دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۳ - ۲ شوال ۱۴۲۵
Mon, Nov 15, 2004
ويژه ۱
سال دهم - شماره ۲۹۷۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
تنبيه بى نظيرى كه در دادگاه مطرح است
در تحقيقات دادسراى ويژه فرودگاه مهرآباد عنوان شد
• ويژه نامه « حوادث » اين هفته
را در صفحات ويژه بخوانيد.
كوتاه و خواندنى
پليس: لطفاً فردا! ـ

سارق اهل آلبانى، پس از آنكه تصوير خود را روى صفحه تلويزيون در حال سرقت بانك مى بيند،تصميم مى گيرد هر چه زودتر خود را به پليس معرفى كند، ولى در كمال تعجب هنگام مراجعه به اداره پليس، مأموران به او مى گويند بهتر است فردا اين كار را بكند.اين سارق ۴۰ ساله كه دارل لوئيس نام دارد، ساعتى پس از آنكه اقدام به سرقت بانك كرده بود، خود را به پليس معرفى مى كند، ولى مأموران مى گويند براى دستگير شدن بايد روز بعد خود را معرفى كند. وى ناچار به اداره پليس ديگرى رفته و دستگير مى شود.

دوست روباه قرمز

شرلى تامكينس و همسرش باب زمستان سال گذشته به روباهى كه زخمى شده بود كمك كردند و جالب آنكه امسال نيز روباه ديگرى براى تقاضاى كمك به خانه آنها مراجعه كرده است. اين زوج كه اهل شهر پرنس جورج در كانادا هستند مى گويند روباه قرمز رنگى سال گذشته در حالى كه يك پايش شكسته بود به نزد آنها آمده و آنها وى را مداوا كرده اند. از آن پس اين روباه مكرراً به خانه آنها آمده و به آنها سر زده است. امسال نيز اين روباه، روباه خاكسترى رنگ ديگرى را كه زخمى شده بود به نزد آنها آورده است تا مداوا شود. گويا روباه نشانى منزل اين زوج را به دوستان خود نيز داده است.

اختلال ترافيكى ـ

مجرمى عجيب و كوچك اندام باعث بروز اختلال ترافيك در شهر اوكلاهاما گرديد. بنا به اين گزارش خانم كارول ويندام كه مشغول رانندگى در شهر بود ناگهان متوجه مى شود كه اتومبيلش بدون اراده وى در حال سرعت گرفتن است. وى ناچار با عبور از چراغ قرمز، موفق به متوقف كردن اتومبيل با زحمت زياد مى شود. تعميركارى كه اتومبيل وى را مورد بررسى قرار داد مى گويد، موشى كوچك در درون موتور اتومبيل لانه كرده و با جمع آورى تعداد زيادى بلوط و ميوه هاى خشك باعث گرديده بود يكى از اين بلوط ها به سيم گاز اتومبيل فشار آورده و آن را در جاى خود ثابت نگه دارد.

> قتل طوطى همسايه ـ

پليس زنى از اهالى ايالت ويرجينيا را به جرم قتل انتقامى يك طوطى محكوم كرده است. به گفته پليس اين زن كه آندريا گرانتام نام دارد در جريان يك مشاجره لفظى شديد بايكى از همسايگان خود، براى انتقام جويى اقدام به كشتن طوطى همسايه نموده است. با پيدا شدن جسد طوطى، همسايه پليس را با خبر كرده ومأموران پليس خانم گرانتام را در حالى دستگير كردند كه هنوز پرهاى رنگى طوطى در ميان موهاى وى به چشم مى خورد. وى پس از پرداخت جريمه اى ۵۰۰ دلارى آزاد گرديد.

> خواستگاران اينترنتى ـ

يورى لازارف ۳۴ ساله كه اهل مسكو است به جرم كلاهبردارى اينترنتى دستگير شد. وى با ارسال نامه هايى عاشقانه و تصويرى از زنانى كه خود را مايل به ازدواج معرفى كرده بودند، دامادهايى احتمالى را در كشورهاى غربى به دام مى انداخت و اين مردان هنگامى كه براى ديدارنامزد آينده شان ابراز علاقه مى كردند، لازارف با استفاده از اسامى جعلى از آنها پول براى گرفتن ويزا و خريد بليت هواپيما طلب مى كرد. وى از سه هزار خواستگار پول دريافت كرده است و از بعضى از آنها بيش از هزار و ۵۰۰ دلار كلاهبردارى كرده است.به دنبال شكايت يكى از اين خواستگاران اينترنتى، لازارف دستگير شده و به حبس محكوم گرديده است.

>شرط برسر عمر ـ

خانم روزاليند استرور انگليسى اين هفته چك ۲۳ هزار دلارى خود را كه دريك شرط بندى عجيب برنده شده بود، نقد كرد.
وى ۱۰ سال پيش شرط بسته بود كه قطعاً به سن ۱۰۰ سالگى خواهد رسيد. وى پس از رسيدن به اين سن ، اقدام به نقد كردن پول برنده شده نموده وقصد دارد به همراه خانواده خود صدمين جشن تولدش را با شكوهى بى نظير برپا كند.

> مسافر مرده قطار ـ

متصدى قطار، هنگام كنترل بليت مسافران، بليت مردى را كه ظاهراً درخواب بود وارسى كرده و به دقت مهر مى زند، بدون آنكه متوجه شود مسافر بيچاره مرده است.
اين متصدى به گمان اينكه مرد خوابش برده است، بليت را از دستش خارج ساخته، مهر زده وبه جاى اولش باز مى گرداند. با رسيدن قطار به مقصد، يكى از مأموران متوجه مى شود كه مسافر مذكور مرده است وبلافاصله نيروهاى امداد را خبر مى كند.

> محكوميت پدر سربه هوا ـ

پدر سربه هواى انگليسى به جرم ترك كردن فرزند نوزادش درون اتومبيل و رفتن به يك مشروب فروشى به ۷۵ روز حبس محكوم گرديد. اين مرد ۴۴ ساله كه رابين اسپندلر نام دارد، دختر ۶ هفته اى خود را درون اتومبيلش كه در پاركينگى عمومى پارك شده بود رها كرده و پس از آنكه ساعتى را دريك مشروب فروشى سپرى مى كند، تاكسى گرفته به خانه باز مى گردد.
همسرش كه غيبت نوزاد را عجيب مى داند پليس را باخبر مى كند. پليس دخترك را درحالى كه حالش خوب بوده وبه خواب رفته بود، درون اتومبيل مى يابد.
رابين اسپندلر اعلام كرده است به حكم صادره توسط دادگاه اعتراض خواهد كرد و آن را ناعادلانه مى داند.

>حمله چكشى ـ

مردى اهل ايالت ويسكانسن پس از آنكه مادربزرگ ۷۹ ساله اش از پرداخت پول به وى سرباز زد، اقدام به زدن وى با چكش نمود. مادربزرگ كه به واسطه اين حمله جمجمه اش شكسته ويكى از بازوهايش نيز آسيب ديده بود راهى بيمارستان شده واز نوه خشن خود شكايت مى كند. نوه ۳۴ ساله وى دستگير شده ودر آزمايشات روانپزشكى مشخص گرديده است از اختلالات شخصيتى رنج مى برد.

>كيمونوى گرانقيمت ـ

پيرزن ژاپنى كه براى محافظت از پولهاى خود، مبلغ ۱۹ هزار دلار را داخل آستر كيمونوى خوددوخته بود، با حواس پرتى كيمونوى مذكور را به يك بنگاه خيريه هديه مى كند. وى هنگامى به اشتباه خود پى مى برد كه در روزنامه، خبر پيدا شدن ۱۹ هزاردلار پول داخل يك كيمونوى اهدايى را مى خواند. وى كه با دادن نشانى هاى كامل قادر به پس گيرى پول خود شده است مى گويد به جهت آنكه منزل وى چند بار با سرقت مواجه شده و وى شخصاً علاقه مند به سپردن پول به بانك نمى باشد، اقدام به پنهان كردن پولها درون كيمونوى خود كرده بود.
تنبيه بى نظيرى كه در دادگاه مطرح است
مربى رانندگى دست كارآموز زن را سوزاند
190149.jpg
گروه حوادث: يك كارآموز زن از مربى تعليم رانندگى خود به علت اينكه دستش را با آتش فندك خودرو سوزانده بود، شكايت كرد.
اين مربى مرد وقتى كه زن نتوانسته بود قواعد رانندگى را به درستى اجرا كند دست او را به شدت سوزانده بود.
با شكايت اين زن كارآموز در دادسراى ناحيه ۴ رسالت پرونده اى تشكيل شد. اين زن در مورد چگونگى حادثه گفت: ۱۰ مردادماه بود كه به يكى از آموزشگاه هاى رانندگى در شرق تهران مراجعه كردم.
وى گفت: به دليل علاقه اى كه به اين كار داشتم تصميم گرفتم با وجود مشكلات زياد و گرفتارى هاى فراوان در جلسات آموزش به صورت مرتب حاضر شوم. كلاس هاى آموزش من ساعت ۱۹ تا ۲۱ شب بود و مربى من فوق العاده سختگير بود و هميشه مى گفت تو را تنبيه مى كنم. اوايل شهريور ماه بود. جلسه پانزدهم آموزش بود كه در حين رانندگى براثر يك اشتباه كلاچ را رها كردم مربى من وقتى اين كار را ديد با عصبانيت به من گفت دستت را روى دنده بگذار مى خواهم تو را تنبيه كنم.
فكر كردم مى خواهد با اين تهديد به من توجه بيشترى بدهد تا من دقت بيشترى پيدا كنم.
وى با ناراحتى گفت: پدر همسرم در عقب خودرو نشسته بود. من هم دست راستم را روى دنده گذاشتم و مى خواستم يكبار ديگر ماشين را به راه بيندازم كه در نهايت ناباورى مربى ام فندك خودرو را كه داغ كرده بود روى دستم قرار داد. از شدت درد به خودم پيچيدم و بوى گوشت و پوست سوخته ام در فضاى خودرو پيچيد. آنقدر دچار شوك و وحشت شده بودم كه حتى دستم را نكشيدم و يا از خودم دفاع نكردم . همراه من - پدر همسرم - نيز سكوت كرده بود. فقط گريه مى كردم و مربى من در برابر گريه هاى من دست خودش را نشان داد و گفت: ببين دست من هم سوخته است. من هم در كودكى زياد تنبيه شده ام و تو بايد از اين تنبيه يادبگيرى كه دقت بيشترى كنى.
اين زن اضافه كرد: شوهرم وقتى متوجه ماجرا شد به من گفت من حتماً از اين مربى و آموزشگاه همين الآن شكايت مى كنم و با او برخورد مى كنم. از شوهرم خواستم تا سكوت كند و حرفى نزند. تا دو روز بعد نه به آموزشگاه رفتم و نه به كسى حرف زدم. دو روز بعد از آن حادثه درحالى كه دستم را باند پيچى كرده بودم براى دادن امتحان آيين نامه به آموزشگاه رفتم. چند تن از كارآموزان و هنرجويان در كلاس به من گفتند: تو همان كسى هستى كه مربى ات دستت را سوزانده است؟ با تعجب گفتم: شما از كجا مى دانيد؟ آنها گفتند: مربى تو با ما هم كلاس داشت و براى ما تعريف كرد كه چطور دست يكى از هنرجويانش را سوزانده است. از اينكه مربى ام آبروى مرا برده به شدت ناراحت شدم. هنوز امتحان آيين نامه را نداده بودم. با ناراحتى به دفتر آموزشگاه رفتم و به خانمى كه مسؤول دفتر بود جريان را تعريف كردم. او با ناراحتى با من همدردى كرد و گفت: بروامتحان آيين نامه ات را بده و در اين فاصله من جريان را تعقيب مى كنم.
اين زن در ادامه گفت: امتحان آيين نامه را قبول شدم و دوباره به دفتر آموزشگاه رفتم ولى او گفت برو امتحان شهر را بده ما مربى ات را گوشمالى مى دهيم. در امتحان شهر آنقدر از نظر روحى وضعيت آشفته اى داشتم كه نتوانستم در امتحان موفق شوم. سرهنگى كه امتحان مى گرفت موضوع را پيگير شد و وقتى جريان را براى او توضيح دادم گفت: حتماً شكايت كن تا هم ديه ات را بگيرى هم كارت مربى ات باطل شود. به همين علت بود كه به آموزشگاه رفتم و كتباً گزارش دادم. همان موقع يكى از مربيان ديگر آمد و به من گفت: موضوع را پيگيرى نكن و به شهرك آزمايش نرو.
وى اظهار داشت: بعد از گزارش من مسؤول آموزشگاه گفت مسأله را پيگيرى مى كنيم. سرهنگ از من خواست در آموزشگاه منتظر او بمانم. او بعد از دقايقى صحبت با مسؤول آموزشگاه به من گفت: ما براى تو انصراف از دادن امتحان زده ايم و تو را رد نكرده ايم روز بعد بيا و دوباره امتحان بده.
اين زن با گريه گفت: بعد از دادن امتحان و گرفتن گواهينامه به يك دكتر مراجعه كردم و متوجه شدم برخلاف تصورم دستم به صورت عمقى سوخته و گوشت زيادى بالا آورده است و تنها با ليزر درمانى كه هزينه زيادى دارد قابل مداواست. به آموزشگاه مراجعه كردم و مسأله را با آنها درميان گذاشتم ولى مربى من گفت اگر كمى ديگر دستت را بسوزانى و از اين شكل خارج كنى، گردى اش به هم ريخته و همه چيز حل مى شود. و از طرف ديگر مسؤول آموزشگاه هم گفت: ما انكار مى كنيم و مى گوييم شوهرت تو را داغ كرده و سوزانده است. هر كارى مى خواهى بكن.
به گزارش خبرنگار ما داديار پرونده پس از بررسى مدارك اين زن و انجام تحقيقات تكميلى و شهادت چند تن از شهود با توجه به ادعاهاى زن مبنى بر اينكه هنرجويانى كه با وى امتحان آيين نامه داده بودند حاضر به دادن شهادت هستند، دستور داد تا كليه هنرجويان شاهد به دادسرا احضار شوند و در دستورى ديگر سرهنگى را كه از اين زن امتحان گرفته بود را به عنوان شاهد به دادگاه احضار كرد.
در تحقيقات دادسراى ويژه فرودگاه مهرآباد عنوان شد
اعترافات تكان دهنده دخترفرارى
از خلاف هاى۱۰ پسر شرور
• ويژه نامه « حوادث » اين هفته
را در صفحات ويژه بخوانيد.
190146.jpg
گروه حوادث: اعضاى يك باند فساد كه اعضاى آن را جوانان شرور تشكيل مى دادند، با رديابى يك دختر فرارى دستگير شدند.اعضاى اين باند يك گرمابه عمومى را محلى براى انجام مقاصد غير اخلاقى خود قرار داده بودند.مأموران پس از اينكه در گزارشى باخبر شدند دخترى فرارى با قدى كوتاه و ظاهر نامرتب به همراه يك جوان موتورسوار كه از اراذل و اوباش معروف است، در تاريكى شب در حوالى خط راه آهن سرگردان ديده شده است، تحقيقات خود را آغاز كردند.تا اينكه ساعت ۱۰ شب روز ۱۳ آبان ماه مأموران كلانترى ۱۶۱ ابوذر به سه ترك نشين يك موتوسيكلت كه دو پسر جوان و دخترى بودند، مظنون شده و به آنان فرمان ايست دادند.
با متوقف شدن اين موتوسيكلت روشن شد اين دو جوان از شرورهاى معروف منطقه هستند و دخترى كه همراه آنان است، همان دختر فرارى است.
اين دختر ۱۷ ساله به همراه دو جوان شرور در اختيار دايره اطلاعات كلانترى ابوذر قرار گرفتند و با دستورات قضايى تحقيقات از آنان آغاز شد.
با توجه به اينكه بازجويى از اين دختر فرارى نشان دهنده اين بود كه با يك باند بزرگ فساد روبرو شده اند، پرونده به علت اهميت موضوع به دادسراى ويژه عمومى و انقلاب فرودگاه مهرآباد ارجاع شد و جعفر صابرى زفرقندى ـ معاون دادستان و سرپرست دادسراى فرودگاه مهرآباد ـ پرونده را در اختيار داديار شهبازى براى انجام تحقيقات قضايى قرار داد.
\ بازجويى از دختر فرارى
اين دختر فرارى كه ۱۷ سال دارد، پس از اينكه در برابر داديار شهبازى قرار گرفت، در مورد خودش گفت: اسم من مهرنوش است. مدتى پيش پس از اينكه پدر و مادرم پس از سالها اختلاف و درگيرى از هم جدا شده و طلاق گرفتند، احساس تنهايى كردم و چون سرپناه خودم را از دست داده بودم و مى ديدم هر كدام از والدينم به دنبال زندگى خودشان و خواسته هاى شخصى شان هستند و هيچ توجهى به من ندارند، از خانه فرار كردم.
وى با ناراحتى گفت: بدون اينكه بدانم چه سرنوشتى در انتظارم است و با چه مشكلاتى روبرو خواهم شد، از خانه بيرون زدم. همان ساعتهاى اوليه بعد از فرار بود كه در اطراف تهران طعمه سه جوان شدم. آنان با كشاندن من به يك منطقه خلوت و بيابانى به من تجاوز كردند.
از آن روز به بعد بود كه در خيابانها رها شدم. هيچ سرپناهى نداشتم و كسى نبود كه به من به چشم يك انسان نگاه كند. درحالى كه من فكر مى كردم بعد از فرار شرايط بهترى پيدا خواهم كرد.
وى با گريه گفت: تا اينكه بعد از مدت كوتاهى دستگير شدم و به حكم قاضى به يكى از مراكز بهزيستى سپرده شدم. در آنجا نمى توانستم تحمل كنم. اكثر كسانى كه در آنجا بودند، وضعيتى مشابه با من داشتند. از نظر روحى به هم ريخته بودم. فكر مى كردم به خانه پدرى ام بازگردم، ولى مى دانستم با توجه به مشكلاتى كه برايم پيش آمده است، ديگر كسى مرا نخواهد پذيرفت. در همين زمان بود كه دومين اشتباه را در طول زندگى ام انجام دادم و آن فرار دوم من بود. اين بار از بهزيستى فرار كردم. مى خواستم هرطور شده است كار مناسبى پيدا كنم، ولى اين بار در دام گروه بزرگى افتادم.
\ اعترافات دردناك
مهرنوش در مورد چگونگى به دام افتادن در دام اين باند فساد گفت: بعد از فرار از بهزيستى با پسر جوانى كه صاحب موتوسيكلتى بود، آشنا شدم. او با حرفهاى فريبنده اش به من اطمينان داد كه از من حمايت خواهد كرد. چون هيچ كس را نداشتم، به او اعتماد كردم. او مرا به خانه اى برد و در آنجا مورد تجاوز قرار داد. بعد از اينكه چند جوان شرور به آن خانه پاى گذاشتند، متوجه شدم كه هيچ راهى براى فرار ندارم. در همانجا بود كه ناچار شدم تن به خواسته هاى حيوانى آنان بدهم.
\ راز گرمابه
مهرنوش در ادامه بازجويى ها گفت: بعد از مدت كوتاهى بود كه آنان مرا وادار كردند كه همراه آنان به يك گرمابه بروم. آنها اكثراً ساعتهاى ۲ بعد از ظهر كه گرمابه و كوچه ها خلوت بود، مرا به گرمابه اى در يكى از ميدانهاى جنوب شهر تهران مى بردند و مورد تجاوز قرار مى دادند.آنها بعد از اين كار با گرفتن پول از افراد ديگرى مرا در اختيار آنها قرار مى دادند و متصدى گرمابه نيز درحالى كه مى دانست اين جوانهاى شرور مرا به چه علت به آنجا مى بردند، با گرفتن پول از آنان اجازه مى داد تا در حمام فساد شود.
با توجه به اعترافات اين دختر فرارى، صابرى زفرقندى دستور ويژه اى را براى دستگيرى هرچه سريعتر متهمان به سرهنگ بختكى ـ رئيس كلانترى ۱۶۱ ابوذر ـ صادر كرد. همچنين داديار شهبازى دستور پلمب شدن گرمابه را صادر كرد.
به علت حساسيت موضوع، سرهنگ بختكى در چند رشته عمليات فنى بلافاصله تمام كسانى را كه به نوعى در اين باند فساد فعاليت داشتند، تحت نظر قرار داد.مأموران متوجه شدند كه اين باند داراى سه عضو اصلى است و پيمان قره نيز كه يكى از جوانان شرور است، يكى از سه عضو اصلى اين باند است.مأموران در يك فرصت مناسب ساعت ۱۲ نيمه شب به مخفيگاه پيمان قره وارد شده و او را دستگير كردند.
با دستگيرى پيمان قره، وى تحت بازجويى هاى فنى، پليسى قرار گرفت و ناچار لب به اعتراف گشود و دو تن از همدستانش را كه معروف به اسلى كو و بهزاد دالتون بودند، به پليس معرفى كرد.
عمليات ويژه ديگرى از سوى مأموران كلانترى ۱۶۱ ساعت يك و نيم بامداد همان روز منجر به دستگيرى اين دو جوان شرور شد.
از سوى ديگر، با توجه به اطلاعاتى كه اين دو جوان شرور در اختيار پليس قرار دادند، روشن شد كه «پيمان قره» همان متهمى است كه از سوى دايره اطلاعات كلانترى ۱۴۹ تحت تعقيب است.
پيمان قره كه يكى از جوانان شرور منطقه است، مدتى قبل از دستگيرى پس از شرط بندى با چند تن از دوستان خود مبادرت به سر كردن چادر كرده و سپس درحالى كه بر اثر خوردن مشروبات الكلى، مست بوده، وارد يكى از دبيرستانهاى دخترانه شده است.
اين جوان شرور پس از وارد شدن به يكى از كلاسهاى درس و برداشتن چادر باعث رعب و وحشت بسيار در مدرسه شده و بعد از اين كار اقدام به فرار كرده بود. به گزارش خبرنگار ما، پيمان قره پس از دستگيرى توسط مسؤولان مدرسه شناسايى شد.
پس از دستگيرى ۱۰ تن از عاملان اصلى اين خانه فساد يكى از اين دستگير شدگان به نام رضا سگى منكر رفت و آمد به گرمابه شد، ولى وى وقتى در برابر مهرنوش قرار گرفت، ناچار لب به اعتراف گشود و گفت: زمانى كه به گرمابه مى رفتيم، از طريق دادن پول به سه تن از متصديان و كارگران گرمابه امكان ورود و خروج به گرمابه را پيدا كرده بوديم. به گزارش خبرنگار ما، داديار شهبازى پس از صدور قرار قانونى براى متهمان كه بين ۲۰ تا ۲۵ سال دارند، آنان را روانه زندان كرد. همچنين دستور داد تا چند تن از متهمان اصلى پرونده كه متوارى اند، دستگير شده و صاحب گرمابه را نيز به دادگاه احضار كرد. داديار شهبازى ضمن هشدار به خانواده ها گفت: خانواده ها بايد توجه بيشترى به فرزندان خود داشته باشند و پس از ازدواج و داشتن فرزند، اختلافاتشان را كنار بگذارند. مهرنوش نيز مانند اكثردختران فرارى قربانى طلاق و اختلاف والدين خود شده است. اين دختر نوجوان به دليل سن كم وبى تجربگى، قربانى افكار خود كه به دنبال يافتن راه نجاتى براى خود بوده ،شد ولى بعد از فرار، گرفتار افراد ناباب و شرور شده و در راههاى فساد افتاده و به علت نداشتن سرپناه و حامى ناچار تن به فساد داده شد. وى اضافه كرد: والدين و خانواده با نظارت بيشتر روى فرزندان پسر خود و ايجاد شرايط مناسب براى كار و فعاليت اجتماعى آنان و دوستى هايشان با گروه همسال بايد نظارت بيشترى داشته باشند تا آنان به راههاى خلاف نيفتند و در اين باندهاى مافيايى گرفتار نشوند، زيرا اين افراد علاوه بر اينكه باعث آلودگى اجتماع مى شوند، پس از مدتى خود قربانى گروهها و باندهاى ديگر شده و پس از غوطه ور شدن در فساد به انواع بيماريها نيز آلوده خواهند شد.


ديدگاه
پيشگيرى، از آزار جنسى
كودكان و نوجوانان



پيشگيرى عمده ترين هدف در مقابله با پديده، آزار جنسى كودكان و نوجوانان است. پيشگيرى از اين تبهكارى در سه سطح اوليه، ثانويه و ثالثه صورت مى گيرد.
منظور از پيشگيرى اوليه، رويكردهايى است كه معطوف به كل جمعيت است. پيشگيرى ثانويه بر گروههايى از جمعيت تمركز دارد كه به نظر مى رسد در معرض بالاترين خطر از جهت آزار جنسى هستند.
پيشگيرى ثالثه شامل اقداماتى براى كودك آزار ديده، تبهكار كودك آزار (كه ممكن است والد يا بستگان نزديك باشند) و كل خانواده قربانى انجام مى گيرد تا رنجهاى عاطفى كودك تخفيف يابد و احتمال آزار مجدد از بين برود.
براى پيشگيرى از آزار جنسى كودك و نوجوان توسط غريبه ها مطمئناً از بهترين عوامل، آگاهى خانواده ها و نظارت آنان بر وضعيت رفت و آمد، ارتباطها و دوستيهاى كودك بيرون از خانه و حتى در مدرسه است. به همين دليل، اطلاع والدين از سلوك كودك در مدرسه ضرورى است. انجمنهاى اوليا و مربيان محل خوبى براى تبادل نظر جهت اينگونه امور است.
كودكانى كه با اطلاع و گاهى بدون اطلاع والدين، ساعات طولانى را به عنوان بازى، خريد، ديدن دوستان، كلاسهاى فوق برنامه و رفتن به پارك سپرى مى كنند، در معرض خطر بيشترى از كودك آزارى جنسى توسط غريبه ها هستند.
آموزگاران به طور عام و مربيان پرورشى به طور خاص مى توانند با مشاهده وضعيت دانش آموزان، افراد در معرض خطر را بشناسند و با خانواده ارتباط برقرار نمايند.
عامل ديگر، بالا بودن سطح امنيت در جامعه است كه تا حدودى به امكانات و كاركرد نيروهاى انتظامى مربوط مى شود.
در اقدامات پيشگيرى اوليه، با گنجانيدن برنامه هايى در سامانه آموزشى و نهادهاى اجتماعى به كودكان آموخته مى شود كه چگونه موقعيتهاى متضمن آزار جنسى را بشناسند و چگونه قاطعانه واكنش نمايند.
ارزيابى علمى اين برنامه ها نشان مى دهد كودكان تا حدودى مفاهيمى را كه در اين مورد به آنان ارائه مى شود، در مى يابند، اما اينكه آيا اين آگاهى محدود تبديل به رفتارهاى محافظت از خود مى شود يا نه، چندان روشن نيست.
ميزان يادگيرى كودكان از اين برنامه ها به سن و اعتماد به نفس آنان مربوط است. كودكانى كه سن بالاترى دارند (۷ تا ۱۲ سال) و كودكانى با اعتماد به نفس بيشتر، از اين برنامه ها بيشتر مى آموزند. قبلاً براى آموزش كودكان از مفاهيم انتزاعى چون تماس و نوازش خوب، در برابر تماس و نوازش بد استفاده مى شد، اما اكنون تأكيد بر ايجاد مهارتهاى ويژه در زمينه هايى چون رفتار قاطعانه، تصميم گيرى مناسب و ارتباطات شفاف است.
براى يافتن اينكه چه سبك هاى ارائه، چه مواد مكمل و چه مدت زمانى مورد نياز است تا كودكان مفاهيمى را كه آموخته اند، جزو رفتار خود نمايند، پژوهش بيشتر لازم است.
نويدبخش ترين برنامه هاى پيشگيرى آنهايى است كه در برنامه درسى گنجانده مى شود، يعنى از برنامه هاى درسى متناسب با رشد ذهنى ـ عاطفى كودك به صورتى جذاب و متنوع براى عرضه مفاهيم استفاده مى شود. اين برنامه ها به كودك مى آموزند كه هر تماسى را كه باعث ناراحتى آنان مى شود (از جمله در خانه) بى درنگ با فرد بزرگسال مناسب مطرح كنند. اين برنامه ها بر تمرين رفتارى و عملى كافى از راهبردهاى پيشگيرى تأكيد دارند كه مى تواند به صورت نمايشنامه اجرا گردد.
آموزشهاى مذكور موجب گفت و گوهاى شفاف بين والدين و كودكان و كودكان و مربيان شده است. كودكانى كه در اين برنامه ها شركت كرده اند، در حين اين برنامه ها يا پس از آنها به ميزان قابل توجه بيشترى، نگرانيها و مسائل خود را بيان كرده اند، زيرا دريافته اند كه گفتن اين مسائل اشكالى ندارد و حتى با وجود تهديدهاى تبهكار كودك آزار مبنى بر اينكه «اگر به كسى چيزى بگويى، تو را خواهم كشت» يا «اگر ديگران را خبردار كنى، آبرويت مى رود»، مى توانند بدون ترس در اين باره صحبت كنند.والدين بايد تشويق شوند رابطه شفاف و مبنى بر اعتماد را حفظ كنند تا كودكان اگر چيز بدى روى دهد، در بازگو كردن آن احساس راحتى نمايند.
برنامه هاى پيشگيرى اوليه در ضمن مى تواند توسط پزشكان عمومى كه جنبه پزشك خانواده براى كودك و خانواده او دارند، مطرح گردد.بخشى از راهنمايى ها تأكيد به والدين در مورد اين نكات است كه اگر كودكى مورد عشق و محبت والدين باشد، به حرفهاى او گوش داده شود و عزت نفس بالايى داشته باشد، كمتر احتمال دارد قربانى آزار جنسى شود.براى پيشگيرى ثانويه از آزار جنسى هم بايد كوشش ويژه به گروههاى در معرض خطر معطوف شود، از جمله: كودكان والدين معتاد، كودكانى كه در خانواده هاى از هم گسيخته بزرگ مى شوند، كودكان مبتلا به مسائل و معلوليتهاى روانى و ذهنى، كودكانى كه در فقر، محروميت و تبعيض به سر مى برند و كودكانى كه به عوض حضور در مدرسه مجبور به كار هستند.
پيشگيرى ثالثه شامل خدمات حمايتى اجتماعى، مشاوره و مداخلات حقوقى و كيفرى پس از كشف آزار جنسى است. در مواردى كه كودك آزارى توسط يكى از اعضاى خانواده روى داده باشد و در صورت احراز بى كفايتى والدين، دادستان مى تواند براى خارج كردن كودك از آن خانه اقدام كند و ترتيب نگهدارى جايگزين براى وى را تا بهبود شرايط خانواده بدهد.اقدامات روانپزشكى بخش عمده برنامه هاى درمانى را تشكيل مى دهد كه شامل مشاوره يا روان درمانى براى كودك آسيب ديده و ساير اعضاى خانواده است.
دستگاه عدالت كيفرى، هم براى تنبيه بزهكار كودك آزار، عبرت او و ديگران و كاهش تنش در جامعه در اين موارد وظايف قانونى خود را انجام مى دهد. در صورتى كه كودك آزار جنسى، والد يا برادر يا پدربزرگ باشد، آنگاه تعقيب كيفرى و مجازات بزهكار، اقدام بحث انگيزى مى شود. پيگيرى كيفرى و مجازات مرتكب اين بزه به وضوح اين نكته را روشن مى كند كه جنايتى چون آزار جنسى كودك، ابداً قابل پذيرش و تحمل نيست، اما در صورتى كه مرتكب، والد يا برادر يا پدربزرگ كودك باشد، تأثير مجازات بدون اقدامات درمانى معلوم نيست.در صورتى كه كوششهاى اوليه، ثانويه و ثالثه پيشگيرى از آزار جنسى كودك به صورت تركيبى و كامل انجام گيرد، اثربخشى بيشترى خواهد داشت.نظر به اهميت موضوع، هفته آينده ضرورت و چگونگى اقدامات درمانى روانپزشكى براى بزه ديدگان كودك آزارى جنسى و خانواده هايشان مطرح خواهد شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |