دوشنبه ۲۷ مهر ۱۳۸۳ - ۳ رمضان ۱۴۲۵
Mon, Oct 18, 2004
ويژه ۱
سال دهم - شماره ۲۹۴۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
آرشيو
ديدگاه
گفت و گو با نوعروس ۲۳ ساله كه به خاطر اسيدپاشى
در بيمارستان بسترى بود
• ويژه نامه « حوادث » اين
هفته را در صفحات ويژه بخوانيد.
جعفرى رئيس مجتمع خانواده (۱) تهران:
ديدگاه
جست وجوى علل بزهكارى هاى پرخاشگرانه
187038.jpg
عمومآً پس از وقوع جرايم عمده، افكار عمومى به هيجان مى آيد و مانند آنكه نخستين بار است كه چنان حادثه اى روى داده است واكنش نشان مى دهد. اين جرم عمده گاهى اختلاس چند ميليارد تومانى و گاهى قتل سريالى است. اما واقعيت اين است كه در برابر هر يك از جرايم مورد توجه افكار عمومى، روزانه ده ها جنايت و بزه سنگين روى مى دهد كه جلب نظر نمى كند، يا صدها و هزارها بزه كوچك تر اتفاق مى افتد كه حساسيتى را هم بر نمى انگيزد.اگر از عاملان جرم درباره انگيزه رفتار مجرمانه ارتكابى سؤال شود معمولاً آن را به مسائل بيرونى و محيطى نسبت مى دهند براى نمونه، فقر، بدرفتارى ديگران و ... اگر از عامه مردم درباره علت وقوع جرايم سؤال شود عموماً آن را به انگيزه اى در وجود فرد بزهكار مرتبط مى دانند، هر چند انگيزه مورد نظر آنان عموماً انگيزه اى ظاهرى است، براى نمونه: كسب مال بدون زحمت، طمع و...
بين پژوهشگران نيز جامعه شناسان و حقوقدانان عموماً محيط را عامل اصلى بزهكارى مى شناسند. با اين همه اكثر حقوقدانان با استناد به يك مفهوم آرمانى يعنى «اراده آزاد» بر اين باورند كه فرد بزهكار با اراده شخصى و آگاهى مرتكب جرم مى شود و اگر بخواهد مى تواند جرم را انجام ندهد.روانشناسان و روانپزشكان انگيزه هاى درونى و عمدتاً ناخودآگاه را عامل مهم در بزهكارى مى دانند.اين ديدگاه ها طبعاً از نظر سياست كيفرى و چگونگى برخورد با مجرم و روش هاى پيشگيرى و كاهش جرم با يكديگر متفاوت است. جامعه شناسان و جرم شناسانى كه گرايش جامعه شناسى دارند، كاهش جرم را با كاستن از بى عدالتى اجتماعى، ريشه كن كردن فقر و حقوقدانان كلاسيك كاهش جرم را به وسيله تنبيه و تهديد از طريق قانون عملى مى دانند. واقعيت اين است كه چنين روش هايى در ريشه كن كردن جرايم تأثير نداشته است و افزايش آمار بزهكارى در كشورهاى گوناگون مؤيد اين نظر است.ديدگاه علمى ديگر در درون فرد به جست وجوى علل بزه مى پردازد و در اين مورد روانشناسان، روانپزشكان و جرم شناسانى كه گرايش روانپزشكى دارند متفق القول هستند كه بخش عمده اى از مجرمان به علت نابهنجارى هاى عصبى ـ روانى مرتكب بزه مى شوند و انگيزه هاى ناخودآگاه بيمارگونه ناشى از نيازهاى روان نژندانه يا روانپريشانه عامل مهم ارتكاب جرم است و از اين رو به عوض جرم به مجرم تمركز دارند و مجرم را بيمارى مى دانند كه در اثر زمينه روانى ـ عصبى مستعد بزهكارى است، هر چند بروز اين استعداد منوط به وجودمحيط آسيب زا و يادگيرى از نمونه هاى نامناسب نيز است. بنابراين درمان انفرادى مجرم را كه مى تواند درمان دارويى يا روان درمانى يا درمان اجتماعى باشد (براى نمونه، دور كردن فرد مستعد بزهكارى از يك محله جرم زا) توصيه مى كنند.
در عين حال ذكر اين نكته ضرورى است، همانگونه كه در پزشكى هم هنوز بسيارى از بيمارى ها صعب العلاج يا حتى لاعلاج است و بيماران نياز به اقامت طولانى يا مادام العمر در بيمارستان دارند، در نظام عدالت كيفرى هم بسيارى از مجرمان اصلاح ناپذير به نظر مى رسند و محتاج به نگهدارى طولانى يا دائم در ندامتگاه ها هستند. بنابراين ديدگاه روانپزشكى كيفرى راجع به مجرمان، ديدگاه مبتنى بر تساهل نيست، بلكه مى گويد گاهى تنبيه مجرم مانند آن است كه فرد جذامى يا مسلول را تنبيه كنيد تا بيمارى از بدنش خارج شود و اين امر البته توجيه علمى و انسانى و اخلاقى ندارد. اين ديدگاه تأكيد دارد مجرم بايد تحت درمان و بازآموزى به روش علمى قرار گيرد. به همانگونه كه در پزشكى كسى را كه نخستين بار بيمار شده است بهتر و سريع تر از بيمار طولانى مدت مى توان درمان كرد، شايد بتوان بخش عمده اى از بزهكاران نوجوان و كسانى را كه براى بار نخست مرتكب جرم شده اند بدون نياز به زندان و با درمان مقتضى زير نظر روانپزشك معالجه كرد. ليكن اگر مجرمى در برابر اينگونه درمان مقاوم بود، آنگاه نه به عنوان تنبيه و انتقام جويى، بلكه براى مصون نگه داشتن جامعه، بايد وى را درمكانى مورد مراقبت قرارداد و اين مكان مى تواند نوعى بيمارستان روانى با ضريب حفاظتى بالا براى مجرمان روانى باشد.در كل توجه شايسته به علل زيستى ـ روانى ـ اجتماعى موجد جرم، اقدام مناسب براى پيشگيرى وكاهش بزهكارى خواهد بود.
گفت و گو با نوعروس ۲۳ ساله كه به خاطر اسيدپاشى
در بيمارستان بسترى بود
روزى هزار بار مى ميرم
• ويژه نامه « حوادث » اين
هفته را در صفحات ويژه بخوانيد.
187029.jpg
گروه حوادث: وارد اتاق بخش حاد كه مى شويم سه تخت در اتاق با سه زن جوان به چشم مى خورد. چشمانم به سرعت روى تابلوهايى كه با
گروه حوادث: وارد اتاق بخش حاد كه مى شويم سه تخت در اتاق با سه زن جوان به چشم مى خورد. چشمانم به سرعت روى تابلوهايى كه بالاى سر هر كدام از آنان است به جست وجوى زهرا نوعروسى كه با اسيد سوزانده شده است مى گردد.تخت زهرا كنار پنجره است. آرام نزديك مى شوم تا با او سر صحبت را باز كنم.
كنار تخت مى ايستم. چند لحظه اى سكوت فضاى اتاق را پر مى كند. از تختى كه روبروى تخت زهرا است، ناله هاى زن جوان ديگرى بلند است.
ـ چقدر صدا مى كنى، آرام باش!
اين نخستين جمله اى است كه زهرا به هم اتاقى اش مى گويد. و من در اين زمان سر صحبت با او را باز مى كنم.

> از آشنايى ات بگو.
ـ من دانشجو بودم. رياضى محض در دانشگاه آزاد و رامين مى خواندم. يك روز براى آمدن به خانه سوار تاكسى شدم. او راننده تاكسى بود. سر صحبت را باز كرد و متوجه شد كه من دانشجو هستم. گفت من هم رشته روانشناسى در دانشگاه شما درس مى خوانم. چند روز بعد او را در دانشگاه ديدم. مدتى گذشت هر روز او به دانشگاه مى آمد و من ديگر اطمينان پيدا كرده بودم كه او دانشجو است. بعد از اين مدت سر صحبت را دوباره با من باز كرد و گفت: قصد ازدواج با مرا دارد و به من علاقه مند شده است.
> تو چه گفتى؟
ـ گفتم فعلاً قصد ازدواج ندارم. ولى يك روز وقتى به خانه رفتم متوجه شدم مرا تعقيب مى كند و آدرس خانه مان را ياد گرفته است. به اين علت به خانواده ام موضوع را گفتم.
> واكنش خانواده ات چه بود؟
ـ مادرم گفت مخالفيم، و من به او گفتم كه دانشجوى روانشناسى است.
> چه زمان به خواستگارى ات آمد؟
ـ تقريباً هر روز در دانشگاه مى ديدمش و گاهى هم ناچار مى شدم براى آمدن از ورامين به تهران سوار تاكسى او شوم.
> به تو چه مى گفت؟
ـ مى گفت هر طور شده با تو ازدواج مى كنم.
>  در اين مدت چه شناختى از او پيدا كرده بودى؟
ـ فقط فهميده بودم كه در يك رستوران آشپزى مى كند و سن اش ۳۸ سال است.
> به خواستگارى آمد؟
ـ بله! تنها يى به خواستگارى ام آمد. پدر و مادرم مخالفت مى كردند. مى گفتند از نظر سنى به تو نمى خورد.
> كى فهميدى دانشجو نيست؟
ـ بعد از مدتى فهميدم كه دانشجو نيست.
> به او اعتراض نكردى؟
ـ چرا گفتم چرا دروغ گفتى. گفت به خاطر علاقه ام به تو.
> بعه چه شد؟
ـ ديگر او براى ازدواج پافشارى مى كرد. هر روز و هرشب سر كوچه و كنار خانه ما ايستاده بود و به پدر و مادرم مى گفت كه هر طور شده با زهرا ازدواج مى كنم. او با همين اصرارها و حرف هايش پدر و مادرم را وادار به اين ازدواج كرد.
> هيچ وقت نپرسيدى كه چرا والدين و خانواده اش براى خواستگارى نمى آيند؟
ـ مى گفت برسر مال و اموال و مغازه اختلاف دارند. مى گفت مى خواهند به زور دخترى از نزديكان را به او بدهند.
> بعد از ازدواج چطور فهميدى زن دارد؟
ـ شب ها موبايل اش زنگ مى خورد. و حرفهايى مى زد كه مشكوك شده بودم براى همين بود كه به ديگر حرف هايش مشكوك شدم ظهرها وقتى دير مى آمد و مى گفت فلان جا رفته ام تحقيق مى كردم و مى ديدم دروغ مى گويد. يكى دوبار دوستانش گفتند خانه ديگرى مى رود. من هم مشكوك شدم. تا اينكه يك بار در اتاق نبود موبايلش زنگ خورد جواب دادم و زنى از آن طرف خط به من گفت كه زن اوست و شوهرم بچه اى ۱۲ ساله دارد.
> چكار كردى؟
ـ اعتراض كردم. گفت اگر راستش را مى گفتم با من ازدواج نمى كردى و به من گفت خودت به خانواده ات بگو.
> با همسرش تماس نداشتى؟
ـ زنش مى گفت اين مرد خوك صفت است. او فريبكار است من ۱۲ سال به خاطر بچه ام اين زندگى را تحمل كرده ام و نمى توانم طلاق بگيرم. ولى تو طلاق بگير.
> بعد چه كار كردى؟
ـ خانواده ام به هم ريخته بود. اعصابم به هم ريخته بود و خودش با فشارهايى كه از طرف زنش وارد مى شد به من مى گفت طلاق بگير.
> مگر تو را دوست نداشت؟
ـ مى گفت ظاهرى طلاق مى گيريم بعد مخفيانه ازدواج مى كنيم و به خارج از كشور براى زندگى مى رويم. فكرم را با رفتارش خراب مى كرد مرا مى ترساند. ديگر تحمل نداشتم از او به جرم فريب در ازدواج شكايت كردم.
> در دادگاه خانواده چه شد؟
ـ مى گفت نمى دانسته در عقد نامه چه چيزى را امضا كرده است. آخر در عقدنامه نوشته كه زن ديگرى ندارم و امضا كرده است.بالاخره گفت كه بخشى از مهريه ات را مى دهم و بخشى را ببخش. راضى شدم در خانه پدرم بودم از ترس دانشگاه را مرخصى گرفتم. ولى تهديد مى كرد.
> كى طلاق گرفتيد؟
ـ ۶ مردادماه جدا شديم.
> بعد چه شد؟
ـ مزاحم مى شد. از او شكايت كردم. يكبار مرا به زور سوار ماشين اش كرد تا بدزدد، به جرم آدم ربايى شكايت كرديم.
> چه مى گفت؟
ـ مى گفت بايد با هم دوستى مان ادامه پيدا كند. براى اينكه مرا پيش خانواده ام بد كند به آنها مى گفت زهرا سر قرار با من آمده است. زهرا را ديده ام. با هم بيرون بوده ايم و از اين حرفها. مى گفت فكر خانواده ات را خراب مى كنم.
>خانواده اش با تو تماس نداشتند؟
ـ مادرش قبل از طلاق مى گفت اين پسر من نمى تواند تورا خوشبخت كند.
> در مورد روز حادثه بگو
ـ پنجشنبه از صبح يكى از اقوام، ما را براى سفره حضرت ابوالفضل دعوت كرد و ما ظهر به آنجا رفتيم. در آنجا مادر بزرگم گفت كه شوهر سابق ات با من تماس گرفت و گفت از شمال تماس مى گيرم و مى خواهم با او زندگى كنم. چند بار از طريق تلفن خانه مان هم مزاحم شده بود كه معلوم بود از كرج است. او با اين كارها مى خواست خيال مرا راحت كند كه تهران نيست وقتى مراسم سفره تمام شد ماچون در خانه مان بنايى داشتيم با عجله بيرون آمديم كنار ساختمان او را ديدم كه با يك پارچ در دست ايستاده، در يك لحظه مايع داخل پارچ را به من پاشيد و بعد به طرف ماشين پيكانى دويد كه كسى آن را رانندگى مى كرد. جيغ مى زدم و مى سوختم. يكى از همسايه ها مرا به آپارتمانشان برد و با ريختن آب كمى آرام تر شدم.
> چه قسمت هايى از بدن تو سوخته است؟
ـ صورتم كاملاً سوخت. هر دو دستم تا بالا، نيم تنه بالا، گردن، موهاى جلوى سرم، هر دو تا پا تا ساق پايم و چشمانم سوخت.
> الآن مى بينى؟
ـ نه مى بينم و نه نمى بينم. نمى دانم چه شده ۵ چشم پزشك من را معاينه كرده اند ولى كسى حقيقت را به من نمى گويد.
> الآن چه آرزويى دارى؟
ـ دلم مى خواهد دستگير شود و همان كارى را كه با من كرد با او بكنند. او دنيا را به روى من تاريك كرد پدرم پول ندارد مرا به بيمارستان مجهزتر بفرستد. من اينجا روزى هزار بار مى ميرم و زنده مى شوم. او مرا تباه كرد.
> چه توصيه اى براى دختران جوان دارى؟
ـ فريب نخورند. فريب ظواهر را نخورند. گول اين دوستى ها را نخورند و هرگز با اينگونه آدمها ازدواج نكنند.
> چه حرفى دارى؟
ـ دلم مى خواهد يا به حالت اول در بيايم يا اينكه بميرم. ديگر هيچ كس مرا نمى خواهد خواستگاران خيلى خوبى داشتم. چيزى كم نداشتم. خانواده ام خوب بود. دانشجو بودم اى كاش خانواده ام مرا تحمل كنند. اى كاش فراموشم نكنند از برادرم و خواهرم خيلى تشكر مى كنم. وقتى برادرم گريه كرد. دلم مى خواست مرده بودم. از پدر و مادرم عذر خواهى مى كنم و قول مى دهم كه جبران تمام اين تلخى ها و ناراحتى ها را بكنم.
جعفرى رئيس مجتمع خانواده (۱) تهران:
قوانين خانواده نياز به اصلاح دارد
گروه حوادث: مشكلات قانونى، قضات ومردم دربخش خانواده يكى ازمسائل مهمى است كه بايد با نگاهى تيز بينانه هرچه سريعتر دررفع كردن آن اقدام كرد. اين مشكلات درگفت و گو با رئيس بزرگترين مجتمع خانواده كشور مطرح شده است.
جعفرى ـ رئيس مجتمع قضايى خانواده (۱) ـ درگفت و گو با خبرنگار ما گفت: دراين مجتمع كه ۲۷ شعبه قضايى دارد ونيمى از تهران را پوشش مى دهد ماهيانه ۸ تا ۹ هزار پرونده مورد رسيدگى قرار مى گيرد وما در اين دادگاه به سه مقوله قوانين، ساختار وفرهنگ توجه مى كنيم.
وى اضافه كرد: درنظام قضايى وقانونى ما به اصل خانواده تأكيد شده است به طورى كه در اصل ۱۰ قانون اساسى به تقديس خانواده تأكيد شده است و خانواده جزء ۱۰ مسأله مهم كشور مورد تأكيد وبرنامه ريزى قرارگرفته است.
جعفرى گفت: بايد ببينيم كه چه بايد كرد تا خانواده مستحكم شود وقوانين وفرهنگ با اصل ۱۰ قانون اساسى آميخته شود. درشرع وتربيت اسلام به خانواده و تربيت فرزند و ازدواج واهميت خانواده تأكيد شده است.وى درمورد حقوق زنان گفت: دراصل ۲۱ قانون اساسى ازحقوق زنان حمايت شده است .
رئيس دادگاه خانواده (۱) درادامه در خصوص بخش مشاوره گفت: بايد به بحث مشاوره ، صلح و سازش در دادگاه خانواده بهاى بيشترى داده شود. اساس اسلام دربحث خانواده صلح وسازش بوده است به اين علت بايد سيستم مشاوره وگفت و گو را بيشتر توسعه دهيم. درهمين جا به مصوبه شوراى انقلاب فرهنگى درمورد تشكيل واحدهاى امداد دردادگاه خانواده اشاره مى كنم كه متأسفانه هرگز اجرا نشد.
وى گفت: درمجلس طرح مشاهده هاى خانواده دردستور كار است. بايد خانواده را از خط مقدم به عقب آورد. بايد اول گفت و گو ومشاهده شود و به عواقب طلاق و جدايى فرزند توجه كرد و مشكلات را با توجه علمى وگفت و گو حل كرد.
و ى اظهار كرد: كثرت كار دردادگاه خانواده باعث مى شود تا قاضى نتواند با مراجعان بيشتر حرف بزند ومردم دراين خصوص گلايه دارند. اين واحدهاى مشاوره توأمان مى تواند با شوراى حل اختلاف ازكار قضايى كاهش دهد وسياست توسعه گفت وگو با مردم كه سياست ماست تحقق مى يابد.
چون زن و شوهر نمى توانند با هم حرف بزنند مقدمه اختلاف در خانواده شده است.
و ى گفت: بايد بهاى بيشترى به مشاور زن داد. حضور زنان باعث انعطاف درسيستم مى شود. حضور زنان باعث مى شود تا زنان بتوانند راحت تر با هم حرف بزنند و مشكلاتشان را دردادگاه مطرح كنند. جعفرى درمورد حساسيت كار قاضى دادگاه خانواده گفت: نقش ممتاز قاضى دراين بخش قابل مقايسه با قسمت هاى ديگر نيست ما دراينجا با عواطف روبرو هستيم. درمسائل خانواده احساس وعاطفه نقش دارد و اين قاضى است كه درجمع مصالح ومنافع والدين وكودكان آنها بايد راهى را انتخاب كند كه هم قانونى باشد وهم منفعت بيشترى را در برداشته باشد. قاضى خانواده اگر نگاه اجتماعى نداشته باشد ودرقالب خشك مسائل را حل و فصل كند مردم توجيه نمى شوند.
وى گفت: كار دراينجا خسته كننده وپراسترس است . قاضى خانواده را بايد هميشه شاداب نگه داشت. مادراينجا با قاتل وكلاهبردار روبرو نيستيم با كسانى روبرو هستيم كه درحال انهدام هستند واگر قاضى نتواند درست كار كند با يك بحران مواجه خواهيم شد.
وى تأكيد كرد: فشار روى قاضى خانواده بايد كم شود تا وقتى كه روزانه بايد به ۱۵ پرونده رسيدگى شود قاضى خانواده فرصتى براى گفت و گو ندارد و ما اميدواريم با ايجاد شوراهاى حل اختلاف ويژه خانواده اين فشار را كم كنيم وبه سوى كيفيت بهتر برويم . قاضى خانواده درماه به ۳۳۰ پرونده رسيدگى مى كند كه سه برابر استاندارد كشور است.
رئيس خانواده (۱) گفت: درحال حاضر ۵ شعبه شوراى حل اختلاف ويژه خانواده تأسيس كرده ايم واميدواريم كه به ۱۰ شعبه افزايش يابد. دراين شعبات مشاوران زن هستند.
وى درخصوص اصلاح قوانين مربوط به خانواده گفت: بايد قوانينى تصويب كرد كه جامع ومانع باشد .
درقانون ماده ۲ محكوميت هاى مالى به ظاهر ازحقوق زن حمايت مى شود ولى بنياد خانواده با اين قانون برباد رفته است. زندانى كردن شوهر نتيجه اش فروپاشى خانواده است وبايد سريعتر اين قانون را اصلاح كرد.
وى ادامه داد: مردى كه شغل اش را با اين قانون از دست مى دهد ديگر كجا مى تواند همسرش را دوست داشته باشد. اين مشكل متأسفانه وجود دارد كه مردان به صورت تاريخى پرداخت مهريه را به زنان قبول ندارند.
ولى نتيجه شدت عمل در اعسار پرداخت مهريه تقسيطى به زنان است.
وى گفت: ابزار كيفرى و حبس را نبايد وارد حريم خانواده كرد. اينگونه بچه ها قربانى مى شوند. آغاز مطالبه مهريه نتيجه اش جز طلاق نيست.زن در اين قانون، مرد را گروگان مى گيرد و او را تسليم مى كند و مردان در بخش فرهنگى باور ندارند كه مهريه همسرشان دين آنان است.
جعفرى افزود: به نظر من اين قانون با اصل ۱۰ قانون اساسى مغايرت دارد. زن نبايد شوهر را بازداشت كند يا لااقل بايد محدوديت قائل شويم. اين قانون از سال ۵۳ بوده است ولى در آن زمان براى محدود كردن و بازدارندگى زن موظف به پرداخت هزينه زندان بوده است و من اميدوار هستم كه قانونگذار به فكر جدى براى اصلاح بيفتد.
وى گفت: با اين قانون مرد به ظاهر زندانى است و دادگاه ها نيز به اعسار روى آورده اند ومهريه زنان ۴۳ سال يا بيشتر و كمتر طول مى كشد تا پرداخت شود. آن شدت باعث رأفت ما شده است بايد سيستم شناسايى اموال طورى شود كه اين قدر هزينه ها صرف مسائل كيفرى نشود.
جعفرى در بخش ديگرى از سخنانش گفت: ماده واحده طلاق در همين مجتمع با چند رويه عكس هم در حال اجرا شدن است. اگر مردان درخواست طلاق كردند بايد همه حقوق زنان را پيش بينى كنند. قضات بدون درخواست و دادخواست در مواردى خود جهيزيه ـ مهريه، نفقه و ... را پيش بينى مى كنند و زنان از موارد قانونى بعضاً بى خبر هستند و نمى دانند كه بايد براى دريافت اين مسائل دادخواست بدهند. ما به اين علت در حال حاضر مشكلات زيادى داريم و اين قانون باعث شده است كه مردان متوجه شوند بر اثر درخواست طلاق بايد بار مالى زيادى را متحمل شوند.
وى گفت: در اين موارد حكم صادر مى شود ولى پيگيرى نمى شود و زن مى ماند با شوهرى كه با درخواست طلاق محبت را خشكانده و حاضر به دادن خرجى هم نيست. مردانى طلاق مى دهند كه يا پول دارند يا واقعاً قصد طلاق دارند و اين باعث شده اكثراً زنان درخواست طلاق دهند. بايد راه توافق در اين ماده واحده پيش بينى شود وگرنه ريشه نزاع اينگونه حل نمى شود.
جعفرى در مورد سن بلوغ و حضانت گفت: بلوغ دختران در ۹ سالگى و پسران ۱۵ سالگى مشخص شده است، ولى اين با واقعيت جامعه منطبق نيست. به دختران ۹ ساله قانون اجازه داده پس از طلاق والدين، خود يكى از آنان را براى زندگى انتخاب كندولى اگر درست فكر كنيم آيا دختر ۹ ساله توانايى انتخاب درست دارد؟ چطور در ازدواج ۱۳ سالگى شرط صحت ازدواج است؟
وى گفت: بايد در بخش بلوغ و حضانت كار شود. اگر قصد اصلاح قوانين را داريم بايد اين مشكلات حل شود. مطبوعات بايد در نقد قوانين فعال تر عمل كنند تا قوانين اصلاح شود.
رئيس مجتمع خانواده (۱) اظهار داشت: بايد عناصرى كه در فرهنگ سازى خانواده اهميت دارند كمك كنند و در بخش فرهنگى كشور بايد براى خانواده جايگاه تعريف كنيم زيرا براى داشتن جامعه شاداب بايد مشكل خانواده حل شود.
وى گفت: در كشور و در مسائل مختلف متولى زيادى داريم ولى در دستگاه خانواده هيچ چيز جز دادگاه وجود ندارد. يكى از جاهاى خالى در سيستم ما اين است كه براى خانواده بايد متولى درست كرد.
وى در مورد سياست دادگاه خانواده(۱) گفت: مطبوعات نقش مهمى دارند و ما با مطبوعات تعامل خوبى را آغاز كرده ايم. همچنين ما با مراكز علمى تعامل داريم. دستگاه قضايى بايد درها ر ا به روى مراكز علمى باز كند. در مراكز علمى روى خانواده كار شده است ولى اين اطلاعات مبادله نشده است. مطبوعات پل ارتباطى ما و اين مراكز هستند. بايد اين مراكز مرتبط شوند. نبايد بخل ورزيد. بايد با هم كار كنيم.
كوتاه و خواندنى
كروكديل به جاى حيوان خانگى
كارشناسان حيوانات وحشى در اسرائيل در جست وجوى صدها بچه كروكديل مى باشند كه پس از دزديده شدن به عنوان حيوانات خانگى فروخته شده اند علاوه بر آنكه ممكن است آنها به راه آب هاى كشور نيز وارد شوند.
اين كروكديل هاى آفريقايى كه تا ۷ متر رشد مى كنند حدود ۲ ماه پيش ازتخم بيرون آمده اند وتقريباً بلافاصله از يك مزرعه پرورش كروكديل درجنوب اسرائيل دزيده شدند. به گفته يك مأمور اداره پارك ها و طبيعت در اسرائيل اين كروكديل ها درعرض سه سال تا حدى بزرگ مى شوند كه بسيار براى انسان خطرناك مى باشند. آنان پس از يك سال مى توانند دست يك انسان راكامل بكنند.
پليس و مأموران محافظت ازحيوانات وحشى تاكنون ۱۰ كروكديل را در يك آپارتمان در مركز اين كشور پيداكرده اند درست در جاييكه اين بچه كروكديل ها در وان شنا مى كردند وغرق شده و وارد راه آب مى شدند.
در حال حاضر نگرانى از اين وجود دارد كه اين كروكديل ها وارد درياچه ها ورودخانه ها مى شوند و اين تهديد بزرگ و جدى براى مردم و محيط زيست مى باشند.
دزديدن هواپيما براى گشت شبانه
مرد جوانى كه براى گشت شبانه بر فراز آسمان فرانسه يك هواپيما را دزديده بود توسط پليس دستگير شد.على رغم تدابير شديد امنيتى ضدتروريستى در تمام كشورفرانسه اين مرد جوان وارد فرودگاه فرانسه شد و در حاليكه مست بوديك هواپيماى يك موتوره را دزديد وبا آن به پرواز درآمد. پليس فرانسه زمانى متوجه اين پروازغيرمجاز شد كه وى پس از نيم ساعت پرواز با تماس راديويى اعلام كرد كه مشكل كمبودسوخت دارد. بنابراين يك چرخ بال براى همراهى وى تا فرودگاه شارل دوگل فرستاده شد.در آنجا وى بلافاصله دستگير شد. آن جوان در حال حاضر بازداشت و تحت بازجويى قرار دارد.
دزد بدبو
پليس اسلواكى به دنبال يك سارق بانك است كه بوى بسيار بدى مى دهد. اين سارق درحاليكه ماسكى به صورت زده و بلوز سبزى پوشيده بود با اسلحه وارد يك بانك شد و ۱۴‎/۲۳۵ دلار را به سرقت برد. سخنگوى پليس آلفا تسووا گفت آنچه كه اين دزد پوشيده بود اصلاً براى كارمندان بانك مهم و موردتوجه نبوده است و فقط بوى بسيار بدى كه وى مى داده همه را متوجه خود كرده است. به گفته اين سخنگوى پليس هنوز مشخص نيست اين بو بخاطر پاگذاشتن اين دزد بر روى مدفوع يك سگ بوده است و يا وى در هنگام دزدى خود را خيس كرده بوده است.
حمله با اره برقى
يك مرد آلمانى كه سعى كرده بود مالك جديد منزلش را توسط بمب دست ساز و اره برقى بيرون كند توسط پليس دستگير شد.اين مرد ۵۲ساله ساكن هلبرا درخانه اش سنگر گرفته بود و وقتى كه مالك جديد به همراه دو مأمور پليس از راه رسيدند از آن سه نفر با بمب هاى دست ساز استقبال كرد.مأموران پليس بلافاصله به نيروهاى ويژه پليس خبردادند و زمانى كه اين نيروهاى ويژه به منزل مرد هجوم آوردند وى اره برقى اش را روشن كرد تا با آنها مقابله كند كه البته خيلى زود اين اقدامش سركوب شد.
بنا به گفته سخنگوى پليس، دو مأمور پليس مجروح شده اند. به گفته افسرپليس بريجيب باندرمن، آنان تا به حال با مواردزيادى از تغييرمالك منزل روبرو بوده اند ولى هيچ كدام به چنين درگيرى كشيده نشده بوده است. همچنين وى اضافه كرد كه آن مرد ۵۲ ساله به اتهام اقدام به قتل دستگير شده است.
يورش فيل هاى سيرك به يك خانه
يك مرد سوئدى پس از آنكه چهارفيل متعلق به سيرك ازدست مربيانش فراركرده و به حياط خانه اش هجوم آورده و خساراتى به بار آوردند به پليس شكايت كرد.ماتياس ليندل ۲۹ ساله اظهارداشت كه فيل ها به كلى باغ وى را خراب كرده اند، پس از آنكه فيل ها كه متعلق به يك سيرك آلمانى هستند از دست مربيان خود درحالى كه آنان فيل ها را از ماشين حمل آنان خارج مى كردند فراركردند.اين سيرك چادر خود را فقط چندفوت دورتر از منزل ليندل كه خارج از شهر هلسينگبورگ مى باشد برپاكرده است.آن مرد براى دريافت خسارت به پليس شكايت كرد درحالى كه افزود: كودك سه ماهه وى اغلب درهمان حياط در كالسكه اش خوابانده مى شود كه خوشبختانه درآن زمان او در داخل منزل بوده درغيراين صورت فاجعه اى واقعى رخ مى داده است.به هرحال پليس معتقداست كه هيچ جنايتى رخ نداده و نمى توان چندفيل را بخاطر كارى كه عمداً و از روى قصد انجام نداده اند، دستگيركرد.
دستگيرى پس از بيدارشدن از كما
مردى اهل نوادا آمريكا كه به تازگى پس از دوماه ازكما بيرون آمده بود توسط پليس دستگير و راهى زندان شد.
ريچارد مارتين ۳۷ساله بخاطر سعى درارتكاب قتل و آدم ربايى بازداشت شد پس از آنكه پليس اعلام كرد وى تعمداً با ماشينش كه همسروى نيز درآن بوده است تصادف كرده است.مارتين پس از تصادف كه در سى ام جولاى اتفاق افتاد به كما فرورفت اما همسر وى ترسا كه ازاين تصادف جان سالم به در برده است به بازجويان گفت كه همسرش او را به زور داخل ماشين سواركرده است. او چندين بار به پليس گفت كه همسرش قصد داشته وى را بكشد.درست روز قبل از تصادف مارتين و زنش اعلام ورشكستگى كرده بودند.
آتش سوزى توسط بزمجه
يك بزمجه خانگى باعث آتش سوزى عظيمى شد كه يك خانه را به كلى آسيب زد و باعث مرگ خودش و بسترى شدن يك گربه در بيمارستان حيوانات شد.
آتش سوزى زمانى اتفاق افتاد كه او يكى از حيوانات خانگى خانم لين رابينسون، از قفسش فرار كردو بر روى يك چراغ گرم كن كه بالاى قفسش آويزان بود پريد با افتادن آن چراغ بر روى زمين آتش سوزى به پا شد كه تقريباً  ۲۰هزار دلار خسارت به جاى گذاشت. به گفته بازرس آتش نشانى اين اولين بار نيست كه چنين آتش سوزى توسط يك بزمجه اتفاق مى افتد.خانم رابينسون و همسرش سركار بودند كه اين اتفاق مى افتد. مأموران آتش نشانى و همسايگان دو سگ، يك بزمجه ديگر و يكى از گربه ها را كه بر اثر دود مسوم شده بود را نجات دادند. يكى ديگر از گربه ها ناپديده شده است ولى مأموران معتقدند كه خيلى طبيعى است حيوانات از آتش سوزى فرار كنند.
خودكشى از طريق اينترنت
پليس ژاپن در حال بررسى پرونده خودكشى دسته جمعى است كه هفت نفر كه از طريق اينترنت با يكديگر آشنا شده بودند خودكشى كرده اند.چهار مرد و سه زن حدود ۲۰سال در حالى كه مرده بودند در ماشينى پارك شده در مينانو پيداشدند. پليس چهار گرم كننده زغالى درماشين پيدا كرده است در حالى كه پنجره ها از داخل كاملاً  بسته شده بودند و روى ماشين نيز با پلاستيك كاملاً  پوشانده شده بوده است.به گفته پليس تمام آنان به خاطر استنشاق گاز منوكسيدكربن مرده اند و همچنين آنان از طريق اينترنت با همديگر آشنا شده بودند. يكى از آن هفت نفر با فرستادن پست الكترونيكى به يكى از دوستانش به وى گفته بوده كه قصد دارد خودكشى كند.
پليس هيچ ردپايى از قتل پيدا نكرده است. خودكشى از طريق اينترنت از سال۲۰۰۳ شروع شده است و تا به حال ۳۴نفر از اين طريق خود را از بين برده اند.
قلب جديد در روز عروسى
روز دوم ا كتبر براى استيون دلكا روز بزرگى بود ولى او از ميزان اهميت آن باخبر نبود. او درست چند ساعت پس از ازدواج با همسرش تحت عمل پيوند قلب قرار گرفت.
كمى بعدازظهر دلكا ۵۱ساله خبردار شد كه يك قلب براى پيوند وى وجود دارد و او بايد بلافاصله به بيمارستان برود.بنابراين اين زوج مجبور شدند كه زمان مراسم عروسى شان را يك ساعت زودتر انجام دهند و بنابراين شروع به تماس با مهمانان گرفتند. خانم دلكا معتقد است كه با وجودكوتاه بودن مراسم و عجله اى كه در انجام آن داشتند مراسم بسيار خوب و به ياد ماندنى بود. بلافاصله پس از انجام مراسم دلكا به بيمارستان رفت در حالى كه عروس نيز وى را همراهى مى كرد.
سوپ مرغ به جاى واكسن سرماخوردگى
افرادى كه به كلينيك محلى در مينوسوتاى آمريكا براى تزريق واكسن سرماخوردگى رفته بودند به جاى واكسن، دارويى قديمى براى سرماخوردگى دريافت كردند.حدود بيست نفر از افرادى كه روز جمعه براى تزريق واكسن به اين كلينيك رفتند با يك ظرف سوپ و يك بسته دستمال كاغذى به خانه برگشتند.نيك ماريوتى يكى از مسؤولين كلينيك گفت اول اين كار يك شوخى به نظر مى رسيد اما آنان با كمبود واكسن روبرو بودند. ماريوتى تصميم گرفت كه سوپ مرغ تهيه كرده و زمانى كه مردم براى تزريق واكسن مى آيند به جاى واكسن به آنها سوپ بدهد. بيشتر مردم با رضايت آنجا را ترك كردند. به گفته ماريوتى اين بهتر از هيچ چيز است.
آتش سوزى به خاطر بوى بد

پيرزن ۶۳ ساله ساكن آمريكا به خاطر آتش سوزى عمدى در جعبه نگهدارى گربه اش توسط پليس دستگير شد.مارى آدلين به خاطر ايجاد آتش سوزى در آپارتمان خود كه مدعى است به علت خسته شدن از بوى بدآن جعبه انجام داده است بازداشت گرديد. قاضى جورج ال. وود براى عمل وى وثيقه ۵۰ هزاردلارى تعيين كرد و او را به معاينه سلامت روان فرستاد.
شاهين گمشده به شكارچى حمله كرد
دن اريكسون كه از شكار غاز برمى گشت توسط يك شاهين مورد حمله قرار گرفت.
آن شاهين گرسنه با يك ضربه از پشت سر اريكسون را به زمين انداخت. اين شكارچى ناچار شد كه غاز را بر روى زمين بيندازد و اسلحه اش را به طرف شاهين نشانه برود كه در همان لحظه پسر ۱۲ساله وى كه همراهش بود متوجه تكه چرمى كه به پاى پرنده بسته شده بود مى شود.
آنطور كه مشخص شد آن شاهين دست آموز از دست صاحبش در كانادا فرار كرده است. بنابراين شكارچى اجازه داد تا شاهين با خوردن آن غاز مرده دلى ازغذا درآورد و در همان حال آن را نيز با انداختن يك كوله پشتى برويش بگيرد.آن شكارچى به كمك مأموران سازمان منابع طبيعى شاهين را به صاحبش بازگرداندند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |