غروب روز شنبه مورخ ۸۳/۸/۱۶ يكى از دانش آموزان سال سوم رشته كامپيوتر هنرستان تلاشگران كامياران كه هر روز مسافت چندين كيلومترى روستايش را براى رسيدن به مدرسه تردد مى كرد، پس از پايان ساعت درسى، مدرسه را به قصد عزيمت به سوى منزل و نشستن بر سر سفره افطار شب قدر بيست و سوم رمضان ترك مى كند ولى در اين فاصله اتومبيل حامل پوريا و تعداد ديگرى از دانش آموزان دچار سانحه اى دلخراش شده و از ميان شش نفر سرنشين اتومبيل، پوريا كه در صندلى جلو اتومبيل پيكان سوارى و بين راننده و ديگر دانش آموز مسافر نشسته بود تنها قربانى اين سانحه شده و جان كوچك روزه دارش را به حضرت حق و جهان آفرين بى همتا تقديم مى كند.
فرداى همان روز هنگامى كه خبر درگذشت اين دانش آموز به آموزشگاه و به دانش آموزان سال سوم كامپيوتر مى رسد فضايى سرد و سنگين تمام آموزشگاه و به خصوص كلاس سوم كامپيوتر را از فقدان دانش آموزى كه همواره الگوى كامل يك دانش آموز مؤدب، منظم و فعال درسى بود، فرامى گيرد ولى ناگهان در ميان ناباورى همگان، يكى از دانش آموزان همكلاسى پوريا عنوان مى كند كه آخرين متن نوشته شده به وسيله پوريا، كه در واپسين ساعات حضورش در كلاس نوشته شده، آگهى فوت خود اوست كه توسط پوريا نوشته شده و به حافظه دستگاه كامپيوترش سپرده شده است و مسؤولين آموزشگاه وقتى به سراغ كامپيوتر پوريا مى روند و حافظه دستگاه را بازبينى مى كنند متن را يافته و پس از خواندن متن آگهى فوت، حيرت و تعجب آنها صدچندان مى شود چرا كه كلماتى در اين متن به چشم مى خورد كه توجيه عقلانى علت نوشته شدن آنها توسط پوريا را سخت و سنگين مى نمايد: مطلب اول شعرى است كه پوريا در ابتداى متن آورده است و برخلاف عرف معمول آگهى هاى فوت جوانان و نوجوانان، كه در آنها پدر و مادر و يا بستگان متوفى با نوشتن شعر يا هر متن ديگرى، در فقدان عزيز از دست رفته خود مرثيه سرايى مى كنند، اينجا پوريا با كلمه پدرم آغاز نموده و خطاب به پدرش، از زبان خودش و براى خودش مرثيه سرايى مى كند.
|
|
|
پدرم ديده بسويت نگران است هنوز
غم ناديدن تو بار گران است هنوز
مطلب دوم آوردن كلمه «سانحه دلخراش اتومبيل» است كه گويى پوريا ازقبل هم از مرگش و هم از علت و نحوه درگذشتش باخبر بوده است. مطلب سوم اينكه پوريا در متن از كلمه اولين روز و تاريخ ۸۳/۸/۱۷ و مسجد حضرت ابوالفضل روستايش نام برده بود و اين درحالى بود كه خانواده پوريا، همه دبيران و همكلاسى هاى پوريا و تمام مردم روستاى محل اقامت پوريا در تاريخ ۸۳/۸/۱۷ و در اولين روز وفاتش در مسجد حضرت ابوالفضل همان روستا و دقيقاً به همان صورتى كه پوريا قبل از درگذشتش ترسيم كرده بود زانوى غم در بغل گرفته و در غم فقدان پوريا از عمق جان اشك ماتم ريختند.
دو روز پس از درگذشت پوريا يكى از دبيران هنرستان نتيجه آخرين امتحان درس خود را كه در هفته گذشته برگزار شده بود را به دفتر هنرستان تحويل مى دهد درحالى كه پوريا با نمره ۱۹/۲۵ بالاترين نمره كلاس را در آن درس كسب كرده بود.
يادش براى هميشه جاودان باد
شهريارسليمانى، معاون پرورشى هنرستان تلاشگران