دكتر يوسف ثبوتى. متولد ۱۳۱۱ زنجان. از نخستين اختر فيزيكدانان ايران
ـ اخذ مدرك كارشناسى ارشد فيزيك، دانشگاه تورنتو، ۱۳۳۹
ـ دكتراى تخصصى (Ph.D) نجوم و اختر فيزيك، دانشگاه شيكاگو ۱۳۴۲
ـ استاديار بخش رياضى، دانشگاه نيوكاسل ۴۳ـ۱۳۴۲
ـ دانشيار بخش فيزيك، دانشگاه شيراز ۵۰ ـ۱۳۴۳
ـ دانشيار مدعو بخش نجوم، دانشگاه پنسيلوانيا، ۴۸ـ۱۳۴۷
ـ محقق ارشد انستيتوى نجوم و اختر فيزيك، دانشگاه آمستردام، ۵۴ ـ۱۳۵۳
ـ محقق مدعو مركز نجوم و اختر فيزيك دانشگاه شيكاگو ۶۴ ـ ۱۳۶۳
ـ استاد مدعو بخش فيزيك، دانشگاه نورث اسيترن، بوستون ۷۱ـ۱۳۷۰
ـ عضو وابسته به مركز بين المللى فيزيك نظرى (تريست ايتاليا) ۷۲ـ۱۳۶۶
ـ عضويت آكادمى علوم جهان سوم ۱۳۶۶ تاكنون
ـ عضويت فرهنگستان علوم جمهورى اسلامى ايران ۱۳۶۸ تاكنون
ـ جايزه كتاب سال ۱۳۷۴
ـ مؤسس و رئيس مركز تحصيلات تكميلى در علوم پايه، زنجان
ـ مؤسس و رئيس رصدخانه ابوريحان بيرونى دانشگاه شيراز
ـ عضو هيأت مؤسس و رئيس انجمن فيزيك ايران ۷۸ـ۷۵ و ۶۷ـ۶۵
ـ عضو هيأت مؤسس و رئيس انجمن نجوم ايران ۱۳۷۵ـ۱۳۸۱
ـ عضويت در بسيارى از مجامع علمى جهانى و ...
برخى از آثار تأليفى او عبارتند از: تحول ستارگان و فيزيك گرما، مابقى كتاب هاى او به زبان انگليسى نوشته شده اند.
در ميان تمام آنهايى كه به عنوان «چهره ماندگار» معرفى شده اند و از سر اتفاق هم پايشان به مهرگان كشيده شده است، يوسف ثبوتى، «چهره» ديگرى است. مردى كه «شاگردان دوران دانشگاه شيراز» دو آرزو بيشتر ندارند ـ حتى اگر سى سال آزگار از آن روزها گذشته باشد. اولى اين است كه اى كاش فرصتى پيش بيايد كه ايشان شاگردان قديمى شان را به گردش علمى در يكى از جزاير زيباى نيمكره جنوبى ببرند و در آنجا يك شب «آلفاسنتارى» را نشانشان بدهند و دوم اينكه استاد ساليان سال، همچنان مصمم و فعال، بر افتخارات جامعه فيزيك ايران بيفزايند و زعامتشان را از اين جامعه دريغ نكنند.
هفتاد سال پيش، در سال ،۱۳۱۱ هنگامى كه دنياى فيزيك در ابتداى دو انقلاب علمى بزرگ «نسبيت و كوانتوم» بود، انجمن فيزيك ايران را مرحوم حسابى با تنى چند از دانشجويان خودش بنيان گذاشت و يوسف ثبوتى همزمان با تأسيس انجمن فيزيك در ايران زاده شد. ثبوتى شاخصى است در دوران گذار از فيزيك نقلى به فيزيك جهانى. با ثبوتى فيزيك «كوانتومى» هم با چهل سال تأخير رسماً به دانشگاه هاى ما راه يافت.
ثبوتى نقل فيزيك نمى كرد. ثبوتى فيزيك را به معناى جهانى آن انجام مى داد.نمونه استاد پژوهشگرى كه مى توانست در هر كجاى ديگر دنيا باشد. اما پذيرفت در ايران بماند و پذيرفت حتى از تهران برود و به اين «مردم» خدمت كند و از خدمت لذت ببرد. دوران شكوفايى و اثرگذارى وى همراه است با پيدايش پديده فرار مغزها از ايران. ثبوتى نمونه اى است از ايرانيانى كه در معرض فرار هستند، اما بى ناز و توقع كام، قرار را بر فرار ترجيح مى دهند. پس او هم شاخص است و در دوران گذار از نقل به جهانى بودن و بازيگرى و هم شاخص در قرار مغزها.
«يوسف ثبوتى» متولد اول شهريور ۱۳۱۱ در زنجان است. در خانواده اى كتابخوان و اهل انديشه. «مرحوم پدرم، عمويم و برادربزرگترم، دكتر محمد ثبوتى كه بعدها استاد دانشگاه تهران شد و حق پدرى بر گردن من دارد آدم هاى كتابخوانى بودند. كتابخوانى پدرم روى من تأثير زيادى داشت و از دوران كودكى مرا با كتاب مأنوس كرد.»
او آموزش ابتدايى را در دبستان توفيق زنجان و چند سال از دوران متوسطه را نيز در دبيرستان توفيق اين شهر گذراند.
پس از آن به دليل آنكه در آن سال ها ديپلم كامل متوسطه در زنجان نبود و بعد از گرفتن ديپلم كلاس پنجم در دبستان توفيق به عنوان معلم كلاس چهارم ابتدايى مشغول به كار مى شود. درباره آن سال ها مى گويد: «خودم را آماده كردم ديپلم كلاس ششم را داوطلبانه در دبيرستان دارالفنون تهران امتحان بدهم، امتحان دادم ديپلم طبيعى گرفتم ولى نمره خوبى نگرفتم.»
يوسف ثبوتى در سال ۱۳۲۹ در دو كنكور از كنكورهاى دانشگاه تهران شركت مى كند و در هر دو كنكور قبول مى شود و «تصميم نهايى براى انتخاب يكى از دو رشته فيزيك و كشاورزى را به مرحوم روزبه واگذار كردم و به توصيه او فيزيك را انتخاب كردم. با اين وجود هميشه طبيعت را به عنوان يك مشغوليت جنبى براى خودم برگزيده ام.»
تحصيل او در دوران دانشگاه مصادف مى شود با سال هاى ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۲. يكى از بحرانى ترين برهه هاى تاريخ ايران. رزم آرا كشته شد. نفت ملى شد. دكتر مصدق نخست وزير شد و از نخست وزيرى افتاد. حوادث ۳۰ تير پيش آمد و دوباره مصدق به نخست وزيرى رسيد و بالاخره ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ پيش آمد. «ناچاراً او به سياست كشيده مى شود و با اين همه ثبوتى هرگز نمى تواند فيزيك را رها كند.» در تظاهرات شركت مى كردم، ولى هيچ وقت منطق قانع كننده و آرام بخشى را كه در فيزيك سراغ داشتم در بحث هاى سياسى و اجتماعى پيدا نمى كردم و هنوز هم پيدا نمى كنم. لازم است اين نكته را بيشتر بشكافم. در فيزيك براثر انباشت تجارب ساليان دراز تمدن بشرى، قواعد و قوانين شناخته شده اند. از اين قوانين و برمبناى منطق رياضى مى توان استنتاج كرد و درباره رخدادهاى طبيعت حكم صادر كرد. ولى اين پايان كار نيست. اگر حكم صادره با آنچه كه در عالم واقع و در آزمايشگاه رخ مى دهد مطابقت داشته قابل قبول است و در غير اين صورت مردود شناخته مى شود و فيزيكدان موظف است با رد قانون و يا رد منطق رياضى اش تجديدنظر كند و سبب عدم تطابق رخدادهاى طبيعى يا نتيجه گيريش را تصحيح كند. «او معتقد است چنين قواعدى در مسائل و مكاتب سياسى و اقتصادى وجود ندارد و كارگاهى كه نتيجه گيرى هاى نظرى را بتوان در آن به محك آزمايش زد، يافت نمى شود. به همين لحاظ است كه بسيارى از جروبحث هاى سياسى و اجتماعى به كلنجار و احياناً به خشونت كشيده مى شود.ثبوتى در ايام دانشجويى در دانشگاه تهران علاوه براين كه دانشجوى فيزيك بود، دانشجوى دانشسراى عالى هم بود و تعهد معلمى داشت.»
بنابراين در پاييز سال ۱۳۳۲ تبريز را به عنوان محل انجام تعهد دبيرى انتخاب كردم. سه سال در تبريز معلم بودم و در دو سه دبيرستان اين شهر فيزيك درس دادم. در دو سه سالى كه در تبريز بودم سعى كردم در دانشگاه تبريز رياضيات هم بخوانم ولى به عللى چنين فرصتى را پيدا نكردم و هميشه از اين بابت تأسف مى خورم كه به قدر كافى رياضيات ياد نگرفتم.
او سپس در آزمون دومين دوره دانشجويان سازمان نقشه بردارى پذيرفته مى شود و در همان زمان دكتر حسين كشى افشار مؤسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران را بنيانگذارى مى كرد و دست تنها بود و او داوطلب مى شود كه رايگان و در قبال اينكه چيزى ياد بگيرد زيردست دكتر افشار كار كند و در ترتيب دادن آزمايشگاه ژئومغناطيسى و گرانسنجى و كارهاى ديگر مؤسسه به وى كمك كند.
ثبوتى درباره سال هاى پس از آن مى گويد:« در طول سه سالى كه در سازمان نقشه بردارى بودم و در عين حال به دكتر افشار كمك مى كردم، در مقطع فوق ليسانس فيزيك دانشگاه تهران هم ثبت نام كردم. گمان مى كنم من و دو نفر ديگر اولين دانشجويان فوق ليسانس دانشكده علوم دانشگاه تهران باشيم. گواهى نامه من شماره سه خورده است. از اين لحاظ كه مطلب ياد مى گرفتيم كار سازمان نقشه بردارى و كار مؤسسه ژئوفيزيك براى من جالب بود. »
با اين حال كار رايگانش در مؤسسه ژئوفيزيك چندان بى اجر هم نماند.« آقاى توزو ويلسن كانادايى از ژئوفيزيك دانان بزرگ آن روز و شايد هم امروز به دعوت دكتر افشار به ايران آمده بود، چند روزى كه در تهران بود من راهنماى او بودم و در پايان مسافرت، دكتر افشار از آقاى ويلسن خواست مرا در دانشگاه تورنتو در قسمت ژئوفيزيك بپذيرد و به اين ترتيب من براى تحصيل در فوق ليسانس ديگر به دانشگاه تورنتو رفتم. از سال ۱۳۳۷ تا سال ۱۳۳۹ در دانشگاه تورنتو بودم و در اين مدت روى مغناطيس زمين كار مى كردم. »او در تابستان سال ۱۳۳۹ از دانشگاه تورنتو درجه« ام اس »يا همان كارشناسى ارشد در فيزيك را دريافت مى كند.
|
|
|
چگونه ثبوتى اختر فيزيكدان شده است؟ در پاسخ به اين سؤال مى گويد: در همان زمان يك دوست ژاپنى داشتم كه پس از يك سال كار آموزى در دانشگاه شيكاگو به تورنتو برگشته بود، از استادى به نام« سوبرامانيان چاندراسكار »در دانشگاه شيكاگو صحبت كرد كه شخص محقق و برجسته اى است و در مسائل مربوط به مغناطيس در داخل اجرام سماوى از جمله زمين مشغول تحقيق است. من شيفته توصيف دوست ژاپنى ام از« چاندراسكار»شدم و نامه اى براى او نوشتم كه فارغ التحصيل دانشگاه تهران و تورنتو هستم و علاقه مندم زير نظر او در دانشگاه شيكاگو دوره دكترايم را بگذرانم. معطل جواب نامه هم نشدم و راه افتادم رفتم شيكاگو و همزمان با نامه به ملاقات «چاندراسكار »نايل شدم. مصاحبه كوتاهى با من كرد و يادم نيست كه حضورى گفت يا كتبى اعلام كرد ولى حرفش اين بود كه بودجه لازم در آن سال براى گرفتن دانشجوى ديگر ندارد ولى مى تواند مرا به يكى از اساتيد ديگر معرفى بكند كه تخصص ژئوفيزيك من هم با كار او بيشتر مرتبط است. اين شخص« جوزف چمبرلن »بود كه مرا به عنوان دانشجو دردپارتمان نجوم و« آستروفيزيك»دانشگاه شيكاگو پذيرفت. اين دپارتمان در محل رصد خانه«ميركيز »در ۶۰ ميلى پرويس اصلى دانشگاه شيكاگو در محلى به نام« ويلياميزبى »در ويسكانسن قرار داشت و چنين بود كه او اختر فيزيكدان مى شود.
يوسف ثبوتى بهترين ايام عمرش را ايام تحصيل اش در دانشگاه شيكاگو مى داند و مى گويد:« آن روزها از بهترين ايام عمر من است و بسيار متأسفم كه اين مدت را كه به راحتى مى توانستم به چهار سال بكشانم در سه سال تمام كردم و فارغ التحصيل شدم. در هيچ زمانى به آن اندازه كه در اين سه سال يادگرفتم، ياد نگرفتم وتأسفم از اين بابت است. دانشگاه تورنتو هم براى من بسيار آموزنده بود ولى در دو سال اولى كه با نظام زندگى و آموزشى غربى آشنا نبودم به اندازه اى كه در شيكاگو با محيط احساس انس مى كردم در تورنتو مأنوس نبودم.»
يكى از بزرگترين افتخارات علمى يوسف ثبوتى كسب مدال سال آكادمى علوم جهان سوم در سال ۲۰۰۰ ميلادى است.
سخن درباره يوسف ثبوتى را با يادنامه اى كه انجمن فيزيك ايران از او نوشته آغاز كرديم و بهتر است با همان هم به پايان برسانيم. در اين يادنامه امده است: «اگر تنها اثر باقى مانده از يوسف ثبوتى تأسيس و راه اندازى مركز تحصيلات تكميلى در علوم پايه در گاوازنگ زنجان باشد بازهم بايد دست او را بوسيد. ده سال پيش كسى تصور نمى كرد زنجان قطب علوم پايه ايران شود و امروز چنين است.» گاوازنگ «زنجان قرارگاهى شده است براى مغزهاى جوان ايرانى كه مانند معلم ارشد شان قرار را بر فرار ترجيح داده اند.
پى نوشت:
۱- نوشته رضابهارى درباره يوسف ثبوتى در يادنامه استاد - انجمن فيزيك ايران
* درنگارش اين مطلب، از كتاب چهره هاى ماندگار نيز استفاده شده است.