• گفت وگو: اسماعيل آزادى www.partiana.com
مقدمه
انتخابات رياست جمهورى آمريكا، كارناوالى سياسى است كه در هر دوره، بيش از يك سال، جامعه آمريكا را درگير خود مى كند؛ انتخاباتى كه يك سوى آن «جورج بوش» است كه جامعه صنعتى و بروكراتيك جامعه آمريكارا نمايندگى مى كند و سوى ديگر «جان كرى »كه پايگاه او سياهپوستان، يهوديان وكارگران هستند. هرچند، ظاهر اين فرآيند به رقابت متن و حاشيه مى ماند، اما تداخل اين دو معنا در جامعه آمريكا به گونه اى است كه تغيير رئيس جمهورى درآمريكا ، هيچ گاه به تغيير استراتژى در آمريكا منجر نمى شود.
در واقع، تغييرات در حوزه سياست ـ چه داخلى و چه خارجى ـ تنها در تاكتيك ها اتفاق مى افتد. انتخابات رياست جمهورى آمريكا وسياست خارجى هر يك ازنامزدهاى انتخابات، فضاى بحث ما با دكتر «ابراهيم متقى» استاد دانشگاه تهران است كه در پى مى آيد.
\ آقاى دكتر، براى اينكه وارد بحث شويم، بفرماييد كه جان كرى چه طيف و بخشى از جامعه آمريكا را نمايندگى مى كند؟
> جان كرى متعلق به طبقه متوسط جوامع حاشيه اى آمريكاست. با يك نگاه گذرا به حوزه هايى كه كرى احتمال به دست آوردن اكثريت آرا خواهد داشت، مى توانيم به اين جمع بندى برسيم كه عمدتاً مناطق جنوب، جنوب غرب و همچنين بخش هايى از حوزه شمال غرب آمريكا در اختيار جان كرى قرار دارد.از سوى ديگر، به لحاظ لايه هاى اجتماعى، مجموعه هايى كه جزو تكنوكرات ها محسوب مى شوند و گروه هايى كه جزو اقليت هاى مذهبى ومهاجرين هستند، به عنوان پايگاه اجتماعى كرى به حساب مى آيند.
البته بايد به ياد داشت كه سياهپوستان،كارگران و يهوديان به عنوان پايگاه سنتى حزب دموكرات آمريكامحسوب مى شوند. اما نگرش امنيت محور در جامعه آمريكا به ويژه مجموعه هاى آسيب پذير، منجر به ترديد در آراى انتخاباتى اين گروه ها خواهدشد.
\ آيا جان كرى به جز حزب دموكرات، وابستگى گروهى ديگرى دارد؟
> جان كرى به گروه WASP تعلق دارد. اين كلمه مخفف فرد سفيدپوست و انگلوساكسونى است كه مذهب پروتستان دارد و اين شاخص براى افكار عمومى آمريكا از مطلوبيت ويژه اى برخوردار است.
\ درواقع، جورج بوش را به عنوان متن معرفى مى كنيدكه جان كرى حاشيه قلمداد مى شود؟
> پايگاه اجتماعى و اقتصادى بوش عمدتاً درشمال شرقى آمريكاست. در حوزه اى كه جامعه صنعتى وجامعه تصميم گيرنده بروكراتيك، موقعيت بسيار عالى دارد. مجموعه هايى كه به حوزه صنايع بزرگ، شركت هاى بزرگ وابسته هستند و به همين دليل است كه منطقه ايالت واشنگتن و كاليفرنيا براى كرى و بوش يك حوزه حياتى است . به اين دليل كه پايگاه هر دوى آنهادر اين ناحيه به يك اندازه است. از يك طرف، منطقه شمال غرب آمريكا،حوزه اقتصادى قدرتمندى دارد واز طرفى ديگر، مجموعه هاى متعلق به مهاجرين، اقليت ها و گروه هاى مختلفى كه هنوز به طور همه جانبه با جامعه آمريكا مرتبط نشده اند، پايگاه اجتماعى كرى هستند.
\ آيا مى توانيم بگوييم كه حاشيه در مقابل متن قرار گرفته است؟
> تعريفى كه ما به عنوان «حاشيه در مقابل متن» داريم، كاملاً با وضعيتى كه در آمريكا وجوددارد، متفاوت است. آمريكا، خود،مركز و متن است. در واقع، حوزه هاى حاشيه اى كه از متن جدا شده و درمقابل متن قرار داشته باشد، به هيچ وجه درموردآمريكا و موقعيت اجتماعى واقتصادى جان كرى مورد توجه قرارنمى گيرد.اين حاشيه عمدتاً جلوه هاى جغرافيايى دارد واز سوى ديگر، مبتنى بر وضعيتى است كه زمينه را براى نوعى اولويت اقتصادى و اجتماعى براى نامزد رياست جمهورى آمر يكافراهم مى كند. به اين ترتيب، عرصه هاى مربوط به رقابت بوش و كرى، در محيط پيرامونى و همچنين محيط مركزى آمريكا در هم تنيده است. اما كرى در حوزه هاى جنوبى وحوزه هاى پيرامونى داراى اكثريتى است كه مى تواند مطلوبيت بيشترى براى كسب آراى الكترال براى او فراهم كند.
\ طرفداران كرى به لحاظ اجتماعى ، چه طبقاتى را شامل مى شوند؟
> بخشى از نظاميان كهنه كار و ژنرال هاى بازنشسته آمريكايى، پايگاه اجتماعى كرى محسوب مى شوند. همچنين تكنوكرات هاى قديمى كه امروز جايگاه چندانى ندارند ونگاهى سنتى دارند و رويكرد آنها مبتنى بر موازنه گرايى است نيز پايگاه اجتماعى كرى هستند و درنهايت، آن دسته حوزه هاى سنتى كه مربوط به جنوب شرقى، غرب ميانه و شمال غربى آمريكا هستند نيز به صورت اجتناب ناپذير در حوزه انتخاباتى جان كرى قرار مى گيرند.
\ پايگاه اجتماعى بوش در آمريكا كجاست؟
> بوش توانسته مجموعه هاى نوظهور را جذب كند. او به عنوان نماد «جنبش محافظه كار» جديد تلقى مى شود. گروه هايى كه نسبت به رويكرد والگوى رفتارى كلينتون انتقادداشتند وبراين اعتقاد بودند كه كلينتون، منافع ملى را تبديل به منافع گروهى و منافع گرايش هاى مختلف و مجموعه هايى كه درحوزه ساب سيستم يا زيرمجموعه قرار مى گيرند، قرار داده است كه به اين ترتيب، موقعيت آمريكا در سطح بين المللى در معرض خطر قرار گرفته است.در واقع، حاميان بوش مجموعه هايى بانگاه امنيتگرا هستند وتلاش مى كنند حتى اقتصاد را در قالب امنيتى مورد پيگيرى قرار دهند. البته، قشر تحصيلكرده اى كه دروضعيت تكنوكراتيك قرار دارد و همچنين، مراكز پژوهشى كه تصميمات اساسى را در آمريكااتخاذ مى كنند، تماماً در حوزه اجتماعى بوش قرار دارند.
\ اگر بخواهيم نگاهى سياسى به قضيه داشته باشيم، آيا با انتخاب بوش يا كرى به عنوان رئيس جمهورى، استراتژى آمريكا تغيير خواهدكرد؟
> طبعاً تغييرات، بسيار محدود خواهد بود. طى دوره هاى گذشته نيز على رغم اينكه در مورد نامزدها، تعابير وتفاسير كاملاً متفاوتى وجود داشته است، اما شواهد نشان مى دهد زمانى كه كلينتون درآمريكا به پيروزى رسيد، در سال ۱۹۹۳ درسومالى عملياتى نظامى انجام داد. در سال ۱۹۹۴ ، نيروهاى خود را به هائيتى فرستاد.طبعاً اگر جورج بوش پدر هم به پيروزى رسيده بود، همين اقدامات را انجام مى داد.
مورد بعدى كه بايد به آن اشاره داشت، اين كه رؤساى جمهورى آمريكا از آزادى عمل همه جانبه برخوردار نيستند.
سيستم حزبى و همچنين ساختار بروكراتيك آمريكا، تصميمات آنها را كنترل مى كند. بنابراين تغييرات درزمينه تاكتيك ها وجود خواهد داشت، اما استراتژى آمريكا هيچ گونه تغييرى پيدا نخواهد كرد. به همين دليل است كه كرى تأكيدكرده است كه اگر به پيروزى هم برسد، حداقل تا سال ۲۰۰۸ ، نيروهاى نظامى آمريكا در عراق باقى خواهند ماند.يعنى اين كه اگر موضعى به عنوان «هاى پالتيك» (High Politic)به عنوان سياست اصلى و عاليه تلقى شود، رؤساى جمهورى آمريكا تغييرى در آن ايجاد نمى كنند.
\ پس تغييرات در چه حوزه هايى خواهند بود؟
> اين كه تفاوت ها درچه حوزه هايى خواهد بود، بيشتر جلوه هاى تاكتيكى در حوزه هاى سياست خارجى را شامل مى شود ودر عرصه هاى سياست داخلى، به مسائل اقتصادى و اجتماعى مربوط خواهدبود. درنظر بگيريد كه كلينتون در سال ۱۹۹۸ ، قانونى را در كنگره آمريكا تحت عنوان Iraq Freedom Act(قانونى آزادسازى عراق) تصويب كرد. كلينتون مى بايست اين قانون را اجرا مى كرد، اما الگوى رفتارى كلينتون، براساس عمليات نظامى پر شدت نبود. كلينتون از طريق الگوهاى كم شدت و جنگ كم شدت، موقعيت عراق را كاهش مى داد و در صدد تسلط آمريكا بر عراق بود. در حالى كه الگوى رفتارى جورج بوش كاملاً متفاوت به نظر مى رسيد. جورج بوش از ابزارها و الگوهاى نظامى استفاده كرد. اين امر نشان مى دهد كه در دوره آينده هم صرفاً تاكتيك هاى رفتارى تغيير پيدا خواهدكرد. اگر كرى به قدرت برسد، قادر نخواهد بود الگوهاى رفتارى در سياست خارجى آمريكا را تغيير دهد.
\ اگر آقاى جان كرى، انتخابات رياست جمهورى را ببرد، نگاه سياست خارجى آمريكا به اروپا چگونه خواهد بود؟
> كرى نگاه همكارى جويانه اى نسبت به بوش با اروپا دارد.رويكرد كرى مبتنى بر موازنه گرايى در سطح بين المللى است. كرى تمايل چندانى به الگوهاى يك جانبه گرا ندارد، ولى اين اعتقاد وجود دارد كه بايد هزينه امنيت در سطح بين المللى را تمامى قدرت هاى بزرگ بپردازندو اين تصميم گيرى هم بايد توسط تمامى بازيگران انجام بگيرد.به اين ترتيب، اگر كرى به قدرت برسد، طبعاً زمينه براى همكارى هاى بيشتر آمريكا واروپا فراهم خواهد شد. امروز، بخشى از فشارهاى اقتصادى كه آلمان و فرانسه با آن روبرو هستند، ناشى از محدوديت هايى است كه آمريكايى ها ايجادكرده اند. بنابراين اين الگودر آينده با به قدرت رسيدن كرى با تغييراتى مواجه خواهد شد. در حالى كه اين امر طبعاً با انتظارات وخواسته هاى اروپايى ها، همبستگى بيشترى دارد. اروپايى ها تلاش مى كنند تا روى موقعيت جان كرى سرمايه گذارى كنند.
اروپايى ها بر اين اعتقادند كه اگر بوش در اين دوره هم به پيروزى برسد، امكان تشديد فشارهاى سياسى و بين المللى براى كشورهاى اروپايى وجود خواهد داشت.
\ يعنى تلاش اروپا در جهت پيروزى كرى است؟
> بله. اروپايى ها به طور اجتناب ناپذيرى به پيروزى كرى فكر و تلاش مى كنند زمينه اى را فراهم آورند تا رئيس جمهورى معتدل ترى در آمريكا به قدرت برسد. يعنى رئيس جمهورى كه اعتقاد به همكارى باكشورهاى اروپايى دارد.
\ آيا بوش به منظور خنثى كردن اين امتياز كرى، زمينه هاى تعديل سياست خارجى خود را نسبت به اروپا از خود نشان نداده است؟
> رويكرد بوش كاملاً مشخص است. يعنى بوش نمى خواهد معادله را تغيير دهد. او هويت آمريكايى را به هويت اروپايى ترجيح مى دهد و براى آمريكا، جايگاه ويژه اى در سطح بين المللى قائل است. رويكرد بوش كاملآً رسالت گرا است. رويكرد رسالت گراى بوش روى برترى آمريكا نسبت به اروپا، برترى غرب نسبت به ساير حوزه هاى جهان و برترى نيروهاى نظامى آمريكا در مناطق جغرافيايى مختلف تأكيد دارد. بنابراين نگاه بوش كاملاً متفاوت و نقطه مقابل رويكرد كرى است.
\ آيا اين نگاه ايدئولوژيك و ارتدوكس بوش، مورد اقبال بدنه اجتماعى آمريكا قرار گرفته است؟
> طى سالهاى گذشته، بوش از جايگاه ويژه اى برخوردار بوده است. بوش رئيس جمهورى اى بوده كه توانسته است قدرت خود را بر ساختار سياسى و اجرايى آمريكا تحميل كند.از سوى ديگر، فردى بوده كه توانسته است افكار عمومى را تا حد بسيار زيادى جب كند. به اين ترتيب، جورج بوش به عنوان رئيس جمهورى نسبتاً موفق، در تاريخ سياسى رؤساى جمهورى آمريكا مطرح است.
\ نگاه جان كرى به خاورميانه چگونه است؟
> كرى درصدد است ميزان مداخله گرى آمريكا را كاهش دهد. او از سوى ديگر مى خواهد عرصه هاى مربوط به آموزش، حقوق بشر و مسائل اجتماعى را به جاى اينكه در خاورميانه متمركز كند، در داخل آمريكا متمركز نمايد و درصدد تغيير اجتماعى و تغيير ساختارى در كشورهاى خاورميانه اى نيست. اما شرايط نشان مى دهدكه در اجراى اين سياست، طبعاً با چالش هايى هم روبرو خواهد شد. نگاه خاورميانه اى كرى، يك نگاه همكارى گرا با دولتهاى موجود است. اما دولتهاى موجود خاورميانه اى تا حد زيادى در طلسم بنيادگرايى سنى قرار دارند. اين امر نشان مى دهد كه كرى به هر ترتيب در آينده با كشورهاى خاورميانه تعارضاتى خواهد داشت. اما اين تعارضات را به گونه اى يك جانبه ومستقيم انجام نخواهد داد. جدال ها، ماهيت غيرمستقيم، سازمان يافته و غيرمتمركز خواهد داشت.
\ در قالب بحث خاورميانه، آيا بوش سياست فعلى خود را در رابطه با خاورميانه بزرگ ادامه خواهد داد؟
> هر چند سياست خاورميانه بزرگ هنوز چارچوب مشخصى ندارد، اما شواهد موجود نشان مى دهد كه آمريكا در قالب بوش، درصدد تغييرات اساسى در ساختارهاى اجتماعى كشورهاى خاورميانه بوده است و در صورتى كه جورج بوش در اين مرحله به پيروزى برسد، طبعاً خاورميانه را در دستور كار خود قرار خواهد داد و به موازات خاورميانه، فشارهاى خود را بر حوزه اروپايى نيز افزايش خواهد داد. بنابراين علت افزايش فشارها را بايد در جدالهاى آمريكا و اروپا در ارتباط با مسائل خاورميانه اى دانست.
\ در واقع، سياست بوش و كرى در مورد خاورميانه در مقابل هم قرار دارد؟
> جورج بوش در مقايسه با كرى، رويكرد كاملاً متفاوتى در ارتباط با كشورهاى خاورميانه دارد. بوش بر عمليات و اقدام نظامى تأكيد دارد، انعطاف پذيرى در برابر اروپا در مورد مسائل خاورميانه اى كمتر انجام خواهد داد و تلاش خواهد كرد از اروپا به عنوان ابزارى براى اهداف استراتژيك خود در خاورميانه استفاده كند؛ الگويى كه بوش در رابطه با پرونده هسته اى ايران در رابطه با كشورهاى اروپايى مورداستفاده قرار داد، كاملاً بيانگر اين است كه نگاه جورج بوش، استفاده ابزارى از مجموعه هاى اروپايى در جهت حل بحرانهاى خاروميانه اى است.
\ نگاه جان كرى به مقوله فلسطينيان و اسرائيل چگونه است؟
> كرى و بوش نگاه نسبتاً يكسانى در مورد مسأله فلسطين واسرائيل دارند. هر دو آنها با تداوم قدرت ياسرعرفات مخالفند. آنها درصددند تا فلسطين به جاى اينكه تبديل به يك كشور مستقل شود، وضعيتى پيدا كند كه ماهيت دست نشاندگى يا ماهيت تأثيرپذيرى از سياستهاى اسرائيل داشته باشد. بنابراين نگاه اسرائيلى ها، اعمال نفوذ در منطقه فلسطين است كه طبعاً بوش و كرى ـ هر دو ـ داراى ديدگاه نسبتاً يكسانى در اين ارتباط هستند.
\ بحث ايران، از نگاه جان كرى چگونه است؟
> نگاه كرى به مسائل ايران، نگاه متفاوتى با بوش نخواهد بود.كرى بر اين اعتقاد است كه ايران بايد در محدوديت قرار گيرد و تحرك بين المللى ايران كاهش پيدا كند. پرونده هسته اى ايران بايد با محدوديت عليه ايران پايان پيدا كند و از همه مهمتر اينكه ميزان فشارى كه بر ايران از طريق نهادهاى سياسى اعمال خواهد كرد، بى نهايت، افزايش مى يابد. دموكراتها تلاش دارند تا مسأله هسته اى ايران را خيلى سريع تر به مراجع بين المللى منتقل كنند. يعنى كرى زودتر از جورج بوش، پرونده هسته اى ايران را به شوراى امنيت منتقل خواهد كرد. طبعاً اگر كرى به قدرت برسد، ماه ژوئن، زمان مناسبى براى سياست هاى آمريكا در برخورد با ايران خواهد بود.
\ در مورد بوش اينطور نيست؟
> اما اگر جورج بوش به پيروزى برسد، طبعاً ما اجلاسيه ژوئن۲۰۰۵ آژانس بين المللى انرژى اتمى را نيز به سلامت پشت سر خواهيم گذاشت.
\ يعنى ايرانى ها بايد آرزو كنند كه بوش انتخاب شود؟
> طبعاً سياستهاى بوش در برخورد با پرونده هاى هسته اى ايران، كارآمدى كمترى خواهد داشت. در رابطه با بوش، اين اروپايى ها هستند كه توانستند الگوى خود را در مورد محدودسازى ايران پيگيرى كنند. فشارهاى بوش تاكنون نتيجه چندانى نداده و بوش طبعاً در شرايطى قرار داشته است كه توانسته فقط اروپايى ها را عليه ايران بسيج كند و آنها را در سياستهاى محدود كننده اى كه عليه ايران اتخاذ مى كنند، مورد حمايت قرار دهد. آمريكايى ها نيز اين الگو را مورد پذيرش قرار داده و بر اين اعتقاد بودند كه فضا براى اعمال فشار عليه ايران در شرايط موجود محدود است. به همين دليل، عليه كشورهاى اروپايى فشار چندانى وارد نياوردند و به آنها فضا دادند كه با ايران چانه زنى كنند و به هر ترتيب، زمينه را براى بازرسى در ايران فراهم كنند. اما اگر كرى به قدرت برسد، طبعاً آمريكا و كشورهاى اتحاديه اروپا، وضعيت مشخص ترى خواهند داشت و در آن شرايط، سرعت عمل بيشترى براى محدودسازى ايران و ارسال پرونده ايران به شوراى امنيت خواهند داشت. بنابراين اگر كرى به قدرت برسد، فشارهاى وارده به ساختار سياسى ايران افزايش بيشترى پيدا خواهد كرد.
\ فشارهاى بين المللى؟
> بله، علت آن را نيز بايد در الگوى رفتارى كرى ديد. زيرا كرى، فشار بين المللى را نيز با فشارهاى خودش تركيب مى كند و تركيب اين فشارها را عليه ايران اعمال خواهد كرد.
\ بحث مواجهه نظامى آمريكا با ايران در كداميك از گزينه ها بيشتر مطرح است؟
> على رغم اينكه خيلى ها اعتقاد دارند اگر بوش به قدرت برسد، مواجهه نظامى شكل خواهد گرفت، اما ارزيابى من بيانگر اين است كه مواجهه نظامى عليه ايران در صورت به قدرت رسيدن بوش، با محدوديت بيشترى مواجه خواهد شد.
\ علت اين محدوديت در مواجهه نظامى چيست؟
> علت اين است كه اولاً كشورهاى اروپايى به طور مستقيم از سياست يك جانبه بوش براى عمليات نظامى حمايت نمى كنند. دوم اينكه آمريكا قادر نخواهد بود دوجنگ منطقه اى را به طور همزمان انجام دهد. سوم اينكه ساختار اجتماعى و سياسى آمريكايى، مخالف درگير شدن آمريكا در جنگهاى ديگر است. چهارم اينكه استراتژيست هاى آمريكايى بر اين اعتقادند كه هنوز زمان براى به كارگيرى راه حل نهايى عليه ايران فراهم نشده است. پنجم اينكه شواهد گذشته نشان داده كه ايران از سياست انعطاف پذيرى نسبى برخوردار است. بنابراين الگوهاى نظامى منجر به افزايش هويت مقابله گرايانه ايران باكشورهاى غربى خواهد شد.
\ آيا ايران با توجه به بحث انرژى اتمى و چالشهايى كه با آمريكا دارد، مى تواند در پيروزى جورج بوش يا جان كرى تأثير داشته باشد؟
> طبعاً ايران به عنوان يك نيروى تأثيرگذار در آمريكا محسوب نمى شود. ساختار سياسى حزبى آمريكايى ها از انسجام و سازماندهى لازم برخوردار است وشبكه هاى خبرى ايران نمى توانند روى آن تأثير داشته باشند.
\ منظور من چنين تأثيرى نيست. فرض كنيد در انتخاباتى كه بحث لانه جاسوسى در آن مطرح شد...
> شما بحث رقابتهاى نيكسون و كارتر را مى گوييد كه ايرانى ها در آن زمان از نيكسون حمايت كردند. در آن مقطع زمانى، ايران در بدنه قدرت آمريكايى ها داراى نفوذ بود. در ساختار قدرت آمريكايى ها، يك حلقه پهلوى گرا وجود داشت. بسيارى از مجموعه ها با اين حلقه پهلوى گرا همكارى كرده و فعاليتهاى اقتصادى داشتند و در نتيجه حمايت سياستى هم وجود داشت. اما در شرايط موجود هيچ گونه حلقه ايران گرايى در آمريكا وجود ندارد.
\ منظور من اين است مى دانيم كه كارتر به خاطر جريان اشغال سفارت آمريكا در ايران درانتخابات رياست جمهورى شكست خورد. اكنون مى خواهيم بدانيم چه اتفاقى در ايران ممكن است در پيروزى بوش يا كرى تأثير داشته باشد؟
> طبعاً اگر ايران، فعاليت يا همكارى بيشترى با آژانس (بين المللى انرژى اتمى) انجام دهد و نشان دهد كه يك بازيگر همكارى گرا در سطح بين المللى است و از سوى ديگر، اگر ذهنيت و ادراك آمريكايى ها نسبت به ايران تغيير كند، يعنى تحرك در سياست خارجى ايران به گونه اى باشد كه ايران مواضع خود را تغيير دهد و نوعى تجديدنظرطلبى در سياست خارجى خود انجام دهد، در آن شرايط، امكان عدم موفقيت بوش وجود خواهد داشت. اما شواهد نشان مى دهد كه هر دو گروه حزبى و سياسى در آمريكا نسبت به ساختار موجود در ايران داراى نگاه نسبتاً يكسانى هستند و از سوى ديگر، هيچ گونه انعطاف پذيرى ويژه اى در سياست خارجى ايران وجود نخواهد داشت.
\ يعنى آمريكا در مورد ايران، تمامى حركتها را در حوزه تاكتيك ها انجام مى دهد، در حالى كه استراتژى هر دو حزب رقيب كاملاًمشترك است.
> صددرصد.