دوشنبه ۲۷ مهر ۱۳۸۳ - ۳ رمضان ۱۴۲۵
Mon, Oct 18, 2004
گزارش ويژه
سال دهم - شماره ۲۹۴۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
آرشيو
گفت حق
نسبت شادى و دين
نام نويسنده: كاظم مصطفايى
ارمغان دين براى بشر شادى، بهجت و سرور به معناى واقعى و عميق آن مى باشد. دين هم بشر را با شادى واقعى آشنا كرده و هم راه رسيدن به آن و بهره مندى كامل از آن را پيش روى او نهاده است.
خواندن دعايى با شور و حال و نمازى با حضور قلب، نجوايى شبانه و زمزمه اى عاشقانه، كمك به انسانى افتاده، نوازش يتيمى غمگين، سيركردن گرسنه اى بينوا، زيارت بارگاه انسانى پاك، ديدار وابستگان وگفت وگو با دوستى صميمى كه همگى از سفارش هاى دين و تعاليم پرمحتواى آن است، همان سرور و نشاطى را به دنبال دارد كه ديدن بهار طرب انگيز و صبح پرلطافت و قطره اى شبنم بر رخسار گل سرخ و زمزمه جويبار و وزش نسيم روح فزا.
هر دو نوع شادى برگرفته از يك حقيقت و هر دو جلوه اى از زيبايى وعظمت و كمال خداوند بزرگ و كريم است. نگاهى گذرا به تعاليم دينى نشان مى دهد، شادى و سرزندگى از آثار ايمان مذهبى است؛ چرا كه مذهب بر زمينه هاى پيدايش شادى سفارش كرده و نشانه هايش را ستوده است.
نداشتن نگرانى و اضطراب و غم و اندوه و رسيدن به اطمينان قلبى اساس هر نوع شادى است و اين ممكن نيست مگر با ايمان به قدرت مطلقى كه سرچشمه همه نيكى ها است.۱ به همين دليل، عميق ترين و عالى ترين شادى ها و سرورها از آنِ مردان پاك سيرت و آشنا با خداوند است. در حديثى از پيامبر(ص) مى خوانيم: «ركعتان فى جوف الليل أحب اليّ من الدنيا و مافيها؛ دو ركعت نماز در دل شب نزد من از دنيا و آنچه در آن است، ارزنده تر و دوست داشتنى تر است.» ۲
حضرت صادق(ع) مى فرمايد: اگر مردم از فضيلت شناخت خداوند متعال آگاه بودند، چشمان خود را به بهره هاى مادى كه خداوند به دشمنانش بخشيده نمى دوختند و دنياى آن ها در نظرشان از چيزى كه زير پالگد مى كنند، بى ارزش تر بود و از شناخت خداوند چنان لذت مى بردند كه گويا پيوسته در باغ هاى بهشت با دوستان خدا، همنشين و همراهند.۳
در دين اسلام دستورهاى فراوانى كه زمينه ساز شادى و سرور است وارد شده است: مانند سفارش به حسن خلق و گشاده رويى و ديدار برادران ايمانى با روى گشاده و چهره شكفته و تلاش براى شاد كردن مؤمنان؛ چنان كه در روايت آمده است: «الق اخاك بوجه منبسط؛ با رويى گشاده با برادران ملاقات كن.» ۴
«ايما مسلم لقى مسلماً فسره، سرّه الله عزوجل؛ هر مسلمانى كه مسلمانى را ببيند و او را مسرور كند، خداوند را شاد كرده است.»۵
در بهشت خانه اى است به نام خانه شادى، تنها كسى كه يتيمان و بچه ها را خوشحال كند به آن داخل مى شود.۶
بوى خوش عامل مهم شادمانى است و متقابلاً بوى بد عامل نااميدى و افسردگى؛ در روايات اسلامى توجه وى ه اى به استفاده از عطريات و بوى خوش شده است و خوشبو بودن از وى گى هاى پيامبر اسلام - صلى الله عليه و آله - و از سنت هاى آن حضرت شمرده شده است؛ حضرت
صادق - عليه السلام - مى فرمايد: رسول خدا - صلى الله عليه و آله - براى بوى خوش بيش تر از خوراك خرج مى كرد.۷
رنگ روشن شادى آفرين است؛ در دين نيز به پوشيدن لباس هاى روشن و به ويژ ه سفيد، توجه زيادى شده است؛ در حال نماز بر پوشيدن لباس سفيد تأكيد شده و پوشيدن لباس سياه در اين حال مكروه شمرده شده است؛ در حديثى از پيامبر بزرگ اسلام(ص) آمده است: «لبسوا البياض فأنهما اطيب و اطهر و كفنوا فيها موتاكم؛ لباس هاى سفيد بپوشيد، چون بهتر و پاك تر است و مردگان خود را در آن ها كفن كنيد.» ۸
در اسلام آراستگى ظاهرى امتيازى براى فرد و يكى از نشانه هاى ايمان شمرده شده است. هر مسلمان مؤمنى از كودكى با حديث «النظافة من الايمان» آشنا است؛ نقش آراستگى ظاهر در آرامش و نشاط روحى و ايجاد شادى و انبساط فردى و اجتماعى انكارناپذير است. كار جوهر آدمى و نشانه حيات او است، انسان تنبل، بهره اش از زندگى اندك و سلامتى اش در معرض خطر و شادابى اش برباد است. كار و تلاش از انحرافات و لغزش ها جلوگيرى مى كند؛ زمينه بسيارى از مفاسد اخلاقى و اجتماعى را از بين مى برد و بر سرزندگى و نشاط مى افزايد.
در روايات اسلامى به حدى بر اهميت كار وتلاش در راه كسب روزى حلال و تأمين هزينه هاى زندگى تأكيد شده كه انسان غرق در شگفتى و حيرت مى شود. حضرت صادق(ع) در روايتى مى فرمايد: فرد زحمتكش كه براى رفاه خانواده اش مى كوشد، همانند مجاهد در راه خدا است.۹
سير و سفر در شهرها وسرزمين هاى مختلف و گشت و گذار در طبيعت و ديدن منظره هاى زيبا و آشنايى با آداب و رسوم ملت ها، گذشته از فايده هاى فراوان مادى و معنوى، آدمى را از افسردگى مى رهاند و به سلامتى جسم و روان و ايجاد شادابى كمك شايانى مى كند. از اين رو، دين مقدس اسلام مردم را بسيار بدان سفارش كرده است و تعبير «سيروا فى الارض» را در آيات متعددى از قرآن مى توان يافت. ۱۰ توصيه به شركت در مجالس شادى مثل مجالس عروسى و وليمه و اطعام دادن در هنگام ازدواج و تولد فرزند وخريد خانه و برگشت از حج و زيارت ۱۱ كه هدف از از آن ها ايجاد انس و الفت و صفا بين مؤمنان و شاد و مسرور ساختن آن ها است، گواه اهميت دادن دين مبين به مقوله شادى وسرور است. سفارش به پوشيدن لباس هاى نيكو و زيبا و زينت كردن و معطر بودن و شادى كردن و شاد ساختن يكديگر در اعياد اسلامى، به ويژ ه عيد سعيد غدير و تأكيد بر صله ارحام و اطعام دادن و دست دادن و مصافحه با مؤمنان و زيارت آن ها و تبسم كردن به روى آن ها و هديه دادن به آن ها، شاهد ديگرى بر توجه اسلام به اين امر است.
بايد دانست شادمانى تنها در لذت هاى مادى گذرا خلاصه نمى شود. شادمانى واقعى در نزديك شدن به هدف والاى آفرينش و آراسته شدن به خصلت ها و خوى هاى انسانى و الاهى است. به گفته ارسطو: «شادمانى عبارت است از پروراندن عالى ترين صفات و خصايص انسانى.» ۱۲
بنابراين، لذت و خوشى تنها با عوامل مادى به دست نمى آيد. عوامل معنوى نيز در ايجاد شادى مؤثرند. گاهى انجام كارهايى كه عادتاً بايد لذتبخش باشند، نه تنها لذتى به انسان نمى بخشد، بلكه عذاب وجدان و تشويش روحى نيز مى آورد؛ چرا كه روح و وجدان آماده لذت بردن نيستند. يك غذاى لذيذ يا رابطه جنسى و يا خانه بسيار زيبا، اگر حرام و نامشروع و غير معقول باشد، براى انسان سالم و طبيعى تلخ و ناگوار است.
پرهيز از گناه در بيش تر مواقع، پرهيز از لذت هاى مادى سطحى است؛ ولى در عين حال شادى آور است؛ زيرا روح آدمى به گونه اى است كه گاه از پرهيز و رياضت معقول سرخوش مى شود. ارضاى تمايلات به هر صورت و در هر شرايط شادى آور نيست. گاه پرهيز از لذت، لذت بخش تر از نيل به لذت است.۱۳
اگر مادرى برخلاف ميل فرزند دلبندش او را از خوردن غذايى زيانبار بازداشت، آيا مانع شادمانى او شده است؟ اگر پزشكى براى راحت ساختن بيمارى كه غده اى در مغز دارد، با چاقوى تيز جراحى جمجمه اش را شكافت، آن غده دردآور را بيرون آورد و او را از غم و درد جانكاه رهانيد، به او شادى نبخشيده است؟ آيا درست است بگوييم اين پزشك با شكافتن استخوان اين بيمار او را آزرده ساخته و شادمانى را از او گرفته است؟ آيا منع بيمار از بعضى غذاها و كارها، محروم كردن او از سرور و شادمانى است؟
آيا منع از شراب خوارى كه ارزنده ترين گوهر وجود آدمى يعنى عقل را محجوب و پوشيده مى سازد و بزرگ ترين جنايت ها و زشت ترين كارها را آسان و زيبا جلوه مى دهد، بازداشتن انسان از شادى و شادمانى است؟
آيا سفارش به دورى از تهمت و غيبت و دروغ و ريا و نگاه ناروا و رابطه ناسالم كه زمينه ساز هزاران آسيب فردى و اجتماعى و بستر همه ناهنجارى هاى روانى و اجتماعى است، دور كردن انسان از شادى است؟
آيا سفارش به ارتباط با كانون عظمت و كمال يعنى خداوند متعال و رسيدن به سكون و اطمينان قلب در پرتو اين ارتباط كه محور اصلى آموزه هاى دينى و مذهبى است، شادى بخش نيست؟
آيا دستور به نماز و عبادت و صله رحم و انفاق به تهى دستان و گذشت و بزرگوارى و كمك به برادران دينى و پيشى گرفتن در نيكى و خوبى و تقوا و پاكدامنى و عفت و وقار و اخلاص در اعمال و تكبر نورزيدن و خودپسند نبودن و هزاران دستور فردى و اجتماعى و اخلاقى و اقتصادى و سياسى ديگر، زمينه ساز شادى حقيقى و راستين بشر در دنيا و آخرت نيست؟
ستودن اعمالى چون گريه از خوف خداوند و عظمت و كبرياى او و گريستن بر خطاها و گناهان و نيز گريه و سوگوارى در عزادارى اولياى الاهى و انسان هاى برجسته و ممتاز و سفارش به آن ها، به هيچ وجه با سرزندگى و نشاط ناسازگار نيست. گريه اى كه از سر عشق به خداوند و يادآورى عظمت او باشد، پيوند با درياى بى كران همه نيكى ها و زيبايى ها و سرچشمه همه شادى ها و بهجت ها است. گريستن بر مظلوميت اولياى الاهى و جفايى كه بر آنان رفته است، در واقع گريستن بر پنهان شدن خورشيدهاى تابان و زندگى بخش و چيرگى ظلمت و تيرگى بر آسمان انسانيت است؛ چنين گريه اى نه تنها به افسردگى نمى انجامد بلكه به گواهى تاريخ و تجربه، هماره نيروى معنوى و قدرت روحى و سرزندگى را افزايش مى دهد و پويايى و تحرك جامعه انسانى را رونق مى بخشد.
منبع : باشگاه انديشه
پى نوشت:
۱. حديث مهر، سالنماى تحصيلى جوان ۸۲-۱۳۸۱.
۲. علل الشرايع، شيخ صدوق، ج ،۲ ص ۳۶۳.
۳. ميزان الحكمة، ج ،۶ ص ،۱۵۵ ح ۱۱۹۳۷.
۴. همان، ج ،۱ ص ،۴۱۸ ح ۱۷۰۷.
۵. همان، ج ،۳ ص ،۴۳۹ ح ۸۴۶۶.
۶. همان، ج ،۳ ص ،۴۳۸ ح ۸۴۶۱و۸۴۶۰.
۷. همان، ج ،۵ ص ،۵۷۴ ح ۱۱۰۲۱.
۸. سفينة البحار، شيخ عباس قمى، ج ،۱ ص ۲۹۱.
۹. ميزان الحكمة، ج ،۴ ص ،۱۱۹ ح ۷۲۰۳.
۱۰. مثل نحل(۱۶):،۳۶ نمل(۲۷):۶۹ و انعام(۶):۱۱.
۱۱. سفينه البحار، شيخ عباس قمى، ج ،۴ ص ۷۶۳.
۱۲. حديث مهر، سالنامه تحصيلى جوان ۸۲-۱۳۸۱.
۱۳. همان.
منبع: ماهنامه پرسمان مهرماه ۱۳۸۳
گفت حق
توبه وبازگشت به سوى او
از جمله نيكوترين كارها در ماه رمضان كه ماه خداوند است، توبه و بازگشت از گناهان به سوى اوست.
خداى تعالى بر پيامبران خويش فرمان داد كه گناهكاران را به درگاه من بخوانيد تا لطف و كرم و رحمت مرا ببينند و به سوى من آيند، آنگونه كه به داود فرمود تا گناهكاران را بشارت ده كه نا اميد نگردند و راستكاران را بيم ده كه ايمن مباشند.
در قرآن مجيد است كه «هركس كار بدى كند يا بر خويشتن ستم ورزد، سپس از خدا آمرزش بخواهد، خدا را آمرزنده مهربان خواهد يافت.»
و از پيامبر نقل شده است كه: خداوند ما بر بندگانش مهربان تر است از مادر مشفق و مهربان بر فرزند خويش كه خود فرموده است و كان بالمؤمنين رحيما.
حال كه رحمت و لطف خداوندى بر بنده مؤمن و گنهكارش تا بدين پايه است، چرا بايد مؤمنان در كار يكديگر بدانديش باشند؟ كه پيامبر فرمود درباره ديگر مؤمنان نيك انديش باش. كه اين وعده خداى است كه «من به نزديك گمان بنده خويشم؛ هرچه مؤمن مخلص به من گمان برد، من با او همان كنم.»
نيز پيامبر فرمود كه كارهاى بندگان خداى را آسان گيريد، چه مرا به آسانگيرى بر شما فرستاده اند و نفرستاده اند تا بر شما سخت و دشوار گيرم.
خداى نيز در قرآن مى فرمايد يريدا• بكم اليسر ولايريد بكم العسر كه من براى شما آسانى مى خواهم و هيچ رنج و دشوارى بر شما نمى پسندم و كان بالمؤمنين رحيما.
پيامبر ما به نقل از خدا مى گويد: سبقت رحمتى على غضبى كه رحمت من بر خشم من پيش است.
آورده اند آن شب كه رسول ا• را به معراج بردند، بر آسمانها گذر كرد و از خدا پرسيد: يا رب، اگر تو آمرزنده گناه امت منى، چرا خود گناه را آفريدى؟ پاسخ آمد كه: «يا محمد! به دو منظور يكى ضايع نشدن شفاعت و ديگرى ضايع نشدن رحمت من.»
پس با اين همه لطف و كرم و اين همه اميدهاى نيكو كه ما را وعده كرده است، چرا بايد از رحمت او نا اميد بود؟
در مقام توبه نيز مراتبى آورده اند و از رسول خدا روايت كنند كه: «هركه سالى پيش از مرگ توبه كند، خدا توبه اش را قبول مى كند.» گفتند يك سال زياد است، فرمود: هر كه يك ماه پيش از مرگش توبه كند، خدا توبه اش را مى پذيرد.» گفتند يك ماه هم زياد است. فرمود: «هركه يك هفته پيش از مرگش توبه كند، خدا توبه او را قبول مى كند. گفتند يك هفته هم زياد است. فرمود هركه يك روز قبل از مرگ توبه كند، خدا او را مى آمرزد. گفتند يك روز هم زياد است. فرمود«هر كه يك ساعت قبل از مرگش توبه كند، باز خدا او را مى بخشد. گفتند يك ساعت هم زياد است. فرمود هر كه قبل از رسيدن جان، به چنبر گردنش نيز توبه كند، خدا او را مى بخشد.
هرچه نيكويى است در خداوند جمع است و ما بندگان خود را نيك مى پنداريم، درحالى كه كار نيك نمى كنيم. اگر اين پندار نيك را به خدا داشتيم و به رحمت او اميد مى بستيم، بى گمان رستگار بوديم.
«روزه» نماد مشترك اديان
187014.jpg
روزه در تمام اديان به معناى «پرهيز و ترك» آمده است و مردم با اين عبادت به خداشناسى ، تزكيه نفس ، تعديل اراده در امور دنيوى ، رعايت اصول اخلاقى ، بهداشتى و اجتماعى دعوت مى شوند.
خداوند در آيه ۱۸۳ سوره بقره خطاب به مسلمانان مى فرمايد: «اى اهل ايمان بر شما روزه گرفتن نوشته شد چنانكه بر امتهاى گذشته نوشته شده بود و اين دستور براى آن است كه شما پاك و پرهيزكار شويد».
اين آيه نشان از اين است كه در دين يهود روزه وجودداشته ودربين مسيحيان رايج و مسلمانان به گرفتن آن الزام و دعوت شده اند.
در ديگر اديان همچون زرتشت ، بودا و كنفسيوس،هر چند كه آسمانى نيستند، روزه از بهترين و مقدس ترين عبادتها براى تزكيه نفس به شمار مى رود.
در تورات آمده است كه حضرت موسى (ع) چهل روز وشب روزه داشته است چنانكه از قول حضرت موسى در تورات آمده است: «هنگام آمدنم ، لوحهاى سنگى يعنى لوحهاى» عهد «يا» ده فرمان «را كه خداوند با شما بست، در كوه چهل شب و روز ماندم و غذاو آب ننوشيدم».
در تورات «سفرتثنيه» فصل نهم شماره ۹ آمده است كه قوم يهود غالباً در موقعى كه فرصت مى كردند و مى خواستند اظهار عجز و تواضع درحضور خدا نمايند، روزه مى گرفتند تا به گناهان خود اعتراف كرده وبه واسطه روزه و توبه رضاى خداوند را بدست آورند. حضرت «مسيح» نيز چنانكه در انجيل آمده، چهل روزو شب روزه داشت درانجيل «لوقا» نيز آمده كه حواريون ياران حضرت عيسى نيز روزه مى گرفتند.
«شاهرخ پاك نهاد» از مدرسين مذهبى كليميان كشور مى گويد: روزه يكى ازاركان و نماد مشترك مهم در اديان الهى و زمينى است كه فلسفه معنوى اش مبارزه بانفس اماره ، ستايش خداوند و آماده سازى براى انجام كارهاى نيك و پرهيز از هر گناه جسمى است.
وى افزود:اگر روزه و امساك به خاطر رضاى خداباشد ، موجب تلطيف روح، قوت اراده و تعديل غرايز انسان مى شود.
وى گفت: روزه نيز تأثيرات اجتماعى و اخلاقى را براى انسان روزه دار به همراه مى آورد به طوريكه شخص روزه دار در ايام روزه نسبت به رعايت اصول مذهبى و اخلاقى توجه وعلاقه بيشترى نشان مى دهد.
وى تصريح كرد: روزه،انسان مغرور شده ازموقعيتهاى اجتماعى و لذايذ دنيوى را به خودشناسى و شكرگزارى به درگاه خداوند دعوت مى كند و او را به ارزش ناچيز خود كه داراى ثبات و تضمين براى بقاى ابدى نيست آگاه مى كند.
پاك نهاد تصريح كرد: روزه درس برابرى و مساوات و درك گرسنگى رابه اغنيا مى آموزد و به آنها مى فهماند كه مردم فقير و گرسنه چه مى كشند.
وى درباره روزه هاى واجب كليميان گفت :يهوديان در طول سال ۶ روزه واجب دارند كه مهمترين و مقدس ترين آن كه دستور تورات است، روزه «كيپور» مى باشد كه ۲۵ ساعت به طول مى انجامد.
تاتائوس اوهانيان رئيس مجمع نمايندگان ارامنه اصفهان و جنوب ايران نيز گفت : خداوند روزه را بر تمام اديان آسمانى صاحب شريعت واجب كرده است.
وى افزود: روزه و امساك موجب تلطيف روح ، تزكيه نفس ، قوت اراده ،تعديل غرايز انسانى و خلوت كردن جهت مقرب شدن به درگاه الهى است.
وى گفت: روزه علاوه بر تأثيرات معنوى داراى اثرات مثبت اجتماعى و پزشكى نيز مى باشد.
اوهانيان افزود: ارامنه به خاطر اينكه در ايام روزه از گوشت و لبنيات استفاده نمى كنند ، با خوردن غذاهاى گياهى به بيمارهاى قند و چربى خون مبتلا نمى شوند ودراين ايام احساس سلامتى و تندرستى بيشترى مى كنند.
وى در زمينه روزه هاى واجب ارامنه كليساى حواريون ارتدكس گفت : ارامنه پيروكليساى حواريون اردتدكس داراى روزه «چهل روزه» مى باشند كه از خوردن گوشت وهر نوع فرآورده هاى حيوانى پرهيز مى كنند.
وى افزود: آخرين روزاين روزه مصادف با عيد پاك ( صليب كشيدن حضرت عيسى) است كه با خوردن نوشيدنى و نان فطير آن را به اتمام مى رسانند.
«حجت الاسلام سيد مجتبى ميردامادى» نماينده مقام معظم رهبرى در دانشگاه آزاد منطقه ۴ كشور نيزگفت : روزه يكى از واجبات است كه در آيات قرآن به آن اشاره شده است كه اين عمل عبادى علاوه بر اطاعت فرمان خداوند متعال و رضايت او ، داراى آثار و بركات ارزنده اى است كه در زندگى انسان به خوبى قابل مشاهده است.
وى با اشاره به آيه ۱۸۳ و ۱۸۷ سوره بقره كه مى فرمايد: «اى كسانى كه ايمان آورده ايد ،روزه برشما مقرر شده ، همانگونه كه بر كسانى كه پيش از شما
مقررشده بوده و اين دستور براى آن است كه پاك و پرهيزكار شويد» ، افزود :
از اين آيه نورانى سه مطلب برداشت مى شود يكى اينكه روزه يكى از واجبات است، دوم اينكه روزه بر امتهاى گذشته نيز واجب بوده و آخر اينكه روزه در همه اديان به معناى پرهيز و پرهيزكارى است.
وى افزود : خداوند در آيه ۱۸۷ در حكم روزه نهايت فضل و رحمت خودش را براى مسلمانان روشن ساخته است.
ميردامادى گفت: برابر شدن توانگر و تهيدست ، تقويت اخلاص ، حكمت و يقين، پاداش الهى ، دورى از گناه ، رقبت فراوان براى دعا و اخلاص در عمل از بركات روزه مى باشد.
وى گفت:سلامتى بدن ،كاهش حجم كار اعضاى گوارشى و رفع خستگى تمام دستگاههاى بدن ، كاهش امراض و سكته قلبى ، تقويت ذهن و افزايش هوش از ديگر اثرات روزه بر سلامتى انسانها مى باشد.
نماينده نهاد مقام معظم رهبرى در دانشگاه آزاد منطقه ۴ كشور خاطر نشان
كرد : احترام به بزرگترها ، حق الناس ، صله رحم و كاهش جرائم از پيامدهاى مؤثراجتماعى روزه است.
وى در بخش ديگرى از اظهارات خود گفت : خداوند براى مسلمانان روزه دار پاداش فراوانى قرارداده است به طوريكه طعام دادن به فقير ، افطارى دادن به روزه دار ، خواب و نفس او را جزو عبادات و هر عمل نيك اورا دوبرابر پاداش قرار داده است.
وى گفت : روزه در بين مسلمانان تنها به ايام ماه مبارك رمضان محدود نمى شود بلكه ماههاى «رجب» و «شعبان» ازجمله ماههاى سفارش شده از سوى خداوند و پيامبر اسلام (ص ) براى گرفتن روزه مستحب است.
وى در پايان گفت: حضرت محمد(ص) روزه را از عبادتهاى پرفضيلت عنوان مى كردند به طوريكه فرمودند: «در هر ماه يك روز، روزه بگيريد زيرا خداوند براى كار نيك ده برابر پاداش منظور مى كند».
مناجات نامه
دعاى روز سوم ماه مبارك رمضان

اَللّهُمَّ ارزُقنى فيهِ الذِّهنَ وَالتَّنبِيهِ، و َباعِدنى فيهِ مِنَ السَّفاهَةِ و َالتَّمويهِ، و اجعَل لى نَصيباً مِن كُلِّ خَيرٍ تُنزِلُ فيهِ، بِجُودكَ يا اَجوَدَ الأَجوَدينَ.
پروردگارا، در اين روز عزيز نعمت خودآگاهى و بيدارى ذهن را روزى ام گردان و از جهل و نادانى و خطا به دورم دار . و از هر آنچه خيرى كه در اين ماه نازل مى گردانى برايم بهره و نصيبى قرار ده و به حق جود و كرمت باران بخششت را بر من ببار اِى بخشنده ترين بخشندگان.
كوتاه ازعابدترين
حضرت على (ع)
پستى، اساس بناى شر و بدى است.
امروز و فردا كردن وعده، عذاب و شكنجه روح و جان است.
هيچ عقلى، همچون تدبير نيست.
در كارهاى خود به آدم كسل و بى حال اعتماد نكن.
فروتنى، نردبان شرف و بزرگى است.
فلق
187056.jpg
*  كليه ناهمواريهايى كه برانسان تحميل مى شود، در حقيقت نعمت است. امام حسن عسكرى(ع) مى فرمايند: ما من بلية الا وله فيها نعمة تحيط بها. هيچ بلايى نيست مگر اينكه نعمتى دارد كه محيط به آن بلاست.
* يا من عطاوه عطاء و منعه عطاء: اى خداوندى كه عطا كردنت عطا نمودن است و دريغ نمودن و ندادن تو هم عطا كردن است. كسى كه دهنده و غنى است اين گونه است. خوبان اين گونه اند. دوستان اهل بيت و مؤمنين هم همين گونه اند. وقتى مى دهند كه مى دهند، وقتى هم نمى دهند باز هم مى دهند. ولى اهل طبيعت عكس اين هستند، وقتى مى گيرند كه مى گيرند، وقتى هم مى دهند مى گيرند. اهل آخرت كارشان عطا و دادن است، اهل طبيعت منع و گرفتن.
* شايد رحمت و لطف و عطاى حق در آنچه كه نداده، بيشتر از چيزهايى باشد كه عطا كرده است.
* جوانى كه از كودكى پدرش را بسيار اذيت كرده بود بعداز اينكه بزرگ شد و ازدواج كرد به ياد اذيتهايى كه به پدرش كرده بود و خوبى هايى كه پدر به او كرده بود، افتاد. نزد پدر رفت و به او گفت: من شما را خيلى اذيت كرده ام؛ و شما محبتهاى زيادى در حق من كرده ايد؛ مرا حلال كنيد. پدر هم به او گفت حلالت كردم. مدتى بعد جوان به ياد سيلى اى افتاد كه روزى پدرش به او زده بود و او به خاطر كودكى از پدر رنجيده شده و كينه او را به دل گرفته بود، اما امروز مى فهميد.
كه آن سيلى او را از چه انحراف و خطر بزرگى حفظ كرد. لذا نزد پدر رفت و به او گفت: پدرجان، همه خوبى هايى كه تا به حال به من كرده اى يك طرف و آن سيلى كه آن روز به من زدى يك طرف. امروز مى فهمم كه آن سيلى از همه محبت هاى ديگرى كه به من كرده اى بالاتر است و به خاطر آن از شما سپاسگزارم.
روزى كه فهم انسان باز شود خواهد ديد كه ابتلائات و گرفتارى هايى كه خدا براى او پيش آورده است چه خيرهايى براى او داشته و خداوند از رهگذر آنها محبتى به او كرده كه در خوشى ها و نعمت ها چنان محبتى به او نكرده است. به همين خاطر است كه وقتى خدا پرده را برمى دارد انسان غصه مى خورد كه چرا به خاطر ابتلائات و محروميت هاى دنيا غصه خورده است و آن روز بيش از آنچه براى نعمت ها و گشايش ها شاكر است به خاطر محروميت ها و ابتلائات شاكر خواهد بود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |