را متقاعد كرده بود كه چنى با پيروزى از كليولند خارج مى شود، حملات بى امان وى به ناپختگى و كم تجربگى سياسى ادواردز جوان بود. به گزارش خبرگزارى فرانسه، چنى يك بار گفت: سناتور، لفاظى شما موقعى باورپذيرتر مى شد كه سابقه محكمى پشتش قرار گرفته بود.
معاون رئيس جمهورى آمريكا همچنين عضو اردوگاه كرى را به فرار كردن از جلسات سنا متهم كرد و گفت: سناتور، رك و راست مى گويم كه پرونده (حضور و غياب شما) چندان برجسته نيست. اما ادواردز كه فقط يك دوره سناتور بوده است، پاسخ داد كه داشتن سابقه كارى طولانى به انسان قدرت قضاوت صحيح نمى بخشد.
مطبوعات برجسته آمريكا صبح ديروز پس از اين مناظره كه در ساعت ۴‎/۳۰ بامداد به وقت تهران آغاز شد، ارزيابى محتاط آميزى درباره اين مناظره داشتند و بيشتر بر اهميت اين ديدار تأكيد كردند تا نتيجه آن.
«واشنگتن پست» در سرمقاله اش خاطرنشان كرد كه اگرچه شايد چنى به دليل برافروختن شعله هاى جنگ مستوجب نكوهش است، ولى ادواردز نيز به دليل نداشتن پيشينه اطمينان بخش سياسى نمى تواند در صورت ضرورت، سكان رياست جمهورى را به دست بگيرد. نيويورك تايمز تصريح كرد كه عملكرد ادواردز را در اين مناظره پسنديده، ولى نگفت كه كدام يك برنده است.
گزارش خبرنگار اعزامى «ايران» به افغانستان
كابل، كانون رقابت
۱۸ نامزد رياست جمهورى
جلال برزگر ـ خبرنگار اعزامى ايران به كابل:

• نگاه ها به مانورهاى كرزاى دوخته شده است
• ۷۰۰ هزار افغانى مقيم ايران در انتخابات رياست جمهورى افغانستان شركت مى كنند
افغانى هاى مقيم ايران روز شنبه مى توانند با مراجعه به صندوق هاى رأى در شهرهاى تهران، اصفهان، شيراز، قم، كرمان، زاهدان ومشهد در انتخابات شركت كنند

رقابت انتخاباتى به مثابه نخستين مشق دموكراسى در افغانستان به حساسترين روزهاى خود رسيده است. بى پروايى ۱۷نامزد در نقد رقيب خود ـ حامدكرزاى ـ دولت انتقالى و برخوردارى تعدادى از آنها از پايگاه قومى ـ اجتماعى، فرضيه از پيش معين بودن نتيجه انتخابات رياست جمهورى را با چالش مواجه كرده است.
كابل به عنوان نقطه در هم آميزى قوميت هاى مختلف، به مركز ثقل رقابت تبديل شده است. در و ديوار شهر مزين به پوسترهاى نامزدهاى مختلف است. همه نامزدها ادعا دارند كه غير از قوم و قبيله خود از حمايت اقشار ديگر نيز برخوردارند. براى پيش بينى نتيجه انتخابات، سؤالهاى بى پاسخ كم نيست، تهديدهاى طالبان و القاعده چقدر مؤثر واقع خواهد شد؟ چنددرصد از قوم پشتون مخصوصاً زنان آنها به كرزاى رأى خواهد داد؟ انسجام شكل گرفته هزاره ها حول «محمد محقق» تا چه حد تحت تأثير حمايت ديگر شخصيتهاى هزاره از كرزاى قرار خواهد گرفت؟ «محمد يونس قانونى» تا چه اندازه رأى تاجيك ها و ديگر اقوام را به دست خواهد آورد و با توجه به حضور بخشهايى از نسل اول و دوم مجاهدين تاجيك در كنار كرزاى، چه اندازه رأى از دست خواهد داد؟ آيا مجموع رقباى كرزاى، چنان كه هدفگذارى كرده اند، نخواهند توانست با كاستن از آراى او، انتخابات را به دور دوم بكشانند؟ مذاكرات در جريان و هنوز به نتيجه نرسيده ائتلاف نامزدها به كجا خواهد كشيد؟ اغلب ناظران پاسخ هاى روشنى براى چنين سؤالهايى ندارند، يا اگر هم دارند، اين پاسخ ها بر پايه حدس و گمان و غيرقابل تبيين است.
«محمدرضا بهرامى» سفير ايران در كابل ضمن تأييد ژله اى بودن شرايط فعلى مى گويد: انتخابات هر كشور در مرحله اول، موضوعى داخلى تلقى مى شود. در مورد افغانستان نيز چنين است، اما در نگاهى وسيع تر هر يك از اعضاى جامعه جهانى و كشورهاى منطقه، انتظاراتى از نخستين انتخابات افغانستان دارند.
بهرامى مى افزايد: براى ايران، اولويت اول در افغانستان، چنانچه بارها اعلام شده، تقويت روند ثبات وامنيت است. در واقع، ما منفعت ملى خود در افغانستان را در گرو تأمين اين اصل مهم مى دانيم و از اين رو، به نظر ما، موضوع مهم در فرداى اين انتخابات ـ با هر نتيجه احتمالى ـ ادامه و تقويت روند ايجاد ثبات و امنيت در افغانستان است. وى همچنين برخوردارى افغانستان از دولتى كارآمد، دوست و پاسخگو را از جمله آمال و اهداف ايران معرفى مى كند.
جذابيت حدس و گمان نتيجه و درك شرايط حاكم بر انتخابات، اما خبرنگاران بسيارى را به افغانستان كشانده است. به خاطر ويژگى هاى خاص اين جامعه، پرس و جوهاى خبرنگارى و تهيه گزارش اگرچه منجر به روشن شدن قطعى نتيجه انتخابات براى كسى نيست، اما حال و هواى انتخابات را منعكس مى كند.
«سيدمحمود خليق» معاون «سواد حياتى» (نهضت سوادآموزى) وزارت تعليم و تربيت در اين باره مى گويد: پس از تجربه سالها جنگ، حالا مردم افغانستان مى دانند كه چه چيزى نمى خواهند و يا چه مى خواهند، اما براى يافتن مصداق براى آنچه مى خواهند در انتخابات در حال بررسى هستند. او به همين جمله بسنده مى كند، اما «شهلا حفيظى»، «فاطمه لطيف»، «سميعه السادات» و «امين دوستدار» معلم هاى اين مركز سوادآموزى مى گويند: به كرزاى رأى خواهيم داد، چرا كه تا او در مصدر كار قرار نگرفته بود، ما به كار خود بازنگشته بوديم.
«فرحت نگاه» و «ليدا» دانشجويان دانشگاه كابل نيز چنين نظرى دارند آنها كه تاجيك هستند، از قوم گرايى در انتخاب و انتصاب ها گلايه دارند و آن را باعث ويرانى هاى موجود مى دانند. «رضا تركمنى» جوان افغانى متولد مشهد مى گويد: به محقق رأى مى دهم، نه براى اينكه او بهترين گزينه است، اما وزن هزاره ها نبايد كم شود تا دولت آينده آنها را به حساب بياورد. كارگران حلقه زده دور يك ميدان در كابل كه اكثر آنها هزاره هستند، در برابر پرسش من فرياد «محقق، محقق» را سر مى دهند و صداى يكى دو نفرى را كه مى گويند كارت انتخابات دريافت نكرده اند يا به كرزاى رأى مى دهند، در خود گم مى كنند. در نقطه اى ديگر از شهر در برابر پاسخ «عيد محمد» و «عبدالقدير» ـ جوانان ۲۸ و ۱۸ ساله پشتون ـ كه به كرزاى رأى خواهند داد، «شيرعلى» ۲۲ ساله تاجيك مى گويد: ولى من به قانونى رأى مى دهم چون كرزاى كارى نكرد. او معتقد است قانونى با سابقه كار در وزارتخانه هاى داخله و معارف حتماً رأى خواهد آورد و مى افزايد: كرزاى اگر افغانى بود، بادى گارد (محافظ) افغانى داشت.
«عبدالقيوم» ۴۰ ساله و تاجيك اما نظر تقريباً منحصر به فردى دارد. او مى گويد: در خانه و جامعه، مادر دلسوز درصدر مى نشيند و من از اين رو، به خانم «مسعوده جلال» رأى مى دهم.
طول و تفصيل اين اظهارنظرها در كابل البته بسيار است، اما بيشتر تكرار سه نام را در خود دارد، كرزاى، قانونى و محقق. عده زيادى هم على رغم دريافت كارت شركت در انتخابات هنوز به تصميم قطعى نرسيده اند يا آن را بازگو نمى كنند. با اين وجود، هر سه نام تكرار شده با دشوارى هايى مواجهند. كرزاى خيلى خود را درگير رقابت انتخاباتى نكرده اند. در مناطق پشتون نشين تبليغات براى او وسيع توصيف شده است اما اينكه عملاً چنددرصد مردم اين مناطق به او رأى خواهند داد، معلوم نيست. جمعيت هزاره با دريافت حدود ۷۰۰ هزار كارت انتخابات حدود تقريبى ميزان رأى محقق را معلوم كرده اند مگر اينكه معجزه اى در ميان ساير اقوام براى محقق روى دهد و قانونى هنوز نمى داند كه واقعاً چنددرصد از آراى جهاديون به نام او نوشته خواهد شد.
امنيت انتخابات يك دغدغه جدى
بيش از ۲۰ هزارنيروى نظامى كشورهاى خارجى ودر همين حد و اندازه، تعداد نفرات پليس و ارتش در كنار نيروهاى محلى تأمين امنيت انتخابات را برعهده دارند، كابل تقريباً آرام ناامنى را زيرپوست خود احساس مى كند، اخبار امنيتى روزهاى گذشته حاكى از چند مورد موشك پرانى و حتى آدم ربايى بوده است. هشدارهاى امنيتى بسيار جدى و تحركات ستون هاى نظامى خارجى طى چند روز گذشته به طور چشمگيرى افزايش يافته است.
در مناطق جنوبى وضع بدتر گزارش مى شود. طالبان تهديد كرده اند كه هر كس انگشت به جوهر انتخابات زده باشد كه گفته مى شود اثر آن دو هفته باقى خواهد ماند، آن انگشت را قطع خواهند كرد تا رأى دهنده به سزاى مزدورى براى آمريكا رسيده باشد. به زعم ناظران، اين تهديد باعث ايجاد ترديد در بعضى خانواده ها شد، كه احتمالاً به «حامد كرزاى» رأى مى داده اند. امايك نقل عمومى همه گير است و آن اينكه، انتخابات روز شنبه برگزار خواهد شد.
> اگر تقلب نباشد برنده ايم
184254.jpg
عده اى در كابل بر اين نظرند كه در مناطق دور از شهر قوماندان ها (فرماندهان نظامى) با اعمال نفوذ بر رأى مردم اثر خواهندگذاشت. بعضى نيز از احتمال تقلب در سطح بالاتر صحبت مى كنند. بعضى نيز چون يك چهره سياسى افغان نزديك به كرزاى در يكى از ستادهاى انتخاباتى او اين بحثها را زمينه سازى توجيه عدم موفقيت مى دانند. با اين اوصاف، «احمدشاه احمدزى»  (نامزد پشتون و اسلام گرا) «سيدمحمد محقق»، «يونس قانونى»، «عبدالستار سيرت» (از اقوام ظاهرشاه) و «مسعوده جلال»  از نامزدهاى معروف انتخابات، جملگى در گفت وگوى اختصاصى با آنها از وجود نابرابرى و سوءاستفاده از امكانات دولتى و احتمال تقلب در انتخابات صحبت مى كنند و مى گويند: اگر چنين نباشد، آنها برنده انتخابات خواهند بود. مسعوده جلال در اين باره مى گويد: طبق قانون اساسى انتخابات بايد آزاد و عادلانه باشد و در آن زورگويى، جعل و تقلب نباشد، اما چنين نيست و دسترسى به رسانه هاى محلى براى من وجود ندارد، در حالى كه نامزدى از امكانات دولتى بهره مند است. اين نامزد مستقل مى افزايد: از مقام گرفته تا قالى گران قيمت و لباس و پول، مبادله مى شود، اما من به خدا ومردم اميدوارم و مى دانم مردم از فرصت تاريخى به وجود آمده به درستى استفاده مى كنند و به خواهرشان رأى مى دهند. عبدالستار سيرت و قانونى نيز به تركيب كميسيون انتخابات و نيز عدم احراز هويت براى اعطاى كارت انتخابات در مناطق قبايلى و پاكستان اعتراض دارند، شوراى هماهنگى نامزدها كه مقابل كرزاى تشكيل شده، به اين دلايل احتمال عملى شدن گزينه تحريم انتخابات را مطرح كرده است، اما برخى از اعضاى اين شورا، تحريم را به نفع افغانستان نمى دانند. اين را يكى از مسؤولين عالى ستاد محقق مى گويد. خود محقق درباره تقلب مى گويد:  اينكه ما بگوييم تقلب است و آقاى كرزاى بگويد نيست، كافى نمى باشد. دنيا متوجه سوءاستفاده و دخالتهاى آمريكا شده است. احمدشاه احمدزى نيز با گلايه از دخالتهاى جامعه بين الملل و در رأس آنها آمريكا مى گويد: اين دخالتها، مايه شرم است.
> چرا نامزد انتخابات شديم؟
عبدالستار سيرت در برابر اين سؤال كه در اجلاس «بن»  رئيس گروه جناح رم بوديد و با انعطاف شما، كرزاى به عنوان يكى از اعضاى آن جناح زعيم افغانستان شد. حال، چه شده است كه به صحنه رقابت آمده ايد؟ آيا جناح رم دچار انشعاب شده است، مى گويد: جناحى به نام رم وجود نداشت. پادشاه سابق به عنوان سمبل وحدت مورد احترام تمام جناح ها بود و هيأتى از طرف ايشان به بن رفت كه من رياست آن را بر عهده داشتم. تركيب هيأت و حتى نام آن را نماينده دبيركل سازمان ملل متحد انتخاب كرد كه نام افغانى نبود، مثل جناح رم ، قبرس، شمال، ولى حالت اضطرارى بعد از حادثه ۱۱سپتامبر مؤثر بودو ما هم موافقت كرديم. وى مى افزايد: عدم موفقيت دولت موقت در انجام وظايفش در دولت انتقالى تكرار شد و اين باعث شد دوستان من در سازمان حركت وحدت ملى، من را از ايالت كاليفرنيا در آمريكا نامزد كنند و براى اداى وظيفه ملى و دينى به همراه ۱۵ نفر از دوستانم به كابل آمده ايم. سيرت البته مى خواهد كه حتماً سلام گرم او را به ستادهاى ايران ابلاغ كنم و يادآور مى شود در برنامه هاى او ، همگرايى كشورهاى اسلامى منطقه براى مقابله با طرح خاورميانه بزرگ از اهميت بسزايى برخوردار است . او با مقايسه نامزدى خود با روحيه ايرانى ها مى گويد آشنايى من با سازوكارهاى بين المللى باعث آن نشده است كه به هرچه ديگران براى ما اراده مى كنند، تمكين كنيم و اين يكى از الزامات شركت او در انتخابات بوده است . درعين حال ، مسعوده جلال به عنوان نامزد مستقل براين نظر است كه بدون قدرت حزبى ونظامى و حتى مالى، با دست خالى و به دعوت مردم براى اصلاح امور در جهت رفع نيازها و آلام مردم به صحنه آمده است . محمديونس قانونى از ناديده گرفته شدن جايگاه مناسب براى جهاديون به عنوان علت اصلى حضور خود در انتخابات ياد مى كند. احمدشاه احمدزى از تشكيل حكومت اسلامى صحبت مى كند. او معتقد است دين، امرى ثابت است و بازيچه نيست و حكومت بايد كاملاً دينى باشد. احمدزى پشتون مى افزايد: بعضى كارهاى طالبان خوب بود، مثل اينكه امنيت تأمين بود، اما در بعضى موارد، سهو و خطا وسخت گيرى خارج از اسلام هم از آنها سر زده بود. او مى گويد: كارهاى حكومت كرزاى خلاف موازين اسلامى و افغانى بوده است . محمدمحقق از ناتوانى دولت در انجام امور محوله و تأمين خواسته هاى مردم صحبت مى كند و مى گويد: خود من بدون اينكه صلاحيت آن كار را داشته باشم، وزير برنامه ريزى شده بودم. محقق از قوى ترين و منسجم ترين تيم ، به قول افغان ها كمپين ( تبليغات ) برخوردار است . او اولين و تنهانامزد رياست جمهورى افغانستان است كه فيلم تبليغاتى ساخته است . از محقق مى پرسم كه آيا خود را قوى ترين رقيب انتخاباتى كرزاى مى داند و او پاسخ مى دهد كه خير. كرزاى، رقيب قدرتمندمن است.
رأى شما از كجا مى آيد؟
مسعوده جلال مى گويد: همه مردم در سراسر كشور به من رأى مى دهند، چون هرجا كه رفته ام مورد استقبال زيادى قرار گرفته ام . محقق در باره خاستگاه آراى خود مى گويد: بيشتر از هزاره ها رأى مى گيرم. اگر هزاره اى پيدا شودكه به من رأى ندهد، بعضى حاضرند به او جايزه بدهند. البته من چندهزاره را مى شناسم كه به من رأى نمى دهند و آنها در دفتر آقاى خليلى هستند(اشاره به معاون مشهور و از قوم هزاره كرزاى) محقق ادامه مى دهد: البته من در ولايات و اقوام ديگر نيز دوستان وهواداران زيادى دارم و دو معاونى هم كه معرفى كرده ام، از قوم پشتون و تاجيك هستند. او در برابر اين پرسش كه گفته مى شود شما بيش از ديگران انتخابات را قومى كرده ايد، مى گويد: همكارانم از اقوام ديگرند واز آراى اقوام ديگر هم برخوردارم، ولى اگر نفس حضور من را به معناى قومى كردن انتخابات بدانند، شايد درست باشد، البته در قانون اساسى منعى براى اين موضوع نيست.
از سويى، احمدشاه احمدزى درباره اينكه آراى او بيشتر از كجا خواهد بود، مى گويد: من مجاهدم واز شمال تا جنوب و شرق تا غرب قبولم دارند. من از تاجيكها، هزاره ها، ازبكها و قوم هاى ديگر رأى مى گيرم.
«لطيف پدرام» نامزدى متفاوت
در ميان نامزدهاى انتخابات رياست جمهورى افغانستان ،لطيف پدرام پديده منحصربه فردى است از نگاه اغلب ناظران پدرام از فرصت انتخابات براى معرفى خود و ايده ها وافكار و برنامه هاى حزب كنگره ملى بهره مى برد و با وجود گمنامى او در جامعه ويژه افغانستان ، براى رئيس جمهور شدن به ميدان نيامده، هرچند كه بسيار كوشا و فعال است . نشريه «انتخاب» ارگان تبليغاتى محقق، پدرام را اين گونه معرفى كرده است : لطيف پدرام، مدرن ترين چهره درميان ۱۸ نامزد رياست جمهورى است . احتمالاً جوانتر از همه هم هست ومى توان او را روشنفكرترين نامزد خواند. پدرام از جنبش نو انديشى دينى در ايران متأثر بوده و درسال هاى حضور در ايران با برخى نام آوران اين جنبش مثل «عبدالكريم سروش» و «محمدمجتهد شبسترى» در ارتباط بوده است.
با اينكه سروش، روشنفكران را قدرتمندان بدون مسند خوانده است، اما پدرام بخت روشنفكرى خود را از پى مسند مى آزمايد. بايد گفت كه سخنان او در نفى تعدد زوجات و نفى حق انحصارى طلاق براى مردان مى تواند ريشه در ارتباط با نوانديشان ايرانى داشته باشد. درك او ازدموكراسى از ساير رقبا بهتر است و براى قومى كردن سياست نيز نسبت به همگنان خود، شوق كمترى نشان داده است.
او ايدئولوژى سياسى نسبتاً مرزبندى شده و دقيقى دارد. او را مى توان يك ليبرال سوسياليست ناميد. نشريه آقاى محقق البته در پايان، پدرام را نصيحت مى كند تا به مباحث شاعرى، نويسندگى و روشنفكرى خود بپردازد و سياست را به اهلش بسپارد، ولى اين معرفى درباره پدرام به قدركافى جالب است.
ظهور لطيف پدرام درجامعه سنتى و ويران شده افغانستان به مفهوم واقعى يك پديده است، آن قدر كه بسيارى متوجه نشوند او اصلاً چه مى گويد. اما گفته مى شود انديشه هاى او به عنوان تنها نامزد واقعاً داراى برنامه (هرچند غيرعملى) موردتوجه دانشجويان و اقشار جوان افغانستان قرارگرفته است. از پدرام مى پرسم بحث فدراليسم كه شما مطرح كرده ايد، تا چه اندازه، امكان تحقق دارد و آيا دركشورى با شرايط ويژه افغانستان منجر به تجزيه وفروپاشى نخواهدشد؟ مى گويد: نظام فدرالى تا به حال باعث فروپاشى هيچ كشورى نشده است و مى افزايد: قانون اساسى پس از بازنگرى بايد به فدراسيون ها اجازه جدايى از كشور را ندهد و اتفاقاً ارتباطى بين عقب ماندگى كشورها و اين طرح وجودندارد.
به نظراو، فدراليسم الگوى مناسب توزيع و حل معضل ديرينه قدرت دركشورى با ويژگى هاى اقليمى و قومى افغانستان است.
شگفت آور، مردى كه در ايران وفرانسه تحصيل كرده با چهره اى بسيار شبيه به يك هنرپيشه ايرانى، شنلى افغانى بر دوش افكنده است و درميان خرابه هاى كابل از نظام فدرالى و ايده هاى تازه و به زعم برخى عجيب، ولى شنيدنى صحبت مى كند.
مانورهاى قدرت
با نزديك شدن به روز شنبه و هنگام انتخابات هم مانور و تحرك نيروهاى نظامى امنيتى دركابل درحال افزايش است و همه نامزدها درحال برگزارى مانورهاى قدرت به طريق سياسى و تبليغاتى هستند.
پس از عبور ازكنار ستون هاى متحرك زياد نيروهاى ائتلاف (ايساف) به استاديوم فوتبال كابل رفتيم روز سه شنبه قانونى با برگزارى يك ميتينگ انتخاباتى مانورى سياسى انجام داد. او درميان حدود ۴هزار هوادار خود سخنرانى كرد. قانونى كه خود را بنيانگذار صلح در افغانستان مى داند، خطابه اى پرشور ايرادكرد و درميان هلهله هواداران خود گفت: اينكه مى گويند جامعه جهانى و آمريكا انتخاب خود را درانتخابات افغانستان انجام داده اند، يك تبليغ سياسى است. شما صحبت هاى سفيران آمريكا و اتحاديه اروپا دركابل را شنيده ايد كه گفته اند از رأى و انتخاب مردم افغانستان حمايت خواهندكرد.
دراين حال، گفته مى شود روزهاى پايانى انتخابات روزهاى تحرك بيشتر كرزاى درامور تبليغاتى خواهدبود. بسيارى درانتظار ارزيابى كيفيت مانورهاى روزهاى پايانى كرزاى هستند، چه آنها كه نفس برگزارى انتخابات در افغانستان را فقط به نفع آمريكا مى دانند و چه آنها كه از اين اتفاق در منطقه، طلب تثبيت بيشتر امور را دارند.
نگاه
تلاش تركيه براى عضويت در اتحاديه اروپا
شقايق لامع زاده ـ قسمت دو م و پايانى
اصلاح طلبى كه براى اروپايى شدن تركيه تلاش مى كند
در حال حاضر مدتى است كه بحث عضويت تركيه در اتحاديه اروپا در مجامع بين المللى مطرح و به عنوان يكى از دغدغه هاى تركيه و كشورهاى اروپايى تبديل شده است. دراين ميان، شخصى كه تمام سعى و تلاش خود را براى تحقق اين امر به كار گرفته است ، كسى نيست جز «رجب طيب اردوغان».
اردوغان نخست وزير تركيه در سال ۱۹۵۴ ميلادى دريكى از مناطق فقيرنشين «استانبول» در يك خانواده مذهبى ، ديده به جهان گشود. وى در رشته سياست واقتصاد به تحصيل پرداخت و پس از مدتى به عضويت جنبش ملى تركيه درآمد. اردوغان در سال ۱۹۹۴ ميلادى به عنوان شهردار استانبول انتخاب شد و در مدت خدمت خود، اقدامات بنيادينى در امور شهرى استانبول انجام داد كه از آن جمله مى توان به ايجادوتوسعه خطوط مترو و تصفيه واستفاده بهينه از آب اشاره كرد.
وى همچنين با نظارت بر پيش نويس تغيير قانون جزايى اين كشور كه بنابه درخواست اتحاديه اروپا مطرح شده بود موجب شد كه اين قانون به تصويب اكثريت مطلق نمايندگان پارلمان تركيه برسد. اين موضوع، تركيه را يك گام بزرگ به اروپايى شدن نزديك كرد.
مردم تركيه چه مى گويند؟
آخرين نظرسنجى انجام شده ميان مردم تركيه ، حاكى از آن است كه بيش از ۷۰درصد از آنها خواهان عضويت سريع تركيه در اتحاديه اروپا هستند. آنها معتقدند كه اردوغان تمامى اقدامات لازم را براى عضويت اين كشور در اتحاديه اروپا انجام داده است. مردم اين كشور پيش از اين از عدم آزادى بيان، سانسورهاى بى مورد در فيلم هاى سينمايى و ويديويى و همچنين عدم استفاده از شبكه هاى راديويى به زبانهاى مختلف در مضيقه بودند، اما اكنون تمامى اين مسائل مرتفع شده است.
مقامات وشخصيتها، اروپايى شدن تركيه را چگونه ارزيابى مى كنند؟
* «گرهارد شرودر» صدراعظم آلمان از عضويت تركيه در اتحاديه اروپا به عنوان پلى ميان اسلام و مسيحيت ياد مى كند و آن را موردتوجه و اهميت قرار مى دهد. وى همچنين اروپايى شدن تركيه را به منزله تحولى عظيم در اقتصاد اروپا بخصوص آلمان مى داند.
* «يوشكا فيشر» وزير امور خارجه آلمان پيوستن تركيه به اتحاديه را زمانى مفيد مى داند كه اين كشور به تمامى موردتوجه اتحاديه اروپا جامه عمل پوشانده باشد.
* «گونتر فرهوگن» كميسر گسترش اتحاديه اروپا، با سفر به تركيه و گفت وگو با مقامات اين كشور بخصوص اردوغان بر لزوم تداوم روند اصلاحات درتركيه تأكيد دارد و در صورت تحقق تمامى مسائل مورد نظر اعضاى اتحاديه اروپا، اين امر را گامى مهم در راستاى ارتقاى سطح كيفى اين اتحاديه مى داند.
* «نويد كرمانى » اسلام شناس بنام ترك، عضويت تركيه در اتحاديه اروپا را از منظر اسلامى بودن اين كشور نگاه مى كند. وى معتقد است كه عضويت تركيه در اتحاديه اروپا مى تواند در راستاى نزديكى و تقريب اسلام ومسيحيت مؤثر واقع شود.
«جورج بوش » رئيس جمهورى آمريكا ، اروپايى شدن تركيه را گام مهمى در راستاى پيشرفت اتحاديه اروپا تلقى مى كند.
* «سيلويوبرلوسكونى » نخست وزير ايتاليا با مثبت ارزيابى كردن اروپايى شدن تركيه ازاين مسأله به عنوان قدمى در تقويت وضعيت اقتصادى تركيه ياد مى كند.
* «ژاك شيراك» رئيس جمهورى فرانسه، افزايش دامنه اصلاحات را امر مهمى براى عضويت آتى تركيه در اتحاديه اروپا مى داند.
* «خوزه مانوئل دوراباروسو» رئيس آتى كميسيون اروپايى با اشاره بر اصول استراتژيك اتحاديه اروپا معتقد است كه يكى از مسائل مهمى كه اتحاديه اروپا همواره به آن پرداخته است و تحقق آن را دنبال مى كند، برقرارى صلح در اروپاست و باتوجه به اسلامى بودن تركيه ، اين امر مى تواند سيگنال مثبتى براى جهان اسلام نيز به شمار آيد.
اتحاديه اروپا اكنون چگونه مى انديشد؟
اعضاى اتحاديه اروپا در آخرين نشست خود در «بروكسل» مقر اين اتحاديه خاطرنشان كردند كه مسأله اروپايى شدن تركيه بايد بيش از پيش جدى تلقى شود و لزوم تصميم گيرى در خصوص آن كاملاً احساس مى شود. به همين منظور، سران ومقامات اتحاديه اروپا در نظر دارند امروز در جريان اجلاس خود اين مسأله را به صورت جدى مطرح و در مورد آن تصميم گيرى كنند. در پايان، بيان اين نكته ضرورت دارد كه پيوستن تركيه در اتحاديه اروپا نه تنها براى اروپا واين كشور حائز اهميت است، بلكه اين امر به عنوان تحولى بزرگ در منطقه به شمار مى آيد و بى گمان، اثر قابل توجهى برجاى خواهد گذاشت.
پاورقى
طرح حمله
نوشته باب وود وارد ترجمه: كابك خبيرى

پاسخ دولت تركيه در تمامى پاييز به سيا يك چيز بود: نه. گروه هاى شبه نظامى اجازه نداشتند براى بار دوم از خاك تركيه وارد شمال عراق شوند. در نهايت، با فشارها و تضمين هاى فراوان، دولت تركيه درخواست آنان را پذيرفت، اما با اين شرط كه با اسكورت ترك ها همراه باشد. سائول به تيم گفت كه ترك ها چراغ سبز نشان داده اند. او از اين مسأله بسيار خشنود شد، چرا كه اكنون مى توانست براحتى گروه خود را انتخاب كند.
گروه او شامل ده نفر مى شد، شش نفر از آنان افسرهاى پرونده، و برخى از آنان بهترين عربى زبانان موجود در سيا بودند. سه نفر از آنان نيز از بهترين افسران شبه نظامى بوده و يك نفر هم متخصص ارتباطات بود؛ گروهى كاملاً حرفه اى و زبده. سه افسر ارشد از گروه دهم نيروهاى ويژه از «فورت كارسون» نيز براى ملحق شدن به گروه NILE تيم و كار با اتحاديه ميهنى كردستان فرستاده شدند. گروه ديگرى نيز براى كار با حزب دموكرات كردستان منصوب شدند.
سائول به تيم دستور داد تا به جمع آورى اطلاعات بپردازد و افرادى را از درون رژيم عراق به كار گيرد، به گروه هاى اپوزيسيون كمك كند، و براى اقدامات خرابكارانه در آينده آماده شوند، در صورت امكان، اطلاعاتى نيز درخصوص سلاح هاى كشتار جمعى تهيه شود، نقاط ضعف رژيم شناسايى و تحت فشار قرار گيرد. لذا مى شد ديد كه جنگ قريب الوقوع است.
تيم و فرمانده گروه ديگر وارد آنكارا (پايتخت تركيه) و در ستاد كل تركيه حاضر شدند. تيم به افسران ستاد كل قول داد كه هر آنچه در توان دارند انجام خواهندداد تا آنان در جريان تمامى امور قرار گيرند. او به آنان گفت: شما بطور قطع در جريان تمامى اطلاعات جمع آورى شده قرار خواهيد گرفت. شما در اقدامات جمع آورى اطلاعات و عمليات ضدتروريسم دخالت كامل خواهيد داشت. اما اين يك اقدام مخفيانه براى تغيير رژيم نيست. تيم احساس مى كرد زمان رقص فرا رسيده است. به عنوان افسرى كه براى به كارگيرى مأمورانى جهت فعاليت عليه كشورشان تعليم ديده بود، دروغ گفتن به ژنرال ها كار چندان سختى نبود. تيم، يك آمريكايى تمام عيار با قدى بلند، و همكارش كه رهبرى گروه ديگر را برعهده داشت و توسط همتايانش در اداره كل عمليات به عنوان مدير سال انتخاب شده بود، احساس مى كردند كه توانسته اند ژنرال ها را قانع كنند.
تيم و گروه ۱۳نفره اش به «دياربكر» در جنوب شرقى تركيه رفتند. اين مكان، پايگاه عمليات هاى ضدكردى تركيه بود و ۵ ساعت با مرز شمالى عراق فاصله داشت.
ادامه دارد
۱۰۰۰ صفحه گزارش از ۱۰ هزار جعبه سند
گروه بازرسى عراق: هيچ سلاح كشتارجمعى پيدا نشد
«جك استراو» وزير خارجه انگليس گفت: گزارش جديد بازرسان جنگ افزارهاى كشتار جمعى در عراق نشان مى دهد كه خطر حكومت «صدام» بيشتر از تصور گذشته بوده است.
به گزارش ايرنا، استراو كه در بغداد به سر مى برد، ديروز چهارشنبه افزود: خطر نيات صدام براى گسترش جنگ افزارهاى هسته اى بيش از آن بود كه در گذشته تصور مى شد و ديكتاتور سابق عراق در صورت يافتن مجال، بار ديگر به توليد اين گونه سلاح ها مى پرداخت.
در جلسه سخنرانى استراو، «برهم صالح» معاون نخست وزير عراق نيز گفت: كسى كه منطقه حلبچه و بقاياى قتل عام كردها توسط ارتش صدام حسين را ديده باشد، در مى يابد كه وى داراى جنگ افزارهاى كشتار جمعى بوده و در واقع خود صدام يك سلاح كشتار جمعى بود.
«گروه بازرسى عراق» كه پس از سقوط صدام حسين توسط آمريكا براى جست وجوى جنگ افزارهاى كشتار جمعى تشكيل شد، اعلام كرد كه هيچ سلاح شيميايى، بيولوژيك و هسته اى را در آن كشور پيدا نكرده است.
«چارلز دلفر» رئيس اين گروه بازرسى در عين حال اعلام كرد كه حكومت سابق عراق برنامه هايى براى ساخت جنگ افزارهاى ممنوعه از جمله سلاحهاى كشتار جمعى داشته است.
گزارش خبرنگار اعزامى «ايران» به افغانستان
جديد ترين تحولات در آرايش سياسى نامزدهاى انتخابات افغانستان
جلال برزگر ـ خبرنگار اعزامى «ايران» به كابل ـ در حالى كه چند روز بيشتر به برگزارى انتخابات رياست جمهورى افغانستان باقى نمانده است، آرايش سياسى نامزدها شكل جديدى به خود گرفته است. عصر ديروز سيد اسحاق گيلانى و عبدالحسيب آرين دو تن از نامزدهاى مهم رياست جمهورى افغانستان طى يك كنفرانس خبرى، حمايت خود را رسماً از حامد كرزاى اعلام كردند. در اين كنفرانس خبرى، پير سيد احمد گيلانى، عموى متنفذ سيد اسحاق گيلانى نيز حضور داشت. پيش بينى مى شود كه اين ائتلاف در افزايش آراى حامد كرزاى از سوى قوم پشتون، تأثير بسزايى داشته باشد.
چرا كه خاندان گيلانى از نفوذ قابل توجهى در قوم پشتون برخوردارند. در همين حال، كرزاى نيز اعلام كرده است كه بايد هر چه زودتر به ديدار ظاهرشاه (كه وى از او تحت عنوان «باباى ملت» ياد مى كرد) برود.
از سوى ديگر جبهه مخالفان كرزاى نيز در تكاپوى سازماندهى جديد خود است و مى كوشد تعداد كانديداهاى اين جبهه را حتى الامكان محدود نمايد تا امكان انتخاب براى مردم آسان تر شود. شب گذشته، اعضاى جبهه مخالفان كرزاى در منزل عبدالستار سيرت گردآمدند تا امكان ائتلاف دقيق تر ميان نامزدهاى اين جبهه را مورد بررسى قرار دهند. خبرها حاكى است كه اين جبهه احتمالاً بر روى دونامزد اصلى خود يعنى يونس قانونى و عبدالستار سيرت به توافق خواهند رسيد تا اين دو نامزد را به ميدان اصلى رقابت با كرزاى بفرستند.
همزمان با وتوى قطعنامه شوراى امنيت توسط آمريكا
ارتش اسرائيل
۱۳كارمند سازمان ملل را بازداشت كرد
گروه بين الملل ـ آمريكا، قطعنامه شوراى امنيت سازمان ملل متحد را كه خواستار پايان فورى عمليات نظامى اسرائيل در نوار غزه و خروج نيروهاى آن كشور از اين ناحيه اشغالى مى شد، وتو كرده است.
اين در حالى است كه در حملات موشكى اسرائيل به نواز غزه، دست كم چهار فلسطينى از جمله يك فرمانده ارشد نظامى گروه جهاد اسلامى روز سه شنبه شهيد شده اند. به گزارش بى بى سى، در نخستين حمله، دو فلسطينى از جمله «بشيرالدبش»، فرمانده ارشد نظامى گروه پيكارجوى جهاداسلامى در اثر اصابت موشك هواپيماى اسرائيلى به يك خودرو شهيد شدند.
ساعاتى بعد، پس از تاريك شدن هوا، موشك ديگرى به سوى اردوگاه آوارگان جباليا شليك شد كه به گفته شاهدان فلسطينى منجر به قتل دو چريك ديگر شد. گفته مى شود آن دو اعضاى گروه موسوم به «تيپ شهداى الاقصى» بودند.
ازسوى ديگر ارتش اسرئيل گفت: ۱۳نفر از كارمندان سازمان ملل متحد را به ظن آنچه «فعاليت هاى ترويستى» خواند، بازداشت كرده است.
به گفته خبرنگاران «فعاليت تروريستى» اغلب به معنى عضويت يا همكارى با گروه هاى مسلح مانند حماس است.
«يسرائيل زيو» يك ژنرال ارتش اسرائيل گفت كه قرار است اتهاماتى عليه كارمندان سازمان ملل متحد مطرح شود، اما وى هيچگونه جزيياتى درباره مأموريت يا مليت اين افراد ارائه نداد. او نگفت اين افراد چه زمانى بازداشت شده اند.
سخنگوى يكى از آژانس هاى سازمان ملل متحد كه در نواحى فلسطينى فعاليت مى كند، به بى بى سى گفت: وى از بازداشت هيچ يك از كارمندان سازمان ملل متحد در غزه خبرندارد.
در همين حال، مقام هاى اسرائيلى درباره اتهامات قبلى خود در روز جمعه داير براينكه چريك هاى فلسطينى براى انتقال موشك از آمبولانس هاى سازمان ملل متحد استفاده كرده اند، ابراز ترديد كرده اند.
زايش مردم سالارى در افغانستان
184212.jpg
انتخابات رياست جمهورى افغانستان، اولين رأى گيرى اين كشور در راه استقرار مردم سالارى پس از سالها جنگ و خونريزى است و چنانچه با موفقيت برگزار شود، مى تواند الگويى براى عراق باشد كه قصددارد اولين انتخابات آزادش را در ماه ژانويه برگزار كند. در ۹ اكتبر ، رأى دهندگان افغانى كه شماردقيق شان به يك معما بدل شده است، در ۲۵ هزار حوزه اخذ رأى در سراسر اين كشور به يكى از ۱۸ نامزد انتخابات رياست جمهورى رأى خواهند داد. همچنين انتظار مى رود حدود ۸۰۰ هزار آواره افغانى در همان روز درايران پاى هزار صندوق بروند وپاكستان نيز شرايط لازم براى شركت ۱‎/۵ ميليون پناهنده افغان را در اين انتخابات فراهم آورد.
اما صرف نظر از تهديد امنيت انتخابات از سوى طالبان و نيروهاى وفادار به جنگ سالاران سابق كه مقامات افغانستان آن را جدى گرفته اند،مشكلات لجستيكى ، برگزارى اين رأى گيرى را دشوارتر از حد انتظار كرده است. بنا به گزارش «بى بى سى» ، مقامات افغانى كوشيده اند روند رأى گيرى تا حد امكان آسان باشد و مردان وبخصوص زنانى كه ۴۱‎/۳ درصد واجدان رأى گيرى را تشكيل مى دهند، بتوانند حضورى پررنگ داشته باشند. تاكنون قريب به ۱۰‎/۵ ميليون نفر براى شركت در انتخابات ثبت نام كرده اند و قرار است ۱۳۰ هزار مأمور بر اين مشق مردمسالارى نظارت داشته باشند وحدود ۵ هزار مركز كار شمارش برگه ها را كه در كانادا چاپ شده است و تصوير هر ۱۸ نامزد رادارند، انجام دهند. علاوه بر عكس، نام ونماد تبليغاتى حامد كرزاى و ۱۷ رقيبش روى برگه ها چاپ شده است تا رأى دهندگان كه اكثر آنها بى سواد هستند، در شناسايى گزينه خود دچار اشتباه نشوند. از آنجا كه رأى دهندگان بايدكنار عكس واسم نامزد دلخواه خود با خودكار علامت بزنند، هزاران خودكار سفارش داده شده است. گفتنى است كه صندوقهاى رأى مردان وزنان افغانى جداگانه خواهد بود.
كارگران زحمتكش چهارپا
از هفته ها پيش از برگزارى انتخابات ، راديو دولتى افغانستان، مردم را تشويق به حضور در پاى صندوقها كرده و ۱۲۰۰ نفر مأموريت داشته اند كه افرادبا سواد را براى نظارت بر محلهاى اخذ رأى استخدام كنند. امادر كشورى كه زير ساختها و بخصوص جاده هايش در سطح قرون وسطى قرار دارند وعمده مردم سواد خواندن ونوشتن ندارند، تداركات اين رأى گيرى كارى شاق بوده است.شايد جالب باشد كه بدانيد قاطرها نقش به سزايى در سازماندهى اولين انتخابات آزاد در افغانستان مدرن ايفا كرده اند.خبرگزارى فرانسه از كابل گزارش مى دهد كه اگرچه براى سرنگونى حكومت مستبد طالبان از جنگ افزارهاى پيشرفته استفاده شد، اما ۳۰۰ رأس قاطر وظيفه دارند برگه هاى اخذ رأى را به مناطق دور افتاده انتقال دهند و نتايج را ظرف چند هفته به پايتخت بازگردانند.
اين خبرگزارى به نقل از «آلميدا سيلوا» سخنگوى سازمان ملل متحد گزارش داد: ما مرتب درباره ۱۰۰ هزار نفرى حرف مى زنيم كه در روز انتخابات مشغول به كارخواهند بود. اما اجازه دهيد با شما درباره گروه بسيار كوچكترى حرف بزنم كه آدميزاد نيستند، ولى از جانداران ديگرى هستند كه همين حالا براى انتخابات زحمت مى كشند. اينها ۳۰۰ رأس قاطرند كه پلاك يا هيچ گونه كارت شناسايى ندارند، ولى كارشان را خوب انجام مى دهند.
اين قاطرها به همراه چند صد دستگاه وانت، جيپ و هلى كوپتر، همچنين وظيفه دارند ۳۰ هزار صندوق ساخت دانمارك را در پايان روز ۱۹ اكتبر به مراكز شمارش آراء انتقال دهند كه با توجه به تهديدات امنيتى القاعده، طالبان و جنگ سالاران ، مأموريتى خطير خواهدبود.بطور ميانگين، به هر مركز شمارش آراء، ۳ هزار صندوق انتقال خواهد يافت.  «جوليان تايپ» از مقامات خارجى ناظر بر اين روند به شبكه خبرى بى بى سى گفت: كاروانى از كاميونها ، ۵ فروند هلى كوپتر ام آى ـ ۸ ، دهها دستگاه جيپ وسوارى كرايه اى صندوقها را به محل هاى رأى گيرى مى برند و باز مى گردانند.
او افزود كه صندوقها در حضور ناظران ملى و بين المللى و نمايندگان نامزدان پلمب خواهد شد. اما يك ناظر برجسته اروپايى هشدار داده است كه امنيت نيم بند افغانستان، نظارت بر رأى گيرى را غير ممكن خواهد كرد. به گفته سازمان ملل متحد، در جريان روند ۹ ماهه ثبت نام ازرأى دهندگان ۱۲ نفر كشته و ۳۰ نفر ديگر مجروح شدند، ولى در جريان خشونتهاى اخير در افغانستان از جمله انفجار يك بمب در كابل ۲۰ نفر جان باخته اند.
معامله كارتهاى صددلارى
به منظور جلوگيرى از تقلب در روز انتخابات، انگشت سبابه رأى دهندگان به مركبى آغشته خواهد شد كه پاك نمى شود ، اما بيم آن مى رود كه برخى از افغانها چندين كارت شناسايى يا انتخاباتى داشته باشند و به كمك آن بتوانندچند بار رأى بدهند. بى بى سى گزارش مى دهد كه روند نام نويسى جداً پر ايراد بوده و برخى از رأى دهندگان موفق شده اند ۲ تا ۳ كارت رأى گيرى بگيرند واكنون قصد دارند هركدام را تايكصد دلار بفروشند كه مبلغ قابل ملاحظه اى براى افغانهاست. يك گزارش تأييد نشده حاكى از آن است كه يك زن افغانى ۴۰ كارت رأى گيرى دريافت كرده ، زيرا هويتش در زير برقع قابل شناسايى نبوده است. از سوى ديگر، در دره پنجشير كه روزگارى دژ مجاهدين ائتلاف شمال عليه طالبان بود، ۲‎/۵ برابر شمار رأى دهندگان واجد شرايط كارت صادرشده است.
آنچه دغدغه هاى مقامات و مردم را در باره امنيت اولين انتخابات طى تاريخ ۲۰۰ساله افغانستان به عنوان كشورى مستقل راتشديد مى كند، تقارن تقريبى ۹ اكتبر با سومين سالگرد تهاجم آمريكا به اين سرزمين در ۷ اكتبر ۲۰۰۱ براى سرنگونى طالبان است كه به سركردگان شبكه تروريستى القاعده پناه داده بودند. از يك سو، طالبان و القاعده تهديد به انتقامجويى كرده اند و از سوى ديگر جنگ سالاران مى كوشند مردم را مرعوب كنند تا به نامزد دلخواه آنها رأى بدهند. اين نگرانى ها سبب شده است تاكنون انتخابات مذكور دوبار به تعويق بيفتد، اما ثبت نام گسترده مردم ، ولو آلوده به تقلب، نشان از شور افغانها براى ورق زدن صفحه اى تازه از تاريخ كشورشان دارد.
«اندرو رينولدز» استاد علوم سياسى دانشگاه «دوك» در تحليلى پس از سفرش به افغانستان نوشته است : اين انتخابات ، گزينه اى خواهد بود بين نو و كهنه، بين حكومتى در دست شبه نظاميان فاسد و جنگ سالاران زراندوز و نوع تازه اى از دولت كه مشروعيتش را وامدار هويتى ملى است تا نژادى.
شمارش آرا در سنگر
قرار است در روز انتخابات ۱۸۵۰۰ سرباز آمريكايى ، ۱۳۵۰۰ سرباز افغانى و ۹ هزار نفر نيروى ناتو ا قدام به حفظ صلح وامنيت كنند. حامد كرزاى خواستار ۵۳۰۰ سرباز ديگر از ناتو شده بود، ولى ائتلاف اين درخواست را رد كرد. انگليس نيز قول داده كه هواپيماهاى «هارير» در روز انتخابات برفراز آسمان كابل و شهرهاى بزرگ گشتزنى كنند و هلند نيز جنگنده هاى «اف ـ ۱۶» خود را براى اين عمليات اختصاص داده است.
با وجود اين همه نيرو و ادوات، فقط ۸۰ درصد از خاك افغانستان كه به اندازه ايالت تگزاس مساحت دارد ، تحت حفاظت نيروهاى چندمليتى خواهد بود. نيروهاى آمريكايى كه اخيراً هزار سرباز هوابرد و پياده نظام ديگر دريافت كرد، بطور مستقيم از رأى دهندگان حفاظت نخواهد كرد و در عوض، منتظر درخواست كمك دولت افغانستان در صورت حملات يا دردسرهاى ديگر خواهد بود. طبق برنامه، هواپيماهاى جنگنده ، كاروان كاميونهاى حامل صندوقها را اسكورت خواهند كرد وخودروهاى نظامى مراقب خواهند بود كه صندوقها به سرقت نروند.
پس از بازگشت صندوقها نيز براى شمارش آرا اقدامات احتياط آميز ويژه اى اتخاذ خواهد شد. براى مثال، در قندهار ، شمارش برگه هاى رأى در استاديومى صورت خواهد گرفت كه تا سه سال پيش محل اعدام هاى عمومى طالبان بود و مأموران شمارش درون سنگرهاى ضدراكت قرار خواهند گرفت. يكى ديگر از بيمهاى رأى دهندگان ، مركب برجامانده روى سبابه شان خواهد بودكه تا پنج روز پاك نخواهد شد. آنها مى ترسند كه با اين نشانه آماج حملات زهر آگين طالبان قرار گيرند. اما سعيد محمداعظم از مقامات كميسيون انتخابات افغانستان به بى بى سى گفت: اين مركب فقط ۵ روز باقى خواهد ماند و پس از آن رأى دهندگان قابل شناسايى نخواهند بود. مردم عمدتاً از انتخابات حمايت كرده اند . تأكيد بر قيد عمدتاً به خاطر آن است كه هنوز شمار زيادى از افغانها از طالبان پشتيبانى مى كنند. اين گروه كه خود دچار چنددستگى شده و كرزاى اعلام كرده كه شق ميانه رو آن مى تواند دراداره كشور سهيم باشد، در روزهاى اخير شب نامه هايى توزيع كرده است كه به مردم هشدار مى دهد: هر افغانى كه با كفار همكارى كند، مجازات خواهد شد.
اسلحه شبانه طالبان
به نوشته روزنامه «سانفرانسيسكو كرونيكل»، اين گروه شورشى مى خواهد در مناطق روستايى مانند «اور وزگان» در جنوب افغانستان مانع از رسيدن مردم به صندوقها شود. اين روزنامه آمريكايى مى نويسد: شب نامه ، ابزار بدوى يك كارزار ارعاب است . هرروز ، مقامات انتخاباتى ، معلمان و رأى دهندگان عادى، يادداشت هاى تهديدآميز دريافت مى كنند. شب نامه ها در ولايت قندهار و ساير نقاط افغانستان نيز توزيع شده اند. «عتيق الله» هماهنگ كننده انتخابات در اور وزگان مى گويد: به آنها گفته مى شودكه اگر همكارى كنند، كشته خواهندشد. اين شيوه تازه موعظه خوانى طالبان براى مردم است .
اين روزنامه از شهر «ترين كوت» گزارش مى دهد كه هيچ نشانه اى از قريب الوقوع بودن انتخابات به چشم نمى خورد، هرچند ۲۰۰هزارنفر ثبت نام كرده اند. هيچ پوستر تبليغاتى نصب نشده است وهيچ كدام از ۱۸ نامزد رياست جمهورى به آنجا نرفته اند. در حقيقت، فقط شمار اندكى از رأى دهندگان نام رقبا را مى دانند. عتيق الله به سانفرانسيسكو كرونيكل گفته است : بزرگترين مشكل ما ، آموزش است . ما نه روزنامه داريم و نه راديوى محلى و فقط بايد به تيم مربيان مدنى اتكا كنيم، ولى آنها نيز وحشت زده اند. البته مقامات افغانستان عقيده دارند كه پخش شب نامه بيشتر بر ضعف طالبان دلالت دارد تا قدرتش، زيرا اين گروه توان رويارويى مستقيم راندارد. اما سازمان ديده بان حقوق بشر در گزارش اخير خود تأكيد كرد كه اولين انتخابات دموكراتيك دركشور ۲۷ميليون نفرى افغانستان درميان فضايى آميخته به وحشت وارعاب برگزار خواهد شد. نويسندگان اين گزارش با عنوان «حكومت تفنگ : نقض حقوق بشر وسركوب سياسى در آستانه انتخابات رياست جمهورى افغانستان » ابراز نگرانى مى كنند كه شمار ناظران بين المللى براى اين رأى گيرى گسترده كافى نخواهد بود و جنگ سالاران كماكان به مردم ديكته مى كنند كه چطور رأى دهند. دراين گزارش به نقل از يك افغانى ذكر شده است: دراينجا هرچه تفنگچى ها بخواهند، همان اتفاق مى افتد. ما سردرنمى آوريم اين چه نوع مردم سالارى است . يك امدادگر سازمان ملل متحد در جلال آباد نيز اظهار داشته است : انتخابات در فضايى برگزار مى شود كه تقريباً فاقد حكومت قانون است.
پرده ديگرى از نمايش دموكراسى در افغانستان
مترجم: محمدرضا خداقلى پور
منبع: سايت اينترنتى سوسياليسم بين الملل
در حالى كه قرار بود انتخابات رياست جمهورى افغانستان در ماه ژوئن گذشته برگزارشود، سرانجام، پس از دوبار تعويق، تاريخ جديد انتخابات نهم اكتبراعلام شد. اما انتخابات پارلمانى نيز كه قراربود در ماه ژوئن انجام شود، به تعويق افتاد و به آوريل آينده موكول شد.
هيچيك از اين انتخابات ارتباطى با اثبات حقوق شهروندى مردم افغان ندارد. على رغم ادعاهاى واشنگتن مبنى براينكه برگزارى اين انتخابات گامى بزرگ به سوى مردم سالارى در افغانستان خواهدبود، اين كشور عملاً تحت اشغال ۲۰هزار نيروى آمريكايى و ۶۵۰۰ سرباز نيروهاى بين المللى تحت امر ناتو قراردارد كه در كابل و شهرهاى بزرگ افغانستان مستقرند.
مردم افغانستان همچنانكه مورد «حامدكرزاى» رئيس جمهورى كنونى نيز به اثبات رساند، در تعيين روند انتخابات هيچ نقشى ندارند. در اواخر سال گذشته، قانون اساسى افغانستان كه دولت آمريكا و مقامات سازمان ملل متحد آن را طراحى كردند و به تصويب گروه دست چين شده موسوم به «لويه جرگه» رساندند، حالت رسمى به خود گرفت. هدف از تصويب اين قانون اساسى، تثبيت يك رژيم دست نشانده در كابل، به نحوى كه به واشنگتن وفادار باشد، بوده است.
رئيس جمهورى در اين قانون، فردى خودكامه با اختيارات وسيع در اركان حكومتى از جمله حق انتصاب و خلع وزيران، افسران نظامى، قضات، ديپلماتها و ساير مقامات ارشد است.
چنانچه بسيارى از كارشناسان نيز تصريح كرده اند، زمان انتخابات رياست جمهورى افغانستان با زمان انتخابات رياست جمهورى آمريكا تنظيم شده است، نه براساس زمانبندى شرايط سياسى اين كشور. «احمدشاه احمدزاى» يكى از بازرگانان صاحب نفوذ پشتون در مصاحبه با روزنامه «واشنگتن پست» با گلايه مى گويد كه انتخابات افغانستان فداى انتخابات آمريكا شده است. در غير اين صورت، شتاب براى برگزارى اين انتخابات معنى ندارد. وى مى افزايد كه بوش مى خواهد بگويد كه يك قهرمان است و مى خواهد در افغانستان انتخابات برگزار كند و اين حركت هيچ ارتباطى به مردم فقير افغانستان ندارد.
ادعاهايى مبنى براينكه انتخابات آزاد و عادلانه برگزار خواهدشد، كاملاً بى اساس است. خارج از پايتخت، اكثر نقاط كشور تحت تسلط جنگ سالاران و گروه هاى شبه نظامى مختلف است كه اقتدار خود را مرهون رعب و وحشت و نمايش قدرت هستند. ارتش تازه تشكيل شده ۱۲هزار نفرى افغان و پليس ۳۰هزارنفرى اين كشور، بدون شك، براى برگزارى انتخابات به طور كامل بسيج خواهندشد. اما اين نيروهاى امنيتى در بسيارى از موارد از جمله تعداد، تحت الشعاع شبه نظاميان قرارمى گيرند كه تعدادشان بالغ بر يكصدهزار نفر است.
در مناطق پشتون نشين جنوب شرق كشور، حملات روبه رشدى عليه اشغالگران صورت مى گيردو روزانه ۲تا۴ حمله به وسيله شبه نظاميان طالبان يا سايرگروهها عليه سربازان آمريكايى به اجرا درمى آيد. مقامات افغان و سازمان ملل متحد كه براى برگزارى انتخابات تلاش مى كنند، از جمله اهداف اصلى هستند. از ابتداى سال جارى دست كم ۶۵۰نفر كشته شده اند.
«حامد كرزاى» اخيراً در مصاحبه اى با نشريه «بررسى اقتصادى خاوردور» گفت كه شبه نظاميان، تهديدى به مراتب بزرگتر از طالبان به شمار مى روند، زيرا آنها، ساختار قانون اساسى را در افغانستان به هم ريخته اند. وى تأكيد كرد كه بايد بزودى، به مشكل شبه نظاميان پايان داده شود. در اواسط ماه جولاى، كرزاى حكمى را امضا كرد كه براساس آن، جنگ سالاران يا بايد خلع سلاح و الحاق به ارتش افغانستان را مى پذيرفتند و يا نيروى مخالف مسلح به حساب مى آمدند. تصميم كرزاى مبنى بركنارگذاشتن «محمدفهيم» معاون اول و وزيردفاع از معاونت خود در صورت پيروزى در انتخابات رياست جمهورى به عنوان گامى ديگر در محدود سازى هرچه بيشتر رهبران شبه نظاميان به حساب آمد. وى كه يك تاجيك است، از رهبران اصلى ائتلاف شمال بود كه در سال ۲۰۰۱ براى اخراج طالبان از سوى واشنگتن به كار گرفته شد. فهيم نه تنها روابط نزديكى با چندين جنگ سالار دارد و بارها تلاش كرده است تا به خلع سلاح آنها بپردازد، بلكه به عنوان وزير دفاع تأكيد كرده است كه شبه نظاميان او بخشى از نيروهاى امنيتى نوين كشور هستند.
حضور فهيم و ديگر جنگ سالاران افغان در حكومت، نتيجه مستقيم استراتژى واشنگتن طى ۳سال گذشته مبنى بر تسليح و تجهيز شبه نظاميان براى مقابله با نيروهاى ضد آمريكايى بوده است. تصميم كرزاى براى قطع ارتباط با فهيم در نتيجه توصيه و پشتيبانى واشنگتن صورت گرفته است. كرزاى هيچ پايگاهى در ميان گروه هاى شبه نظامى ندارد. براساس نتايج يك نظرخواهى كه اخيراً به وسيله بنياد آسيا انجام شد، كرزاى در ميان اقوام پشتون جنوب كه خود از آنجا برخاسته است، فقط ۳۵درصد محبوبيت دارد. رئيس جمهورى كه تنها ويژگى او براى اين سمت ارتباطات چندين ساله اش با مقامات واشنگتن بوده است، كاملاً به نظاميان آمريكايى وابسته است و حتى محافظان او نيز آمريكايى اند. در هر حال، هرگونه تلاش كرزاى براى خلع يد از رهبران شبه نظاميان، فقط او و دولتش را هرچه بيشتر به آمريكايى ها و سربازان خارجى ديگر وابسته مى كند. حركت در جهت تشديد خلع سلاح با گزارش پارلمان انگليس مبنى بر فرورفتن هرچه بيشتر افغانستان در ورطه نابودى در صورت عدم تقويت نيروهاى ناتو همزمان شده است. در اين گزارش آمده است كه اگر «ناتو» در افغانستان تقويت و تحكيم نشود، دولتى شكننده در يكى از حساس ترين و آسيب پذيرترين مناطق جهان با پيامدهايى بسيار جدى رو به سقوط خواهدرفت.
پيشاپيش، يك گروه ۱۸۰۰نفرى از سربازان «ناتو» براى يارى رسانى به روند انتخابات وارد افغانستان شد. برگزارى انتخابات رياست جمهورى افغانستان بيش از آنكه به منظور استقرار دموكراسى و استقلال اين كشور باشد، با هدف تحكيم تسلط واشنگتن براين كشور صورت مى گيرد. «زلمى خليل زاد» سفير آمريكا در «كابل» ماه گذشته با فريبكارى اعلام كرد كه نوع انتخابات و اينكه چه كسى در آن به پيروزى برسد، مسأله اى است كه بايد افغان ها درباره آن تصميم بگيرند، اما ترديدى نيست كه خليل زاد و ساير مقامات آمريكايى در تلاشند كه تنها و تنها، كرزاى به پيروزى برسد.
از پيش پيداست كه كرزاى تنها برنده است. او با هدف جلب توجه تاجيك ها «احمدضياءمسعود» برادر «احمدشاه مسعود» رهبر فقيد ائتلاف شمال را به عنوان معاون خود معرفى كرده است. معاون ديگر او نيز «كريم خليلى» معاون فعلى و يك هزاره است. رقيب اصلى كرزاى احتمالاً «يونس قانونى» است، كه از سمت خود به عنوان وزير آموزش و پرورش استعفا كرد.
وى از پشتيبانى فهيم و عبدالله عبدالله وزيرامورخارجه برخوردار است. هر سه از چهره هاى معروف ائتلاف شمال هستند.
در مجموع، حدود ۲۰نامزد رياست جمهورى به رقابت با يكديگر پرداخته اند كه شامل ژنرال «عبدالرشيد دوستم» جنگ سالار ازبك هستند كه اخيراً از سمت خود به عنوان مشاور امنيتى كرزاى استعفا كرد تا در رقابت ها شركت كند. اين حقيقت كه كرزاى داراى مستحكم ترين پشتيبان است، او را بيش از پيش مطرح كرده است. ازسوى ديگر، در يك كشور تحت اشغال و تحت امر آمريكا، كرزاى بهترين و محبوب ترين انتخاب است.
اين ادعا كه تحت چنين تدابيرى انتخاباتى آزاد و عادلانه برگزارشود، يك پيش فرض خنده آور است. شرط آزادى و دموكراسى در افغانستان نيز همچون عراق، خروج سريع تر نيروهاى اشغالگر و به رسميت شناخته شدن حقوق مردم اين كشورها است.
نكته
نو محافظه كاران
برنارد لوئيس از اساتيد بزرگ خاورشناسى است. كتاب كوتاه او، با عنوان اعراب در تاريخ كه در سال ۱۹۵۰ منتشر شد، هنوز بهترين معرف اين مقوله است. پژوهش هاى او در منابع اصلى عربى، تركى، فارسى و همچنين عبرى و آرامايى در شمار بهترين ها هستند. گسترش مبحث اين كتاب شامل اسلام در سده هاى ميانى و دوره «نوين» مى شد؛ در زمانى كه واژه «نوين» تا پايان جنگ جهانى اول يا كمى فراتر از آن را در بر مى گرفت. به سخن ديگر، دوره اى كه «تاريخ معاصر»، شامل نيمى از كتاب او، هنوز سر برنياورده بود. امروزه، پس از گذشت ۵۰ سال و تأليف كتب بيشمار، لوئيس شخصيتى بحث انگيز است، چنان كه ادوارد سعيد فقيد او را چنين تشريح مى كند: «چهره اى دانشگاهى كه كارش پژوهشى بى طرفانه است.» افزون بر آن چه گفته شده برنارد لوئيس از محافظه كاران و هواداران جنگ عراق است. بدين ترتيب او كيست؟
پير بزرگ يا دايناسور پير وحشتناك؟
آخرين كتاب وى مجموعه ۵۱ مقاله نقد و جزوه است كه او در دوره اى بسيار طولانى درباره خاورميانه نوشته است. برخى از آنان مانند پديد آمدن اسرائيل نوين جالب اند. اندكى از اين مقالات مانند «نوشتارهاى يك شرق شناس درباره پيمان شوروى با اتحاديه عرب» تنها براى متخصصان سودمند است.
در مورد توسعه ملى گرايى عرب چند اشاره به نظريه پرداز سورى، ساتى الحوصورى، وجود دارد؛ ولى اشاره ارزشمندى به نام ناصر، سادات يا عرفات نشده است. همچنين، از هيچ رهبر اسرائيلى ياد نشده است. متأسفانه كتابى به اين قطورى نمايه هم ندارد. با اين همه، او قلم خوبى دارد و خواندن كتابش لذت بخش است. پاره اى از مقالات، به گفته لوئيس، درباره پرونده هايى اند كه بسته شده اند؛ جمع آورى تكه هاى اطلاعات در مورد موضوعى خاص و تبديل آن به يك جزوه؛ اين روش تعدادى نوستاره هاى زيبا درست كرده است، مانند جزوه اى كه نام كتاب از عنوان آن گرفته شده است و سيرى در تاريخ ترجمه است. از سفر پيدايش تا سازمان ملل پاره اى از جزوه ها داراى پژوهشى زير نويس اند، ولى آنها مدعى پژوهى بودن نيستند و در سطح پژوهشى نيز نيستند. براى مثال اين ادعا كه در روزگار حكومت بريتانيا در هندوستان تنها اندكى از انگليسى ها زبان هاى هندى را آموختند و زمانى كه آموختند، اكثراً ماهرانه نبوده است، باعث مكث خواننده مى شود. زمينه تخصصى خود من عربى است، ولى قطعاً هندوستان مردانى مانند ريچارد برتون و سنت جان فيليبى را داشت كه هر دوى آنان زبان شناسانى زبده در هندوستان بريتانيا بودند ( پيش از اين كه به عربستان بروند).
لوئيس مدت هاست كه مدعى است پشتيبانى آمريكا از اسرائيل دليل اصلى خصومت اعراب با آمريكا نيست. در بخشى از كتاب كه در سال ۱۹۵۷ نوشته شده است، او اين پشتيبانى را در رده اول فهرست شكوه هاى اعراب مى گذارد، ولى مدعى است كه تأثير غربى شدن
بسيار مهم تر است و درجه اين ستيز را از سطح يك دعوا به سطح جنگ بين تمدن ها بالا مى برد. بنابراين، لوئيس اين تصور اشتباه را يك نسل پيش از جزوه معروف ساموئل هانتينگتون معرفى مى كند. همانند بسيارى از توجيه گران آمريكا، لوئيس تصور مى كند كه روش هاى آمريكايى اند كه مورد تنفرند، براى اين كه او نمى تواند قبول كند كه مشكل سياست آمريكاست. اين عارضه براى ما اعضاى «سپاهيان شترى» كه هشدارهايشان ناديده گرفته مى شود، بسيار آشناست. در بيشتر عمرمان ما عواقب فاجعه بار حمايت غير متعادل آمريكا از اسرائيل را پيش بينى كرده ايم. مانند پيشگويان ناديده گرفته شده، هرگز نتوانسته ايم كه پيش بينى كنيم كه اين عامل شكست به چه شكلى پديد خواهد آمد. ما نتوانستيم كه سقوط رژيم هاى عرب طرفدار غرب را در دهه ۱۹۵۰ در مصر، سوريه و عراق پيش بينى كنيم، يا سر برآوردن سازمان آزادى بخش فلسطين و شهادت طلبان فلسطين را در دهه ۶۰ يا شوك نفت در دهه ۷۰ و در دهه هاى ۸۰ و ۹۰ افراط گرايى اسلامى را نتوانستيم پيش بينى كنيم و پس از آن در سال ۲۰۰۱ رخداد ۱۱ سپتامبر را. ولى ما به هشدارهاى خود مبنى بر اين كه ادامه روش آمريكا، فجايع ديگرى را به همراه خواهد آورد، ادامه مى دهيم.
لوئيس شرح مى دهد كه به عنوان يك كليمى در بيشتر طول عمرش نتوانسته است كه در كشورهاى عربى مشغول به كار و زندگى شود. دانش عميق درباره اسلام سده هاى ميانى به وسيله تجربه هاى شخصى او در تركيه، ايران و اسرائيل بسط داده شده است. پرسش اساسى اين است كه آيا تحليل هاى او در مورد مشكلات خاورميانه و به ويژه مشكلات سياسى از رهگذر نبودن تجربه در زمينه اعراب شكل داده شده است؟ در مقام يك عرب شناس من به تهمت طرفدارى در مورد مسأله فلسطين عادت كرده ام. اين حقيقت است كه من طرف عربى  اين مقوله را بهتر از طرف اسرائيلى آن مى شناسم؛ معكوس اين امر در مورد لوئيس حقيقت دارد. به گواهى اين كتاب لوئيس مرتكب گناه عدم توازن شده است، و البته بيشتر به وسيله چشم پوشى. براى مثال در بخش دين و قتل در خاورميانه او سراسر بر مسأله ترور و تروريسم در جهان اسلام و عرب متمركز مى شود. على رغم اين كه اين بخش جزوه اى بوده است كه او در مركز اسحاق رابين عرضه كرده و رابين به دست يك اسرائيلى به قتل رسيده است، لوئيس هيچ چيز مهمى درباره سهميه اى كه گروههاى تروريستى ـ صهيونيستى ـ رارگون و باند اشترن به تاريخ تروريسم افزوده اند، نمى گويد. او به انورسادات و دو رهبر ديگر كه به دست مسلمانان به  قتل رسيدند، اشاره مى كند، ولى چيزى در مورد كنت برنادوت، ميانجيگر سازمان ملل كه به دست باند اشترن به قتل رسيده است، چيزى نمى گويد. فاحش ترين نمونه تفكر او استفاده از تحقيقات خاورشناسى خود براى پشتيبانى از سياست اسرائيل در بخش امتياز تحت الحمايگى فلسطين براى بريتانيا ديده مى شود كه او به صورت يك سخنرانى در يك همايش در بيت المقدس در سال ۲۰۰۱ ارائه كرده است. در آن زمان هواداران اسرائيل مدعى  بودند كه حتى لفظ فلسطين غير تاريخى است.
مجله اكونوميست، در عملكردى شگفت انگيز، چند ماه پيش نامه اى را چاپ كرده بود در آن ادعا شده بود كه فلسطين و فلسطينيان در زمان جنگ ۱۹۶۷ اختراع شدند. لوئيس تا اين حد پيش نمى رود، ولى مى گويد نام فلسطين تنها براى دوره كوتاهى در اوايل امپراتورى اعراب وجود داشت و پس از آن ناپديد شد و مى افزايد كه حتى صفت فلسطينى نسبتاً جديد است. حتى تئودور هر صل، پدر بنيانگذار صهيونيسم سياسى در سال ۱۸۹۶ در مقدمه كتاب كشور يهود به فلسطين به عنوان سرزمينى مناسب براى به اجرا در آوردن طرح اشاره مى كند. جزوه هايى كه به عنوان تاريخ معاصر عرضه شده اند، ژورناليسم سياسى اند كه در طى آنها لوئيس جنگ عراق را توجيه مى كند. برخورد او تاريخى نيست، چه در زمانى كه رابطه اسرائيل با آمريكا را مى سنجد، چه وقتى كه واكنش ايران به دخالت در عراق را با خوشحالى مى خواند. روزنامه وال استريت ژورنال طى مقاله اى در فوريه امسال شرح داد كه چگونه لوئيس به همراه ديك چنى، رچارد پرل، احمد چلبى و ديگران از هفته پس از ۱۱ سپتامبر براى حمله به عراق فعاليت كردند. اين مقاله نتيجه گيرى كرد كه دكترين لوئيس عملاً سياست آمريكا شده بود و نيز تأسفبار است كه چنين استادى به دليل سياستى كه تاريخ احتمالاً آن را اشتباهى غير قانونى و شكستى پربها خواهد خواند، به ياد بماند.
مجموعه از نوشته هاى برنارد لوئيس آشكار مى كند كه چگونه يك خاورشناس سرشناس تبديل به پير نو محافظه كاران شد.
به قلم اليور مايلز سفير اسبق بريتانيا در ليبى


|   شناسنامه   |   آرشيو   |