يكشنبه ۱۰ آبان ۱۳۸۳ - ۱۶ رمضان ۱۴۲۵
Sun, Oct 31, 2004
حوادث
سال دهم - شماره ۲۹۵۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
پس از ۱۰ روز تحقيق توسط بازپرس ويژه فاش شد
رئيس كل دادگسترى تهران:
دادستان تهران خواستار تسريع در رسيدگى به شكايات مردم در كلانترى ها شد
گروه حوادث: دادستان عمومى و انقلاب تهران طى نامه اى به فرمانده انتظامى تهران بزرگ، تسريع در رسيدگى به شكايات مردم و پرونده هايى كه با دستور قضايى براى بررسى بيشتر به كلانترى ها داده شده را خواستار شد.
سعيد مرتضوى در اين نامه با اشاره به تعدادى از پرونده ها كه بدون اقدام و يا دستور مقامات قضايى معطل مانده و يا چند ماه از زمان دستور قضايى آن مى گذرد از فرماندهى تهران بزرگ خواست؛ بر اساس ماده ۲۰ قانون آيين نامه دادگسترى مكلفند در اسرع وقت و در مدتى كه مقام قضايى تعيين كرده است نسبت به تكميل پرونده اقدام كنند و چنانچه اجراى اين دستور ميسر نشد آن را با ذكر دليل به دادسراى ذيربط اعلام كنند.
دستگيرى عاملان حادثه خيابان پيروزى
188580.jpg
گروه حوادث: پليس جنايى تهران توانست دو تن از سارقان مسلحى كه در جريان درگيرى شبانه با گشت پليس، تيراندازى و فرار كرده بودند، دستگير كند.
در اين درگيرى مسلحانه كه نيمه شب يكشنبه يكم شهريورماه سال جارى در خيابان پيروزى صورت گرفت همزمان با اصابت گلوله سه شرور به دو مأمور پليس، گلوله هاى سرگردانى نيز به زوج موتورسوارى برخورد كرد كه مرد جوان از پاى درآمد. بنا به اين گزارش، ساعت ۲۳ و ۱۵ دقيقه واحد گشت يگان ويژه در تقاطع خيابان هاى اول پيروزى به سه راكب موتوسيكلتى دستور توقف دادند و از آنان خواستند پياده شوند.
مأموران در حال بازرسى بدنى از سه جوان بودند كه ناگهان يكى از آنان با اسپرى اشك آور چشمان پليس را هدف قرار داد و ديگرى با بيرون كشيدن دو اسلحه كمرى به سمت سرنشين و راننده واحد گشتى پليس تيراندازى كرد. مأموران پليس كه هدف گلوله قرار گرفته بودند و گاز اشك آور نيز ديد آنان را از بين برده بود به سمت سه شرور مسلح تيراندازى كردند. وقتى صداى شليك گلوله ها قطع شد و سه جوان مسلح با جاى گذاشتن موتوسيكلت و مدارك خود موفق به فرار شدند، مشخص شد زوج موتورسوارى كه در فضاى ميدان درگيرى مسلحانه گرفتار شده بودند با اصابت گلوله هاى سرگردان نقش زمين شده اند. اين زوج كه براى گردش به پاركى رفته بودند و در حال بازگشت به خانه شان بودند به بيمارستان نيروى هوايى انتقال يافتند و دو مأمور پليس نيز در بيمارستان ناجا تحت درمان قرار گرفتند. دقايقى بعد از اين حادثه مرگبار، تيم هاى تخصصى پليس از اداره يكم پليس آگاهى تهران در صحنه درگيرى حضور يافتند، پوكه ها، مرمى، مدارك و موتوسيكلت را تحت تجسس قرار دادند و كارآگاهان با ترسيم چهره فرضى و رايانه اى دو تن از فراريان حادثه و بازسازى صحنه درگيرى توانستند در كمتر از ۲۴ ساعت هويت سه شرور مسلح را به دست آورند. پليس با در اختيار داشتن مشخصات سه مهاجم كه «داوود»، «محسن» و «محمد» نام دارند توانست محل زندگى آنان در تهرانپارس و هفت حوض نارمك را شناسايى كند و پى برد آنان بعد از شب حادثه محل زندگى شان را ترك كرده اند و متوارى هستند. روز ۲۰ آبان ماه سال جارى «داوود» كه به همراه زنى معروف به «شهرزاد» به خانه پسرخاله اش در گرمسار رفته بود تحت محاصره كارآگاهان اداره يكم قرار گرفت و دستگير شد. اين سارق مسلح ابتدا با ادعاهاى انحرافى سعى در كتمان حقيقت كرد تا اينكه پرده از يك شبكه سازمان يافته سرقت مسلحانه برداشت و گفت: «سال گذشته من به همراه «شهرزاد» كه دوستم است و «محسن» به كرمانشاه رفتيم و دو قبضه اسلحه كمرى ماكاروف خريديم، ما يك باند سرقت تشكيل داديم و مى خواستيم به بانك ها دستبرد بزنيم و از پولداران سرقت مسلحانه كنيم اما شرايط فراهم نشد.»
وى در خصوص شب درگيرى مسلحانه با پليس در خيابان پيروزى گفت: روز يكم شهريورماه قصد داشتيم يك دستگاه موتوسيكلت را به طور مسلحانه به سرقت ببريم از سوى ديگر به خاطر اختلاف برادرم با مردى بر سر يك محموله حشيش كه باعث شده است برادرم در زندان باشد مى خواستيم اين محموله را به دست آوريم. وقتى مأموران دستور ايست دادند توقف كرديم، مأموران گشت من را بازرسى بدنى كردند، در اين حين «محمد» گاز اشك آور به چشم پليس زد و «محسن» با دو اسلحه شروع به تيراندازى كرد و در مجموع ۷ گلوله از سوى دوستم شليك شد. با زخمى شدن مأموران ما توانستيم فرار كنيم.» «داوود» ادامه داد: «همان شب به همرا ه «شهرزاد» و دوستانم به بومهن رفتيم، چند روزى آنجا بوديم تا اينكه از «محمد» و «محسن» جدا شديم و به گرمسار رفتيم چون به كسى اعتماد نداشتيم هر روز خانه يكى بوديم تا اينكه دستگير شديم.» كارآگاهان كه به اصلى ترين سرنخ رسيده بودند دريافتند تيرانداز اصلى سارقى به نام «محسن» است و دستگيرى وى را در اولويت قرار دادند، با شناسايى شدن كليه محل هاى اختفايش به مراقبت، كنترل و بازرسى از آن پرداختند تا اينكه خانواده «محسن» در فشارهاى اطلاعاتى پليس گرفتار شدند و روز ۴ آبان ماه سال جارى اين سارق مسلح و تيرانداز اصلى شب حادثه با پاى خودنزد كارآگاهان رفت.
پس از ۱۰ روز تحقيق توسط بازپرس ويژه فاش شد
دست داشتن «على باغى» در قتل و خوردن گوشت قربانيان توسط بيجه
گروه حوادث: جانيان پاكدشت در تحقيقات فوق برنامه بازپرس ويژه اين پرونده هولناك مفسد فى الارض شناخته شدند و قرار مجرميت آنان صادر شد.
اين اقدام قضايى كم سابقه درحالى صورت گرفت كه عاملان حادثه پاكدشت به خاطر جناياتى كه مرتكب شده اند، در دادگاه كيفرى استان تهران محاكمه و درخصوص اتهاماتشان رأى صادر شده است. بازپرس اصغرزاده كه به مدت ۱۰ روز با اعزام به پاكدشت، همه جوانب قتل كودكان را تحت بررسى قرار داده است، در اين خصوص گفت: مأموريت من بررسى اتهام افساد فى الارض دو جانى بود كه با اعزام به پاكدشت پرونده را بررسى كردم. وى افزود: در مدت ۱۰ روز به صورت شبانه روزى در داخل زندان و منطقه به تحقيقات جامعى دست زدم. شاهدان عينى مجدداً تحت تحقيق قرار داده شدند، مواجهات حضورى انجام گرفت به گونه اى كه در يك مرحله از تحقيق و بازجويى به مدت ۳۷ ساعت و ۱۵ دقيقه از «بيجه» و «على باغى» تحقيق به عمل آوردم و بنا به نياز براى بازسازى صحنه دو اقدام جنايتكارانه با وجود اينكه احتمال خطر مرگ براى دو جانى بود، آنان را به صحنه هاى جنايت بردم و تحت تدابير شديد امنيتى به بازسازى چگونگى جنايات پرداخته شد.»
بازپرس اصغرزاده با اشاره به اينكه خانواده هاى قربانيان در صحنه هاى بازسازى جنايات با حمله به «بيجه» و «على باغى» سعى در از بين بردن و قتل آنان داشتند و حتى تا نيم مترى آنان خودشان را رساندند، ادامه داد: «در قتل زنى به نام «كنيز» كه به صورت توافقى همراه دو جانى شده بود، با توجه به اينكه «على باغى» سعى در انكار حضورش در صحنه جنايت داشت و «بيجه» نيز آن را تأييد مى كرد، به بازسازى جنايت پرداختيم و مشخص شد «على باغى» نه تنها در صحنه حضور داشت، بلكه با سنگ به سر اين زن كوبيده و با وى زنا كرده است.
در اين جنايت، «بيجه» بدون انگيزه و تنها براى لذت بردن از ارتكاب قتل ضربات سنگ را از سمت چپ به شقيقه «كنيز» زده است و با توجه به شيوه مشابه وى در قتلهاى ديگر اين امر اثبات شده است، اما «على باغى» بعد از «زنا» با اين زن خيابانى، ضربات سنگ را از بغل و به پشت سر قربانى زده است كه ادله جديدالتحصيل آن را به اثبات مى رساند.
حضور «على باغى» در سياهترين جنايات «بيجه» نيز اثبات شده است. در قتل سه همبازى در دره حصار امير كه در آن كودكان در نوبت قتل بوده اند، «بيجه» نمى توانسته به تنهايى دست به چنين جنايتى بزند، «على باغى» پس از تفخيذ به كودكان، آنان را نگه مى دارد و «بيجه» به نوبت كودكان را به پشت تپه اى كوتاه مى برد و در فاصله يك مترى جسد ديگر قربانى، آنان را به قتل مى رساند.
بازپرس ويژه حادثه پاكدشت با تأكيد بر اينكه عمق جنايات «بيجه» و همدستش به اندازه اى بود كه بارها بغضها را شكست و بارها همه عوامل تحقيق را به زانو درآورد، گفت: «با توجه به عملكرد متهمان اين فاجعه و تمامى تعاريفى كه در شرع وجود دارد، اتهام افساد فى الارض بودن آنان محرز است و چون مهمترين عنصر افساد فى الارض بودن، ايجاد جوى نا آرام و عدم امنيت، اضطراب، استرس و بى نظمى در جامعه است و نيازى به وقوع قتل ندارد، هر دو مفسد فى الارض شناخته شدند و قرار مجرميت آنان صادر شد.
بازپرس اصغرزاده درخصوص علت ادعاى «بيجه» مبنى بر اينكه «على باغى» در جنايات و اقداماتش دخالتى نداشته، گفت: «به دو دليل مى شود اين ادعاها را مورد بررسى قرار داد، «بيجه» در زندان خود را آماده مرگ مى كند. او نادم است، قرآن مى خواند و مى خواهد توبه كند، او تصور مى كند نجات جان همدستش مى تواند يك اقدام جوانمردانه به حساب بيايد، طبق تحقيقات ،«بيجه» اين آيه را كه در قرآن آمده است مبنى بر اينكه «نجات يك انسان يعنى نجات همه» را بارها مطالعه كرده است و از سوى ديگر مى توان غرور «بيجه» را عاملى دانست بر اين ادعا. او از اينكه «على باغى» با شخصيت كاملاً متفاوت با خودش در ماندگارى تاريخ اين جنايات همدست او خوانده شود و شريك او باشد، موافق نيست، مى خواهد با شخصيت زيركانه اى كه دارد، در ماندگارى تاريخ با وجود منفور بودن آن تنها باشد و به راحتى آن را بروز مى دهد.»
وى در پايان درخصوص ويژگيهاى دو متهم گفت: «بيجه» با نبوغى كه دارد، قابل مقايسه با دانشگاهيان نابغه است و از قتل لذت مى برد، حتى وقتى در قتل كودكى او را در كوره انداخته و سوزانده بود، گوشت پاى پخته شده را خورده بود تا مزه گوشت آدم را بفهمد. اين يك قاتل معمولى نيست، او اگر قتل مرتكب نمى شد، لذت نمى برد و دلتنگى مى كرد، اما «على باغى» بسيار ساده است و رفتارهاى احمقانه اى دارد.»
بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، قرار مجرميت به اتهام افساد فى الارض بودن دو جانى پاكدشت در اختيار دادستان بختيارى ـ كه ديروز به سمت دادستانى پاكدشت منصوب شد ـ قرار گرفته است تا كيفرخواست صادر و در اختيار دادگاه انقلاب قرار گيرد.
رئيس كل دادگسترى تهران:
ظلمى كه در فاجعه پاكدشت به مردم شده لكه سياهى در تاريخ است
188661.jpg
رئيس كل دادگسترى استان تهران، فاجعه پاكدشت را لكه سياهى براى تاريخ كشور عنوان كرد و يادآور شد كه حكومت بايد قصورش را در اين فاجعه بپذيرد.
به گزارش ايسنا، در پى فاجعه تأسف بار پاكدشت و عزل مقامات قضايى اين شهرستان در مراسمى با حضور حجت الاسلام عباسعلى عليزاده، رئيس كل دادگسترى استان تهران، فرماندار پاكدشت، نماينده مردم پاكدشت در مجلس شوراى اسلامى و رئيس دادگاه كيفرى استان تهران، محمود محمدى قوهكى و على اكبر بختيارى به عنوان رئيس كل دادگسترى و دادستان شهرستان پاكدشت معرفى شدند. رئيس دادگسترى استان تهران گفت: آنچه كه در پاكدشت اتفاق افتاد، از ابتداى تشكيل دستگاه قضايى تاكنون و با چنين وضعيتى بى سابقه بوده است و نمى توانيم از كنار اين قضيه به سادگى بگذريم. وى با انتقاد از سخنان قمى، نماينده پاكدشت و لزومى، امام جمعه اين شهرستان كه طى سخنانى از خدمات دادستان و رئيس دادگسترى اين شهرستان تشكر كرده بودند، گفت: تشكر از افراد خاطى هيچ معنايى ندارد، نه قانونى است و نه عقلانى. حكومت بايد بپذيرد كه در فاجعه پاكدشت كوتاهى كرده است. براى اين كه بفهميم چه فاجعه اى رخ داده است، بايد خودمان را به جاى خانواده يكى از اين افراد بگذاريم. اينكه كودك را ببرند عمل نامشروع انجام دهند، بكشند و بعد بسوزانند، اين جاست كه عمق فاجعه را مى فهميم.
رئيس كل دادگسترى استان تهران با تأكيد بر اين امر كه در زمينه قصور، هيچ گونه تعارفى با هيچ كسى نداريم، اظهار داشت: اگرچه دادستان اين شهرستان داراى سوابق درخشانى در مبارزه با جرايم ويژه بوده است اما واقعيت اين است كه در اين زمينه كوتاهى و قصور داشته است. ظلمى كه در اين فاجعه به مردم شريف پاكدشت شده است، به عنوان يك لكه سياه در تاريخ ثبت شده است. وى در ادامه افزود: من تعجب مى كنم كه چرا نماينده پاكدشت و امام جمعه اين شهرستان از اين افراد تشكر مى كنند. من نه تنها از هيچ يك از اين افراد تشكر نمى كنم بلكه آنها را توبيخ مى كنم. عليزاده به نقش دادستان به عنوان نماينده مدعى العموم اشاره كرد و اظهار داشت: دادستان رئيس ضابطان قضايى است. معنايى ندارد كه رئيس از عملكرد ضابط خود مطلع نباشد. نيروى انتظامى ضابط قوه قضاييه است و دادستان بايد بر عملكرد اين افراد نظارت مى كرده است. بدون تعارف در اين فاجعه هم نيروى انتظامى مقصر است و هم ما مقصريم. ۲۰ خانواده به دنبال بچه هاى گمشده خود مى گردند، آن وقت آقايان مدعى مى شوند كه از اين قضيه خبر نداشتيم. مگر جز كشف جرايم وظيفه ديگرى داريد؟!
وى با تشكر از رئيس جمهور نسبت به حساسيت در اين موضوع، برضرورت برخورد قاطع با دست اندركاران اجرايى مرتبط با اين جريان تأكيد كرد و گفت: آقاى خاتمى در جلسه اى كه در شوراى عالى امنيت ملى برگزار شده بود، خطاب به وزير كشور گفتند، ما هم مقصريم و بايد استعفا دهيم. از همين رو از آقاى خاتمى مى خواهيم نسبت به متخلفان در اين رابطه برخورد جدى و قاطع كنند.
عليزاده در ادامه گفت: تحمل خبر مرگ فرزند من به مراتب آسان تر از خبر اين فاجعه است. فاجعه اى با اين ابعاد اتفاق افتاده و هر يك از مسؤولان به دنبال مقصر جلوه دادن ديگرى است. اى كاش همه ما با هم استعفا مى داديم. رئيس كل دادگسترى استان تهران با اشاره به اين مطلب كه در طول ۲۵ سال سابقه خدمت قضايى ام فاجعه پاكدشت تاريك ترين نقطه در كارنامه قضايى من است، اظهار داشت: تمام خدمات ۲۵ ساله من با چنين فاجعه و كوتاهى اى زير سؤال رفته است و من شرمنده ام كه چنين فاجعه اى رخ داده و تمامى قصوراتم را مى پذيرم.
برپايه اين گزارش پس از اظهارات رئيس كل دادگسترى استان تهران، قوهكى و بختيارى به عنوان رئيس دادگسترى و دادستان پاكدشت معرفى شدند. به گزارش خبرنگار ايسنا در ابتداى اين مراسم، بدرى رئيس سابق دادگسترى شهرستان پاكدشت، ضمن اظهار همدردى با خانواده قربانيان اين فاجعه، به تلاش دادگسترى اين استان براى احقاق حقوق شهروندان اين ناحيه اشاره كرد.
بنابه گفته بدرى، وى اولين مسؤول شهرستان پاكدشت است كه پس از اين فاجعه استعفا داده است.
وى در همين رابطه اظهار داشت: من اولين مسؤول شهرستان هستم كه صرفاً به لحاظ همدردى بامردم اين شهرستان، استعفايم را اعلام كردم. اگر چه مطبوعات در اين زمينه جوسازى هايى نيز كرده اند. رئيس دادگسترى سابق پاكدشت كه در پى اين فاجعه با تصميم  كميسيون نقل و انتقال قضات با تنزل سمت قضايى مواجه شده است، از عملكرد دادستان اين شهرستان دفاع كرد و اظهار داشت: در اين حادثه نمى توانيم تنها دادستان اين شهرستان را كه داراى ۱۰ سال سابقه قضايى است، مقصر بشناسيم و خدمات وى را ناديده بگيريم. من به عنوان رئيس دادگسترى اين شهرستان مى گويم، ايشان دادستان موفقى بودند اما مصلحت اين گونه بود كه تنزل سمت قضايى صورت بگيرد و ما تابع قوه قضاييه هستيم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |