سه شنبه ۲۱ مهر ۱۳۸۳ - ۲۶ شعبان ۱۴۲۵
Tue, Oct 12, 2004
ضميمه ۴
سال دهم - شماره ۲۹۳۹
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
آرشيو
به دنبال شركاى جديد
• ويژه نامه « ايران ديپلماتيك » اين
هفته را در صفحات ضميمه بخوانيد.
به دنبال شركاى جديد
گزارش كميسيون مستقل ۱۱ سپتامبر ـ فصل پنجم
آرمن نرسيسيان
در اوايل سال ،۱۹۹۹ سازمان سيا گزارشهايى را دريافت كرد كه خاطرنشان مى كرد بن لادن اكثر اوقات خود را در يكى از اردوگاههاى متعددش در كوير افغان در جنوب قندهار مى گذراند. در اوايل فوريه، گزارش شد كه بن لادن در اردوگاه «شيخ على» با ميهمانانى از امارات حضور دارد.
گزارش سيا شامل وسعت، محل دقيق و نحوه تأمين امنيت اردوگاه بود، چون اين اردوگاه در منطقه شهرى قرار نداشت، حمله موشكى عليه آن خسارات جانبى كمترى به بار مى آورد. در ۸ فوريه، ارتش خود را آماده حمله كرد. روز بعد، سازمانهاى اطلاعاتى محل و مشخصات حضور يك هواپيماى رسمى امارات را تأييد كردند. طبق گزارشهايى كه از برخى قبايل دريافت شده بود، بن لادن هر روز از محل اقامت خود به اردوگاه اصلى مى رفت و با ميهمانان اماراتى خود گفت و گو مى كرد. «ريچارد كلارك» ۱۰ فوريه به معاون مشاور امنيت ملى آمريكا نوشت كه ارتش آماده حمله موشكى به اردوگاه است. چنين حمله اى انجام شد. ۱۲ فوريه گزارش شد كه بن لادن از اردوگاه عزيمت كرده و لذا اين نقشه ناكام ماند. هراس سياستمداران از انجام اين حمله در آن بود كه احتمال مى دادند در صورت حمله موشكى، يك شيخ اماراتى و يا ساير مقامات بلندپايه اى كه شايد با بن لادن هستند، كشته شوند. برخى مديران مركز ضد تروريسم امروز نيز بر اين باورند كه اين بهترين فرصتى بود كه پيش از يازده سپتامبر، مى شد بن لادن را كشت كه از دست رفت. حتى پس از عزيمت بن لادن، مأموران سيا اميدوار بودند كه احتمال بازگشت او به اين منطقه وجود دارد. در ۷ مارس ،۱۹۹۹ كلارك با يك مقام اماراتى تماس گرفت تا نگرانى و حساسيت خود را از احتمال ارتباط بين مقامات اماراتى و بن لادن بيان كند. هنگامى كه رئيس واحد بن لادن از اين موضوع (تماس كلارك با مقام اماراتى) باخبر شد، موضوع را با مقامات سيا مطرح و اين سؤال را مطرح كرد كه آيا آنها اجازه چنين تماسى را داده اند يا خير. يك هفته پس از تماس كلارك، اردوگاه به سرعت تخليه و برچيده شد. مقامات سيا از اين موضوع به شدت عصبانى بودند. امارات هم يك متحد با ارزش ضد تروريسم و هم مشكل ديرينه ضد تروريسم آمريكا بود. از ۱۹۹۹ تا اوايل سال ،۲۰۰۱ آمريكا و بيل كلينتون رئيس جمهورى آمريكا شخصاً بر امارات فشار آوردند تا ارتباط هاى خود را با طالبان قطع و تحريمهايى را عليه آنها وضع كند. امارات يكى از دريچه هاى ارتباطى طالبان به سوى جهان خارج بود. تمامى اين تلاشها تا پيش از يازدهم سپتامبر سودى نداشت.
در جولاى ۱۹۹۹ وزير امور خارجه امارات تهديد كرد تا بر سر بن لادن، روابط خود را با طالبان قطع خواهد كرد، اما طالبان او را چندان جدى نگرفتند. «حمدان بن زايد» بعداً به يك ديپلمات آمريكايى گفت كه امارات روابط خود را با طالبان به اين دليل با ارزش مى داند كه بنيادگرايان افغان خطر ايرانيها را در منطقه متعادل مى كنند، اما خاطرنشان هم كرد كه امارات نمى خواهد آمريكا را ناراحت كند.
به دنبال شركاى جديد
اگرچه تمام افسران سيا به توانايى هاى قبايل افغان باور نداشتند، اما اكثر آنها بر اين باور بودند كه آنها گزارشگران خوبى هستند. رئيس مركز ضد تروريسم تكيه بر آنها را قمار مى دانست. او و متحدانش كه توسط ريچارد كلارك حمايت مى شدند، خواهان گسترش همكارى با ائتلاف شمال بودند، ائتلاف شمال تحت تسلط تاجيكها بود و بيشتر در شمال و شرق افغانستان قدرت و نفوذ داشت، اما طالبانها بيشتر پشتون بودند و در جنوب و شمال غرب حضور داشتند. با توجه به رفتار طالبان و روابط آن با پاكستان، ائتلاف شمال بيشتر از روسيه، ايران و هند كمك دريافت مى كرد. فرماندهى ائتلاف شمال با «احمد شاه مسعود» بود كه يكى از قهرمانان اصلى جنگ عليه اتحاد شوروى بود. «جورج تنت» بر اين باور بود كه احمد شاه مسعود جالب ترين گزينه براى اتحاد عليه بن لادن است. در فوريه ،۱۹۹۹ تنت از كلينتون خواست تا اجازه نزديكى با احمد شاه مسعود و شركايش را بدهد.
آمريكا خواهان همكارى احمد شاه مسعود و يارانش در دستگيرى بن لادن شد. مأموران سيا واكنش مسعود را هنگامى كه شنيد، آمريكا از او مى خواهد بن لادن را دستگير كند، اما او را نكشد، قابل توجه مى دانند. او آشكارا جا خورده بود. اين مأموران به ياد مى آورند كه مسعود پاسخ داد: «شما ديوانه ايد و حتى يك ذره هم تغيير نكرده ايد.»
قندهار، مه ۱۹۹۹
در قندهار بود كه آخرين و بهترين موقعيت براى هدف قرار دادن بن لادن پيش از يازده سپتامبر پديدار شد. در مه ،۱۹۹۹ به سيا گزارش شد كه بن لادن براى پنج روز و شب در ناحيه اى در اطراف قندهار است. گزارش بسيار دقيق و از منابع متعدد بود.اما تصميم گرفته شد كه به او حمله نشود. نظاميان نسبت به صحت اين گزارش ها ترديد داشتند و نگران خسارات جانبى بودند كه در اثر حملات موشكى به وجود مى آمد. رئيس واحد بن لادن مركز ضدتروريسم به همكار سرخورده اش نوشت: اينكه در مدت ۳۶ ساعت ۳ بار شانس رسيدن به بن لادن را داشته باشى، اما اين فرصت را هر بار از دست بدهى، مرا عصبانى مى كند. برخى بر اين باور بودند كه نفت مانع از انجام حمله شده است. تنت به كميسيون يازده سپتامبر گفت كه جزئيات اين ماجرا را به ياد نمى آورد و تنها مى داند كه گزارش هاى رسيده چندان معتبر نبودند و احتمال خسارات جانبى وجود داشت. غيبت تنت در جلسه اى كه به همين منظور تشكيل شد، بسيار مهم بود و موضوع را پيچيده تر كرد. به جاى وى، معاونش در اين جلسه كه براى حمله موشكى ترتيب داده شده بود، شركت كرد. اينكه چرا در مه ۱۹۹۹ حمله اى انجام نشد، امروز، شايد قابل درك نباشد، اما دو نكته را بايد مدنظر قرار داد. يكى اينكه در دسامبر ،۱۹۹۸ نگرانى و حساسيت مقامات براى صدور دستور حمله تأييد شد. بن لادن اتاقش را به صورت غيرمنتظره ترك كرد و اگر حمله اى صورت مى گرفت، او مورد اصابت قرار نمى گرفت. دوم اينكه، دولت به خصوص سيا آماج حملات و انتقادات بودند، چون اطلاعات نادرست باعث شده بود تا نيروهاى آمريكايى به اشتباه سفارت چين در بلگراد را بمباران كنند. اين موضوع احتمالاً باعث شد تا مقامات با احتياط بيشترى رفتار كنند. از مه ۱۹۹۹ تا سپتامبر ۲۰۰۱. سياستگذاران ديگر به فكر حمله موشكى عليه بن لادن نيفتادند. طى سال ،۱۹۹۹ گزارش  هاى متعددى مبنى بر حملات احتمالى بن لادن عليه آمريكا دريافت شد. يكى از تهديدها شامل انفجار ساختمان اف.بى.آى در واشنگتن بود. در اواسط ،۱۹۹۹ رؤساى جديد براى مركز ضدتروريسم و واحد ويژه بن لادن تعيين شدند و آنها تصميم گرفتند تا براى انجام عمليات خود بيشتر متكى به منابع سيا باشند تا قبال افغان. در جولاى ،۱۹۹۹ كلينتون به سيا اين اجازه را داد تا با برخى دولت هاى خارجى براى دستگيرى بن لادن همكارى كند.
سيا با تيمى از پاكستان و ازبك ها همكارى كرد
در پاييز ،۱۹۹۹ تنت استراتژى جديد بن لادن سازمان جاسوسى را اعلام كرد. در اين طرح قرار بود به داخل القاعده نفوذ شود و با ائتلاف شمال همكارى بيشترى در مبارزه با طالبان صورت گيرد. سيا به تلاش هاى پاكستان چندان اطمينانى نداشت. موفقيت قبايل افغان براى دستگيرى بن لادن نيز ناچيز بود. ازبك ها هم براى هر نوع اقدامى ماه ها وقت مى خواستند. بهترين گزينه سيا، احمد شاه مسعود و نيروهاى ائتلاف شمال بودند. در اواخر اكتبر آن سال، گروهى از افسران مركز ضدتروريسم به دره «پنجشير» رفتند تا با احمدشاه مسعود ملاقات كنند، امرى كه بعدها نيز بارها اتفاق افتاد.
مسعود به نظر، متعهد به كمك به آمريكا براى جمع آورى اطلاعات درباره فعاليت هاى بن لادن و محل استقرار وى شد و گفت: اگر فرصت مناسبى پيش آيد، او را دستگير خواهد كرد. مأموران ضدتروريسم مى دانستند كه احمدشاه مسعود تنها در صورتى عليه بن لادن عمل مى كند كه منافع خودش نيز تأمين شده باشد. يكى ديگر از گزينه هاى سيا، اعزام نيروهاى ويژه به افغانستان براى دستگيرى بن لادن بود، اما به علت درجه ريسك پذيرى بالا چنين نشد.
چنين برنامه اى نيازمند حمايت حداقل يك يا دو كشور همسايه بود. چنين طرحى هيچگاه بيش از يازده سپتامبر مد نظر قرار نگرفت. با پايان سال ،۱۹۹۹ سازمان سيا برنامه استراتژيك جديدى براى دستگيرى بن لادن داشت، اما هيچ يك از گزينه ها شانسى فراتر از ۱۵ درصد براى دستيابى به هدف اصلى نداشتند.
چين، ۵۵سال
پس از انقلاب مائو
• ويژه نامه « ايران ديپلماتيك » اين
هفته را در صفحات ضميمه بخوانيد.
184755.jpg
محمدمهدى غفارى
«به اصول حزب پايبند باشيم و بكوشيم تا صدسال در آن تزلزلى راه نيابد» اين، متن شعارى است كه هر ساله به مناسبتهاى مختلف نظير سالگرد تأسيس حزب كمونيست و يا روز ملى چين در «تيان آن من» ـ ميدان اصلى «پكن» ـ در معرض ديد عموم قرار مى گيرد. از اول اكتبر۱۹۴۹ تا اول اكتبر۲۰۰۴ ميلادى، ۵۵سال است كه كمونيست هاى چين بدون مانع بر پرجمعيت ترين كشور جهان حكومت مى كنند. طى اين سالها بويژه در يكى دو دهه نخست، قربانى برنامه هاى «مائوتسه دون» بنيانگذار انقلاب كمونيستى (دهقانى) شدند. به عبارت ديگر، ميليونها انسان چينى تحت تأثير انديشه ها و شخصيت كاريزماى مائو، در وفادارى به آرمانهاى مائو در اين راه، جان باختند. لوكوموتيو انقلاب چين در دهه هاى۵۰ و ۶۰ميلادى با هدايت شخص مائو و سوخت ايدئولوژيكى به جلو رفت. مائوضمن ارائه برنامه«جهش بزرگ» كه اين برنامه به دليل عدم انطباق با شرايط آن مقطع تاريخى با شكست روبرو شد. در سال۱۹۶۶ ميلادى، انقلاب فرهنگى خود را آغاز كرد تا از اين طريق از شر تمام مخالفانش در داخل حزب و كشور رها شود. گاردهاى سرخ مائو سراسر كشور را به زير چكمه هاى خود كشيدند و در همان حال، طرفداران مائو نبرد با «خائنان و دشمنان انقلاب» را در دستور كارخود قرار دادند و عزم خود را در جهت مبارزه عليه چهاردشمن «فكر كهنه، فرهنگ كهنه، رسوم كهنه و حتى آدمهاى كهنه»جزم كردند.
مائو و طرفدارانش حمله وسيع، برق آسا و همه جانبه اى را عليه تمام آنهايى كه حاضر به تبعيت از رؤياهاى مائو نبودند، به كار گرفتند. در فاصله سالهاى۱۹۶۶ تا ۱۹۷۶ميلادى، يك نسل در چين از امكان تحصيل و برخوردارى از يك حداقلى از زندگى محروم ماندند و احساس خود را در مورد اينكه چگونه مى توان در جامعه اى مبتنى بر آزادى، رفاه و مدنيت زندگى كرد، از دست دادند. طرفه آنكه، دشمن ترين دشمنان مائو و انديشه هايش با توجه به اينكه درباره اقدامهاى جنون آميز مائو كمترين ترديدى به خود راه نمى دادند، اما مثل بسيارى از چينى هاى عامى و روشنفكر، همه خطاها را به سكاندار بزرگ نسبت نمى دادند. جالب اينكه، برخى دشمنان مائو معتقد بودند كه مائو اهداف خوبى را دنبال مى كرد و (اين) تنها همسرش «چيانگ چينگ» بود كه از تمام وضعيت، موقعيت و شرايط جارى دوران مائو، براى هوس هاى قدرت طلبانه خود استفاده مى كرد. شايد به همين دليل و دلايل ديگر، مائو على رغم بر جاى گذاشتن كارنامه اى نه چندان خوب و ترازنامه اى خونين اما براى بسيار ازچينى ها، سمبل وحدت و يكدلى خوب گذشته است. عكس مائو در ابعاد نسبتاً بزرگ همچنان بر دروازه ميدان ـ تيان آن من ـ (صلح آسمانى) يعنى در كانون سياست چين آويخته است و به تعبيرى، به رب النوعى مى ماند كه احترام مردم را به آن الزام آور مى كند. به قول «دنگ شيائوپينگ» از رهبران نسل دوم و كسى كه مغضوب مائو قرار گرفته بود، اين عكس در آنجا جاودانه خواهد ماند. دنگ مى گفت: اگر خطاهاى مائو را با خدماتش مقايسه كنيم، به اين نتيجه مى رسيم كه خطاهاى مائو در درجه دوم قرار دارند، زيرا آنچه را كه مائو براى خلق چين انجام داده است، هرگز از بين نخواهد رفت! البته دنگ نيز مطابق با اوضاع و به اقتضاى شرايط پوسته ايدئولوژيك انداخت و در انديشه هايش تجديدنظر كرد و ديگر مانند زمان مائو درباره مائو سخن نگفت. دنگ در سالهاى پس ازمرگ مائو (سپتامبر۱۹۷۶ميلادى، با شعار «ثروتمند شدن، يك افتخار است» چين را به سمت يك حكومت مدرن پوپوليستى سوق داد. دنگ بانى اصلاحات اقتصادى و سياست درهاى باز چين، با اجراى روند اصلاحات اقتصادى در سال،۱۹۷۹ كشاورزان را از بند اقتصاد دولتى ـ جمعى رها كردو به افراد بخشهاى خصوصى اجازه تجارت و اشتغال در كارهاى صنعتى و توليدى داد و در همين ارتباط، امكان جذب سرمايه هاى خارجى به داخل كشور را فراهم كرد. از آن هنگام تاكنون مناطق ويژه اقتصادى به مدد فعاليتهاى مالياتى، شركتهاى خارجى را به سوى خود فرامى خوانند. اما حاصل اين سياست برنامه ريزى شده دنگ شيائوپينگ، يك جامعه طبقاتى جديد بوده است، يعنى گناهى نابخشودنى از نظر سوسياليسم. نوكيسه ها در يك شب براى خورد وخوراك و... بيش از دستمزد ۱۰سال يك كارگر كه فرقى نمى كند در كدام كارخانه، مؤسسه و شركت صنعتى كار مى كند،خرج مى كنند. در واقع، ۱۰درصد جمعيت چين ۶۶درصد پس انداز كشور را در اختيار دارند (۱) البته اين جهش اقتصادى نوكيسه ها در زمان دنگ بر پايه هاى لرزانى استوار بود، زيرا مالكهاى چينى كه تابع ديدگاههاى دولت بوده اند، بيش از مجموع بانكهاى ورشكسته تايلند، فيليپين و كره جنوبى بدهى هاى معوقه داشتند. «جين رونگ شيبائو» روزنامه اقتصادى بانك مركزى چين در اكتبر۱۹۹۹ با نگرانى در اين باره نوشت، رقم قابل ملاحظه اى از اعتبارات دولت چين، همچون سنگهايى كه به دريا انداخته مى شوند، ناپديد مى شوند. (۲) ديدگاه غرب به ويژه اقتصاددانان آمريكايى معتقدند چين به عمد خود را ورشكسته كرده است تا از اين طريق، توجه حزب كمونيست را جلب و از مجراى محمل مناسب باعث اقتدار حزب كمونيست شود. زيرا كارگزاران حزبى مى دانند كه با عدول از ماركسيسم ـ لنينيسم، ديگر نمى توانند كسى را به باورهاى خود معتقد كنند و به همين خاطر، به دنبال پروراندن رؤياى ديگرى هستند؛ رؤياى عظمت ملى با چاشنى ناسيوناليسم! آيا تقديس اقتدار چين براى آن است كه اذهان مردم اين كشور از مشكلات اجتماعى به سوى عشق به ميهن پرستى به عنوان عامل جديدى براى اتحاد حزب كمونيست با خلق چين معطوف شود؟ پاسخ اين سؤال هر چه كه باشد، واقعيت اين است كه كادرهاى حزب تأكيد مى كند كه تنها حزب كمونيست مى تواند چين را به جايگاهى كه در جهان شايسته آن است، برساند؛ يعنى جايگاه يك ابرقدرت. يادآورى اين نكته البته لازم است كه به دنبال بمباران سفارت چين توسط نيروهاى ناتو به رهبرى آمريكا در «بلگراد»، روزنامه «مردم» ارگان حزب كمونيست چين با خشم تمام نوشت: دورانى كه در آن قدرت هاى غربى مى توانستند وارد شهر ممنوعه بشوند، قصر تابستانى امپراتور را تصرف و تخريب كنند، هنگ كنگ و ماكائو رابه اشغال درآورند، در سين كيانگ عوامل نفوذى خود را براى تحريك حكومت مركزى چين ترغيب نمايند و يا هواپيماى گشتى شناسايى چين را در جزيره «هانيان» در جنوب چين مورد هدف قرار دهند. سپرى شده است.» در اين سوى قضيه و در بعد اقتصادى نيز بايد گفت كه چين با سرعت هرچه تمام تر در پى اجراى توسعه اقتصادى، تجارى، صنعتى است. اين كشور از ژانويه تا ماه آگوست سال ۲۰۰۴ ميلادى، حجم واردات و صادرات خود را به بيش از ۷۲۰ ميليارددلار رسانده است كه درمقايسه با دوره مشابه سال ۲۰۰۳ ميلادى، ۳۸ درصد افزايش يافته است و در نتيجه به گفته  مقامهاى اقتصادى چين، اين كشور به مقام سوم تجارى در جهان تبديل خواهد شد. اين درحالى است كه رشد اقتصادى چين را تا سال ،۲۰۲۰ بيش از هفت درصد پيش بينى مى كنند. مضاف بر اينكه در شش ماه نخست سال ۲۰۰۴ ميلادى، ۲۵ هزار و ۲۱۷ شركت سرمايه گذارى خارجى جديد با سرمايه گذارى قراردادى ۸۲ ميلياردو ۶۵۶ ميليون دلارى و سرمايه گذارى واقعى ۳۸ ميلياردو۴۰۳ ميليون دلارى در چين به ثبت رسيده است كه به ترتيب، نشانگر ۳۹‎/۶۹،۱۳‎/۳۶ و ۱۵‎/۱۴ درصد افزايش نسبت به دوره مشابه سال ۲۰۰۳ ميلادى است. به علاوه، هر ماه، يك ميليارددلار به عنوان سرمايه گذارى خارجى در مناطق جنوبى جمهورى خلق چين سرازير مى شود و اين منطقه واقع در همسايگى مستقيم هنگ كنگ يكى از پرجنب وجوش ترين مناطق جهان با رشد اقتصادى اعجاب انگيز است. آنچه كه در اين منطقه يا (دلتاى رود مرواريد) به چشم مى خورد، نمايانگر جهش و يا شايد پرواز اقتصادى چين به سوى آينده است كه ناظران اقتصادى براى آن اهميت فراوانى قايل هستند. چين در بعد نظامى نيز جهش هايى داشت كه حيرت غربى ها را برانگيخته است.
توجه جدى پكن به روز آمد كردن ارتش خلق و تجهيز آن براى بالابردن توان دفاعى در جهت مقابله با حملات احتمالى دشمن، درواقع، معطوف به اراده رهبران اين كشور است. چين در بخش برنامه هاى فضايى نيز اقدامات مثبتى به عمل آورده است و هم اكنون خود را براى پرتاب فضاپيماى سرنشين دار «شن چوى ۶» آماده مى كند. چين در سال گذشته با موفقيت، فضا پيماى سرنشين دار «شن چوى ۵» را به فضا فرستاد و توانست قابليت هاى دفاعى ـ نظامى خود را به اثبات برساند. هم اينك «هوجين تائو» به عنوان رفيق چهارم با اندك عدول از تفكرات مائو كه مى گفت «عامل انسانى در جنگها بسيار تعيين كننده است» وظيفه دارد تا رسالت رهبران نسل دوم و سوم را در اين زمينه برعهده بگيرد. اگرچه (خود) دولتمردان پكن به دليل امنيتى از افشاى اسرار ارتش خلق خوددارى مى كنند، اما آمارهاى مؤسسه بين المللى مطالعات راهبردى سازمان جاسوسى سيا آمريكا به همراه آمار شركت «رند» گوياى اين مطلب است كه چين با سرعت هرچه تمام تر به دنبال مدرنيزه كردن ارتش به همان دلايلى كه در پيش به آن اشاره شد، است . ارتش چين با ۲‎/۳ ميليون نفر اولين ارتش جهان از نظر تعداد نيرو به شمار مى رود. مى توان به اين رقم، شمار اعضاى پليس نظامى مردمى وابسته به وزارت امنيت عمومى را كه يك تا ۱‎/۵ميليون نفر نيرو دارد ، اضافه كرد. ارتش چين ۴۴لشكر پياده نظام دارد كه هفت لشكر آن مكانيزه و چهارلشكر ديگر به صورت نيروى واكنش سريع عمل مى كنند. اين ارتش همچنين پنج لشكر مستقل و دوازده لشگر گارد ساحلى و مرزى دارد . نيروى دريايى چين به ۶۹ فروند زيردريايى، ۲۱فروند ناوشكن، ۴۱فروند ناو، ۳۶۸ فروند كشتى ساحلى، ۳۹مين ياب و ۵۶هاوركرافت مجهز است . نيروى هوايى چين كه ۳۵هزار نيرو دارد نيز به ۲۹۰۰ فروند هواپيماى جنگى از جمله ۱۲۹ فروند « سوخوى ۲۷ »، ۱۰۰فروند جت اچ هشت و ۸۰ فروند اچ شش مجهز است . چين بيش از ۳۰ موشك قاره پيما دارد كه توان حمل كلاهك هاى هسته اى را دارند. چين همچنين ۱۲۰ تا ۱۵۰ موشك كوتاه برد منطقه اى دارد كه آنها نيز توان حمل كلاهك هسته اى را دارند. البته در كنار پيشرفت هاى چين در زمينه اقتصادى ، سياسى ونظامى بايد به آثار سوء وپيامدهاى منفى برنامه اصلاحات اقتصادى ۲۵ ساله آن اشاره كرد تا از يكسونگرى و تأييد مطلق مواضع رهبران اين كشور پرهيز و با نگاهى دقيق و واقع بينانه به انقلاب چين در صدد تبيين آن برآمد. با وجود تلاش هاى دولت مركزى چين براى توسعه فرايند اشتغال ، بيكارى كماكان يكى از بزرگترين معضل هاى اجتماعى اين كشور است. اگرچه آمارهاى رسمى دولت چين نشان مى دهد كه در نيمه نخست سال جارى ميلادى، بيش از پنج ميليون شغل جديد دراين كشور ايجاد شده است، اما اين داده هاى آمارى باتوجه به خيل عظيم بيكاران در چين خوش بينانه نيست. در حالى كه دولت چين، ايجاد پنج ميليون شغل جديد را دستاورد مهمى در توسعه فرايند اشتغال مى داند، اما هنوز تدابير و سياست هاى مشخصى براى چندين ميليون دانشجوى بيكار، ۱۵۰ميليون كارگر مهاجر در شهرهاى بزرگ و نزديك به ۳۰ ميليون نفر نيروى تعديل شده مؤسسات دولتى و خصوصى اتخاذ نكرده است . بيكارى دوميليون كارگر ديگر وافزوده شدن آنان به شمار نيروهاى تعديل شده مؤسسات دولتى كه هنوز براى يافتن شغل در چين با مشكل مواجهند، مقامهاى چينى را بيشتر از گذشته نگران كرده است. در كنار بيكارى گسترده و روزافزون چين، بيمارى مهلك ايدز نيز به شدت ذهن رهبران اين كشور را به خود مشغول كرده است . خطر گسترش اين بيمارى مرگبار در ميان ۱‎/۳ ميليارد نفر جمعيت چين، موضوع ساده اى نيست كه بتوان به سادگى از كنار آن گذشت. تنها به كمك مؤسسات علمى و سازمانهاى وابسته به وزارت بهداشت چين تنها ۹ درصد از جمعيت چين نسبت به پيشگيرى از ابتلا به بيمارى ايدز و آلوده شدن به ويروس «اچ ـ آى ـ وى» تا حدودى آگاهى دارند. طبق آمار وزارت بهداشت چين، ۸۵۰هزارنفر در چين به ايدز و اچ ـ آى ـ وى آلوده اند و دولت چين براى جلوگيرى از شيوع ايدز و اطلاع رسانى در مورد آن ميليونها دلار هزينه كرده است. اما اختصاص اين مبالغ نه تنها باتوجه به جمعيت بالقوه در معرض خطر ابتلا به ايدز كافى نيست، بلكه در مقايسه با هزينه هاى اين كشور براى برگزارى بازيهاى المپيك ۲۰۰۸ پكن و يا ميزبانى رويدادهاى بزرگ ورزشى و همايش هاى بين المللى بسيار ناچيز به نظر مى رسد. در كنار پديده گسترش يافته ايدز، بايد عدول از اخلاقيات در چين را كه به شدت از آرمان گرايى اوليه و دستورهاى حزبى فاصله گرفته است ، اضافه كرد. بيش از ۵۰ميليون كاربر اينترنتى در چين وجود دارند و استفاده از اينترنت باتوجه به بعد گسترش يافته اقتصادى اجتناب ناپذير مى نمايد. با وجود اين ، عدول از اخلاقيات را بايد جزو لاينفك پديده سرمايه دارى و ارمغان غرب به شمار آورد. به همين دليل، مقامهاى چينى تمام تلاش خود را براى مقابله با استفاده هاى غيراخلاقى از اينترنت و تلفن هاى همراه به كار گرفته اند. براساس اقدامات جديدى كه مقامهاى چين اجراى آنها را ضرورى دانسته اند، تمام كسانى كه از امكانات اينترنتى يا تلفن همراه براى انتشار مطالب و تصاوير خلاف اخلاق دراين كشور استفاده مى كنند، با مجازات سنگين زندان هاى طولانى مدت و جرايم نقدى مواجه خواهندشد. اين تدابير اخيراً طى بخشنامه اى اعلام شده است كه اعضاى دادگاه عالى خلق چين و دادستان كل اين كشور صادر و لازم الاجرا مى دانند.
به گفته مقامهاى قضايى چين، بيش از يك ميليون بار طى سال گذشته به يك سايت اينترنتى حاوى مطالب مستهجن مراجعه شده است. پس ازآن، دستور تعطيلى صدها سايت اينترنتى صادر و بيش از ۳۰۰ نفر به دليل ارتكاب جرايم اينترنتى بازداشت شده اند.
با وجود اين، چالش بزرگ پيش روى دولت چين، گسترش فسادمالى درميان كادرهاى حزبى است. پرونده «شيامن» كه به اعتراف خود مقامهاى چينى فقط يك كاميون قادر به حمل آن است، مؤيد اين ديدگاه است و درمجال اين گفتارنمى گنجد و به بحث جداگانه اى نيازدارد. باتوجه به اين مسائل، حزب كمونيست در سالگرد تأسيس جمهورى خلق (روزملى) با همان شعارها و روش هاى كهنه با اجراى رژه هاى نظامى باشكوه وراهپيمايى هاى توده اى چهره نماياند.
دركنار اين مراسم ملى و شعارهاى كهنه ۵۵ ساله بايد گفت كه واقعاً جامعه جديدى در دل كشور كمونيستى چين پديدار شده است كه سالهاى نورى با طرزتفكر مائو و گذشته فاصله دارد. جوانهاى چينى ديگر لباس مائو را نمى پوشند و ترجيح مى دهند با كت، شلوار و كراوات درخيابانها ظاهرشوند. سرمايه داران بخش هاى خصوصى سوار بر فولكس «جتا» و يا «چروكى چيف» به گردش مى روند. هرآنچه مائو مى خواست به عنوان چيزهاى بى ارزش ازميان برداشته شود، دوباره سربرآورده است. ازجمله ازمدت ها پيش، فحشا دركلوپهاى پنهانى درجريان است. درضمن، بسيارى از جوانان چينى در دنيايى از موادمخدر و موسيقى «راك» غرق شده اند. واقعاً چين جديدى سربرآورده است؟ اكنون چين درهم و برهم، اما هوشمند، ولى فرسنگها دور از نزاكت هاى حزبى سالهاى گذشته است. طى سالهاى اخير، چينى ها از آزاديهايى برخوردار شده اند كه در ۵۵سال گذشته بى سابقه بوده است. هم اكنون شهروند چينى مجاز است كه بدون كسب اجازه ازمدير واحدكارى خود به نقطه اى دور يا نزديك در داخل و يا خارج كشور سفركند. تحصيل درخارج نيز درانحصار طبقه ممتازسياسى كشور نيست. همه آنهايى كه توان مالى داشته باشند، مى توانند وارد دانشگاههاى آمريكا، كانادا و اروپا شوند، ظاهراً چينى ها هرروز جسارت بيشترى پيدامى كنند تا زمام امور خود را دردست گيرند. بسيارى از مردم ديگر وابسته به حكومت نيستند و ازدولت انتظار اينكه سياست سنجاق قفلى بزرگ را دنبال كند، ندارند. اما تمام اين فضاهاى باز، بازهم تحت يك سرى شرايط واقع شده اند. ازجمله، هيچكس نبايد انحصار و اقتدار قدرت حزب حاكم را زيرسؤال ببرد. پليس و نيروهاى امنيتى با شدت تمام هرچه را كه به زعم آنان، ثبات كشور را تهديدمى كند، سركوب مى كنند. به عنوان نمونه، رهبر حزب دموكراتيك چين به سرعت و براى سالهاى زيادى، روانه زندان شد. شبكه بزرگى از اردوگاههاى كاراجبارى همچنان درتمام نقاط كشور مشغول به كارند. اعضاى فرقه هاى مذهبى و گاه حتى پيروان اديان تحت تعقيب هستند. دادگاهها، مجرمان را بطورانبوه به اعدام با شليك گلوله محكوم مى كنند. وكلاى مدافع، شانسى براى فرجام خواهى ندارند. دستگاه قضايى امروز هم، همانند سالهاى گذشته، حق را به حزب كمونيست مى دهد. دولتمردان چين مى گويند: بايد به آنها حق داد كه از پرجمعيت ترين كشورجهان از اين گونه ابزارها حراست كنند. زيرا ما نمى توانيم از الگوهاى غربى براى اداره چين استفاده كنيم. ما ترجيح مى دهيم هنوز با ۶۱ميليون عضو كمونيست ۱‎/۳ميلياردنفر را اداره كنيم و اين عين رعايت حقوق بشر است.
پانوشت:
۱ـ ابر قدرت چينى، اشپيگل ـ ترجمان سياسى شماره۴۵
۲ـ همان منبع.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |