يكشنبه ۱۰ آبان ۱۳۸۳ - ۱۶ رمضان ۱۴۲۵
Sun, Oct 31, 2004
گزارش ويژه
سال دهم - شماره ۲۹۵۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
خبر
گفت حق
مناجات نامه
پارسايان
نيايش
مرحوم استاد على صفايى حائرى
خبر
تدوين بيش از ۵۰۰رساله قرآنى در نيشابور
شبستان ـ دانشجويان مركز پژوهش و تربيت مدرس قرآن كريم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامى نيشابور بيش از ۵۰۰رساله قرآنى را تدوين كرده اند.
به گزارش خبرگزارى شبستان محمد عمارلو، مسؤول مركز پژوهش و تربيت مدرس قرآن كريم اين اداره گفت: مركز پژوهش و تربيت مدرس قرآن كريم دومين مركز استانهاى خراسان رضوى، شمالى و جنوبى است كه در سال۱۳۷۶ تأسيس و زيرنظر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامى و جامعه قاريان قرآن كريم نيشابور در چهار رشته روخوانى، روانخوانى و حفظ قرآن كريم ـ مربيگرى تجويد ووقف و ابتدا قرآن كريم ـ مربيگرى پيش دبستانى قرآن كريم وآموزش داورى قرآن كريم به صورت واحدى و طى آزمون از ديپلمه ها دانشجو پذيرفته و تاكنون ۴۰۰فارغ التحصيل در رشته هاى چهارگانه فوق گواهينامه پايان دوره مربيگرى و استادى قرآن كريم دريافت كرده اند.
وى افزود: در حال حاضر ۲۰۰دانشجو در اين مركز به آموزش قرآن كريم مشغول بوده كه اين مركز توانسته است براى نخستين بار در كشور با حضور اساتيد مجرب و ايجاد مركز پژوهش و ارائه روش تحقيق و مأخذشناسى توسط دانشجويان خويش بيش از ۵۰۰رساله قرآنى را جهت قرآن پژوهان تهيه و تدوين نمايد.
عمارلو ضمن انتقاد از وضعيت قرآن آموزى در كشور گفت: با اينكه در مقاطع مختلف تحصيلى درس قرآن وجود دارد ولى آموزش و پرورش به لحاظ تخصصى با آن برخورد نكرده واكثر افراد فارغ التحصيل ما در روخوانى قرآن مشكل دارند.
نمايش نسخه خطى قرآن منسوب به حضرت على (ع) در نمايشگاه قرآن كريم
دو نسخه خطى قرآن منسوب به حضرت على (ع) و امام حسين (ع)، در بخش دست نوشته هاى قرآنى دوازدهمين نمايشگاه بين المللى قرآن كريم در معرض ديد بازديدكنندگان قرار گرفت.
به گزارش ستاد خبرى نمايشگاه قرآن كريم، تاريخ كشف اين دو اثر كه به خط كوفى نگاشته شده اند به سده سوم هجرى بازمى گردد و منسوب به امامان بزرگوار مورد اشاره است.
در نسخه خطى منسوب به امام حسين (ع) چند سوره قرآنى به خط كوفى روى پوست كتابت شده و در نسخه خطى منسوب به امام على (ع) آيه اى از قرآن به روى كاغذ نگارش شده است.
اين دو اثر نفيس توسط موزه كاخ گلستان در اختيار نمايشگاه قرآن قرار گرفته و عموم علاقه مندان براى بازديد از آنها مى توانند تا پايان ماه مبارك رمضان از ۱۰ صبح تا ۲۲ شب به بخش نسخه هاى خطى قرآن، دوازدهمين نمايشگاه بين المللى قرآن كريم مراجعه كنند.
۹۳ نشريه تخصصى دينى و قرآنى در غرفه مطبوعات نمايشگاه
در غرفه مطبوعات دوازدهمين نمايشگاه بين المللى قرآن كريم، بالغ بر ۹۳ عنوان نشريه دينى و ۱۲ نشريه تخصصى در حوزه قرآن كريم به نمايش گذاشته شده است.
مسؤول غرفه مطبوعات دوازدهمين نمايشگاه بين المللى قرآن كريم در گفت وگو با ستاد خبرى نمايشگاه ضمن بيان اين مطلب، همچنين از راه اندازى سيستم رايانه اى بانك اطلاعات نشريات كشور در غرفه مطبوعات اين نمايشگاه خبر دادو افزود: جهت آشنايى بيشتر مخاطبان قرآنى به ويژه پژوهشگران و متخصصين اين حوزه اقدام به راه اندازى سيستم رايانه اى بانك اطلاعاتى كرده ايم كه اطلاعاتى از قبيل نام صاحب امتياز و مديرمسؤول، تلفن و نشانى نشريه، نوبت انتشار و ساير اطلاعات موردنياز را از كليه نشريات كشور، در اختيار كاربران قرار مى دهد.
محمدعلى مشكيان در اين خصوص افزود: مراجعين مى توانند با وارد كردن نام نشريه موردنظر يا موضوع آن، وارد اين سيستم شوند و اطلاعاتى درباره نوبت انتشار، زمينه انتشار، تاريخ صدور مجوز، مدت زمان كسب مجوز، نام مديرمسؤول و صاحب امتياز و... و همچنين ساير اطلاعات درخواستى خود را در زمينه نشريات قرآنى و نحوه برقرارى ارتباط با اين نشريات به دست آورند.
وى همچنين خاطرنشان كرد، با اقدامات انجام شده سعى داريم ارتباط مؤثرى ميان نشريات قرآنى و مخاطبين خاص آنها در نمايشگاه برقرار كنيم.
مسؤول روابط عمومى معاونت امور مطبوعاتى و تبليغاتى از حضور دكتر سيدمحمد صحفى در پاويون و رسانه هاى گروهى نمايشگاه و گفت و شنود وى با خبرنگاران در حوزه نشريات دينى ومسائل ومشكلات به نشريات قرآنى خبر داد و افزود: حضور مديران مسؤول نشريات دينى و معاون امور مطبوعاتى و تبليغاتى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى نشستى تخصصى با عنوان «پرتو قرآن كريم در مطبوعات كشور»  برگزار خواهد شد.
گفت حق
به فقرا كمك كنيد تا نعمت بماند
و هوالذى انشأجنات معروشات و غير معروشات و النخل و الزرع مختلفاً الكله و الزيتون و الرمان متشابها و غير متشابه كلو ا من ثمره اذا الثمر و اتواحقه يوم حصاره ولاتسرفوا انه لايحب المسروفين
او خدايى است كه باغهايى آفريده و ساخته كه بر خى چفته بسته و برخى افكنده بر زمين و پهن شده و ناخاسته، و همچنين درخت خرما و كشتزار با مزه هاى هم مانند و يا گوناگون در خوردن و در محصول آنها، پس چون ميوه آرد از آن خوريد و هنگام درو حق حقداران را بدهيد و زياده روى مكنيد و در گزاف مرويد كه خداوند گزاف كاران و اسراف كنندگان را دوست نمى دارد.
(انعام‎/۱۴۱)
بخش پايانى آيه در باره ثبات بن قيس آمده كه داراى پانصد درخت نخل پربار بوده است و وقتى آيه «اتوحقه يوم حصاده» نازل گرديد. او تمام باغ نخلستان را به فقرا و درويشان بخشيد و براى عيالات خويش چيزى باقى نگذاشت و خداوند اين آيه را نازل فرمود كه مردم همه چيز خود را نبخشند و عيال و اهل بيت خود را فقير نگذارند.
اين آيه در پاسخ به خرافات رايج متذكر مى شود كه خالق تمام موجودات ونعمات، خداست و اوست كه همه درختان و چهارپايان و زراعتها را آفريده است پس فقط او حق دارد كه چيزى را حلال كند يا تحريم نمايد و ديگران چنين حقى ندارند. سپس مى فرمايد هنگام چيدن ميوه ها، حقى را براى فقرا قايل شويد. اين حق، حد مشخصى ندارد و طبق روايات، يك حكم استحبابى است و با زكات واجب فرق مى كند. در پايان نيز تأكيد مى كند كه هم توليد كنندگان و هم مصرف كنندگان و فقرا نبايد در استفاده از نعمات الهى افراط و اسراف كنند و آنها را در مسيرى كه خدا نمى خواهد، صرف نمايند.
خداوند بندگان را مى فرمايد كه حق اين نعمت را بشناسيد و به شكر آن قيام كنيد و به فقرا كمك كنيد تا نعمت بماند و فقير بياسايد و دوستى حق، شما را حاصل شود.
مناجات نامه
دعاى روز شانزدهم
اَللّهُمَّ وَفِّقنى فيهِ لِمُوا'فَقَةِ الأَبرا'رِ وَ جَنِّبنى فيهِ مُرا'فَقَةَ الأشرا'رِ وَ ا'وِنى فيهِ بِرَحمَتِكَ اِلى' دارِ القَرارِ بِالهيَّتِكَ يا' الهَ العا'لَمينَ.
خداوندا! در اين روز مرا به موافقت (اعمال و افكار) نيكان عالم موفق بدار و از رفاقت و مصاحبت اشرار جهان دور گردان و مرا در بهشت جاودانه ات به رحمت منزل ده به حق الهيت و معبوديتت اى پروردگار عالميان!
پارسايان
اوصاف پارسايان در كلام امام على(ع)
و اماالنهار فحلماءعلماء ابرار اتقياء. اما روز، دلهاشان از معرفت سرشار و جانهاشان از انوار حكمت و علم ونيكوكارى و تقوى روشن است.
قديراهم الخوف برى القداح. ينظر اليهم الناظر فيحسبهم مرضى و ما باتقوم من مرض ويقول لقد خولطوا و لقد خالطهم امر عظيم. پرهيزكاران از بيم هجر جانان و درد عشق و خوف از مقام عظمت خداوندى اندامشان لاغر است و بيننده مى پندارد كه بيمارند در صورتى كه بيمارى تن ندارند، از اندوه جدايى و درد عشق جانان به چنين روزى افتاده اند و در تب وتاب عشق مى سورند.
لايرضون من اعمالهم القليل و لايستكثرون الكثير . پارسايان از بس در كار عبادت حريص اند كه از كردار اندك خود دلشاد نمى شوند و بسيار را هم اندك مى پندارند و جز ديدن يار شوقى در سر ندارند.
نيايش
ببخش كه سخت محتاجيم
دكتر على شريعتى
اى خداوند،
تو كه به بنى آدم كرامت بخشيده اى،
تو كه امانت خاص خويش را بر دوش بنى آدم نهاده اى،
تو كه همه پيامبرانت را براى تعليم كتاب و تحقق عدالت مبعوث كرده اى.
تو كه عزت را از آن خود مى خوانى و از آن پيامبران خود و از آن انسانهايى كه ايمان دارند...
ما انسانيم،
به تو و پيام پيامبران تو، ايمان داريم
آزادى و آگاهى و عدالت و عزت را از تو مى خواهيم.
ببخش، كه سخت محتاجيم و دردناكانه تر از همه وقت،
قربانى اسارت و جهل و ذلتيم.
اى خداوند مستضعفان
تو كه «اراده كرده اى تا بر بيچاره شدگان زمين منت نهى،
و توده هاى محكوم ضعف و محروم از حيات را ـ كه در بند كشيدگان تاريخ و قربانيان ستم و غارت زمان و مبغوضان دوزخ زمينند ـ به رهبرى انسانشان بركشى و به وراثت جهانشان بردارى!»
اينك هنگام در رسيده است و مستضعفان زمين وعده تو را انتظار مى كشند،
اى مظهر غيرت،
مستضعفان زمين، در اين زمان تنها پرستندگان تواند.
اى خداوند،
تو كه «همه فرشتگانت را در پاى آدم به سجده افكندى»
ميراث عظيم نيايش ها
مرحوم استاد على صفايى حائرى
188571.jpg
دعا سه گونه است: ۱ـ وسيله اى هنگام شكستن وسيله ها و كليدى پس از به كار گرفتن و از كار افتادن كليدهاى ديگر.
آنها كه از تمام وسيله ها و امكاناتشان استفاده كرده اند و در راه مانده اند، اينها كه به وسيله سازى معتقد شده اند و به نظام آفرينى پيوند خورده اند، در يأسشان اميد هست همانطور كه در اميدشان يأس. چون ديده اند كه چگونه اميدها و بت ها را مى شكنند و ديده اند كه چگونه در يأس ها و تنهايى ها يار مى سازند و اميدها مى آفرينند.
و اينها برهمين اساس، به آنچه اميد ندارند اميدوارترند. چون اميدها و بت ها قطعاً شكسته مى شوند اما آنچه بدان اميدى نيست، شايد بارى بياورد. و اين است كه مى گويند:
كن لما لاترجوا أرجى، به آنچه اميد ندارى اميدوارتر باشد، فان موسى جاء مقتبساً و رجع نبياً؛ چون موسى به اميد آتش آمد و به آتش نرسيد، اما پيامبر بازگشت. (اصول كافى ‎/ ج ۵)
۲ـ وسيله اى همراه وسيله ها. آنها كه از آن تجربه ها و عبرت ها برخوردارند آنها كه عقم و عجز و نازايى وسيله ها را ديده اند، ديگر حتى همراه تمام وسيله ها نمى گويند كه رسيديم و بدون وسيله نمى گويند كه مانديم و اين است كه با تمام وسيله ها و امكانات التهاب و اضطرابشان هست و اين است كه دعا وسيله اى حتى در هنگام وجود وسيله هاست و اميدى حتى همراه اميدها.
۳ـ در يك مرحله ديگر دعا وسيله نيست، مقدمه نيست كه تو را به چيزى برساند، بل خودش هدف است، خودش عمل است، خودش مقصد است. آنها كه مى خواهند در يك جمله، از فقر و ضعف و عجز خويش و از توجه و لطف و قرب و بخشش او حرفى بزنند، با يك جمله اين همه را نشان بدهند، اينها دعا مى كنند تا نشان بدهند كه فقيرند و نشان بدهند كه غنى و سميع و قريب و مجيبى هم هست. اينها با دعا فقط مى خواهند از اين ربط و پيوند و از اين وجود ربطى و وابسته نشانى بدهند و مى خواهند كه غنا و قرب و سمع و اجابت او را يك جا امضا بنمايند.
با اين ديد از دعا و در آن زمينه بحران و گرفتارى كه راه رفته ها به پيوندهايى نياز دارند، مى توانيم به نمونه اى از دعا روى بياوريم و اين نمونه دعايى است از ابوحمزه، از امام سجاد(ع).
اين دعا درس است، براى آنهايى كه به جز از خويشتن درس نمى گيرند و جز با زبان خود اصلاح نمى شوند و جز از خويش از كسى نمى پذيرند.
آنها كه ديوارهاى غرور و كبر و حساسيت و بدبينى وجودشان را گرفته و از بيرون به آنها راهى نيست. اينها مى توانند با دعا و با زبان خويش به خود بياموزند.
با اين ديد، دعا درسى است كه بايد آن را آموخت و سپس همراه نيازها و در لحظه هاى بحرانى با جمله هايى از آن، زندگى كرد، همانطور كه قرآن را دو نوع قرائت مى كرديم.
پس بايد با زمينه هاى دعا بيشتر آشنا شد.
تمركز وحضور
شرط اول در دعا اين است كه خواسته و نياز ما باشد، نه تقليد از نيازمندهايى كه با تمام وجود خويش خواسته اند.
و اگر چنين نيازى در خود حس كنيم واهميتش را بيابيم، ناچار به آن خلوت و فراغت و حضور و تمركزى مى رسيم كه در شرايط دعا از آن نام مى برند.
چون ذهن ما به آن مسأله اى رو مى آورد كه اهميتش را يافته و ضرورتش را احساس كرده. هنگامى كه ذهن من مشغول به كارى باشد كه عهده دارش هستم، به هر كجا كه بروم خيالم راحت نيست و حتى در عروسى خوش نيستم وحاضر نيستم. تمركز وحضور ذهن، نتيجه درك اهميت مسأله است. آنها كه احساس نيازى نمى كنند ناچار به توجه و تمركز وحضور نخواهند رسيد و اين است كه فقط با زبانشان دعا كرده اند، نه با تمام وجودشان و اين است كه اين دعا شور و نورى ندارد واثرى نمى گذارد، هر چند از دل پرشورى به ما رسيده باشد.
آن وقت كه من مى گويم: اللهم إغفرلى، يا اول حاجتى إليك أن تغفرلى ما سلف من ذنوبى، بايد از ذنب ها وجرمها تصويرى داشته باشيم، من كه براى خودم به ذنبى معتقد نيستم؛ چون مى بينم هم نماز خوانده ام و هم روزه گرفته ام و هم... ديگر خدا چه چيزى را به من ببخشد و چه غفرانى را براى من داشته باشد، من از خدا طلبكار هم هستم ديگر چه جاى عذرخواهى است.
اما اگر بدانم هر چه جز او مرا حركت داده و هر چه جز او مرا خوشحال كرده و يا رنج داده خسارت من وزيان من و ذنب من وگناه من است، آن موقع ديگر تمام گناهها را، غيبت وتهمت و زنا و لواط، حساب نمى كنم كه اين ذنبها وجرمها و اين جورها و خيانت ها و بى وفايى ها را هم در نظر مى آورم.
و اين است كه مى دانم آنها كه دلشان سرشار از هزار كينه و بغض وهزار ترس و ضعف وهزار حسد و حرص و هزار غفلت و ظلم است، با تمام حركتها به جايى نمى رسند؛ آخر وجود آلوده و كثافت زده بر فرض بهترين عطرها را بر خود بپاشد چه بهره اى خواهد برد؟
با اين ديد، اول نياز تو پس از شناخت گناه و پس از درك نقش گناه و مزاحمتش، حتى با وجود عطرها و لطفها و بخشش ها، مى شود غفران و بخشش و اين است كه آرام ندارى وبا تمام وجودت مى خواهى كه أغفرلى يا غفار. اول حاجتى اليك أن تغفرلى من ذنوبى على كثرتها و أن تعصمنى فيما بقى من عمرى.
اگر نياز چيزى را درك نمى كنى، به تقليد نخواه كه اين جز بازيگرى نيست و اين بازيگرى جز سياهى قلب و خستگى و دلزدگى چيزى نمى آورد. آنها كه به دل بازيگر و تنها با زبان خويش، دعا مى كنند محروم مى شوند و رانده و دور.
منى كه تمام نيازم خانه وفرش و شغل و يك پسر كاكل زرى است، چرا از همين ها شروع نكنم و حرفهاى بزرگ را بر خود بار كنم.
و چراخواسته هايم را از اين سطح بالاتر نياورم. من همان چيزى هستم كه آن را مى خواهم وهمانقدر هستم كه نيازش را احساس مى كنم، پس چرا خودم را نشناسم و به كمتر از خودم مشغول شوم و براى كم ها زار بزنم و بنالم.
حركت واقدام
كسى كه خواسته اش و نيازش را احساس كرده و با احساس و با تمام وجودش دعا مى كند، نمى تواند امكانات خود را راكد گذاشته باشد.
من كه احساس مى كنم بايد به خانه بيايم و كليد هم دارم، پشت در نمى نشينم كه دعا كنم. بايد از تمام امكانات خودم استفاده كنم و آن دم كه كليد شكست و هيچ راهى برايم نبود ويا زمان و فرصتى نداشتم، در اين هنگام عجز، به دعا رو بياورم و حتى در عجزم و در يأسم نااميد نشوم.
آنها كه از امكانات خود بهره نمى گيرند و با دست وپاى خود راه نمى روند، هنوز نياز خود را باور نكرده اند و احساسى ندارند.
و اين است كه در روايات هست: آنها كه از امكانات خود بهره بردارى نكرده اند دعايشان مستجاب نيست؛ چون اينها درواقع خواسته اى ندارند تا برآورده شود.
شناخت موضع و جايگاه خويش
منى كه يك لحظه درعمرم با دوست نبوده ام و يك لحظه با او و درراه او نبوده ام، چه توقع دارم كه او يك عمر به حرف من باشد و گوش به فرمان من، گويا من خداى جهان هستم كه بايد خدا را هم به بيگارى بكشم.
منى كه خود را با قدرت و نيرو مى شناسم و سرود انا ربكم الاعلى را زمزمه مى كنم، چگونه مى توانم به دعا روبياورم و چگونه مى توانم با دعا به فقر و ضعف و عجز خودم و به غنا و قدرت و قرب و اجابت او اقراركنم.
آن جدايى و اين غرورنمى گذارد كه زبان من به خواسته هايم بازشود، مگر آنجا كه از حق، عظمتى را شناخته باشم، كه دركنار او غرورى نمى شكند و از او لطفى را سراغ داشته باشم، كه با من به من نمى دهد.
و اين است كه دردعاى ابوحمزه مى خوانيم: خدايا من در لحظه اى به تو رو آورده ام كه سزاوار حتى شنيدن تو نيستم؛ من غير استحقاق لاستماعك منى و لا استيجاب لعفوك عنى. من سزاوار اين كه از من بشنوى و يا ازمن بگذرى نيستم.
خدا من كسى هستم كه اگر كودكى از وضعم و گناهم مطلع مى شد كنار مى كشيدم. الهى لو اطلع اليوم على ذنبى غيرك ما فعلته. اما اين نه به اين جهت بود كه تو را كوچك كنم و تو درنظر من خوار باشى و پست باشى و برايم ارزشى نداشته باشى، لا لأنك اهون الناظرين الى و اخف المطلعين على بل لانك يا رب خيرالساترين و ارحم الراحمين. بل به اين خاطر كه تو مرا مى پوشانى و مرا مفتضح نمى كنى و رسوا نمى كنى تا شايد با اين كرامت و لطف تو ادب شوم و به راه بيايم.
تسلط بر دعاها
همانطور كه در قرآن دو مرحله بود: تسلط و تثبيت. و حتى بهره بردارى از قرآن مشروط به تسلط بر تمام آن بود، همينطور در دعا يك مرحله بايد به تمام دعاها مروركرد و با آنها آشناشد.
اين مرور دو خاصيت دارد: يكى اينكه آنجا كه زبان گنگ است و نمى توانيم از احساس خود حرف بزنيم به توضيح هايى مى رسيم كه بيا و ببين.
و ديگر اينكه با اين مرور، نيازهاى ما از سطح آب و آش و در و ديوار و كفش و كلاه بالاترمى آيد و نيرو و قدرت بيشترى درخود مى بينيم كه نه به خود كه به تمام خلق مى رسيم و غرورى درما مى نشيند كه نه اينها كه تمام بهشت درما شورى نمى آورد.
آنجا كه آن روح ها به تمام هستى قانع نشده اند و مى خواهند وابستگى هايشان بريده شود و راهشان را طى كنند، چگونه مى توانيم ما بخواهيم كه سنگ ها و مانع ها را درميان راه و در پيشاپيش ما بريزند.
سفره داران ضيافت الهى در قرآن
در قرآن كريم مى خوانيم: «او كسى است كه رسولش را همراه با هدايت و دين حق فرستاده تا دين او را بر همه اديان پيروز گرداند، هرچند كه مشركان را ناخوشايند آيد.» (سوره ،۹ آيه ۳۳)
نكته قابل توجهى كه در اين آيه كريمه قابل دقت افزونتر است، اين كه فرموده خداوند دين پيامبر خاتم (ص) را بر ساير اديان پيروز و غالب خواهد ساخت. اگر در آيه چنين آمده بود كه خداوند پيامبرش را فرستاد تا دين او فراگير و غالب گردد، ممكن بود گفته شود كه اين اراده تشريعى خداوند بوده تا اسلام بر ساير اديان چيره گردد، ولى به دليل كوتاهى و سستى مسلمانان در تبليغ دين و غير مسلمانان در پذيرش آن، اراده الهى تحقق نيافته است. مانند آن كه خداوند خواسته تا همه انسانها مؤمن باشند، ولى بسيارى چنين نيستند. اين اراده تشريعى الهى است كه موجود مختار مى تواند برخلاف آن عمل نمايد.
اما از ظاهر آيه فوق مى توان برداشت كرد كه گويا خداوند به اراده اى قطعى دين اسلام را فراگير خواهد ساخت.
از طرفى چنين غلبه و تفوقى از زمان بعثت رسول اكرم (ص) تاكنون رخ نداده است و اكنون نيز روال عادى و سير طبيعى امور جهان نويد چنين آينده اى را به طور طبيعى نمى دهد. پس منظور خداوند متعال چيست؟
امام صادق (ع) ـ به نقل صدوق در كمال الدين ۶۷۰‎/۲ ـ فرمودند: «به خدا قسم تحقق اين آيه هنوز صورت نيافته و محقق نخواهد شد تا آن قائم عليه السلام برخيزد.» ساير روايات در شرح اين آيه بيان داشته اند كه آن گاه هيچ آبادى باقى نمى ماند، مگر آن كه شب و روز درش شهادت بر توحيد و رسالت حضرت محمد (ص) بانگ زده مى شود.
آيات آخر سوره ملك به يادآورى برخى از نعمتهاى الهى پرداخته و در آخرين آيه مى فرمايد: «بگو مرا خبر دهيد كه اگر آبهاى شما به يكباره در زمين فرو رود، چه كسى براى شما آب گوارا خواهد آورد؟» (سوره ،۶۷ آيه ۳۰)
اين آيه در ظاهر عبارت، نعمتى حياتى را به بشر يادآور مى شود كه همان آب گواراى آشاميدنى است، نعمتى كه با وجود اهميتش و على رغم بستگى بقاى ما به آن، كمتر به بزرگى و عظمتش متذكريم.
اما اين آيه نظر به آب حياتبخش و زندگى ديگرى نيز توجه مى دهد. به نقل اصول كافى (۳۳۹‎/۱) امام كاظم عليه السلام در مورد اين آيه فرمودند: «هنگامى كه امام شما غايب شود، چه كسى برايتان امام جديدى خواهد آورد.» و در كمال الدين (باب ،۳۴ حديث ۳) از امام باقر عليه السلام چنين نقل شده: «اين آيه در مورد قائم عليه السلام نازل شده است. «اگر امامتان غايب شود و ندانيد كجا است، چه كسى امام ظاهرى براى شما مى آورد كه شما را از اخبار آسمان و زمين باخبر مى سازد و حلال و حرام الهى را تعليمتان مى دهد.» سپس فرمود: «به خدا قسم كه تحقق اين آيه نيامده و خواهد آمد.» اين بيان ما را هوشيار مى سازد كه امام آب حيات ما است، از او غافل نشويم!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |