دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۳ - ۲۴ رمضان ۱۴۲۵
Mon, Nov 8, 2004
مهرگان
سال دهم - شماره ۲۹۶۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
آرشيو
دربازه سيدمحمد باقر حجتى
در ميان معانى وحى
دكتر سيدمحمد باقر حجتى
متولد ۱۳۱۱‎/۱۲‎/۵ بابل
ـ آغاز تحصيلات ابتدايى در بابل
ـ ورود به مدرسه صدربابل براى تحصيل علوم دينى در ۱۰سالگى
ـ عزيمت به تهران و تحصيل و زندگى در مدرسه مروى ۱۳۳۰
ـ ورود به دانشكده معقول و منقول ـ الهيات و معارف اسلامى فعلى
ـ اخذ ليسانس فقه و مبانى حقوق اسلامى
ـ آغاز به كار كتابدارى و تدوين فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه دانشكده الهيات ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۵
ـ تحصيل در مقطع دكتراى حكمت و فلسفه اسلامى در دانشگاه تهران ۱۳۴۰
ـ رئيس دايره كتابدارى دانشكده از ۴۵ تا ۶۶
ـ تدريس در دانشگاه تهران با عنوان استاديار از ۱۳۴۶
ـ رئيس كتابخانه دانشكده الهيات و معارف اسلامى ۵۵ تا ۵۸
ـ مدير گروه فرهنگ عربى و علوم قرآنى ۵۲ تا ۵۵
ـ مديريت گروه علوم قرآن و حديث در دانشگاه تهران و تربيت مدرس
ـ معاونت پژوهشى دانشكده الهيات دانشگاه تهران ۶۹ تا ۸۰
ـ عضو شوراى پژوهشى دانشگاه تهران ۱۳۷۰ تا ۸۰
ـ مشاور سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى
ـ عضويت فرهنگستان دمشق و...
ـ چهره ماندگار ۱۳۸۱
ـ از دكتر حجتى تاكنون بيش از سى عنوان كتاب و بالغ بر صد مقاله در حوزه كتابدارى، علوم قرآنى و معارف اسلامى به فارسى، عربى و انگليسى، به چاپ رسيده است
.
189372.jpg

كيوان آرام: سيدمحمد باقر حجتى، نام آشنايى در ميان محققان و مدرسان علوم قرآنى است كه نيم قرن از عمر پرمايه خويش را صرف تعليم و تدريس در اين حوزه معنوى كرده است. او از معدود روحانيانى است كه در كنار طى مدارج حوزوى نزد علماى دينى، تحصيلات عالى را نيز تا دريافت درجه دكتراى حكمت و فلسفه از دانشگاه تهران ادامه داده و در هر دو حوزه تحصيل، مقام و جايگاه ويژه اى يافته است. سيدمحمدباقر در كنار اين دو حوزه معرفتى، در شاخه كتابدارى نيز، خدمات قابل توجهى را براى فهرست نويسى كتب دينى به ثمر رسانده و نخستين تلاشهاى جدى براى تدوين نسخ خطى كتابخانه دانشكده الهيات ـ كه سالها سرپرستى آن را نيز بر عهده داشته ـ توسط او انجام شده است.
| و اما اين روحانى ارجمند، برخاسته از خطه شمال ايران و سرزمين مازندران است . اجداد او در قرن حاضر از بزرگان و عالمان دين در آن سرزمين بوده اند. جدش كه همنام او نيز هست، آيت الله سيدمحمدباقر حجتى مازندرانى، از مراجع بنام مازندران و از شاگردان آيات عظام سيدمحمدكاظم طباطبايى و محمدكاظم خراسانى و ملاعبدالله مازندرانى در حوزه علميه نجف بوده است و پدرش از ائمه سرشناس بابل.
سيدمحمدباقر در چنين خانواده اى به دنيا مى آيد و به فراخور محيط، از كودكى با مشى دينى خانواده، راه و رسم شريعت و ديندارى مى آموزد و تحصيلات ابتدايى را در بابل آغاز مى كند در مدرسه نيز شوق آموختن علوم قرآنى در او با حضور خانمى به نام صبورى كه معلم قرآن مدرسه بوده ومشوق سيدمحمدباقر خردسال بيشتر مى شود. «… چون تنها كسى كه در كلاس درس ايشان بيش از ديگران به روخوانى قرآن آشنا بود، مرا شناسايى كرده بودند [و] همواره تشويقم مى كردند. لكن اين خانم شيداى قرآن ـ به علت بيمارى سل ـ در جوانى دنياى فانى را وداع گفت و اين بنده در همان دوران كودكى آن چنان از مرگ زودرس اين آموزگار دلسوز قرآن، گرفتار افسردگى و اندوه مداوم بودم كه نمى توانستم باور كنم جاى ايشان در دبستان خالى است و همواره خاطره علاقه بى حد وحصر ايشان به قرآن وتقوى و عفت … در ذهنم تجديد مى شود و مرا افسرده و متأثر مى كند » سيدمحمدباقر خردسال بعداز كلاس چهارم دبستان با راهنمايى پدر ، به مدرسه صدر بابل مى رود كه در آن روزگار ، علماى بنام مازندران در آن به تدريس علوم دينى و قرآنى مى پرداختند. او هفت سال مدام در مدرسه صدر به تحصيل دروس سطح تا «بخش زيادى از مطول و معالم» مى پردازد و سال ۱۳۳۰ براى ادامه تحصيلات به تهران مى آيد. در تهران آن دوران، مدرسه مروى از مدارس مشهور علوم دينى بود. سيدمحمدباقر جوان با كوله بارى از تجربه هاى حوزوى و آگاهى از علوم دينى ، به جمع شاگردان مدرسه مروى مى پيوندد. همپاى او علامه حسن حسن زاده آملى وآيت الله جوادى آملى نيز براى تحصيل به اين مدرسه آمده بودند. سيدمحمد باقر در طى اين دوران در محضر استادان بنام مدرسه مروى همچون سيد صدرالدين رضوى، حاج ميرزا ابوالقاسم گرجى ، علامه شعرانى ، علامه محمدتقى جعفرى و علامه مرتضى مطهرى ، ميرزا باقر آشتيانى ، سيد ابوالقاسم رفيعى قزوينى و… به تلمذ و تحصيل مى پردازد و در بيرون از مدرسه نيز سيرحكمت و فلسفه اسلامى را نزد علامه مرتضى مطهرى دنبال مى كند. همزمان با تحصيل در مدرسه مروى، با تشويق دوستان و آشنايان ، در آزمون ورودى دانشكده معقول و منقول ـ كه اكنون با نام دانشكده الهيات و معارف شناخته مى شود ـ شركت مى كند و به جمع دانشجويان رشته فقه و مبانى علوم اسلامى دانشگاه تهران مى پيوندد.
دوره ليسانس را در محضر استادان نامى دانشكده همچون ميرجلال الدين محدث ارموى، مهدى الهى قمشه اى، سيدمهدى حميدى، سيدمحمدباقر سبزوارى، احمدناظرزاده كرمانى، سيدكمال الدين نوربخش، محمدباقر هوشيار، محمدعبده بروجردى، مجتبى مينوى، سيدحسن تقى زاده و ديگران با كسب امتيازات و نمرات عالى به پايان مى برد و دوره دكترا را نيز در رشته حكمت و فلسفه اسلامى همان دانشگاه با احراز مقام اول به اتمام مى رساند.
در دوره دكترا نيز از محضر استادان شيخ محمدعلى حكيم، حاج حسين على راشد، محمود شهابى وغلامحسين صديقى و احمد فرديد استفاده مى كند. خاطرات او درباره دو استاد نامدار ايام تحصيل سيدحسن تقى زاده و احمد فرديد بسيار خواندنى است. او از كلاس درس دكتر سيدحسن تقى زاده به ياد مى آورد كه نادم و پشيمان از جمله معروف اش «بايداز فرق سر تا نوك پا فرنگى شد» بود، و در آن دوران كه سخن از تغيير خط فارسى در برخى محافل و مجامع روشنفكرى مطرح مى شده، تقى زاده از مخالفان سرسخت اين تئورى بوده است. سيدمحمدباقر حجتى از دكتر احمد فرديد نيز ياد مى كند كه تاريخ فلسفه جديد درس مى داده است: «اين استاد هرچند از لابه لاى سخنانش دانشمندى بزرگ به نظر مى رسيدند، اما فهم و درك بيانشان نه تنها متعسر ودشوار مى نمود؛ بلكه متعذر و ناممكن به نظر مى رسيد و چنان مى نمود كه بيانش پيرامون هر مطالبى نامرتبط مى باشد».
در دوران تحصيل در مقطع دكترا، استادمحمدباقرحجتى با پيشنهاد آشنايى براى پيوستن به كتابخانه دانشكده الهيات براى تدوين و فهرست نويسى نسخ خطى، موافقت مى كند و او با حقوق ماهى ۱۵۰ تومان در سال ۱۳۳۹ به استخدام كتابخانه دانشكده در مى آيد.
189393.jpg
 «در كتابخانه دانشكده با گونى هاى انباشته از كتب خطى مواجه شدم كه اوراق بسيارى از آنها ازهم گسيخته و پاره اى از آنها، فاقد اوراق آغازو انجام و بدون جلد و پراز گردوغبار بود. نه تنها بايد از گردوغبار متراكم اين كتب استقبال مى كردم، بلكه بايد ميكروبهاى مربوط به قرن ششم تا قرون اخير نسخه هاى خطى را استنشاق مى نمودم.
و قهراً چون اين ميكروبها ضعيف شده بودند، توفيقى براى من بود كه واكسينه شوم!
حاصل شش سال كار مداوم او براى تدوين و فهرست نويسى اين مجموعه گرانقدر، دوكتاب مهم فهرست نسخه هاى خطى و عكسى اين كتابخانه شد كه توسط انتشارات دانشگاه تهران به طبع و نشر رسيد. اين تجربه عظيم، زمينه ساز كوشش ها و آثار ديگرى از استاد حجتى دراين زمينه شد كه فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه ملك در شش جلد (با همكارى احمدمنزوى) و فهرست موضوعى نسخه هاى خطى عربى كتابخانه جمهورى اسلامى درچهارجلد ازجمله اين آثار است.
او درسال ۱۳۴۶ از رساله دكتراى خويش باعنوان «اسلام تعليم و تربيت» دفاع كرد كه سالها بعد با اصرار شهيدباهنر در دوبخش «تربيت» و «تعليم» به چاپ رسيد.
دكتر سيدمحمد باقرحجتى از سال ۴۶ تاكنون در دانشكده هاى مختلف الهيات، به تدريس علوم دينى و قرآنى پرداخته و مديرگروه علوم قرآن و حديث بوده است. دركنار تدريسى كه همزمان با تحصيل درمدرسه مروى آغازشد، او به كارنگارش و تأليف و ترجمه بيش از سى عنوان كتاب پرمغز و محتوا در علوم قرآنى و معرفت اسلامى اهتمام ورزيده و «تفسير كاشف» را در تفسير سوره هاى مبارك قرآن كريم با همكارى دكتر عبدالكريم بى آزار شيرازى، درهشت جلد نگاشته است. دانش عميق او از علوم قرآنى كه با احاطه بر حكمت و فلسفه اسلامى عجين شده، از دكتر سيدمحمدباقر حجتى، دانشمندى تمام عيار در حكمت قرآنى ساخته است.
روحيه كنكاش و جست وجوگر استاد كه بيش از نيم قرن بر زندگى او محيط شده است، اسباب توسل و دستيابى به هزارتوهاى معانى وحى و معرفت دينى را براى او مهياكرده و دكتر سيدمحمدباقر حجتى را در مقام نادران و بزرگان دوران قرارداده است.
پى نوشت:
درنگارش اين مطلب از كتاب چهره هاى ماندگار و مصاحبه استاد با مجله بينات نيز استفاده شده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |