|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
راهكارهاى بالابردن روحيه و بهبود روابط
سيد محمد پاكزاديان ـ روانشناس بالينى ۱ـ لبخند زدن: لبخند زدن چراغ سبز رابطه باز است، برخلاف ترشرويى كه شهامت برقرارى رابطه را از افراد مى گيرد، با لبخند زدن به فرد اجازه مى دهيم با ما رابطه برقراركند و هراسى نداشته باشد. ۲ ـ احترام: احترام به معناى پذيرش طرف مقابل، همانگونه كه هست. اين باعث امنيت خاطر فرد شده و به رابطه خوب مى انجامد، برخلاف بى احترامى كه در آن سعى مى كنيم فرد را ابطال نموده و باب ميل خودمان تغيير دهيم و فرد احساس تحقير و احساس عدم امنيت كرده از ما گريزان مى شود. ۳ ـ قدردانى و تشكر: برخلاف طلبكارى، قدردانى و تشكر باعث انتقال اين پيام خوب به فرد مى شود كه ما آدم سپاسگزارى هستيم و در روابط با ما اگر چيزى به دست نياورد چيزى هم از دست نخواهدداد. ۴ ـ تشويق و تعريف: برخلاف عيب جويى و انتقاد، با تشويق و تعريف نيز اين پيام را به فرد القا مى كنيم كه به تو انرژى مى دهيم و به شكوفايى تو كمك خواهيم كرد و در پيشرفت تو منعى ايجاد نخواهيم كرد. ۵ ـ محبت كردن: برخلاف بى عاطفه بودن كه دوگانگى را القا خواهدكرد، با محبت كردن به همكار، رئيس، مرئوس، خود را كنار وى و همسو با وى و هم هدف با وى و پشتيبان وى قرارخواهيم داد. ۶ ـ توجه كردن: باتوجه كردن به فرد مى فهمانيم كه خودش، كلامش وشخصيت وى براى ما مهم است، برخلاف بى توجهى كه همه چيز از جمله شخصيت فرد را ناديده مى گيريم. ۷ـ درك و تفاهم: با درك و تفاهم به فرد القا مى كنيم كه با وى همسو و هم جهت هستيم برخلاف اختلاف كه ما را در مقابل فرد قرارمى دهد. ۸ - خوب گوش كردن: با خوب گوش دادن به فرد اين پيام را مى فرستيم كه كلام تو، تجربيات تو نهايتاً شخصيت تو برايمان مهم است. در مقابل بى توجهى كه بى ارزشى را به فرد القا مى كنيم. ۹ـ نظم و ترتيب: نظم و ترتيب آرامش ايجاد مى كند، در مقابل بى نظمى و به هم ريختگى اضطراب آور است. ۱۰ ـ ورزش و تفريح: با ورزش و تفريح روح و جسم خودرا ساخته، اندام خود را متناسب مى سازيم و كسالت و سستى را از خود دور مى كنيم. ۱۱ ـ افزايش ميزان ظرفيت و تحمل خود: مى توان با تكنيك هايى مثل سراب دريايى بدون اينكه در مقابل انتقاد ديگران جبهه بگيريم آنها را پذيرفته از خود عبور دهيم و انرژى خود را صرف جدال با همكاران نسازيم. ۱۲ـ سعى درجلوگيرى ازتظاهر: دروغ وتظاهر معمولاً دروغ وتظاهر ديگرى را مى طلبد و سيكل معيوب طى مى شود ودرفرد احساس گناه ايجاد مى كند وانرژى روانى فرد را به هدر مى دهد. ۱۳ـ سعى درجلوگيرى ازعجله وشتابزدگى دركارها: عجله وشتابزدگى دركار معمولاً باعث تضعيف تمركز فرد شده، سلامت كار را زير سؤال مى برد واطمينان وآرامش را ازفرد مى گيرد. ۱۴ـ پرهيز ازمقايسه خود با ديگران : هركدام ازما از نظر هوش، استعداد، تواناييها، جايگاه وموقعيتى كه داريم منحصر به فرد هستيم و تواناييهاى مان با ديگران فرق مى كند پس نتيجه مادى ومعنوى زندگى مان نيز با ديگران متفاوت خواهد بود. مقايسه تمامى فاكتورها ميسر نيست لذا نتيجه را با ديگران مقايسه نكنيم كه باعث تضعيف روحيه خود گرديم. ۱۵ـ با خود رابطه خوب داشتن: خودمان را بپذيريم وبه خودمان احترام بگذاريم. ۱۶ـ خودگويى هاى منفى را كم كردن: ما بدشانسيم، ما محكوميم، سرنوشت غم انگيزى داريم، همه درصدد تضعيف ما هستند واين جور جملات را به كار نبريم. ۱۷ـ خودگويى هاى مثبت را زياد كردن: به خود اميدوارى بدهيم، هميشه هم موقعيت به ضررما نبوده، دراكثر مواقع خوب عمل كرده ايم، خود را تشويق كنيم. ۱۸ـ براى خود انگيزه فراهم كردن: سعى كنيم به يادگيرى هاى جديد بپردازيم و خود را شكوفا كنيم، به كامپيوتر، اينترنت، به موسيقى، به ورزش ، به گل كارى، به تفريح جديد. ۱۹ـ خود را به خلاقيت تشويق كردن: سعى كنيم لحظه به لحظه تازه تر ونوتر عمل كنيم، كارمان را، حرف مان را، حتى كلمات مان را متفاوت ازدفعه قبل ادا كنيم. ۲۰ـ سعى در احساس مفيد بودن ومددكار بودن: با كمك به ديگران هم عاطفه مثبت آنها را برمى انگيزانيم ودرآنها احساس خوشايند ايجاد مى كنيم وهم عزت نفس خود را بالا مى بريم ودركل اجتماع مان را مى سازيم.
|
|
|
|
|
حديث عشق
رسول خدا(ص): هنگامى كه گناهان انسان زياد شود و در زندگى خود آنقدر كار نيك نداشته باشد كه گناهانش را جبران كند خداوند او را به غم و اندوه گرفتار مى كند تا رنج آن غمها گناهانش را جبران كند. رسول اكرم (ص) :خداوند براساس حكمت و فضل خود، آسايش و شادى را در يقين و رضاى انسانها قرار داده و غم و اندوه را در ترديد و نارضايتى انسان نهاده است. رسول اكرم (ص): از خدا بترسيد و ميان فرزندان خود عادلانه رفتار كنيد، همان طور كه دوست مى داريد با شما به نيكى رفتار كنند.
|
|
|
|
|
ايست
|
|
|
هجوم بوقهاى گوشخراش به اعصاب مردم صوت يك موهبت الهى است، اما اين موهبت اگر در زمان و مكان نامناسب و خارج از حد تحمل انسان به كار گرفته شود، به يك نوع آلودگى آزار دهنده تبديل مى شود. صداى بوق اتومبيل ها، آلودگى صوتى شايع در جوامع شهرى و بخصوص شهرهاى بزرگ است. در اين مورد ۲ نكته حائز اهميت است: اول، استفاده از بوقهاى غيرمجاز يا غير استاندارد و دوم چگونگى استفاده از بوق. توليد كنندگان و وارد كنندگان وسايل نقليه موتورى موظفند هنگام ساختن و توليد و يا وارد كردن وسايل موتورى و قطعات آنها (لاستيك، بوق، لنت ترمز، انواع ياتاقان و بلبرينگ) استانداردها و حد مجاز آلودگى صوتى حاصل از اينگونه وسايل كه توسط سازمان حفاظت از محيط زيست در اختيار آنان قرار گرفته را رعايت كنند. اما با اين وجود، ما شاهد وجود بوقهاى غير استاندارد فراوان در سطح شهر هستيم؛ اين روزها مقابل بعضى از باطرى سازى ها، خودروها براى تبديل بوق مجاز خودرو به غير مجاز صف كشيده اند. هر چه گوش خراشتر بهتر. موتوسيكلتها هم به بوقهاى غير مجاز روى آورده اند، بعضى از اتوبوسها هم با بوق در خيابان ها نعره مى زنند و گاهى صداى بوق قطار از اتوبوسها شنيده مى شود. اين است آشفته بازار بوق در شبكه حمل و نقل كلانشهرهاى كشورمان به قيمت فرسودگى اعصاب و به خطر افتادن سلامتى مردم. «آيا بهتر نيست شهروندان از اين وسيله اخبارى جز در موارد مجاز و ضرورى استفاده نكنند» .
|
|
|
|
|
چراغ سبز
|
|
|
ببينيد و ديده شويد هنگامى كه در هواى آفتابى رانندگى مى كنيد روبرو و اطراف خود را به خوبى مى بينيد و قادر به تشخيص كليه اجسام و اشياء در مسافتهاى دور هستيد. اما اگر در هواى ابرى در حال رانندگى باشيد كاملاً مشخص است كه حوزه ديد شما و قدرت تشخيص اجسام از روبرو كاهش پيدا مى كند. علت اين امر تيرگى آسمان و كم شدن نور تابشى به اشياء و اجسام موجود در جاده و خيابان و اطراف آن است. اگر در خيابانى كه روشنايى كافى ندارد رانندگى كنيد، متوجه مى شويد كه قدرت ديد شما به شدت پايين آمده است و چنانچه با نور بالاى اتومبيل خود، عابر پياده اى را كه لباس تيره به تن دارد شما از فاصله نزديك مى توانيد ببينيد و اين فاصله براى ترمز كردن خيلى دير است بخصوص اگر سرعت شما زياد باشد. هنگامى كه روشنايى روز به پايان مى رود، رانندگان بايد چراغ وسيله نقليه خود را روشن كنند و منتظر تاريكى كامل نمانند. صرفه جويى در اين زمينه و يا بى توجهى ممكن است عواقب جبران ناپذيرى به دنبال داشته باشد. فراموش نكنيد كه يكى از خطرناكترين مواقع رانندگى، شامگاه و سحرگاهان يعنى زمانى كه هوا به اصطلاح، گرگ و ميش است و همه چيز اشتباه مى شود و رنگها غالباً با هم مخلوط مى گردد. بنابراين بايد دقت را دو چندان كرد. رعايت اين نكات ساده مى تواند تا حدود زيادى از تصادفاتى كه ناشى از ديد ناكافى است جلوگيرى نمايد. يك اصل مهم را به هنگام عبورومرور به خاطر بسپاريد «ببينيد و ديده شويد»
|
|
|
|
|
چراغ قرمز
|
|
|
زمان سفر سفرهاى طولانى با اتومبيلهاى فرسوده در جاده ها و شهرهاى بزرگ، خستگى روانى و جسمانى و تحريك پذيرى و واكنشهاى آنى و ناخواسته رانندگان را به دنبال دارد. برخى از رانندگان، بدون خويشتندارى، درگيرى هاى لفظى و بدنى دارند و آن دسته نيز كه خويشتندار هستند، به محض ورود به خانه و محل كار ناراحتى خود را سر قربانيان بيگناهى خالى مى كنند كه در به وجود آوردن عصبانيت آنها هيچ نقش نداشته اند. بعضى از رانندگان حمل و نقل عمومى كه به دليل مشكلات مالى و شخصى، ساعات طولانى كار مى كنند و ناگزير از سفرهاى يكنواخت و مسيرهاى يكسان هستند، آنقدر خسته و فرسوده مى شوند كه براى يافتن انرژى كاذب و افزايش قدرت تحمل خويش در دامهاى ديگرى گرفتار شده و مشكلاتشان چند برابر مى شود. در صورتى كه استفاده از تسهيلات گرمايى خنك كننده و تهويه در وسيله نقليه، پخش موسيقى آرام بخش هنگام رانندگى، كاهش ساعات طولانى كار رانندگان اتوبوس و تاكسى، رانندگى در مسيرهاى متنوع، به ويژه تغيير مسير رانندگان حمل ونقل عمومى شهرى، آموزش شيوه ها و فنون تمدد اعصاب و آرام سازى براى استفاده از آن در ترافيك هاى سنگين، آموزش فنون خويشتندارى بهنگام عصبانى شدن و آشناسازى رانندگان اتوبوسرانى و تاكسيرانى با علل پرخاشگرى و راههاى پيشگيرى از آن از جمله راه حل هاى مقابله با اين ناراحتى هاست.
|
|
|
|
|
پلاك جديد
طرح ملى تعويق پلاك از آبانماه سال۸۱ افتتاح شد اين طرح ابعاد و زواياى زيادى دارد مهمترين شاخصه اى كه در طرح ملى تعويض پلاك خودرو وجود دارد جابه جايى كليه عمليات و اقدامات مربوط به سابقه تخلفات از خودرو به مالك است در واقع در سيستم قبلى اصل «خودرو محورى» حاكم بود و كليه عملياتهاروى آن متمركز بود ولى در طرح جديد تعويض پلاك خودرو «فرد محورى» جايگزين شده است و كليه فرآيندهاى بعدى روى فرد مالك متمركز مى شود همه تخلفات به نام فرد ثبت مى شود، خدمات خودرويى بسيار سريع و دقيق در هر نقطه از كشور قابل حصول است. خودروهاى فرسوده، داراى پلاك جعلى، سرقت، بلاصاحب شناسايى و تعيين تكليف خواهند شد، جعل اسناد و مدارك هويتى خودروها كاهش يافته و نقل و انتقال در حضور پليس است، معاينه فنى خودروها به موقع انجام مى شود و از آلودگى هوا كم مى شود. از اين شماره به هر يك از ويژگى هاى طرح ملى تعويض پلاك كشور اشاره مى كنيم. ويژگى هاى طرح ملى تعويض پلاك كشورى۲ مرحله دوم طرح ملى تعويض پلاك خودرو ازمورخ۸۳/۷/۲۵ در سراسر كشور آغاز خواهد شد. در اين مرحله كليه خودروهاى شخصى و عمومى مدل ۸۰ ۸۱، و ۸۲ كه قصد نقل و انتقال دارند مى بايست قبل از ثبت نقل و انتقال سند برگه تأييديه از مراكز خدمات خودرويى دريافت و همزمان نسبت به تعويض پلاك و دريافت پلاك جديد به نام خريدار اقدام و سپس به دفاتر اسناد رسمى مراجعه نمايند. مدارك لازم جهت تعويض پلاك خودروها هنگام نقل وانتقال: > اصل شناسنامه و شماره ملى مالك خودرو > مدارك مربوط به احراز مالكيت خودرو از قبيل كارت مشخصات و سند مالكيت خودرو و سند كارخانه اى براى خودروهاى ساخت داخل > اصل بيمه نامه شخص ثالث و كارت معاينه فنى (براى خودروهاى مدل۸۱ و ۸۲ اخذ كارت معاينه فنى الزامى نيست) > اصل گواهى عدم خلاف > مدارك احراز محل سكونت مالك خودرو
|
|
|
|
|
ازدواج زير سن قانونى
|
|
|
\ مهين دخت داوودى ـ معاون قضايى رئيس كل دادگسترى استان تهران و معاون خانواده (۲) ـ زوجين براى ازدواج و تشكيل زندگى مشترك بايد واجد شرايطى باشند كه قادر به مسؤوليت پذيرى و اداره امور زندگى و انجام تكاليف خانوادگى و زناشويى باشند و بايد شرايط جسمى و روحى لازم را براى قبول اين مسؤوليت داشته باشند، به همين جهت قانونگزار از جمله شرايط صحت نكاح قابليت ضمنى براى امر ازدواج ذكر كرده است و اين مطلب در فصل دوم از كتاب هفتم در قانون مدنى پيش بينى شده است. به موجب ماده ۱۰۴۱ قانون مدنى عقد نكاح دختر قبل از رسيدن تا سن ۱۳ سال تمام شمسى و پسر قبل از رسيدن به سن ۱۵سال تمام شمسى منوط است به اذن ولى به شرط رعايت مصلحت با تشخيص دادگاه صالح. بنابراين چنانچه دختر يا پسرى بخواهد بنا به مصالحى قبل از رسيدن به اين سنين با اذن پدر يا جد پدرى ازدواج نمايند بايستى به دادگاه صالح كه همان دادگاه خانواده است مراجعه و با تقديم دادخواست از دادگاه كسب اجازه نمايند. و دادگاه با رسيدگى هاى لازم و تأييد مراجع پزشكى «پزشكى قانونى» در خصوص احراز رشد و آمادگى جسمانى و ساير شرايط براى قبول اين مسؤوليت و اينكه ازدواج به مصلحت نامبرده مى باشد يا خير درخواست اجازه ازدواج را قبول يا رد بنمايد. در مورد ازدواج دختران، اصولاً ازدواج دوشيزه باكره در هرسنى، به موجب شرع و مستنداً به مواد ۱۰۴۱ و ۱۰۴۳ قانون مدنى بايستى با اذن و اجازه پدر يا جد پدرى باشد و چنانچه پدر يا جد پدرى بدون علت موجه از دادن اجازه مضايقه كند، اجازه او ساقط شد، و در اين صورت دختر مى تواند با معرفى كامل مردى كه مى خواهد با او ازدواج نمايد و با اعلام شرايط نكاح و ميزان مهرى كه بين آنان مقرر شده، پس از اخذ اجازه از دادگاه خانواده به دفتر ازدواج مراجعه و اقدام به جارى نمودن صيغه نكاح وثبت ازدواج نمايد و اگر پدر يا جد پدرى در محل نباشند و يا امكان اخذ اجازه از آنان نباشد و دختر احتياج به ازدواج داشته باشد، مى تواند اقدام به ازدواج نموده وليكن ثبت اين ازدواج در دفترخانه منوط به احراز موارد ذكر شده در دادگاه خانواده است. اما اگر دخترى به سن رشد رسيده باشد سن او بالاتر از ۱۳سال تمام باشد و پدر و جد پدرى او در قيد حيات نباشند براى ازدواج نيازى به اخذ اجازه از دادگاه ندارد. ولى چنانچه دختر، سن ۱۳ سال تمام نرسيده باشد براى اخذ مجوز بايد به دادگاه خانواده مراجعه و درخواست خود را تقديم و همانطور كه قبلاً ذكر گرديد دادگاه پس از رسيدگى هاى قانونى و تشخيص مصلحت دختر اجازه لازم را صادر بنمايد.
شيوا از مدرسه به خانه كه رسيد با شلوغى جلوى در خانه شان چندلحظه اى ايستاد و بعد شروع به دويدن كرد. چه اتفاقى افتاده بود كه خانه شان تااين اندازه شلوغ بود. بوى دود و سوختگى مى آمد. چندتن از زنان همسايه با ديدن شيوا جلوى او را گرفتند. ـ شيوا بيا برويم خانه ما. شيوا ۹سال بيشتر نداشت. پدر،مادر و برادر كوچكش در آتش گرفتن خانه سوخته بودند. دخترك چقدر يك دفعه تنها شده بود. جز خاله حميده هيچ كس رانداشت. پدرش تنها فرزند بود. آرزو مى كرد كه بابابزرگ زنده بود و لااقل او دست پر محبت اش را به سر او مى كشيد ولى اين آرزو تنها آرزويى دست نيافتنى بود. خاله حميده خودش هفت بچه قد ونيم قد داشت و شوهر خاله اش هر چند مردى مهربان بود ولى به سختى مخارج اين زندگى پرعائله را مى كشيد. شيوا براى جبران ماندن در خانه خاله به او در كارهاى خانه و بچه دارى كمك مى كرد روزها مى گذشت و شيوا به گذشته فكر مى كرد. دلش مى خواست پدرش يا مادرش زنده بودند.دلش مى خواست در خانه كوچك خودشان بزرگ مى شد. خاله و شوهرش به او خوبى مى كردند ولى كسى نمى توانست جوابگوى دلتنگى هاى او باشد. شيوا روز به روز بزرگتر مى شد. هر چه زمان مى گذشت او سعى مى كرد مرگ تلخ و آتشى را كه در خانه شان افتاده بود از ياد ببرد، ولى انگار اين مسأله هيچ وقت اتفاق نمى افتاد. دوسال گذشته بود. در اين دوسال به هر چه كه خاله و شوهرش گفته بودند گوش كرده بود. خاله به اندازه اى به توانايى هاى او اعتقاد داشت كه اكثر روزها بچه ها را به او مى سپرد و براى انجام خريد ازخانه بيرون مى رفت. شيوا در مدرسه دخترى سر به راه و آرام بود. كمتر دوست داشت و تنهادرگوشه اى روزها كز مى كرد و به فكر فرو مى رفت. دستانش با دست بقيه همكلاسى هايش فرق داشت. چهره اش رنگ پريده بود. هيچ كس را نداشت كه مانتواش را اتو كند و برايش در كيف مدرسه تغذيه بگذارد. شيوا نمى خواست اين تفاوتها را ببيند. اين مسأله او را به شدت آزار مى داد. در درس و مدرسه زياد موفق نبود. در مدرسه جز اندوه هيچ چيز ديگر احساس نمى كرد. آن روز ظهر وقتى از مدرسه به خانه خاله رسيد، تصميم اش را گرفته بود. بعد از شستن ظرفهاى ناهار وخواباندن بچه هاى خاله، به اتاق پشتى رفت. خاله مشغول خياطى كردن بود. ـ خاله! زن جوان سرش را از روى پارچه گله دار برداشت. ـ چى شده؟ ـ من ديگر نمى خواهم مدرسه بروم . ديگر نمى خواهم درس بخوانم. خاله پارچه گلدار را كنارگذاشت. ـ ولى شيوا پدرت آرزو داشت كه تو درس بخوانى و به جايى برسى. مادرت هم همين آرزو را داشت. ـ ولى آنها كه نيستند. من هم آرزو داشتم كه آنها باشند و درس خواندن مرا مى ديدند. نصيحت هاى خاله و شوهرش فايده اى نداشت. شيوا ديگر نمى خواست به مدرسه برود. از صبح روز بعد او از صبح به كارهاى خانه مى پرداخت و كنار دست خاله، خياطى ياد مى گرفت. حالا ديگر او دخترى ۱۱ساله شده بود. شيوا با يك سينى چاى وارد اتاق پشتى شد. زنى ميان سال در حال پرو لباس اش بود. سلامى كرد و نشست. از نگاههاى كنجكاوانه زن كمى سرخ شد وبعد از اتاق بيرون رفت. شب وقتى چراغ راخاموش كرد، صداى خاله را شنيد كه در اتاق كنارى با شوهرش حرف مى زد. ـ نسيم خانم امروز براى پرو لباس اش آمده بود، شيوا را براى پسرش خواستگارى كرد. پسرش هم ۱۹سال دارد و كناردست مغازه پدرش كارمى كند. پدرش آدم خوبيه. نظر تو چيه؟ ـ نظر خود شيوا مهم است. شيوا از اينكه مسؤوليت زندگى جديدى را بر عهده بگيرد هراس داشت. به خودش كه در آينه نگاه مى كرد، احساس مى كرد خيلى كم سن و سال تر و كوچكتر از آن است كه لباس عروس بپوشد. خاله اما روى اين وصلت پافشارى مى كرد. ـ دخترى مثل تو و شرايطى كه دارى خيلى كم شانس ازدواج باخانواده اى حسابى را دارد اينها خانواده خوبى هستند، مادرش آدم دلسوزى است. حيف است كه خودت بادست خودت به اين شانس پشت كنى. شيوا به هر تصميمى كه برايش مى گرفتند رضايت داد. شوهرخاله آن شب وقتى از سر كار به خانه برگشت به خاله حميده گفته بود: از چندنفر از دوستانم پرسيده ام. گفته اند دختر زير ۱۳سال نمى تواند ازدواج كند و از نظر قانونى ازدواج اش با مشكل روبرو مى شود. ولى خاله حرف خودش رامى زد. اين ازدواج بايد انجام مى شد. شيوا به اين فكر مى كرد كه آيا اين كار شدنى است يا نه؟
\ فرحناز خسروشاهى ـ معاون مجتمع خانواده (۱): درخصوص اين مسأله بايد به بيان شرايط لازم از ديدگاه قانون براى ازدواج دختر و پسر بپردازيم. فصل دوم از كتاب هفتم قانون مدنى درباره نكاح به قابليت صحى براى ازدواج اختصاص يافته است. دراين فصل دو مطلب موردتوجه قانونگذار قرارگرفته: الف) قابليت صحى براى ازدواج، ب) اجازه ولى درنكاح منظور از قابليت صحى براى ازدواج، دارابودن استعداد جسمانى هر يك از دختر و پسر به عنوان زن و شوهر آينده جهت ايفاى وظايف زناشويى و عواقب مترقبه بر آن خصوصاً از جانب زن مى باشد. سنى كه افراد در آن سن قابليت صحى براى ازدواج پيدامى كنند به اعتبار طبيعت و وضعيت ژنتيكى و حتى شرايط محيط زيست متفاوت است. چنانچه در بعضى از نقاط دنيا افراد زودتر و بعضى مناطق ديرتر بالغ مى شوند. قانونگذار جهت حفظ منافع دختران وپسران و باتوجه به تفاوتهاى طبيعى آنها سنى را به عنوان حداقل سن ازدواج معين نموده و در ماده ۱۰۴۱ قانون مدنى اصلاحى مورخ ۸۱/۴/۱ مجمع تشخيص مصلحت نظام چنين بيان داشته: «عقد نكاح دختر قبل از رسيدن به سن ۱۳سال تمام شمسى و پسر قبل از رسيدن به سن ۱۵ سال شمسى منوط است به اذن ولى، شرط رعايت مصلحت با تشخيص دادگاه صالح باتوجه به اين ماده براى ازدواج اين دختر دوازده ساله دو شرط لازم است: ۱ـ اذن ولى به شرط رعايت مصلحت ۲ـ تشخيص دادگاه صالح باتوجه به اينكه سؤال كننده (دختر ۱۲ساله) فاقد پدر و جدپدرى است، به عبارت ديگر ولى قهرى وى در قيدحيات نيستند، شرط اول منتفى است. ليكن به دست آوردن شرط دوم كه استيذان و تشخيص دادگاه است ضرورى است، حال به نحوه اقدام و اخذمجوز از دادگاه براى چنين دختر يا پسرى در وضعيت مشابه كه كمتر از حداقل سن ازدواج را دارا مى باشند چگونه است؟ تبصره ۲ ماده ۱۲۱۰ قانون مدنى بيان مى نمايد اموال صغيرى را كه بالغ شده درصورتى مى توان به او داد كه رشد او ثابت شده باشد. از آنجا كه به محض وقوع عقد نكاح حقوقى به نفع متعاقدين (زن ـ مرد) ايجادمى شود و متقابلاً برانجام تكاليفى الزام مى گردند، بايستى قبل از عقد اهليت لازم جهت دخالت و تصميم گيرى درحقوق خود را داشته باشند و درخصوص موردسؤال در صورت عقدنكاح، حقوق مالى مهريه و نفقه به نفع زن ايجاد مى گردد كه تصميم گيرى در موردتعيين و ميزان آن و چگونگى دريافت آن و يا استيفاى حق از طرف زن يك نحو دخالت در امور مالى است و مستلزم رشد وى مى باشد. (وفق تبصره ۲ ماده مذكور) لذا قبل از عقد، در صورتى كه پس از فوت پدر و جد پدرى براى دختر يا پسر زير سن ۱۳ و ۱۵سال، قيم نصب گرديده بايد دادخواستى به طرفيت قيم خود به خواسته اثبات رشد و خروج از قيمومت به منظور وصلت شخص موردنظر تقديم دادگاه صالح نمايند. دادگاه در صورت احراز رشد و توانايى عقلى و جسمى بر حفظ منافع دختر يا پسر حكم به رشد وى صادر مى نمايد بدين ترتيب از قيمومت قيم خارج گرديده و قابليت صحى وى نيز مورد توجه قرار گرفته است و مى تواند پس از صدور حكم رشد ازدواج نمايد. در صورتى كه براى دختر و پسر زير سن ازدواج پس از فوت پدر و جد پدرى قيم نصب نشده و اكنون نيز فاقد قيم مى باشند، وفق ركن دوم از ماده ۱۰۴۱ قانون مدنى كه درصدر كلام ذكر شد، دختر يا پسر بايد دادخواستى به خواسته اجازه ازدواج دادگاه صالح تقديم نمايند تا در صورت تشخيص مصلحت آنها با توجه به اوضاع و احوال قضيه و احراز قابليت جسمى و عقلى آنها اجازه ازدواج صادر گردد. بديهى است در صورتى كه دادگاه چنين ازدواجى را به مصلحت دختر و پسر زير سن ۱۳ و ۱۵ سال نداند، بدين معنا است كه قابليت صحيح و نيز رشد عقلى لازم جهت دخالت در امور حقوقى و مالى آنها احراز نگرديده و امكان ازدواج آنها فراهم نيست و بايد براى آنها، قيم نصب گردد. در انتها لازم به ذكر است كه وفق ماده ۱۰۴۱ قانون مدنى كه درصدر كلام ذكر گرديده ازدواج دختر و پسر زير سن ۱۳ و ۱۵ سال حتى با حيات پدر يا جد پدرى و رعايت مصلحت و اذن آنها، منوط به تشخيص دادگاه است لذا بايد در اين مورد نيز دادخواست اجازه ازدواج به دادگاه صالح تقديم شود.
|
|
|
|