امشب در ورزشگاه خليفه شهر دوحه قطر تيم ملى فوتبال ايران به ديدار تيمى مى رود كه همه اميد و آرزويش را به شرايط ميزبانى، لطف داوران و فرياد تماشاگران خودى بسته است. قطرى ها به خوبى مى دانند در شرايط برابر هرگز حريف تيم ايران نمى شوند و اين را بارها در مصافهاى رودررو پى برده اند. دل بستن به بازى دفاعى و ضدحمله، روكردن به وقت گذرانى هاى ناجوانمردانه و تجسيب داوران از حربه هايى است كه سالهاى اخير بسيار از سوى كشورهاى عرب منطقه بر تيم ايران تحميل كرده اند، اما هيچكدام از اين رفتارها نمى تواند و نبايد عاملى و بهانه اى براى ناكامى تيمى باشد كه قادر است تيم آلمان را با تمام سرمايه هايش ۴۰ دقيقه به عقب براند و حداقل ده بار فرصت گل زدن به دست آورد و دروازه بان اين تيم را ستاره ميدان كند.
فوتبال ايران كه در خانه خود غافلگير يك ضدحمله مى شود و سه امتياز به اردن مى دهد و در نزد حريف، مصمم و با اراده ، تيمى را كه به قول كارشناسان آسيايى پيشرفت عجيبى كرده است، از پاى درمى آورد، براى غلبه بر قطر هيچ مشكلى ندارد و يقين كنيم كه تيم ايران با دستى پراز دوحه بازمى گردد و راهش را به سوى جام جهانى ۲۰۰۶ آلمان مى گشايد، اما تيم ايران كه در چند سال اخير مقابل بعضى از كشورهاى درجه دوم فوتبال آسيا ضربه خورده است، نيك مى داند كه اين ضربه ها نه از تدبير مربيان حريف بوده است، نه به قدرت و توانايى تكنيكى بازيكنان رقيب مربوط بوده است، خوب كه به ياد آوريم شكستهاى فوتبال ما در همه رده هاى سنى، در عين برترى بر حريفان، نتيجه غرور بى جا ، ناهماهنگى در خط حمله، تكروى ها و جنگ اعصابى بوده است كه خود به آن دامن زده ايم.
مردن دارا از گرسنگى
بازى دوستانه و در عين حال جدى و سرسختانه ايران و آلمان گواه بسيار خوبى است كه بپرسيم در اغلب مسابقات و در عين برترى چرا تيمهاى ملى ما قادر به نتيجه گيرى نيستند و مدافعان ما چرا با نخستين حمله حريف از پا درمى آيند؟
ستودن مهاجمينى كه هر كدام تجربه كافى از بازيهاى بين المللى متعدد دارند امرى بديهى و قابل قبول است اما اين تحسين و تكريم براى خط حمله اى با اين شهرت و اقتدار و توان و تجربه كه ده فرصت و موقعيت گل را هدر مى دهد به منزله مردن از گرسنگى در عين داشتن مال و منال و ثروت نيست؟
آيا آقاى على كريمى كه همه او را ستودند و به عرش بردند قدر توانايى خود و اين لحظه ها را مى داند كه از پاس دادن و فرصت گل را به هاشميان سپردن دريغ مى ورزد؟
توانايى هاى هاشميان در فوتبال حرفه اى آلمان و اروپا زبانزد شده است. او در زمين و هوا مى تواند خطرساز باشد. مثل مهدوى كيا در ارسال پاسهاى طلايى و مثل كريمى در كانال زدن و عبور از جنگل ساقهاى مدافعان. اما اين سه تن كه مى توانند در كنار هم پشت مدافعان هر تيم حرفه اى، مثل نايب قهرمان جهان را بلرزانند، چرا پشت به پشت هم نمى دهند تا قدرت واقعى خط حمله ايران عنان شود؟ چرا با تكروى از هم فاصله مى گيرند تا مدافعان به آسانى از پس هر كدام برآيند؟
آنچه موجب ترس و هراس ما از تيمهايى مثل اردن، قطر، بحرين و هر تيم دسته دوم آسيايى مى شود همين فاصله ها، بيگانگى ها و تكرويها نزد مهاجمان ارزنده تيم ملى است كه به قول يكى از گزارشگران آلمانى به جاى تقويت تيم و اثرگذارى در نتيجه، نظم بازى را برهم مى زند و برخلاف همه تبليغات و شايعه ها جاى امثال كريمى را در تيمهاى اروپايى تنگ مى كند.
تنهايى هاشميان
برانكو، با تعصبى عجيب، كريمى را تحسين مى كند و تكرويهاى او را عملياتى تخريبى در دفاع حريف برمى شمارد، اما يقين ما اين است كه اين بازيكن معجزه گر اگر حركاتش در خدمت تيم باشد از جانب هيچ تيمى دغدغه نخواهيم داشت و مدافعان حريف مثل گله گرگ او را دوره نخواهند كرد و عبور او به سمت دروازه را نمى بندند و نمى توانند فرصتهاى گل را از او و يارانش بگيرند.
در مقابل قطر، علاوه بر چشم و گوش باز به ضد حمله ها و سرعت فطرى مهاجمان اين تيم، بايد به خط حمله تيم خود با ايجاد ارتباطى صميمى، قدرت بيشترى بدهيم. بايد خط دفاع قطر را با پاسهاى سريع و تغيير آهنگ به ستوه آوريم و براى هاشميان كه به راحتى توانايى فروريختن دروازه قطر را دارد با پاسهاى سالم موقعيت گل فراهم كنيم. حتم بدانيم اگر هاشميان از تنهايى درآيد تيم ملى با دستى پرتر از هميشه دوحه را ترك خواهد كرد.
كلام آخر اين كه درجنگ اعصاب قطريها نبايد وارد شويم. اعتراض به داور، دخالت در كار قضاوت، برخورد و تكل هاى خشن و هرگونه اعمال نظير اين اسباب شادمانى قطريها را فراهم مى كند.