سه شنبه ۱۲ آبان ۱۳۸۳ - ۱۸ رمضان ۱۴۲۵
Tue, Nov 2, 2004
ضميمه ۲
سال دهم - شماره ۲۹۶۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
آرشيو
دكتر «هوشنگ حسن يارى» درگفت وگو با «ايران ديپلماتيك»:
انتخابات در شرايط سخت
گفت و گو از هادى خسروشاهين
188787.jpg
درساعت توافق شده ازطريق خطوط تلفنى با دانشگاه سلطنتى كانادا ارتباط برقراركردم.
تلفنچى دانشگاه كه احتمالاً از كيفيت نامناسب صدا متوجه شده بود كه تماس تلفنى خارج از كانادا است، بلافاصله مشخصاتم را پرسيد و پس از ردوبدل كردن چندپرسش و پاسخ توانستم با دكتر «هوشنگ حسن يارى» صحبت كنم.
دكتر حسن يارى استاد و رئيس بخش سياسى و اقتصادى دانشگاه نظامى سلطنتى كانادا است، با او در اجلاس خليج فارس كه دوسال پيش در دفتر مطالعات وزارت امورخارجه برگزارشد، آشناشده بودم. لازم به ذكر است كه مصاحبه هاى «بى.بى.سى» با دكتر حسن يارى درحين جنگ آمريكا عليه رژيم صدام حسين درمورد استراتژيهاى نظامى دوطرف درگير درجنگ باعث شده است كه نام وى براى بخشى از ايرانيان، آشنا باشد. موضوع گفت وگوى ما انتخابات دوم نوامبر رياست جمهورى آمريكا بود. متن اين گفت وگو ازنظر خوانندگان «ايران ديپلماتيك» مى گذرد:

\ باتوجه به اينكه مهمترين عامل در پيروزى حزب حاكم در انتخابات رياست جمهورى آمريكا، ارزيابى رأى دهندگان از عملكرد آن حزب است. به نظرشما مردم آمريكا نسبت به حزب حاكم، يعنى حزب جمهوريخواه نگرشى مثبت دارند يا منفى؟
به عبارت ديگر، آيا مواضع رأى دهندگان درخصوص موضوعات مختلف با مواضع جورج بوش انطباق دارد؟
> عملكرد دولت بوش را بايد در دو بعد داخلى و خارجى مورد ارزيابى قرارداد. عملكرد داخلى اين دولت به حوزه مسائل اقتصادى و برنامه هاى اجتماعى مربوط مى شود كه البته دراين دومورد، عملكرد چندان كارآمدى نداشته است.
به اعتقاد صاحبنظران، اقتصاد آمريكا طى چهارسال گذشته رشد مناسبى نداشته و تعداد مشاغل ايجادشده نيز درحدقابل قبولى نبوده است. بطوركلى، مشاغلى كه آمريكايى ها به خاطر كشورى نظير مكزيك ازدست داده اند، بسيار حائزاهميت است.
بنابراين بوش درزمينه اقتصاد كارنامه مثبتى ندارد. عدم موفقيت اين دولت درزمينه برنامه هاى اجتماعى نظير بهداشت، درمان و بيمه هم مصداق دارد. دراينجا بايد به اين نكته اشاره كرد كه على رغم وجود بيش از ۴۰ميليون آمريكايى بى بهره از بيمه و قيمت بسياربالاى دارو، برنامه هايى نظير حمايت ازخانواده هاى كم درآمد نيز كاهش يافته است. از اين نظر، دولت بوش نمره چندان مثبتى نمى گيرد.
دولت بوش درحوزه عملكرد خارجى خود در ظرف ۴سال گذشته بطورمتوسط هرسال ۲جنگ داشته است، دركنار دوجنگ بزرگ عراق و افغانستان، جنگهاى كوچكترى نيز تحت عنوان مبارزه با تروريسم درگوشه و كنار جهان با همكارى دولتهاى محلى و ملى درحال انجام است، نظير گرجستان درقفقاز.
درمورد دوجنگ بزرگ درافغانستان و عراق بايد گفت كه هيچ يك از اين جنگها براى آمريكا، ملل جنگ زده و جامعه جهانى نتيجه قطعى نداشته است. بطورمثال، درافغانستان، تنها منطقه اى كه داراى امنيت مناسب است، كابل پايتخت اين كشور محسوب مى شود.
فقدان امنيت در ساير مناطق همچنان ادامه دارد. بنابراين وضعيت افغانستان به هيچوجه با ثبات نيست. درنتيجه، استقرار دموكراسى درچنين شرايطى بسياردشوار است. به همين دليل است كه بايد اشاره كرد كه جنگ افغانستان براى سالها ادامه خواهديافت. وضع درعراق نيز بدتر از افغانستان است.
\ ازسوى كارشناسان مسائل آمريكا گفته مى شود درصورتى كه رئيس جمهورى به قول هاى خود درانتخابات پيشين عمل كند و كنترل خود را برحوادث در جامعه نشان دهد، درآن صورت، رأى دهندگان در بسيارى از موارد، تفاوت مواضع رئيس جمهورى را درخصوص موضوعات مختلف با ديدگاههاى خود مدنظر قرارنمى دهند. نظر شما دراين زمينه چيست؟
> وعده هاى داده شده در انتخابات درجايى ثبت مى شود ولى بايد به اين نكته اشاره كنم كه وضعيت جورج بوش درچهارسال گذشته، تفاوت اصولى و بنيادين با رؤساى جمهورى قبل از وى دارد، بدين معنا كه در دوران رياست جمهورى بوش، حادثه ۱۱سپتامبر رخ داد و لذا درتمامى دوره رياست جمهورى بوش به اين مسأله پرداخته شد. به همين دليل، بوش همواره مردم آمريكا را در يك نگرانى قرارداده است.
براين اساس، مسائل و قولهاى بوش درزمينه هاى داخلى، بطوركلى، تحت تأثير مسأله امنيت و مبارزه با تروريسم قرارگرفته است ولى آنچه كه مهم است، ناتوانايى بوش درحل مشكلات داخلى و همچنين مسائل خارجى مثل جنگ عراق و افغانستان است.
درنتيجه، امنيت امروز مردم آمريكا بهتر از روزهاى قبل از ۱۱سپتامبر ۲۰۰۱ نيست.
بنابراين دولت دراين زمينه نيز با شكست مواجه شده است، ولى به علت آنكه بوش توانسته است در اذهان عمومى، نوعى نگرانى دائمى به وجودآورد، مردم او را به عنوان مردميدان تلقى كرده اند.
بنابراين چنين موضوعى تاحدزيادى، «جان كرى» را نزد مردم با ترديد مواجه كرده است.
به عبارت ديگر، مردم آمريكا تصورمى كنند جان كرى مردميدان نيست. باتوجه به اين مسائل بايد تأكيد كنم مسائل خارجى دراين انتخابات بسيار مهمتر از مسائل داخلى است و ازاين جهت، انتخابات كنونى ازنادرترين انتخابات رياست جمهورى درآمريكا است. ازطرف ديگر، مهمترين مسائل مؤثر دراين انتخابات، شكل مجازى دارند، يعنى براى مردم موضوعات دخيل دراين انتخابات قابل لمس نيستند.
يكى از اين موضوعات، تروريسم است كه براى مردم، گروههاى تروريستى و برنامه هاى آن چندان مشخص نيست.
لذا چنين دغدغه هايى، موقعيت بوش را نزد مردم آمريكا بهتركرده است. البته اخيراً سؤالات متعددى دراذهان آمريكاييها درمورد صداقت سخنان رئيس جمهورى به وجودآمده است كه ارتباط زيادى با جنگ عراق دارد. سؤالاتى از اين قبيل كه آيا حمله به عراق به سود امنيت آمريكا بوده است يا خير؟
در نتيجه، امتياز اوليه بوش بركرى كمتر مى شود وحتى ممكن است در صورت ادامه وضع موجود، كرى در انتخابات پيروز شود.
\معمولاً انتخابات رياست جمهورى در آمريكا تحت تأثير عاملى به نام هويت غربى رأى دهندگان قرار دارد. به نظر مى رسد اين هويت بيشتر در خانواده ها شكل مى گيرد، ولى در برخى مقاطع، اين هويت حزبى تغيير مى كند. تحت تأثير همين تغييرات هويتى بود كه دموكراتهاى سنتى برخلاف هويت حزبى خود در سال ۱۹۸۰ به «رونالد ريگان» رأى دادند و به تدريج هويت حزبى خود را تغيير دادند. به نظر اين اتفاق در انتخابات رياست جمهورى ۲۰۰۴ آمريكا در مورد بوش يا كرى اتفاق خواهد افتاد؟
> در پاره اى موارد همين طور است. براى مثال، شهردار سابق نيويورك كه عضو حزب دموكرات است وهمچنين چند تن ديگر ازدموكراتها اعلام كرده اند كه به بوش رأى مى دهند، زيرا ازنظر آنها، جان كرى توانايى آن راندارد كه در مورد امنيت قاطعانه عمل كند.
رفت وآمدها ميان خانواده هاى حزبى يا آنچه شما تغيير هويت حزبى مى ناميد، در مورد جمهوريخواهان نيز ديده مى شود.
تعدادى از محافظه كاران اعتقاد دارند كه بوش به اصول محافظه كارى، يعنى راستگويى و جلب اعتماد مردم به دستگاههاى دولتى خيانت كرده است. بنابراين محافظه كاران اصول گرا از بوش حمايت نمى كنند. انتظار مى رودكه دموكراتهايى كه در سال ۱۹۸۰ به ريگان رأى دادند، به خانواده دموكراتها بازگردند، زيرا وضعيت امروز آمريكا كاملاَ استثنايى است. ايالات متحده امروز در دو جنگ درگير است و اعتبار رئيس جمهور نيز زير سؤال رفته است.
همچنين اين كشور تا حد زيادى در انزوا قرار گرفته است و در عين حال، با ايران و كره شمالى نيز درگيرى دارد. لذا چند جانبه گرايى اى كه دموكراتها بهتر آن را انجام مى دهند، به عنوان عامل پيشبرد افكار كرى در جامعه آمريكا محسوب مى شود. براين اساس به نظر مى رسد كه خط كشى بين خانواده هاى حزبى در آمريكا از بين برود. البته اين موضوع به سودكرى تمام خواهد شد، زيرا بوش بطور مثال در مورد سقط جنين موضع روشنى ندارد، ولى دموكراتها از مواضع روشنى در اين زمينه ها برخوردارند.
بايد به اين مسأله نيز اشاره كنم كه تعداد زيادى ازمحافظه كاران به سياستهاى بوش به ديده ترديد مى نگرند.
\ دموكراتها در نقد سياستهاى اقتصادى بوش تأكيد مى كنند كه بخشودگى مالياتى رئيس جمهور بيشتر به سود ثروتمندان تمام شده است. اين در حالى است كه در آمريكا به دليل شكل نگرفتن فئوداليسم، طبقه به مفهوم ماركسيستى در آن قابل رؤيت نيست .براين اساس، رأى دهندگان آمريكايى با توجه به جايگاه طبقاتى خود رأى نمى دهند، بلكه براساس درك شخصى از موقعيت مالى خود به ارزيابى نامزدهاى رياست جمهورى مى پردازند. با توجه به اين ملاحظات آيا مى توان چنين نتيجه گرفت كه شعارهاى طبقاتى دموكراتها در حوزه مسائل اقتصادى در سطح كلى تأثير فراوانى بر نتيجه انتخابات نخواهدداشت؟
> همانطور كه اشاره كرديد، طبقه به معناى ماركسيستى آن درآمريكا وجود ندارد، زيرا آمريكا به عنوان سردمدار كشورهاى سرمايه دارى شناخته مى شود و همچنين مردم و سيستم آمريكا بر مبناى فردگرايى بنا نهاده شده است. بنابراين نمى توان برداشت ماركسيستى را در موردآمريكا به كار برد. ولى آنچه دموكراتها مى گويند، آن است كه بخشودگى مالياتى به سودحدود ۳۰ درصد مردم آمريكا تمام شده است، در حاليكه۷۰ درصد مردم از اين سياست سود نبرده اند.سخن بوش نيز اين است كه ماليتها را بايد حذف كرد تا پول بيشترى در جيب مردم آمريكا بماند و همچنين شركتها بتوانند با پرداخت مبلغ كمترى ماليات، كار بيشترى توليد كنند، ولى تعداد كارهاى توليد شده در چهارسال اخير چندان حائز اهميت نبوده است.بنابراين تعدادكمترى از مردم از وضعيت موجود سود مى برند.
\ به نظر مى رسد در انتخابات آينده رياست جمهورى در آمريكا، مسأله جغرافياى ايالات نقش تعيين كننده اى داشته باشد. امروز، اكثر ساكنين جنوب آمريكا به حزب جمهوريخواه گرايش دارند و اكثر رأى دهندگان ايالات شمالى وشمال شرقى به حزب دموكرات رأى مى دهند. على رغم تأثيرگذارى چنين عاملى، درانتخابات فرماندارى برخى ايالتهاى شمال و شمال شرقى يك سال گذشته شاهد پيروزى فرمانداران جمهوريخواه بوديم كه نمونه بارز آن در ماساچوست اتفاق افتاد. آيا اين روند در انتخابات رياست جمهورى نيز تداوم خواهدداشت؟
> اين رفت و آمدها واتفاقات در هر جايى اتفاق مى افتد. آن خطى كه شما كشيديد، تا حد زيادى واقعيت دارد.
اصولاً تمامى ايالتهاى شمال و شمال شرقى به دموكراتها گرايش دارند، ولى اين موضوع تا ابد ادامه نخواهد داشت.
گرايش ايالت ها به احزاب دموكرات يا جمهوريخواه به نحوه اقناع مردم ازسوى نامزدها و احزاب و ساختار حزبى در ايالتها بستگى دارد. درمورد ايالتها بايدبه اين سؤال پاسخ داد كه آيا ساختارهاى حزبى در ايالتهاى مختلف توانايى كشاندن مردم به پاى صندوقهاى رأى را دارند يا خير.
البته برخى از ايالت ها در انتخابات كنونى رياست جمهورى براى دموكراتها وجمهوريخواهان حالت استراتژيك پيدا كرده اند يعنى در آن ايالت ها هنوز وضعيت آرا به سود يكى از دو حزب قطعى نشده است. لذا مى توان با تبليغات فراوان بر رأى مردم در آن ايالتها تأثير گذاشت.
بنابراين به تدريج، تحولى در نحوه رأى دادن مردم آمريكا شكل خواهد گرفت. امروز، مردم آمريكا برخلاف گذشته، صرفاً به برنامه هاى احزاب توجه مى كنند ونه به خود حزب و اهميت آن. البته مسائل محلى نيز دراين انتخابات اهميت بيشترى پيدا كرده اند.
\ اگر رأى دهنده آمريكايى را به مثابه بازيگر اقتصادى در نظر بگيريم، اين بازيگر اقتصادى در هنگام تعيين رئيس جمهور به اين نكته توجه مى كند كه بيشترين منفعت رادر قبال كمترين هزينه به دست آورد.البته شموليت اين منفعت مى تواندجنبه هاى معنوى، روانى وارزشى را در بربگيرد. شايدبر همين اساس بود كه براى نخستين بار، تعدادكثيرى از كارگران يقه آبى در انتخابات رياست جمهورى سال ۱۹۸۴ به نامزدجمهوريخواهان يعنى ريگان رأى دادند. فكر مى كنيد چنين اتفاقى در انتخابات پيش رو نيزرخ دهد؟
> در انتخابات سال ۱۹۸۴ ، ريگان در مقابل كارتر قرار داشت كه البته رقابتهاى انتخاباتى نيز دقيقاً در بطن جنگ سرد انجام شد . از طرف ديگر، كارتر در آن فضا خواهان گفت وگوبا اتحاد شوروى بود. در آن زمان، موضوع حمله اتحاد شوروى به افغانستان نيز مطرح بود. بنابراين آن انتخابات وضعيت خاص خود را داشت. مردم در انتخابات كنونى براساس منافع خودتصميم خواهند گرفت. به همين دليل است كه من دراين مصاحبه به نقش خانواده ها در انتخابات اشاره كردم .به هر حال، بايد ديد كه سرانجام كدام يك از نامزدهاموفق خواهند شد با دادن پاسخ هاى منطقى، مردم را جلب كنند.
\ به نظر شما رأى دهندگان آمريكايى درحوزه شعارهاى اقتصادى نامزدهاى رياست جمهورى، اقتصاد كينزى را كه منادى آن كرى است، انتخاب مى كنند يا قالب فكرى نئوكلاسيك تيم اقتصادى بوش را ؟
> به نظر من، تز اقتصادى محافظه كاران مبنى بر اينكه بايد از ميزان فربه بودن دولت كاست و كار را به خودمردم واگذار كرد، همخوانى بيشترى با فردگرايى آمريكايى دارد، ولى تأكيد كرى وادواردز اين است كه آمريكا تعداد زيادى از مشاغل خود را به سود مكزيك و چين از دست داده است و اين مسأله براى سنديكاها وخانواده هاى كارگرى بسيار مهم است.
در كنار اين مسائل نبايد جنگ عراق را هم فراموش كرد. بنابراين آن اقتصاد كلاسيك و وحشى كه جمهوريخواهان منادى آن هستند، مورد سؤال قرار گرفته است . لذا اگر كرى برمشكلات اقتصادى مردم آمريكا تأكيد بيشترى كند، آراى بيشترى را نيز از تمامى طبقات آمريكا به دست خواهد آورد. به هرحال، بايد اشاره كرد كه وضعيت اقتصادى امروز آمريكا همانند دوران ايده آل خود در زمان رياست جمهورى بيل كلينتون قرار ندارد.
\به نظر مى رسد موضوع محورى در مبارزات انتخاباتى جمهوريخواهان يا دموكراتها، جنگ عراق باشد . ظاهراً عراق به يك مسأله ملى براى آمريكاييها تبديل شده است . از طرف ديگر، از زمان شروع فصل مبارزات انتخاباتى ، مشاوران و اعضاى تيم انتخاباتى بوش، هدف را براين قرار دادند كه انتخاباتى تك محورى را به رقيب تحميل كنند. ظاهراً اين بار، جمهوريخواهان دستور كار انتخاباتى را براى حريف تعيين كرده اند. دستور كار هم مسائل سياست خارجى است. آيا اين مسأله را مى توان به عنوان برگ برنده بوش در انتخابات تلقى كرد؟
>به اعتقاد من ، بوش و جمهوريخواهان در وضع دشوارى قرار دارند. اين وضعيت دشوار هم به اوضاع داخلى آمريكا باز مى گردد و هم به شرايط خارجى. وضعيت عراق اصلاً خوب نيست . اگر كرى بتواند مسأله عراق را همچنان زنده نگه دارد و شكست آمريكا در عراق را بهتر و مناسب تر به مردم نشان دهد، بوش ديگر نخواهد توانست از سياست خارجى و عراق به عنوان برگ برنده خود استفاده كند. زيرا مشكلات جدى در مورد افغانستان وعراق وجود دارد و گزارشى كه اخيراً در مورد نبود سلاحهاى كشتارجمعى در قبل از آغاز جنگ عراق از سوى نماينده رئيس جمهورى منتشر شده است ، بر نتيجه انتخابات تأثير زيادى خواهد داشت. بدين معنا كه با ارائه اين گزارش، مشروعيت دو توجيه دولت آمريكا براى جنگ عراق، يعنى وجود سلاحهاى كشتار جمعى و ارتباط با القاعده از بين خواهد رفت. اين اقدامى است كه از سوى دموكراتها عليه رئيس جمهور انجام مى شود . به هرحال، اين گزارش تأثير منفى بر بوش خواهد داشت.
بنابراين سياست خارجى به سود بوش نخواهد بود، اگر كرى مشكلات دراين حوزه را زنده نگه دارد عراق مى تواند به يك مشكل جدى براى انتخاب مجدد بوش تبديل شود. اين موضوع، امروز نيز رخ داده است و كرى مى تواند از آن استفاده كند.
\درخبرها آمده بود كه مردم آمريكا به شكل بى سابقه اى براى شركت در انتخابات ثبت نام كرده ا ند . به نظر مى رسد جامعه آمريكا برعكس انتخابات گذشته، به شدت سياسى شده است. اين سياسى شدن آمريكا را تا چه ميزان متأثر از اين نگرش نئومحافظه كارانى نظير «كريستول» و «پور هورتز» مى دانيد، مبنى براينكه حركت هايى به جنبش اجتماعى تبديل مى شوند كه به مفاهيم كاملاً منسجم تئوريك ايده ها و آرمانها مبتنى باشند. ايده ها و آرمانها، اعتقادات را شكل مى دهند و اعتقاداتى كه مبناى ايده گرايانه داشته باشند، قابليت بسيج و ماهيت همه گير مى يابند؟
>تبليغات بسيار زيادى براى شركت بيشتر مردم جهت انتخابات رياست جمهورى در آمريكا انجام مى شود، يكى از دلايل اصلى اين تبليغات در آن است كه بسيارى از مخالفان نئومحافظه كاران معتقدند كه در صورت ادامه رياست جمهورى بوش، اوضاع براى آمريكا دشوارتر خواهد شد. به همين دليل، گروههاى مختلفى نظير هنرمندان، كارگران وسرمايه داران تبليغات زيادى مى كنند تا مردم و بخصوص سياهان و لاتينى هاى آمريكا در انتخابات شركت كنند، زيرا سياهان و لاتينى ها در كنار اقليتهاى مذهبى نظير يهوديان ، اصولاً به دموكراتها رأى مى دهند. نقش مسلمانان نيز در نتيجه اين انتخابات اهميت دارد. لذا بايد منتظر ماند و نحوه حضور مسلمانان آمريكا را در انتخابات مشاهده كرد.
لذا دموكراتها تأكيد زيادى دارند تا اين گروهها رأى بدهند، زيرا بيشتر اين گروهها در وضعيت اقتصادى دشوارترى قرار دارند. از اين رو با حضور اين افراد وگروهها، شانس كرى براى انتخاب شدن بيشتر مى شود. بدين ترتيب، بايد گفت كه حضور بيشتر مردم به اين دلايل است كه به آن اشاره شد، ولى مورد ديگر، حضور «رالف نيدر» به عنوان نامزد سوم در انتخابات است. به هرحال ، نيدر مشكلات جدى را براى ال گور نامزد دموكراتها در انتخابات سال ۲۰۰۰ايجاد كرد. او بود كه نتيجه انتخابات را به سود بوش برگرداند. زيرا اگر آراى نيدر به سود ال گور به صندوقها ريخته مى شد، او پيروز انتخابات بود . بنابراين حضور نيدر عامل ناشناخته ديگرى است كه بايد تأثير آن را بر انتخابات آينده بررسى كرد.
به هرحال، انتظار مى رود شركت مردم در انتخابات بيشتر شود، زيرا چالشهاى مردم آمريكا به مراتب بيشتر از انتخابات سال ۲۰۰۰ است. امنيت، تروريسم و مسائل اقتصادى و همچنين رابطه آمريكا با جهان خارج، چالشهاى مهمى براى مردم آمريكا محسوب مى شوند.
\نظرسنجى ها نشان مى دهند كه حدود ۸۰ درصد نظاميان آمريكا علاقه دارند كه بوش رئيس جمهور بماند. باتوجه به اينكه مردم آمريكا، نظاميان را قهرمانان ملى مى دانند و به همين دليل، در انتخابات سال ۱۹۵۳ به ژنرال «آيزنهاور» رأى دادند، شانس بوش براى انتخاب مجدد چقدر است؟
> اين موضوع تأثير چندانى بر انتخابات ندارد. مواضع نظاميان در آمريكا تنها بر خود نظامى ها و خانواده هاى آنها تأثير دارد. از آنجا كه جدايى فاحش و مشخص بين امور نظامى و جامعه مدنى در ايالات متحده وجود دارد، انتظار مى رود مواضعى از اين دست تأثير چندانى بر رأى مردم نداشته باشد. در ضمن، تعداد زيادى از نظاميان نيز از جمله سربازان آمريكايى در عراق از وضع موجود رضايت ندارند. همچنين يكى از نگرانيهاى عمده دموكراتها نه رأى نظاميان خارج از آمريكا ، بلكه رأى غيرنظاميان آمريكايى خارج از ايالات متحده است. بايد توجه داشت كه بطور معمول، غيرنظاميان خارج از آمريكا به دموكراتها رأى مى دهند. بطور نمونه، در روزنامه اسرائيلى  «هاآرتص» (پنجشنبه ۸۳‎/۷‎/۱۶) تبليغات زيادى مربوط به انتخابات آمريكا چاپ شده است.زيرا تعداد زيادى از مردم اسرائيل، آمريكايى هم محسوب مى شوند و لذا آنها هم مى توانند در انتخابات شركت كنند.
\برخى كارشناسان مسائل بين الملل اعتقاد دارندكه سياست خارجى ايالات متحده آمريكا بيشتر تحت تأثير زيرساختها و ساختارهاى سياسى، اجتماعى و پژوهشى دراين كشور قرار دارد. براين اساس، مفهوم منافع ملى، اهداف سياست خارجى و استراتژى سياست خارجى در مقاطع زمامدارى جمهوريخواهان يا دموكراتها بركاخ سفيد تفاوت چندانى نكرده است . به اعتقاد اين دسته از كارشناسان ، تنها تغييرات درحوزه طراحى خط مشى و پياده سازى خط مشى ها رخ داده است . با اين توضيح در صورتى كه كرى در انتخابات پيروز شود، تأثيرات سياست خارجى آمريكا به حوزه منافع ملى ، اهداف سياست خارجى واستراتژى سياست خارجى هم گسترش خواهد يافت يا خير؟
>همانطور كه اشاره كرديد، منافع ملى فراتر از مرزبنديهاى حزبى در آمريكا است. اين قاعده دقيقاً برخلاف قاعده بازى دركشورهاى جهان سوم است . در كشورهاى جهان سوم معمولاً منافع مالى در رقابتهاى حزبى به بازى گرفته مى شود، ولى در آمريكا اين قاعده حاكم برجهان سوم، خلاف قاعده محسوب مى شود و دقيقاً به همين دليل است كه به اعتقاد بسيارى در آمريكا، بوش منافع ملى را فداى منافع گروهى خود كرده است و به همين علت ، دوره كنونى را بايد يكى از نادرترين دوران در تاريخ آمريكا دانست كه چنين مباحثى بدين شدت مطرح مى شود. از نظر مخالفان دولت، منافع ملى براى بوش معنا ندارد و او بيشتر منافع گروهى را مدنظر قرار مى دهد. به نظر آنها، سياست خارجى آمريكا بيشتر در خدمت منافع شركتهاى نفتى و سرمايه داران خاص قرار گرفته است . به هرحال ، بايد تأكيد كنم كه ايالات متحده آمريكا به دليل قدرت زيادى كه دارد، بطور قطع، نقشش در نظام بين الملل با هرقدرت ديگرى نظير فرانسه ، آلمان، روسيه وچين تفاوت خواهد داشت. از همين رو، تعريف منافع ملى در آمريكا تاحد زيادى با ديگر كشورها متفاوت است. لذا تفاوت بوش و كرى بيشتر در روش خواهد بود، بدين معنا كه كرى در صورت انتخاب سعى مى كند منافع ملى آمريكا را بيشتر از طريق چندجانبه گرايى تأمين كند تا به صورت يكجانبه . لذا يك تحولى نسبت به دوره بوش به وجود خواهد آمد. ولى بايد منتظر ماند و ديد كدام يك انتخاب خواهند شد. بايد به اين نكته اشاره كنم كه سياست خارجى كرى به نوعى نزديك به كلينتون خواهد بود، البته با اين تفاوت اساسى كه سياست كرى از فضاى پس از حادثه ۱۱ سپتامبر و جنگ عراق و افغانستان به شدت تأثير خواهد پذيرفت.
در هرحال ، همانطور كه كرى خود بارها اشاره كرده است ، به سازمانهايى نظير سازمان ملل متحد توجه خواهد كرد . شايد به همين دليل باشد كه در روزنامه  هاآرتص (پنجشنبه ۸۳‎/۷‎/۱۶) كاريكاتورى به چاپ رسيده است كه در آن كرى در مركز قرار دارد و اطراف آن را عرفات ، بن لادن و تعدادى از شيوخ عرب و همچنين ژاك شيراك پر كرده اند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |