يكشنبه ۱ آذر ۱۳۸۳ - ۸ شوال ۱۴۲۵
Sun, Nov 21, 2004
ويژه ۳
سال دهم - شماره ۲۹۷۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
يك تست روانشناسى
اين قرمز دوست داشتنى
190836.jpg
اگر از جوان ها، نوجوان ها و كوچكترها در مورد خوردنى هاى مورد علاقه شان سوال كنيد، احتمالاً فهرستى به دست خواهيد آورد كه بدون ترديد شامل چيپس، پيتزا، همبرگر، ماكارونى و مواردى از اين دست خواهد بود. اما در پشت تمام اين اظهار نظرها و در كنار تمام اين خوردنى ها يك عنصر هميشگى هست كه بدون آن حتى اين خوردنى هاى لذيذ نيز بى مزه جلوه خواهند كرد!
بله، صحبت بر سر سس گوجه فرنگى يا همان كچاپ است كه اين روزها در هر خانه اى و رستورانى يافت مى شود و بدون آن مجموعه غذاها ناقص به حساب مى آيد. حتى استفاده از اين فرآورده غذايى آنقدر رايج شده است كه بزرگترها نيز به نوعى به آن وابسته شده اند و بر سر استفاده از آن بر سر ميز غذا با بچه ها مسابقه مى گذارند.
البته اين محبوبيت يك محبوبيت جهانى است و در سراسر دنيا افراد بسيار زيادى وجود دارند كه سس گوجه فرنگى را هيچوقت فراموش نمى كنند و اين محبوبيت آنقدر فزاينده است كه يك سايت اينترنتى از سوى دوستداران سس گوجه براى معرفى اين محصول طراحى شده است. در اين سايت كه از طريق آدرس http://www.ketchup.wonderland.org قابل دسترسى است، علاوه بر مختصرى درباره خود اين ماده غذايى، تاريخچه به وجود آمدن آن، اطلاعات مربوط به فروش آن، انواع و اقسام مختلف كچاپ در سراسر جهان و اخبار مربوط به آن از سراسر دنيا قابل دسترسى است.
همچنين اگر شما به دنبال تنوع هستيد و البته حوصله درست كردن سس گوجه در منزل را داريد، مى توانيد حتى از دستورات تهيه انواع مختلفى از سس گوجه كه در اين سايت وجود دارد استفاده كنيد تا تركيبات جديدترى با تنوع ذائقه درست كنيد.
كوچك و كوچكتر!
190848.jpg
اگر شما جزو استفاده كنندگان كمى حرفه اى تر كامپيوتر و البته از مجموعه كسانى باشيد كه از اينترنت فايل هاى مختلفى دانلود مى كنند، بدون ترديد با فرمت هاى فايل هاى فشرده كه معروفترين آنها ZIP و RAR هستند آشنايى داريد. در واقع، اين فشرده سازى براى كم كردن حجم فايل ها به منظور تسهيل و تسريع انتقال آنها انجام مى شود و فايل هايى با حجم هاى كوچك تر به منظور ذخيره سازى نيز فضاى كمترى اشغال مى كنند.
تا اينجاى كار شايد هيچ موضوع عجيبى وجود نداشته باشد. برنامه هاى فشرده سازى را همه بر روى سيستم هاى كامپيوترى داريم و براى فشرده سازى و بازكردن فايل ها از آنها استفاده مى كنيم و اين برنامه ها همه كارها را به صورت خودكار براى ما انجام مى دهند. ولى آيا تابه حال فكر كرده ايد كه اين فشرده سازى چگونه اتفاق مى افتد و بطور كلى چطور ممكن است فايل ها كوچكتر شوند؟
البته شايد اين اتفاق در ابتدا بسيار پيچيده به نظر برسد، ولى مفهومى كه فشرده سازى بر آن اساس انجام مى شود بسيار ساده است. در واقع بيشتر فايل هاى اينترنتى داراى بخش هاى زائد هستند؛ بدين معنى كه بعضى اطلاعات در آنها تكرار مى شود و براى فشرده سازى آنها كافى است اين اطلاعات تكرارى مشخص شوند و در هر تكرار به جاى قرار دادن كل اطلاعات، فقط به بخش مشابه در قسمت هاى قبلى رجوع داده شود. براى بازكردن فايل فشرده نيز كافى است به جاى مراجع اطلاعات تكرارى، خود همان اطلاعات در بخش هاى مربوطه در فايل اصلى قرار داده شوند.
بدين ترتيب ميزان فشرده سازى بستگى مستقيم به نوع فايل، حجم اوليه آن و فرمت فشرده سازى دارد. برنامه هاى متفاوت الگوريتم هاى مختلفى براى يافتن اطلاعات تكرارى دارند و بدين ترتيب حجم نهايى فايل هاى فشرده شده در آنها متفاوت است. به علاوه، بعضى از فايل ها مانند فايل هاى تصويرى jpg يا فايل هاى صوتى mp3 خود بخود فشرده هستند و بنابراين يافتن اطلاعات تكرارى و فشرده سازى مجدد آنها تأثير چندانى بر كاهش اندازه شان ندارد. بدين ترتيب فايل هاى متنى كه حروف الفبا و روند هاى ظاهر شدن حروف در كنار يكديگر به شدت تكرار شونده است، به خوبى فشرده مى شوند و در بعضى موارد اندازه فايل فشرده تا ۵% فايل اصلى نيز ممكن است برسد.
البته نوع فشرده سازى كه در اينجا مورد بحث قرار گرفت از نوع فشرده سازى بدون حذف اطلاعات است. نوع ديگرى از فشرده سازى نيز وجود دارد كه در آن بخشى از اطلاعات فايل كامپيوترى با الگوريتم هاى متفاوتى حذف مى شود كه اين بطور كلى به معنى از دست دادن بخشى از اطلاعات مى باشد. به عنوان مثال در فشرده سازى فايل هاى تصويرى bmp و تبديل آنها به فرمت فشرده jpg اطلاعاتى كه تا حد زيادى توسط چشم انسان قابل تشخيص نيست حذف مى شود و در فشرده سازى فايل هاى صوتى نيز اصواتى كه توسط گوش انسان قابل تشخيص نيست حذف مى شوند كه نتيجه آنها فايل هاى فشرده ترى است كه سيستم بينايى و شنوايى انسان قادر به تشخيص تفاوت هاى آنها نيست.
بنابراين تفاوت دو سيستم فشرده سازى اين است كه در نوع اول شما قادر خواهيد بود فايل هاى فشرده را به شكل اوليه برگردانيد. اما در سيستم دوم به دليل از دست دادن اطلاعات امكان بازسازى فايل ها به شكل اوليه كاملاً غيرممكن است. اما به هر حال هر دو سيستم در جاى خود كاربرد هاى بسيارى دارند و به منظورهاى مختلفى مورد استفاده وسيع قرار مى گيرند.
نسلى كه اصلاً سوخته نيست
190851.jpg
فيلمى كه از نسل ما مى گويد وبه مسائل تك تك آنها مى پردازد، فيلمى كه بعد از دو سال بالاخره بر روى پرده رفت و قرار است از كليشه شكنى ونوجويى سخن بگويد. بالاخره بعد از دو سال فيلم « جايى ديگر» به كارگردانى مهدى كرم پور اكران شد.
مهدى كرم پور از نسل خودمان است واز خودمان حرف مى زند. حرفهايى كه بسادگى بوى سياسى گرفته وباعث شده دوسال درتكاپوى حل مشكلات باشد. او فيلم را روايت زندگى سه نسل انقلاب، جنگ و نسل سوم مى داند وبعد از پرداختن به هر كدام از آنها جداگانه به سمت ارتباطات وروابط بين اين نسلها حركت مى كند.
«جايى ديگر» اولين فيلم تلفيقى از انيميشن و زنده است كه تا به حال درايران كار شده و وحيد نصيريان قسمت انيميشنى كار را دردست داشته است.
فيلمى كه سعى دارد نه مخاطب هنرى را برنجاند ونه از مخاطب تجارى دست بردارد وهمچنان به دنبال پلى بين اين دو ديدگاه مى گردد ، توانسته دغدغه هاى ذهنى و روحى وجسمى جوانان را نشان داده و دليل مهاجرت آنها راكشف كند.
حضور اين فيلم درصحنه بين المللى، از جمله جشنواره هامبورگ نشان از قابليت فيلم داشته و وجود هفت بازيگر حرفه اى درآن مى تواند نقاط قوت آن را به اوج برساند.
شما هم مى توانيد به ۵ يا ۶ سينمايى كه قول اكران اين فيلم را داده اند سرى بزنيد و دغدغه هاى خود را اين بار روى پرده بزرگ سينما شاهد باشيد.
اسم تو هر اسمى كه هست
بهراد Behrad
بهراد جدى، مسئوليت پذير و ثابت قدم است. به همين دليل احتمالاً شما فكر مى كنيد او خيلى اجتماعى نيست و به راحتى با ديگران ارتباط برقرار نمى كند. اما بر خلاف اين تصور اوليه، بهراد در برقرارى ارتباطات اجتماعى كاملاً موفق عمل مى كند و او را هميشه در ميان جمع و با ديگران مى بينيد.
البته شايد از خودتان بپرسيد عامل جذب شدن مردم به سوى بهراد چيست؟ مردم به سمت بهراد جلب مى شوند، چون احساس مى كنند صبور و مهربان است. بهراد در عين حال كه بسيار عجيب و غيرقابل نفوذ به نظر مى رسد، به همان اندازه هم دوست داشتنى جلوه مى كند. شايد آنچه به نظر مردم عجيب مى رسد واقعاً برايشان جذاب است.
به علاوه بهراد به خوبى به حرفهاى ديگران گوش مى دهد و مى تواند شرايط و مشكلات آنها را درك كند. تمام اين ويژگيها به همراه طبيعت مهربان و آسان گير بهراد باعث مى شود همه در حضور او احساس راحتى كنند. اگر رفتار سياستمدارانه را هم به فهرست مان اضافه كنيم، فكر مى كنيد براى موفقيت در موقعيت هايى كه با مردم سر و كار دارد، چه خصوصيت هاى ديگرى لازم است؟ احتمالاً هيچ! به همين دليل هم بهراد در انجام خدمات اجتماعى كه به نوعى با مسائل مردم در ارتباط است و در كل كارهاى نوع دوستانه سرآمد ديگران خواهد بود.
البته به بهراد توصيه نمى كنيم به سراغ تجارت برود. احتمالاً شما خواهيد گفت كه اين توصيه ما كاملاً اشتباه است. چون بهراد شم اقتصادى خوبى دارد و به درستى مى تواند شرايط و موقعيت هاى اقتصادى را تجزيه و تحليل كند. اما هنوز هم همان توصيه به قوت خود باقى است.
دليل آن هم كاملاً واضح است: بهراد در كارهايش پشتكار ندارد و معمولاً دست پايين را مى گيرد. توجيه او هم از اين قرار است: «من دوست ندارم عامل ايجاد مشكلات و درگيرى ها شوم!»
خوب، خودتان را آماده كنيد تا يك موضوع باورنكردنى درباره بهراد بشنويد. مسلماً نمى توانيد تصور كنيد چنين شخصيت برجسته اى اعتماد به نفس كافى نداشته باشد. اما واقعيت همين است.
آنچه بهراد روراست و صادق براى شروع كارهاى شخصى اش كم دارد، اعتماد به نفس و ابتكار است. متأسفانه بهراد به همان خوبى كه به ديگران راه حل پيشنهاد مى دهد نمى تواند مشكلات خودش را حل كند. بنابراين سعى مى كند تا حد امكان همه چيز را عقب بيندازد تا از روبرو شدن با مشكلات فرار كند. پس اگر ارتباط نزديكترى با بهراد داريد، واجب است در اين شرايط اعتماد به نفس او را تقويت كنيد. در اين صورت خواهيد ديد به بهترين شكل از پس انجام مسئوليت هايش برخواهد آمد.
و اما نكته آخر: بهراد مرد خانواده دوستى است كه امنيت خانه و خانواده بيش از هر چيز ديگرى برايش اهميت دارد. به عنوان يك پدر به بچه ها علاقمند است، آنها را به خوبى درك مى كند و از همه مهمتر، پدرى منصف و مهربان است. يك پدر خوب چه ويژگيهايى ديگرى مى تواند داشته باشد؟
يك تست روانشناسى
پاچه خوارى!
190833.jpg
بعيد است بعد از تماشاى سريال پاورچين كه مدت ها مردم را هر شب پاى تلويزيون سرگرم مى كرد، كسى باشد كه هنوز با رفتار شخصيت هاى اصلى اين مجموعه آشنا نباشد و به اصطلاح پاچه خوارى را هنوز درك نكرده باشد! اما آيا مى دانيد شما چقدر به شخصيت هاى اين داستان شبيه هستيد و اصولاً چقدر براى خشنود كردن ديگران حاضريد از خودتان مايه بگذاريد؟ تست امروز ما جواب اين سوال را برايتان مشخص خواهد كرد!
قرار است در محل كار شما به تعدادى از كاركنان ترفيع شغلى چشم گيرى داده شود. شما مشغول خريد هستيد كه به مجموعه كتابى برمى خوريد كه رئيس شما مشتاق داشتن آن است. ولى به هرحال قيمت اين دوره بسيار بيش از حد وسع شماست. آيا آن دوره را براى رئيس تان مى خريد؟
- بله (۱۰)
- خير (۰)

پدر زن آينده شما كه بسيار متمول است به هيچ وجه استعداد طنز ندارد؛ ولى متأسفانه دائماً لطيفه هاى بى مزه تعريف مى كند. آيا سعى مى كنيد به زور به لطيفه هاى او بخنديد؟
- بله (۱۰)
- خير (۰)

آيا تا به حال اتفاق افتاده با كسى كه به شدت از او متنفريد به لحاظ جايگاه شغلى و اجتماعى اش به زور سلام و احوالپرسى گرمى بكنيد؟
- بله (۱۰)
- خير (۰)

شما در بانك در صف منتظر هستيد تا نوبت به شما برسد و بانك هم خيلى شلوغ است. ناگهان استاد (يا معلم) شما در درس بسيار مشكلى كه با او داريد وارد بانك مى شود و شما را مى بيند. آيا جاى خودتان را به او مى دهيد؟
- بله (۱۰)
- خير (۰)
دوست بسيار متمول شما لباس هاى جديد خريده است كه به هيچ وجه به او نمى آيد. وقتى از شما درباره آن لباس ها سوال مى كند، چه جوابى مى دهيد؟
- اين لباس ها واقعاً به تو مى آيد!؟ (۱۰)
- لباس هاى قبلى تو بهتر از اين ها بودند، اما اين ها هم بد نيستند. (۵)
- بهتر است آنها را فوراً به مغازه برگردانى و تعويض كنى!؟ (۰)

شما در منزل رئيس تان مهمان هستيد. همسر او بدمزه ترين غذاهايى را كه به عمرتان چشيده ايد درست كرده است. در اين شرايط چه مى كنيد؟
- از دست پخت او تعريف مى كنيد و از تمام غذاها مى خوريد. (۱۰)
- تظاهر مى كنيد كه ناگهان دل درد سختى گرفته ايد و نمى توانيد به خوردن ادامه دهيد. (۰)
- آنچه را در بشقاب تان كشيده ايد تمام مى كنيد و ديگر ادامه نمى دهيد. (۵)

دهان رئيس شما به شدت بو مى دهد. آيا اين موضوع را به نحوى به او مى گوييد؟
- بله (۱۰)
- خير (۰)

آيا تا به حال از كسى تعريف كرده ايد به اميد اينكه چيزى از او دريافت كنيد؟
- بله (۱۰)
- خير (۰)

آيا تا به حال اتفاق افتاده كه نظرات احمقانه فرد مهمى را مورد تأييد و تمجيد قرار دهيد؟
- بله (۱۰)
- خير (۰)

آيا ممكن است براى خوشحال كردن ديگران، كارى را انجام دهيد كه از آن متنفريد؟
- بله (۱۰)
- خير (۰)

(۰ تا ۲۵ امتياز): شما حتى در وسوسه كننده ترين شرايط نيز حاضر به چاپلوسى و تملق نيستيد. شما دوست داريد به خاطر ويژگى هاى ارزنده خودتان مورد احترام و ستايش قرار بگيريد و نه به خاطر خشنود كردن ديگران. اگرچه اين رفتار شما بسيار پسنديده است، اما به خاطر داشته باشيد كه گاهى اوقات يك تلاش كوچك براى خوشحال كردن ديگران مى تواند تأثير فوق العاده اى بر شرايط شما داشته باشد. لازم نيست از انجام اين كار شرمنده شويد؛ چون اين كار لازمه برقرارى ارتباطات اجتماعى و پيشرفت هاى شغلى است!
(۳۰ تا ۷۰ امتياز): شما هرازچندگاهى به چاپلوسى و تملق روى مى آوريد. البته هدف شخصى شما اين است كه مؤدب جلوه كنيد و به همين دليل بطور مثال به لطيفه هاى بى مزه ديگران مى خنديد. گاهى اوقات هم هدف شما اين است كه بعضى چيزهاى مشخص را در زندگى به دست آوريد و براى آنها تلاشى فراتر از حد معمول انجام مى دهيد. واقعيت اين است كه پرداختن به نكات مثبت ديگران و خوشحال كردن آنها اگر به طور معمول انجام شود بد نيست و شما به طور قطع هنر اين را داريد كه بدانيد كى و كجا بايد به اين كار بپردازيد و به همين دليل هم فرد موفقى در زمينه ارتباطات اجتماعى هستيد.
(۷۵ تا ۱۰۰ امتياز): به احتمال زياد شما در هنر چاپلوسى و تملق سرآمد دوستان و آشنايان هستيد و همه شما را به عنوان يك فرد چرب زبان مى شناسند. شما به خوبى مى توانيد در شرايط بسيار متفاوت اين كار را انجام دهيد و به نظر مى رسد اين عادتى است كه از دوران جوانى در شما شكل گرفته است. اگر در دوران مدرسه نيز اين رويه را داشته ايد، حتماً مورد توجه معلم هايتان بوده ايد و هميشه نمره هاى خوبى از آنها مى گرفتيد! البته حواستان باشد كه اگر اين كار را به طور متوالى انجام دهيد، اين امكان وجود دارد كه ديگران متوجه اهداف خاص شما از رفتارهايتان بشوند. پس مواظب باشيد كه اين تعريف ها را خيلى واضح و روشن انجام ندهيد؛ ظرافت و اندكى تفكر مى تواند موفقيت شما را تضمين كند!!!
يخچال فرنگى
ببينيد چه اتفاق بامزه اى افتاده است . قراربوده كه اين هفته لطيفه هاى بامزه شما را چاپ كنيم، اما ديديم همين جور برايمان لطيفه مى رسد و ما مانده ايم كه چه كار كنيم. مى خواستيم همين هفته كار را تمام كنيم اما با پادرميانى جمعى از مسؤولين وبا ارسال طومارى كه از طرف مردم روستاى دهقان خواف به دست ما رسيده بود مجبور شديم اين مهم را تا هفته آينده به تعويق بيندازيم و اين هفته فقط به چند تا لطيفه خودمان و چند تا لطيفه شما بسنده كنيم، پس هفته آينده منتظر باشيد.
يك لطيفه عجليانه
سال ۱۹۳۹ بود. ژنرال مونتگمرى با عده اى از دوستانش در يك زمين سرسبز و زيبا گلف بازى مى كرد. ناگهان يكى از افسران ستاد كل ارتش سراسيمه وارد زمين شد و به همبازيهاى ژنرال گفت:
ـ آقايون، ممكنه به نام امپراتورى انگلستان از شما تقاضا كنم به ژنرال مونتگمرى اجازه بدين، توپش رو خارج از نوبت بزنه، جنگ جهانى دوم از نيم ساعت پيش شروع شد.
يك لطيفه اختلافانه
در شمال، مشترى به هتلى مراجعه كرد و گفت:
ـ اتاق دو تخته خالى دارين؟
ـ بله.
ـ قيمتش چنده؟
ـ يه جور داريم چهارده هزارتومن، يه جور هم داريم نوزده هزار و پونصد تومن.
ـ فرقشون چيه؟
ـ پنج هزار و پونصد تومن.
يك لطيفه جوانمردانه
انگليسى ها پس از شكست از تيم ملى پرتغال و سرافكندگى فراوان براى اينكه دل شان خنك شود، لطيفه هايى مى سازند در زمينه اينكه روحيه ورزشى دارندو جوانمرد هستند و اين جور چيزها. از جمله اين لطيفه كه چند وقت پيش در مجله Daily miror به چاپ رسيد:
در انگلستان روحيه ورزشى برهمه روابط مردم حكومت دارد…
در تيمارستانى بازرس مخصوص زنى را ديد كه با وضع نه چندان مناسب در حال دويدن است. از رئيس در اين مورد توضيح خواست.
ـ قربون! اين يكى از ديوونه هاى خطرناك ماست كه دائم سعى مى كند فراركند.
بازرس پس از لحظه اى مردى را ديد كه دنبال او مى كند.
ـ اون مرد كيه؟
ـ اين يكى از نگهباناس كه مى خواد بگيردش
ـ چرا اين نگهبان با هر دستش يك سطل شن گرفته؟
ـ واسه اينكه سرعت دويدن نگهبان خيلى بيشتر از اون زنه است. اينجورى كرديم كه شانس مساوى داشته باشن.
يك لطيفه بى ادبانه
خسروخان در يك چلوكبابى متوجه شد كه سرويس ميز يك فلفلدان كم دارد. او هم كه قاتل فلفل بود و چاى شيرين را هم با فلفل مى خورد به مشترى ميز بغل دستى گفت:
ـ آقا ببخشين! ممكنه اون فلفل خودتون رو اگه نمى خواين رد كنين اين ور؟
مشترى با اوقات تلخى گفت:
ـ نمى تونين به گارسن بگين؟
خسروخان، مؤدبانه گفت:
ـ ببخشين، شما رو عوضى گرفتم.
ـ با كى مرتيكه؟ با گارسن؟!
ـ نه با يه آدم با ادب.
يك لطيفه متوهمانه
(اين لطيفه را تقديم مى كنيم به نويسنده صفحه خانه دوست كجاست و سؤال مسخره اش درباره سوسمارها) داستان آن مردك بيچاره را شنيده ايد كه مدتها پيش يك دكتر روانپزشك مى رفت چرا كه هرشب يك سوسمار زيرتختخواب خود مى ديد. دكتر هم به روانكاوى او مى پرداخت اما بعد از مدتى گم و گور شد و ديگر به دكتر مراجعه نكرد. يك روز دكتر مشكوك شد. تلفن را برداشت و زنگ زد منزل بيمارش. عيال بيمار در حالى كه دماغش را بالا مى كشيد، گفت:
ـ خدا رحمت كنه، عمرش رو داد به شما؟
ـ چرا خانوم؟! از ترس سوسمار سكته كرد؟
ـ نه، سوسمار پاره اش كرد.
يك لطيفه رندانه
آرش خان ـ كه به جهت حفظ وحدت ملى نمى گوييم اهل كجابود ـ رفته بود شيراز و يك ماه آزگار، شب و روز مهمان رفيق شيرازى خود آقامسعود بود. بالاخره بعد از يك ماه تصميم گرفت برگردد به […]. توى فرودگاه رفتند به كافى شاپ تا دوتا قهوه بخورند. طبق معمول آقا مسعود دست كرد توى جيبش كه پول بده كه اين بار در كمال ناباورى آرش خان مچ دستش روگرفت و گفت:
ـ نه ، نمى گذارم. تا امروز همه خرج ها رو تو كرده اى. اين يكى رو ديگه بايد شير يا خط بندازيم!!
190839.jpg
يك لطيفه پيشى يانه
يه روز يه سگه توى چت با يه گربه آشنا مى شه و با هم قرارمى گذارن. ولى گربه هه سرقرارنمياد. بعدبراش آف لاين مى ذاره كه : «سركارى بود؟»
گربه جواب مى ده: نه، يه وقت هايى «پيش» مى ياد ديگه.
براساس لطيفه اى از basavand-h
يك لطيفه موش مردگانه
يه روز يه يارويى خودش رو مى زنه به موش مردگى، گربه مى خوردش.
شهروز
يك لطيفه اندبى مزگى
يه روز يه مرده مى ره سوپر سركوچه شون مى گه:
ـ آقا يه چيپس بدين!
سوپريه مى گه:
ـ پفك نداريم.
مرده مى گه: خب كى آدامس خواست؟
حسين زين العابدين
يك لطيفه خرسيانه
آق امير شكار را بسيار دوست داشت. فقط يك كمى نشونه گيريش بد بود و عينك ته استكانى مى زد. يه روز رفيقش بهش زنگ مى زنه و دعوتش مى كنه كه دستجمعى برن شكار خرس. از شانس بد هوا اون روز بارونى مى شه و عينك امير مرتباً خيس مى شده. پس از طى طريق زياد آق امير خرسى مى بينه و اون رو نشونه مى گيره و مى زنه! صداى فرياد «غضنفر» (يكى از همراهان) به هوا مى ره و صداى چند تا شليك پياپى به سمت امير شنيده مى شه. بعله! آق امير غضنفر رو زده بود. كار به دادگاه مى كشه. قاضى از امير مى پرسه:
ـ شما كى متوجه شدين كه دوستتون رو زده اين؟
امير با ناراحتى جواب مى ده: وقتى كه خرس ها به طرفم شليك كردن.
aboodi-aboodi


|   شناسنامه   |   آرشيو   |