|
|
|
|
|
|
|
پس از فرار دختر جوان از مخفيگاه چهار شرور فاش شد
|
|
|
|
در ميدان ۹۵ نارمك رخ داد
|
|
|
|
|
گروگانگيرى ۱۵۰ ميليونى رفتگران قلابى
|
|
|
گروه حوادث: سه آدم ربا كه با پوشيدن لباس رفتگران نقشه ۱۵۰ ميليونى خود را اجرا كرده بودند، پس از هفت ماه دستگير شدند.روز ۴ اسفند ماه سال ،۸۲ مردى وقتى در خيابان آيت ا• كاشانى مى خواست از خانه اش خارج شود، سه مرد را با لباس نارنجى رنگ رفتگران ديد كه از او اجازه گرفتند داخل پاركينگ رفته و آب بخورند.اين سه رفتگر قلابى وقتى داخل ساختمان شدند، با اسلحه به مرد جوان حمله بردند، او را به زور داخل صندوق عقب خودروى پژو انداختند و سوار بر آن با سرعت متوارى شدند.گروگان كه داخل صندوق عقب بود، با وارد آوردن ضربه لگد به در آن توانست در صندوق عقب را باز كند و هنوز ۳۰۰ مترى از خانه دور نشده بود كه با كم شدن سرعت خودرو سر پيچ كوچه، خود را بيرون انداخت.سه رفتگر قلابى چهره نگارى شدند و درحالى كه خودروى پژوى گروگان را رها كرده بودند، در تماسهاى تلفنى تهديدآميز درخواست ۱۵۰ ميليون تومان پول كردند تا اينكه روز ۲۴ شهريورماه سال جارى مردى به اتهام مظنونيت در سرقت دستگير شد و در بازرسى بدنى از وى سوئيچ متعلق به پژوى اين گروگان كشف شد.با اعترافات اين مرد، دو دوست ديگرش نيز دستگير شدند و با اعتراف به جزئيات اقدام به آدم ربايى، اختلاف مالى با گروگان را انگيزه خود دانستند. بازپرس حسينى از شعبه هفتم دادسراى امور جنايى تهران، دستور داد تا با بررسى تخصصى پرده از ديگر اقدامات تبهكارانه اين گروه رفتگر قلابى برداشته شود.
|
|
|
|
|
كودك ربايى بخاطر گرسنگى
گروه حوادث: پسرجوانى وقتى شير و كيك را در دستان پسربچه ۵ساله اى ديد او را ربود تا از گرسنگى نجات يابد. ساعت ۱۰صبح جمعه ۱۷مهرماه سال جارى، مهدى ـ ۵ ساله ـ از خانه اش در خيام جنوبى خارج شد تا از بقالى شير و كيك بخرد. وقتى غيبت پسربچه طولانى شد، خانواده اش به جست وجوى او پرداختند، مرد بقال گفت كه دقايقى پيش «مهدى كوچولو» از او خريد كرده است، در كوچه خبرى از اين پسربچه نبود تا اينكه پليس در جريان قرارگرفت. پنج ساعت نگذشته بود، ساكنان كوچه اى در حوالى بهارستان، پسرآشنايى را ديدند كه دست پسربچه گريانى را گرفته و در حال پرسه زدن است، همه او را مى شناختند پسرى سركش كه مدتى پيش خانه شان در همسايگى آنان بود و پدر و مادرش از دست او ناراضى بودند. وقتى اين پسر ۱۹ساله نتوانست دليلى براى همراه داشتن پسربچه اى داشته باشد، همسايه ها چون مى دانستند او برادر كوچكتر ندارد مأموران كلانترى ۱۰۹ بهارستان را در جريان قرار دادند.ساعت ۱۲شب بود كه مهدى كوچولو به آغوش پدر و مادرش بازگشت. پسر كودك ربا نيز در برابر آنان به گريه افتاد و گفت كه بخاطر گرسنگى دست به چنين كارى زده است. اين كودك ربا صبح ديروز ـ شنبه ۱۸مهرماه ـ در دادسراى امورجنايى تهران به خبرنگار ما گفت: «بخاطر اذيت هايى كه براى اعضاى خانواده ام داشتم پدر و مادرم من را طرد و از خانه اخراج كرده اند، در خدمت مدتى فرارى بودم و هنوز دوره سربازى ام تمام نشده است بخاطر بى اطلاعى از خانه جديدى كه اعضاى خانواده ام به آنجا نقل مكان كرده اند سرگردان بودم و از گرسنگى عذاب مى كشيدم. وقتى از كوچه اين پسربچه عبور مى كردم در دستانش شير و كيك ديدم او را به گوشه اى كشيدم و كيكش را گرفتم مى خواستم رهايش كنم كه ديدم از خانه شان بستگانش خارج شدند از ترس دستش را گرفتم و با خودم بردم تا اينكه همسايه هاى قبلى ما با ديدن من و مهدى كوچولو پليس را خبر كردند. بنابه گزارش خبرنگار جنايى ما، اين جوان ۱۹ساله وقتى از تنها ماندنش حرف مى زد گريه مى كرد و مدام تكرار مى كردم: «مقصر خودمن هستم!»
|
|
|
|
|
سرقت از خانه همسر سابق
گروه حوادث: يك زن مورد حمله همسر سابقش قرار گرفت و در اين درگيرى جواهراتش به سرقت رفت. اين زن كه مدتى پيش از همسرش جدا شده، وقتى در خانه اش تنها بود، از سوى شوهر سابقش غافلگير شده و مورد حمله قرار گرفت . اين مرد همراه دوستش طلا و جواهرات او را به سرقت برد.
|
|
|
|
|
پس از فرار دختر جوان از مخفيگاه چهار شرور فاش شد
۹ماه اسارت
گروه حوادث ـ راز هولناك اسارت دخترى ۱۹ ساله در گاودارى چهار جوان شرور پس از ۹ ماه فاش شد.ساعت ۲۱ شامگاه چهارشنبه ۱۵ مهرماه سال جارى، مأموران گشت بسيج دخترى را آشفته حال مشاهده كردند كه در حاشيه بزرگراه آزادگان تلو تلوخوران مى دود. مأموران وقتى اين دختر را متوقف كردند و ظاهر به هم ريخته او را ديدند با تصور اينكه او دختر فرارى است به بازجويى از او پرداختند و در برابر ماجراى باور نكردنى اسارت ۹ ماهه او در يك گاودارى قرار گرفتند. دختر ۱۹ ساله با توجه به اينكه ظاهرى آرايش كرده داشت نتوانست ادعا هاى خود را به مأموران بسيج بقبولاند، تصور اين بود كه اگر اين دختر در اسارت بوده چگونه توانسته به آرايشگاه زنانه برود؟! «سهيلا» به بازداشتگاه معاونت مبارزه با مفاسد اجتماعى انتقال يافت و باز ادعا هاى تكان دهنده خود را تكرار كرد، او گفت كه مسافرى از شمال ايران است و از ۹ ماه پيش شب هاى وحشتناكى را پشت سر گذاشته است. «سهيلا، در تحقيقات با گريه و نفرين گفت: «بهمن ماه سال ۸۲ براى رفتن به خانه يكى از بستگانم در فلاح تهران از شمال به اينجا آمدم، در ميدان اصلى فلاح منتظر بودم تا خودروى كرايه اى سوار شوم كه خودرويى جلوى پايم توقف كرد. با تصور اينكه خودروى مسافركش است سوار شدم هنوز مسافت كوتاهى طى نكرده بود كه سرنشينان خودرو به سمت من حمله ور شدند و با تهديد چاقو سرم را داخل صندلى كردند و سرعت خودرو زياد شد. نمى دانستم كجا مى روند. احساس كردم از تهران خارج شده اند تا اينكه دقايقى بعد خودرو از جاده اصلى خارج شد، هر چه التماس مى كردم كسى به حرف هايم گوش نمى داد، وقتى خودرو از حركت ايستاد من را از آن پياده كردند با نگاه كردن به اطراف متوجه شدم در يك گاودارى هستم.» دختر جوان كه با ياد آورى آنچه در ۹ ماه با آن روبرو بود صداى لرزانى داشت، ادامه داد: «چهار پسر جوان انگار شيطان بودند، هيچ رحمى نداشتند آنها همگى به من تجاوز كردند و در يك اتاق كوچك زندانى ام كردند، از آن به بعد هر شب چهار پسر دوستان زيادى با خود به گاودارى مى آوردند و من بازيچه دستشان شده بودم، چند بار خواستم خودكشى كنم نتوانستم جرأت اين كار را نداشتم، نقشه هايم براى فرار از اسارت به بن بست خورد.» «سهيلا» در خصوص نوع آرايشش گفت: «ربايندگانم براى اينكه من را زيبا نگهدارند زنى را به گاودارى مى آوردند و او به خالكوبى ابرو هايم و آرايش صورت و موهايم مى پرداخت در حاليكه من مخالفت مى كردم و از اين نوع زندگى در رنج بودم. نمى دانستم چه روزى است، هوا تاريك شده بود به بهانه رفتن به دستشويى از اتاقم خارج شدم وقتى متوجه حواس پرتى آنان شدم خودم را به لابه لاى گاوها رساندم و توانستم از گاودارى فرار كنم، در جاده مى دويدم كه سرنشينان خودرويى من را سوار كردند. آنان تصور مى كردند من زن خيابانى هستم، از زبان راننده شنيدم كه جاده اسلامشهر است و وقتى گفتم تصورشان در خصوص من اشتباه است در بزرگراه آزادگان رهايم كردند. با اين ادعاهاى تلخ، پرونده در اختيار اداره ۱۱ پليس آگاهى تهران قرارداده شد و كارآگاهان با راهنمايى هاى «سهيلا» توانستند يكى از پسران را كه شرور بود شناسايى و دستگير كنند. اين شرور جوان ابتدا خواست منكر هر گونه ارتباط با ربودن «سهيلا» شود اما وقتى ديد اطلاعات پليسى او را مجرم مى شناسد، پذيرفت كه به همراه سه تن از دوستانش اين دختر شهرستانى را به بهانه مسافركشى سوار كرده اند و با بردن به گاودارى ۹ ماه او را به اسارت گرفته اند. با اعترافات يكى از ربايندگان مشخص شد كه «سهيلا» واقعيت را بازگو كرده است و پليس جنايى تهران با سرنخ هايى كه در دست دارد جست وجوى اطلاعاتى گسترده اى را براى دستگيرى همدستان جوان شرور و زن آرايشگر آغاز كرده است.
|
|
|
|
|
در ميدان ۹۵ نارمك رخ داد
شليك ۳ گلوله دختر تيرانداز به سوى مرد جوان
|
|
|
گروه حوادث: دختر تيراندازى كه مرد موبايل فروشى را هدف گلوله قرار داده است، دستگير شد. ساعت ۲۰شامگاه جمعه ۱۷ مهرماه سال جارى درميدان ۹۵ نارمك، صداى شليك سه گلوله شنيده شد ومردى ناله كنان روى زمين افتاد.همه ديدند كه دخترى جوان با مانتويى سياهرنگ اسلحه اى در دست دارد و در حال فرار است.دقايقى بعد، تيمى از نيروهاى اطلاعات كلانترى نارمك در محل تيراندازى حضور يافت. مرد جوان كه با اصابت يك گلوله به دستش زخمى شده بود، به دليل سطحى بودن جراحات از سوى پليس تحت تحقيق قرار گرفت. اين مرد با وجود اينكه سعى داشت حرفى نزند وقتى اصرار مأموران را در شناسايى دختر تيرانداز ديد ادعا كرد كه از ۴ ماه پيش با دخترى دانشجو آشنا شده و مى خواست با او ازدواج كند كه پى به رفتارهاى غيرعادى او و تماس هاى تلفنى مشكوكش برده و بين آنان اختلاف به وجود آمده است. اين مرد حتى ادعا كرد كه قرار بود به خواستگارى اين دختر برود اما وقتى منصرف شده با واكنش تند او روبرو شده است، اما تصورنمى كرد روزى دختر جوان به روى او اسلحه بكشد و بخواهد با شليك گلوله او را به قتل برساند. با راهنمايى هاى مرد موبايل فروش، مأموران كلانترى ۱۲۷ براى دستگيرى دختر جوان وارد عمل شدند و با شناسايى خانه او در شرق تهران، آنجا را به محاصره خود درآوردند. وقتى پليس توانست مخفيگاه دختر تيرانداز را شناسايى كند در تحقيقات اطلاعاتى پى برد كه او شوهر دارد و زوج مسلح در داخل خانه سنگر گرفته اند. با وجود اخطارهاى پليس، زوج مسلح به تيراندازى به سمت مأموران پرداختند كه يكى از مأموران مورد هدف گلوله قرار گرفت و مرد مسلح نيز با اصابت گلوله مجروح شد. صبح ديروز، دختر تيرانداز در شعبه سوم بازپرسى در برابر بازپرس شاه محمدى قرار گرفت و در حالى كه از وى يك اسلحه ماكاروف روسى، فشنگ، تيغ هاى موكت برى و يك اسلحه پلاستيكى كشف شده است ادعا كرد به خاطر مزاحمت هاى مرد موبايل فروش تصميم به قتل او داشته است. دختر تيرانداز گفت: «از چند ماه پيش، اين مرد ـ اشاره به مردى كه دستش را باندپيچى كرده بودند ـ شروع به ايجاد مزاحمت به من كرد هر چه التماس كردم دست از سر من بردارد نپذيرفت، اصرار داشت از شوهرم جدا شوم. مزاحمت هايش به اندازه اى شد كه خواستم از دستش خلاص شوم وقتى به انديمشك رفته بودم اسلحه اى به قيمت ۱۰۵ هزار تومان خريدم و در تهران با گذاشتن قرار ملاقات با اين مرد به قصد درس عبرت دادن به او سه گلوله شليك كردم كه فقط يك گلوله به دستش اصابت كرده است.» بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، بازپرس شاه محمدى با صدور دستورات قضايى دختر تيرانداز را براى تحقيق در اختيار پليس قرار داد تا در صورت خريد اسلحه با انگيزه سرقت از سوى زوج جوان جزئيات فعاليت هاى مسلحانه آنان فاش شود.
|
|
|
|