دوشنبه ۲۷ مهر ۱۳۸۳ - ۳ رمضان ۱۴۲۵
Mon, Oct 18, 2004
ميراث فرهنگى
سال دهم - شماره ۲۹۴۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
آرشيو
سومين گورستان تشيع زندگى را از سر گرفته است
187005.jpg
در زمستان سال ۱۳۸۱ گورستان قديمى تخت فولاد، روزهاى سختى را مى گذراند. بسيارى از ابنيه و تكاياى تاريخى يا ويران شده يا در آستانه خرابى بودند. بخش عمده اى از سنگ مزارها كه گاه قدمتى چند صد ساله دارند، شكسته و در اين سو و آن سو پراكنده شده بودند. همان زمان روزنامه «ايران» در گزارشى تصويرى از اصفهان، ذيل عكسى كه محيط نابسامان و پر از زباله تخت فولاد را نشان مى داد، نوشت:
«اينجا بخشى از تخت فولاد است كه سنگ هايش شكسته و بدل به زباله دانى شده. تخت فولاد ارزشمندترين گورستان تاريخى ايران و يكى از سه گورستان بزرگ عالم تشيع است كه صدها تن از مفاخر اسلام و ايران در خاكش آرميده اند. وقتى اين عكس گرفته مى شد، يكى از متوليان گورستان معترضانه پرسيد: به چه مجوزى از قبور مسلمين عكس مى گيريد؟! پاسخ شنيد: با همان مجوزى كه قبور مسلمين را خراب كردند!» (ايران، ۸۱‎/۱۰‎/۱۸)
اين گزارش تصويرى چند روز بعد مورد اعتراض شديد مديريت وقت شهردارى اصفهان قرار گرفت كه معتقد بود «ايران» اقدامات «بسيار مثبت » انجام گرفته در تخت فولاد توسط شهردارى را ناديده گرفته است. اين اقدامات بسيار مثبت اشاره اى بود به تأسيس مجموعه تاريخى، فرهنگى و مذهبى تخت فولاد در سال ۱۳۷۳ هـ.ش و اجراى برخى پروژه هاى ساماندهى و بازسازى در گورستانى كه پس از بقيع در مدينه و وادى السلام در نجف، سومين گورستان كهن و شكوهمند شيعيان است.
دست يازيدن به مرمت بخش هايى از تخت فولاد، ادعاى درستى بود؛ اما اين اقدام به موازات تخريب و پريشانى قسمت هاى ديگرى از مزارات صورت مى گرفت. در واقع اين يك رسم ديرين در شهردارى اصفهان است كه همواره با مرمت و ساماندهى بخشى از آثار تاريخى نصف جهان، توجيه لازم براى انهدام بخش ديگر فراهم مى آيد. براى مثال در دوره پهلوى كه نخستين ضربه ها بر پيكر تخت فولاد فرود آمد، به موازات ثبت تعدادى از بناهاى تاريخى گورستان در فهرست آثار ملى، بخش هايى از آن خراب شد؛ تكاياى موجود به مقابر خصوصى بدل گرديد و با احداث چند خيابان، تخت فولاد پريشان و چندپاره شد. چنين اقدامات متعارضى بيش از همه بازتابنده اختلاف دامنه دار ميان شهردارى و سازمان هاى متولى صيانت از ميراث فرهنگى كشور بود كه هر كدام مستقلاً با توجه به حوزه نفوذ و قدرت خود اقداماتى را به منظور بازسازى يا تخريب آثار تاريخى صورت مى دادند.
اين اختلاف بعدها ـ و خصوصاً از دهه ۷۰ به بعد ـ به درون سازمان شهردارى كشيده شد. در اين زمان دو گروه متفاوت در شهردارى اصفهان قابل تمايز بودند كه يكى شان بر تخريب بخش هايى از بافت تاريخى براى اجراى پروژه هاى نوسازى شهرى پاى مى فشرد و ديگرى در پى ايجاد تعادل ميان نوسازى و ضرورت صيانت از هويت فرهنگى ـ تاريخى شهر بود. بسته به طرز فكر مديريت شهردارى حوزه عمل هر يك از اين دو تعريف مى شد و گويا در تمام سال هاى دهه ۷۰ قرعه فال به نام گروهى افتاده بود كه ميانه خوبى با ميراث فرهنگى نداشتند. احداث برج جنجالى جهان نما در حريم ميدان نقش جهان، بلندمرتبه سازى در حاشيه زاينده رود و پل هاى تاريخى اش و تخريب آشكار برخى آثار تاريخى مانند حمام ۳۰۰ ساله خسرو آقا حاصل قدرت يابى اين گروه در شهردارى اصفهان بود. در اين سال ها تخت فولاد نيز سرنوشتى مشابه ساير يادگارهاى گذشته داشت و يكى از سخت ترين دوره هاى تاريخى خود را مى گذراند.
حتى آنجا كه برخى از مقابر و تكاياى موجود در تخت فولاد مرمت مى شد، اين مرمت به شدت بحث برانگيز و توأم با مناقشه جلوه مى كرد. در سال ۱۳۸۰ كارشناسان سازمان ميراث فرهنگى (سابق) پس از بازديد تخت فولاد به معاونت پژوهشى اين سازمان گزارش دادند كه اولاً مرمت تعدادى از بناها هيچ ضرورتى نداشته و ثانياً بسيارى از مرمت ها كاملاً غيراصولى و فارغ از روش هاى كارشناسانه است. در واقع سازمانى كه به طور قانونى مسؤول حفظ و احياى بناهاى تاريخى كشور بود، نه فقط با خرابى هاى صورت گرفته، بلكه با مرمتها و بازسازيها نيز هيچ موافقتى نداشت. از جمله مديريت وقت مجموعه تاريخى، فرهنگى و مذهبى تخت فولاد با از بين بردن كف سازى قديمى گورستان، سنگ قبرها را از ميان آجر فرشها بيرون كشيده و بر بسترى از سنگريزه يا شن و ماسه گذارده بود. شايد اين كار طبق نظر كارشناسى مديريت صورت پذيرفته بود، اما بديهى است كه در چنين حالتى امكان جابه جايى يا حتى سرقت سنگهاى قديمى وجود داشت.
از اين گذشته، مطابق گفته «محمدرضا نيل فروشان» مدير فعلى مجموعه تخت فولاد، مديريت قبلى حكم تخريب برخى از مقابر و بناهاى ارزشمند را از كميسيون ماده ۱۰۰ اخذ كرده بود. اكنون كه با تغيير رأى كميسيون مزبور، اين مقابر و بناها از خرابى نجات يافته اند و گاه به موزه و نمايشگاه بدل شده اند، مشخص مى شود كه ارزش تاريخى ـ فرهنگى آنها و توان بالقوه شان براى جلب گردشگران به چه ميزان بوده است.
به هر روى اين قبيل اقدامات در كنار ويرانى آثار و بافت تاريخى و ناتوانى نسبى سازمان ميراث فرهنگى (سابق) براى جلوگيرى از آنها، نهايتاً از سال ۱۳۸۱ به بعد طرف سومى را وارد ماجرا كرد كه همان رسانه ها و افكار عمومى بود و به شدت نسبت به تخريب ميراث فرهنگى اصفهان اعتراض داشت. اين اعتراضها كه با تغيير اعضاى شوراى شهر و مديريت شهردارى اصفهان همزمان شد، تا حدودى كفه ترازو را به نفع گروه حاميان بافت و آثار تاريخى سنگين كرد و گويا گورستان تخت فولاد نيز از حاصل خيزش افكار عمومى و تغيير مديريتها بى بهره نماند.
در حال حاضر وضع گورستان به مراتب بهتر از دو سال پيش است و ساماندهى مزارات و مرمت مقابر و تكايا به وضوح به چشم مى آيد. مهم ترين اين اقدامات تهيه نقشه دقيق گورستان و مستندسازى سنگ قبرها و بناهاى موجود است كه به گفته نيل فروشان پايه اى براى مطالعات و اقدامات بعدى خواهد بود و در عين حال امكان هرگونه تصرف غير مجاز در تخت فولاد را از ميان مى برد.
از اين گذشته تا پايان سال ،۸۲ اجراى دست كم ۳۵ پروژه مرمت، بازسازى و ساماندهى در تخت فولاد كليد خورده است كه مواردى از قبيل مرمت بناها، آزادسازى حريم گورستان، سنگ فرش محورها و كف سازى محوطه عمومى گورستان، نورپردازى آثار شاخص تاريخى، توسعه فضاى سبز و ايجاد فضاهاى خدماتى را در بر مى گيرد. اين پروژه ها يا به پايان رسيده يا بين ۱۰ تا ۹۵ درصد پيشرفت داشته اند.
مديريت مجموعه همچنين از ايجاد چند گنجينه و نمايشگاه در تخت فولاد خبر مى دهد كه يكى گنجينه آثار خوشنويسى و سنگ نوشته هاى تخت فولاد است و ديگرى يك عكس خانه. در هر دو اين گنجينه ها آثار مرتبط با تاريخ تخت فولاد به نمايش در مى آيند و در اولى سنگ نبشته ها و برخى سنگ مزارهاى با ارزش تخت فولاد نگاهدارى مى شوند. البته در جاى اصلى اين سنگها مولاژ آنها نصب مى گردد تا فضاى تاريخى گورستان دستخوش دگرگونى نشود. مجموعه اين اقدامات كه با پژوهش هاى يك تيم كارشناسى پيرامون تاريخ تخت فولاد صورت مى پذيرد، موجب شده تا اقبال گردشگران به تخت فولاد رو به فزونى رود. تخت فولادى كه هيچ گاه از مقاصد گردشگرى در اصفهان تلقى نمى شد، در تعطيلات نوروزى سال ،۸۳ حدود ۷۰ هزار بازديد كننده داشته است و گمان مى رود كه با پايان ساماندهى گورستان به ويژه ايجاد فضاهاى خدماتى و سرسبز نظير «باغ طوبى» اين تعداد باز هم افزايش بيابد.
بدين ترتيب گورستانى كه از يوشع نبى تا بابا فولاد حلوايى عارف و از ميرفندرسكى فيلسوف تا رؤساى ايل بختيارى و از بزرگترين فقهاى دوره قاجار نظير سيد العراقين تا جلال الدين همايى اديب و از تاج اصفهانى، استاد آواز تا بانوى مجتهده امين را در آغوش گرفته، مى رود تا پس از سالها فراموشى، غبار مرگ را از چهره خويش بزدايد و زندگى را از سر گيرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |