|
به بهانه برگزارى كنفرانس مشترك مؤسسه گفت وگوى اديان و بنياد صلح ژاپن
گفت وگوى دين و صلح
|
|
|
سعيد پورزند
وقتى سيدمحمدخاتمى رئيس جمهورى طرح گفت وگوى تمدنها را در سازمان ملل متحد بيان كردو حساسيت مجامع بين المللى را نسبت به اين موضوع برانگيخت، شايد تصور نمى شد ، اين طرح با كم توجهى و در داخل مواجه شود. بطورى كه اكنون مشخص نيست سرانجام اين طرح به كجا رسيد و تنها هر از گاهى نامى از مركز گفت وگوى تمدنها مى شنويم وبس! اين فضاى ايجادشده را در «گلزار» هم مى توان احساس كرد. سالنى در هتل لاله كه تنها با يك تابلو و فلش گردش به «چپ» مكان برگزارى كنفرانس مشترك مؤسسه گفت وگوى اديان و بنياد صلح ساساكاواى ژاپن را با محوريت نقش دين در جامعه ايران و ژاپن نشان مى دهد. درميان مسلمانان ، مسيحيان و ژاپنى ها ، دو موبد زرتشتى كه با لباس مخصوص حاضر شده اند بيش از همه جلب توجه مى كنند و در كنار آن، آخرين گفته سيدمحمدعلى ابطحى رئيس مؤسسه گفت وگوى اديان در شروع جلسه؛ «اگر مديريت دين به دست افراد تندرو سپرده شود،دين بسيار آسيب پذير مى شود.» سخنى سنجيده و پرمحتوا كه نشاندهنده عمق توجه مشاور رئيس جمهورى است . اگرچه برگزارى چنين كنفرانس هايى در افق دوربين هاى تصويربردارى سيماى «جمهورى اسلامى» قرار نمى گيرد و عموم مردم از برپايى اين نوع همايش ها و محتواى آنها بى خبر مى مانند اما دراين گزارش سعى برآن شده تا با نگاهى به چگونگى تأسيس و عملكرد مؤسسه مذكور ، خلاصه اى از تلقى دين در جوامع ايران و ژاپن كه به بحث گذارده شد، بيان شود. همزمان با سال گفت وگوى تمدنها (۱۳۷۹) ، مؤسسه گفت وگوى اديان شكل گرفت و مدت ۴ سال است كه اين مؤسسه به ثبت رسيده است. ضمن آنكه اين مؤسسه در قالب «O.G.N» فعاليت داشته و در سازمان ملل نيز ثبت شده است. سيزدهمين نمايشگاه كتاب در همان سال فرصتى براى اعلام آغاز حيات اين مؤسسه بود كه هدف بررسى گفت وگوى اديان در جامعه ايرانى را دنبال مى كرد و اينكه توقعات چيست و مخالف و موافق كيست؟ برگزارى ۳۵ نشست طى ۱۰ روز كارى نمايشگاه ياد شده و عرضه كتابهاى تخصصى به زبانهاى فارسى، انگليسى وعربى مرتبط با اديان همراه با ارائه فهرستهاى لازم از كتب و در كنار آن توزيع ۸۷۰ فرم نظرسنجى، امكان لازم را براى مخاطب سنجى فراهم كرد و اينكه دغدغه ها چيست؟ ارزيابى اوليه، منجر به برنامه ريزى پنج ساله شد تا فارغ از پرداختن به مباحث عميق پژوهشى، جنبه اطلاع رسانى و گام برداشتن در جهت ايجاد تعامل ميان اديان مدنظر واقع شود. دراين ميان كمبودها بيش از پيش به چشم آمد. چرا كه بيش از ۹۸ درصد جامعه پيرو يك دين و يك مذهب هستند و همگى وفادار به يك زبان (فارسى) براين اساس جاى تعجب نبود كه مشكلاتى مثل كمبود منابع و متخصص و پژوهشگر در پيش رو باشد. هرچند اخيراً در دانشگاهها رشته اديان نيز داير شده است . از همين رو تأسيس كتابخانه اى با ۵هزار عنوان كتاب در دستور كارقرار گرفت تا راهى تازه فراروى جامعه گشوده شود؛ «زندگى و همزيستى با اديان ديگر» فهيمه موسوى نژاد مدير مؤسسه يادشده يادآور مى شود: «باتوجه به آنكه ابتكار سال گفت وگوى تمدنها از خاتمى بود توقعات از ايران چيز ديگرى بود و در آن دوران نياز داشتيم كه در دنيا از فضاى حاكم بر جامعه منتخب خودمان بدانند و اينكه چه حركتها، تحول و تفكرى صورت مى گيرد» . به موازات اين اقدامات بولتن اخبار اديان براى سه گروه منتخبين حوزه ها و دين پژوهان، اساتيد دانشگاهها و دولتمردان (از جمله كميسيون فرهنگى مجلس) در شمارگانى مختصر منتشر شد و با استقبال به عمل آمده و مجوز وزارت ارشاد مجوز ۱۵ شماره ديگر با تيراژ ۱۰۰۰ نسخه دريافت و در نهايت مجوز رسمى يك مجله كه هردوماه يك بار به چاپ مى رسد ارائه شد. محتواى مجله نيز مشخص است : ارائه خلاصه مطالب علمى ، معرفى اديان جديد و گرايشات نوپديد دينى ... اما نكته جالب توجه در جاى ديگرى نهفته است و آن اينكه وقتى موسوى نژاد با اين پرسش كه واكنش دولتمردان و استقبال شان چه بوده است، مواجه مى شود، مى گويد: همان روزهاى آغازين در نمايشگاه كتاب، براساس گروه بنديهاى صورت گرفته از نوع بازديدكنندگان، متأسفانه بى انگيزه ترين و كم توجه ترين گروه را مسؤولان مملكت تشخيص داديم. چراكه در آن نمايشگاه، سالن گفت وگوى تمدنها روبروى غرفه هاى ما قرار داشت و هر روز ۴۳ گروه از وزارتخانه ها براى بازديد به نمايشگاه مى آمدند. با اين حال سعى كرديم با ارسال بولتن ها بتوانيم توجه آنان را جلب كنيم اما كمترين تقاضاو تشويق و درخواست را از همين نهادهاى دولتى و رسمى داريم. برپايى پنج ترم كلاس تخصصى زبان انگليسى براى استفاده بهتر از منابع و جلسات ماهيانه كه از ۲سال پيش آغاز شده، تجربه اى عملى را درحوزه گفت وگوى اديان فراروى پژوهشگران و دانشجويان قرار داد كه در اين جلسات از صاحبنظران كشورهاى مختلف جهت سخنرانى دعوت به عمل آمده است. اما نطفه اين كار، در زمانى شكل گرفت كه تصميم به برگزارى ۴ نشست با اقليتهاى دينى حاضردر ايران (زرتشتيان، آشوريان، يهوديان و ارامنه (مسيحيان)) گرفته شد و به غير از دو سخنران از طرف مقابل، يك روحانى و يك استاد دانشگاه در اين جلسات حاضر شدند. موسوى نژاد در اين باره مى گويد: تجربه خوبى بود و هنوز اين اقليتها موضوع را به خاطر دارند چرا كه برايشان عجيب به نظر مى رسيد. تا آنجاكه به خاطر دارم براى برگزارى اولين جلسه، ۳جلسه مقدماتى داشتيم و با رؤساى انجمن ها صحبت كرديم. جالب آنكه در داخل مؤسسه هم برخى مخالف صحبت كردن با اقليتها بودند اما من عقيده داشتم بايد نقش خود را ايفا كنيم و ارتباط سالم فرهنگى با انجمن ها داشته باشيم. در نهايت كار به جايى رسيد كه آنها در بالاترين سطح درجلسات شركت مى كنند و اين تجربه ما را به سوى فعال كردن ارتباطات مؤسسه سوق داد. به طورى كه به صورت تصادفى با ۴ ـ۳ نهاد خارجى مثل «بنياد صلح ژاپن» ، كليساى انگليكن انگليس، كليساى انجيلى آلمان و كليساى پرس پترين آمريكا ارتباط برقرار كرديم و جلساتى داشتيم. حالا فهيمه موسوى نژاد مدير مؤسسه گفت و گوى اديان به قله اى رسيده كه دربردارنده صعودى راضى كننده است؛ «از وضعيت موجود راضى ام. چرا كه ما تصميم گرفتيم پله پله و در حد توان و ظرفيت و كشش جامعه گام برداريم و فكر مى كنم در كار خود موفق بوده ايم. البته من نمى خواهم توقع آرمانى داشته باشم چرا كه در آن صورت شايد ناراضى باشم. ما واقع گرايانه به ابعاد موضوع و مشكلات نگاه كرديم و آن توقعى كه در كار داشتيم خوب پيش رفت. ضمن اينكه جامعه هم رو به رشد است و كارهاى فرهنگى و همزيستى اديان آرام آرام و سالم درون جامعه، جايگاه خود را مى يابد.وى نفس ارتباط داشتن با پيروان اديان ديگر را يك تجربه عملى خوب توصيف مى كند؛» اينكه بتوانيم با افرادى كه نوع ديگر فكر مى كنند همكلام شويم، ظرفيتهاى مان را تقويت مى كند چرا كه ضمن در گرفتن گفت وگوى علمى، باعث «فربه تر» شدن بنيه علمى اساتيد و پژوهشگران ما مى شود و حتى دانشجويان مى توانند با توجه به محدوديتهاى آموزشى از فضاى ايجادشده به عنوان work shop بهره ببرند. از طرفى تأثيرگذارى در طرف مقابل نيز مطرح است. به عنوان مثال يكى از افراد كليساى پرس پترين آمريكا پس از برگزارى نشست مشترك، خواستار بازگرداندن مقاله اش براى ايجاد تغييرات و تعديل آن شد. البته ما قصد تبشير نداريم اما حداقل وظيفه ما اين است كه واقعيت اسلام را به قشرى از هر ملت و دين برسانيم. دين اسلام از صدراسلام تا به حال به خاطر مسائل حكومتى خيلى مظلوم واقع شده و همواره مخالفان تصميم داشته اند چهره اى منفى و جنگ طلب از آن ترسيم كنند. در حالى كه ظرفيت تعامل و انسان دوستى در اسلام بيش از اينها است. بر اين مبنا، با وجود آنكه ابطحى رياست مؤسسه را بر عهده دارد و فردى سياسى است ولى سعى كرده ايم مؤسسه را درگير مسائل سياسى نكنيم و تا الآن جلوى انتخاب يك شخص سياسى به عنوان سخنران در جلسات را گرفته ام. در دنيا هم نهادهاى زيادى توسط سازمانهاى اطلاعاتى تأسيس شده اندكه اين خطر بزرگى است. ما به اين موضوعات با حساسيت نگاه مى كنيم و تا هويت سازمانها برايمان مشخص نشود، ارتباط برقرار نمى كنيم. در مجموع اگر بتوانيم اين شرايط را حفظ كنيم، مؤسسه على رغم بودجه بسيار اندك خود موفق مى شود. كنفرانس مشترك مؤسسه گفت وگوى اديان و بنياد صلح ساساكاوا ژاپن، جايگاه دين و نگرش به خدا را درميان دو جامعه در محيطى دوستانه به تصوير كشيده و مقالاتى با عناوين« چندخدايى در زندگى اجتماعى ژاپنى ها » ، « اسلام و تعلق اجتماعى با تأكيد بر نقش دين در زندگى مردم ايران »، « فرقه ها و گروههاى مسيحى در ايران » ، « اديان جديد وگرايشات دينى ژاپنى هاى عصر حاضر » ، « بوديزم و زندگى دينى در ميان مردم ژاپن » و « وحدت اديان يا وحدت عرفان «ارائه شد. پروفسور كينچى هاتسوموتو استاد دانشگاه ريتاكو ژاپن كه در سال گذشته هم سفرى به ايران داشت، چگونگى شكل گيرى فرهنگ ژاپنى و حضور گروههاى قومى مختلف در ژاپن باستان را مورد بررسى قرار داد. به گفته وى احساس مذهبى ژاپنى در معانى kami (خدا) منعكس مى گردد. قبيله ايزو مواشيايى مانند مارهاى دريايى، جانوران عظيم يا صدفهاى دريايى را مورد پرستش قرار مى دادند كه به نحو خاصى با مذهب و الهه نژادهاى دريايى پيوستگى داشتند. در فرهنگ آنها عمدتاً اشياى مقدس كه سمبل هاى حيات و بارورى بودند، مورد پرستش قرار مى گرفتند. ضمناً براساس نظر كوئينو يا نگايدا، نيمى از اشياى مذهبى زيارت گاههاى ساخته قبيله اى كشاورز از تبار Ise به نوعى با مؤنث ها مرتبط بودند. اين امر عمدتاً به دليل آن است كه تصوير جنس مؤنث با تصوير بارورى در طبيعت همپوشى داشت. پروفسور ماتسو موتو مى افزايد: نحوه حكومت بر كشور ژاپن توسط ياموتو در شكل يابى كليشه فرهنگ ژاپنى سهيم بود و سنت بعد از آن كه خدايان نژاد هاى ديگر بايد به صورتى مساوى يا حتى با درجه بالاترى در مقايسه با خدايان خودشان مورد پرستش قرار گيرند، همچنان تازمان حاضر باقى مانده است. اين الگوى فرهنگى نه تنها اعتقاد به عالم ارواح را جذب كرد بلكه اعتقادى به طبيعت به عنوان وجودى پاك و منزه است و به خدايان نژادهاى ديگر نيز احترام مى گذارد. بعد از خدايان طبيعت، خدايان فرهنگى ديگرى مانند خداى جنگجويان به نام « هاچيمان شين» وارد سيستم مذهبى آنها شد. سپس قديسين افسانه اى در تائويسم، بودا در بوديسم، قديسين در كنفسيوسيزم و حتى خداى مسيحى در سيستم پس از آن وارد شدند. دكتر محمد جواد ناطق پور استاد جامعه شناسى از دانشگاه منچستر انگليس در باب اسلام و تعلق اجتماعى مى گويد: ابعاد اجتماعى اسلام و توجه اين آيينى الهى به زندگى مناسب اجتماعى و نيز تحقق جامعه مبتنى بر تعاليم الهى و قسط و عدل از نكات مهمى است كه در آيات قرآن، روايت و احادث به آن توجه جدى شده است. برقرارى شبكه مناسب ارتباط اجتماعى، هنجارهاى هميارى، ارزشهاى انسانى، اعتماد عمومى و نيز مشاركت جمعى در زندگى اجتماعى از جمله مواردى است كه اسلام مورد توجه خاص قرار داده است. در يك رويكرد نسبتاً جديد به بررسى زندگى اجتماعى وبا عنايت به تحولات اجتماعى در جامعه، مفهوم« تعلق اجتماعى» (social belonging) به عنوان ديدگاه كارآمد در بسيارى از تحولات بويژه توسعه اجتماعى مى تواند طرح گردد. اين مفهوم كه در قالبهاى مختلف در متون و معارف اسلامى آمده است، نوعى از احساس و گرايش عميق درونى در فرد است كه موجب هم هويتى فرد با جامعه مى شود. به نوعى كه فرد نمى تواند در قبال تغييرات و تحولات اجتماعى بى تفاوت بوده و تلاش مى كند تا به نحوى در رشد و توسعه جامعه خود مشاركت كند. كاهش احساس تعلق اجتماعى موجب بروز مسائل گوناگون اجتماعى از جمله مهاجرتهاى بى رويه، عدم توجه به قانون و هنجارهاى اجتماعى، گسترش روحيه نفع طلبى فردى و در نهايت بحران در جامعه و مديريت اجتماعى مى شود. در مقابل، افزايش احساس تعلق اجتماعى به مسؤوليت پذيرى فرد در قبال جامعه و به دنبال آن مشاركت اجتماعى و در نهايت توسعه جامعه منجر مى شود.
|