پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۳ - ۲۸ شعبان ۱۴۲۵
Thu, Oct 14, 2004
فرهنگ و هنر
سال دهم - شماره ۲۹۴۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
گذر و نظرى به جشن خانه موسيقى ۹ تا ۱۴ مهر تا لار وحدت
به مناسبت برگزارى كنسرت عليزاده و گروه هم آوايان، ۱۷ ـ ۱۵ مهر، ايلام
خانه اى مثل تمام خانه ها، اما...
گذر و نظرى به جشن خانه موسيقى ۹ تا ۱۴ مهر تا لار وحدت
184986.jpg
محمد طبرى: اگر گفته شود، تنها فعاليت خانه موسيقى كه بازتاب بيرونى وسيعى دارد، جشن ساليانه آن است، حرفى گزاف نخواهد بود. به ويژه آنكه دراين جشن بسيارى از اساتيد موسيقى، چهره هاى سرشناس و هنرمندان و هنرجويان گردهم مى آيند. خانه موسيقى نمى تواند و نبايد به ساير فعاليت ها و مثلاً بيمه هنرمندان استناد كند. چه سالهاست نهادهاى ديگرى نظير خانه سينما، در اين خصوص كوشيده اند و موسيقى در قافله  بيمه، عقب تر از همه ايستاده است.
اما جشن خانه موسيقى كه برخلاف جشن خانه سينما چندان هم جذاب و پرآب و تاب نيست، تنها عملكرد اين خانه در هر سال است. (هرچند همين تنها عملكرد نيز سال گذشته اجرا نشد!) از تعريف و تمجيد زايد و ارائه گزارش مى پرهيزيم. ضمن آنكه هفته گذشته مطبوعات و از جمله صفحه موسيقى روزنامه ايران نيز به ارائه گزارش و روند جشن امسال پرداختند. حال از منظرى ديگر به طرح موضوع مى پردازيم.
۱ ـ خانه موسيقى در ۵سال گذشته عملاً ميزان فعاليت خود را نشان داده است و حالتى منفعل و خنثى دارد. اين خانه با وجود جذب موسيقيدانان بسيار و حضور چهره هاى شاخص، فعاليت درخورى نداشته است. عضوگيرى، تعيين سطح، انتخابات دوسالانه كميته هاى هشت گانه مهمترين فعاليت اين نهاد است! مى توان برگزارى آزمون مدرسان موسيقى مراكز آموزشى خصوصى و جلسات منظم هفتگى اعضاى هيأت مديره را نيز به مجموعه فوق افزود. جلساتى كه ماحصل آن تاكنون نه براى خود هيأت مديره و نه براى كليه اعضاى خانه موسيقى تاكنون روشن نبوده است!
۲ـ جشن ساليانه خانه موسيقى، محمل و زمانى براى بروز و ظهور كاركرد اين نهاد است. اين نهاد، هر سال در اين جشن نمادين كه همزمان با روز جهانى موسيقى برگزارمى شود، امكانات بالقوه و بالفعل خود را به نمايش مى گذارد. اما بايد پرسيد آيا در اين چندسال به جز نمايش چندبرنامه موسيقى كه جنبه  فرمايشى و برنامه پركن دارد؛ توان و امكانى به منصه ظهور رسانده است؟ آيا چند اجراى معمولى موسيقى، بزرگداشت چند موسيقيدان پيشكسوت، بيانيه  فرمايشى ـ ادارى و سخنرانى ملال آور براى حضور در اين جامعه دستاورد بزرگ ومهمى محسوب مى شود؟
۳ـ سخن از بيانيه فرمايشى، ادارى، بارمعنايى اين دو واژه را ثقيل مى نماياند. در نگاهى منصفانه به بيانيه خانه موسيقى واقعيت روشن مى شود. مثلاً به جمله هاى آغازين بيانيه ـ پس از دو بيت شعر ـ توجه كنيد؛ «خانه موسيقى كه خانه همه هنرمندان و دوستداران عرصه موسيقى است، با ارج گذاشتن به ديدگاههاى يكايك اعضاى خود كه سرمايه هاى اصلى خانه هستند برنامه هايى را در مسير تعالى، پيشرفت و اعتلاى موسيقى طراحى كرده و اميدوار است در بستر زمان با همكارى و همدلى همه اهالى موسيقى به اجراى تمام و كمال آنها تأكيد بر نكات و مفاهيم زيرتوفيق يابد.»
در ادامه بيانيه، پرداختن به نسل جوان، حضور انواع موسيقى، كاشف استعدادهاى درخشان، امور رفاهى و معيشتى هنرمندان موسيقى ، جذب كمك هاى دولتى، پژوهش در دانش موسيقى و برخورد و تضارب آرا به عنوان مجموعه موارد طرح شده آمده است.
جمله پايانى بيانيه بسيار زيباست. «برپايى جشن خانه موسيقى به دليل خودباورى و ايمان به توانمندى خانواده بزرگ موسيقى است.» به هر روى باوجود علامت هاى تعجب و پرسش بسيار، اميد است اين موارد تحقق يابد.
۴ ـ خودباورى و ايمان به توانمندى مطروحه در بيانيه، سبب شد خانه موسيقى در اقدامى جالب توجه جشن را در قالب مجموعه كنسرت هايى به مدت ۶ شب ادامه دهد. اين عملكرد، به نوبه خود، ارزشمند و در صورت برنامه ريزى دقيق و اجراى مناسب، مثمرثمر و مفيد خواهدبود. اما آنچه شاهد آن بوديم، يك برنامه نه چندان مناسب و دلچسب در شب افتتاح جشن و استقبال نه چندان گرم و روبه سردى مخاطب در شبهاى ديگر بود.البته شب موسيقى كودك و حضور كودكان بم شايد يك استثنا باشد كه آن نيز به دليل اركسترى از كودكان با بيش از صد نفر عضو است. اگر هر كودك ۵همراه داشته باشد قطعاً سالن پرخواهدشد. اينكه خانه موسيقى مى تواند و بايد به برگزارى كنسرت همت گمارد، نه تنها بديهى كه بسيار لازم است.
حضور و عضويت بسيارى از برجستگان اين هنر، امكانى بالقوه است تا خانه مستقلاً به برگزارى كنسرت بينديشد. اين امر ضمن جلب اعتماد و حسن نظر هنرمندان در صورت اجراى اصولى، براى خانه موسيقى شأن و حتى امكان مالى به همراه خواهدشد. بويژه آنكه اگر شرايط مساعد و همراه با شأن و اعتبار لازم براى بسيارى از هنرمندان فراهم شود، حاضرند همه يا بخشى از عوايد كنسرت را به اين نهاد هبه كنند. اين سخن كه بيشتر ايده آل مى نمايد قابل دسترسى و اجرا است، اگر…
رايزنى و دعوت ازاساتيد برجسته و گروههاى شاخص، استقلال كامل در برگزارى كنسرت، امكانات و تداركات در برگزارى بويژه در جهت حرمت هنرمند، مشاركت و همراهى با بخش هاى خصوصى فعال در عرصه موسيقى همه مى تواند، خانه موسيقى را به مركزى مهم در عرصه كنسرت مبدل سازد، اگر…
۵ ـ جشن امسال خانه موسيقى، به مثابه ساليان پيش نشان داد حركت هاى شتاب زده و عجولانه، برنامه ريزى دم دستى، اجراى فرمايشى، تكرار مكررات ملال آور، نبود چهره هاى برجسته و شاخص و… همه و همه دست به دست هم مى دهند تا جشن موسيقى، در شب پايانى به سوگ موسيقى بدل شود. سوگى كه ماحصل آن حذف برنامه گروه شيما از كردستان بود. خانه موسيقى با همه ادعاها، هنوز از اجراى يك مراسم موسيقى در بخش موسيقى نواحى، بيمناك است و عافيت طلبى سبب مى شود عطاى يك برنامه كه ممكن است بحث برانگيز باشد (به دلايل واهى) به لقايش بخشيده شود.
۶ـ با همه اين اوصاف، ما هنوز خانه موسيقى را دوست داريم. هنوز به آن اميدواريم و هنوز در آن حضور مى يابيم و آرزو مى كنيم اين خانه روى پاى خود بايستد!
يك هفته با هنر
سينما
ـ مزرعه پدرى (به كارگردانى رسول ملاقلى پور) در سينماهاى: عصرجديد،۱ فرهنگ،۱ مركزى،۳ بهمن۱ و صحرا.
ـ لاك پشت ها هم پرواز مى كنند (بهمن قبادى):فرهنگ،۲ ايران،۲ سپيده،۲ فلسطين،۲ موزه سينما
ـ سيزده گربه روى شيروانى (على عبدالعلى زاده): قدس، ايران،۳ جوان، پيروزى، شاهد، پيوند، بهمن،۲ كارون، جى،۱ سعدى، حافظ، شيرين، ميلاد، فردوسى، گلريز۲ و پايتخت.
ـ الهه زيگورات (رحمان رضايى): جمهورى، شقايق، عصرجديد،۳ تهران،۳ توسكا و مركزى۳.
ـ پروانه (عباس رافعى)، آفريقا، آسيا، تهران،۱ گلريز،۱ ملت، اروپا، شيدا و پيام انقلاب.

نگارخانه ها

ـ نگارخانه طراحان آزاد: نقاشى هاى رسول سلطانى، ۱۸ تا ۲۳ مهرماه، ساعت ۱۶ تا ،۲۰ ميدان فاطمى، ميدان گلها، ميدان سلماس، شماره ۴۱
ـ گالرى ۷ ثمر: پژوهشى در نورنگارى از ناصر وزيرى، ۱۷ تا ۲۹مهرماه، ساعت ۱۶ تا ۲۰ ، خيابان مطهرى، كوه نور، كوى پنجم، شماره ۲۵
ـ گالرى گلستان : نقاشى هاى مرتضى دره باغى، ۱۷ تا ۲۳ مهرماه، ساعت ۱۶ تا ،۲۰ دروس، خيابان شهيد كماسايى، شماره ۴۲.
ـ گالرى سيحون: نمايشگاه نقاشى گروهى، ۲۵ تا ۳۰مهرماه، ساعت ۱۰ تا ۱۸ ، خيابان وزرا، كوچه چهارم، شماره ۳۰
ـ گالرى برگ: نقاشى هاى مهدى حسينى، ۱۹ تا ۲۸مهرماه، ساعت ۱۶ تا ،۲۰ خيابان وليعصر، كوچه دامن افشار شماره ۱۲‎/۱
ـ گالرى بامداد: نمايشگاه نقاشيخط از هانى شرار، ۲۰ تا ۲۵ مهرماه، ساعت ۱۶ تا ،۲۰ خيابان مطهرى، خيابان فجر، كوى ماگنوليا شماره ۲۵.
به مناسبت برگزارى كنسرت عليزاده و گروه هم آوايان، ۱۷ ـ ۱۵ مهر، ايلام
آوازپرنده ها
184962.jpg
هفته گذشته در روزهاى ۱۷ ـ ۱۵ مهر ،۸۳ در سالن آمفى تئاتر دانشگاه ايلام، شاهد برگزارى كنسرتى بوديم كه انتشار خبر آن، براى بسيارى با شگفتى و تعجب روبرو شد. شگفتى و تعجب از آن رو كه «حسين عليزاده» اجرا كننده اين كنسرت به همراه گروه «هم آوايان»، چرا ايلام را براى برگزارى اين كنسرت انتخاب كردند؟
براى آنان كه عليزاده را به خوبى مى شناسند و با خلقيات و روحيات او آشنايند، اين اجرا، البته چندان هم عجيب نيست. خاصه اينكه همه عوايد اين كنسرت براى امور انسان دوستانه در استان ايلام صرف مى شود.
گروه «هم آوايان» از اواخر دهه شصت و اوايل دهه هفتاد با اجراى آثارى نظير «نوبانگ كهن» و موسيقى فيلم «دلشدگان» زير نظر حسين عليزاده، فعاليت خود را آغاز كرد. كاوه ديلمى، محسن كرامتى و افسانه رثايى از چهره هاى شاخص اين گروه در آغاز فعاليت بودند. مشهورترين اثر اين هم آوايى در اثرى به نام «راز نو» تجلى يافت. از آن پس در بسيارى از آثار عليزاده شاهد چنين نگرشى هستيم. سازها به تدريج جاى خود را به آواز داده و گفت و گوى سازها در آثارى كه تعداد سازها غالب بود، به گفت و گوى آوازها انجاميد. هرچند در نگرش و فضاى اين آثار، آواز همچون يك بخش مستقل و در واقع يك ساز، حضور دارد و از خواننده سالارى اثرى نيست. در كنسرت اخير، موسيقى «بزن آن زخمه» در دو بخش اجرا شد. بخش اول در دستگاه بيات اصفهان (بيات شيراز، شوشترى) و بخش دوم در بيات كرد اجرا شد. كليه قطعات، نغمه ها و تصانيف ساخته عليزاده بود. تصانيف گلبانگ سربلندى، بيا تا گل برافشانيم و پروانه شو در بخش اول اجرا شد.
پيش از اين بيا تا گل برافشانيم (در آلبوم «راز و نياز» با صداى افتخارى) و پروانه شو (در كنسرت خارج از كشور با صداى شجريان، كنسرت با گاسپاريان با گروه هم آوايان) را شنيده بوديم، اما اين اجرا كيفيتى ديگرگونه و متمايز داشت و با رنگ صوتى متفاوت اجرا شد. در اين بخش قطعه اى بى كلام با عنوان آواز پرنده ها، از ويژگى خاصى برخوردار بود. در اين قطعه براساس يك موتيف كوتاه، سازها به فضاسازى و سؤال و جواب پرداختند و نقش محورى و راوى اثر را عليزاده با ساز شورانگيز به عهده داشت. نكته جالب ديگر اينكه عليزاده روزى گفته بود: «اين قطعه را با الهام و تأثير از «در قفس» استاد صبا ساخته است.»
تجسم و تصور چرخش بال پرنده در درون قفس و بروز آن در چنين قطعه اى بى ترديد ذهن مخاطب را به درك معانى و مفاهيم مؤلف اثر نزديك تر مى كند. اين هنرمند پيش از اين بارها نشان داده كه به فضاهاى انتزاعى و تصورات ذهنى علاقه داشته و در خلق چنين فضايى، متبحر است. گو اينكه تصانيف با وجود فرم تثبيت شده و استفاده از شعر، گاه به فضايى سيال و انتزاعى به واسطه ادغام الحان مختلف نزديك مى شوند. بخش دوم در آواز بيات كرد شامل تصانيف غم با طبيبان، دل ديوانه، نغمه جانسوز و بزن آن زخمه، بود. غم با طبيبان و دل ديوانه نيز در اثر بى تو به سر نمى شود، اجرا شده بود، اما اين بار با گروه هم آوايان نغمه اى ديگر و فضايى ديگر به نمايش گذاشته شدتا به مخاطب موسيقى ايرانى نشان داده شود، هر اجرا كيفيت و اصالت خاص خود را دارد. با وجود اينكه برخى معتقدند در برخى تصانيف ساخته عليزاده، پيوند شعر و موسيقى چندان درخشان نبوده است، اما با دقت در اين آثار، متوجه نوعى نگاه معنادار مى شويم. در واقع آهنگساز با تكيه بر معانى و مفاهيم مستتر در اشعار و بهره گيرى از دانش ريتميك خود، در اغلب مواقع نوعى فضاى سيال خلق مى كند، ضمن اينكه دورى از وزن رايج و اكسان بندى ظاهرى شعر، از يكنواختى و تكرار لحن جلوگيرى مى كند. در اغلب تصانيف امروزى به دليل منطبق كردن وزن موسيقى بر وزن شعر، نوعى فضاى يكنواخت و ملال آور، بر روح تصنيف حاكم مى شود.
در تصانيف عليزاده، حتى مواقعى كه وزن موسيقى تابع وزن شعر مى شود، به دليل استفاده از الحان مختلف آوازى و جمله هاى موسيقى و جواب سازها، به نوعى دگرديسى و بازشنوايى اثر منجر مى شود تا هر بار بتوان اثر را شنيد و از آن محظوظ شد. براى مثال مى توان به دو تصنيف «گلبانگ سربلندى» (در بخش اول) و «بزن آن زخمه» اشاره كرد. فضاسازى سازها، استفاده از ريتم همچون جوهره فعال، تحرك و پويايى و تداخل نغمه هاى آوازى، فضايى بديع و پويا را پديد آورده بود. مردم ايلام بى ترديد از اين كنسرت بهره و حظ فراوان برده و خاطره آن تا مدتها در ذهن شان زنده خواهد بود. به اميد اينكه شاهد اجراى اين اثر در پايتخت نيز باشيم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |