سه شنبه ۵ آبان ۱۳۸۳ - ۱۱ رمضان ۱۴۲۵
Tue, Oct 26, 2004
ويژه ۱
سال دهم - شماره ۲۹۵۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
آرشيو
يادداشت
مراد ويسى
در گفت وگوى «ايران ديپلماتيك» با دكتر «ابراهيم متقى» بررسى شد
گزارش ها، تحليل ها و مصاحبه هاى «ايران» درباره انتخابات آمريكا
• انديشمند پاكستانى در گفت وگو با «ايران ديپلماتيك»
يادداشت
پنج گانه هاى جنگ كرى و بوش
مراد ويسى
مردم آمريكا شاهد آخرين حملات تبليغاتى جورج بوش و جان كرى به يكديگر هستند.
طرفداران بوش درصددند كه كرى را يك رهبر لرزان وفاقد قاطعيت معرفى كنند و مخالفان بوش، او را نابودگر آمريكاى ليبرال مى نامند. نتايج نظرسنجى ها نيز نشان مى دهد كه آمريكايى ها شاهد رقابتى شانه به شانه خواهندبود.
ايالت هاى سرنوشت ساز
درحالى كه جمهوريخواهان و دموكرات ها به طور سنتى در برخى ايالت رأى ثابت و مشخصى دارند، چشم ها به رأى برخى ايالات سرنوشت ساز دوخته شده است.
از آنجا كه سيستم رأى گيرى رياست جمهورى در آمريكا «كالج الكترال» است، هرنامزدى كه در يك ايالت به پيروزى برسد، تمامى كارت الكترال هاى آن ايالات را به خود اختصاص خواهدداد و اين باعث شده است كه رقابت نامزدها در ايالت هايى كه سهميه بيشترى از كارت الكترال ها دارند، حساس تر شود. دو ايالت مهمى كه از تعداد قابل ملاحظه اى كارت الكترال برخوردارند، «نيويورك» و «كاليفرنيا» هستند. درحالى كه به طور سنتى، دموكرات ها در هردوايالت مذكور وضع بهترى دارند، ولى هم اكنون فرماندار كاليفرنيا يك جمهوريخواه متحدبوش يعنى «آرنولد شوارتزنگر» است كه درآخرين رأى گيرى مهم كاليفرنيا، يك پيروزى باارزش براى جمهوريخواهان به دست آورد.
پنج گانه هاى سياست داخلى
پنج موضوع كسرى بودجه، ماليات، بهداشت، امنيت و اشتغال، محورهاى اصلى رقابت بوش و كرى در سياست داخلى هستند.
درحوزه بهداشت، جناح كرى تلاش كرده است تا گران بودن داروها و برخوردارنبودن حدود ۴۶ميليون آمريكايى از حمايت هاى بيمه اى را محور حملات خود به بوش قراردهد و تقريباً به نظرمى رسد كه يكى از موفق ترين حملات كرى به بوش درحوزه بهداشت انجام شده است.
توقف برنامه هاى تحقيقاتى درحوزه شبيه سازى انسان كه از ديدگاههاى ايدئولوژيك جمهوريخواهان وبوش ريشه مى گيرد، يكى ديگر ازمحورهاى حملات طرفداران كرى به بوش است كه اين تحقيقات را براى رشد علم و خدمت به شهروندان ضرورى مى دانند.
درحوزه ماليات كه بالا و پايين رفتن آن همواره يكى از متغيرهاى اصلى در برنامه انتخاباتى تمامى نامزدهاى رياست جمهورى آمريكا بوده، بوش تلاش كرده است تا در دوران رياست جمهورى خود رضايت شهروندان آمريكايى را دراين حوزه به دست آورد، اما دراين عرصه نيز به نظرمى رسد كه جان كرى، حملات و انتقادات موفق و مؤثرى را طراحى و اجرا كرده است.
كرى تلاش دارد كه به شهروندان آمريكايى بقبولاند كه سياست هاى مالياتى بوش فقط به نفع ثروتمندان بوده و طبقه متوسط از اين سياست ها منتفع نشده است.
اين انتقادات نه تنها طبقه متوسط را كه بخش عمده اى از شهروندان آمريكا در آن جاى مى گيرند، به طرف كرى سوق داده بلكه طبقات پايين دست را نيز به منتقد بوش تبديل كرده است.
درعرصه كسرى بودجه، دولت بوش با يكى از بزرگترين كسرى بودجه ها در تاريخ معاصر آمريكا روبروست و دو جنگ افغانستان و عراق باعث شده كه طرفداران كرى، جنگ هاى اشتباه و محاسبات نادرست را دليل اين كسرى بودجه عنوان كنند و از آن به عنوان يك اهرم تبليغاتى عليه بوش بهره گيرند.
درحوزه امنيت داخلى، بوش به دليل سياست هاى خود در زمينه حمل سلاح موردنقد جدى قراردارد. بسيارى ازمنتقدان معتقدند كه بوش نتوانسته بين دو امر «حق شهروندان در حمل و سلاح» و «برقرارى امنيت عمومى» يك تعادل مناسب به وجود آورد. اين درحالى است كه لابى هاى فعال در اين حوزه حتى از لابى هاى يهوديان قدرتمندتر تلقى مى شوند.
درعرصه اشتغال، بوش عملكرد موفقى نداشته است. درحالى كه دولت دموكرات «بيل كلينتون» درحوزه اقتصاد يك دولت موفق شمرده مى شد.
بوش به كرات از شغل هاى موجود كاسته است و همين موضوع باعث شده تا اساس حملات طرفداران كرى به بوش، ناكامى هاى بوش درحوزه اشتغال بوده است. گفته مى شود حتى سياست هاى بوش، شاغلان آمريكايى را مضطرب كرده است و اين نگرانى وجود دارد كه در صورت پيروزى بوش، تعداد بيشترى از شاغلان، شغل خود را ازدست بدهند.
پنج گانه هاى سياست خارجى
موضوعات عراق، تروريسم، اروپا، سازمان ملل متحد، اسرائيل وايران پنج گانه هاى رقابت برانگيز بوش و كرى در سياست خارجى هستند.
عراق و وضعيت بحران زده آن، يكى از مهمترين حوزه هاى حملات كرى به بوش به شمارمى رود. برخلاف افغانستان كه با پيروزى «حامدكرزاى» درانتخابات، بوش دراستقرار رژيم مطلوب آمريكا نوعى پيروزى براى خود احساس مى كند، درعراق، وضعيت نامطلوب است.
كرى اعتقاددارد كه بوش نتوانسته است بين تروريسم و رژيم صدام حسين ارتباطى برقراركند، درحالى كه اساس استدلال حمله به عراق، پيوند بين صدام و تروريسم بود.
طرفداران كرى مى گويند بوش براى دوران صلح درعراق برنامه اى نداشته و استدلال هاى حرفه اى ها يعنى ژنرال هاى ارتش موردتوجه قرار نگرفته وبوش سخنان رامسفلد را بر استدلالهاى متخصصان نظامى ترجيح داده است و بى برنامگى آمريكا در دوران پس از صدام، نتيجه بى اعتنايى به توصيه هاى ژنرال هاست. با اين وجود ، بوش در سخنرانى هاى انتخاباتى خود تأكيد مى كند كه اكنون دنيا و آمريكا بدون صدام امن تر هستند.
افزايش تروريسم، يكى ديگر از محورهاى حملات كرى به بوش است. طرفداران كرى و خود وى مى گويند كه با وجود حملات بوش به عراق وافغانستان ، دامنه تروريسم كاسته نشده و افزايش يافته است. كرى مى گويد كه بوش با حمله به عراق، از تلاش براى دستگيرى «اسامه بن لادن» به عنوان محور تروريسم غافل مانده و حمله به عراق باعث انحراف در روند مبارزه با تروريسم شده است.
در مقابل، مخالفان كرى مى گويند كه كرى در مواضعش در قبال تروريسم زيگزاكى حركت مى كند و موضع قاطعى ندارد و فقط سخنانى را مى گويد كه مردم را راضى كند و ممكن است اعتقادى به اين سخنان نداشته باشد. نظرسنجى ها نيز نشان مى دهند كه ۶۰درصد مردم آمريكا در حوزه مبارزه با تروريسم، بوش را قاطع تر مى دانند.
در حوزه مناقشه اسرائيل و فلسطينى ها، هم بوش و هم كرى در جلب حمايت اسرائيلى ها و يهوديان آمريكايى، با يكديگر مسابقه گذاشته اند. در واقع، اساس موضع گيرى آنان در باره اسرائيل ، رقابت براى نشان دادن حمايت بيشتر از اسرائيل است و به همين دليل، در حمايت از اسرائيل، حتى در مواردى از خود اسرائيلى ها و مقامات تل آويو نيز جلوتر افتاده اند.
به همين دليل، برخى كارشناسان آشنا به مسائل آمريكا واسرائيل معتقدند كه زمان باقى مانده تا انتخابات آمريكا بسيار حساس است، زيرا «آريل شارون»و ارتش اسرائيل با اطمينان از عدم انتقاد كرى و بوش، ممكن است در اين زمان، به هرنوع اقدامات تندروانه اى در قبال فلسطينيان ومنطقه مبادرت ورزند، زيرا اطمينان دارند كه نه بوش و نه كرى، كوچكترين انتقادى از آنان به عمل نخواهند آورد.
از طرف ديگر، دموكراتها به طور سنتى از نفوذ بيشترى در بين جامعه يهودى آمريكا برخوردارند، ولى بوش نيز تلاش مى كند با نزديكتر شدن بيشتر به شارون ، رأى يهوديان را به سوى خود جلب كند.
اروپايى ها، كرى را بر بوش ترجيح مى دهند و نتايج نظرسنجى ها نيز همين را نشان مى دهد. بوش در دوران حكومت خود بويژه در زمان حمله به عراق، باعث تشديد اختلافات بين واشنگتن و پايتخت هايى نظير «برلين» و «پاريس» شد و اكنون نيز سوسياليستهاى حاكم بر «مادريد» نيز از منتقدين بوش هستند. به همين دليل، كرى يكى از محورهاى حملات تبليغاتى خود را سياستها اختلاف برانگيز بوش بين اروپا و آمريكا قرار داده است. روسها تنها مردمى هستند كه نظرسنجى ها نشان مى دهد بوش را بر كرى ترجيح مى دهند. بوش با بى اعتنايى به نظرات مردم اروپا، مى گويد كه او رئيس جمهورى مردم آمريكا است و نظرات ساير مردم جهان براى او اهميت كمترى دارند. وضعيت موجود نيز نشان مى دهد كه كرى نتوانسته است از اين موضوع به قدركافى عليه بوش بهره گيرد.
پيشنهاد ارائه سوخت هسته اى به ايران، از تفاوت هاى بارز كرى و بوش است كه اولين بار از سوى «جان ادواردز» معاون كرى مطرح شد. با وجود اين، تفاوتهاى اساسى در ديدگاه بوش و كرى نسبت به ايران وجود ندارند. كرى معتقد است كه توجه بوش به عراق باعث افزايش تهديد ايران و كره شمالى شده است . ولى هردو نامزد، ايران را از اولويت هاى سياست خارجى خود معرفى كرده اند. در مجموع، به نظر مى رسد كه تمايلات جنگ طلبانه كرى كمتر از بوش باشد، اگرچه وى طرفدار همكارى بيشتر با اروپا و سازمان ملل براى اعمال فشار برايران است. در حالى كه بوش على رغم روحيه جنگ طلبانه ترش، پيچيدگى ذهنى كرى را ندارد و برخلاف كرى كه محتاط تر و دست به عصاتر تصميم گيرى مى كند، ساختار تصميم گيرى اش ساده تر است. آنچه كه دراين ميان در مورد سياست كرى و بوش نسبت به ايران اهميت دارد، نقش يهوديان و «لابى ايپك» است كه در تمامى حوزه هاى مؤثر جامعه آمريكا نظير رسانه هاى جمعى، كاخ سفيدوكنگره حضور پررنگ وجدى دارند، به گونه اى كه برخى معتقدند كه در واشنگتن، شارون از بوش و كرى قدرتمندتر است وحتى بعضى كارشناسان روابط ايران وآمريكا معتقدند كه از چهار چالش اصلى ايران وآمريكا يعنى مسائل هسته اى ، حمايت از تروريسم ، حقوق بشر و صلح خاورميانه، به جز حقوق بشر، سه مسأله ديگر آن به موضوع اسرائيل و سياست دائمى آمريكا مبنى برحفظ امنيت و برترى اسرائيل در خاورميانه برمى گردد.
در گفت وگوى «ايران ديپلماتيك» با دكتر «ابراهيم متقى» بررسى شد
سياست خارجى آمريكا پس از دوم نوامبر
• گفت وگو: اسماعيل آزادى www.partiana.com
مقدمه
انتخابات رياست جمهورى آمريكا، كارناوالى سياسى است كه در هر دوره، بيش از يك سال، جامعه آمريكا را درگير خود مى كند؛ انتخاباتى كه يك سوى آن «جورج بوش» است كه جامعه صنعتى و بروكراتيك جامعه آمريكارا نمايندگى مى كند و سوى ديگر «جان كرى »كه پايگاه او سياهپوستان، يهوديان وكارگران هستند. هرچند، ظاهر اين فرآيند به رقابت متن و حاشيه مى ماند، اما تداخل اين دو معنا در جامعه آمريكا به گونه اى است كه تغيير رئيس جمهورى درآمريكا ، هيچ گاه به تغيير استراتژى در آمريكا منجر نمى شود.
در واقع، تغييرات در حوزه سياست ـ چه داخلى و چه خارجى ـ تنها در تاكتيك ها اتفاق مى افتد. انتخابات رياست جمهورى آمريكا وسياست خارجى هر يك ازنامزدهاى انتخابات، فضاى بحث ما با دكتر «ابراهيم متقى» استاد دانشگاه تهران است كه در پى مى آيد.
\ آقاى دكتر، براى اينكه وارد بحث شويم، بفرماييد كه جان كرى چه طيف و بخشى از جامعه آمريكا را نمايندگى مى كند؟
> جان كرى متعلق به طبقه متوسط جوامع حاشيه اى آمريكاست. با يك نگاه گذرا به حوزه هايى كه كرى احتمال به دست آوردن اكثريت آرا خواهد داشت، مى توانيم به اين جمع بندى برسيم كه عمدتاً مناطق جنوب، جنوب غرب و همچنين بخش هايى از حوزه شمال غرب آمريكا در اختيار جان كرى قرار دارد.از سوى ديگر، به لحاظ لايه هاى اجتماعى، مجموعه هايى كه جزو تكنوكرات ها محسوب مى شوند و گروه هايى كه جزو اقليت هاى مذهبى ومهاجرين هستند، به عنوان پايگاه اجتماعى كرى به حساب مى آيند.
البته بايد به ياد داشت كه سياهپوستان،كارگران و يهوديان به عنوان پايگاه سنتى حزب دموكرات آمريكامحسوب مى شوند. اما نگرش امنيت محور در جامعه آمريكا به ويژه مجموعه هاى آسيب پذير، منجر به ترديد در آراى انتخاباتى اين گروه ها خواهدشد.
\ آيا جان كرى به جز حزب دموكرات، وابستگى گروهى ديگرى دارد؟
> جان كرى به گروه WASP تعلق دارد. اين كلمه مخفف فرد سفيدپوست و انگلوساكسونى است كه مذهب پروتستان دارد و اين شاخص براى افكار عمومى آمريكا از مطلوبيت ويژه اى برخوردار است.
\ درواقع، جورج بوش را به عنوان متن معرفى مى كنيدكه جان كرى حاشيه قلمداد مى شود؟
> پايگاه اجتماعى و اقتصادى بوش عمدتاً درشمال شرقى آمريكاست. در حوزه اى كه جامعه صنعتى وجامعه تصميم گيرنده بروكراتيك، موقعيت بسيار عالى دارد. مجموعه هايى كه به حوزه صنايع بزرگ، شركت هاى بزرگ وابسته هستند و به همين دليل است كه منطقه ايالت واشنگتن و كاليفرنيا براى كرى و بوش يك حوزه حياتى است . به اين دليل كه پايگاه هر دوى آنهادر اين ناحيه به يك اندازه است. از يك طرف، منطقه شمال غرب آمريكا،حوزه اقتصادى قدرتمندى دارد واز طرفى ديگر، مجموعه هاى متعلق به مهاجرين، اقليت ها و گروه هاى مختلفى كه هنوز به طور همه جانبه با جامعه آمريكا مرتبط نشده اند، پايگاه اجتماعى كرى هستند.
\ آيا مى توانيم بگوييم كه حاشيه در مقابل متن قرار گرفته است؟
> تعريفى كه ما به عنوان «حاشيه در مقابل متن» داريم، كاملاً با وضعيتى كه در آمريكا وجوددارد، متفاوت است. آمريكا، خود،مركز و متن است. در واقع، حوزه هاى حاشيه اى كه از متن جدا شده و درمقابل متن قرار داشته باشد، به هيچ وجه درموردآمريكا و موقعيت اجتماعى واقتصادى جان كرى مورد توجه قرارنمى گيرد.اين حاشيه عمدتاً جلوه هاى جغرافيايى دارد واز سوى ديگر، مبتنى بر وضعيتى است كه زمينه را براى نوعى اولويت اقتصادى و اجتماعى براى نامزد رياست جمهورى آمر يكافراهم مى كند. به اين ترتيب، عرصه هاى مربوط به رقابت بوش و كرى، در محيط پيرامونى و همچنين محيط مركزى آمريكا در هم تنيده است. اما كرى در حوزه هاى جنوبى وحوزه هاى پيرامونى داراى اكثريتى است كه مى تواند مطلوبيت بيشترى براى كسب آراى الكترال براى او فراهم كند.
\ طرفداران كرى به لحاظ اجتماعى ، چه طبقاتى را شامل مى شوند؟
> بخشى از نظاميان كهنه كار و ژنرال هاى بازنشسته آمريكايى، پايگاه اجتماعى كرى محسوب مى شوند. همچنين تكنوكرات هاى قديمى كه امروز جايگاه چندانى ندارند ونگاهى سنتى دارند و رويكرد آنها مبتنى بر موازنه گرايى است نيز پايگاه اجتماعى كرى هستند و درنهايت، آن دسته حوزه هاى سنتى كه مربوط به جنوب شرقى، غرب ميانه و شمال غربى آمريكا هستند نيز به صورت اجتناب ناپذير در حوزه انتخاباتى جان كرى قرار مى گيرند.
\ پايگاه اجتماعى بوش در آمريكا كجاست؟
> بوش توانسته مجموعه هاى نوظهور را جذب كند. او به عنوان نماد «جنبش محافظه كار» جديد تلقى مى شود. گروه هايى كه نسبت به رويكرد والگوى رفتارى كلينتون انتقادداشتند وبراين اعتقاد بودند كه كلينتون، منافع ملى را تبديل به منافع گروهى و منافع گرايش هاى مختلف و مجموعه هايى كه درحوزه ساب سيستم يا زيرمجموعه قرار مى گيرند، قرار داده است كه به اين ترتيب، موقعيت آمريكا در سطح بين المللى در معرض خطر قرار گرفته است.در واقع، حاميان بوش مجموعه هايى بانگاه امنيتگرا هستند وتلاش مى كنند حتى اقتصاد را در قالب امنيتى مورد پيگيرى قرار دهند. البته، قشر تحصيلكرده اى كه دروضعيت تكنوكراتيك قرار دارد و همچنين، مراكز پژوهشى كه تصميمات اساسى را در آمريكااتخاذ مى كنند، تماماً در حوزه اجتماعى بوش قرار دارند.
\ اگر بخواهيم نگاهى سياسى به قضيه داشته باشيم، آيا با انتخاب بوش يا كرى به عنوان رئيس جمهورى، استراتژى آمريكا تغيير خواهدكرد؟
> طبعاً تغييرات، بسيار محدود خواهد بود. طى دوره هاى گذشته نيز على رغم اينكه در مورد نامزدها، تعابير وتفاسير كاملاً متفاوتى وجود داشته است، اما شواهد نشان مى دهد زمانى كه كلينتون درآمريكا به پيروزى رسيد، در سال ۱۹۹۳ درسومالى عملياتى نظامى انجام داد. در سال ۱۹۹۴ ، نيروهاى خود را به هائيتى فرستاد.طبعاً اگر جورج بوش پدر هم به پيروزى رسيده بود، همين اقدامات را انجام مى داد.
188073.jpg
مورد بعدى كه بايد به آن اشاره داشت، اين كه رؤساى جمهورى آمريكا از آزادى عمل همه جانبه برخوردار نيستند.
سيستم حزبى و همچنين ساختار بروكراتيك آمريكا، تصميمات آنها را كنترل مى كند. بنابراين تغييرات درزمينه تاكتيك ها وجود خواهد داشت، اما استراتژى آمريكا هيچ گونه تغييرى پيدا نخواهد كرد. به همين دليل است كه كرى تأكيدكرده است كه اگر به پيروزى هم برسد، حداقل تا سال ۲۰۰۸ ، نيروهاى نظامى آمريكا در عراق باقى خواهند ماند.يعنى اين كه اگر موضعى به عنوان «هاى پالتيك» (High Politic)به عنوان سياست اصلى و عاليه تلقى شود، رؤساى جمهورى آمريكا تغييرى در آن ايجاد نمى كنند.
\ پس تغييرات در چه حوزه هايى خواهند بود؟
> اين كه تفاوت ها درچه حوزه هايى خواهد بود، بيشتر جلوه هاى تاكتيكى در حوزه هاى سياست خارجى را شامل مى شود ودر عرصه هاى سياست داخلى، به مسائل اقتصادى و اجتماعى مربوط خواهدبود. درنظر بگيريد كه كلينتون در سال ۱۹۹۸ ، قانونى را در كنگره آمريكا تحت عنوان Iraq Freedom Act(قانونى آزادسازى عراق) تصويب كرد. كلينتون مى بايست اين قانون را اجرا مى كرد، اما الگوى رفتارى كلينتون، براساس عمليات نظامى پر شدت نبود. كلينتون از طريق الگوهاى كم شدت و جنگ كم شدت، موقعيت عراق را كاهش مى داد و در صدد تسلط آمريكا بر عراق بود. در حالى كه الگوى رفتارى جورج بوش كاملاً متفاوت به نظر مى رسيد. جورج بوش از ابزارها و الگوهاى نظامى استفاده كرد. اين امر نشان مى دهد كه در دوره آينده هم صرفاً تاكتيك هاى رفتارى تغيير پيدا خواهدكرد. اگر كرى به قدرت برسد، قادر نخواهد بود الگوهاى رفتارى در سياست خارجى آمريكا را تغيير دهد.
\ اگر آقاى جان كرى، انتخابات رياست جمهورى را ببرد، نگاه سياست خارجى آمريكا به اروپا چگونه خواهد بود؟
> كرى نگاه همكارى جويانه اى نسبت به بوش با اروپا دارد.رويكرد كرى مبتنى بر موازنه گرايى در سطح بين المللى است. كرى تمايل چندانى به الگوهاى يك جانبه گرا ندارد، ولى اين اعتقاد وجود دارد كه بايد هزينه امنيت در سطح بين المللى را تمامى قدرت هاى بزرگ بپردازندو اين تصميم گيرى هم بايد توسط تمامى بازيگران انجام بگيرد.به اين ترتيب، اگر كرى به قدرت برسد، طبعاً زمينه براى همكارى هاى بيشتر آمريكا واروپا فراهم خواهد شد. امروز، بخشى از فشارهاى اقتصادى كه آلمان و فرانسه با آن روبرو هستند، ناشى از محدوديت هايى است كه آمريكايى ها ايجادكرده اند. بنابراين اين الگودر آينده با به قدرت رسيدن كرى با تغييراتى مواجه خواهد شد. در حالى كه اين امر طبعاً با انتظارات وخواسته هاى اروپايى ها، همبستگى بيشترى دارد. اروپايى ها تلاش مى كنند تا روى موقعيت جان كرى سرمايه گذارى كنند.
اروپايى ها بر اين اعتقادند كه اگر بوش در اين دوره هم به پيروزى برسد، امكان تشديد فشارهاى سياسى و بين المللى براى كشورهاى اروپايى وجود خواهد داشت.
\ يعنى تلاش اروپا در جهت پيروزى كرى است؟
> بله. اروپايى ها به طور اجتناب ناپذيرى به پيروزى كرى فكر و تلاش مى كنند زمينه اى را فراهم آورند تا رئيس جمهورى معتدل ترى در آمريكا به قدرت برسد. يعنى رئيس جمهورى كه اعتقاد به همكارى باكشورهاى اروپايى دارد.
\ آيا بوش به منظور خنثى كردن اين امتياز كرى، زمينه هاى تعديل سياست خارجى خود را نسبت به اروپا از خود نشان نداده است؟
> رويكرد بوش كاملاً مشخص است. يعنى بوش نمى خواهد معادله را تغيير دهد. او هويت آمريكايى را به هويت اروپايى ترجيح مى دهد و براى آمريكا، جايگاه ويژه اى در سطح بين المللى قائل است. رويكرد بوش كاملآً رسالت گرا است. رويكرد رسالت گراى بوش روى برترى آمريكا نسبت به اروپا، برترى غرب نسبت به ساير حوزه هاى جهان و برترى نيروهاى نظامى آمريكا در مناطق جغرافيايى مختلف تأكيد دارد. بنابراين نگاه بوش كاملاً متفاوت و نقطه مقابل رويكرد كرى است.
\ آيا اين نگاه ايدئولوژيك و ارتدوكس بوش، مورد اقبال بدنه اجتماعى آمريكا قرار گرفته است؟
> طى سالهاى گذشته، بوش از جايگاه ويژه اى برخوردار بوده است. بوش رئيس جمهورى اى بوده كه توانسته است قدرت خود را بر ساختار سياسى و اجرايى آمريكا تحميل كند.از سوى ديگر، فردى بوده كه توانسته است افكار عمومى را تا حد بسيار زيادى جب كند. به اين ترتيب، جورج بوش به عنوان رئيس جمهورى نسبتاً موفق، در تاريخ سياسى رؤساى جمهورى آمريكا مطرح است.
\ نگاه جان كرى به خاورميانه چگونه است؟
> كرى درصدد است ميزان مداخله گرى آمريكا را كاهش دهد. او از سوى ديگر مى خواهد عرصه هاى مربوط به آموزش، حقوق بشر و مسائل اجتماعى را به جاى اينكه در خاورميانه متمركز كند، در داخل آمريكا متمركز نمايد و درصدد تغيير اجتماعى و تغيير ساختارى در كشورهاى خاورميانه اى نيست. اما شرايط نشان مى دهدكه در اجراى اين سياست، طبعاً با چالش هايى هم روبرو خواهد شد. نگاه خاورميانه اى كرى، يك نگاه همكارى گرا با دولتهاى موجود است. اما دولتهاى موجود خاورميانه اى تا حد زيادى در طلسم بنيادگرايى سنى قرار دارند. اين امر نشان مى دهد كه كرى به هر ترتيب در آينده با كشورهاى خاورميانه تعارضاتى خواهد داشت. اما اين تعارضات را به گونه اى يك جانبه ومستقيم انجام نخواهد داد. جدال ها، ماهيت غيرمستقيم، سازمان يافته و غيرمتمركز خواهد داشت.
\ در قالب بحث خاورميانه، آيا بوش سياست فعلى خود را در رابطه با خاورميانه بزرگ ادامه خواهد داد؟
> هر چند سياست خاورميانه بزرگ هنوز چارچوب مشخصى ندارد، اما شواهد موجود نشان مى دهد كه آمريكا در قالب بوش، درصدد تغييرات اساسى در ساختارهاى اجتماعى كشورهاى خاورميانه بوده است و در صورتى كه جورج بوش در اين مرحله به پيروزى برسد، طبعاً خاورميانه را در دستور كار خود قرار خواهد داد و به موازات خاورميانه، فشارهاى خود را بر حوزه اروپايى نيز افزايش خواهد داد. بنابراين علت افزايش فشارها را بايد در جدالهاى آمريكا و اروپا در ارتباط با مسائل خاورميانه اى دانست.
\ در واقع، سياست بوش و كرى در مورد خاورميانه در مقابل هم قرار دارد؟
> جورج بوش در مقايسه با كرى، رويكرد كاملاً متفاوتى در ارتباط با كشورهاى خاورميانه دارد. بوش بر عمليات و اقدام نظامى تأكيد دارد، انعطاف پذيرى در برابر اروپا در مورد مسائل خاورميانه اى كمتر انجام خواهد داد و تلاش خواهد كرد از اروپا به عنوان ابزارى براى اهداف استراتژيك خود در خاورميانه استفاده كند؛ الگويى كه بوش در رابطه با پرونده هسته اى ايران در رابطه با كشورهاى اروپايى مورداستفاده قرار داد، كاملاً بيانگر اين است كه نگاه جورج بوش، استفاده ابزارى از مجموعه هاى اروپايى در جهت حل بحرانهاى خاروميانه اى است.
\ نگاه جان كرى به مقوله فلسطينيان و اسرائيل چگونه است؟
> كرى و بوش نگاه نسبتاً يكسانى در مورد مسأله فلسطين واسرائيل دارند. هر دو آنها با تداوم قدرت ياسرعرفات مخالفند. آنها درصددند تا فلسطين به جاى اينكه تبديل به يك كشور مستقل شود، وضعيتى پيدا كند كه ماهيت دست نشاندگى يا ماهيت تأثيرپذيرى از سياستهاى اسرائيل داشته باشد. بنابراين نگاه اسرائيلى ها، اعمال نفوذ در منطقه فلسطين است كه طبعاً بوش و كرى ـ هر دو ـ داراى ديدگاه نسبتاً يكسانى در اين ارتباط هستند.
\ بحث ايران، از نگاه جان كرى چگونه است؟
> نگاه كرى به مسائل ايران، نگاه متفاوتى با بوش نخواهد بود.كرى بر اين اعتقاد است كه ايران بايد در محدوديت قرار گيرد و تحرك بين المللى ايران كاهش پيدا كند. پرونده هسته اى ايران بايد با محدوديت عليه ايران پايان پيدا كند و از همه مهمتر اينكه ميزان فشارى كه بر ايران از طريق نهادهاى سياسى اعمال خواهد كرد، بى نهايت، افزايش مى يابد. دموكراتها تلاش دارند تا مسأله هسته اى ايران را خيلى سريع تر به مراجع بين المللى منتقل كنند. يعنى كرى زودتر از جورج بوش، پرونده هسته اى ايران را به شوراى امنيت منتقل خواهد كرد. طبعاً اگر كرى به قدرت برسد، ماه ژوئن، زمان مناسبى براى سياست هاى آمريكا در برخورد با ايران خواهد بود.
\ در مورد بوش اينطور نيست؟
> اما اگر جورج بوش به پيروزى برسد، طبعاً ما اجلاسيه ژوئن۲۰۰۵ آژانس بين المللى انرژى اتمى را نيز به سلامت پشت سر خواهيم گذاشت.
\ يعنى ايرانى ها بايد آرزو كنند كه بوش انتخاب شود؟
> طبعاً سياستهاى بوش در برخورد با پرونده هاى هسته اى ايران، كارآمدى كمترى خواهد داشت. در رابطه با بوش، اين اروپايى ها هستند كه توانستند الگوى خود را در مورد محدودسازى ايران پيگيرى كنند. فشارهاى بوش تاكنون نتيجه چندانى نداده و بوش طبعاً در شرايطى قرار داشته است كه توانسته فقط اروپايى ها را عليه ايران بسيج كند و آنها را در سياستهاى محدود كننده اى كه عليه ايران اتخاذ مى كنند، مورد حمايت قرار دهد. آمريكايى ها نيز اين الگو را مورد پذيرش قرار داده و بر اين اعتقاد بودند كه فضا براى اعمال فشار عليه ايران در شرايط موجود محدود است. به همين دليل، عليه كشورهاى اروپايى فشار چندانى وارد نياوردند و به آنها فضا دادند كه با ايران چانه زنى كنند و به هر ترتيب، زمينه را براى بازرسى در ايران فراهم كنند. اما اگر كرى به قدرت برسد، طبعاً آمريكا و كشورهاى اتحاديه اروپا، وضعيت مشخص ترى خواهند داشت و در آن شرايط، سرعت عمل بيشترى براى محدودسازى ايران و ارسال پرونده ايران به شوراى امنيت خواهند داشت. بنابراين اگر كرى به قدرت برسد، فشارهاى وارده به ساختار سياسى ايران افزايش بيشترى پيدا خواهد كرد.
\ فشارهاى بين المللى؟
> بله، علت آن را نيز بايد در الگوى رفتارى كرى ديد. زيرا كرى، فشار بين المللى را نيز با فشارهاى خودش تركيب مى كند و تركيب اين فشارها را عليه ايران اعمال خواهد كرد.
\ بحث مواجهه نظامى آمريكا با ايران در كداميك از گزينه ها بيشتر مطرح است؟
> على رغم اينكه خيلى ها اعتقاد دارند اگر بوش به قدرت برسد، مواجهه نظامى شكل خواهد گرفت، اما ارزيابى من بيانگر اين است كه مواجهه نظامى عليه ايران در صورت به قدرت رسيدن بوش، با محدوديت بيشترى مواجه خواهد شد.
\ علت اين محدوديت در مواجهه نظامى چيست؟
> علت اين است كه اولاً كشورهاى اروپايى به طور مستقيم از سياست يك جانبه بوش براى عمليات نظامى حمايت نمى كنند. دوم اينكه آمريكا قادر نخواهد بود دوجنگ منطقه اى را به طور همزمان انجام دهد. سوم اينكه ساختار اجتماعى و سياسى آمريكايى، مخالف درگير شدن آمريكا در جنگهاى ديگر است. چهارم اينكه استراتژيست هاى آمريكايى بر اين اعتقادند كه هنوز زمان براى به كارگيرى راه حل نهايى عليه ايران فراهم نشده است. پنجم اينكه شواهد گذشته نشان داده كه ايران از سياست انعطاف پذيرى نسبى برخوردار است. بنابراين الگوهاى نظامى منجر به افزايش هويت مقابله گرايانه ايران باكشورهاى غربى خواهد شد.
\ آيا ايران با توجه به بحث انرژى اتمى و چالشهايى كه با آمريكا دارد، مى تواند در پيروزى جورج بوش يا جان كرى تأثير داشته باشد؟
> طبعاً ايران به عنوان يك نيروى تأثيرگذار در آمريكا محسوب نمى شود. ساختار سياسى حزبى آمريكايى ها از انسجام و سازماندهى لازم برخوردار است وشبكه هاى خبرى ايران نمى توانند روى آن تأثير داشته باشند.
\ منظور من چنين تأثيرى نيست. فرض كنيد در انتخاباتى كه بحث لانه جاسوسى در آن مطرح شد...
> شما بحث رقابتهاى نيكسون و كارتر را مى گوييد كه ايرانى ها در آن زمان از نيكسون حمايت كردند. در آن مقطع زمانى، ايران در بدنه قدرت آمريكايى ها داراى نفوذ بود. در ساختار قدرت آمريكايى ها، يك حلقه پهلوى گرا وجود داشت. بسيارى از مجموعه ها با اين حلقه پهلوى گرا همكارى كرده و فعاليتهاى اقتصادى داشتند و در نتيجه حمايت سياستى هم وجود داشت. اما در شرايط موجود هيچ گونه حلقه ايران گرايى در آمريكا وجود ندارد.
\ منظور من اين است مى دانيم كه كارتر به خاطر جريان اشغال سفارت آمريكا در ايران درانتخابات رياست جمهورى شكست خورد. اكنون مى خواهيم بدانيم چه اتفاقى در ايران ممكن است در پيروزى بوش يا كرى تأثير داشته باشد؟
> طبعاً اگر ايران، فعاليت يا همكارى بيشترى با آژانس (بين المللى انرژى اتمى) انجام دهد و نشان دهد كه يك بازيگر همكارى گرا در سطح بين المللى است و از سوى ديگر، اگر ذهنيت و ادراك آمريكايى ها نسبت به ايران تغيير كند، يعنى تحرك در سياست خارجى ايران به گونه اى باشد كه ايران مواضع خود را تغيير دهد و نوعى تجديدنظرطلبى در سياست خارجى خود انجام دهد، در آن شرايط، امكان عدم موفقيت بوش وجود خواهد داشت. اما شواهد نشان مى دهد كه هر دو گروه حزبى و سياسى در آمريكا نسبت به ساختار موجود در ايران داراى نگاه نسبتاً يكسانى هستند و از سوى ديگر، هيچ گونه انعطاف پذيرى ويژه اى در سياست خارجى ايران وجود نخواهد داشت.
\ يعنى آمريكا در مورد ايران، تمامى حركتها را در حوزه تاكتيك ها انجام مى دهد، در حالى كه استراتژى هر دو حزب رقيب كاملاًمشترك است.
> صددرصد.
گزارش ها، تحليل ها و مصاحبه هاى «ايران» درباره انتخابات آمريكا
بوش و كرى به ايران
حمله نخواهند كرد
• انديشمند پاكستانى در گفت وگو با «ايران ديپلماتيك»
188097.jpg
گفت و گو از آرمن نرسيسان

«طارق على» انديشمند پاكستانى تبار ى است كه در ميان سازمان ها و جنبش هاى ضد جنگ و مخالف جهانى سازى از اعتبار و احترام بسيارى برخوردار است. وى در حال حاضر، نشريه New Left Review را منتشر مى كند.
تحولات عراق و انتخابات رياست جمهورى آمريكا و سياست واشنگتن در خاورميانه موضوعاتى هستند كه وى در ارتباط با آنها به پرسشهاى «ايران ديپلماتيك» پاسخ داده است. متن اين گفت وگو از نظر خوانندگان گرامى مى گذرد.
\ ايالات متحده جنگ عليه ترور را با استانداردهاى خا ص خود هدايت و رهبرى مى كند و به نظرمى رسد كه شكست خورده است. چه اقداماتى را بايد براى كاهش تهديدات تروريستى در جهان انجام داد؟
> بگذاريد اول مشخص كنيم كه چه چيزى تروريسم است و چه چيزى نيست. تروريسم شخصى توسط مردمهاى كوچك عليه ساختمانها يا اموال يا شخصيت ها (ترور سران كشورها) صورت مى گيرد. عليرغم خشونت موجود، اين روش ضعيف و ناكارآمدى براى مبارزه است. اين تصور كه اين تهديد جدى عليه آمريكاست، صحيح نيست. اين يك دشمن راحت و ساده است تا با آن بتوان يك حمله و اقدام نظامى را توجيه كرد.
مقاومت در برابر دشمن هم هميشه توسط امپرياليست ها و استعمارگرها برچسب ترويستى خورده است. مثل آنچه كه در كنيا توسط بريتانيا، در الجزاير توسط فرانسه و در فلسطين توسط اسرائيل و درعراق و ويتنام توسط آمريكا اتفاق افتاده است. اما اين مقاومت ها در برابر اشغالگرى و لذا مشروع و قانونى است. آنها خشونت انحصارى قدرت اشغالگر را به چالش مى كشند. يك نوع ديگر هم تروريسم دولتى است كه اعمالى هستند كه توسط رژيم هاى ديكتاتورى عليه مردم كشور خودشان انجام مى شود. مثال از اين نوع بسيار زياد است. همچنين مى توان به اعمالى كه قدرتهاى بزرگ براى اشغال كشور مورد علاقه شان انجام مى دهند، اشاره كرد ايالات متحده آمريكا به تنهايى بيش از هر قدرت ديگرى در نيمه آخر قرن بيستم، آدم كشته است. آمريكا تنها كشورى است كه از سلاح هاى شيميايى و اتمى براى كشتن شهروندان غيرنظامى استفاده كرده است.
\ فكر مى كنيد در عراق جنگ داخلى صورت بگيرد؟
> در حال حاضر، مقاومت در برابر اشغال خارجى وجود دارد. اگر زمانى نيروهاى خارجى عراق را تخليه كنند، شايد بحران داخلى با رهبران كرد كه از حمايت اسرائيل برخوردار هستند و مى خواهند عراق فدرال را از بين ببرند، صورت گيرد. البته اين يك احتمال است، اما من فكر مى كنم اكثر عراقى ها خواهان كشور دموكراتيك و متحد هستند.
\مخالفان جنگ و اشغالگرى امروزه چه اقداماتى بايد انجام دهند؟
> آنها بايد خواهان پايان اشغالگرى باشند به غير از تظاهرات و اعتراضات خيابانى مورد ديگرى هم بايد در نظر گرفته شود. ابزارهاى اطلاعاتى جانشين بايد تأمين شوند. به عنوان مثال، وب سايت اشغال عراق هم اكنون كار عالى در اين زمينه انجام مى دهد. در نهايت مقاومت در عراق است كه آينده و سرنوشت اين كشور رامشخص مى كند.
\ فكر مى كنيد پس از انتخابات نوامبر تغييرى در سياست خارجى آمريكا در رابطه با اسرائيل صورت گيرد؟
> اگرچه شكست بوش در اين انتخابات مهم خواهدبود، اما احمقانه است اگر فكر كنيم با جان كرى تفاوتى حاصل مى شود. جان كرى يك صهيونيست وفادار است. در مورد عراق، او سعى خواهدكرد تا رنگ و بوى بين المللى به آن بدهد، اما در اينجا لزوم راه اندازى يك جنبش ضدجنگ بزرگ در آمريكا ضرورى است تا كمك كند كه جنگ پايان يابد. نافرمانى هايى كه در ارتش آمريكا در عراق ديده مى شود، نشان مى دهد كه وضعيت بد است.
\ ايران مسأله مشتركى بين ۲نامزد رياست جمهورى است. فكر مى كنيد پس از انتخابات، آمريكا چه سياستى را در رابطه با ايران پيش بگيرد؟
ـ فكر نمى كنم بوش و كرى هيچ كدامشان به ايران حمله كنند. افتضاح عراق مانع اين احتمال مى شود و لذا پنتاگون با ماجراجويى هاى جديد مخالفت خواهدكرد. همچنين اين موضوع نيازمند سربازگيرى هاى جديد در ايالات متحده است، چون بطور قطع داوطلبان براى جنگهاى جديد كم خواهندبود. چيزى كه احتمال دارد، اين است كه آمريكا به راكتورهاى اتمى ايران حمله كند. حكومت ايران در افغانستان و عراق از آمريكا پشتيبانى و حمايت كرده است، اما اينها براى واشنگتن كافى نيست.
\ طرح خاورميانه بزرگ آمريكا با برخى مقاومت ها در منطقه روبرو شده است. فكر مى كنيد آمريكا اين طرح را دنبال مى كند؟ اتحاديه اروپا با آمريكا در اين زمينه همراهى خواهدكرد؟
> سياست آمريكا با هيچ مقاومتى در منطقه روبرو نشده است. چه كسى مقاومت كرده است. قذافى به پسر خوبى تبديل شده و «جك استراو» از او به عنوان يك دولتمرد يادكرده است. مصر، عربستان سعودى و كشورهاى خليج فارس همگى رژيم دست نشانده در عراق را پذيرفته اند. اردن كشور تحت الحمايه آمريكا و اسرائيل است و زندان هاى اين كشور مكانى براى شكنجه تروريست هاى دستگير شده است.
همچنين ايران و سوريه در مقابل اين طرح اقدامى عملى انجام نداده اند.
ايالات متحده يك انتخاب دارد. مى تواند يك خروج منظم در پيش بگيرد و اشتباه بزرگ خود را قبول كند و يا اينكه تحقير شود و با شرمسارى بيرون برود. اين در حالى است كه اتحاديه اروپا هم پراكنده و دستخوش چنددستگى است و در هر حالتى، يك موجوديت سياسى بسيار ضعيف است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |