چهارشنبه ۲۷ آبان ۱۳۸۳ - ۴ شوال ۱۴۲۵
Wed, Nov 17, 2004
گفت و گو
سال دهم - شماره ۲۹۷۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
آرشيو
رئيس سازمان ميراث فرهنگى و
گردشگرى در گفت وگو با «ايران»:
مسؤوليت پذيرم
اما به حرفه ام علاقه ندارم
مى گويد ميراث فرهنگى و گردشگرى مورد علاقه اش نيست. در مجلس ششم نيز مخالف ادغام اين دو حوزه در يكديگر بوده؛ با اين حال اشكالى نمى بيند رئيس سازمانى باشد كه نامش «سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى كشور» است. «حسين مرعشى» متولد ۱۳۳۷ رفسنجان با مدرك كارشناسى اقتصاد از دانشگاه تهران، مسؤوليتهايى چون معاون سياسى استاندار كرمان، استاندار كرمان، رئيس دفتر اكبرهاشمى رفسنجانى در زمان رياست جمهورى و نمايندگى مجالس پنجم و ششم را در كارنامه خود دارد و مايه شگفتى نيست وقتى صادقانه مى گويد رشته كارى اش ميراث فرهنگى و گردشگرى نبوده و پنج ماه پس از انتصاب به رياست سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى، علاقه اى به آن ندارد!
شايد ديگران نيز اين را مى دانستند كه واگذارى مديريت سازمان جديد به وى را با تعجب دنبال كردند. اواگر چه به اين حوزه بى علاقه است ولى به گفته خودش چند ويژگى  ديگر دارد: جديت در كار، مسؤوليت پذيرى و استعداد مديريتى. من نيز آنگونه كه او را ديدم مى توانم يك چيز ديگر براين سه بيفزايم : اعتماد به نفس بسيار بالا. لابد كه اين داشته ها مى تواند آن نداشته را در محاق گيرد يا دست كم از اهميتش بكاهد. وقتى مرعشى با مأموريت پى ريزى تشكيلات سازمان جديد به ساختمان زنجان قدم نهاد، كمتر كسى ترديد داشت كه گردشگرى رونقى دوباره خواهدگرفت؛ امابيشتر نگرانى ها از بابت ميراث فرهنگى بود.
\ اگر دو سازمان ايرانگردى و جهانگردى و ميراث فرهنگى با يكديگر ادغام نشده بودند و شما مخير بوديد مديريت يكى از اين دو را قبول كنيد، كدام را انتخاب مى كرديد؟
> (مى خندد) هيچ كدام!
\ چرا؟
> من اگر مخير بودم، بعد از ادغامشان هم انتخاب نمى كردم. رشته كارى من اين نبود. البته به هر كارى وارد مى شوم، سعى مى كنم جدى بگيرم؛ ولى همين الآن هم كه اينجا نشسته ام، بعد از پنج ماه هنوز علاقه ام اينجا نيست.
\ پس چطور بدون علاقه، انگيزه لازم براى كار را پيدا مى كنيد؟
> به هر حال كشور نيازهاى جدى دارد. علايق شخصى و مسؤوليت پذيرى دومقوله اند. من اين بخش را بخش مهمى مى دانم و فكر مى كنم جزو مهمترين بخش هاى مغفول كشور است. در نظر بگيريد كه اگر نفت و گاز ايران توسعه پيدا نكرده بود و شما كشورى بوديد كه با اين همه ذخاير وارد كننده انرژى مى شديد، چقدر به شما برمى خورد و خلاف انتظارتان بود؟ بحث ميراث فرهنگى و گردشگرى دقيقاً معادل ارزش ذخاير نفت و گاز ايران را دارد، اما بدون توسعه يافتگى. كسى كه مسؤوليت موضوعى به اين مهمى را پذيرفت، ديگر نمى تواند در موردش وقت نگذارد و كارش را انجام ندهد. ولى به لحاظ فردى، ميراث فرهنگى يك موضوع عمدتاً فرهنگى است و بيشتر تحصيلات مرتبط را مى پسندد؛ در باستان شناسى، در معمارى و در هنر . من هنرمند و معمار نيستم. البته ممكن است كسى بگويد براى مديريت بهتر است هنرمند يا معمار نگذاريم. در دنيا اين مسأله حل شده و امروز مثلاً بيمارستان مديريت خاص خود را دارد و جايگاه مديريت در صنعت غير از كارشناس صنعت است . اگر از اين زاويه به ميراث فرهنگى و گردشگرى نگاه كنيم، من به آن علاقه مندم و خودم را خيلى از لحاظ استعداد مديريت ضعيف نمى بينم. مى توانم كار را سازمان بدهم، تعريف كنم و راه بيندازم.
\ شما در مجلس ششم نيز موافق طرح ادغام نبوديد.
> بله.
\ علاقه تان بعد از پنج ماه اينجا نيست، موافق ادغام هم نبوده ايد، گذاردن سنگ بناى سازمان جديد هم به شما سپرده شده، در اين ايرادى نمى بينيد؟
> من به اين دليل موافق نبودم كه هيچ كس نمى تواند در دنيا بگويد ميراث فرهنگى و گردشگرى يك مأموريت است. يك سازمان برخلاف يك وزارتخانه كه مى تواند چند مأموريت داشته باشد، بايد داراى يك مأموريت باشد. به همين دليل طراحى سازمان جديد برايم خيلى سخت بود؛ چون نمى خواهم ميراث فرهنگى يا گردشگرى تحت الشعاع هم قرار بگيرند. خودم در خودم اين ظرفيت را مى بينم كه بتوانم هر دو بخش را همزمان ارتقا بدهم و نگاهم به هر دو بخش پررنگ باشد. اما معنى اش اين نيست كه هميشه اين اتفاق بيفتد.
تلاش مى كنم با احترام به قانون مصوب مجلس، يك سازمان تشكيل بشود و هم باتوجه به اصالت هر دو مأموريت، سازمان را طراحى كنم. به هر حال يك تجربه است. ما جزميت كه نداريم. در مرحله بحث و كارشناسى بحثهايمان را در مجلس كرديم و اكثريت گفتند اين كار انجام بشود. وقتى اكثريت پذيرفت، اتفاقاً در شور دوم مدافع سرسخت اين كار بودم و حداقل هشت ماده خيلى جا ندار را خودم شخصاً نوشتم و بردم كميسيون. همه پيشنهادات من آنجارأى آورد. ولى [بعد از تصويب در صحن] يكى دو ماده اش در شوراى نگهبان رد شد.
من در اين مرحله سعى كردم كار از يك ادغام ساده فراتر رود و يك سازمان نيرومند تشكيل شود. لذا ماده ۳درباره تركيب شوراى عالى ميراث فرهنگى و گردشگرى را تعيين كرديم. اين كه كليه دستگاهها موظف شوند مصوبات شوراى عالى را اجرا كنند. وظايف شوراى عالى را خيلى خوب نوشتيم. در ماده ۵ اجازه اداره هيأت امنايى موزه ها و محوطه هاى تاريخى را داديم كه در لايحه دولت نبود. در ماده ۷بحث تبليغات جهانى را تكليف كرديم.
\ همه اينها را شما پيشنهاد داديد؟
> بله، در ماده ۸ مناطق نمونه گردشگرى را تعريف كرديم. در ماده ۹ اختيارات وسيع داديم به شوراى عالى براى تنظيم رواديدها. در ماده۱۰ معافيتهاى مالياتى مربوط به وزارت ارشاد را تعميم داديم به سازمان . در ماده ۱۱ ده درصد مجوزهاى استفاده از منابع مالى خارجى دربودجه هاى سنواتى يا برنامه هاى توسعه را براى ده سال به بخش ميراث فرهنگى وگردشگرى داديم. پس ببينيد ۸ ماده از ۱۰ ماده اى كه من پيشنهاد كرده بودم در قانون آمده ويك لايحه دو سه ماده اى دولت كه فقط ادغام انجام شود، تبديل شد به يك قانون نيرومندبراى تشكيل.
\ درجه توسعه نيافتگى ميراث فرهنگى را بيشتر مى دانيد يا گردشگرى را؟
> گردشگرى بيشتر مورد غفلت بوده . يك بخشى از ميراث ـ حداقل ميراث دوره اسلامى ـ زودتر جاى خود را درنظام جمهورى اسلامى باز كرد.
اما هنوز هم عده اى درجامعه فكر مى كنند گردشگرى يك كارلوكس وغير ارزشى يا حتى ضد ارزشى است . درصورتى كه اين فكر كاملاً غلط است.
مؤثر ترين ابزار براى دفاع از فرهنگ وآداب ورسوم و حتى مشروعيت سياسى جمهورى اسلامى گردشگرى است كه مورد توجه قرارنگرفته . موضوع را كاملاً بد فهميده ايم.
\ درتشكيلاتى كه براى سازمان جديد پى ريزى كرده ايد، نگاهتان به ميراث فرهنگى اقتصادى است يا هويتى؟
> نه، اصلاً بدون نگاه هويتى نمى توان ميراث را ديد. اقتصاد هم مى تواند به كمك ميراث بيايد. نگاه اصلى ما به ميراث هويتى است واقتصاد هم براى اين است كه اين هويت را حفظ كنيم.
\ بدين ترتيب وجه غالب تشكيلات جديد، فرهنگى است يا اقتصادى؟
> حوزه هاى ما متفاوت است. مثلاً حوزه معاونت حفاظت فنى كاركرد اقتصادى ندارد. البته درحفاظت يك اصل، كاركرد بناهاست . اگر بنايى كاركرد نداشته باشد، خوب حفاظت نمى شود. اما ما به لحاظ حفاظت كاركرد مى دهيم نه به لحاظ بهره بردارى اقتصادى. حوزه ديگر معاونت توسعه وتجهيز منابع است كه كارش اقتصادى است و قرار است چه براى ميراث و چه براى گردشگرى تجهيز منابع كند. يك بخش هم پژوهشگاه است كه فقط توسعه علم را مدنظر قرار مى دهد. سازمان بايد يك نگاه جامع داشته باشد.
\ فكر مى كنيد چه مشكل ومانعى برسر راه توسعه ميراث فرهنگى وگردشگرى وجود دارد؟
> مانعى را نمى بينم. مى توان گفت چه چيزى كم داريم يا چه بايد كرد.
\مشكل چه؟
> بالاخره يك بخشى كه سالها مورد توجه نبوده، تاجايگاه خود را درنظام قانونگذارى، بودجه ريزى ونظام بانكى واعتبارى پيدا كند، يك مقدار طول مى كشد. مشكل واقعى در حوزه ميراث فرهنگى اين است كه عليرغم همه موفقيتها، هنوز موضوع ميراث يك موضوع همگانى نيست و همه درقبال آن احساس مسؤوليت نمى كنند. درعرصه گردشگرى هم هنوز آحاد ملت باور ندارند كه گردشگرى مهم است ويك صنعت پاك؛ چه به لحاظ محيط زيستى وچه به لحاظ اخلاقى. مهمترين مشكل هر دو بخش هم اين است كه سرمايه گذارى درآن نشده .
\ سرمايه گذارى چقدر از مشكل را حل مى كند؟ مثلاً وقتى ما مشكلات جدى درعرصه سياست خارجى داريم، مى توان فقط با سرمايه گذارى گردشگرى را توسعه داد؟
> اصلاً سياست مسأله مهمى نيست. نه اين كه مهم نيست، به اندازه سرمايه گذارى اهميت ندارد. اين كه ما تأسيسات مناسب نداريم، حداقل براى گردشگرداخلى چه توجيهى دارد؟ آن ساحل پيشرفته اى كه خانواده ايرانى بخواهد برود و در آنجا يك هفته با آرامش زندگى كند ، كجاست؟ وجود ندارد. سرمايه گذارى چه دربخش ميراث وچه دربخش گردشگرى اساس قضيه است. اگر سرمايه گذارى كنيم، تقاضاى داخلى وخارجى وجود دارد. فقط مسأله ما سرمايه گذارى است. چه سرمايه گذارى انسانى، چه سخت افزارى وچه نرم افزارى.
\يعنى درشرايطى كه درهمسايگى ما بحرانهاى وسيع سياسى وامنيتى وجود دارد وتبليغات وسيعى عليه كشور ما صورت مى گيرد، فقط با سرمايه گذارى مى توان گردشگر جذب كرد؟
> مگر فقط همسايه هاى ما بحران دارند؟ همسايه هاى عربستان بحران ندارند؟ تبليغات عليه شان نيست؟
\ اين تبليغات تازه شروع شده وبه شدت ايران نيست.
190416.jpg
> به هر حال ريشه تمام تبليغات عليه بن لادن و القاعده مربوط به عربستان است. درهمين سالها كه تبليغات سنگين بوده، عربستان بازار سرمايه گذارى خود را باز كرده وجواب گرفته . امارات مگر از افغانستان وعراق تأثير نمى گيرد؟ گردشگرى امارات سالى ۳۰ الى ۳۵ درصد رشد كرده .
\بخش مهمى از گردشگرى عربستان به خاطر حج تضمين شده.
> فقط حج نيست. آنها از يك ساختار بسته به يك ساختار باز رسيده اند. واقعيت اين است كه عليرغم بحران فلسطين، افغانستان وعراق و سنگينى سايه بن لادن درمنطقه خاورميانه، رشد گردشگرى درخاورميانه حدود سه برابر رشد جهانى گردشگرى بوده است. اين آمار نشان دهنده استعداد خاورميانه است.
\ اگر شما به جاى رياست برسازمان ميراث فرهنگى وگردشگرى، دستگاه سياست خارجى را اداره مى كرديد، براى استفاده از منابعى كه مى گوييد به اندازه نفت وگاز ارزش دارد، لازم مى ديديد كه درسياست خارجى هم رويه خاصى را دنبال كنيد؟ مثلاً رويه اى متفاوت از آنچه هست؟
> اجازه بدهيد هر وقت وزير امورخارجه شدم به اين سؤال جواب بدهم.
\ شما از يك طرف مى گوييد مشكل گردشگرى اين است كه آحادملت آن را به عنوان يك صنعت پاك قبول ندارند و وعده اى غير ارزشى و حتى ضد ارزشى مى دانند وازطرف ديگر راه حل مشكلات را سرمايه گذارى بيشتر مى دانيد. آيا ميان اين مشكل و اين راه حل تناسبى وجود دارد؟
> سرمايه گذارى راه ماست و موانع فرهنگى مشكلى است كه كمابيش وجود دارد وحلش مى كنيم. براى حل مشكل فرهنگى كد اخلاق جهانگردى وجود دارد كه كشورهاى عضو سازمان جهانى جهانگردى درسال ۱۹۹۲ تصويب كرده اند وايران هم درتصويب آن نقش داشته است اين پروتكل تا الآن متوقف بوده. به زودى كميته ملى كد اخلاق جهانگردى را تشكيل مى دهيم تا اين منشور جهانى را پى گيرى كنيم.
\ اينها دربعد قانونى وحقوقى مسأله است. دربعد اجتماعى چه مى كنيد؟
> كميته ملى بايد اين اخلاق جهانگردى را دركشور نهادينه كند و آموزش بدهد. ديدگاهها را نسبت به گردشگر تغيير دهد وگردشگران را نسبت به آداب و رسوم ايران آشنا كند. ببينيد ما بايد به اين واقعيت برسيم كه گردشگر به ايران مى آيد تا ايران را با همين آداب و رسوم وسنتها وارزش ها ببيند. براى ديدن ايران به معناى فيزيكى نمى آيد. مى آيد با مردم ايران رابطه برقرار كند. مردمى كه متدين اند، مستقل اند، انقلاب اسلامى كرده اند، شهيد داده اند و ...گردشگر مى آيد با اين مردم رابطه برقرار كند.
\ اگر شما يك گردشگر خارجى بوديد وسه گزينه ايران، تركيه وچين را پيش رو داشتيد، به كدام يك سفر مى كرديد؟
> درحالى كه ايرانى ها لبخند مى زدند، حتماً ايران را انتخاب مى كردم.
\ الآن ايرانى ها لبخند مى زنند؟
> بايد عادت كنيم كه به روى گردشگر خارجى لبخند بزنيم.
\«الآن» چه مى كرديد؟
>باز مى آمدم ايران.
ادامه دارد
حميدرضا حسينى


|   شناسنامه   |   آرشيو   |