سه شنبه ۱۲ آبان ۱۳۸۳ - ۱۸ رمضان ۱۴۲۵
Tue, Nov 2, 2004
ضميمه ۳
سال دهم - شماره ۲۹۶۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
آرشيو
استراتژى انتخاباتى بوش و كرى در گفت وگو با دكتر امجد بررسى شد
گفت وگو از يوسف ناصرى
تحليلى بر مهمترين انتخابات جهان
مسعود ميرزايى
استراتژى انتخاباتى بوش و كرى در گفت وگو با دكتر امجد بررسى شد
تفاوت هاى دو رقيب
گفت وگو از يوسف ناصرى
188790.jpg
انتخابات رياست جمهورى آمريكا و استراتژى انتخاباتى جمهوريخواهان و دموكرات ها محور گفت وگوى «ايران ديپلماتيك» با دكتر «محمد امجد» استاد دانشگاه است كه متن آن در ذيل از نظر خوانندگان گرامى مى گذرد.

\ آيا جورج دبليو بوش در حال حاضر مى تواند اعلام كند كه به وعده هاى انتخاباتى اش از جمله در زمينه كاهش ماليات ها و بودجه آموزشى عمل كرده است؟
> در زمان رياست جمهورى بوش، رقم كل بودجه آموزش و پرورش افزايش يافت و در نتيجه، افزايش كيفيت آموزشى تحقق يافت، تا حدودى ضعف دانش آموزان آمريكايى در دروس علوم، شيمى، فيزيك و رياضى برطرف شد و برنامه هاى تقويتى براى بالا بردن سطح كيفيت آموزش محلات فقيرنشين اختصاص يافت.
دولت بوش موفق به بازگرداندن ۳۰ درصدى ماليات هاى اخذ شده گرديد، ولى اين قضيه به نفع ثروتمندان پايان يافت. چون بودجه هاى كمك به فقرا و فعاليت هاى رفاهى و عام المنفعه دچار تعديل شدند. بايد توجه داشت كه در دوره «بيل كلينتون»، ۶‎/۴ تريليون دلار مازاد بودجه وجود داشت و در آن زمان، مردم با برنامه ريزى دقيق اقتصادى دولت بيش از هر زمانى ثروتمند شدند. به طورى كه طبقات متوسط و متوسط متمايل به پايين براى اولين بار صاحب سهام در شركت هاى خصوصى شدند. بوش حدود ۳۰ درصد از ماليات هاى اخذ شده را به مردم برگرداند وهم اكنون علاوه بر ازبين رفتن آنها بودجه مازاد، اين كشور با حدود ۴۰۰ ميليارد دلار كسرى بودجه مواجه شده و وضعيت مردم ازلحاظ اقتصادى حداقل ۳۰ الى ۴۰ درصد نقصان پيدا كرده است.
\ با انتخاب مجدد بوش، آيا او در زمينه رفع مشكلات اقتصادى توفيق خواهد يافت؟
> بعيد به نظر مى رسد. چون ساختار اقتصادى آمريكا به گونه اى است كه هر ۸ـ۷ سال يك دوره ركود اقتصادى شروع مى شود و دولت صرفاً با برنامه ريزى هاى كارآمد اقتصادى مى تواند بر مشكلات موجود غلبه كند.
اما مسأله مهمى كه لازم است به آن اشاره كنم، اين است كه بوش خواهان بهبود وضعيت زنان آمريكايى شده و طرح چنين موضوعى در جلب نظر زنان مؤثر واقع شده است و اگر جان كرى ظرف كمتر از ۴ـ۳ روز مانده به انتخابات اقدام مؤثرى انجام ندهد، احتمال پيروزى او در انتخابات كمتر خواهد شد.
\ در انتخابات سال ۱۹۹۲ به علت اوضاع نابسامان اقتصادى آمريكا در دوره جورج بوش پدر، مردم به كلينتون رأى دادند. در سال ،۲۰۰۰ نزد آمريكايى ها مسائل اخلاقى و خانواده در اولويت قرار گرفت و بوش با تأكيد بر مسائل اخلاقى و مذهبى به مقام رياست جمهورى دست يافت. آيا مشكلات اقتصادى اخير آمريكا باعث مى شود كه مردم براى ساماندهى اقتصاد كشور به نامزد حزب دموكرات رأى بدهند؟
> الان ۶۰ درصد از مردم آمريكا معتقدند كه جان كرى بهتر از جورج دبليو بوش مى تواند اقتصاد آمريكا را سر و سامان بدهد، ولى به نسبت ۵۳ به ۴۵ در زمينه امنيت ملى، بوش را بر كرى ترجيح مى دهند.
مسأله ديگرى كه مخالفان كرى بر آن تأكيد مى كنند، اين است كه او در دوران ۲۰ ساله سناتورى اش، اظهارنظرهاى متفاوتى داشته است و بنابراين آدم ثابت قدمى نيست. در نتيجه، در زمينه امنيت و مقابله با تروريست هاى بين المللى ضعف نشان خواهد داد. همچنين آنها مى گويند كه جان كرى از طرفداران دولت ايران در ايالات متحده كمك مالى دريافت كرده است. ممكن است اين موضوع واقعيت نداشته باشد، ولى طرح مكرر چنين مباحثى در ذهن مردم نسبت به جان كرى ايجاد شبهه مى كند. در هر حال، شانس پيروزى دو رقيب عمده انتخابات رياست جمهورى آمريكا تقريباً برابر بوده و بوش و كرى براى متقاعد كردن ۸ـ۶ درصد افراد مردد در رأى گيرى به شدت تلاش مى كنند و هر يك از آنها اميدوارند كه نظر مستقل ها را به نفع خود تغيير دهند.
\ چرا جذب حمايت يهودى هاى آمريكا براى دو حزب عمده آمريكا بسيار مهم است؟
> جامعه آمريكا يك جامعه تكثرگرا است و هر گروه مى تواند با بسيج امكانات خود در انتخابات آمريكا تأثيرگذار باشد. در اين انتخابات، هزينه هاى تبليغات كانديداها بالغ بر ۳‎/۹ ميليون دلار است و چون يهودى هاى آمريكا از منابع مالى زيادى برخوردار هستند و به صورت متمركز و يكپارچه عمل مى كنند، قطعاً تأثيرگذارى آنها در انتخابات آمريكا افزايش مى يابد و نفوذ و آراى آنها اهميت دارد. البته كل جمعيت يهودى هاى ساكن در آمريكا حدود ۶ ميليون نفر است كه نيمى از آنها واجد شرايط رأى دادن هستند. شايد رقم ۳‎/۵ـ۳ ميليون نفر در مقايسه با ۱۸۰ ميليون نفر آمريكايى واجد شرايط رأى دادن ناچيز باشد، ولى مسأله اساسى به اين موضوع ارتباط دارد كه يهوديان با ايجاد احساس گناه در آمريكايى ها مى گويند در گذشته، در حق يهودى ها ظلم شده است و شما الان بايد از يهودى ها و اسرائيل حمايت كنيد. هم اكنون حدود ۳۰ ميليون نفر پروتستان آمريكايى طرفدار اسرائيل در ايالات متحده زندگى مى كنند و جلب آراى اين جمعيت عظيم براى بوش و كرى به شدت اهميت يافته است. هرچند كه در انتخابات سال ،۲۰۰۰ حدود ۵۱ درصد واجدان شرايط رأى دادن در انتخابات شركت كردند، ولى به احتمال زياد، در اين دوره بسيارى از گروههايى كه قبلاً در انتخابات شركت نمى كردند، از ترس اينكه مبادا بوش برنده انتخابات شود، به نفع رقيب او يعنى جان كرى رأى خواهند داد.
\ به چه علت، اين گروهها به مشاركت در انتخابات علاقه پيدا كرده اند؟
> به دليل اينكه كمك به فقرا و امكانات رفاهى براى سياهپوستان و رنگين پوستان كمتر شده و در عوض، بودجه دفاعى كشور افزايش يافته است. در انتخابات قبلى، معمولاً سياهپوستان و فقرا رأى نمى دادند، چون مى گويند تفاوت عمده اى بين سياستهاى احزاب آمريكا وجود ندارد، ولى به هرحال، دموكراتها از سال ۱۹۳۲ عمدتاً طرفدار اقليتهاى قومى هستند.
\ چرا زنان كه نيمى از افراد واجد شرايط رأى دادن را تشكيل مى دهند، از احزاب دموكرات كه منافع آنها را تأمين مى كند، حمايت به عمل نمى آورند؟
> بخشى از زنان و سياهپوستان كه طبقات پايين درآمدى جامعه را تشكيل مى دهند، به منافع طبقاتى خود آگاه نيستند و در انتخابات هم مشاركت نمى كنند. در نتيجه، نامزد حزب دموكرات هم بازنده مى شود و نتيجه انتخابات به ضرر آنها تمام مى شود. البته دموكراتها از سال ۱۹۶۵ با مطرح كردن «سهميه بندى» گفته اند كه سياهپوستان كه به طور تاريخى حقوقشان پايمال شده است، از جمله بايد حق ورود به دانشگاه و استخدام را پيدا كنند. زنان نيز از اين نوع «تبعيض مثبت» بهره مند شده اند، ولى هنوز ۳۰ درصد از مشاغل مديريتى در اختيار زنان است و در ضمن، حقوق و دريافتى يكسانى با مردان ندارند. حزب دموكرات برخلاف حزب جمهوريخواه، خواستار حقوق برابر مرد و زن است. البته الآن «جنبش متمم حقوق مساوى» در آمريكا فعال است، ولى در نهايت، اين موضوع بايد به صورت متمم به قانون اساسى اضافه شود. ناگفته نماند كه گاه، موانع قانونى باعث عدم مشاركت مردم در انتخابات مى شود. به عنوان مثال، افراد واجد شرايط رأى دادن بايد از حدود ۳ ماه قبل با ثبت نام خود براى حضور در انتخابات اعلام آمادگى كنند. در برخى ايالتهاى جنوبى محافظه كار مثل «آلاباما» و «مى سى سى پى» مالياتى براى افراد رأى دهنده در نظر مى گيرند و يك فرد فقير با دستمزد ساعتى ۶ دلار، حساب مى كند كه اگر ۳ ساعت را براى دادن يك رأى اختصاص دهد، در مجموع درآمدش به اندازه ۱۸ دلار كمتر خواهد شد.
به طور كلى، رابطه مستقيمى بين درآمد ساليانه و ميزان شركت در رأى گيرى وجود دارد. افراد با درآمد ساليانه كمتر از ۱۰ هزار دلار حدوداً ۷۰ درصد كمتر از كسانى كه درآمد ساليانه بالاتر از ۳۵ هزار دلار دارند، در رأى گيرى شركت مى كنند.
\ آيا درست است كه مى گويند كرى بيش از حد ليبرال و بوش هم بيش از حد محافظه كار است؟
> جورج دبليو بوش، آدمى افراطى هست، ولى افراطى ترين فرد حزب جمهوريخواه نيست. او به جناح «وال استريت» كه جناح معتدل حزب است، تعلق دارد و نه به جناح افراطى «مين استريت». البته نومحافظه كاران و راست افراطى در دولت او حضور دارند. در ضمن، كرى هم آدمى به شدت ليبرال نيست. چون كرى از طريق همسرش كه در سال ۱۹۹۰ ازدواج كرده اند، صاحب ثروت يك ميليارد دلارى شده و برنامه هاى كرى هم چندان نشان دهنده ليبرال بودنش نيست. شايد صرفاً به خاطر طرح مباحث مرتبط با آزادى و نگرش سوسيال دموكرات گونه او و طرفدارى اش از برنامه هاى اجتماعى جهت تأمين مخارج فقرا باشد كه به او ليبرال مى گويند.
\ جان كرى گفته است در صورت پيروزى در انتخابات، نيروهاى آمريكايى را از عراق خارج نخواهد كرد. آيا اين اظهارنظر جزو همان شعارهاى دوره انتخابات است كه بعداً فراموش مى شود؟
> به احتمال زياد، جان كرى از ترس افكار عمومى اين بحث را مطرح كرده است. بسيارى از مردم معتقدند كه جان كرى اعتقادى به حفظ نيروها در عراق ندارد.
\ رأى اولى هايى كه براى اولين بار مى خواهند در انتخابات شركت كنند، موافق كرى هستند. آيا اين نوع حمايت ناشى از شناخت دقيق آنها از كرى و به خاطر فرار از اعزام آنها به منطقه جنگى عراق است؟
> بله، حداقل ۸ ميليون رأى اولى در اين انتخابات واجد شرايط رأى دادن هستند. كرى گفته اگر بوش همچنان رئيس جمهور باشد، ممكن است خدمت سربازى را اجبارى اعلام كند و به همين دليل، گفته هاى كرى بر رأى اولى ها بسيار تأثيرگذار بوده است.
\ نحوه برخورد آمريكايى ها با خرج شدن بودجه ۲۰۰ ميليارد دلارى در عراق چگونه است؟
> برخى مى گويند اين مقدار بودجه مى توانست صرف ايجاد مشاغل جديد و امور رفاهى داخل كشور شود و تعدادى هم مى گويند به خاطر اعتقاد به دموكراسى و ترويج آن در سراسر جهان، بايد چنين مخارجى را تقبل كرد. آمريكايى ها معتقدند كه وظيفه آنهاست كه در كشورهاى ديگر حكومت دموكراتيك ايجاد كنند تا مردم ساير كشورها نيز در رفاه و آزادى به سر ببرند. برخى حتى مى گويند كشته شدن ۱۱۰۰ نفر آمريكايى در عراق چندان زياد نيست.
\ جورج دبليو بوش گفته بود جان كرى به گونه اى در مورد تروريسم صحبت مى كند كه گويى امنيت مسأله اول ما نيست. به طور دقيق، بوش و كرى در زمينه حفظ و حراست از امنيت آمريكا دچار چه تفاوت ديدگاهى هستند؟
> بوش معتقد است كه ايالات متحده بايد تعيين كننده نظم بين المللى باشد. البته كشورهاى ديگر را به مشاركت فرا مى خواند، ولى برترى مطلق و رهبرى جهانى ايالات متحده بايد حفظ شود. او اعتقاد دارد كه عوامل تهديد زا را بايد درخارج از كشور خنثى كرد. اما كرى مى گويد بوش با اختصاص بودجه ۲۰۰ ميليارد دلارى براى مسأله عراق مرتكب خطا شده است و بايد با چنين بودجه اى و تأسيس نيروى پليس جديد، امنيت ملى آمريكا را حفظ كرد.
\ چرا آمريكايى ها به اين باور رسيده اند كه بوش در مبارزه با تروريسم، موفق تر عمل خواهد كرد؟
> حادثه ۱۱ سپتامبر يك بحران بسيار عجيب روحى براى مردم آمريكا پديد آورد. آنها شوكه شده اند و مى پرسند كه چگونه قويترين كشور دنيا مورد حمله قرار گرفت. الآن اين باور به هر شكل در بين آمريكايى ها رايج شده است كه جان كرى، استقامت لازم را در مقابل تهديدات بين المللى ندارد.
\ آيا دستگير نشدن بن لادن و ملا محمد عمر به ضرر بوش تمام نشده است؟
> به هر حالت، دو تهديد اصلى و بسيار خطرناك طالبان و رژيم بعث عراق از ميان برداشته شده اند و با از بين رفتن حكومت بعثى نيز امنيت ديگران و از جمله اسرائيل حفظ شده است. هرچند كه سلاحهاى كشتار جمعى عراق پيدا نشده، ولى يك عامل خطر زا برطرف شد. البته برخى معتقدند كه در آخرين لحظات انتخابات، بن لادن دستگير خواهد شد و بر محبوبيت بوش خواهد افزود، اما واقعيت اين است كه سياست خارجى ايالات متحده با وجود بن لادن از پويايى خاصى برخوردار است و تحت عنوان تهديد طالبان و القاعده مى تواند فشارهاى سياسى لازم را بر كشورهاى ديگر وارد كند.
\ با روى كارآمدن كرى يا ابقاى بوش درمقام رياست جمهورى، سياست خارجى آمريكا به چه سمت وسويى سوق خواهد يافت؟
> جان كرى معتقد به تعامل با تمامى كشورها است ودرمورد برخى كشورها هم براين باوراست كه بايد برآنها به صورت منطقى ومعقول فشار سياسى وارد كرد. بنابراين آينده جهان با آمدن جان كرى ملايمتر و معتدلتر خواهد شد. اما اگر بوش درانتخابات پيروز شود، احتمال تشديد سياستهاى خشن آمريكا درسطح بين المللى وجود دارد. طبيعتاً بوش سياستهاى قبلى خود را ادامه مى دهد كه مسأله ژاندارمى بين المللى آمريكا وتبعيت تمام كشورها ازايالات متحده است.
\ آيا بوش بعد از انتقاداتى كه مبنى برمنزوى ساختن آمريكا به او وارد مى كردند، موفق شده است كشورهاى اروپايى را به همكارى فرا بخواند؟
> طبيعتاً آمريكا درعراق متوجه يك اشتباه بزرگ شد. آمريكايى ها تصور مى كردند كه بدون جامعه بين المللى، سازمان ملل متحد واتحاديه اروپا مى توانند اهداف خود راتحقق ببخشند، ولى اينگونه نشد. دولت آمريكا سعى مى كند كه اروپايى ها را درتعاملات بين المللى وارد كند ولى تحت حمايت فائقه ايالات متحده باشندونه به عنوان شريكهاى مساوى .
\ كرى گفته كه جهان منتظر رفتن بوش است . آيا طرح چنين بحثى هم جزو همان شعارهاى انتخاباتى است؟
>هم جزو شعارهاى انتخاباتى است وهم تبيين كننده واقعيتها . تعدادى ازمؤسسات نظرسنجى مثل «گالوپ» پيشنهاد كرده اند كه اگر به طور فرضى يك انتخاب بين المللى بين بوش وكرى برگزار شود، شما به كدام يك از اين دو رأى مى دهيد؟ بيش از ۷۰ درصد افرادى كه درسرتاسر جهان دراين رأى گيرى فرضى شركت كردند، به نفع جان كرى رأى دادند. البته درلهستان ، بوش پنج درصد رأى بيشترى نسبت به كرى به دست آورد كه آن هم به علت حمايت آمريكا از پيوستن لهستان به ناتو واتحاديه اروپا ودريافت كمكها از ايالات متحده بود. بنابراين، اين واقعيتى است كه چنانكه مردم جهان دراين انتخابات شركت كنند، حتماً جان كرى برنده خواهد شد.
\كرى گفته بودكه بوش بايد سوخت هسته اى به ايران مى داد و صحت و سقم گفته هاى دولتمردان ايرانى را به اثبات مى رساند. آيا جورج دبليو بوش وجان كرى درباره نحوه برخورد باكشورما سياست يكسانى دارند؟
>خير؛ جان كرى معتقد است كه كشورهاى ديگر داراى حاكميت مستقل هستند وجامعه بين المللى تا حد معينى مى تواند به دخالت درامور كشورهاى ديگر اقدام كند واگر رژيمى هم خطرناك باشد، بايد با سياستهاى معقولى، آن را وادار به تعامل كرد، ولى بوش معتقد است كه بايد رژيمهاى خطرناك را سرنگون كرد.
تحليلى بر مهمترين انتخابات جهان
جورج بوش در كاخ سفيد مى ماند
مسعود ميرزايى
انتخابات آمريكا و نقش نخبگان

انتخابات رياست جمهورى در ايالات متحده آمريكا، شيوه اى منحصر به فرد وخاص اين كشور است. اين شيوه، محصول دورانى است كه مبحث حقوق ايالات و تعادل ميان آنها براى گذر از كنفدراسيون به سيستم فدرال از اهميت بسيارى برخوردار بوده است. اگرچه اين روش پيچيده در اواخر قرن۱۸ ميلادى توانست نوعى تعادل را تضمين كند، اما در هيچ برهه از تاريخ قادر نبود كه نامزدى را براساس آراى مستقيم شهروندان آمريكايى به كاخ سفيد بفرستد. برخى صاحبنظران حتى با بيانى نقادانه مى گويند در كشورى كه ادعاى رهبرى دموكراسى را در جهان دارد، رئيس جمهورى از طريق غيردموكراتيك انتخاب مى شود، چرا كه در سيستم انتخاباتى نخبه گراى آمريكا، رئيس جمهوى الزاماً بر مبناى اكثريت آرا يا نصف به علاوه يك آرا به كاخ سفيد راه پيدا نمى كند.
براساس قانون اساسى فدرال كه قدمتى بيش از ۲۰۰سال دارد ونخستين و قديمى ترين قانون اساسى مكتوب برگرفته از اصول دموكراسى در دنياى امروز است، رئيس جمهورى و معاون وى بايد از طريق «كالج انتخاباتى» (Electoral College) انتخاب شوند. هر ايالت از كالج انتخاباتى خاص خود برخوردار است و تعداد اعضاى آن برابر با تعداد نمايندگان آن ايالت نزد كنگره (مجلس نمايندگان و سنا) است. اما هيچ سناتور و نماينده و يا هيچ فردى كه داراى منافع و مسؤوليت دولتى باشد، نمى تواند به عضويت كالج انتخاباتى رياست جمهورى درآيد. به خاطر استفاده از سيستم كالج انتخاباتى، در بسيارى موارد نامزد حائز اكثريت آرا به دليل اينكه اصل اكثريت آرا اعمال نمى شود، در پشت درهاى بسته كاخ رياست جمهورى مى ماند.
چرا كه در صورت اعمال اين اصل، بايد تمام آراى شهروندان آمريكايى واجد شرايط رأى دادن در يك سبد جمع و نسبت هر يك از نامزدها از اين آرا محاسبه شود، اما در عمل، آراى هر ايالت در سبد آن ايالت جمع و هر سبد بدون آنكه محتوايش تقسيم شود، متعلق به يك نامزد مى شود و در نهايت، هر كه سبدهاى بيشترى را از آن خود كرده باشد، رئيس جمهورى آمريكا مى شود.
به عبارت ديگر، قانون «همه يا هيچ» در سيستم انتخاباتى آمريكا حاكم است و آراى مردمى را كاملاً تحت الشعاع قرار مى دهد. در هر ايالتى، نامزدى كه اكثريت آراى مردم را به دست مى آورد، در حقيقت، تمام «كارتهاى الكترال» يا «آراى الكترال» آن ايالت را متعلق به خود مى كند. روشن تر اينكه «كارتها يا آراى انتخاباتى» بر حسب ميزان آراى مردمى گردآورى مى شود و قابل تقسيم ميان نامزدهاى رياست جمهورى نيست. «همه» از آن نامزد برنده مى شود و «هيچ» از آن نامزد يا نامزدهاى بازنده!
به عنوان مثال، در انتخابات سال۲۰۰۰ميلادى در ايالت «آيوا» ، جورج بوش و ال گور هر يك به ترتيب حدود ۶۳۰هزار رأى و ۶۱۵هزار رأى مردمى به دست آوردند. اما با وجود اختلاف كم (۱۵هزار رأى)، آراى الكترال اين ايالت ميان دونامزد تقسيم نشد، بلكه جورج بوش هر هفت كارت انتخاباتى آيوا را به چنگ آورد و در نتيجه ۶۱۵هزار رأى مردمى ال گور براى وى حتى يك عدد كارت الكترال نيز ايجاد نكرد. با توجه به برترى «آراى الكترال» ايالتى نسبت به «آراى مردمى» ، رئيس جمهورى مى تواند به سادگى با احراز اكثريت نسبى و نه الزاما مطلق اعتماد آمريكاييان به كاخ سفيد راه يابد. جالب آنكه تاكنون ۱۵بار در تاريخ ايالات متحده آمريكا، چنين اتفاقى به وقوع پيوسته است يعنى نامزدهايى به رياست جمهورى رسيده اند كه حتى نصف آراى مردم آمريكا (واجدين شرايط) را نيز كسب نكرده اند. با توجه به اين واقعيات، مى توان به جرأت گفت كه انتخابات رياست جمهورى در آمريكا پيچيده تر از هر كشور ديگرى است و عوامل پيدا و پنهان بسيارى علاوه بر رأى و خواسته مردمى در برگزيده شدن رئيس جمهورى نقش دارد و مسائل انتخابات به همان سادگى كه بيان مى شود، نيست. مردم رأى خود را مى دهند ونمايندگان كالج هاى انتخاباتى هم رأى خود را و براساس واقعيات موجود آنچه كه در نهايت رئيس جمهورى را به كاخ سفيد مى فرستد، نخبگان الكترال كالج هستند، نه مردم آمريكا. و به همين دليل، بسيار پيش آمده كه رأى مردمى نامزد برنده انتخابات كمتر از رأى فرد بازنده بوده است. دكتر «امامزاده فر» كارشناس مسائل آمريكا و استاد دانشگاه در اين زمينه معتقد است: «الكترال كالج ها تعيين كننده اصلى در انتخابات آمريكا هستند و در اين زمينه نبايد به هيچ وجه شك كرد. نتيجه انتخابات آمريكا برخلاف ظواهر متنوع وجذاب آن درنهايت بيشتر براساس نوعى اجماع (Consensus) در سطح بالا تعيين مى شود.»
وى با اشاره به جنجال پيش آمده در انتخابات رياست جمهورى سال۲۰۰۰ آمريكا كه در نهايت با رأى ديوان عالى آمريكا به برنده شدن جورج بوش پسر منجر شد، مى گويد: واقعيت اين است كه الكترال كالج ها ونخبگان مى خواستند جورج بوش در سال۲۰۰۰ برنده بشود، همانگونه كه در سال۱۹۹۲ و ۱۹۹۶ تصميم به برنده شدن بيل كلينتون گرفته بودند. بنابراين نبايد در انتخابات آمريكا فقط به ظواهر امر از جمله مناظرات و غيره كه بيشتر جنبه تبليغاتى براى داخل و خارج آمريكا دارد، توجه كرد.
دكتر امامزاده فر مى افزايد: حداقل سه گروه از نخبگان هستند كه در مسائل كلان آمريكا از جمه انتخاب رئيس جمهور تأثير گذارند و اين سه دسته عبارتند از: ۱ نخبگان اشرافى كه خارج ازسيستم ظاهرى هستند و از صاحبان سرمايه و ثروت وخانواده هاى قديمى تشكيل مى شوند. ۲ نخبگان اجرايى كه شامل وزيران ومديران ارشد اجرايى و سناتورها و اعضاى مجلس نمايندگان هستند و ۳ نخبگان واسط كه در واقع بالاتر و تأثيرگذارتر از نخبگان اجرايى اند و واسط نخبگان اشرافى و اجرايى به شمار مى روند.
دكتر «محيط طباطبايى» نويسنده كتاب «سياست و انتخابات در آمريكا» نيز ضمن بررسى حقوق اساسى آمريكا و همچنين انتخابات جنجالى سال۲۰۰۰ميلادى، شيوه انتخابات رياست جمهورى آمريكا را پيچيده  و غير دموكراتيك توصيف مى كند.
وى در عين حال مى گويد: شايد اين مطب تا حدى دور از ذهن و در نتيجه قبول آن دشوار باشد، زيرا با وجود بحران انتخاباتى نوامبر و دسامبر سال۲۰۰۰ميلادى، هنوز هيچ مرجعى حاضر نشده است به طور صريح و روشن، سيستم انتخاباتى حاكم بر ايالات متحده دولتى كه خود را پرچمدار دموكراسى در دنيا مى داند دور از اصول دموكراتيك بداند.
وى شاخص ها و اصول غيردموكراتيك نظام انتخاباتى آمريكا را در پنچ محور مورد بررسى قرار مى دهد كه عبارتند از: اصل «همه يا هيچ» ، اهميت فوق العاده و تعيين كننده دادن به ايالتهاى بزرگ بويژه كاليفرنيا (با ۵۴كارت انتخاباتى)، نيويورك (با ۳۳كارت انتخاباتى) و تگزاس (با ۳۲كارت انتخاباتى)، انتخاب رئيس جمهور براساس اكثريت آراى كالج هاى انتخاباتى و نه اكثريت آراى مردم آمريكا، عدم وجود امكان عرض اندام براى حزب سوم و نامزدهاى مستقل و عدم نياز به كسب آراى اكثريت مطلق (نصف به علاوه يك) توسط نامزد پيروز در انتخابات رياست جمهورى.
با توجه به مطالب بيان شده، كارشناسان زيادى عقيده دارند كه نظام انتخاباتى آمريكا به هيچ وجه با تئوريهاى كلاسيك دموكراسى همخوانى ندارد و بنابر ضرورتهاى جامع آمريكا بويژه در قرون۱۸ و ۱۹ميلادى و در ايام شكل گيرى و تثبيت سيستم فدرالى تكوين يافته است و اگر در آن ايام باعث تقويت اين سيستم در مقابل نظام كنفدرال شد، وى امروز، كارايى لازم را ندارد.
در مرحله نظر مى توان گفت كه انتخابات آمريكا بيشتر از تئورى «توماس كارلايل» تبعيت مى كند كه معتقد است دموكراسى بدون آريستوكراسى امكانپذير نيست، زيرا اشراف به دليل بى نيازى مالى، ارتباطات فاميلى و تعداد اندك شان هم درگيرى شان كم است و هم معمولاً در هر شرايطى با هم كنار مى آيند. بنابراين براى دموكراسى، وجود آريستوكراسى لازم است و براى آريستوكراسى نيز دموكراسى بهترين گزينه است، چرا كه ميان اشراف هم بايد دموكراسى حاكم باشد، چون اگر آنان با هم درگير شوند، نظام از هم فرومى پاشد.
جورج بوش در كاخ سفيد مى ماند
با توجه به واقعيات گذشته و حال، چشم انداز انتخابات آينده آمريكا چگونه است؟ كدام حزب، پيروز انتخابات دوم نوامبر خواهد بود؟ آيا جورج واكر بوش فرماندار سابق ايالت تگزاس و رئيس جمهورى فعلى براى چهارسال ديگر در كاخ سفيد خواهد ماند؟ يا «جان اف كرى» سناتور ايالت ماساچوست جايگزين وى خواهد شد؟
با استفاده از شيوه هاى مختلف و با بررسى عوامل تأثيرگذار داخلى و خارجى مى توان به سؤالات بالا پاسخ داد: پاسخى كه شايد صددرصد منطبق با حقيقت نباشد ولى با توجه به متدولوژى تحقيق مى تواند تا حدود زيادى به واقعيت نزديك باشد.
شيوه تطبيقى و مقايسه اى (Analogy) مى تواند از جمله شيوه هاى بررسى وضعيت رقباى انتخاباتى سال۲۰۰۴ آمريكا براى راهيابى به كاخ سفيد باشد.
در اين شيوه تلاش مى كنيم انتخابات پيش رو را با يكى از انتخابات مشابه سالهاى قبل مقايسه كنيم و با بررسى شباهتهاى آن، تكرار رويدادها (نتايج) را پيش بينى نماييم. بدون ترديد، انتخابات امسال رياست جمهوى آمريكا از جنبه هاى بسيار شبيه انتخابات سال۱۹۷۲ميلادى است كه منجر به پيروزى مجدد «ريچارد نيكسون» رئيس جمهورى جمهوريخواه آمريكا شد. در سال،۱۹۷۲ همچون سال جارى، نامزد حزب جمهوريخواه، كاخ سفيد را در اختيار داشت و براى بار دوم در انتخابات رقابت مى كرد.
در سال،۱۹۷۲ آمريكا درگير يك جنگ خارجى گسترده در آسيا (ويتنام) بود و امروز هم واشنگتن درگير جنگ و مقاومت در عراق است. جمهوريخواهان در اواخر دهه۱۹۶۰ و اوايل دهه۱۹۷۰ (دور اول رياست جمهورى نيكسون) با اينكه بسيار علاقه مند بودند جنگ ويتنام را تمام كنند، ولى موفق به اين كار نشدند و به همين خاطر قول داده بودند كه در صورت پيروزى در دوره دوم انتخابات رياست جمهورى، كار جنگ را يكسره مى كنند. آمريكا در حال حاضر نيز وضعيت مشابهى دارد، چون جنگ عراق آنگونه كه تصور مى رفت، كوتاه نشد وجمهوريخواهان به رهبرى بوش وعده مى دهند كه در صورت حفظ كاخ سفيد بهتر مى توانند جنگ عراق را به سرانجام برسانند.
براساس نظرسنجى هاى انجام شده، اكثر مردم آمريكا نيز همچون سال۱۹۷۲ فكر مى كنند بهتر است جمهويخواهان در قدرت باقى بمانند تا بحران عراق را پايان دهند هر چند كه نسبت به عملكرد دولت آمريكا در شروع جنگ و نحوه اداره آن، بويژه دلايل و مدارك ارائه شده درباره ضرورت آغاز جنگ انتقادات جدى به دستگاه حاكم آمريكا وارد مى كنند. با اين حال، اين يك واقعيت است كه اكثريت محافظه كار مردم آمريكا حاضر نيستند در اين شرايط خطرپذيرى كنند و مديريت كشور و جنگ را به دموكراتها بسپارند، چون آنان براى آشنايى با شرايط و فضاى حاكم بر نظام بين الملل و وضعيت عراق و افغانستان و جنگ با تروريسم حداقل به چهارسال زمان نيازدارند.
در سال۱۹۷۲ميلادى، اعضاى الكترال كالج، يعنى كسانى كه حرف آخر را در انتخاب رئيس جمهورى آمريكا مى زدند، نظرشان اين بود كه اگر دموكراتها برنده شوند، اوضاع داخلى آمريكا به شدت وخيم مى شود، چون تظاهرات ضدجنگ و نارضايتى هاى اجتماعى و سياسى زياد بود، سياهان، زنان، مخالفان جنگ ونهادهاى مدنى فعال شده بودند. تحليل الكترال كالج ها چنين بود كه اگر دموكراتها پيروز شوند، بحران بيشتر مى شود و تظاهرات ضدجنگ شدت مى يابد؛ وضعيتى كه هم اكنون هم به نوعى قابل مشاهده است. از سوى ديگر، امروز هم در صحنه بين الملل قدرتهاى بزرگ اكثر دول اروپايى، روسيه وچين مخالف سياستهاى يك جانبه گرايى وميليتاريستى واشنگتن هستند و در اين شرايط، اگر دموكراتها پيروز شوند، ممكن است مخالفان وضع موجود در آمريكا جرى تر شوند؛ وضعيتى كه نخبگان آمريكا در نهايت به شدت با آن مخالفند و احتمالاً اجازه وقوع آن را نمى دهند.
همچنين قانون نانوشته اى در آمريكا وجود دارد كه براساس آن، نامزدى كه كارتهاى الكترال سه ايالت بزرگ وتأثيرگذار كاليفرنيا (۵۴كارت)، نيويورك (۳۳كارت) و تگزاس (۳۲كارت) را برنده شود، به احتمال قريب به يقين، رئيس جمهورى ايالات متحده خواهد بود. حال، ببينيم در شرايط فعلى، دونامزد مطرح رياست جمهورى آمريكا در اين سه ايالت چه وضعيتى دارند: اولاً جورج بوش به خاطر اينكه از ايالت تگزاس است و سالها فرماندار آن ايالت نيز بوده است، قطعاً برنده كارتهاى الكترال اين ايالت خواهد بود. ثانياً «ديك چنى» معاون جورج بوش از اربابان و صاحب نفوذان بزرگ ايالت كاليفرنيا است ونفوذ وى در اين ايالت تأثيرگذار، احتمالاً اجازه عرض اندام را به جان كرى دموكرات و معاون جوان وى، «جان ادواردز» نخواهد داد، ثالثاً در ايالت نيويورك نيز به رغم نفوذ سنتى دموكراتها، به نظر مى رسد كه جورج بوش با بهره برداى و حتى سوءاستفاده كامل از حملات تروريستى ۱۱سپتامبر،۲۰۰۱ در اين ايالت نيز برنده نهايى باشد؛ برگزارى كنوانسيون ملى حزب جمهوريخواه در نيويورك نيز تقويت كننده اين پيش بينى است، چون قانون نانوشته ديگرى به ما يادآور مى شود هر ايالت كه ميزبان كنوانسيون ملى حزب خاصى باشد، معمولاً در انتخابات هم به همان حزب رأى مى دهد.
بنابراين با توجه به مطالب مطرح شده، مى توان پيش بينى كرد كه جورج بوش پسر براى بار دوم در انتخابات پيچيده رياست جمهورى ايالت متحده، برنده بشود. البته علاوه بر شيوه تطبيقى و مقايسه اى مى توان از شيوه هاى ديگر بررسى، نظير «تجزيه و تحليل عاملى» (Factor Analysis) نيز استفاده كرد و نقاط قوت و ضعف نامزدها را تحليل كرد كه به نظر مى رسد اين شيوه نيز به نتايجى غير از يافته هاى شيوه تطبيقى نينجامد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |