|
كتاب مقدس پارسيدر گفت و گو با پيروز سيار
|
|
|
اشاره: كتاب مقدس به صورت امروزين مشتمل بر كتابها يا فصولى است كه به دو رده كلى تقسيم مى شوند: نخست كتابهاى قانونى اول كه تشكيل دهنده تمامى كتابهاى مقدس رايج اند و ديگر كتابهاى قانونى ثانى كه تنها كاتوليك ها معتبرشان مى شمرند، اما يهوديان و به پيروى از ايشان، پروتستانها، آنها را مجعول مى دانند. كتابهاى قانونى ثانى مشتمل بر هفت كتاب طوبيا، يهوديت، اول و دوم مكابيان، حكمت سليمان، يشوع بن سيرا، باروك و بخشهايى از كتابهاى استر و دانيال است.كتابهاى قانونى ثانى در دو قرن اخير براى نخستين بار توسط پيروز سيار به فارسى ترجمه شده است و از زمان انتشار آن (۱۳۸۰) تاكنون سه نوبت چاپ شده است. ماهنامه فرانسوى بيبليا (Biblia) گفت و گويى با مترجم اين اثر انجام داد و سال گذشته به چاپ رساند. برگردان فارسى اين گفت و گو را مترجم براى اطلاع خوانندگان پارسى زبان در اختيار سرويس انديشه «ايران» قرار داده است. گروه انديشه \ شما اقدام به انتشار كتاب مقدس به زبان فارسى كرده ايد. مى توانيد دلايل اين كار را براى ما توضيح دهيد؟ > دلايلى چند را مى توانم ذكر كنم كه مهم ترين آنها، شناساندن كتاب مقدس به عنوان يكى از عمده ترين شواهد ميراث فرهنگى بشر به خوانندگان ايرانى است. روايتهاى قديمى كتاب مقدس كه امروزه براى مردم دشوار فهم است، اساساً در كشورهاى اروپايى چاپ مى شدند و در بعضى از كتابفروشيهاى شهرهاى بزرگ ايران به فروش مى رسيدند و در نتيجه، كتاب مقدس همواره در كشور ما كم يا بد شناخته شده بود. بنابراين تصميم گرفتم ترجمه جديدى از كتاب مقدس انجام دهم و آن را به اهتمام يك سازمان انتشاراتى ايرانى به چاپ رسانم تا دسترسى به اين كتاب و شناخت آن را در كشور خود تسهيل كنم. به عنوان مترجم، هدف من اين است كه سبك مناسبى براى ترجمه متنهاى كتاب مقدس به زبان فارسى پيشنهاد كنم، سبكى كه در آن پيوند دشوار وفادارى و زيبايى در حد امكان تحقق پيدا كند. خواست من اين است كه اين ترجمه، در عين حفظ خصوصيات ادبى و دقت، براى همگان قابل فهم باشد و نه صرفاً براى اهل علم. براى رسيدن به اين هدف، سعى نمى كنم از سبك نويسنده يا كتابى خاص پيروى كنم و تنها از شناختى كه از امكانات بيان ادبى زبان فارسى دارم، بهره مى جويم. بهترين هادى من براى پيش رفتن در اين راه، شيوه خاص بيان كتاب مقدس است. سرانجام، اين نخستين ترجمه فارسى كتاب مقدس است كه در آن، از روشهاى پيشرفته تصحيح متن سود جسته شده است و داراى مقدمه ها، پانوشتهاى تشريحى و ارجاعات حاشيه صفحات است كه كمك شايانى براى مطالعه عميق تر اين متن مى كنند. \ برنامه انتشار اين كتاب مقدس چگونه است؟ طبق چه ترتيب زمانى؟ > من كار خود را با ترجمه كتابهاى قانونى ثانى آغاز كردم. اين نخستين ترجمه فارسى اين كتابها است، زيرا ترجمه هاى كامل كتاب مقدس به زبان فارسى را همواره پروتستانها انجام داده اند كه اين كتابها را قانونى نمى شمارند. ترجمه اين ۹ كتاب سه سال طول كشيد. براى يك دست بودن سبك ترجمه، ناگزير بودم كتابهاى استر و دانيال را نيز به صورت كامل ترجمه كنم و نمى توانستم تنها به ترجمه بخشهاى قانونى ثانى آنها بسنده كنم. كارهاى توليد و اخذ مجوز انتشار اين اثر يك سال طول كشيد. بنابراين، اين كتاب ثمره چهار سال كار است و خوشحالم به اطلاع شما برسانم كه چاپ اول آن در كمتر از يك سال ناياب شد و چاپ دوم آن از دو ماه پيش به بازار آمده است. مرحله دوم كار من شامل ترجمه كامل عهد جديد با مقدمه ها و پانوشتها و ارجاعات حاشيه صفحات مى شود. اميدوارم بتوانم اين كار را از پاييز امسال آغاز كنم و اگر شرايط مساعد باشد، در سه تا چهار سال آينده آن را به پايان خواهم رساند. مراحل بعدى كار شامل ترجمه عهد عتيق مى شود كه در اين مورد، بايد با توجه به دشواريها و وسعت كار عظيمى كه بايد انجام پذيرد، تصميم گرفته شود. \ ترجمه هاى فارسى موجود كتاب مقدس كدامند؟ > كتاب مقدس از باستانى ترين دوران به فارسى ترجمه شده است و ما مى دانيم كه يهوديان كه نَبوكَدنَصَّر در قرن ششم پيش از ميلاد آنها را به سرزمين ماد تبعيد كرد و در هگمتانه (همدان كنونى) سكنى گزيدند، ترجمه اى از كتابهاى شريعت به فارسى باستان ترتيب دادند. پس از ظهور مسيحيت، ترجمه جزء جزء كتاب مقدس و به ويژه انجيلها ادامه پيدا كرد و در بعضى از دوره ها شكوفايى يافت. امروزه شمارى از ترجمه هاى فارسى قديمى كتاب مقدس در بخش نسخ خطى كتابخانه هاى بزرگ اروپا همچون كتابخانه واتيكان و كتابخانه ملى فرانسه نگهدارى مى شوند. اكثر اين ترجمه هاى فارسى براساس روايتهاى عربى انجام پذيرفته اند. همچنين بايد از ترجمه هاى فارسى عهد عتيق كه به خط عبرى آوانويسى شده اند (قرون ۱۵ ـ ۱۳ ميلادى) ياد كنم كه برخى از آنها تا به امروز باقى مانده اند. نخستين ترجمه كامل فارسى كتاب مقدس در ۱۸۴۶ به اهتمام انجمن كتاب مقدس بريتانيا انتشار يافت. براى اين روايت، كشيش اسكاتلندى ويليام گلن، عهد عتيق را از روى متن عبرى ترجمه كرد و كشيش انگليسى هنرى مارتين عهد جديد را از روى متن يونانى ترجمه كرد. پنجاه سال بعد، روايت كاملاً تجديدنظر شده اين ترجمه در ۱۸۹۵ منتشر شد. اين روايت فارسى كتاب مقدس، على رغم قدمت آن، شناخته شده تر از همه است و تا به امروز تجديد چاپ مى شود. ترجمه فارسى تازه اى از كتاب مقدس موسوم به «ترجمه تفسيرى» در ۱۹۹۵ انتشار يافت، اما اين ترجمه اى تقريبى است كه در آن، معنى آيات به صورت كلى تشريح شده است. \ آيا شما براساس روايتهاى كهن كار كرده ايد (كدامها) يا ترجمه اى موجود از كتاب مقدس به زبانهاى ديگر را به فارسى برگردانده ايد؟ اگر پاسخ مثبت است، كدام ترجمه و چرا؟ > من ترجمه فارسى خود را براساس روايت فرانسه كتاب مقدس اورشليم انجام مى دهم و براى حل مشكلات خود، از سه روايت كمكى استفاده مى كنم: ترجمه جامع كتاب مقدس (تب)، كتاب مقدس اوستى و كتاب مقدس مجموعه «پلئياد». من كتاب مقدس اورشليم را كه «وولگات» فرانسه زبانان شمرده مى شود، پايه ترجمه خود قرار داده ام، زيرا اعتماد كاملى به اين روايت فرانسه دارم كه كار تصحيح و ترجمه آن براساس تحقيقات دامنه دار علمى و ادبى، به دست گروه پرشمارى از متخصصان كاتوليك كتاب مقدس و به سرپرستى عالمان دومينيكى انجام پذيرفته است. كتاب مقدس اورشليم با مقدمه ها، پانوشتها وارجاعات حاشيه صفحات خود، نياى ترجمه ها و تصحيحات نوين كتاب مقدس است و پيش از آنكه به فارسى ترجمه شود، به اكثر زبانهاى اروپايى (ايتاليايى، آلمانى، انگليسى، اسپانيا، پرتغالى، هلندى، كاتالانى) و نيز به روسى وژاپنى برگردانده شده است. \ خوانندگان شما چه كسانى هستند؟ > مسلماً ، در وهله نخست، خوانندگان كتاب مقدس مسيحيانى هستند كه از قرنها پيش در ايران سكونت گزيده اند. سپس مى توان به همه ايرانيان، اعم از مسيحى و غير مسيحى، انديشيد كه مايلند به شناخت خود از آثار بزرگ دينى وادبى عمق بخشند. پژوهشگرانى كه در حيطه اديان كار مى كنند، ابزار تحقيق قابل ملاحظه اى را در اين روايت فارسى كتاب مقدس خواهند يافت و دانشجويان رشته هاى مختلف علوم انسانى خواهند توانست با اثر بزرگى كه تأثيرى عظيم بر تمدن غربى گذاشته است، آشنا شوند. همچنين به پژوهشگرانى كه بر روى آثار كلاسيك ادبيات فارسى كار مى كنند مى انديشم كه در اين متن، منبع پاره اى از اصلاحات و داستانها را كه در شعر فارسى پرورانده شده اند، خواهند يافت. \ خواست شما اين است كه اين ترجمه ابزارى فرهنگى باشد يا عاملى براى گفت وگو ميان اسلام و مسيحيت؟ > هر دو. براى انسان فرهيخته اى كه در باره تمدنها و فرهنگهاى بزرگ مى انديشد، شناخت كتاب مقدس ضرورى است، زيرا اين كتاب تأثير به سزايى بر تفكر بشرى داشته است و اثر گذارى آن در زمينه ادبيات و هنر، تنها به كشورهاى غربى محدود نمى گردد و كشورهاى شرقى مانند ايران را نيز شامل مى شود. اصطلاحات و داستانهاى كتاب مقدس در شعر فارسى وارد شده اند و مثلاً ما مى بينيم كه داستان يوسف وزن پوطيفار (در روايات اسلامى «زليخا» خوانده مى شود) كه در ضمن در قرآن نيز نقل شده است (يوسف ، ۳۴ـ ۲۳ ، ۵۳ ـ ۵۱)، شاهكارهاى بزرگ شعر فارسى را پديد آورده است. از عيسى، كه در قرآن «كلمه خدا» و «روح خدا» خوانده شده است (نساء۱۷۱)، در اشعار تمامى شاعران بزرگ ايران به عنوان پيامبر «شريعت عشق» ياد شده كه با دم خويش ـ موسوم به «دم مسيحايى» ـ حيات مى بخشد و مردگان را زنده مى سازد. حافظ كه بزرگ ترين چهره ادبيات غنايى فارسى شمرده مى شود، از عيسى همچون وجودى پاك و مجرد ياد مى كند كه به آسمان عروج مى كند و خورشيد را با نور خويش روشنايى مى بخشد. گرروى پاك و مجرد چو مسيحا به فلك از فروغ تو به خورشيد رسد صد پرتو عيسى خود گفته است كه «من نور جهانم» (انجيل يوحنا، باب ،۸ آيه ۱۲؛ باب،۹ آيه ۵؛ باب ،۱۲ آيه ۴۶). ناصر خسرو، شاعر بزرگ ايرانى قرن يازدهم ميلادى، مى گويد كه در گرانبهاى شعر فارسى را به پاى خوكان نمى ريزد: من آنم كه در پاى خوكان نريزم مر اين قيمتى در نظم درى را اين شعر ياد آور جمله معروف مسيح است كه در زبانهاى اروپايى مبدل به اصطلاح ضرب المثل شده است: «ونه مرواريدهاى خود را پيش خوكان اندازيد» (انجيل متى، باب ،۷ آيه ۶). اين نكته نبايد مايه شگفتى ما شود، زيرا مسيحيت در دوران پيش از ظهور اسلام، از نخستين قرون مسيحى به ايران وارد شد و ايران به عنوان امپراتورى ميانه و ميانجى، نقش مهمى در اشاعه اين دين از آسياى مركزى تا چين ايفا كرد. در نتيجه، ترجمه فارسى كتاب مقدس مى تواند به عنوان ابزارى فرهنگى در نظر آيد كه به پژوهشگران ما امكان خواهد داد كه نقاط مشتركى را كه فرهنگها و اديان ما را به هم پيوند مى دهد، به صورتى عميق تر بررسى كنند و اين پژوهشى ثمربخش خواهد بود كه مى تواند به گفت وگويى با رور ميان اين سه دين خويشاوند كه همانا اسلام و مسيحيت و يهوديت اند، منتهى شود. \ امروزه درباره اين گفت وگو چه مى توانيم بگوييم؟ > مايلم بر كلمه «امروزه» تأكيد كنم، زيرا امروزه ما در دنيايى زندگى مى كنيم كه بيش از هر زمان،نيازمند گفت وگو براى ايجاد تفاهم ميان انسان ها و تأمين امكان همزيستى است، دنيايى كه در آن، از پس آميختن مصيبت بار فناورى پيچيده تسليحات با بلندپروازى هاى سياسى يا منازعات عقيدتى از هر دست، ديوى زاده مى شود كه براى هر انسانى هول انگيز است. آنچه از گفت وگو انتظار دارم، اين است كه وسيله اى براى افزايش تساهل و ايجاد صلح گردد و در اين چارچوب،گمان مى كنم كه گفت وگو در حيطه اديان مى تواند بسيار ثمربخش تر از ساير حيطه ها باشد، زيرا نقاط مشترك بزرگى وجود دارد كه مى تواند اديان را از همان ابتدا به يكديگر نزديك كندو پيوند دهد. اگر اين گفت وگو برقرار شود،مى تواند تأثير بسزايى بر ساير زمينه هاى زندگى بشرى بر جاى نهد. براى محقق ساختن اين گفت وگو بى آنكه در آن نيت غلبه بر دينى ديگرى درميان باشد، به ويژه اين جمله نورانى فرانچسكوى قديس مى انديشم كه در «نيايش براى صلح»آمده است: «خداوندا، باشد كه بيشتر در پى فهميدن باشم تا فهميده شدن، در پى دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن.» \ مطالعه كتاب مقدس چه چيز براى يك مسلمان به ارمغان مى آورد؟ > مطالعه كتاب مقدس به يك مسلمان امكان مى دهد كه كتاب دينى دو ميليارد مسيحى و نزديك به چهارده ميليون كليمى سراسر دنيا را بشناسد و متنى را كه تأثيرى به سزا بر تمدن هاى بزرگ طى قرون متمادى گذاشته است، در سرچشمه آن مورد بررسى قرار دهد. اگر اين شناخت به صورت متقابل ميان اديان تحقق يابد، منتهى به تبادلى مى شودكه امكان افزايش تساهل و تقويت عدم خشونت را فراهم مى آورد. اين مطالعه همچنين امكان مى دهد كه روايت كامل داستان هايى كه در قرآن به صورت جزء به جزء و به تناسب مضمون سوره ها نقل شده اند، بررسى شود. علاوه بر اين، براى ما ايرانيان، بخشى از تاريخ ايران باستان كه شامل مناسبات پادشاهان هخامنشى و يهوديان مى شود، در كتاب مقدس نقل شده است. مثلاً در كتاب اشعيا، از كوروش به عنوان «شبان» خداوند ياد مى شود كه اراده او را عملى مى سازد (باب ،۴۴ آيه ۲۸) و بالاتر از آن، به عنوان «مسيح» وى كه برگزيده اوست و در كارهاى خويش مورد حمايتش است (باب ،۴۵ آيات ۱ و ۲) گرامى داشته مى شود، زيرا اين پادشاه بزرگ كه امپراتورى او از سند تا كرانه هاى مديترانه گسترده بود و مهاجرنشين هاى يونانى يونيا را نيز ضميمه قلمرو خويش ساخته بود، پس از آنكه پادشاه بابل را تحت انقياد خود در آورد، به اهالى سرزمين يهودا كه به بين النهرين تبعيد شده بودند، آنچه را كه از اشيا به غارت رفته معبد اورشليم باقى مانده بود بازگرداند و به تمامى بنى اسرائيل اجازه آن را داد كه به وطن خويش بازگردندو معبد اورشليم را بازسازى كنند (كتاب عزرا، باب ۱). \ چهره ابراهيم و به صورتى كلى تر چهره پطريارخ ها مى تواند عامل گفت وگو گردد؟ > يقيناً. ابراهيم پطريارخ بزرگى است كه تاريخ او توأمان منشأ تاريخ قوم عرب و يهود بوده است. طبق روايت كتاب مقدس،موسى و عيسى و نيز شماربسيارى از شخصيت هاى كتاب مقدس، اخلاف ابراهيم اند. نزد مسلمانان، ابراهيم نياى پيامبر اسلام و سازنده كعبه است كه «خانه خدا» ومحل مقدس مراسم سالانه حج مسلمانان است. در روايات اسلامى، لقب ابراهيم «خليل الله» به معنى «دوست خدا» است و همين لقب در كتاب دانيال عهد عتيق نيز بدو داده شده است (باب ،۳ آيه ۳۵). طبق نظر پ.دومناش، مترجم دانشمند كتاب دانيال در كتاب مقدس اورشليم، دوست خدا «زيباترين لقب ابراهيم است، همان لقبى كه در روايات عرب و اسلامى بدو اعطا شده است.» بنابراين ابراهيم پدر پيامبران بزرگ اديان سامى است و مى تواند به عنوان نقطه شروع سه راه در نظر آيد كه به مقصدهايى كمابيش نزديك به هم منتهى شدند.
|