|
در تحقيقات دادسراى ويژه فرودگاه مهرآباد عنوان شد
اعترافات تكان دهنده دخترفرارى از خلاف هاى۱۰ پسر شرور
• ويژه نامه « حوادث » اين هفته را در صفحات ويژه بخوانيد.
|
|
|
گروه حوادث: اعضاى يك باند فساد كه اعضاى آن را جوانان شرور تشكيل مى دادند، با رديابى يك دختر فرارى دستگير شدند.اعضاى اين باند يك گرمابه عمومى را محلى براى انجام مقاصد غير اخلاقى خود قرار داده بودند.مأموران پس از اينكه در گزارشى باخبر شدند دخترى فرارى با قدى كوتاه و ظاهر نامرتب به همراه يك جوان موتورسوار كه از اراذل و اوباش معروف است، در تاريكى شب در حوالى خط راه آهن سرگردان ديده شده است، تحقيقات خود را آغاز كردند.تا اينكه ساعت ۱۰ شب روز ۱۳ آبان ماه مأموران كلانترى ۱۶۱ ابوذر به سه ترك نشين يك موتوسيكلت كه دو پسر جوان و دخترى بودند، مظنون شده و به آنان فرمان ايست دادند. با متوقف شدن اين موتوسيكلت روشن شد اين دو جوان از شرورهاى معروف منطقه هستند و دخترى كه همراه آنان است، همان دختر فرارى است. اين دختر ۱۷ ساله به همراه دو جوان شرور در اختيار دايره اطلاعات كلانترى ابوذر قرار گرفتند و با دستورات قضايى تحقيقات از آنان آغاز شد. با توجه به اينكه بازجويى از اين دختر فرارى نشان دهنده اين بود كه با يك باند بزرگ فساد روبرو شده اند، پرونده به علت اهميت موضوع به دادسراى ويژه عمومى و انقلاب فرودگاه مهرآباد ارجاع شد و جعفر صابرى زفرقندى ـ معاون دادستان و سرپرست دادسراى فرودگاه مهرآباد ـ پرونده را در اختيار داديار شهبازى براى انجام تحقيقات قضايى قرار داد. \ بازجويى از دختر فرارى اين دختر فرارى كه ۱۷ سال دارد، پس از اينكه در برابر داديار شهبازى قرار گرفت، در مورد خودش گفت: اسم من مهرنوش است. مدتى پيش پس از اينكه پدر و مادرم پس از سالها اختلاف و درگيرى از هم جدا شده و طلاق گرفتند، احساس تنهايى كردم و چون سرپناه خودم را از دست داده بودم و مى ديدم هر كدام از والدينم به دنبال زندگى خودشان و خواسته هاى شخصى شان هستند و هيچ توجهى به من ندارند، از خانه فرار كردم. وى با ناراحتى گفت: بدون اينكه بدانم چه سرنوشتى در انتظارم است و با چه مشكلاتى روبرو خواهم شد، از خانه بيرون زدم. همان ساعتهاى اوليه بعد از فرار بود كه در اطراف تهران طعمه سه جوان شدم. آنان با كشاندن من به يك منطقه خلوت و بيابانى به من تجاوز كردند. از آن روز به بعد بود كه در خيابانها رها شدم. هيچ سرپناهى نداشتم و كسى نبود كه به من به چشم يك انسان نگاه كند. درحالى كه من فكر مى كردم بعد از فرار شرايط بهترى پيدا خواهم كرد. وى با گريه گفت: تا اينكه بعد از مدت كوتاهى دستگير شدم و به حكم قاضى به يكى از مراكز بهزيستى سپرده شدم. در آنجا نمى توانستم تحمل كنم. اكثر كسانى كه در آنجا بودند، وضعيتى مشابه با من داشتند. از نظر روحى به هم ريخته بودم. فكر مى كردم به خانه پدرى ام بازگردم، ولى مى دانستم با توجه به مشكلاتى كه برايم پيش آمده است، ديگر كسى مرا نخواهد پذيرفت. در همين زمان بود كه دومين اشتباه را در طول زندگى ام انجام دادم و آن فرار دوم من بود. اين بار از بهزيستى فرار كردم. مى خواستم هرطور شده است كار مناسبى پيدا كنم، ولى اين بار در دام گروه بزرگى افتادم. \ اعترافات دردناك مهرنوش در مورد چگونگى به دام افتادن در دام اين باند فساد گفت: بعد از فرار از بهزيستى با پسر جوانى كه صاحب موتوسيكلتى بود، آشنا شدم. او با حرفهاى فريبنده اش به من اطمينان داد كه از من حمايت خواهد كرد. چون هيچ كس را نداشتم، به او اعتماد كردم. او مرا به خانه اى برد و در آنجا مورد تجاوز قرار داد. بعد از اينكه چند جوان شرور به آن خانه پاى گذاشتند، متوجه شدم كه هيچ راهى براى فرار ندارم. در همانجا بود كه ناچار شدم تن به خواسته هاى حيوانى آنان بدهم. \ راز گرمابه مهرنوش در ادامه بازجويى ها گفت: بعد از مدت كوتاهى بود كه آنان مرا وادار كردند كه همراه آنان به يك گرمابه بروم. آنها اكثراً ساعتهاى ۲ بعد از ظهر كه گرمابه و كوچه ها خلوت بود، مرا به گرمابه اى در يكى از ميدانهاى جنوب شهر تهران مى بردند و مورد تجاوز قرار مى دادند.آنها بعد از اين كار با گرفتن پول از افراد ديگرى مرا در اختيار آنها قرار مى دادند و متصدى گرمابه نيز درحالى كه مى دانست اين جوانهاى شرور مرا به چه علت به آنجا مى بردند، با گرفتن پول از آنان اجازه مى داد تا در حمام فساد شود. با توجه به اعترافات اين دختر فرارى، صابرى زفرقندى دستور ويژه اى را براى دستگيرى هرچه سريعتر متهمان به سرهنگ بختكى ـ رئيس كلانترى ۱۶۱ ابوذر ـ صادر كرد. همچنين داديار شهبازى دستور پلمب شدن گرمابه را صادر كرد. به علت حساسيت موضوع، سرهنگ بختكى در چند رشته عمليات فنى بلافاصله تمام كسانى را كه به نوعى در اين باند فساد فعاليت داشتند، تحت نظر قرار داد.مأموران متوجه شدند كه اين باند داراى سه عضو اصلى است و پيمان قره نيز كه يكى از جوانان شرور است، يكى از سه عضو اصلى اين باند است.مأموران در يك فرصت مناسب ساعت ۱۲ نيمه شب به مخفيگاه پيمان قره وارد شده و او را دستگير كردند. با دستگيرى پيمان قره، وى تحت بازجويى هاى فنى، پليسى قرار گرفت و ناچار لب به اعتراف گشود و دو تن از همدستانش را كه معروف به اسلى كو و بهزاد دالتون بودند، به پليس معرفى كرد. عمليات ويژه ديگرى از سوى مأموران كلانترى ۱۶۱ ساعت يك و نيم بامداد همان روز منجر به دستگيرى اين دو جوان شرور شد. از سوى ديگر، با توجه به اطلاعاتى كه اين دو جوان شرور در اختيار پليس قرار دادند، روشن شد كه «پيمان قره» همان متهمى است كه از سوى دايره اطلاعات كلانترى ۱۴۹ تحت تعقيب است. پيمان قره كه يكى از جوانان شرور منطقه است، مدتى قبل از دستگيرى پس از شرط بندى با چند تن از دوستان خود مبادرت به سر كردن چادر كرده و سپس درحالى كه بر اثر خوردن مشروبات الكلى، مست بوده، وارد يكى از دبيرستانهاى دخترانه شده است. اين جوان شرور پس از وارد شدن به يكى از كلاسهاى درس و برداشتن چادر باعث رعب و وحشت بسيار در مدرسه شده و بعد از اين كار اقدام به فرار كرده بود. به گزارش خبرنگار ما، پيمان قره پس از دستگيرى توسط مسؤولان مدرسه شناسايى شد. پس از دستگيرى ۱۰ تن از عاملان اصلى اين خانه فساد يكى از اين دستگير شدگان به نام رضا سگى منكر رفت و آمد به گرمابه شد، ولى وى وقتى در برابر مهرنوش قرار گرفت، ناچار لب به اعتراف گشود و گفت: زمانى كه به گرمابه مى رفتيم، از طريق دادن پول به سه تن از متصديان و كارگران گرمابه امكان ورود و خروج به گرمابه را پيدا كرده بوديم. به گزارش خبرنگار ما، داديار شهبازى پس از صدور قرار قانونى براى متهمان كه بين ۲۰ تا ۲۵ سال دارند، آنان را روانه زندان كرد. همچنين دستور داد تا چند تن از متهمان اصلى پرونده كه متوارى اند، دستگير شده و صاحب گرمابه را نيز به دادگاه احضار كرد. داديار شهبازى ضمن هشدار به خانواده ها گفت: خانواده ها بايد توجه بيشترى به فرزندان خود داشته باشند و پس از ازدواج و داشتن فرزند، اختلافاتشان را كنار بگذارند. مهرنوش نيز مانند اكثردختران فرارى قربانى طلاق و اختلاف والدين خود شده است. اين دختر نوجوان به دليل سن كم وبى تجربگى، قربانى افكار خود كه به دنبال يافتن راه نجاتى براى خود بوده ،شد ولى بعد از فرار، گرفتار افراد ناباب و شرور شده و در راههاى فساد افتاده و به علت نداشتن سرپناه و حامى ناچار تن به فساد داده شد. وى اضافه كرد: والدين و خانواده با نظارت بيشتر روى فرزندان پسر خود و ايجاد شرايط مناسب براى كار و فعاليت اجتماعى آنان و دوستى هايشان با گروه همسال بايد نظارت بيشترى داشته باشند تا آنان به راههاى خلاف نيفتند و در اين باندهاى مافيايى گرفتار نشوند، زيرا اين افراد علاوه بر اينكه باعث آلودگى اجتماع مى شوند، پس از مدتى خود قربانى گروهها و باندهاى ديگر شده و پس از غوطه ور شدن در فساد به انواع بيماريها نيز آلوده خواهند شد.
ديدگاه پيشگيرى، از آزار جنسى كودكان و نوجوانان
پيشگيرى عمده ترين هدف در مقابله با پديده، آزار جنسى كودكان و نوجوانان است. پيشگيرى از اين تبهكارى در سه سطح اوليه، ثانويه و ثالثه صورت مى گيرد. منظور از پيشگيرى اوليه، رويكردهايى است كه معطوف به كل جمعيت است. پيشگيرى ثانويه بر گروههايى از جمعيت تمركز دارد كه به نظر مى رسد در معرض بالاترين خطر از جهت آزار جنسى هستند. پيشگيرى ثالثه شامل اقداماتى براى كودك آزار ديده، تبهكار كودك آزار (كه ممكن است والد يا بستگان نزديك باشند) و كل خانواده قربانى انجام مى گيرد تا رنجهاى عاطفى كودك تخفيف يابد و احتمال آزار مجدد از بين برود. براى پيشگيرى از آزار جنسى كودك و نوجوان توسط غريبه ها مطمئناً از بهترين عوامل، آگاهى خانواده ها و نظارت آنان بر وضعيت رفت و آمد، ارتباطها و دوستيهاى كودك بيرون از خانه و حتى در مدرسه است. به همين دليل، اطلاع والدين از سلوك كودك در مدرسه ضرورى است. انجمنهاى اوليا و مربيان محل خوبى براى تبادل نظر جهت اينگونه امور است. كودكانى كه با اطلاع و گاهى بدون اطلاع والدين، ساعات طولانى را به عنوان بازى، خريد، ديدن دوستان، كلاسهاى فوق برنامه و رفتن به پارك سپرى مى كنند، در معرض خطر بيشترى از كودك آزارى جنسى توسط غريبه ها هستند. آموزگاران به طور عام و مربيان پرورشى به طور خاص مى توانند با مشاهده وضعيت دانش آموزان، افراد در معرض خطر را بشناسند و با خانواده ارتباط برقرار نمايند. عامل ديگر، بالا بودن سطح امنيت در جامعه است كه تا حدودى به امكانات و كاركرد نيروهاى انتظامى مربوط مى شود. در اقدامات پيشگيرى اوليه، با گنجانيدن برنامه هايى در سامانه آموزشى و نهادهاى اجتماعى به كودكان آموخته مى شود كه چگونه موقعيتهاى متضمن آزار جنسى را بشناسند و چگونه قاطعانه واكنش نمايند. ارزيابى علمى اين برنامه ها نشان مى دهد كودكان تا حدودى مفاهيمى را كه در اين مورد به آنان ارائه مى شود، در مى يابند، اما اينكه آيا اين آگاهى محدود تبديل به رفتارهاى محافظت از خود مى شود يا نه، چندان روشن نيست. ميزان يادگيرى كودكان از اين برنامه ها به سن و اعتماد به نفس آنان مربوط است. كودكانى كه سن بالاترى دارند (۷ تا ۱۲ سال) و كودكانى با اعتماد به نفس بيشتر، از اين برنامه ها بيشتر مى آموزند. قبلاً براى آموزش كودكان از مفاهيم انتزاعى چون تماس و نوازش خوب، در برابر تماس و نوازش بد استفاده مى شد، اما اكنون تأكيد بر ايجاد مهارتهاى ويژه در زمينه هايى چون رفتار قاطعانه، تصميم گيرى مناسب و ارتباطات شفاف است. براى يافتن اينكه چه سبك هاى ارائه، چه مواد مكمل و چه مدت زمانى مورد نياز است تا كودكان مفاهيمى را كه آموخته اند، جزو رفتار خود نمايند، پژوهش بيشتر لازم است. نويدبخش ترين برنامه هاى پيشگيرى آنهايى است كه در برنامه درسى گنجانده مى شود، يعنى از برنامه هاى درسى متناسب با رشد ذهنى ـ عاطفى كودك به صورتى جذاب و متنوع براى عرضه مفاهيم استفاده مى شود. اين برنامه ها به كودك مى آموزند كه هر تماسى را كه باعث ناراحتى آنان مى شود (از جمله در خانه) بى درنگ با فرد بزرگسال مناسب مطرح كنند. اين برنامه ها بر تمرين رفتارى و عملى كافى از راهبردهاى پيشگيرى تأكيد دارند كه مى تواند به صورت نمايشنامه اجرا گردد. آموزشهاى مذكور موجب گفت و گوهاى شفاف بين والدين و كودكان و كودكان و مربيان شده است. كودكانى كه در اين برنامه ها شركت كرده اند، در حين اين برنامه ها يا پس از آنها به ميزان قابل توجه بيشترى، نگرانيها و مسائل خود را بيان كرده اند، زيرا دريافته اند كه گفتن اين مسائل اشكالى ندارد و حتى با وجود تهديدهاى تبهكار كودك آزار مبنى بر اينكه «اگر به كسى چيزى بگويى، تو را خواهم كشت» يا «اگر ديگران را خبردار كنى، آبرويت مى رود»، مى توانند بدون ترس در اين باره صحبت كنند.والدين بايد تشويق شوند رابطه شفاف و مبنى بر اعتماد را حفظ كنند تا كودكان اگر چيز بدى روى دهد، در بازگو كردن آن احساس راحتى نمايند. برنامه هاى پيشگيرى اوليه در ضمن مى تواند توسط پزشكان عمومى كه جنبه پزشك خانواده براى كودك و خانواده او دارند، مطرح گردد.بخشى از راهنمايى ها تأكيد به والدين در مورد اين نكات است كه اگر كودكى مورد عشق و محبت والدين باشد، به حرفهاى او گوش داده شود و عزت نفس بالايى داشته باشد، كمتر احتمال دارد قربانى آزار جنسى شود.براى پيشگيرى ثانويه از آزار جنسى هم بايد كوشش ويژه به گروههاى در معرض خطر معطوف شود، از جمله: كودكان والدين معتاد، كودكانى كه در خانواده هاى از هم گسيخته بزرگ مى شوند، كودكان مبتلا به مسائل و معلوليتهاى روانى و ذهنى، كودكانى كه در فقر، محروميت و تبعيض به سر مى برند و كودكانى كه به عوض حضور در مدرسه مجبور به كار هستند. پيشگيرى ثالثه شامل خدمات حمايتى اجتماعى، مشاوره و مداخلات حقوقى و كيفرى پس از كشف آزار جنسى است. در مواردى كه كودك آزارى توسط يكى از اعضاى خانواده روى داده باشد و در صورت احراز بى كفايتى والدين، دادستان مى تواند براى خارج كردن كودك از آن خانه اقدام كند و ترتيب نگهدارى جايگزين براى وى را تا بهبود شرايط خانواده بدهد.اقدامات روانپزشكى بخش عمده برنامه هاى درمانى را تشكيل مى دهد كه شامل مشاوره يا روان درمانى براى كودك آسيب ديده و ساير اعضاى خانواده است. دستگاه عدالت كيفرى، هم براى تنبيه بزهكار كودك آزار، عبرت او و ديگران و كاهش تنش در جامعه در اين موارد وظايف قانونى خود را انجام مى دهد. در صورتى كه كودك آزار جنسى، والد يا برادر يا پدربزرگ باشد، آنگاه تعقيب كيفرى و مجازات بزهكار، اقدام بحث انگيزى مى شود. پيگيرى كيفرى و مجازات مرتكب اين بزه به وضوح اين نكته را روشن مى كند كه جنايتى چون آزار جنسى كودك، ابداً قابل پذيرش و تحمل نيست، اما در صورتى كه مرتكب، والد يا برادر يا پدربزرگ كودك باشد، تأثير مجازات بدون اقدامات درمانى معلوم نيست.در صورتى كه كوششهاى اوليه، ثانويه و ثالثه پيشگيرى از آزار جنسى كودك به صورت تركيبى و كامل انجام گيرد، اثربخشى بيشترى خواهد داشت.نظر به اهميت موضوع، هفته آينده ضرورت و چگونگى اقدامات درمانى روانپزشكى براى بزه ديدگان كودك آزارى جنسى و خانواده هايشان مطرح خواهد شد.
|