دوشنبه ۲۷ مهر ۱۳۸۳ - ۳ رمضان ۱۴۲۵
Mon, Oct 18, 2004
فرهنگ و هنر
سال دهم - شماره ۲۹۴۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
آرشيو
جشنواره ادبى هنرى نيويوركر
۳ـ۲ـ۱
اكتبر ۲۰۰۴

در نيويورك كركره ها را بالا مى كشند. پنجمين جشنواره سالانه نيويورك در گراميداشت هنر و ادبيات از اول تا سوم اكتبر برگزار مى شود. نويسندگان، هنرمندان، فيلم سازان، كاريكاتوريست ها، روزنامه نگاران و سياستمداران مطرح در آن شركت دارند. جمعه اولين شب، شب داستان است نويسندگان جاافتاده اى را مثل لورى مور، ادگار لارنس دوكترف و مارتين ايمپس در كنار نوآمدگان و جوانانى مثل جومپالا هيرى، نيكول كراوس و ديگران در تالار شهردارى شهر گردهم مى آيند تا از هر درى سخن برانند.
شعر، ادبيات، موسيقى، سياست، انتخابات رياست جمهورى در يك كلام همه چيز. برگزاركننده جشنواره مجله معتبر نيويوركر است كه از منتقدان جدى دولت جورج بوش به شمار مى رود.
روز شنبه به بحث و تبادل نظر نويسندگان در جلسات بحث آزاد و نقد و بررسى و مصاحبه و برنامه هاى هنرى و نقش نويسندگان در سياست مى گذرد و دبيران نيويوركر نشستى صميمانه با علاقه مندان دارند.
روز يكشنبه كه پايان مراسم است گردش در شهر و بازديد از جاهاى ديدنى، تور پياده به محله چينى ها بازديد از مناطق قديمى جذاب شهر و برگزارى كارگاه آموزشى طنز، داستان نويسى و تماشاى مجانى فيلم را شامل مى شود. برگزارى نمايشگاه كتاب با تخفيف ويژه و فروش اينترنتى با تحويل در منزل.
در شب داستان جاناتان سفران فوئر و مارتين ايميس حضور دارند، تسا هاليدى و توبياس وولف از ديگر مهمانان جشن نيويوركر هستند. توبياس وولف بعد از ريموند كاردر از چهره هاى شاخص داستان نويسى امروز آمريكاست. جومپالا هيرى و اى.ال دكتروف را هم كه آثارشان به بركت وجود مترجمان خوبى مثل مژده دقيقى، اميرمهدى حقيقت و نجف دريابندرى در ايران شناخته شده است، در كنار لارا واپنيار و تاتيانا تولستويا دختر آلكس تولستوى خالق گذر از رنج ها و برنده جوايز متعدد، از ديگر نام ها مى توان به شرمن آلكسى ديواگرز، ادويج دانكستى كت، ليدياديويس، ريچارد فورد و ديگر نويسندگان اشاره كرد كه برخى از آثارشان براى خواننده هاى ايرانى نامى آشنا است.
ميزگرد و مصاحبه با سيموز هرش درباره پيامدهاى يازده سپتامبر، «مبارزه دولت بوش با تروريسم»، حمله به عراق، رسوايى زندان ابوغريب و مباحث روز هم در تالار شهردارى نيويورك برگزار مى شود.
ادبيات سياست از بخش هاى ديگر اين جشنواره است كه از روز شنبه دوم اكتبر آغاز مى شود و با اين سؤال كه آيا وقايع جهانى در ادبيات داستانى نقش دارد. دبورا تريسمن دبير بخش داستانى نيويوركر كه از سال گذشته به اين سمت رسيده رئيس جلسه است، ادويج دانتى كت، ديو اگرز، سينتيا اوزيك و اورهان پاموك كه همگى نويسنده هاى شناخته شده اى هستند در اين جلسه حضور خواهند داشت.
موسيقى راك و سياست، موسيقيدانان با پيام اجتماعى، تبليغات سياسى، بازى در صحنه و بازى در پرده بحثى درباره سينما و تئاتر، آينده نومحافظه كاران، آيا جنگ عراق در مسير تفكر تغييرى به وجود آورده است؟ از ديگر بخش هاى ميزگردهاى مجله نيويوركر است.
بزرگداشت جوزف برادسكى نويسنده و شاعر تبعيدى اتحاد شوروى و برنده جايزه نوبل ادبيات كه در سال ۱۹۹۶ مرد از ديگر بخش هاى جشنواره است.مارك استرند، تاتيانا تولستويا و درك دالكوت برنده ترينيدادى جايزه نوبل ادبيات ۱۹۹۲ به تشريح ديدگاه هاى خود مى پردازند.
كلاس هاى داستان نويسى، كلاس طنز، طراحى، تصويرسازى شبى با بزرگان. جلسه رونمايى كتاب و امضا براى علاقه مندان در ستاد مركزى فستيوال برگزار مى شود. در فواصل يك ساعته از ساعت يازده تا پنج بعدازظهر نويسنده ها در گروه دو نفره به امضاى كتاب و ديدار با علاقه مندان مى پردازند.
ورود به جلسات براى عموم آزاد است و افراد با تهيه بليت هايى كه بسته به برنامه بهاى آنها از ۱۵ دلار تا هفتاد دلار در نوسان است در اين جلسات شركت مى كنند. البته در برخى از برنامه ها محدوديت سنى وجود دارد و از حضور نوجوانان و كودكان جلوگيرى مى شود. بخشى از عوايد اين جشنواره در اختيار شوراى شهر نيويورك قرار مى گيرد و بخشى از آن به عنوان حمايت از ادبيات خلاقه و نشريات كوچك صرف مى شود. جشنواره نيويورك حاصل تلاش دست اندركاران هفته نامه نيويوركر است.
نسل كمياب
186996.jpg
اگر به تركيب و بافت سه جشنواره اخير بزرگ سينماى جهان يعنى فستيوال هاى ونيز (شهريور۸۳)، تورنتو (شهريور۸۳) و سن سباستين (مهر ۸۳) نگاه كنيم و همان را مبنا بگذاريم، بلافاصله از خود خواهيم پرسيد فيلمسازان زن كجا هستند و چرا اين نسل و تبار ، اين قدر كمياب شده است؟
از ۱۹ فيلمى كه بخش مسابقه سن سباستين را در اين شهر شمالى اسپانيا و بر كرانه ايالت باسك تشكيل مى دادند، فقط سه فيلم، كار فيلمسازان زن بودند. يكى نامه اى از يك زن ناشناس بود كه براساس رمان مشهور استفان زويگ ساخته شده و بازيگر اصلى آن زوجينگ لى چينى است و ماكس افولس پيشتر در دهه ۱۹۴۰ يك كار كلاسيك از روى اين قصه ساخته است.
ديگرى اثرى بود به نام «برادران» كار سوزان بى ير دانماركى و سومى هم «EL Cielito» كه ماريا ويكتوريا منيس آرژانتينى آن را ساخته است.
و از بيش از ۳۰ فيلم مستقلى كه خارج از بخش مسابقه و در قسمت هاى «كارگردانان جوان»، «افق هاى لاتن» و «كارهاى ويژه زاپال تگى» عرضه شد، فقط ۶ اثر كار فيلمسازان زن بود. و با نگاهى كلى تر به بافت گروههايى كه همين حالا ساخت فيلم هايى را در اروپا در دست اقدام دارند و يا بزودى چنين خواهند كرد، بسيار بيش از آن كه زنان ديده شوند، مردان مشاهده مى شوند.
يامينا بن گويى گويى، عضو الجزاير تبار و متولد فرانسه هيأت ژورى جشنواره سن سباستين مى گفت: «سينما همچنان يك مديوم در تسخير و قبضه مردان است. وقتى كارتان را شروع مى كنيد و بايد با تهيه كنندگان، توزيع كنندگان و برنامه ريزان مختلف در استوديوها سر وكله بزنيد، مى بينيد اكثر شان مرد هستند.»
در سن سباستين برابرى بين مردان و زنان را فقط در تركيب هيأت ژورى مى شد مشاهده كرد. از بن گويى گويى كه تا به حال كارهاى مستند و داستانى زيادى را توليد كرده است، بشنويم: «هر گاه كارهايى را در دست داشته باشيد كه به موضوعات زنان بپردازند و يا ظرافت در بر داشته باشند و آن را صاحب يك نگرش زنانه بشناسند، دچار مشكل خواهيد شد و واكنش مساعدى نسبت به كارتان مشاهده نمى كنيد.
شبكه و وسيله اى هم موجود نيست كه براساس آن بتوانيد فيلم مورد نظرتان را بسازيد. يعنى راههاى ارتباطى و ويژه اى هم براى اين مهم وجود ندارد.»
فرانسين ژان باپ تيست، تهيه كننده زن فرانسوى كه براى معرفى «تارفايا» كار داوود اولادصياد فيلمساز مراكشى به سن سباستين سفر كرده بود، با اين نقطه نظرها موافق است.
«هنوز بنا و هدف اين است كه از زنان در درجه اول به صورت يك وسيله و نماد انسانى در مقابل دوربين و در هيأت هنرپيشه استفاده شود، اما فراتر و بجز آن، جاى ثابت و جالب و شامخى براى زنان نمى يابيد. نه فقط در جمع تصميم گيرندگان بلكه در قسمت هاى تكنيكى و هنرى و تخصصى.»
اما ژان باپ تيست كه مؤسس استوديوى ماندالا پروداكشنز بوده است، مى گويد راه حل اين مشكل را اين نمى داند كه هر سال يك يا چند جشنواره فيلم ويژه زنان تشكيل و برگزار شود، زيرا اين سيستم، جدايى و تفاوت هاى موجود را بيشتر خواهد كرد. با اين حال وى نيز انكار نمى كند كه دشوارى هاى زنان در اين حرفه بسيار است و به ندرت مى توانند به خواست و حق شان برسند. به قول او زنان بسيارى وجود دارند كه خود به اين نتيجه رسيده اند كه چون اين صنعت بيش از حد مردانه و در تسخير آنان است، بهتر است كنار بروند و برخى حتى به خاطر مشكلات وقت گيرى مثل بچه دارى از خير ادامه كار گذشته اند. باز به حرفهاى باپتيست رجوع مى كنيم كه مى گويد: «اگر به كارهاى فنى تر مثل فيلمبردارى، جلوه هاى ويژه و يا نورپردازى وارد شويد، مى بينيد سهم زنان باز هم كمتر مى شود. اين در حالى است كه اگر به آنها بها داده شود، حرفهاى زيادى براى گفتن دارند و مى توانند به خلاقيت بيشتر در دنياى فيلم كمك زيادى برسانند. من به عنوان يك تهيه كننده زن مى توانم تمام موارد پر احساس موجود در سوژه يك فيلم را بيشتر و بهتر بفهمم و آن را به شكلى مؤثر تر به اجرا در آورم و كارى كنم كارگردان و بازيگران تفاهم بيشترى در راه رسيدن به هدف داشته باشند. اينها چيزهايى است كه يك كارگردان مرد ندارد و در يك دنياى فيلمسازى كاملاً مردانه نمى توان تأمين كرد و به نمايش گذاشت. زنان مى توانند پاى پروژه هاى هنرى خود بايستند و با قدرت از آن دفاع كنند. بسيارى از فيلمسازان مرد شجاعت زنان را ندارند.»
«تارفايا» كه پيشتر نامش آمد، قصه زنى است به نام توريا الويى كه مى خواهد كشورش در قاره آفريقا را ترك كند و با كشتى و از طريق دريا به اسپانيا برود و كارگردان آن يك زن به نام آندرى دوان توره است. اين زن مى گويد با اين فيلم قصد داشته است تمام تلاش هاى زنان را نه فقط به لحاظ صورت ظاهر بلكه در ابعاد و وسعت متفاوت براى رسيدن به زندگى و فردايى بهتر به تصوير بكشد و ديدگاهها و حرفهاى آنان را در لابلاى قصه اش بگويد و موضع گيرى ها و حرف هاى زن اصلى قصه در فيلم به گونه اى باشد كه اين موضوع را برآورده كند.
يامينا بن گويى گويى، بر اين اعتقاد است كه زمان اتحاد و همسو شدن اندك زنان حاضر در عرصه رسيده است و در همين ارتباط گردهمايى هايى تازه بين فيلمسازان و بازيگران فرانسوى و الجزايرى و چند كشور ديگر فراهم آورده است تا بتوانند به تبادل آرا بپردازند و در ضمن خود وى بتواند به ايده هايى بهتر و مناسب تر براى توليد فيلم ها دست يابد. يكى از آثار اين روند راهيابى چهار زن الجزايرى به مدرسه عالى سينماى فميس پاريس و شروع كار آموزى شان بوده است.
شايد استدلال شود با احتساب حضور فيلمسازانى مثل كاترين هاردويك، پنى مارشال، انداهينز و سوفيا كاپولا در هاليوود و جين كمپيون در نيوزيلند مشكلى كه شرحش آمد در قاره هاى ديگر كمتر از اروپا است اما حتى در هاليوود نيز فقط ۷ درصد از جامعه سينما و دست اندركاران اين حرفه را زنان تشكيل مى دهند و اگر فقط كارگردانان را مبنا بگذاريم رقم به زير ۳ درصد مى رسد كه اسباب تأسف است. متأسفانه آنچه اخيراً در سن سباستين ديده شد، عموميتى بيش از حد باور و بازتابى نا اميد كننده دارد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |