|
نگاهى به انتخابات رياست جمهورى آمريكا
رقابتى فراتر از مرزهاى يك كشور
گفت وگو با مصطفى ابطحى، استاد دانشگاه
|
|
|
محسن پيرداده
بيگانه ترين كشور با مبانى دموكراسى نوين و ساز و كار انتخابات، نخستين انتخابات رياست جمهورى اش را در پناه امنيت ايجاد شده به وسيله نيروهاى آمريكايى و ائتلاف بين المللى،در آرامش برگزار كرد و طالبان كه تهديد به قطع انگشتان دست رأى دهندگان كرده بودند مجالى براى آشوب نيافتند. حامد كرزاى در حالى كه به تدريج دايره قدرت حكومت مركزى را به ولايات افغانستان گسترش مى دهد. سمبل نسل نويى از رهبران مورد توجه آمريكا براى ايجاد تغييرات مورد نظر در كشورهاى منطقه است، همزمان با اين تحولات بى سابقه در افغانستان تحت سلطه آمريكا، همزاد كرزاى در عراق از ميانه تخريب و ترور افراطيون مذهبى و تروريست هاى بعثى، زمينه را براى برگزارى انتخاباتى ، دست كم در حد و عيار يك كشور در حال توسعه جهان سومى فراهم مى آورد و همه اينها براى كشورهاى منطقه خاورميانه طليعه روزگارى نو اما ناشناخته است كه گاه با بدبينى و سوءظن بدان نگريسته مى شود، زيرا سر نخ همه اين تحولات را نه در بطن تحولات درونى كشورهاى منطقه كه در كشورى چند هزار كيلومتر دورتر مى بينند. جايى كه بازها و كبوترها بار ديگر جدالى انتخاباتى را در پيش گرفته اند. مردم زخم خورده از حملات مرگبار به آسمانخراش هاى دوقلوى تجارت جهانى، به زودى مشخص مى كنند كه رئيس جمهور قدرتمندشان مى بايستى چه راهكارى را در سطح دنيا براى حفظ برترى آمريكا و دور نگه داشتن آن از تركش تيرهاى تروريست ها و دشمنان به كار گيرد. جان كرى دموكرات بنا به سنت دموكرات ها سخن از حل مسائل جهانى با تكيه به ائتلاف با متحدان اروپايى، تأكيد بر رعايت حقوق بشر و در صورت لزوم معامله و مصالحه با كشورهاى در حال دستيابى به توانايى ساخت سلاح هسته اى، براى انصراف آنها از اين توانايى بالقوه خطرساز مى زند و عراق غرق در وحشت و ترور و انفجارهاى پياپى را حاصل سياست تهاجمى بوش و جمهوريخواهان مى خواند و بوش جنگ پيشگيرانه را مانع از تكرار حوادث ۱۱ سپتامبر مى خواند. آنچه در اين جدال و سرشاخ شدن انتخاباتى كمتر به چشم مى آيد سياست خارجى آمريكا در فرداى انتخابات اين كشور است. بوش يا كرى؟ پيروزى هر كدام چه سرنوشتى را براى كشورهاى چالشگر با هژمونى اين كشور رقم خواهد زد؟ دكتر سيدمصطفى ابطحى استاد دانشگاه، آنجا كه مصداق اين كشور چالشگر ايران باشد،تفاوت چندانى را ميان سياست خارجى دموكرات ها و جمهوريخواهان نمى داند و بر آن است كه رويكرد نوين آمريكا به مسائل خاورميانه، استراتژى مورد پذيرش دو جناح است و پيروزى الگوى آمريكايى دموكراسى در عراق زمينه ساز و مشوق پيگيرى استراتژى خاورميانه بزرگ، است. دكتر ابطحى پيشتر اما نظام انتخاباتى آمريكا، اين بزرگترين مدعى دموكراسى، در سطح جهان را غيردموكراتيك وناقص خوانده و بر آن است كه تعيين تكليف انتخابات پيشين آمريكا توسط رأى دادگاه، رسواكننده اين نظام انتخاباتى بوده است، اين همه البته مانع از آن نيست كه وى محدود شدن دوره رياست جمهورى در آمريكا و گردش قدرت را تأييد كرده و آن را مانعى بر شكل گيرى ديكتاتورى فردى و حكومت فردى مطلق العنان بداند. پاسخ هاى دكتر ابطحى درمورد نظام انتخاباتى آمريكا،تفاوت رويكرد دو جناح در سياست خارجى ونوع عملكرد هر كدام در قبال ايران را بخوانيد. \ انتخابات رياست جمهورى آمريكا با همه اهميت آن براى خود مردم آمريكا و بسيارى از كشورهاى ديگر در پيش است ولى نظام انتخاباتى آمريكا تا حدودى متفاوت از نظام هاى انتخاباتى رايج در ساير كشورهاى دموكراتيك است. تفاوت عمده نحوه رأى گيرى و شمارش آن در آمريكا با كشورهاى ديگر در چيست؟ > نظام انتخابات رياست جمهورى در ايالات متحده آمريكا متفاوت از نظام انتخابات رياست جمهورى در كشورهاى مدعى داشتن نظام هاى انتخاباتى دموكراتيك است زيرا در كشورهايى كه رئيس جمهور با رأى مستقيم مردم برگزيده مى شود كسى كه بتواند اكثريت نسبى آرا يعنى نصف به اضافه يك كل آراى ريخته شده به صندوق هاى رأى را از آن خود كند به عنوان رئيس جمهور به مردم معرفى مى شود ولى انتخاب رئيس جمهور در ايالات متحده آمريكا از اين قاعده پيروى نمى كند يا دست كم لزوماً اينگونه نيست كه رئيس جمهور نصف به اضافه يك كل آراى صندوق ها را به خود اختصاص دهد. در اين كشور آراى مردم هر ايالت در سبد آن ايالت جمع مى شود و پس از شمارش آرا ى كل سبد، هر كانديدايى كه اكثريت يعنى نصف به اضافه يك آراى ريخته شده به آن صندوق را از آن خود كند كل سبد به وى تعلق خواهد گرفت و چنانچه در مجموع سبدهاى انتخاباتى همه ايالات؛ اكثريت يعنى نصف به اضافه يك را از آن خود كند به عنوان رئيس جمهور ايالات متحده آمريكا اعلام مى شود. براى توضيح بهتر يادآورى مى كنم كه در اين كشور رئيس جمهور و معاون وى بر اساس كسب آراى كالج هاى انتخاباتى يا الكترال كالج ايالات مختلف برگزيده مى شوند. هر ايالات نيز از كالج انتخاباتى خاصى برخوردار بوده و تعداد اعضاى آن كالج با تعداد نمايندگان آن ايالات در كنگره اين كشور برابر است. انتخابات رياست جمهورى آمريكا عملاً در دو سطح و مرحله انجام مى شود بدين ترتيب كه ابتدا در ماه نوامبر مردم هر ايالت به پاى صندوق هاى رأى رفته و اعضاى كالج هاى انتخاباتى را بر مى گزينند، پس اعضاى كالج ها در ماه دسامبر رئيس جمهور را انتخاب مى كنند به دليل اينكه در اين نظام انتخاباتى آراى هر سبد تفكيك نشده و سهم هر كانديدا به صورت جداگانه محاسبه نمى شود برنده اكثريت آرا ى هر سبد عملاً كل سبد را به خود اختصاص مى دهد يعنى برنده همه چيز را مى برد. «Winey Tacksall»، در نتيجه بازنده نيز همه چيز را مى بازد حتى اگر اختلاف آراى تفكيك شده وى با فرد برنده در يك ايالت حداقل نيز باشد، كل سبد ايالت به رقيبش تعلق مى گيرد. به نظر مى رسد چنين نظام انتخاباتى چندان دموكراتيك نباشد. \ آمريكايى ها به علت اينكه طى سال هاى پس از جنگ همواره داعيه دار گسترش دموكراسى و تكيه بر آراى عموم مردم بوده اند در نظر اغلب مردم خود از سيستمى دموكراتيك برخوردار هستند، شما چه قرينه اى براى غيردموكراتيك خواندن نظام انتخاباتى اين كشور داريد؟ > نمونه و مثال بارز نقايص اين نظام انتخاباتى كه شائبه غيردموكراتيك بودن آن را تقويت مى كند، اختلافات به وجود آمده بر سر اعلام نام رئيس جمهور برگزيده آمريكا در انتخابات سال ۲۰۰۰ اين كشور بود كه در سطح دنيا نظام انتخاباتى اين كشور را زير سؤال برد و اعتبار آن انتخابات را مخدوش كرد.، به عنوان مثال در انتخابات دوره گذشته آمريكا كه جرج بوش پسر از حزب جمهوريخواه و ال گور كانديداى دموكرات ها با هم مبارزه مى كردند، ال گور در ايالت آيوا در مجموع ۱۵ هزار رأى كمتر از بوش داشت اما كل هفت كارت الكترال اين ايالت به بوش تعلق گرفت و ۶۱۵ هزار رأى تقريبى ال گور در سبد اين ايالت هيچ نفعى براى وى در بر نداشت و به دليل برترى ۱۵ هزار رأيى بوش از بين رفت، يا در ايالت مريلند، ال گور يك ميليون و نود و سه هزار و جرج بوش ۷۷۰ هزار رأى داشتند، اما كل ۱۰ رأى الكترال ايالت را ال گور از آن خود كرد، در ايالت ويرجينيا نيز ال گور يك ميليون و دويست و بوش يك ميليون و چهارصد هزار رأى كسب كردند كه كل ۱۳ كارت الكترال ويرجينيا به بوش رسيد. اگر كل آراى دو كانديدا را در اين دو ايالت محاسبه كنيم مى بينيم كه ال گور در مجموع ۱۱۳ هزار رأى بيش از جرج بوش به خود اختصاص داده اما سه كارت الكترال كمتر از جرج بوش به دست آورده است. ال گور در مجموع ۲۱۶ هزار رأى بيشتر از بوش كسب كرد اما اين بوش بود كه آراى الكترال بيشترى را به دست آورده و راهى كاخ سفيد شد. ساختار غيردموكراتيك چنين نظام انتخاباتى را از اين منظر مى توان مشاهده كرد. بهترين دليل غيردموكراتيك بودن انتخابات رياست جمهورى ايالات متحده آمريكا، مسائل و مشكلات بحث برانگيز پيش آمده به هنگام اعلام نتايج انتخابات سال ۲۰۰۰ اين كشور است كه به دليل ناتوانى و ناكارآمدى سيستم براى حل اختلافات به دادگاه كشيده شد و در نهايت اين رأى دادگاه بود كه رئيس جمهورى را به مردم معرفى كرد ونه آراى شمرده شده صندوق ها. مشروعيت انتخابات ايالات متحده با اين وضعيت به زير سؤال رفته و غيردموكراتيك و ناكارآمد بودن نظام انتخاباتى اين كشور را نشان داد. در قانون اساسى آمريكا آمده است كه اگر اختلاف آرايى بين فرد برنده و فرد بازنده انتخابات كمتر از نيم درصد كل آرا باشد، كانديداى بازنده مى تواند تقاضاى بازشمارى آرا را مطرح كند. ال گور با استفاده از اين حق قانونى و نيز باتوجه به اختلاف بسيار اندك آراى خود با آراى جرج بوش پسر در ايالت فلوريدا تقاضاى بازشمارى آرا را در اين ايالت مطرح كرد، دادگاه ايالتى فلوريدا براى ايجاد اطمينان در معترضان نسبت به نحوه شمارش آرا رأى به بازشمارى دستى آرا داد. فارغ از نتيجه اين بازشمارى بايد به نحوه رسيدگى به اعتراض يك كانديداى بازنده توجه كرد كه عليرغم ادعاهاى پرطمطراق ايالات متحده در زمينه برترى تكنولوژيك در همه زمينه ها، ادعاى رهبرى جهان، پيگيرى جنگ ستارگان و مدعى پرسروصداى دموكراسى، ناگزير از بازشمارى آرا به صورت دستى مى شوند، اين مسأله چه در خود جامعه آمريكا و چه در سطح جهان مايه تحقير آمريكا و رسوايى انتخابات اين كشور شد. اين افتضاح و رسوايى نمادى از بحران هاى پيدا و پنهان نظام انتخاباتى آمريكا بود به گونه اى كه پرده از بى اعتمادى مردم به اين نظام برداشت. \ شايد اختلاف در اعلام نتيجه نهايى انتخابات آمريكا در سال ۲۰۰۰ را بتوان تنها يك استثنا ناميد كه چندان براى قضاوت در مورد نظام انتخاباتى اين كشور نتواند محل اعتنا باشد. آيا انتقاد شما به اين نظام و غيردموكراتيك خواندن آن متكى بر دلايل عينى ترى نيز هست؟ > بله به عنوان مثال ايالت هاى مختلف تشكيل دهنده كشور ايالات متحده آمريكا به لحاظ وسعت، جمعيت، سطح توسعه و … در يك سطح قرار ندارند، اين مسأله بويژه در مورد تعداد جمعيت هر ايالت تعيين كننده ميزان توجه و اقبال كانديداهاى رياست جمهورى به آن است.نگاه كانديداها به ايالات پرجمعيت بسيار بيشتر از ميزان توجه آنان به ايالات كم جمعيت بوده و بطور طبيعى تحقق خواست ها و برآوردن مطالبات ايالات پرجمعيتى را كه مى توانند تعيين كننده سرنوشت انتخابات باشند بر خواست ها و مطالبات ايالات كم جمعيت ترجيح مى دهند. ۱۱ ايالت از ۵۰ ايالت آمريكا پرجمعيت بوده و از كارت هاى انتخاباتى بيشترى نسبت به ۳۹ايالت كم جمعيت تر اين كشور برخوردارند. ايالات پرجمعيتى چون كاليفرنيا با ،۵۴ تگزاس با ۳۲ و نيويورك با ۳۴عضوكالج، در نظام انتخاباتى آمريكا به مراتب بيشتر از ايالات كم جمعيت مورد توجه كانديداها قرارمى گيرند و كانديداى پيروز حل مشكلات آنان را در اولويت قرارمى دهد. شايد اين مسأله را بتوان دومين ايراد اساسى نظام انتخاباتى آمريكا دانست. ايراد ديگر اين نظام انتخاب رئيس جمهورى براساس رأى اكثريت اعضاى كالج هاى انتخاباتى است و نه كسب مستقيم اكثريت آراى مردم و البته پيشتر در مورد اشكالات اين نظام انتخاباتى در زمينه انتخاب اعضاى كالج ها سخن گفتيم. انتخاب مستقيم رئيس جمهورى براساس كسب اكثريت نسبى آراى ريخته شده به صندوق هاى انتخابات، تجلى شفاف اراده مردم براى برگزيدن عالى ترين مقام اجرايى در كشورهاى دموكراتيك است. نظام انتخاباتى ايالات متحده آمريكا عليرغم همه ادعاهاى اين كشور در مورد دموكراتيك بودن، از اين ويژگى عارى است و آراى مردم ابتدا در انتخاب اعضاى كالج هاى انتخاباتى ايالات مختلف تجلى مى يابد و پس اين كالج ها هستند كه رئيس جمهورى را برمى گزينند. در موارد متعددبين آراى واقعى مردم و آراى اعضاى كالج تناسب معكوس برقرار شده است و كانديدايى كه در مجموع كل آرا، اكثريت نسبى را از آن خود كرده است به دليل ناتوانى در كسب اكثريت كالج هاى انتخاباتى، پشت درهاى بسته كاخ سفيد مانده و كانديداى رقيب با آراى كمتر بركرسى رياست جمهورى تكيه زده است. اين مسأله نقض بارز دموكراسى است كه نمونه بارز آن را در انتخابات گذشته ايالات متحده شاهد بوديم. ادامه دارد
|