يكشنبه ۱۹ مهر ۱۳۸۳ - ۲۴ شعبان ۱۴۲۵
Sun, Oct 10, 2004
ويژه ۳
سال دهم - شماره ۲۹۳۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
تلفن همراه
حرف دل
هيچ كس تنهاييم را حس نكرد
حتى تو كه در خلوت و تنهايى تنها آشنايم بودى
بعد از اين همه سكوت چه موقع وقت آن مى رسد كه اين ديوار غرور از بين ما كنار رود و هر كدام از ما حرف دلش را بى واهمه بزند.
منتظر حرفهاى تنهاييت هستم.
سپيده

هر چه براتون ميل زدم، اما جوابى نگرفتم، مى دونم توقع زيادى است كه شعر از من چاپ كنيد، اما دله ديگه حرف خودشو مى زنه، كارى به اين چيزها هم نداره مى خواستم حرفشو شما هم بدونيد، شايد حرف خيلى از آدمهايى باشه كه با يك عده به اصطلاح اديب و به ظاهر روشن فكر نشست و برخاست دارند، اگر هم چاپ نمى كنيد، يك جواب به من بدين. چى مى شه آخه؟
حرف اينه:
شماهايى كه ارزش هنر را به درك ذوق هنريتان نسبت مى دهيد، مگر آن زمان كه مى گريستيم بيدار نبوديد. مگر وقتى برايتان خنديديم هوشيار نبوديد كه اكنون حس صميمى قلبمان را به قافيه گناه و دروغ متصل مى كنيد. بدانيد كه وزن ساده پاكى آهنگ خوشبختى را خواهد نواخت. حتى اگر تنها به خاطر افكار شما باشد نگاه ما طلسم زندان خودخواهى را خواهد شكست. هشدار، هشدار.
بهار ناجى

وقتى تنهايى و احساس تنهايى مى كنى دلت مى خواد فرياد بزنى، دلت مى خواد صدا تو همه آدمهاى دوروبرت بشنوند. اما وقتى سرتو بلند مى كنى تا داد بزنى مى بينى هيچكس نيست، هيچكس. فقط خودتى و خودت. دوروبرت را نگاه مى كنى. صبر مى كنى تا شايد كسى بياد و قفل تنهايى تو بشكنه. اما هر چى منتظر مى شى كسى نمى آد، اونوقته كه مى فهمى چقدر تنهايى. ترجيح مى دى مثل هميشه بغضتو قورت بدى تا زندگيت ادامه پيدا كنه.
نازلى هاشمى از تهران

مابين آن دو، ديوارى است بس بلند كه سر ستونهاى سنگى زمخت بى شرمانه اش، مى دهد لاجوردى آسمان را پيوسته آزار!
مابين آن دو، سياه دريايى است يخ زده از يك فاصله كه ظلمت سترگ بعد غمگنانه اش، سرد پنجه هاى بى رحم مرگ را مى گردد يادآور!
مابين آن دو، درنگى است بس طولانى در حجم بى كران گذر زمان كه مى كشد دو قلب فسرده اما زلال را، دم به دم خيش خويش ظالمانه!
مابين آن دو، چيزى نيست جز تحسرى با معنا كه دريغ مى دارد ديده را از چشمنواز رنگ طبيعت!
اى كاش مى بود پتكى از كينه، كز نفرتش به زانو درمى آمد ديوار!
اى كاش وجود مى داشت زورقى از اميد كه سبزى پرمهر دستهايشان را مى داد به هم پيوند!
اى كاش ترنمى هرچند ناچيز، مى دريد اين كشنده انتظار را، شكنجه سكوت را عاقبت!
و اى كاش مى شد تنها يك بار، آرى، تنها يك بار، زرفام خورشيد را نظاره شد در حسادت قيرگون سخت شب!!
محمدرضا شريفى صادقى
تلفن همراه
عصاى دست بچه تنبل ها
184506.jpg
تلفن هاى همراه بسيار زودتر ازآنچه گمان مى رفت، دنيا را به تسخير خود درآوردند. اين تلفن هاى كوچك امروز درجيب كودكان استراليايى وپيرمردهاى چينى هم پيدا مى شود وظاهراً هيچ چيز و هيچ كس جلودار گسترش آن نيست. گوشى هاى موبايل با قابليت هاى جديد خود مشتريان بيشترى به دست آورده اند.
پخش موسيقى MP3 ، دوربين هاى عكاسى وفيلمبردارى وتنظيم قرارهاى هفتگى براى يك دستگاه تلفن كارهاى خارق العاده است . هفته گذشته دراخبار ياهو آمده بود كه گوشى تلفنى به بازار عرضه شده كه بوى بد دهان را تشخيص مى دهد و آن را به صاحب خود گوشزد مى كند! گوشى هاى موبايل با ترفندهايى اين چنينى هرروز درزندگى ما ريشه مى دوانند اما ظاهراً كسانى هستند كه مى خواهند با اين غده سرطانى مبارزه كنند.
سال گذشته درايران، آوردن گوشى هاى تلفن همراه به استخرها ممنوع اعلام شد. طبق اخبار رسيده، ظاهراً چند نفرى با موبايل هايشان درفضاى استخر به عكاسى مشغول شده بودند وعكس ها را درفضاى اينترنت پخش كرده بودند . اما مكان هاى عمومى ديگر چطور؟
برخى از مدارس انگليسى درقانونى كه هفته گذشته به تصويب رسانند آوردن تلفن هاى همراه به مدارس را نيز ممنوع اعلام كردند. مديرمدرسه مونت گومرى مى گويد: « موبايل هاى دوبين دار وسيله اى براى ثبت صحنه هاى زياد وبه ياد ماندنى هستند. اما ظاهراً بچه ها كاربرد ديگرى براى آن پيدا كرده اند: تقلب هنگام امتحان.
حقيقت اين است كه موبايل ها ساده ترين وسيله براى تقلب درمدرسه ها هستند. پديده اى كه دركشور خودمان هم بسيار رايج است. تاپيش ازاين دانش آموزها عادت داشتند گوشى هاى موبايل را زير لباس هاى خود پنهان كنند و با هم ارتباط برقرار كنند. اما حالا گوشى هاى دوربين دار كار را از قبل هم راحت تر كرده اند. كافى است ازهر برگه امتحانى يك عكس بيندازى وآن ها را براى كسى كه بيرون مدرسه نشسته است بفرستى. او جواب ها را به صورت تصويرى براى تو خواهد فرستاد.
درموارد پيشرفته ،دانش آموزان صرفاً شماره سؤال را براى هم SMS مى كنند و شماره جواب را هم با تعداد زنگ ها به هم مى رسانند.
به هرحال همين كارها باعث شده كه مدارس انگليس تلفن هاى همراه را نيز دررديف وسايل الكترونيكى قرار دهند كه آوردن آن ها به مدارس ممنوع است. يكى ديگر از دلايل ممنوعيت به همراه داشتن موبايل درمدارس، عكس هايى است كه دانش آموزان ازهمديگر مى گيرند ودراينترنت به نمايش مى گذارند.
اما دانش آموزان بسيارى ازاين گونه تصميمات امنيتى خوشنود نيستند، پاول كندل دانش آموز دبيرستان مگنوليا مى گويد: « من بدون موبايلم احساس گمشدگى مى كنم. همه شماره تلفن هاى من درگوشى ام هستند. من هيچ وقت حتى به ذهنم هم نرسيده كه مى شود با موبايل تقلب كرد. درمدرسه هم كسى را نديده ام كه با موبايل تقلب كند. براى تقلب كردن شيوه هاى قديمى ساده ترى وجود دارد. به نظرم اين تصميم واقعاً احمقانه است.»
ظاهراً پدرومادرها هم چندان ازاين تصميم راضى نيستند. دراروپا و آمريكا، والدين براى نوجوانان تلفن همراه مى خرند تا بتوانند درموارد اضطرارى به كمك شان بشتابند يا صرفاً آن ها را درساعت هايى كه خانه نيستند ، كنترل كنند.
حذف تلفن هاى همراه اززندگى جوانان، درهر جاى جهان كه باشند، تأثيرات وحشتناكى برزندگى آن ها خواهد گذاشت. ازمديران مدارس كشور مى خواهيم قبل از گرفتن هرگونه تصميم شتابزده، جوانب امر را به دقت بسنجند واين تلفن هاى كوچك را اين قدر دست كم نگيرند.
غنى سازى اورانيوم يعنى چى بالاخره؟
184515.jpg
بعد از سالها عطسه كردن، خميازه كشيدن و خروپف شنيدن تازه فهميده بوديم كه چه واكنشهايى صورت مى گيرند تا اين اتفاقات مى افتد و خوشحال بوديم كه علمى عطسه مى كنيم. علمى شنا و يوگا انجام مى دهيم و تازه ادعا مى كرديم كه اصلاً پاهاى ما در كفش كتانى آن هم وسط فصل تابستان خداى نكرده بوى بد ندارد! خلاصه همه چيز كاملاً علمى بود و ما هم حسابى كارشناس مسائل علمى!! كه سروصداى موضوعات جديد درآمد:
راكتور اتمى، سوخت هسته اى، زباله هاى هسته اى، موادراديواكتيو، اورانيوم غنى شده و…! اصلاً اورانيوم چى هست كه غنى باشد يا نباشد؟! باز هم بحث فقير و غنى ؟! و خطرات ناشى از غنى بودن!؟
اگر از شخصى سؤال شود به نظر تو آب ماده اى است خوب يا بد؟ براى پاسخ دادن به اين سؤال بلافاصله به سراغ دانسته ها و خاطراتش در مورد آب مى رود. براى مثال اگر يكى از عزيزان او در دريا غرق شده باشد از آن چندان خوشايند صحبت نمى كند (غافل از آنكه مايه حياتش است)
مسأله تشعشعات اتمى و استفاده يا عدم استفاده از آن هم داستانى است مشابه. نوعى فناورى و پيشرفت كه بسته به مصرف جوامع و دولت ها مى تواند بسيار مفيد، انسانى و صلح آميز باشد و يا شديداً خطرآفرين و مخالف امنيت انسان ها!
اكثراً اصطلاحاتى چون بمب اتمى، اشعه ايكس، بمب نوترونى، اورانيوم و… را شنيده ايم. اصطلاحاتى كه به نوعى با عناصر اتمى مرتبط هستند. تا به حال فكر كرده ايد كه چرا گفته مى شود «تشعشعات اتمى»؟ نقش كلمه «اتم» در اين بازى خطرناك چيست؟ و كلمه «اتم» چرا در كنار تشعشعات نشسته است؟ ارتباط آن دو چيست؟
( اميدوارم در درس شيمى دبيرستان خيلى ضعيف يا احياناً تك ماده اى و… نبوده باشيد تا اين مطالب را بهتر متوجه شويد) همه مى دانيد كه تمام چيزهاى اطرافمان از «اتم» تشكيل شده اند و تركيب و اتصال «اتم ها» تشكيل «مولكول» مى دهد. براى مثال دوباره سراغ آب مى رويم . همان (H2O) معروف و به سادگى مى توان فهميد كه اتصال يك اتم اكسيژن با دو اتم هيدروژن توليد يك مولكول آب مى كند. تركيبى با خواص كاملاً مجزا و متفاوت از اتم هاى اوليه!
هرآنچه در طبيعت ديده مى شود از پارچه گرفته تا شيشه، پلاستيك و فلزات … از تركيب ۹۲عنصر موجود در طبيعت (درست مشابه تركيب اتم در آب) تشكيل شده است. (اميدوارم جدول تناوبى عناصر در درس شيمى را هنوز فراموش نكرده باشيد!)

> مواد سازنده اتم ها چيست؟
درون هر اتم ۳ ذره وجود دارد. نوترون، پروتون و الكترون ، پروتون و نوترون به يكديگر متصل مى شوند و هسته اتم را مى سازند و الكترون ها نيز اطراف اين هسته را احاطه مى كنند و به دور آن مى چرخند. پروتون و الكترون بارهاى مخالف دارند. (الكترون بارمنفى و پرتون بارمثبت) به همين جهت يكديگر را جذب مى كنند. (بارهاى موافق همه را دفع و مخالف جذب مى كنند!)
ذره سوم هم كه نوترون است خنثى بوده و بارى ندارد. (مثل بسيارى از انسان هاى اطرافمان!)
> علت وجود نوترون ها در هسته چيست؟
به خاطر داريم كه گفته شد پروتون ها همگى بار مثبت دارند (پس بديهى است يكديگر را دفع كنند) نوترون مانند چسبى عمل كرده مانع فاصله گرفتن پروتون ها مى شود و آنها را به هم مى چسباند. تعداد پروتون ها در هسته هر اتم وضعيت آن را مشخص مى كند. براى مثال:
اگر ۱۳پروتون را با ۱۴نوترون تركيب كنيد هسته اى خواهيد ساخت كه اگر ۱۳الكترون در اطراف آن در حال چرخش باشند اتفاق جالبى مى افتد. شما يك اتم آلومينيوم ساخته ايد. حالا اگر ميليون ها اتم آلومينيوم را كنار هم بنشانيم و دسته كنيم ماده اى خواهيم داشت به نام آلومينيوم و مى توانيد با آن قوطى هاى آلومينيومى، فويل آلومينيومى، ورقه هاى آلومينيومى و… بسازيم.(Al27)
۲۷عبارت است از «عدد اتمى» آلومينيوم يعنى جمع عددى پروتون و نوترون.
حالا اگر همين اتم آلومينيوم را بگيريم و در شيشه اى بگذاريم و چند ميليون سال به عقب بازگرديم. آن اتم هنوز اتم آلومينيوم است. (پس آلومينيوم اتمى پايدار است!)
تاحدود ۱۰۰سال قبل براين تصور بودند كه تمام عناصر پايدار هستند!
مسأله مهم ديگر اينكه، بسيارى از اتم ها در اشكال  متفاوتى ديده مى شوند. براى مثال مس ۲شكل پايدار دارد مس۶۳ و مس ۶۵ كه به اين ۲نوع «ايزوتوپ» گفته مى شود. هر دو آنها ۲۹ پروتون دارند اما چون در عدد اتمى ۲واحد فرق دارند به سادگى مى فهميم كه تعداد نوترون هاى اولى ۳۴ و ديگرى ۳۶ است و هر دو آنها پايدار هستند (مثال مربوط به آلومينيوم و بازگشت به چند ميليون سال قبل را بخاطر آوريد) تقريباً ۱۰۰سال پيش بود كه متوجه شدند همه عناصر ايزوتوپهايى دارند كه راديواكتيو هستند. مثلاً هيدروژن را در نظر بگيريد. در مورد اين عنصر ۳ايزوتوپ شناخته شده است.
۱ ـ هيدروژن Iيا نرمال (H1) در هسته خود يك پروتون دارد و بدون هيچ نوترونى! (بسيار واضح است چون نيازى نيست تاخاصيت چسبانندگى خود را نشان دهد چرا كه پروتون ديگرى وجود ندارد!)
۲ ـ هيدورژن II (دوتريم) كه يك پروتون و يك نوترون دارد و در طبيعت بسيار نادر است و اگرچه عمل آن بسيار شبيه هيدروژن نوع اول است (براى مثال مى توان از آن آب ساخت) اما ميزان بالاى آن سمى است.
هر دو ايزوتوپ ذكر شده پايدار است. اما هيدروژن ديگرى هم موجوداست كه ناپايدار است!
۳ ـ ايزوتوپ سوم هيدروژن (تريتيوم) كه شامل ۲ نوترون و يك پروتون است. همانطور كه گفته شد اين نوع هيدروژن ناپايدار است. يعنى اگر مجدداً ظرفى برداريم و اين بار درون آن را با اين هيدروژن پركنيم و يك ميليون سال به عقب بازگرديم متوجه مى شويم كه ديگر هيدروژنى نداريم و همه آن به هليم۳تبديل شده است. (۲پروتون و يك نوترون) و اين هليم پايدار است.(در نتيجه جريانات فعال درون هسته) و اين توضيحى ساده در مورد پايدارى و ناپايدارى است.
در يك پاراگراف كوتاه مى توان گفت: معمولاً هرچه هسته اتم سنگين تر شود تعداد ايزوتوپ ها بيشتر مى شود و هر چه تعداد ايزوتوپ ها بيشتر شود امكان وجود هسته هاى ناپايدار بيشتر مى شود و در نتيجه احتمال وجود نوع راديواكتيو نيز بيشتر مى شود.
در طبيعت عناصر خاصى را مى توان پيدا كرد كه همه ايزوتوپ هايشان راديواكتيو باشند. بهترين مثال آنها و سنگين ترين عنصر راديواكتيو «اورانيوم» است.
«اورانيوم» بطور طبيعى فلزى است سخت، سنگين، نقره اى، راديواكتيو و با عدد اتمى ۹۲ اين عنصر در سال ۱۷۸۹ توسط يك شيميدان آلمانى كشف شد.
سالهاى زيادى از آن به عنوان رنگ دهنده لعاب سفال يا تهيه رنگ هاى اوليه در عكاسى استفاده مى شد. خاصيت راديواكتيو آن تا سال ۱۸۶۶ ناشناخته ماند و قابليت آن براى استفاده به عنوان منبع انرژى تا اواسط قرن ۲۰ آشكار نشده بود! در حال حاضر از آن به عنوان منبع انرژى براى توليد الكتريسته و از ايزوتوپ هاى آن براى مقاصد پزشكى، صنعتى و نظامى در سرتاسر دنيا استفاده مى شود.

> خصوصيات فيزيكى اورانيوم
ـ اين عنصر از نظر فراوانى، در ميان عناصر طبيعى پوسته زمين در رده ۴۸ قرار دارد.
ـ از نظر تراكم و چگالى بايد گفت: ۱‎/۶مرتبه متراكم تر از سرب است و همين تراكم باعث سنگين تر شدن آن مى شود. براى مثال اگر يك گالن شير وزنى حدود ۴كيلو داشته باشد يك گالن اورانيوم (۷۵)كيلوگرم وزن دارد!

> انواع اورانيوم
۱ ـ اورانيوم طبيعى (كه به شكل اكسيد اورانيوم است) و شامل ۹۹‎/۳% از ايزوتوپ  اورانيوم با عدد اتمى ۲۳۸ و ۰‎/۷% اورانيوم با عدد اتمى ۲۳۵ است. (كه نوع اخير قابل شكافت است، همان داستان مواد راديواكتيو و تشعشعات و…)
ـ اورانيوم باغناى پايين ، كه ميزان اورانيوم ۲۳۵ آن كمتر از ۲۵% ولى بيشتر از ۰‎/۷% است. (سوخت بيشتر راكتورهاى تجارى شامل ۵ـ۳ درصد اورانيوم ۲۳۵ است. (U235)
ـ اورانيوم با غناى بالا: در اين جا ميزان U235بيشتر از ۲۰% است. اين نوع در راكتورهاى تحقيقاتى و سلاح ها به كار مى رود.

> غنى سازى اورانيوم چيست؟
موضوع جديدى كه اين روزها زياد در مورد آن مى شنويم، اين قصه طولانى و مقدمه دراز گفته شد تا خيلى ساده و راحت بگويم:
غنى سازى عبارتست از تغيير شكل دادن اورانيوم طبيعى به سوخت اتمى براى توليد انرژى. اورانيوم بطور طبيعى عنصرى است شامل تركيب U235 و U238.
اما فقط اورانيوم ۲۳۵ قابل شكافت است و غنى سازى عبارت است از روند افزايش ميزان U235 و همزمان كاهش U238
* فراموش نكنيد كه از اين عنصر مى توان استفاده هاى صلح آميز نيز داشت چرا كه يك تن اورانيوم مى تواند بيش از ۴۰ميليون كيلووات ساعت الكتريسيته توليد كند كه معادل سوزاندن ۱۶تن زغال سنگ يا ۸۰‎/۰۰۰ بشكه نفت است.
عشق پيدا شد و...
184497.jpg
حافظ را مى توان در تمام خانه هاى ايران زمين پيدا كرد. ايرانيها از حافظ مى پرسند و حافظ با صدايى كه از ژرفاى ۷قرن پيش به گوش مى رسد ولى همچنان رساست پاسخ مى دهد، آرامش مى دهد و گاهى هم تشر مى زند. گاهى آنچنان خودمانى حرف مى زند كه ته دل را مى لرزاند وگاه آنقدر سخت مى گويد كه بايد سالها عرفان را زير و رو كرد تا سخنش را درك كنيم. ۲۰مهرماه ياد روز حافظ نام گرفته ومطمئن بوديم به اين بهانه دوستداران او مراسمى ترتيب خواهند داد.
انجمن دوستداران حافظ در شيراز براى اين روز برنامه هاى متنوعى تدارك ديده اند.
هاشم فريدونى دبير كل انجمن در مورد برنامه هاى اين ايام مى گويد: برنامه هاى ما از هجدهم مهرماه با پذيرش مهمانها آغاز شده و ديروز بازديدى از مكانهاى ديدنى شهر داشتيم. امروز نوزدهم ساعت ۸‎/۵صبح افتتاحيه مجمع عمومى انجمن است و همزمان نمايشگاههاى عكس، خوشنويسى و نماشگاه تخصصى كتاب شناسى حافظ افتتاح مى شود.
ساعت،۱۰ انتخابات هيأت مديره انجمن صورت مى گيرد و بعد از ظهر هم بازديدى از باغ ارم و آرامگاه سعدى خواهيم داشت.
شب هنگام ساعت۸ افتتاحيه ياد روز حافظ در آرامگاه است كه با حضور رئيس جمهور انجام مى شود و بالاخره روز دوشنبه نشستهاى علمى ياد روز حافظ را داريم و بعدازظهر هم مهمانهاى خارجى را براى بازديد از تخت جمشيد خواهيم برد، شب هم با برنامه نور و صدا در تخت جمشيد از آنها پذيرايى مى شود.
عموم مردم مى توانند از صبح در نشستهاى علمى در آرامگاه حافظ و شب هم در برنامه شعر و موسيقى كه در خود آرامگاه برگزار مى شود شركت كنند.
انجمن دوستداران حافظ كه حدود ۸۰۰عضو دارد در همين زمان يعنى روز بيستم مسابقه نقاشى نقش از حافظ و همچنين مسابقه خوشنويسى شاخه نبات را با حضور هنرجويان آموزشگاههاى شيراز در حافظه برگزار خواهد كرد.
روز بيستم مهرماه روز خلوت كردن با حافظ در آرامگاهش نيست ولى اگر به شيراز سفر مى كنيد مى توانيد با دوستداران حافظ دمى را در آرامگاهش بگذرانيد و لذت ببريد.
در ازل پرتو حسنت زتجلى دم زد
عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد
هفت سنگ
184500.jpg
كسانى كه بازى هاى كامپيوترى را به خاطر سرگرمى و نه پيچيدگى هاى غير قابل تصور آنها انجام مى دهند، بدون ترديد جنگ نامرئى را دوست خواهند داشت.
پانزده سال پس از اتفاقاتى كه در قسمت اول اين داستان افتاده، شما در نقش مأمور اطلاعاتى به نام الكس در قالب داستان قرار مى گيريد. الكس دانشجوى آكادمى روشنفكران تارسوس است. در پنج دقيقه اول بازى، شيكاگو در اثر يك حمله تروريستى تخليه مى شود. هدف اين حمله نابودى آكادمى تارسوس است كه تصور مى شود كسانى در آن توانسته اند به فناورى تغييرات در ساختارهاى حياتى موجودات زنده دست بيابند. پس از انتقال دانشجويان به يك آكادمى در سياتل آنجا نيز مورد حمله قرار مى گيرد و شما مسؤول حل معما و پيدا كردن دوستان و دشمنانتان مى شويد. اگرچه كل داستان بازى خيلى طولانى نيست، اما بخش هاى مختلف آن كاملاً شما را مجذوب و سرگرم خود خواهد كرد.
گرافيك طراحى شده براى بازى بسيار دوست داشتنى است و در نوع خود يك پديده منحصر به فرد محسوب مى شود. نورپردازى صحنه ها به قدرى واقعى و طبيعى انجام شده است كه به سختى مى توان باور كرد اين صحنه ها توسط كامپيوتر خلق شده اند و تصوير واقعى دنياى بيرونى نيستند. شخصيت پردازى كاراكترهاى بازى به خوبى انجام شده است و مدل شخصيت ها نيز بسيار طبيعى طراحى شده اند. به علاوه حركت لب ها و ديگر حركات افراد درگير در بازى بسيار عالى طراحى شده است. به عنوان مثال وقتى شما به سمت دشمنانتان شليك مى كنيد، پرت شدن آنها به عقب و ديگر حركاتى كه انجام مى شود آنقدر به واقعيت نزديك است كه به شما حسى نزديك به حضور فيزيكى در صحنه ها مى دهد. به علاوه تغييرات ژنتيكى كه بر روى شما انجام مى شود به شما امكانات مختلفى براى استفاده از اجزاى مختلف بدن مانند چشم ها و پاها مى دهد. مثلاً شما مى توانيد از چشم هايتان مانند دوربين مادون قرمز استفاده كنيد. در واقع با اين تغييرات ژنتيكى شما نيروهاى فوق بشرى در اختيار داريد كه به شما در حل معماى بازى كمك شايانى خواهد كرد.
اگرچه كل داستان در مدت زمانى حدود ۱۲ ساعت قابل بازى است، اما هيچ يك از صحنه هايى كه شما در آن قرار مى گيريد به نظر زائد و يا بى ربط با خط كلى داستان بازى نيستند. اما يكى از نكات عجيبى كه در طرح بازى به چشم مى خورد اين است كه مهماتى كه شما پيدا مى كنيد به طرز باورنكردنى با تمام اسلحه هايى كه در اختيار داريد قابل استفاده هستند. از ديگر نكات منفى بازى مى توان به مدت زمان نسبتاً طولانى لازم براى پركردن اسلحه ها اشاره كرد كه ممكن است در بعضى مواقع حساس محسوس تر باشد. البته شما ارتباطات بسيارى با اشياى داخل صحنه ها خواهيد داشت كه اين مورد در نوع خود كاملاً متفاوت از ساير بازى هاى موجود است و به جذابيت داستان كمك كرده است. پردازش صداى بازى نيز كاملاً مسحور كننده است. موسيقى بازى كاملاً متناسب با داستان و صحنه هاى آن ساخته شده است و جلوه هاى صدايى نيز بسيار خوب ساخته و پرداخته شده اند. همزمانى حركت لب ها هنگام حرف زدن و صداهاى مربوطه بسيار خوب انجام شده و به خصوص زمانى كه شما سعى مى كنيد در سايه ها و دور از چشم دشمنان حركت كنيد، صداها اين حس پنهانى را كاملاً واقعيت مى بخشند.
شايد يكى از نكات منفى بازى نيازمندى هاى سيستم كامپيوترى براى اجراى آن باشد. حداقل نيازمندى هاى سيستم عبارت است از: پردازنده پنتيوم IV با سرعت ۱‎/۳ گيگاهرتز يا معادل آن، با ۲۵۶ مگابايت حافظه و يك كارت گرافيكى سه بعدى سازگار با برنامه Direct X نسخه ۹‎/۰ و ۶۴ مگابايت حافظه، ۲ گيگابايت فضاى خالى روى هارد ديسك و سيستم عامل ويندوز ۹۸ و يا نسخه جديدتر.
اما در مجموع با در نظر گرفتن كل نكات مثبت و منفى مرتبط با جنگ نامرئى، بازى كردن آن يك تجربه منحصر به فرد است كه به همه دوست داران بازى هاى كامپيوترى توصيه مى شود.
چگونه شر ديگران را از سرتان كم كنيد!
184512.jpg
اگر دور و برتان كسانى را سراغ داريد كه مانند كنه به شما چسبيده اند و حتى امكان نفس كشيدن راحت را هم از شما سلب كرده اند و مهم تر اينكه به دليل رودربايستى و يا ملاحظات ديگر نمى توانيد مستقيماً از آنها خواهش كنيد كه شما را راحت بگذارند و به قول معروف شرشان را از سر شما كم كنند، حتماً بزرگترين رؤياى شما در حال حاضر اين است كه به نحوى اين كار انجام شود.
اگرچه چنان رؤيايى ممكن است شما را دچار عذاب وجدان كند (البته فقط ممكن است...!) شايد دانستن اين نكته كه عده زياد ديگرى نيز در اين حس با شما شريك هستند و شما تنها كسى نيستيد كه دلتان مى خواهد مزاحمان را هرطور شده دست به سر كنيد عذاب وجدان شما را كمتر كند و احساس بهترى به شما بدهد.
به عنوان مثال در آمريكا تعداد مزاحمان آنقدر زياد شده است كه عده اى به فكر حل اين مشكل افتاده اند و سرويسى را راه انداخته اند كه مى تواند شما را در كمترين زمان ممكن از شر مزاحمان خلاص كند. اين سرويس كه مجانى است و جزئيات آن در سايت مربوطه در آدرس http://www.rejectionline.com قابل دسترسى است، در واقع چند شماره تلفن در اختيار شما قرار مى دهد كه مى توانيد آن شماره ها را به جاى تلفن شخصى تان به افراد مزاحم بدهيد. زمانى كه اين مزاحم ها با شماره اى كه شما به آنها داده ايد تماس بگيرند، انواع مختلفى از پيام هاى از پيش ضبط شده با مضمون هاى مشابه درنظر گرفته شده است كه خيلى محترمانه به آنها مى گويد كسى كه اين شماره را به آنها داده مايل به ادامه ارتباط با آنها نيست و بدين ترتيب خيلى راحت و بدون دردسر پاى آنها را از زندگى تان خواهد بريد. البته اين سرويس مجانى در چندين و چند شهر و ايالت آمريكا راه اندازى شده و در چند كشور ديگر دنيا نيز به تازگى شروع به كار كرده است. اگر به بخش اطلاعات سايت سر بزنيد ممكن است در آينده بسيار نزديك شماره اى از ايران نيز پيدا كنيد كه به امر كم كردن شر مزاحمان و كنه ها از سر مردم در كشور خودمان مشغول باشند. به هرحال به نظر مى رسد در شرايط فعلى چنين سرويسى براى ايرانى ها يك ضرورت محسوب مى شود! شما اينطور فكر نمى كنيد؟!؟


|   شناسنامه   |   آرشيو   |