|
بحثى در باره زمينه هاى پيدايش و ويژگى هاى شعر هفتاد
فرار به سرزمين هاى ناشناخته زبان
محمد حسين عابدى قسمت نهم از نيما تا شعر هفتاد در اين بخش شايد بهتر باشد كمى بيشتر و مفصل تر ويژگى هاى شعر هفتاد را بررسى كنيم اما لازم است پيش از آن نيم نگاهى به سمت و سوى تحولات عمده شعر در دوران معاصر بيندازيم تا بتوانيم مقايسه اى از اين تحولات به دست دهيم. بى ترديد مهم ترين تحولات شعر در دوران معاصر از نيما آغاز مى شود و عنوانى كه براى اين بخش انتخاب كرده ام از همين عقيده گرفته شده است. تاكنون كتاب ها و مقالات بسيارى در باره آنچه كه نيما در شعر فارسى انجام داده منتشر شده است بنابراين ضرورتى نيست كه در اينجا گفته شده ها را تكرار كنيم و علاقه مندان نيز مى توانند به كتاب هايى كه در اين باره موجود هستند مراجعه كنند اما براى ما ضرورى است كه بدانيم انقلاب نيما در چه حوزه اى از زبان شكل گرفت. نيما خود، سه ركن اساسى براى كارش برمى شمارد كه عبارتند از كميت مصراع ها ـ كه نيما از آن با عنوان هاى تونيك و سورتونيك ياد مى كند و «مهدى اخوان ثالث» در كتاب مشهور «بدعت ها و بدايع نيما يوشيج» معادل هاى صدر و عروض را براى آن ذكر مى كند ـ ، اندازه كشش مصراع ها و استقلال مصراع ها. نيما در «حرف هاى همسايه» مى گويد: «اوزان شعرى قديم ما اوزان سنگ شده اند ... وزن مطلوب، كه من مى خواهم؛ به طور مشترك از اتحاد چند مصراع و چند بيت پيدا مى شود.» و در بخش ديگر مى گويد: «من عقيده ام بر اين است كه مخصوصا شعر را از حيث طبيعت بيان، به طبيعت نثر نزديك كرده، به آن اثر دلپذير نثر را بدهم.»
|