يكشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۳ - ۲۳ رمضان ۱۴۲۵
Sun, Nov 7, 2004
گزارش
سال دهم - شماره ۲۹۶۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
۱۷نشريه ويژه بانوان منتشرمى شود
خروج از اندرونى
189201.jpg
فاطمه اميرى

«... اگر وكلاى محترم ما توانستند يا مى توانند تا سلخ رمضان قانون را تمام كرده و در ساير كارها ترتيبى دهند كه آسايش خلق فراهم شود، زهى سعادت و الا اگر درخود چنين پيشرفت نمى بينند و مى خواهند بازهم به ترتيب سابق پيش بروند، ما به توسط همين عريضه خبرمى دهيم كه همه استعفا ازكار خود بدهند... ۴۰ روز هم كار را به دست ما زن ها واگذارند به شرط آنكه عارنداشته باشند...» (مقاله مخدرات، روزنامه نداى وطن، شماره۷۰ ، ۲۳شعبان ۱۳۲۵)
«... ظرفيت زنان را پايين گرفته و پايين نگه داشته ايم. ايران زنان نخبه و توانا كم نداشته است. در پرونده شايستگى زنان، وزير، وكيل، قاضى و... هم وجوددارد اما ميان گزينش زنان و مردان به اندازه ديوار بلند جنسيتشان فاصله وتبعيض وجوددارد...» (قبايى فقط براى زنان، مجله زنان، شماره ۶۰ سال ۷۸)
«دراين مورد خاص... مى بينيد كه براى زنى كه هيچ شغل و درآمدى ندارد مهريه در چنين شرايطى امرى حياتى است. اما شوهر درادامه فريبكارى ها و ظلم هايى كه به زن رواداشته تمام مايملك خود را به نام همسر دومش كرده تا از دادن مهريه سرباز بزند... خوب چنين زنى چگونه مى تواند اثبات موضوع نمايد، آيا نبايد در چنين پرونده اى قاضى با تأمل بر شرايط، حق را به حق دار بدهد.» (مرورى بر موانع و مشكلات اقساطى كردن مهريه، مجله زن شرقى، شماره ،۱۹ سال ۱۳۸۳)
«... داشتن شغل براى خيلى از دخترها يك آرزوست و وسوسه درآمد داشتن از سالهاى نوجوانى ته دل خيلى از آنها غنج مى رود. تصوير زندگى يك زن، با پرستيژ اجتماعى كه دستش توى جيب خودش است... كيف پولش پر ازاسكناس هاى هزارى بى منت پدر، برادر يا شوهر است يك رؤياى شيرين است... در آمارگيرى هاى رسمى و معتبر اعلام شده است كه داشتن شغل اولويت سوم زندگى دختران امروزى است، مقايسه اين اولويت با مسأله ازدواج كه اولويت سيزدهم زندگى آنهاست، باعث شد...» (حيات اجتماعى حق ماست، مجله دختران، مهر ۱۳۸۳)
|||
سالها پيش كه زندگى در «اندرونى» تمام دنياى زنان را تشكيل مى داد، آنها با نوشتن نامه هايى به نام پدران و شوهران خود براى روزنامه ها و بحث كردن درباره امور جارى سياسى و اجتماعى نخستين گامها را براى ورود به دنياى بازتر و بزرگتر «بيرونى» برداشته اند. بعدها در نشرياتى كه به وسيله مردان منتشرمى شد، نامه ها و مقالاتى به چاپ رسيد كه نام و نشان زنى را درخود داشت. از آن زمان تاكنون بيش از صدسال مى گذرد. حالا ديگر ديوار ميان اندرونى و بيرونى خراب شده و زنان از اندرونى ها پابه بيرون گذاشته اند. شايد آن زنى كه سالها پيش (در فاصله سالهاى ۱۲۵۳ تا ۱۲۹۲) چهارمين نشريه زنانه را درتهران به چاپ مى رساند و درصدر آن نوشته بود: «براى بيدارى و رستگارى زنان بيچاره ستمكش ايران» اولين تيشه را به ديوار بلند حايل ميان زنان و مردان زد و حالا زنانى ديگر و نشرياتى ديگر.
|||
هنوز هم نشريات ويژه زنان حداقل تعداد را درميان كل نشريات كشور دارند.
در ۲۵ سال گذشته ۳۵ نشريه ويژه زنان مجوز انتشار گرفته اند كه از اين تعداد تقريباً نيمى از آنها درحال انتشار هستند.
۱۷ نشريه از ۱۳۰۰نشريه كه منتشرمى شوند سهم ناچيز زنان درخلق نشريات ويژه خود است. انگار پايه هاى ديوار حايل ميان زنان و مردان همچنان سخت و محكم برجاى مانده است كه درانتشار نشريات ويژه زنان مانع ايجاد كند. هنوز خيلى ها مى گويند چرا مى خواهيد با اين كار (انتشار نشريات ويژه زنان) زنان را از كل جامعه تفكيك كنيد؟
يك نويسنده و روزنامه نگار زن مى گويد: «زنان نيمى از جامعه جهانى هستند، اما ما آنها را در كشور قشر آسيب پذير مى بينيم، بنابراين بايد با حقايقى درمورد خود آشنا شوند و اطلاعاتى را كه براى حضور در جامعه نيازدارند، به نحوى به دست بياورند.
نبايد تصور شود كه نشريات زنانه به قصد خط كشى ميان زنان و مردان منتشرمى شود و يا درصدد ايجاد اختلاف و ناسازى ميان زنان و مردان است. مى توان انتشار نشريه زنانه را با هدف رسيدن به عدالت اجتماعى بررسى كرد و اين كه زنان بايد به حقوق حقه انسانى و برابر خويش دست پيداكنند. اين نشريات با طرح مسائل و مشكلات زنان، به حل و يافتن راهكار كمك خواهندكرد.»
آيا همين اتفاق در روزنامه هايى كه به صورت سراسرى منتشر و پخش مى شوند، نمى افتد كه ضرورت وجود نشريات ويژه زنان به ميان مى آيد؟ تحليل و ارزيابى انتشار اخبار و مطالب مربوط به زنان در روزنامه هاى مرداد سال ۸۳ كه به وسيله مركز اطلاعات و آمار شوراى فرهنگى اجتماعى زنان انجام گرفته، نشان مى دهد درمجموع اخبار و مطالب كل روزنامه ها بالاترين تعداد مربوط به موضوع آسيب هاى اجتماعى ۲۶‎/۵ درصد است. درمرتبه بعد موارد مربوط به موضوع فرهنگى ۲۲‎/۶ درصد سپس اخبار و مطالب اجتماعى ۱۷‎/۳ درصد، سياسى ۷‎/۶ درصد و... قرارگرفته است. اما به طور كلى اخبارو مطالب آسيب هاى اجتماعى و فرهنگى بيشترين تيتر روزنامه ها درمورد مسائل زنان را به خود اختصاص داده است. اگر روزنامه ها به همين شيوه درج اخبار آسيب هاى اجتماعى زنان را در اولويت كارى خود درباره زنان قراردهند، آنها بايد ساير نيازهاى اطلاعاتى شان را چگونه و درچه نشرياتى به دست بياورند. اشرف گرامى زادگان كه سالها درتحريريه «زن روز» به عنوان مشاور حقوقى و سپس مديرمسؤول كار كرده و در حال حاضر مدير مسؤول مجله حقوق زنان است مى گويد: «نشريات زنانه مانع ارائه تصاوير منفى يا خشن از زنان شده و نمى گذارند ارزش گذاشتن به زنان كه در سنت و فرهنگ ايرانى جايگاه خاصى دارد، به تحقير اين جنس منجر شود و يا با تبعيض نسبت به زنان، آنان را ازصحنه اجتماعى دور سازند». در بيان اخبار مربوط به آسيب هاى اجتماعى بيشترين عناوين خبرى روزنامه هاى مردادماه به موضوع خشونت ومزاحمت ۴۴ درصد اختصاص دارد و اخبار قتل و جنايت ۱۱ درصد مجموع خبرها را شامل مى شود. نكته جالب اين است كه مواردمربوط به خشونت ومزاحمت شامل تمام اخبار و مطالب در زمينه اعمال هرگونه خشونت و مزاحمت اجتماعى و ايذاء خانگى است كه در آن قربانى زن يا دختر است و در موارد مربوط به قتل وجنايت قاتل وضارب زن است.
گرامى زادگان معتقد است انتشار نشريات ويژه زنان اين وضعيت را در خبر رسانى متعادل مى كند :«اهداف اين نشريات اطلاع رسانى و آگاه كردن جامعه زنان است. صفحات اين نشريات به موضوعاتى مثل اخبار، آموزش و سلامت اختصاص دارد. كافى است مسؤولان و تحريريه آنها به موضوع «توسعه» بينديشند و با نگاه به آينده اى روشن براى زنان جايگاه انسانى قايل شوند. من بين سالهاى ۶۱ تا ۷۵ در نشريه زن روز و از سال۷۷ تاكنون در نشريه حقوق زنان شاهد بوده ام كه زنان وقتى به حقوق خود از طريق نشريه آگاهى يافتند وبادقت به بررسى مسائل خانوادگى خود پرداختند وبا در نظر گرفتن كل مسائل خانواده از جمله شغل، دارايى ، وضعيت بچه ها ، عدم تأمين زنان هنگام جدايى به فكر فرو مى رفتند و تمام راهها را حلاجى مى كردند. آنان با آگاهى داشتن از حقوق خود سريع تصميم گيرى نمى كردند. تمام جوانب رامى سنجيدند وضمن پى بردن به اين كه چه حقوقى دارند و آيا اين حقوق كافى است يا نه بارها اقدام به مشاوره مى كردند.من مطمئن هستم زنان در صورت آگاهى و داشتن اطلاعات، در موضع تصميم گيرى بسيار خوب عمل خواهند كرد».
|||
دستور پختن كيك و آش تا مقاله هايى درباره خاستگاه فمنيسم محتواى نشريات ويژه زنان را در بر مى گيرد. در واقع مطالب اين نشريات در دو طيف قايل شدن به همان نقش سنتى براى زنان تا ارائه تصويرى مدرن از زندگى زن امروزى قرار دارند. به عبارت ديگر اين نشريات گاه دردايره ساده انگارى خود را محدود مى كنند يا به طرح مسائل بسيار پيچيده مى پردازند. شهلا لاهيجى مدير انتشارات روشنگران ومطالعات زنان مى گويد :«اين بحث هميشه درباره نشريات زنان وجود دارد. مثلاً اين كه دستور آشپزى باشد يا نباشد نظرى وجود دارد مبنى بر اين كه زنان را وادار به خواندن كنند چون تمايل عمومى زنان نه تنها در ايران كه در همه جاى دنيا مطالعه داستان ورمان است.
محتواى اين نشريات هم مى تواند تمايلات عامه و بازار را برآورده كند و هم ايدئولوژيك ودر جهت خواسته هاى عمومى و منطقى زنان باشد. ضرورت اين مسأله در اين است كه زنان از اين راه تمايل به خواندن نشريه پيدا كنند. اين كه زنان را با انگيزه دستور كيك و سبزى وادار به خواندن مطالب تئوريك كنيم. اين موضوع سالهاست كه مطرح مى شود. آيا بايد به زور مطالب ساده، مطالب سنگين را هم به خورد زنان بدهيم؟ به نظر مى رسد الآن سياست نشريات همين است، اين كه مى خواهند با چاشنى مطالب بهداشتى، پوست ومطالب جدى را هم بگويند. اما ترس من از اين است كه اين مطالب خوانده شود ولى مطالب اساسى بدون خواننده بمانند!
سمت و سو، محتوا ومطالب ارائه شده در اين نشريات تا حد زيادى به تصميم گير و برنامه ريزى مدير مسؤول و اعضاى تحريريه بستگى دارد. آنها براى نشريه خودچه هدفى دارند و به چه نقطه اى مى خواهند برسند.
مهرى سويزى، مدير مسؤول ماهنامه زن شرقى وكتاب زنان مى گويد: «در تلاش هستيم توازن خردمندانه بين وظايف انسانى، نقش هاى خانوادگى و ضرورتهاى اجتماعى براى زنان ايجاد كنيم. تفاوت ديدگاه ما با غرب همين است كه ما معتقديم زن بايد يك توازن خردمندانه بين اين سه پايگاه فعاليتى اش برقرار كند».
اما به عقيده اشرف گرامى زادگان، اين كه وضعيت فعلى خوب است وبايد همين وضعيت را حفظ كنيم، نگاه راكدى است: «بايد به توسعه دست پيدا كنيم و بدون حضور زنان توسعه عملى نيست. بلكه نگاهى فراتر از وضعيت فعلى را بايد گسترش داد». با اين همه هنوز جاى يك نشريه كه تمام مسائل زنان را با نگرشها وديدگاههاى مختلف پوشش بدهد، خالى است.
|||
پايين بودن تيراژ نشريات در كشور شامل نشريات ويژه زنان هم مى شود. همين مسأله اين نشريات را در راه انتشار وتسلط بر وضعيت مالى با جذب آگهى دچار مشكل مى كند.
اين بحران وقتى بيش از همه نشريات ويژه زنان راتهديد مى كندكه بسيارى از آنها هنوز مخاطب خاصى براى خود پيدا نكرده اند. يك نويسنده و روزنامه نگار زن معتقد است: «نشرياتى كه براى زنان منتشر مى شوند يا مخاطب خاص ندارند و يا مخاطبان خود را گم كرده اند. بايد ببينيم زنان چند گروه اند و چه علايقى دارند. متأسفانه زنان ما فاصله اطلاعاتى زيادى با هم دارند از استاد دانشگاه تا بى سواد ميان آنها داريم. نشرياتى كه در مى آيند بايد مخاطب خود را بشناسند. قصدشان اين است كه با كدام گروه سنى، تحصيلى و موقعيت اجتماعى زنان ارتباط برقرار كنند. به جز مجله زنان كه خودش را اولين نشريه فمنيست ايران معرفى مى كند، بقيه نشريات مخاطبشان مشخص نيست، نمى دانند براى كدام گروه از زنان مملكت در مى آيند.
همه نشريات يك حرف را مى زنند. يك حركت را مى كنند. وقتى حرفها يكى است آمده اندچه خلأيى را پركنند؟ از طرفى نشرياتى هم هستند به اسم زنان در مى آينداما مردان در آنها حرفهاى خود را مى زنند. جهت گيرى هاى فكرى و سياسى خود را القا مى كنند.آمار مخاطبان ما بيانگر اين است كه چقدر حرفهاى ما به حقيقت نزديك است».
|||
امروز اگرچه درباره نشريات زنان اظهارنظرهاى متفاوتى مى شود و از منظرهاى مختلف كم و كيف آنها مورد بررسى قرار مى گيرد اما نقش اين نشريات در آگاهى رسانى به زنان وارتقاى دانش و اطلاعات آنها بسيار مهم است. دنياى امروز زنان ديگر محصور در اندرونى ها نيست. زنان نياز دارند از روزنى بزرگتر از طريق روزنامه ها، نشريات و رسانه هاى خاص خودبه اين دنيا نگاه كنند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |