|
|
|
|
|
|
|
• دكتر صابرى و دكتر فدايى در گفت و گوى مفصلى با ويژه نامه حوادث «ايران» جنبه هاى تازه اى از وضعيت زندگى و روحى و روانى «بيجه» و على باغى را تشريح كرده اند كه روز دوشنبه ـ ۱۱ آبان ماه ـ در اين ويژه نامه منتشر مى شود
|
|
|
|
|
|
ديدگاه
|
|
|
|
|
حمله مسلحانه به فرماندار رامسر
گروه حوادث ـ رامسر ـ خبرنگار «ايران»: مرد مسلحى با حمله به دفتر كار فرماندار رامسر با شليك يك گلوله، او را مجروح كرد. اين حادثه ساعت ۸ صبح روز پنجشنبه هفتم آبان ماه سال جارى در ساختمان فرماندارى رامسر رخ داد. جوان مهاجم كه مسلح به يك قبضه كلت كمرى بود، بلافاصله پس از تيراندازى توسط كارمندان فرماندارى بازداشت و تحويل نيروى انتظامى داده شد. در جريان اين سوء قصد، سيد احمد ميرى ـ فرماندار رامسر ـ از ناحيه شكم مجروح و به بيمارستان انتقال داده شد. محمدعلى پنجه فولادگران ـ استاندار مازندران ـ با مساعد دانستن حال فرماندار رامسر، گفت: به دنبال تحقيقات انجام شده از سوى اداره اطلاعات استان، فرد دستگير شده هيچ نوع سابقه گروهكى و وابستگى به سازمانهايى مثل منافقين را نداشته است. در همين راستا، «على شادمان» ـ دبير شوراى تأمين استان مازندران ـ نيز در اين باره گفت: ضارب فرماندار در روند دريافت موافقت اصولى براى احداث كارگاه حرارتى خود با نظر منفى كارشناسان حفاظت محيط زيست استان مواجه شده بود و اين مشكل انگيزه اصلى اقدام وى در حمله به فرماندار رامسر بوده است. وى افزود: ضارب پس از تأكيد فرماندار مبنى بر لزوم رعايت ضوابط احداث كارآگاه به قصد ترساندن وى اقدام به شليك كرده است. براساس اعلام مقامات انتظامى رامسر، ضارب مسلح مردى ۳۷ ساله است كه يك شركت رادياتورسازى در منطقه كتالم رامسر دارد. «سيد احمد ميرى» فرماندار رامسر درباره اين حادثه گفت: ساعت هشت صبح ضارب بدون هماهنگى مسؤول دفتر درحالى كه من با يك ارباب رجوع در حال گفت و گو بودم، وارد اتاقم شد و خواستار گفت و گوى خصوصى شد. به گفته ميرى، ضارب درحالى كه اصرار داشت به طور خصوصى با من صحبت كند، تهديداتى را مطرح و اقدام به ترساندن با سلاح كمرى كرد. فرماندار رامسر اضافه كرد: ضارب كه فرياد مى زد و مستأصل به نظر مى رسيد، اسلحه را پشت سرم قرار داد و من يك لحظه دستان او را گرفتم كه وى در برابر اين اقدام تيرى به شكمم شليك كرد كه خوشبختانه چندان مؤثر نبود.
|
|
|
|
|
توطئه خونين براى قتل شوهر
گروه حوادث اهواز خبرنگار «ايران»: عاملان توطئه خونين براى قتل سرايدار يك دبيرستان در شهر «شادگان» شناسايى و دستگير شدند. پيكر بى جان سرايدار جوان اين دبيرستان ساعت ۱۹و۳۰ دقيقه روز ۱۷ مهرماه سال جارى در حياط دبيرستان پيدا شد. تحقيقات نخستين پليس حكايت از آن داشت كه قربانى حادثه براثر اصابت ضربات جسم سخت به سرش به قتل رسيده است. به دستور رئيس دادگسترى اين شهرستان، بررسى هاى وسيعى در ارتباط با چگونگى و انگيزه قتل صورت گرفت تا اينكه مأموران به همسر وى ظنين شدند و او را بازداشت كردند. وى در بازجويى اعتراف كرد كه از مدت ها قبل با پسرعمه اش ارتباط پنهانى داشته و چون شوهرش به حركات و رفت و آمدهاى او مشكوك شده با طرح نقشه اى تصميم به قتل او گرفته اند.
|
|
|
|
|
عاشق سمج ژاپنى انگشت دست خود را قطع كرد
پليس ژاپن يك مرد ۳۶ ساله را كه انگشت كوچكش را قطع كرده و براى پدر دختر ۱۶ ساله اى درخواست ازدواج فرستاده بود، دستگير كرد. بنابراين گزارش پليس ژاپن يكى از اعضاى گروه «ياكوزا» مافياى ژاپن را دستگير كرده كه عاشق يك دختر ۱۶ ساله شده است. اين مرد انگشت كوچك خود را قطع كرد و براى پدر دختر فرستاد. اما رفتار او نه تنها مورد پسند پدر دختر قرار نگرفت، بلكه مخالفت شديد او را در پى داشت و انگشت وى را پس فرستاد. اين گزارش حاكى است، اين مرد ۳۶ ساله دست از سماجت برنداشته و بار ديگر انگشت قطع شده خود را با درخواست ازدواج ضميمه كرد و براى پدر دختر فرستاد كه اين بار پدر دختر عصبانى شد و با پليس تماس گرفت. پليس ژاپن پس از دستگيرى وى اعلام كرد: او از اعضاى «ياكوزا» ، بزرگترين باند اشرار در ژاپن است.
|
|
|
|
|
۱۰۰ قتل هم «بيجه» را آرام نمى كرد
• دكتر صابرى و دكتر فدايى در گفت و گوى مفصلى با ويژه نامه حوادث «ايران» جنبه هاى تازه اى از وضعيت زندگى و روحى و روانى «بيجه» و على باغى را تشريح كرده اند كه روز دوشنبه ـ ۱۱ آبان ماه ـ در اين ويژه نامه منتشر مى شود
|
|
|
گروه روانپزشكى و روانشناسى كه بيجه را در زندان مورد مطالعه قرار دادند، به اين نتيجه رسيده اند كه انگيزه روانى قاتل پاكدشت با ۱۰۰ قتل هم خاموش نمى شد. رئيس بخش روانپزشكى سازمان پزشكى قانونى در گفت و گو با ايسنا افزود: «بيجه» سناريويى را بارها و بارها مى نوشت و خود هم آن را اجرا مى كرد، او اين كار را كاملاً آگاهانه انجام مى داد، چرا كه او تحت تأثير حالت غير ارادى نيست و كاملاً مى داند چه كارى انجام مى داده است. رئيس بخش روانپزشكى سازمان پزشكى قانونى، درباره معاينات روانى قاتل كودكان پاكدشتى اعلام كرد: او در جلسات روانشناسى درباره انگيزه قتلهايش گفته است كه با كشتن بچه ها در جست و جوى آرامش بوده و اين آرامش را در نخستين قتل به دست آورده است، اما بعدها متوجه شده كه آرامش او با كشتن پسربچه ها هم به دست نمى آيد و ميلى كه با كشتن در قاتل پاكدشت آرام مى شد، «انتقام» است، او پس از هر قتل احساس مى كرده كه انتقام گرفته است و هيجانات و ناراحتى هاى روحى اش فروكش مى كند. البته او از لحاظ روانى از كودكان انتقام نمى گرفت، او از چيزى انتقام مى گيرد كه «گذشته بيجه» است. دكتر صابرى با اشاره به صحبتهاى «بيجه» در زمان بازداشت، گفت: او در لابه لاى صحبتهايش گفته است «بعدها كه بزرگتر شدم، دوست داشتم آن مردى كه به من تجاوز كرده بود، همان جا من را مى كشت» و اين مسأله مى تواند پايه و اساس انگيزه هاى او باشد. وى ادامه داد: مهم ترين نكته اين قتلها، آگاهى قاتل نسبت به عملش است. به طورى كه قاتل مى داند دست به چه اعمالى مى زند و او آگاه است از اين كه اعمال خلاف قانون و مقررات انجام مى دهد و اگر دستگير شود، به مجازات محكوم مى شود. دكتر صابرى با اشاره به موارد قانونى مربوط به سلامت روانى قاتل گفت: در ماده ۵۱ قانون مجازات اسلامى پيش بينى شده است كه ابتلا به جنون در هر درجه اى كه باشد، رفع مسؤوليت كيفرى مى كند و مجنون بد و خوب را تشخيص نمى دهد و نفع و ضررش را نمى داند و ماهيت كار را كه مى كند، نمى فهمد و وقتى كسى را مى كشد، به اين معنا است كه او بر عمل خود آگاهى ندارد و فرد داراى اين خصائل مجنون به حساب مى آيد. رئيس بخش روانپزشكى سازمان پزشكى قانونى كشور گفت: اما بيجه طعمه هايش را انتخاب مى كند، ترفندهايى به كار مى برد تا شكارهايش را به گوشه اى دور از دسترس ديگران ببرد، بعد عمل كثيف و پليدى با آنها انجام دهد، در مراحل بعد آنها را مى كشد و اجساد را پنهان مى كند و يا مى سوزاند، پس اين آدم مى داند كه چه مى كند و جنونى ندارد. قاضى دادگاه نيز با بررسى پرونده و پرسش و پاسخ از قاتل به اين نتيجه مى رسد كه او هيچ مشكل روانى كه طبق قانون بتوان قاتل را از مسؤوليت مبرا كند، ندارد، در نتيجه حكم صادر مى شود. دكتر صابرى با تأكيد بر اين كه محمد بيجه قاتل پاكدشت، فردى بسيار باهوش است، اظهار داشت: در جلساتى كه با بيجه داشتيم، با نحوه استدلالهايى كه داشت، نشان مى دهد از هوش بالايى برخوردار است، او جزئيات بيشتر قتلها را به طور كامل به خاطر دارد.
|
|
|
|
|
تنبيه مرگبار «هديه»۲ ساله
|
|
|
گروه حوادث: يك زن تحت تأثير مواد مخدر دختر بچه ۲ ساله اش را با ضربات مشت و لگد از پاى درآورد. در حالى كه اين زن ۲۱ ساله در جريان بازجويى هاى نخست پليس با اظهارات ضد و نقيض سعى در گمراه كردن مسير تحقيقات داشت، اعلام نظريه كارشناسان پزشكى قانونى راز اين قتل را فاش كرد. حادثه اين كودك آزارى تلخ نيمه شب ۲۷ تيرماه سال جارى در خيابان ۱۷ شهريور تهران رخ داد. وقتى سحرگاه روز بعد اين زن پيكر بى هوش «هديه» را به بيمارستان لقمان انتقال داد، ديگر دير شده بود و تلاش هاى تيم پزشكى بى نتيجه ماند. مأموران كلانترى ۱۱۴ غياثى وقتى با تماس مسؤولان بيمارستان در جريان مرگ مشكوك دختر بچه ۲ ساله قرار گرفتند با حضور در آنجا مادر قربانى حادثه را تحت تحقيق قرار دادند. اين زن در بازجويى هاى پليسى ادعا كرد، به واسطه بيمارى قلبى كه دارم، ترياك مصرف مى كنم، روز حادثه متوجه شدم دخترم مقدارى از ترياك را بلعيده است سعى كردم آن را از دهان او بيرون بياورم ولى موفق نشدم تا اينكه حال «هديه» بد شدو من او را به بيمارستان رساندم. با توجه به مشكوك بودن مرگ «هديه» ۲ ساله، به دستور بازپرس «حسينى» از شعبه هفتم دادسراى جنايى تهران پرونده اين حادثه براى بررسى هاى تكميلى در اختيار پليس آگاهى تهران قرار گرفت. از سوى ديگر جسد دختر بچه براى انجام آزمايش هاى تخصصى جهت تعيين علت واقعى مرگ تحويل كارشناسان پزشكى قانونى تهران شد. در حالى كه اين زن همچنان بر ادعاهاى خود مبنى بر مرگ دخترش به واسطه بلعيدن مقدارى مواد مخدر اصرار مى ورزيد، پزشكان قانونى اعلام كردند، «هديه» بر اثر اصابت ضربات سخت به سرش يا اصابت سر به جسم سخت به قتل رسيده است. با اعلام اين نظريه روند رسيدگى به اين پرونده وارد مرحله تازه اى شد. پليس كه تحقيقات خود را روى زندگى اين زن متمركز كرده بود، دريافت او ۸ سال قبل با مردى ازدواج كرده ولى پس از ۵ سال زندگى مشترك با بروز اختلافاتى از او جدا شده و به تنهايى زندگى مى كرد. از آنجايى كه به هنگام طلاق وى از شوهرش، «هديه» نوزادى بيش نبود، به دستور دادگاه قرار شده تا سن ۷ سالگى نزد مادرش بماند. با به دست آمدن اين اطلاعات زن جوان بار ديگر تحت بازجويى قرار گرفت. وى ضمن اعتراف به ضرب و جرح دخترش گفت: شب وقتى خسته از كار در خانه نشسته بوديم ناگهان متوجه شدم «هديه» مقدارى از ترياك مرا به دهان گذاشت. به خاطر اين كار ضربه ا ى به صورت او زدم. او هم در عالم كودكانه با دستش به صورتم زد. من كه كاملاً عصبانى شده بودم او را زيرمشت و لگد گرفتم. آنقدر عصبى شده بودم كه نمى دانستم چه كار مى كنم. بعد هديه رفت در اتاقش بخوابد. صبح وقتى بيدار شدم متوجه وخامت حال او شدم بنابراين به سرعت وى را به بيمارستان رساندم. اين اظهارنظر از سوى مادر هديه در حالى صورت مى گيرد كه بر اساس معاينات پزشكان قانونى اين دختربچه از مدت ها قبل تحت آزارهاى جسمى قرار مى گرفته است. بازپرس «حسينى» در اين باره گفت: قوانين كشور ما در خصوص حمايت از اطفال در مقابله با كودك آزارى ضعيف است. قانون اخير را هم كه درباره ممنوعيت تنبيه بدنى كودك تصويب كردند، دچار نقص هايى است و به طور صريح و روشن ميزانش را مشخص نكرده اند. عملاً فرد يا افرادى عهده دار پيگيرى اينگونه ضرب وجرح ها در خصوص كودكان نيستند. در اين پرونده اگر پدر «هديه» كه هم اكنون به همراه دو فرزند ديگر خانواده در يكى از شهرهاى شمالى كشور ساكن هستند، در اين باره گذشت كنند، دادستان به عنوان مدعى العموم پيگير آن خواهد بود. باتوجه به اهميت موضوع و اينكه هم در قوانين اسلامى و هم غيراسلامى خواستار برخورد شديد بامسأله كودك آزارى و اينگونه تنبيهات شده است و با توجه به بازتاب آينده اينگونه جرايم، مادر «هديه» با قرار بازداشت موقت تا انجام تحقيقات تكميلى در اختيار پليس قرار گرفت. < گفت وگو با متهم \ چرا از شوهرت جدا شدى؟ > ۸ سال قبل با هم ازدواج كرده بوديم. سه بچه داشتيم. دو سال قبل مجبور به جدايى از او شدم. او سر كار نمى رفت. مجبور بودم خودم هزينه زندگى مان را تهيه كنم. \ حادثه چگونه اتفاق افتاد؟ > بيمار هستم ترياك مصرف مى كنم. هديه، مقدارى از ترياك را بلعيد. خواستم از دهانش بيرون بياورم نتوانستم، اعصابم خرد شد، او را زدم. بعد هل دادم روى زمين افتاد. دعوايش كردم. رفت اتاق خودش خوابيد.نيمه شب تب كرد. او را پاشويه كردم. بعد بردم دكتر.فكر مى كردم چون ترياك خورده حالش بد شده است. \ پدرش كجا ساكن است؟ > او به همراه دو بچه ديگرمان در رشت زندگى مى كند. وقتى هديه فوت كرد او آمد و جسد را تحويل گرفت و دفن كرد. \ آيا قبلاً هم هديه را كتك زده بودى؟ > گاهى اوقات او را مى زدم. او هيچ وقت مرا مامان صدا نمى كرد. جيغ مى زد موهاى خودش را مى كشيد. او را تنبيه مى كردم. \ اين دو سال كجا زندگى مى كرديد؟ > ۶ ماه صيغه مردى شده بودم ولى بعد چون ازدواج دائم نكرد، جدا شدم. از آن به بعد با دخترم زندگى مى كردم. \ هيچ وقت بيمارى روحى روانى داشتيد؟ > از بچگى بيمارى روانى داشتم. عامل آن هم اختلافات پدر و مادرم بود.هميشه آنها با هم دعوا مى كردند. \ مى دانيد بچه تان بر اثر ضربات شما كشته شده است؟ > نه، من مى خواستم فقط او را تنبيه كنم.
|
|
|
|
|
ديدگاه
اخذ وجه براى صدورصورت وضعيت تخلفات راهنمايى چرا؟
سرهنگ رحيم فرشاد كارشناس رسمى دادگسترى در رشته وسايل نقليه زمينى اخذوجه براى صدور صورت وضعيت تخلفات رانندگى به موجب كدام قانون است؟ سياست كلان در كشور بايد برپيشگيرى از وقوع جرايم و تخلفات باشد. تنظيم عبور و مرور فقط با اجراى قوانين و مقررات مصوب مجازاست و عدم پايبندى موجب لطمه به اعتبار اجتماعى آن سازمان مى شود. آماده ساختن افراد يك جامعه براى تبعيت از قانون و رعايت آن امر دشوارى است ولى در كجاى دنيا به بهانه كسب درآمد اقتدار و اعتماد پليس زيرسؤال برده مى شود؟ تازمانى كه اقدامات اجرايى تحت تأثير درآمدزايى باشد به امنيت ترافيكى مطلوب نخواهيم رسيد. تاچندماه قبل صورت وضعيت تخلفات رانندگى مجانى به مراجعه كنندگان ارائه مى شد. اين كار بدون دريافت هيچگونه وجهى انجام مى گرفت. امابطور ناگهانى بدون هيچ مقدمه اى صدور آن در شهرك آزمايش و مناطق راهنمايى در تهران قطع و مسؤوليت آن برعهده مغازه ها يا دفاترى گذاشته شد كه براى اين كار مبلغ ۴۰۰تومان از مراجعه كنندگان دريافت مى كنند. نكته جالب اينكه اگر شخصى به صورت وضعيت و تخلفات مندرج معترض باشد، بعد از صدور حكم و وارد كردن آن در رايانه مجدداً بايد براى اخذ صورت وضعيت ديگر اين مبلغ را بپردازد. در حاليكه براى افزودن مبلغى اندك به نرخ بنزين ماهها هيأت دولت و مجلس با هم بحث و تبادل نظر مى كنند، چگونه است كه اين مبالغ بدون هيچ مصوبه وقانونى اخذ مى گردد.
|
|
|
|