سه شنبه ۵ آبان ۱۳۸۳ - ۱۱ رمضان ۱۴۲۵
Tue, Oct 26, 2004
ويژه ۲
سال دهم - شماره ۲۹۵۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
آرشيو
انتخابات رياست جمهورى آمريكا از نگاه درونى
بوش يا كرى؛ كداميك؟!
• ويژه نامه « ايران ديپلماتيك » اين هفته
را در صفحات ويژه بخوانيد.
188049.jpg
اشاره:
در دور جديد انتخاباتى كه آمريكايى ها، رئيس جمهورى خود را برخواهند گزيد، انتخاب كنندگان، مسائل جهانى تاثيرگذار و جهانيان با هيجان نظاره گرند. در شماره اين هفته نگاهى به برخى جوانب انتخابات در درون آمريكا خواهيم داشت و در هفته آينده به بحث دكترين امنيت ملى، سياست خارجى و مسائل جهانى خواهيم پرداخت كه جنبه ارزيابى دوران چهار ساله رياست جمهورى «جورج و اكر بوش» را هم خواهد داشت.
شدت تبليغات و غيبت مداوم بوش از كاخ سفيد!
حملات يازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ به خاك آمريكا و تأثيراتى كه اين اقدام بر روان، سياست داخلى امنيتى و اصولاً تغيير بنيادين اولويت هاى از پيش گفته شده دولت تازه كار بوش در چرخش به سمت سياست هاى برون گرا و تهاجمى در افغانستان، عراق و ساير كشورها بر جاى گذاشتند، از انتخابات رياست جمهورى پيش روى يك انتخابات بى بديل ساختند. اين بى بديلى در شدت، دستور كار و نوع پوشش تبليغاتى دو حزب جمهوريخواه حاكم و حزب رقيب دموكرات، قابل مشاهده است. وضعيت به گونه اى است كه همگان در جهان خود را از انتخابات دوم نوامبر پيش روى اثرپذير مى بينند.
اين تصوير كوچك، اما در برنامه ستاد انتخاباتى جورج بوش و سناتور «جان كرى» ، ابعادى بسيار بزرگ دارد. بوش با شدت تمام درتمامى فرصت ها، از جمله مناظره هاى سه گانه تلويزيونى در مقابل ديدگان ميليونها آمريكايى، همواره بر اين نكته تأكيد داشته است كه آمريكايى ها به رهبرى قاطعانه وى در مبارزه اى كه وى آن را جنگ با تروريسم مى داند، نياز دارند (از نظر بسيارى، اما مبارزه ياد شده،خود گسترش تروريسم و بسط دامنه، عرصه و تقويت ريشه هاى تروريسم بوده است).
براى تبليغ اينكه وى با سياست هاى تهاجمى خود بر پايه حملات پيشگيرانه، براى آمريكايى ها امنيتى به ارمغان آورده كه جان كرى، در صورت انتخاب شدن نخواهد توانست امنيت دوران وى را تأمين نمايد؛ آقاى بوش ظرف هفته هاى اخير اغلب در حال سفرهاى انتخاباتى به ايالت هاى مختلف آمريكا بوده است. به قول يك استاد دانشگاه هاروارد: «ما همواره جورج بوش را با پيراهنى آستين كوتاه در ميان جمعيتى ديده ايم كه برايش هورا مى كشند. او هيچ وقت سركارش نيست.» البته در عصر تكنولوژى، اين امر به معناى بى خبرى و غيبت از صحنه تصميم گيرى نمى تواند باشد. اما شدت سفرهاى بوش به چند دليل عمده است:
۱- انتخابات جارى با تأثير پذيرى از تصوير ايالات متحده در صحنه جهانى و آنچه دراين سالها تحت مديريت بوش اتفاق افتاده، فضاى انتخاباتى آمريكا را به دو اردوگاه تقريبا برابر از حيث مخالفان و موافقان سياست ها و دستاوردها تقسيم كرده است.
۲- شكل انتخابات رياست جمهورى در آمريكا كه در آن مردم رأى خود را مى دهند، اما رأى كالج انتخاباتى با ۵۳۸ عضو تعيين كننده سكاندار كاخ سفيد است، نوعى پيچيدگى (به نظر مضر) براى دموكراسى انتخاباتى (به معناى انتخاب مردمى) ايجاد كرده است. تجربه انتخابات سال ۲۰۰۰ كه در آن «ال گور» از حزب دموكرات از بوش چند صد رأى بيشتر داشت، اما كالج انتخاباتى پس از اختلاف جدى بر سر آراى فلوريدا، رأى به بوش داد، فضاى كنونى را به شكلى درآورده كه بوش و كرى به افرادى در حال سفر دائم بين ايالت هاى بلاتكليف تبديل كرده است.
۳- در تركيبى از بندهاى اول و دوم، مى توان جنگ فرهنگى بر سر مسائل زنان، سقط جنين، ازدواج همجنس بازان، مسأله حمل سلاح، كاهش يا افزايش ماليات، بهداشت و ساير خدمات مرتبط با اقتصاد، بويژه بحث بيكارى، از مهم ترين مسائلى هستند كه هر دو رقيب تلاش مى كنند در مورد آنها به تشريح برنامه هاى خود بپردازند. اهميت بحث عراق كه سايه سنگينى در كنار ابر تروريسم بر آسمان انتخاباتى آمريكا انداخته است، نيز از تأكيد بى نياز به نظر مى رسد.
زنان، كدام مرد را بر مى گزينند؟
به نوشته روزنامه «تايمز مالى» (۲۲ اكتبر) درانتخابات چهار سال پيش يك زن آمريكايى به آموزش و پرورش و بهداشت فكر مى كرد و رأى مى داد، اما اكنون همان زن بيشتر به امنيت فكر مى كند. كمتر از دو هفته مانده به انتخابات دوم نوامبر، چنين به نظر مى رسد كه ۶۰ درصد زنان هنوز تكليف خود را در رأى دادن مشخص نكرده اند. لذا هر دو رقيب توجه خاصى به زنان و رأى آنان مبذول مى كنند.
يك روانشناس زن هفته گذشته در «اينترنشنال» تريبيون نوشته بود بوش با پافشارى بر درستى همه كارهايى كه در دوران رياست جمهورى خود انجام داده، اين احساس را در زنان ايجاد كرده كه وى آدم كله شقى است و لذا تعداد بيشترى از زنان به سمت رأى دادن به سناتور جان كرى سوق يافته اند؛ چون زنان از مردى كه بگويد اشتباه كردم و عذر بخواهد، بيشتر خوششان مى آيد تا مردى كه حاضر نباشد هرگز به اشتباه خود اعتراف كند. البته زنان به طور سنتى بيشتر به دموكرات ها متمايل بوده اند. اين روند از دهه ۱۹۸۰ ميلادى ظهور كرد؛ زمانى كه اغلب زنان به سوى دموكرات ها و مردان به سمت جمهوريخواهان متمايل شدند. در انتخابات سال ۲۰۰۰ ، ۵۴ درصد زنان به ال گور از حزب دموكرات رأى دادند. اين درحالى است كه به نظر مى رسد بوش در مبارزات انتخاباتى جارى، شكاف سنتى جنسيتى را كاهش زيادى داده و در ميان زنان متأهل از محبوبيت بيشترى برخوردار شده است، چون به قول نويسنده تايمز مالى، در زنان خانواده دار اين احساس را ايجاد كرده كه وى مرد راحتى است و امنيت ايجاد مى كند. يك نهاد محافظه كار به نام «صندوق پيشبرد رأى در آمريكا» در هفته اى كه گذشت، گران ترين آگهى تبليغات تلويزيونى را به مبلغ ۱۴ ميليون دلار تأمين كرد كه روى مسأله امنيت در ذهن زنان سرمايه گذارى كرده بود. به نظر مى رسد كه اين سرمايه گذارى ها در كنار خاطرات هولناك آمريكايى ها از حملات يازدهم سپتامبر نتيجه بخش بوده باشد.
دخترى ۱۶ ساله كه مادرش را در حملات ۲۰۰۱ از دست داد، مى گويد: «جرج بوش قدرتمندترين مرد دنياست و مى خواهد از اين بابت اطمينان حاصل كند كه من در امنيت هستم.»
در مقابل، كرى هم از قافله تبليغ جهت كسب رأى زنان عقب نمانده است. وى هم در هفته اى كه گذشت يك آگهى ارائه كرد كه در آن، بيوه زنى كه همسرش را در حملات ۲۰۰۱ از دست داده و در انتخابات رياست جمهورى ۲۰۰۰ به بوش رأى داده بود، مى گويد كه در دوم نوامبر به وى رأى نخواهد داد، چون بوش با ايده يك كميسيون مستقل براى تحقيق درباره حملات ياد شده مخالفت كرد. شمار زيادى از تحليلگران همچنان معتقدند كه كرى بايد با تمركز روى مسائلى چون آموزش و بهداشت، نظر آن دسته از زنان مردد را به سمت خود جلب كند. البته نبايد از ياد برد كه در ميان زنان نيز مسأله جنگ عراق و احتمال وخامت بيشتر اوضاع در اين نبرد، توجه زيادى را به خود جلب كرده است.
عامل مذهب و مسأله سقط جنين
جامعه آمريكا داراى ماهيتى محافظه كار است كه در آن، مذهب نقش پررنگى دارد. نكته جالب اينجاست كه كاتوليك هاى آمريكايى به شكل سنتى و براى مدت زمانى طولانى از حزب دموكرات حمايت كرده اند، هر چند، اين روند از زمان پيروزى رونالد ريگان در ۱۹۸۰ روند نزولى در پيش گرفته است.
در فضاى انتخاباتى جارى آمريكا، روحانيون كليسا تا اندازه زيادى از بوش حمايت مى كنند، چرا كه وى با سقط جنين مخالفت كرده و ازدواج را نيز رابطه اى ميان زن و مرد مى داند و با ازدواج همجنس بازان مخالفت ورزيده است. از اين رو، تعجبى ندارد كه بلندپايه ترين چهره هاى كليساى كاتوليك از بوش حمايت كرده اند. البته كرى خود را يك مسيحى معتقد مى داند و با ازدواج همجنس بازان نيز مخالف است، اما حمايت وى از سقط جنين و شبيه سازى ، محافظه كاران و مذهبيون را در اردوگاه مخالفان كرى قرار داده است. ظرف هفته هاى اخير، چهره هاى مهمى از كليساى كاتوليك به صحنه آمدند و اعلام كردند كه مخالفت با سقط جنين و بالطبع، نامزدى كه از آن حمايت مى كند، از هر مسأله ديگرى مهم تر است.
برخى روحانيون كليسا اعلام كرده اند كه رأى دادن به سناتور كرى يك گناه خواهد بود. به نوشته روزنامه «نيويورك تايمز» (جمعه ۲۲ اكتبر) «چارلز چپات» بلندپايه ترين چهره كليساى كاتوليك رومى در ايالت «كلرادو» ، در سخنانى گفت: «اگر شما به كسى با مواضع نامزدى چون جان كرى رأى دهيد، آيا مرتكب گناه شده و با شيطان همكارى كرده ايد؟ بله. آيا بايد به خاطر اين گناه طلب آمرزش كنيد؟ باز هم بله.»
به نوشته نيويورك تايمز اهل كليسا براى بسيج اهل مذهبيون عليه جان كرى، ۵۰ هزار داوطلب و نيز شمار زيادى از افراد مزدبگير را به صحنه آوردند تا با انجام سلسله كارهاى تبليغاتى، كاتوليك هاى بيشترى را به حضور در صحنه رأى دادن (البته به بوش) تشويق كنند.
در حضور فعال احساسات مذهبى در فضاى انتخاباتى جارى آمريكا بايد به استفاده از نشان هاى مذهبى نظير «۱۰ فرمان» نيز بايد اشاره كرد كه دادگاه عالى اين كشور سه شنبه گذشته اعلام كرد بررسى پرونده قانونى بودن نصب كردن تابلوهاى حاوى «۱۰ فرمان» در سردر ساختمان ها و اراضى حكومتى را مدنظر قرار مى دهد.
البته اميدوارى بوش و جمهوريخواهان نسبت به اينكه با دميدن و تمركز روى مسائل داراى جوانب مذهبى مى توانند رأى ارباب كليسا و كليساروها را بدست آورند، در ادبيات رئيس جمهورى فعلى كاخ سفيد مشهود است. نوعى تبليغ اينكه آنچه وى انجام داده و مى دهد، نوعى رسالت است. اين جنبه از شخصيت انتخاباتى بوش بر اهل نظر پوشيده نمانده است. نويسنده اى در روزنامه انگليسى «گاردين» (۲۲ اكتبر) گفت وگوواره اى را در قالبى فرضى تصوير كرده بود كه در آن، بوش در پايان بحثى داغ، با عصبانيت چنين ختم مكالمه را اعلام كرده بود كه «اين من (جورج بوش) هستم كه از زبان خداوند صحبت مى كنم و بر عكس آن، وجود ندارد!!»
رقابت شانه به شانه
در انتخابات پيش رو، رقابت بسيار نزديك است. يكى از چهره هاى شناخته شده آمريكايى كه بيشتر به بوش تمايل دارد و ادعا مى كند كه از عالم غيب خبر دارد، چند هفته پيش چنين پيش بينى كرده بود بوش با گام هاى بلند از خط پيروزى انتخابات خواهد گذشت. اما همان فرد مرتبط با عالم غيب، هفته پيش نظر قبلى خود را پس گرفت و گفت كه فاصله برنده در انتخابات به اندازه قطر يك تيغ اصلاح نازك خواهد بود!
بسيارى از كارشناسان و ناظران آگاه گفته اند كه جامعه آمريكا هيچ گاه بر سر يك انتخابات، تا اين اندازه دچار دو دستگى نبوده است. در كنار ساير دلايل، يك علت هم آن است كه نظام دو حزبى اين كشور، جامعه را به دو اردوگاه تقسيم مى كند. حال، در چنين فضايى، آمدن رقيب سوم كه بخشى از آرا را به سمت خود جذب كرده و از رأى يكى از دو رقيب اصلى به ضرر ديگرى بكاهد، جالب خواهد بود.اين فرد كسى نيست جز «رالف نيدر» كه در انتخابات دور قبلى نيز همين كار را انجام داد و در دور جارى هم دير و با حكم دادگاه وارد صحنه شد.
برخى معتقدند در انتخابات نوامبر نيز وى با سهم حمايتى كه در حال حاضر از ۱.۲ درصد در نظر سنجى ها فراتر نمى رود، به ضرر جان كرى كار كند. وى در ايالت هاى كليدى نظير «فلوريدا، آيووا، مكزيكو، مينه سوتا و ويسكانسين» مى تواند حدود يك تا دو درصد آرا را به سمت خود بكشاند. برخى مى گويند جمهوريخواهان با كمك مالى و دادن امضا براى وارد صحنه شدن نيدر قصد دارند تا آراى مخالفان را بشكنند. منظور از اين عبارت آن است كه بين شعارهاى داخلى نيدر و كرى، از بهداشت گرفته تا عراق، نوعى مشابهت حداقلى مشاهده مى شود و بالاخره شمارى از رأى دهندگان خواهند بود كه به جاى كرى، به نيدر رأى دهند. از اين منظر، مى توان دريافت كه بسيارى اذعان دارند كه رأى گيرى و نتيجه آن بسيار نزديك خواهد بود. البته برخى، از جمله هواداران سنتى نيدر مى گويند كه بايد متحد شد و به كرى رأى داد تا جمهوريخواهان به هدف خود نرسند. شايد از همين روست كه آراى نيدر در نظر سنجى ها، در مقايسه با انتخابات قبلى، به كمتر از نصف كاهش يافته است. اما اين پرسش همچنان باقى است كه آيا نيدر باز هم مانند دور قبل كه از آراى ال گور نامزد دموكرات ها كاست، اين بار هم چنين نقشى را ايفا خواهد كرد؟ اما اين امر دوباره اتفاق بيفتد يا نيفتد، به نظر مى رسد افكار عمومى آمريكا تا اندازه زيادى چارچوب فكرى خود در قبال هر يك از نامزدهاى انتخاباتى را شكل داده است.
مهم ترين نكات: جان بى عرضه، بوش احمق!
رقابت ميان جان كرى و جرج بوش، به جنگ ميان هوش و عقل از يك سو با احساس مردم و قاطع بودن (جنگ شخصيت) بيشتر شبيه بوده است.
جان كرى باهوش است و خوب حرف مى زند. او از نقطه ضعف هاى بوش خوب استفاده كرده است. اگرچه به خاطر مشاركت در دادن چراغ سبز براى حمله به عراق و رسوايى پيدا نشدن سلاح هايى كه بهانه جنگ بودند، براى مدتى از دست گذاشتن روى نقطه ضعف بوش در قضيه عراق، كوتاهى كرد؛ اما با جبران اشتباه، از خود تصوير رقيبى قوى را ارائه كرده است.
معاونش «جان ادواردز» هم وكيلى باهوش است. در مناظره تلويزيونى با «ديك چنى» معاون بوش به خوبى در ميدان بحث ظاهر شد. به گفته رسانه ها، در مناظره هاى سه گانه تلويزيونى، سناتور كرى از بوش يك احمق ساخت. وقتى كرى در حال صحبت بود؛ قيافه بوش بيشتر به كسانى مى مانست كه هاج و واج مى مانند كه چه بگويند. او به متلك پرانى متوسل مى شد و اين از نظر آمريكايى ها يك نقطه ضعف بود. وقتى قوز كردن بوش و شكل كت وى اين احساس را بوجود آورد كه دستگاهى زير كتش پنهان كرده و با يك گوشى، جواب هاى لازمه را به او مى رسانند؛ چهره ابلهى كه بوش در نزد مخالفانش داشت، ابلهانه تر به نظر مى رسيد.
اما كرى هم آدم با عرضه اى به نظر نمى آيد. او در ابتدا با اين تكنيك وارد رينگ مسابقه شد كه به مردم نشان دهد بوش در دوران جوانى و خدمت در ارتش از رفتن به جنگ ويتنام سرباز زد و اين جان بود كه در ويتنام جنگيده بود. اما كرى اشتباه مى كرد كه وقت زيادى را صرف تأكيد روى نكات جنگى مى كرد كه بيش از ۳۰ سال از پايان آن گذشته بود. او بايد روى جنگى انگشت مى گذاشت كه در عراق جريان دارد. اما وقتى هم او اشتباه در تمركز روى نقاط ضعف رقيب را اصلاح كرد، باز هم نتوانست از رقيب يك چهره ناتوان ارائه كند. از بحث سقط جنين و همجنس گرايى كه بيانش رفت كه بگذريم، جان كرى نتوانسته است اين احساس را در نزد آمريكايى ها و جهانيان ايجاد كند كه او مرد ميدانى است كه درست يا غلط گسترانيده شده است.
در حالى كه بسيارى ازآمريكايى ها و غير آمريكايى ها از اقدامات بوش خسته شده اند، اما در كرى هم نمى بينند توانايى آن رئيس جمهورى را كه بتواند :
۱- اوضاع در عراق و جهان را به شكلى سازمان دهد كه اولا شرايط را به گونه اى بر هم نريزد كه خود مولد دور جديدى از بى ثباتى و هرج و مرج باشد و دوم اينكه ، واقعا بتواند اتحادهاى آسيب ديده (با اروپا و برخى ديگر) را ترميم و از سطح تنش ها بكاهد.
۲- «احساس روانى» امن بودن را با ارائه شخصيتى قاطع در نزد رأى دهندگان ايجاد كند، كارى كه بوش در انجام آن، درجه استادى پيدا كرده است و تا آنجا پيش رفته است كه در يك آگهى تبليغاتى با به تصوير كشيدن چند گرگ در جنگل، اين پيام را القا مى كند كه «آمريكايى، مواظب باش كه با رأى دادن به كرى در شرايطى كه اوضاع جهان جنگل وار و بيرحم شده است، خود را در معرض دندان هاى گرگ هاى درنده قرار ندهى!!»
نتيجه گيرى
اين امكان وجود دارد كه بوش پسر كه كار ناتمام پدرش در مقابل صدام را با هر روشى بود، به پايان رساند؛ در دور دوم انتخابات به سرنوشت شكست پدرش در پاى آراى كالج انتخاباتى مبتلا شود و يا اينكه رأى كالج انتخاباتى با رأى مردم آمريكا در جهت اخراج تا تثبيت وى يا رقيبش، هم راستا باشد. اگر آمريكا به ماندن بوش در كاخ سفيد رأى دهد، چهار سال دوم وى در مسند قدرت، سال هاى بسيار تعيين كننده براى جهان و بخصوص خاورميانه خواهد بود. اگر اخراج بوش از كاخ سفيد، نتيجه انتخابات باشد، دوره اى جديد آغاز خواهد شد كه شايد به لحاظ محتوا چندان قدرت مانور فورى براى برنده انتخابات متصور نباشد. اين عدم تصور به همان اندازه است كه برنده شدن كرى را نمى توان رد كرد يا روى آن سرمايه گذارى نمود. اين را هم نبايد از ياد برد كه انتخابات پيش روى مى تواند تحولى باشد كه در آن بحث تقلب انتخاباتى در زمينه رأى دادن (به شكل درست يا رأى دادن مكرر در بيش از يك ايالت)، بحث هاى داغى را رقم بزند. به هرحال، هر كسى با هر نگاه و انتظارى كه دارد، به انتخابات دوم نوامبر چشم دوخته است. انتخاباتى كه به خاطر طرح مشكلات دور قبل در تأخير حاصله براى لحاظ كردن رأى شمارى از مردم، از دو هفته مانده به روز دوم نوامبر عملا آغاز شده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |