|
گفت و گو با فرخنده مفيدى، استاد دانشگاه
يك معيار توسعه يافتگى در جهان امروز
ثبت نام كودكان زير ۶ سال در مراكز پيش دبستانى
|
|
|
يوسف ناصرى
درجامعه ما به مراكز پيش دبستانى ـ مانند كودكستان ـ مانند مراكزى فانتزى نگريسته مى شود و توسعه چنين مراكزى هم بنا به دلايل فرهنگى و اجتماعى و نارسايى هاى اقتصادى از رشد چشمگيرى برخوردار نبوده است. اما دركشورهاى توسعه يافته آموزشهاى پيش دبستانى به نحو شايسته اى موردتوجه قرارگرفته و اين باور درميان مردمان آن كشورها نهادينه شده كه بخش اعظمى از رشد ذهنى كودكان در سالهاى پيش از ورود آنها به دبستان شكل مى گيرد. هرچند كه نخستين كودكستان جهان در سال ۱۸۳۷ درآلمان داير شد ولى هم اكنون اكثريت قريب به اتفاق كودكان كشورهاى توسعه يافته به مراكز پيش دبستانى راه مى يابند. دركشور ما بعد از ۸۵سال از شروع تأسيس چنين مراكزى، هنوز سطح كودكان تحت پوشش مراكز پيش دبستانى به فراتر از ۱۲درصد نرسيده است. درگفت وگو با دكتر فرخنده مفيدى استاد دانشگاه علامه طباطبايى به كاوش درمورد لزوم آموزش پيش دبستانى و رونق نيافتن مراكز پيش دبستانى دركشور ما پرداخته شده. با تكيه بر اطلاعات و داده هاى وزارت علوم، دكترمفيدى تنها استادايرانى است كه تحصيلات عالى آكادميك خود را دررشته آموزش پيش دبستانى به پايان رسانده است و ازاين جهت گفت وگو با وى حاوى نكات مثبتى است كه درپى مى آيد. \ انديشمندان جهان در دوره هاى مختلف با صراحت و ذكاوت خاصى برلزوم توجه به آموزش پيش دبستانى و دوره بعد از تولد كودكان تأكيد كرده اند اما غالباً درعرصه عمل بى توجهى تأسف بارى نسبت به آموزش دراين مقطع زمانى رخ داده. بنا به چه دلايلى اجراى چنين توصيه ها و آموزه هايى موردغفلت قرارگرفته است؟ > دلايل مختلفى براى غفلت از آموزش دوره پيش دبستانى و به عبارتى بى توجهى به آموزش دراين دوره زمانى وجودداشته است. توصيه ها و نوع نگاه انديشمندان جهان به قبل از دبستان معقول بوده ولى درزمينه عملى نمودن منطق توجه به كودكان تا مدتها دچار دشوارى بوده ايم. البته در فرهنگهاى مختلف و برمبناى نوع نگرش خانواده ها به آموزش، سرنوشت تربيتى كودكان به گونه هاى متفاوتى رقم خورده است. درخانواده هايى كه سطح سواد بالا بوده و يا نگرش مناسبى نسبت به كودكان داشته اند، كودكان آنها از بركت وجود چنين نگرشهاى مثبتى برخوردار شده اند و به هرحال، كودكان را به مكتبخانه مى فرستادند و يا تحت آموزشهاى خانوادگى قرارمى دادند و بدين صورت بود كه درگذشته بروز و شكوفايى افراد نخبه اتفاق افتاده است. اما اكثر خانواده ها تصورمثبتى نسبت به يادگيرى قبل از دوران دبستان ندارند و اصولاً يادگيرى قبل از دبستان موردغفلت واقع شده است. چون تصورحاكم در جوامع مختلف اين بوده كه كودكان نمى فهمند و يا آمادگى لازم براى يادگيرى را ندارند و طبيعتاً اين غفلتها به گونه اى به ظاهر منطقى توجيه مى شد. در فرهنگ اسلامى هم ما، درعملى ساختن نگرشهاى مفيد مشكل داشته ايم. به عنوان مثال در فرهنگ ما هفت سال اول عمر را مختص بازى كردن معين نموده اند. اما تعريف صحيحى از بازى كه امروزه روش آموزش كودك است، عرضه نگرديد. درحالى كه الآن، بازى محور اساسى الگوهاى كار پيشرفته ترين مراكز پيش دبستانى است ولى ما فلسفه آن را درنيافتيم. امروزه تحقيقات به عمل آمده ما را به اين باور مى رساند كه رسالت تربيتى كودكان را در تغذيه آنان محدود نكنيم و با دقت به ابعاد و جنبه هاى وجودى ديگر از جمله رشد عاطفى، رشد ذهنى، رشد اجتماعى و تربيت قواى خلاقه آنها نيز توجه داشته باشيم. خوشبختانه درسالهاى اخير تاحدودزيادى نگاه مثبتى نسبت به آموزش پيش دبستانى شكل گرفته ولى تا رسيدن به استانداردهاى اعلام شده توسط سازمانهاى بين المللى همچون يونسكو و يونيسف فاصله زيادى داريم. الآن يكى از معيارهاى توسعه يافتگى اين است كه نرخ ثبت نام كودكان زير شش سال هرجامعه درمراكز پيش دبستانى به ۷۰درصد رسيده باشد. \ درحال حاضر، رويكردهاى آموزشى ـ تربيتى و يافته هاى مفيدى راجع به مغزانسان، كاركرد و توانايى هاى آن فراروى ما هست. پيشگامان و صاحبنظران همچون افلاطون در اظهارنظرهايى گفته اند كودكان را بايد ازهمان سالهاى اوليه كودكى جهت مراقبت و تعليم و تربيت به مؤسسات اجتماعى سپرد. چكيده اى از اين مباحث را دراينجا ذكرمى كنيد؟ > كسانى همچون افلاطون و ارسطو بر لزوم تربيت كودكان بسيارتأكيد مى نمودند و افلاطون درمورد بازى كودكان مباحث جالب توجهى را مطرح كرده و در فرهنگ اسلامى ما هم بر لزوم تربيت كودكان در سالهاى اوليه كودكى تأكيدشده است. متفكران سده هاى ۱۷ ، ۱۸ و نوزدهم ميلادى معتقدبودند اگر آموزش از سالهاى اوليه كودكى آغازشود، بسيارى ازمسائل اجتماعى حاد پديد نخواهدآمد. به عنوان مثال جان آموس كمينيوس متخصص تعليم و تربيت و اهل چكسلواكى دركتاب مصورى به نام «تربيت انسان» مطالب مفيدى درزمينه آموزش پيش دبستانى ارائه كرد و معتقدبود اگر يك انسان حقيقتاً مى خواهد انسان باشد بايد آموزش ببيند و آموزش هم بايد از سالهاى اوليه آغاز شود. او بر اين باور بود كه ذهن و فكر يك كودك مانند يك گلوله خمير تازه است كه قابليت انعطاف پذيرى و آمادگى صيقل خوردن را دارد. جان لاك (۱۷۰۴ـ۱۶۳۲) هم با ارائه ايده «لوح سفيد» درمورد كودكان انقلابى در افكار به وجود آورد. او اعتقادداشت كودكان را نمى توان ازطريق ديكته كردن قوانين و مقررات خشك آموزش داد و در يادگيرى كودكان نبايد به تحميل و اجبار روى بياوريم. لاك يادگيرى تحميلى را خستگى آور مى دانست و مى گفت مناسب نيست فكر وظيفه و تكليف در تربيت اخلاقى كودك راه يابد. اتفاقاً جمله «عقل سالم در بدن سالم است» از او است. او به اصل بازى در تعليم و تربيت كودكان اعتقادداشت. او مى گفت: خواندن و يادگيرى بايد برپايه تفريح و سرگرمى استوار باشد و حروف مختلف را بايد بر روى مكعب هايى نوشت و به بچه ها اجازه داد كه خودشان با استفاده از آن مكعب ها كلمه بسازند. ژان ژاك روسو (۱۷۷۸ ـ ۱۷۱۲) كه همچون جان لاك فردى منطقى، متعادل و آينده نگر بود و به پدر نهضت كودك محورى شهرت يافته، با انتشار كتاب «اميل» اين ايده را مطرح مى كند كه كودكان بايستى چگونه تربيت شوند. او آزادى را محور تعليم وتربيت كودك به حساب مى آورد وحتى مى گفت بچه ها بايد از شيرمادر تغذيه كنند و سر بند و قنداق نداشته باشند. روسو معتقد بود كه كودكان نيازى به مجازات و تنبيه ندارند. علاوه بر اين او گفته يك كودك نه حيوان غيرمنطقى است و نه يك بزرگسال، بلكه بايد به او فقط به عنوان يك كودك نگريست. پستالوزى (۱۸۲۷ ـ ۱۷۴۶) تحت تأثير عقايد روسو بر الزام آموزش در سالهاى اوليه كودكى تأكيد كرد، مدرسه اى براى فقرا تأسيس نمود و راه نجات شان را در آموزش دادن به آنها مى دانست. او در كتاب «مقدمه اى بر آموزش و پرورش انسان» (۱۸۲۶) بر آموزش و يادگيرى از طريق مشاهده و ادراك اهميت فراوان داده و سالهاى اوليه كودكى را سالهاى حساسى براى يادگيرى مى داند. پستالوزى به خانواده به عنوان كانون مهر و محبت و به مادر به عنوان مربى نگاه مى كرد؛ به شرط آنكه مادر آموزشهاى لازم را دريافت كند. \ درباره تأسيس اولين كودكستان دنيا توسط فروبل آلمانى و روشهاى آموزشى آن هم صحبت كنيد. > فردريك ويلهلم فروبل (۱۸۵۲ـ۱۷۸۲) كسى بود كه اولين كودكستان جهان را براى كودكان زير ۶ سال با نام «باغ كودكان» در سال ۱۸۳۷ راه اندازى كرد. او قبلاً به مدت دو سال در مدرسه پستالوزى اشتغال داشت. هدف او از تأسيس كودكان در واقع ايجاد محيطى شاد براى كودكان بود و آموزش كودكان را براساس بازى به گونه اى عملى به اجرا درآورد. فروبل برخلاف متقدمين يك معلم و از نزديك با نيازهاى كودكان آشنا بود. او سالها به آموزش كودكان پرداخت، به آواز و بازى دسته جمعى بچه ها در باغ كودكان اهميت مى داد، براى آنها شعر و قصه مى گفت وانجام كارهاى دستى مانند نقاشى و آبرنگ را به امرى رايج تبديل نمود. فروبل فرد خلاقى بود كه الگوهاى كارى بسيار جذابى را ابداع كرد و در حال حاضر مهدكودك ها وكودكستان هاى دنيا متأثر از الگوهاى يادگيرى او هستند. فروبل بر اين باور بود كه كودك مثل گل لطيف است و همچنانكه گل نياز به باغبان دارد، يك كودك هم نيازمند عطوفت، مهربانى و محبت است. \ آيا عملگرايى فروبل را مى توان وجه تمايز بارز او با روسو به حساب آورد؟ > ژان ژاك روسو انديشمندى بود كه علاوه بر طرح انديشه هاى فلسفى، منطقى و جامعه شناختى در زمينه تعليم و تربيت مباحث جديدى را مطرح ساخت ولى عملى كردن افكار او با دشوارى زيادى مواجه شد. او حتى در زمان خودش در به كرسى نشاندن ايده ها و انديشه هايش هميشه با مشكل برخورد مى كرد. اما فروبل آدمى كاملاً مذهبى و در عين حال طبيعت گرا و در مشاغل مختلفى از جمله معلمى به كار پرداخته بود. فروبل برخلاف روسو تلاش كرد فاصله تئورى هايش را با عمل به حداقل برساند. به همين دليل براى كودكان، مدرسه اى ساخت و اعتماد زيادى هم كسب كرد. هرچند كه بعداز مدتى به او ايراد گرفته و او را متهم به شرك و الحاد كردند ولى به مرور زمان مردم به صحت واهميت افكار وايده هاى او پى بردند. شايد يكى از انگيزه ها به اين موضوع برگردد كه خودش در سالهاى اوليه كودكى با مرگ مادرش از مهر و محبت و مراقبتهاى اوليه محروم ماند و به همين علت خودش را ملزم مى نمايد كه فلسفه ومنطق جديدى را براى آموزش كودكان ابداع كند. فروبل با عطوفت ومهربانى به آموزش كودكان پرداخت و شعرهاى جديدى براى آنها مى سرود . حتى اصل شعر «يه توپ دارم...» از او است و او در اين شعر هم، توپ را همپاى طبيعى كودكان مى داند. فروبل تلاش نمود وسايل و ابزار لازم را به خدمت آموزش كودكان در بياورد و با روشهاى سازنده وانسانى به نيازهاى كودكان توجه كند. \ نحوه تأسيس اولين كودكستانها دركشور ماچگونه بوده؟ >اولين كودكستانها درايران در سال ۱۲۹۸ خورشيدى توسط مسيونرهاى اروپايى و اقليتهاى مذهبى تأسيس شد . در سال ۱۳۰۳ نيز اولين كودكستان به نام «باغچه اطفال» توسط جبار عسكرزاده داير شده و شروع به فعاليت كرد. عسكرزاده كه متولد ايروان بود در آموزش و پرورش ارمنستان به معلمى اشتغال داشت و با مهاجرت به ايران ابتدا مركزى براى كودكان ناشنوا تأسيس مى كند و به آموزش آنها مى پردازد و شخصاً با محبت ومهربانى به نظافت وبهداشت آنها هم رسيدگى مى كند. نكته جالب توجه اينجا است كه عسكرزاده پس از مدتى نام خانوادگى خود را به «باغچه بان» تغيير مى دهد. به نظر مى رسد كه يك نوع اشتراك كارى بين باغچه بان ، پستالوزى و فروبل وجود دارد وآن اين است كه آنها محبت و مهربانى را سرلوحه فعاليتهاى آموزشى خودشان قرار داده اند. نخستين مجوز رسمى تأسيس كودكستان توسط وزارت معارف، اوقاف و صنايع مستظرفه در سال ۱۳۱۰ ش براى خانم برسابه هوسپيان صادر شد. اولين آئين نامه كودكستانها در ۱۳۱۲ ش به تصويب شوراى عالى فرهنگ رسيد. تعدادكودكستانها دركشور ما، در سالهاى ۱۳۲۲ ، ۱۳۳۱ ، ۱۳۵۰ به ترتيب به ۷ ، ۷۴و۴۳۱ افزايش يافت. \ شما چه دلايلى براى فراگيرشدن آموزشهاى پيش دبستانى و خصوصاً كودكستان مى توانيد ذكر كنيد؟ > كسانى مانند فروبل وخانم ماريا مانتسورى ايتاليايى به يك باور واقعى درمورد ارزش دوره كودكى و ضرورت آموزشهاى اين دوره و نيازهاى اين انسانهاى كوچك پى برده بودند و به چنين باورى رسيدن فقط به يك امر ذهنى و در حدشعار وگفتار نبود، بلكه اين باور را در عرصه عمل هم متجلى ساختند. كسانى هم كه كارورزى آنها در مدارس فروبل و مانتسورى بود آموزه ها و روشهاى كاربردى مدارس آنها را در جهت اشاعه علم وآگاهى به اقصى نقاط دنيامنتقل كردند وبه توسعه چنين مدارسى در سراسر جهان كمك كردند. خانم كارل شورز (۱۸۷۶ ـ ۱۸۳۲ )كه شاگرد فروبل بود اولين كودكستان مخصوص آلمانى زبانها را در ايالت ويسكانسين ايالات متحده تأسيس نمود و خانم اليزابت پى بادى آمريكايى بعداز ملاقات با خانم شورز و ديدن وضعيت كودكستان او توانست نخستين كودكستان براى كودكان آمريكايى (انگليسى زبان) در شهر بوستون در سال ۱۸۶۰ ايجادكند. خانم مانتسورى هم در سال ۱۹۰۷ مدرسه اى در يك محله فقيرنشين شهر رم مركز ايتاليا ايجاد نمود و به كودكان فقير زير پنج سال آموزشهايى همچون خواندن، نوشتن و رعايت نظافت و بهداشت را ياد مى داد. او به كشورهاى ديگر نيز سفر كرد و در سخنرانى هاى متعدد به ترويج واشاعه افكارش در زمينه كودكستان و لزوم توجه به آموزش كودكان پيش دبستانى همت گماشت و اتفاقاً در يكى از همين مسافرتها بود كه بيمار و بعدهم فوت شد. در بريتانيا هم خواهران مك ميلان (راشل و مارگارت) به تأسى از روش فروبل اولين مهدكودك را در سال ۱۹۱۰ تأسيس كردند و با تصويب قانون فيشر در پارلمان اين كشور به سال ۱۹۱۸ مدارس ملزم به تأسيس مراكز پيش دبستانى شدند. هم اكنون در انگليس، آموزش اجبارى كودكان از پنج سالگى شروع مى شود. به اين نكته مهم هم اشاره كنم كه كسى مثل خانم مانتسورى خانواده ها را درگير مسائل مالى ثبت نام كودكان درمدارس نكرد. شرايط ثبت نام او اين بود كه كودكان لباس تميز داشته باشند و مادران آنها هر پانزده روز يك بار به مدرسه بروندو از پيشرفت تحصيلى و آموزشى فرزندان خودشان مطلع شوند. امروزه در جامعه ما متأسفانه قبل از آنكه به مسائل معنوى در تربيت كودكان توجه شود به جنبه مادى قضيه اهميت مى دهند و در مرحله اول به والدين كودكان گفته مى شود فلان مبلغ به حساب بانكى ما بريزيد تا كودكان شما را ثبت نام كنيم. \ تحقيقات انجام شده لزوم توجه به آموزشهاى پيش دبستانى را به اثبات مى رساند؟ > بله؛ امروزه تحقيقات به عمل آمده به ما نشان مى دهد كه به دلايل علمى بايد به آموزشهاى پيش دبستانى توجه كنيم. چون كودكان دراين سنين اثرپذيرى بيشترى نسبت به محركها نشان مى دهندو رشد ذهنى بهترى پيدا مى كنند. به عنوان مثال بنجامين بلوم (Benjamin Bloom) در كتابش به نام «رشد و تغيير در خصوصيات انسانى » دلايل اهميت دادن به آموزش كودكان را در سالهاى قبل از ورود به دبستان تبيين مى كند. او توضيح مى دهدكه حدود ۵۰درصد از رشد هوشى كودكان در چهارسال اول تولد اتفاق مى افتد، حدود ۳۰درصد هم بين ۸ـ۴سالگى و در فاصله ۸الى ۱۷سالگى فقط ۲۰درصد از رشد هوشى كودكان تحقق مى يابد. به اين ترتيب مى توان نتيجه گرفت كه تا سن ۶ سالگى يعنى سن ورود به مدرسه تقريباً دو سوم توانايى هاى هوشى كودكان شكل گرفته است . من معتقدم كه به دليل محروم بودن كودكان ما از آموزشهاى لازم در سالهاى قبل از دبستان است كه از داشتن پژوهشگران معروف و چيره دست در علوم مختلف محروم هستيم و در عمل با بزرگسالانى روبرو خواهيم شد كه با الفباى علم آشنا نيستند. از جنبه اقتصادى هم لزوم توجه به آموزشهاى پيش دبستانى قابل توجيه است. شايد ما فكر كنيم كه با نفرستادن كودكان به مراكز پيش دبستانى مى توان از نظر مادى صرفه جويى لازم را به عمل آوريم اما كودكى كه به اين مراكز راه مى يابد به خاطر رشد ذهنى مناسب عموماً در آينده جايگاه بهترى در جامعه خواهد داشت. به تعبير ديگر صرفه جويى هاى اقتصادى در اين دوره، در درازمدت به صرفه نيست و در آينده به زيان كودكان تمام خواهد شد. \ جامعه ما، در گذر از دوره ها و سده هاى گذشته به جامعه اى استبدادزده تبديل شده است. آيا آموزش و نهادينه ساختن فرهنگ دموكراتيك در مراكز پيش دبستانى مى تواند جامعه را به تدريج به سمت مطلوب و مناسب سوق دهد؟ >دموكراتيك كردن جامعه صرفاً با اين شاخص تحقق نمى يابد. اصولاً در تربيت هر انسانى بايد اول آزادى را تعريف و معنا كنيم. به اين معنا كه انسان به گونه اى تربيت پيدا كند كه قدرت تصميم گيرى و تعيين كنندگى را كسب كند و بر سرنوشت خودش واقف شود وگرنه با يكسرى افكار قالبى و از پيش تعيين شده و قوانين و مقررات خاص تحميلى نمى توان تغيير و تحول سازنده اى ايجاد كرد. من معتقدم اگر كودكان چگونگى ابراز عقيده شان را ياد بگيرند و به ديگران و باورها ايده ها و انديشه هاى آنها احترام بگذارند به تدريج مى توانيم جامعه را به سمت قانونمندى لازم سوق دهيم. الآن كودكانى كه در مهد كودك ها آموزش مى بينند درباره آلودگى هوا، بهداشت و واكسيناسيون به راحتى بحث و گفت وگو مى كنند و به نظر مى رسد كه گفت وگوى تمدنها بايستى از چنين مراكزى آغاز شود. \ الآن مراكز پيش دبستانى كشورما دقيقاً با چه مشكلاتى روبرو هستند؟ > در كشورهاى توسعه يافته، آموزشهاى پيش دبستانى از هدفمندى و قانونمندى خاصى برخوردار هستند و يك نوع اشتراك مساعى بين نهادهاى درگير با اين دوره آموزشى مشاهده مى شود اما در كشور ما مراكز پيش دبستانى متولى معينى كه پاسخگو هم باشد، وجود ندارد. در كشور ما، سازمان بهزيستى، وزارت آموزش وپرورش، وزارت كار و برخى ديگر از نهادها و بخش خصوصى شايد به علت پولساز بودن اين بخش هر كدام به صورت جداگانه خود را متولى آن مى دانند و به يك معنا مى توان گفت كه علايق و سلايق در اين زمينه جايگزين قانون و قانونمندى شده است و هر جايى هم كه سليقه حكمفرما باشد طبيعتاً مقدار زيادى پرت و هرزه روى امكانات و انرژى جامعه را در پى خواهد داشت. حتى در سال ۱۳۶۰ ش به طور غافلگيرانه بخشنامه اى مبنى بر تعطيل نمودن مراكز آمادگى هاى كشور صادر شد كه خوشبختانه بعد از مدتى اين بخشنامه باطل شد. از سوى ديگر، آموزشهاى ارائه شده در مركز پيش دبستانى در ارتباط و هماهنگ با آموزشهاى دوره ابتدايى نيست و به علت مشخص نبودن متولى، كسى احساس مسؤوليت نمى كند كه چنين ارتباطى را بين آموزشهاى اين دو دوره يادگيرى برقرار سازد. همچنين مشكل ديگر ما اين است كه دانش آموختگان رشته هاى مرتبط با آموزش پيش دبستانى كمتر به تأسيس مهدكودك و كودكستان علاقه نشان مى دهند و يا از آنها حمايت كافى به عمل نمى آيد و مجوز تأسيس چنين مدارسى براى كسانى صادر مى شود كه در برخى موارد صلاحيت چنين كارى را ندارند. بنابراين ما با كمال تأسف مى بينيم كه فارغ التحصيلان آموزش پيش دبستانى حاضر مى شوند منشى شركتهاى بيسكويت سازى، چرم سازى باشند و يا گاودارى تأسيس بكنند ولى به امر حساس و سرنوشت ساز تربيت انسان روى نياورند. به طوركلى به دليل وجود چنين مشكلاتى است كه ما بعد از دهها سال فعاليت در عرصه تأسيس مراكز پيش دبستانى هنوز نمى توانيم ادعا كنيم كه دست كم يك يا چند مركز پيش دبستانى ما از برنامه ها، ابزارها و روشهاى آموزشى استاندارد بهره مى گيرد و در سطح جهانى شهرت كسب كرده است. \ شما به مدت دوسال مدير كل امور كودكان سازمان بهزيستى بوده ايد، در آن زمان چه اقدامات جالب توجهى انجام داديد؟ > در آن زمان بخشى از فعاليتهاى ما صرف تغيير نگرش جامعه نسبت به ضرورت توجه به آموزشهاى پيش دبستانى شد و مقرر شد از ليسانسيه هايى كه در زمينه آموزش پيش دبستانى تحصيلات آكادميك داشته اند، در صورت علاقه مندى آنها به تأسيس كودكستان، از آن افراد امتحان به عمل نيايد. همچنين نحوه صدور مجوز مراكز پيش دبستانى از سطح علمى ترى برخوردار شد و تعيين سرانه هر مركز پيش دبستانى به اين معنا كه هر چند كودك بايستى زير نظر يك مربى آموزشى قرار بگيرند مشخص گرديد و نخستين كنگره علمى بين المللى آموزش پيش دبستانى در كشور را با همكارى يونيسف برگزار كرديم كه اينجانب دبيرى آن را بر عهده داشتم. من نمى خواهم نسبت به فعاليتهايى كه انجام داده ام تعصب به خرج دهم ولى بعد از سال۱۳۷۸ يعنى سال برگزارى آن كنگره، ديگر هيچ كنگره بين المللى در اين زمينه برگزار نشده است. البته اشتغال به كار من در سازمان بهزيستى يك مأموريت كوتاه مدت بود و طبعاً پس از آن مدت به لحاظ نوع تحصيلاتى كه من داشته ام به محيط دانشگاه بازگشتم و دوره هاى كارشناسى و كارشناسى ارشد آموزش پيش دبستانى را در دانشگاه علامه طباطبايى داير نمودم. \ چنين اقدامى نخستين بار در كشور ما صورت مى گرفت كه دوره هاى آموزش آكادميك در زمينه آموزش پيش دبستانى برقرار شود؟ > فقط در سال۱۳۵۳ يك دوره كارشناسى ارشد آموزش پيش دبستانى در مدرسه عالى شميران داير شد و در دانشگاه ابوريحان نيز صرفاً آموزش دوره ابتدايى مورد توجه قرار گرفته بود. اما در سالهاى بعد از انقلاب موفق شديم كه مجرى دوره هاى كارشناسى و كارشناسى آموزش پيش دبستانى باشيم وخوشبختانه تاكنون سه دوره كارشناسى ارشد در زمينه آموزش پيش از دبستان برگزار نموده ايم. در مجموع ما با معيارهاى پذيرفته شده جهانى فاصله زيادى داريم و نرخ رشد ما، در زمينه تحت پوشش قرار دادن كودكان در مراكز پيش دبستانى به كندى صورت مى گيرد. \ حدود ۱۲درصد از كودكان زير ۶سال ايرانى در مراكز پيش دبستانى حضور دارند و اين نرخ با ۷۰درصد استانداردهاى جهانى در زمينه تحت پوشش قرار گرفتن كودكان در مراكز آموزشى فاصله زيادى دارد. چندى پيش در كشور ما اجبارى نمودن آموزشهاى پيش دبستانى مطرح شد. آيا ما مى توانيم در كوتاه مدت به استانداردهاى جهانى در اين زمينه نزديك شويم؟ > بحث اجبارى نمودن اين آموزشها به ميان آمد ولى پس از مدت كوتاهى اين بحث به دست فراموشى سپرده شد. شايد نيازى نباشد كه مراكز پيش دبستانى به صورت قارچ گونه رشد پيدا كند و لزوماً ازدياد تعداد اين مراكز به معناى دستيابى به توسعه نيست. اما ما مى توانيم با برنامه ريزى دقيق وعقلايى مشخص سازيم كه طى چندبرنامه زمانى مى توان به نرخ ۷۰درصد ياد شده برسيم و نيروى انسانى مورد نياز را چگونه آموزش دهيم و به طور منطقى ابزار و امكانات چنين رشدى را نيز فراهم كنيم. مهمتر از همه اين است كه خانواده ها را در فرآيند توسعه دخالت دهيم. الآن واقعاً خانواده ها از برنامه هاى توسعه آگاهى ندارند كه آنها چه سهمى مى توانند در اين توسعه داشته باشند، چگونه مى توانند در تغيير امور سهم داشته و در كسب موفقيتهاى پيش بينى شده همكارى و مشاركت داشته باشند. چه بسا خانواده هايى كه اگر آموزشهاى لازم را دريافت كنند ديگر نياز نباشد لزوماً كودكان خود را به كودكستان بسپارند و الزاماً نياز به حضور فيزيكى كودكان در مراكز پيش دبستانى نباشد. من بر اين باورم كه عجله در انجام برنامه ها در بسيارى از كشورها و از جمله كشور ما قربانى ها و پيامدهاى منفى در پى دارد. من به سرعت اندك توسعه مراكز پيش دبستانى انتقاد دارم ولى تعجيل بى رويه در اين مورد هم صحيح نيست. \ چرا اجبارى نشد؟ > مشكل ما در زمينه پايين بودن نرخ آموزش پيش دبستانى با تصويب قانون و اجبارى شدن برطرف نمى شود. وقتى شهريه ماهيانه ثبت نام كودكان در مراكز پيش دبستانى مثلاً ۲۰۰هزارتومان باشد، خانواده هايى كه درآمدهاى بالايى ندارند چه كار كنند؟ ما حتى بايد بخش خصوصى را قانع كنيم كه در اجبارى شدن چه سهمى مى تواند به عهده بگيرد. همچنين من بر لزوم برقرارى يك زبان مشترك بين وزارتخانه ها، نهادها وبخش خصوصى كه دست اندركار آموزش پيش دبستانى هستند، تأكيد دارم وحقيقتاً اگر اين زبان مشترك به وجود بيايد و پيوند بين بخشهاى مختلف برقرار شود وخانواده ها را نيز در جريان برنامه ها بگذارند جاى اين اميدوارى هست كه با استفاده از نيروى انسانى متخصص جامعه و امكانات موجود حداقل به شاخص ۷۰درصدى آموزش كودكان زير ۶سال دست يابيم. اعتقاد دارم بايد يك عزم ملى در جامعه شكل بگيرد وحكومت، جامعه وخانواده ها در مقابل يكديگر احساس مسؤوليت كنند. چون اگر اين عناصر به صورت سيستمى كار نكنند، آسيبها تشديد خواهد شد. امروزه كه اين همه كودكان خيابانى در جامعه ما وجود دارند و آمار بزهكارى و جنايت بالا رفته، چه كسى مسؤول است؟ البته خانواده ها هم مسؤول هستند ولى اين خانواده ها چه آموزشهايى ديده اند و چه امكاناتى در اختيار آنها قرار گرفته است. به طور طبيعى اگر خانواده احساس بى پناهى كند، مشكلاتش بيشتر شده و در نهايت كل سيستم دچار مشكل شده و سرنوشت آن به مخاطره مى افتد. البته من و جامعه دانشگاهى در مجموع اميدوار و خوشبين هستيم كه نگرشهاى سالم در جامعه ما تقويت شود و احساس بهترى نسبت به آموزش كودكان در جامعه ما به وجود بيايد.
|