|
|
|
ايست
|
|
|
|
چراغ سبز
|
|
|
|
چراغ قرمز
|
|
|
|
پلاك جديد
|
|
|
|
صندلى خالى
|
|
|
|
|
حديث عشق
رسول اكرم (ص) فرمودند: از به كار بردن سنگ حرام درساختمان خوددارى كنيد كه ساختمان را از بيخ و بن ويران مى كند. رسول اكرم (ص) فرمودند: از هر آنچه كه حرام است دورى كن تا عابدترين مردمان باشى و به نصيب وقسمت خود راضى وخشنود باش تا ثروتمندترين مردمان باشى. رسول اكرم (ص) فرمودند: بهترين مردم كسى است كه درعين بلندى مقام وجايگاه فروتنى و تواضع نشان دهد ودرعين ثروتمندى وغنا، زاهد وپارسا باشد و درعين زورمندى به انصاف رفتار كند ودرعين قدرت بردبار وشكيبا باشد.
|
|
|
|
|
ايست
خطوط ويژه اتوبوس
|
|
|
\ تعيين مسير ويژه اتوبوس هاى شركت واحد دربرخى از خيابان هاى مركزى شهرهاى پرجمعيت براى آن است كه انبوه مسافرانى كه قصد استفاده از وسائل حمل ونقل را دارند درمدت زمان كمترى به مقصد برسند وهمچنين خودروهاى اورژانس وامداد رسانى مانند آمبولانس ، آتش نشانى وپليس تحت شرايط خاص وهنگام انجام مأموريتهاى اضطرارى از آن استفاده نمايند و دركوتاه ترين زمان ممكن به يارى آسيب ديدگان ناشى از سوانح وحوادث ويا ساير كسانى كه نيازمند كمك و يا رسيدگى فورى بوده، بشتابند. براى آن كه رانندگان وسايل نقليه ياد شده با آرامش خاطر بيشترى بتوانند به وظايف شان عمل نمايند، خطوط ويژه را با نرده هاى آهنى ويا علائم ترافيكى محصور ومشخص كرده اند. با اين حال برخى از شهروندان ، بى توجه به احمال تصادف با خودروهايى كه پرشتاب ازمسير اختصاصى خود عبور مى كنند، گام به مسير ياد شده مى گذارند يا با موتو سيكلت درآن جولان مى دهند وضمن ايجاد اختلال درترافيك براى خود و رانندگان زحمتكش اين گونه وسائل مشكلات عديده اى را به وجود مى آورند. لذا به كليه رانندگان، موتو سيكلت سواران وعابرين پياده توصيه مى شود به منظور تسهيل درعبور و مرور و استفاده بهينه از مسيرهاى ويژه ايجاد شده به حريم اختصاصى عبور اتوبوسهاى شركت واحد احترام گذاشته وبا تجاوز به آن، جان خود وديگران را به خطر نيندازند و درايجاد فرهنگ ترافيك مناسب و درشأن ايرانيان نقش مؤثرى را ايفا نمايند.
|
|
|
|
|
چراغ سبز
كاهش تصادفات
|
|
|
در وقوع تصادفات رانندگى عوامل مختلفى دخالت دارند كه از جمله مهمترين آنها عدم رعايت سرعت مطمئنه، انحراف و تجاوز به چپ، عدم رعايت حق تقدم و عدم توجه كافى به جلو مى باشد. در سال ۱۳۸۱ تعداد ۱۲۳/۲۷۵ فقره تصادف به علت عدم رعايت حق تقدم و ۱۲/۴۰۷ فقره به علت سرعت غيرمجاز و ۳۰/۰۷۰ فقره تصادف به علت انحراف به چپ رخ داده است. بررسى و تجزيه و تحليل گزارش تصادفات نشان مى دهد كه در اكثر آنها خطاى عامل انسانى و عدم رعايت دقيق قوانين و مقررات راهنمايى و رانندگى توسط رانندگان وسايل نقليه و عابرين پياده علت اصلى وقوع سانحه مى باشد. لذا ضرورى است با فراهم نمودن بسترهاى مناسب براى عدم تمايل به انجام تخلفات رانندگى، ايمن سازى راه ها، خودروها و آموزش ترافيكى شهروندان توسط سازمان هاى مربوطه و وضع قوانين بازدارنده، رانندگان و عابرين ملزم به رعايت قوانين راهنمايى و رانندگى گردند. رانندگان محترم بايد بدانند كه منافع رعايت قوانين راهنمايى و رانندگى و نتايج مثبت حاصل از آن در وهله اول متوجه خود راننده و سرنشينان وسيله نقليه آنان مى باشد و چه بسا به خاطر يك لحظه غفلت و عدم رعايت مقررات در رانندگى اتفاقى رخ دهد كه يك عمر پشيمانى به همراه داشته باشد.
|
|
|
|
|
چراغ قرمز
خطرات حركت با دنده عقب در بزرگراهها
|
|
|
آگاهى و شناخت كامل رانندگان از علائم ترافيكى و دانستن معنا و مفهوم هر كدام و پيروى از دستورات و توصيه هاى آنها يكى از مهمترين عوامل ايمنى تردد در كليه راهها و بخصوص در بزرگراهها و آزاد راهها مى باشد. به عنوان مثال هنگامى كه وارد يكى از بزرگراههاى داخل شهر مى شويم، بايد خروجى هاى آن را بشناسيم و قبل از رسيدن به محل مورد نظر، با استفاده از چراغ راهنما و رعايت حق تقدم عبور ساير وسايل نقليه، در منتهى اليه سمت راست قرار گرفته و خودمان را براى عبور از خروجى بزرگراه آماده سازيم. اين كار آسان، با توجه به تابلوهاى اخبارى راهنمايى (علائم پيش آگاهى جهت نما)، امكان پذير است. ولى متأسفانه عده اى از رانندگان وقتى از مقابل خروجى مورد نظر بزرگراه گذشته و يا به اشتباه وارد خروجى يك بزرگراه شدند، ناگهان در ميانه راه متوقف و تصميم به بازگشت مى گيرند و با حركت به صورت دنده عقب مى كوشند به جاى اولشان بازگردند تا وارد خروجى شده و يا مسير بزرگراه را تا رسيدن به خروجى مورد نظرشان، ادامه دهند! ولى بايد اين نكته را در نظر داشت كه همواره آسان ترين راه حل بهترين راه براى رسيدن به هدف نيست. انجام اين كار يعنى حركت با دنده عقب، در موارد مذكور و به ويژه در خروجى پل هاى هوايى بسيار خطرناك است. زيرا با توجه به كم بودن عرض خروجى بزرگراهها و پلها همينطور به دليل انحناى مسير و كامل نبودن ميدان ديد، احتمال تصادف با خودروهايى كه با شتاب و بدون آمادگى و پيش بينى قبلى وارد خروجى مى شوند، افزايش پيدا كرده و چه بسا به جرح و مرگ رانندگان و سرنشينان آنها و به خصوص راكبان موتو سيكلت ها مى انجامد. پس به ياد داشته باشيم وقتى كه به اشتباه وارد خروجى بزرگراه يا پل هوايى شديم و يا از مقابل خروجى مورد نظرتان در بزرگراه عبور كرديم حق دنده عقب گرفتن و به خطر انداختن جان خود و سايرين را نداريم.
|
|
|
|
|
پلاك جديد
باطل شدن پلاك
همانطورى كه در رسانه هاى گروهى به اطلاع عموم رسيد، هنگامى كه شخصى خودرويى خريدارى نمود و پلاك كشورى (جديد) دريافت كرد و بعد از مدتى بنا به دلايلى خودرو خود را به فروش رسانيد، در اين حال زوج پلاك كه متعلق به اوست از خودرو جدا شده و خريدار، پلاك كشورى جديدى به نام خويش دريافت مى كند و پلاك هاى فروشنده پس از فك از خودرو در مراكز نقل و انتقال نگهدارى مى شود. براى اكثر هموطنان اين سؤال مطرح شده كه با اين شرايط اگر كسى بعد از ۶ ماه خودرو جديدى خريد تكليف پلاك ها چه مى شود؟ اگر تا ۶ ماه خودرو جديدى بخرد در حضور پليس پلاك هاى قبلى خود را مى تواند روى خودرو جديد نصب نمايد. پلاك كشورى كه برروى خودرو نصب نباشد تا ۶ ماه اعتبار دارد و بعد از اين ۶ ماه از درجه اعتبار ساقط خواهد شد. يعنى اگر شما مثلاً بعد از ۷ ماه خودرو جديد بخريد بايد پلاك جديدى دريافت كنيد چون پلاك هاى قبلى ديگر اعتبار ندارند و به شخص ديگرى اختصاص مى يابند.
|
|
|
|
|
صندلى خالى
فرق عقددائم و صيغه۹۹ساله
|
|
|
ثمين از تنهايى جانش به لب آمده بود. چقدر بايد طعم تلخ تنهايى را مى چشيد از همان كودكى وقتى پدر و مادرش را در يك سانحه از دست داده بود جز غم چيزى را در دلش نديده بود. با اينحال دايى و مادر بزرگ براى كمك به او خيلى تلاش كرده بودند روزها و شب هاى سياه را پشت هم گذرانده بود و با مردى تحصيل كرده و خانواده دار ازدواج كرده بود.ايرج انسان خوبى بود كه بر زخمهاى قلب او بامحبت نسيم عشق و آرامش مى دميد. درست پنج سال از زندگى مشتركشان گذشته بود. ثمين كم كم فراموش كرده بود كه در گذشته چه ناملايماتى را تحمل كرده است ولى بار ديگر ابرهاى تيره و تار آسمان زندگى او را فرا گرفته بودند. ايرج يكباره دچار سرطان خون شده بود و جانش را از دست داده بود. و او را با دختر ۴ ساله شان تنها گذاشته بود. ثمين دوباره به تنهايى و غم فرورفته بود جز سختى و ناملايمت چيزى را احساس نمى كرد. از نظر روحى به هم ريخته بود و دچار افسردگى شديد شده بود. پزشك معالجش مى گفت بايد كارى كند تا از اين فضاى غمبار خارج شود ولى او هيچ راهى را پيش روى خود نمى ديد. ديگر جرأت نداشت تا بخواهد اين فضا را تحمل كند، ديگر نمى خواست اين شرايط را ادامه بدهد ولى راهى نيز براى فرار نداشت. به توصيه دايى اش مدتى را سركار رفت. كمى روحيه اش بهتر شد. همين باعث شد كه به تلاش بيشترى بپردازد. در سايه تلاش مى توانست كمى روحيه اش را حفظ كند و به قلب پر رنجش اميد ببخشد. درست دوسال بود كه به سركار مى رفت. هنوز شب ها كابوس مى ديد. هنوز هر وقت كه دخترش را مى ديد به ياد ايرج مى افتاد. اى كاش ايرج زنده بود و سايه اش بالاى سر آنها بود. تلفن خانه زنگ زد ثمين گوشى تلفن را برداشت صداى موسى دوست قديمى شوهرش را شنيد. موسى از آن روز به بعد با رفت و آمد به خانه ثمين و محبت كردن به دختر كوچكش به عنوان نقطه اتكايى براى او شده بود. ثمين سايه ايرج را در رفت و آمدهاى موسى مى ديد. موسى مثل ايرج آدم سربه راه و با انصافى بود كه در وجدانش و رفتارش تنها محبت مى باريد. - ثمين بايد مسأله اى را به تو بگويم. - چه شده؟ موسى براى او توضيح داده بود كه من ديگر نمى توانم به اين صورت به تو و بچه ات سركشى و رسيدگى كنم زيرا جلوى همسايه ها و همكارانت جنبه خوبى ندارد و به نظر من بهتر است كه ما با هم ازدواج كنيم. ثمين از شنيدن اين درخواست يكه خورده بود. ساعتها گريه كرده بود ولى مى دانست حرفهاى موسى زياد بى ربط نيست. همسايه روبرويى با ثمين از هفته پيش سرسنگين شده بود. چند بارى كه موسى به محل كار ثمين تلفن زده بود همكارانش با پچ پچ كردن ها و درگوشى ها باعث ناراحتى اش شده بودند ولى موسى خودش صاحب همسر و چند فرزند بود. چطور مى توانست در كنار ثمين بماند. موسى مى گفت: من و تو مى توانيم با هم ازدواج كنيم. - چطور؟ بدون اجازه همسرت كه نمى شود. اگر به او هم بگويى او ديگر احساس امنيت و خوشبختى نمى كند و اين اعصاب تو و مرا به هم مى ريزد. موسى چند روز بعد به ثمين گفت: من و تو مى توانيم به صورت ۹۹ ساله با هم عقد موقت شويم. صيغه ۹۹ ساله همان عقد دائم است و هيچ تفاوتى ندارد. حالا كه امكان عقد كردن دائم تو براى من نيست پيمانى ۹۹ ساله با هم مى بنديم و من تمام آنچه را كه در حق زنم اجرا مى كنم براى تو هم محفوظ خواهم گذاشت. ثمين به آينده فكر مى كرد. آنقدر سختى كشيده بود كه امكان ريسك ديگرى برايش نمانده بود. نمى دانست حقوق قانونى يك زن در عقد دائم آيا با صيغه ۹۹ ساله يكى است يا نه؟ ارث، اجرت المثل، نفقه، مهريه و... در مورد او آيا اجرا مى شد يا خير؟
مهين دخت داوودى معاون رئيس كل دادگسترى و معاون مجتمع قضايى خانواده (۲)
در شرع و قانون مدنى ما ازدواج و نكاح بر دو نوع تعريف و تبيين شده است و هر دو نوع معتبر مى باشد. يكى نكاح دائم و ديگرى نكاح منقطع، آنچه در جامعه معمول و متداول است و ازنظر شرعى و حقوقى داراى امتيازات خاص و ويژه اى مى باشد، نكاح دائم است. نكاح وقتى منقطع است كه براى مدت معينى واقع شده باشد. خواه اين مدت كوتاه باشد يا طولانى و ۹۹ ساله، به هر حال همين كه در عقد نكاح مدت تعيين شود عقد موقت بوده و نكاح منقطع است. همانطور كه ذكر شد نكاح دائم از نظر شرعى و قانونى داراى امتيازات ويژه اى مى باشد. از جمله اينكه چنانچه در نكاح دائم مهريه تعيين نگردد خللى به اركان عقد و صحت آن وارد نمى نمايد و بعداً بر حسب مورد براى زن مهرالمثل يا مهرالمتعه تعيين خواهد شد.ولى در نكاح موقت عدم تعيين و ذكر مهر در هنگام عقد موجب بطلان عقد است و در واقع تعيين مهريه يكى از اركان صحت عقد مى باشد.امتياز و تفاوت ديگر بين عقد دائم و عقد موقت در استحقاق نفقه زوجه است. در عقد دائم، همين كه نكاح به طور صحت واقع شود و رابطه زناشويى برقرار گردد و زن به ايفاى وظايف زوجيت اقدام نمايد، مستحق نفقه مى باشد و در ماده ۱۱۰۶ قانون مدنى آمده است كه در عقد دائم نفقه زن به عهده شوهر است.اما در نكاح موقت زن مستحق نفقه نبوده مگر آنكه هنگام عقد شرط نموده باشد كه زوج به او نفقه بپردازد و يا اينكه عقد بر آن معنا واقع شده باشد.همچنين زوجين در عقد نكاح موقت ازيكديگر ارث نمى برند و حال آنكه در نكاح دائم زن و شوهر ازيكديگر ارث مى برند و جزو وراث محسوب مى شوند.البته فرزندى كه ازنكاح موقت به وجود آيد همانند فرزندانى كه ازنكاح دائم متولد مى شوند از پدر و مادر ارث مى برند و جزو وراث آنان محسوب مى شوند.در نكاح دائم چنانچه زوجين قصد جدايى و «مفارقت» داشته باشند بايد به دادگاه خانواده مراجعه و دادخواست طلاق تقديم نمايند. مرد به استناد ماده ۱۱۳۳ قانون مدنى وزن با استفاده از مواد ۱۱۱۹ و ۱۱۲۹ و ۱۱۳۰ قانون مدنى مى توانند درخواست طلاق از دادگاه نمايند.اما در نكاح منقطع، نيازى به مراجعه به دادگاه نمى باشد زيرا عقد نكاح منقطع با بذل مدت از طرف زوج و يا انقضاى مدت تعيين شده در عقد منحل مى شود و نيازى به مراجعه به دادگاه و انجام تشريفات رسيدگى و غيره نمى باشد. در بذل مدت فقط بايستى مراتب به دفترخانه اى كه نكاح را ثبت نموده اعلام گردد.در نكاح دائم چنانچه تقاضاى طلاق از ناحيه زوج باشد علاوه بر مهريه و ساير حقوق مالى زوجه از جمله «نفقه و جهيزيه و نفقه ايام عده» طبق تبصره ۶ ازماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق، زوج بايستى اجرت المثل زوجه را در صورت مطالبه زوجه به وى بپردازد. ولى در نكاح منقطع موضوع طلاق منتفى است و عقد منقطع با بذل مدت از ناحيه زوج و يا انقضاى مهلت منحل مى شود.در عقد دائم چنانچه زن به طلاق رجعى مطلقه شود زوج در ايام عده حق رجوع دارد، همچنين اگر زوجه در طلاق خلع به مابذل رجوع نمايد براى زوج حق رجوع ايجاد مى شود اما در نكاح منقطع، پس از انحلال نكاح، حق رجوع براى زوج در ايام عده وجود ندارد.درنكاح دائم پس از طلاق زوجه بايستى سه ماه عده نگهدارد و چنانچه طلاق رجعى باشد نفقه ايام عده به عهده زوج است. وليكن در عقد منقطع در صورت انحلال آن طولانى و ۹۹ ساله باشد باز عنوان نكاح موقت را دارد و از نظر شرعى و قانونى با نكاح دائم متفاوت است.
مجيد يوسفى معاونت مجتمع قضايى خانواده يك و سرپرست اجراى احكام مجيد يوسفى معاونت مجتمع قضايى خانواده يك و سرپرست اجراى احكام
دربيان قبلى به مباحث مربوط به مهريه ـ نفقه وارث زوجين درعقد نكاح منقطع يا ازدواج موقت به صورت گذرا اشاره گرديد. دراين بيان متذكر مى گرديم عقد انقطاعى يا ازدواج موقت عقدنكاحى است كه دائمى نيست وبراى مدت معينى واقع مى شود. اين نكاح كه موضوع ماده ۱۰۷۵ قانون مدنى است مى تواند صرفاً براى چندين روز، ماه ويا سال تعيين گردد. پس با اين بيان چنانچه عقد موقت مثلاً ۹۹ ساله يا بيشتر ويا كمتر تعيين گردد عقد را ازحالت موقت و آثار مخصوص آن خارج ننموده وماهيت عقد دائم را نخواهد داشت. عقد موقت وعقد دائم ازجهاتى مشابه واز بعضى جهات ازيكديگر متمايزند. جهت روشن شدن موضوع به وجوه افتراق عقد دائم وموقت اشاره مى گردد: ۱ـ اختلاف عقد دائم وموقت از حيث مدت زمان عقد: عقد دائم همانطور كه از نام آن پيداست به صورت دائمى و هميشگى بين مرد و زن مشخص منعقد مى گردد ومادامى كه يكى از جهات انحلال نكاح پيش نيايد رابطه زوجيت بين زوجين برقرار است لكن عقد موقت بايد داراى مدت باشد واين مدت بايد كاملاً معين باشد. به موجب ماده ۱۰۷۶ قانون مدنى« مدت نكاح منقطع بايد كاملاً معين شود». ۲ـ اختلاف ازحيث تعيين مهر: همانطور كه قبلاً بيان شد درعقد نكاح دائم ممكن است درهنگام عقد، مهريه تعيين نگردد. به موجب ماده ۱۰۸۷ قانون مدنى« اگر درنكاح دائم مهرذكر شده يا عدم مهر شرط شده باشد نكاح صحيح است وطرفين مى توانند بعد از عقد مهررا به تراضى معين كنند لكن درنكاح منقطع برابر ماده ۱۰۶۵ قانون مدنى ميزان مهريه هنگام عقد ضرورتاً بايد تعيين گردد. اين ماده بيان داشته كه درنكاح منقطع عدم مهر درعقد موجب بطلان است پس بايد توجه داشت تعيين ميزان مهر درعقد موقت از ضروريات اين عقد است كه درصورت عدم تعيين مهريه اين عقد از اعتبار قانونى خواهد افتاد. لازم به ذكر است درعقد انقطاعى فوت زن اثناء مدت موجب سقوط مهر نمى شود وهمچنين اگر شوهر تا آخر مدت با زن نزديكى نكند مهريه وى ساقط نمى گردد وچنانچه شوهر قبل از نزديكى تمام مدت نكاح را ببخشد بايد نصف مهر را بدهد. اين موضوع به ترتيب درمواد ۱۰۹۶ و ۱۰۹۷ قانون مدنى قيد گرديده است. برابر ماده ۱۰۹۸ قانون مدنى درصورتى كه عقد نكاح اعم از دائم يا منقطع باطل بوده ونزديكى واقع نشده ، زن حق مهر ندارد واگر مهر را گرفته باشد شوهر مى تواند آن را مسترد نمايد. ۳ـ اختلاف ازحيث نفقه: درعقد دائم نفقه زن به عهده شوهر است. اين موضوع درماده ۱۱۰۶ قانون مدنى بيان شده است درحالى كه به موجب ماده ۱۱۱۳ همان قانون درعقد موقت حتى عقد موقت طولانى مدت مثلاً صيغه ۹۹ ساله يا بيشتر زن حق نفقه ندارد. يعنى شوهر مكلف نيست به زن نفقه پرداخت كند. دراين صورت مرد الزامى به تهيه مسكن، البسه، غذا و اثاث البيت براى زن ندارد درحالى كه درعقد دائم تهيه مسكن، خوراك، پوشاك، اثاث منزل و درمواردى حتى استخدام خادم، تكليف مرد خواهد بود. البته لازم به ذكر است مى توان درعقد ازدواج موقت پرداخت نفقه را توسط شوهر شرط كرد پس چنانچه در هنگام عقد اين موضوع شرط گردد ويا عقد برمبناى پرداخت نفقه جارى گردد دراين صورت زن حق نفقه را درعقد انقطاعى وموقت هم خواهد داشت. لازم به ذكر است همانطور كه حق زن در دريافت نفقه در عقد دائم منوط به تمكين شوهر است درعقد موقت هم تمكين زوجه شرط دريافت نفقه خواهد بود وچنانچه زوجه از زوج تمكين ننمايد مستحق نفقه نخواهد بود. گفتنى است عقد نكاح دائم با عقد نكاح موقت از حيث حقوق وتكاليف زوجين درنگهدارى وتربيت اطفال ولايت پدر برطفل وتكليف او به پرداخت نفقه فرزند حاصل از عقد موقت، تفاوتى نداردومرد داراى همان حقوق وتكاليفى است كه درعقد دائم وجود دارد يعنى حتى پس از انقضاى عقد موقت و يا بذل مدت چنانچه فرزندى وجود داشته باشد پدر بايستى نفقه فرزند را دربرابر مقررات قانونى به صورت مستمر ومداوم پرداخت نمايد و عنداللزوم طفل را هم تحت شرايطى تا سن بلوغ نگهدارى نمايد. از حيث بحث ارث بين فرزند متولد شده با پدر ومادرش نيز تفاوتى بين دو عقد وجود ندارد. اولاد از پدر و مادر و پدر و مادر از اولاد تحت شرايطى وطبق مقررات راجع به ارث ، ارث خواهند برد. ۴ـ اختلاف ازحيث ارث زوجين: طبق ماده ۹۴۰ قانون مدنى زوجين كه زوجيت آنها دائمى نبوده وممنوع از ارث نباشند از همديگر ارث مى برند.درحالى كه درعقد موقت حتى عقد موقت ۹۹ ساله يا بيشتر و يا كمتر وطبق مفهوم مخالف ماده مذكور زوجين از يكديگر درصورت فوت طرف مقابل ارث نخواهند برد. عدم وراثت زوجين درعقد نكاح موقت يكى از آثار مهم اين عقد مى باشد. لازم به ذكر است همانطور كه در شق اخير بند ۴ قيد گرديد اين عدم وراثت صرفاً بين زوجين است و نه فرزندان حاصل از اين نوع ازدواج. ۵ـ اختلاف از حيث انحلال عقد: طبق ماده ۱۱۲۰ قانون مدنى عقد نكاح به فسخ يا به بذل مدت در عقد انقطاع منحل مى شود. پس برابر ماده مذكور جداى از موارد فسخ نكاح كه موضوع سخن نيست در عقد د ائم طلاق مى تواند عامل جدايى زوجين و انحلال گردد در حالى كه در عقد موقت به نظر مى رسد قاعده حقوقى طلاق با وجود اشاره ضمنى ماده ۱۱۵۲ قانون مدنى به آن جايگاهى ندارد و طريق انحلال نكاح يا انقضاى مدت است يا بذل مدت ازناحيه زوج. حال چنانچه زنى به عقد موقت مثلاً يكصد ساله مردى درآيد و پس از انعقاد عقد بين زوجين مشكلى پيش آيد كه زوجه قادر به ادامه زندگى با زوج نباشد و زوج هم راضى به بذل مدت باقيمانده نگردد زوجه چه وضعيتى خواهد داشت؟ طبق ماده ۱۱۱۹ قانون مدنى طرفين عقد ازدواج مى توانند هر شرطى كه مخالف با مقتضاى عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج يا عقد لازم ديگر بنمايند. مثل اين كه شرط شود هر گاه مرد نسبت به زن سوءرفتارى داشته باشد و يا زن به دلايل مختلف قيد شده راضى به ادامه زندگى با زوج نباشد زن بتواند با اخذ وكالت از ناحيه زوج و با حق توكيل غيرمدت مانده عقد را به خود بذل نمايد. در اين صورت زن حق و اختيار جدايى از زوج را در شرايط مختلف خواهد داشت و همچنين قبلاً مى توانند شرط نمايند كه چنانچه زوج معتاد گردد يا ترك زندگى نمايد يا به بيمارى هاى مسرى و صعب العلاج مبتلا گردد يا به حبس هاى طولانى محكوم گردد و يا با زن ديگرى ازدواج نمايد و يا چنانچه پرداخت نفقه به زن شرط شده باشد نفقه نپردازد زن بتواند با وكالت ازناحيه مرد با حق توكيل مدت مانده عقد را به خود بذل نمايد. حال چنانچه عقد موقت طولانى ترى واقع گرديده و چنين وكالتى هم به زوجه داده نشده است تكليف چيست؟ چنانچه زن واقعاً عسر و حرج باشد و ادامه زندگى با مرد براى او ممكن نباشد و وكالت در بذل مدت هم از ناحيه مرد نداشته باشد و تا انقضاى مدت نكاح هم فاصله زيادى باشد و مرد هم راضى به بذل مدت به زن نباشد، آيا راه حلى براى جدايى و انحلال اين نوع نكاح وجود دارد يا خير؟ مقررات قانونى در اين خصوص ساكت است لكن با توجه به فلسفه وضع قاعده عسر و حرج براى زنى كه قادر به ادامه زندگى با شوهرش نيست شايد بتوان از ماده ۱۱۳۰ قانون مدنى استفاده كرد. اين ماده كه مخصوص نكاح دائم وضع شده است به زوجه اجازه مى دهد تا در صورتى كه در ادامه زندگى با زوج در عسر و حرج باشد و زوج راضى به طلاق او نباشد به محاكم مراجعه و تقاضاى طلاق نمايد و حاكم نيز مى تواند در صورتى كه عسر و حرج مذكور در محكمه ثابت شود زوج را اجبار به طلاق كند و در صورتى كه اجبار ميسر نباشد زوجه به اذن حاكم شرع طلاق داده مى شود. در عقد موقت بخصوص عقد هاى موقت طولانى مدت چنانچه واقعاً زوجه عسر و حرج باشد و زوج راضى به بذل مدت نسب به وى نگردد شايد بتوان گفت حاكم بتواند پس از اثبات عسرو حرج در محكمه زوجه را اجبار به بذل مدت نمايد و در صورتى كه اجبار ميسر نباشد حاكم شرع بتواند خود رأساً نسبت به زوجه بذل مدت از جانب زوج نمايد. گرچه اتفاق نظر نسبت به اين موضوع وجود ندارد. ۶ـ اختلاف از حيث زمان عده: همانطور كه ماده ۱۱۵۰ توضيح داده است «عده عبارت است از مدتى كه تا انقضاى آن زنى كه عقد نكاح او منحل شده باشد نمى تواند شوهر ديگر اختيار كند.اين زمان در عقد نكاح دائم و در عقد نكاح موقت و در موارد گوناگون متفاوت است. عده طلاق و فسخ نكاح در نكاح دائم و بذل مدت يا انقضاى آن و فسخ نكاح در نكاح موقت: در عقد دائم به موجب ماده ۱۱۵۱ قانون مدنى عده طلاق و عده فسخ نكاح سه ماه است مگر اينكه زن با اقتضاى سن عادت زنانگى نبيند كه در اين صورت عده او سه ماه است در حالى كه برابر ماده ۱۱۵۲ قانون مدنى عده فسخ نكاح و بذل مدت و انقضاى آن درمورد نكاح موقت ۳ ماه است مگر اينكه زن با اقتضاى سن عادت زنانگى نبيند كه در اين صورت عده او ۴۵ روز است. در عده طلاق و فسخ نكاح و بذل مدت و انقضاى آن در عقد نكاح دائم وموقت در مورد زن حامله طبق ۱۱۵۳ قانون مدنى فرقى نيست و تا زمان وضع حمل است. طبق ماده ۱۱۵۴ ق م عده وفات نيز در نكاح دائم و موقت در هر صورت چهار ماه و ده روز است مگر اينكه زن حامله باشد كه در اين صورت عده وفات تا موقع وضع حمل است مشروط بر اينكه فاصله بين فوت شوهر و وضع حمل از چهار ماه و ده روز بيشتر باشد و الا مدت عده همان چهار ماه و ده روز است. همچنين طبق ماده ۱۱۵۵ قانون مدنى زنى كه بين او و شوهر خود نزديكى واقع نشده و همچنين زن يائسه نه عده طلاق دارد و نه عده فسخ نكاح ولى عده وفات در هر مورد بايد رعايت شود.
|
|
|
|