چهارشنبه ۴ آذر ۱۳۸۳ - ۱۱ شوال ۱۴۲۵
Wed, Nov 24, 2004
حوادث
سال دهم - شماره ۲۹۸۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
كتاب و كتابخوانى
مهرگان
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
آرشيو
از سوى قاضى دادگسترى شهرستان اهواز صادر شد
از سوى قاضى دادگسترى شهرستان اهواز صادر شد
۴ ماه زندان براى شكنجه هاى سياه دختربچه
191250.jpg
گروه حوادث - اهواز خبرنگار «ايران»: پدر شكنجه گر كه دختر ۲‎/۵ ساله اش را مورد آزار و اذيت شديد قرار داده بود از سوى قاضى دادگسترى اهواز به ۴ ماه زندان محكوم شد. قاضى نورآبادى مسؤول رسيدگى به اين پرونده دلخراش در اين خصوص گفت: «متهم مردى است كه سه كودك به نام هاى نوال، الياس و سميه دارد كه اين سه بچه اش را اذيت و آزار مى كند به طورى كه مادر بچه ها از دست  آزارهاى وى كودكانش را رها كرده و به خانه پدرى اش فرار مى كرد.» وى افزود: وقتى سازمان بهزيستى اعلام كرد كه متهم، كودكان خود را شكنجه مى دهد و با دادن تعهدى روز ۲۸ مردادماه بچه هايش را تحويل گرفته است تحقيقات نشان داد وى همان روز دختربچه ۲‎/۵ ساله اش به نام سميه را شكنجه كرده و فرارى شده است. مأموران پاسگاه كوى عبدالله كه براى تحقيق دراين زمينه وارد عمل شده بودند به خاطر جو عشايرى منطقه متوجه صحت ماجرا مى شوند و پرونده با ارجاع به دادسرا وارد مرحله جديدى مى شود و تحقيقات از همسايه ها شكنجه گر بودن پدر فرارى را به اثبات مى رساند.» قاضى نورآبادى با اشاره به اينكه مسؤول شيرخوارگاه فتح المبين از سوى دادستان قيم اتفاقى بچه هاى متهم معرفى شده است، گفت: در روز ۴مردادماه پرونده در شعبه سوم دادگسترى كل استان خوزستان بررسى و با صدور دستور دستگيرى پدر شكنجه گر وى روز ۳۱ مردادماه از سوى پليس دستگير مى شود. اين مرد معتاد در بازجويى ها به شكنجه وسوزاندن بدن سميه با چاقوى داغ اعتراف كرده است. پدر «سميه» ادعا مى كند كه «سميه» بازيگوش، بى انضباط و كثيف است و چون او در خاك هابازى مى كرد تا جايى كه كف پاهايش تاول مى زد براى اينكه آب تاول ها را خالى كنم با چاقوى داغ اين كار را مى كردم. وى ادامه داد: «پدر سميه به خاطر عجز در معرفى كفيل به زندان افتاد، دختربچه اش تحويل بهزيستى شد تا اينكه روز يكم شهريورماه وى براى آخرين بار تحت بازجويى قرار گرفت و با صدور كيفرخواست پرونده در شعبه ۱۰۱ جزايى عمومى اهواز تحت رسيدگى قرار گرفت و روز ۲۷ مهرماه سال جارى وقتى پزشكى قانونى اعلام مى كند كه پدر «سميه» هيچگونه علايمى از جنون و اختلال حواس ندارد وى از لحاظ جنبه خصوصى جرم به پرداخت ديه و از لحاظ عمومى جرم به ۴ ماه زندان محكوم شد.»
دستگيرى زورگيران مسلح چراغ هاى قرمز
گروه حوادث: دو سارق مسلح كه با حمله به يك خودرو زانتيا و تهديد راننده قصد سرقت از آن را داشتند، در درگيرى با مأموران كلانترى ۱۳۴ شهرك غرب به دام افتادند. بنا به اين گزارش، ساعت يك و نيم بامداد روز گذشته مأموران گشت كلانترى ۱۳۴ شهرك هنگام گشت زنى در چهارراه قدس با ديدن يك خودرو زانتيا كه در پشت چراغ قرمز متوقف شده بود و سرنشينان آن با يكديگر درگير شده بودند بلافاصله به خودرو نزديك شده كه در همين لحظه راننده خودرو با ديدن مأموران از آن خارج شد و با فرياد اعلام كرد اين دو نفر سارق مسلح هستند و قصد داشتند تا پول هاى او را سرقت كنند. با درخواست كمك راننده خودرو بلافاصله مأموران با سارقان درگير و آنها را بازداشت كردند. پس از انتقال متهمان به كلانترى به دستور سرهنگ بابايى (معاون كلانترى) آنها تحت بازجويى قرار گرفتند. دو سارق جوان ضمن اعتراف به سرقت مسلحانه اعلام كردند در حال پرسه زدن در شهرك غرب بوديم كه با ديدن خودرو زانتيايى كه پشت چراغ قرمز توقف كرده بود تصميم گرفتيم تا نقشه خودمان را اجرا كنيم. بلافاصله به خودرو نزديك شديم و پس از باز كردن درهاى عقب در آن نشستيم و با تهديد اسلحه از راننده خواستيم تا تمام پول ها و تلفن همراهش را به ما بدهد.
شليك مرگبار به سوى ميهمان پارتى شبانه
191247.jpg
گروه حوادث: يك افسر پليس كه در جريان بازداشت و كنترل ميهمانان پارتى شبانه شهريار، پسر جوانى را هدف گلوله قرار داده است به اتهام قتل عمد در دادگاه كيفرى استان تهران محاكمه شد.

اين پليس ۴۴ ساله پس از تحقيقات گسترده در كيفرخواستى از سوى دادسراى عمومى و انقلاب شهرستان شهريار در قتل عمد «مسعود خدابنده لو» مجرم شناخته شده است.
بنا به اين گزارش، ساعت ۱۱ و ۳۰ دقيقه شب چهارم ارديبهشت ماه سال جارى ازمركز فوريت هاى پليسى ۱۱۰ شهريار به گشت كلانترى ۱۶ شهرك انديشه گزارش مى شود كه در طبقه سوم بلوك ۲۳ فاز سوم شهر جديد انديشه مراسم رقص و پايكوبى برپا است.
وقتى مأموران گشت كلانترى به محل برگزارى پارتى شبانه اعزام شدند و با ديدن مجلس مختلط سعى در كنترل و بازداشت ميهمانان داشتند پسر جوانى هدف گلوله پليس قرار گرفت و از پاى درآمد.در بررسى هاى تخصصى اى كه براى شناسايى عامل تيراندازى صورت گرفت مشخص شد سر تيم گشت كلانترى ۱۶ انديشه با درجه ستواندومى براى جلوگيرى از فرار ميهمان پارتى به سمت وى شليك كرده و او را از پاى درآورده است.اين افسر پليس پس از اينكه تحقيقات نشان داد هيچكدام از قوانين استفاده از سلاح در مأموريت هاى پليسى را رعايت نكرده است و حتى با تعويض گلوله ها سعى در پنهان كردن ماجراى شليك به قربانى را داشته است متهم به قتل عمدى شناخته شد و با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد. پرونده تيراندازى مرگبار در پارتى شبانه شهريار پس از صدور كيفرخواست در دادسراى عمومى و انقلاب شهرستان شهريار به دادگاه هاى كيفرى استان تهران ارجاع شد و قضات شعبه ۷۱ مأمور رسيدگى به اتهام افسر پليس شدند.
< در دادگاه
صبح ديروز رسيدگى به اين پرونده در شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران به رياست قاضى عزيزمحمدى به همراه چهار مستشار قضايى حسينى كوه كمره اى، شريفى، رحيمى و تقى زاده صورت گرفت و افسر پليس در برابر اتهام قتل عمد به دفاع از خود پرداخت.
در ابتداى جلسه دادگاه به درخواست قاضى عزيزمحمدى، داديار خاكى در مقام نماينده دادستان در جايگاه قرار گرفت و به قرائت كيفرخواست پرداخت.
نماينده دادستان در بيان جزئيات حادثه و روند پيگيرى قضايى گفت: «متهم پرونده، شب حادثه به همراه يك گروهبان و يك سرباز وظيفه به محل برگزارى مجلس رقص و پايكوبى رفته و با هماهنگى مدير مجتمع وارد محوطه ساختمان شده و زنگ آپارتمانى را كه محل برپايى پارتى بود به صدا درآورده است.
وقتى برپاكننده مجلس مختلط پس از تأخير ۱۰ دقيقه اى در را باز مى كند مأموران به داخل خانه مى روند و با مجلس لهو و لعب و وجود مشروبات الكلى بسيارى روبرو مى شوند.»
وى افزود: «وقتى ماجراى مجلس مختلط از زن و مرد به قاضى كشيك و رئيس كلانترى ۱۶ انديشه گزارش مى شود ۲۰ دقيقه اى طول نمى كشد كه رئيس كلانترى در آنجا حضور مى يابد و در برابر ورودى آپارتمان از سوى يكى از ميهمان ها مورد حمله قرار مى گيرد.
وى براى برقرارى آرامش، يك تير هوايى به سمت سقف آپارتمان شليك مى كند كه ميهمانان پارتى از ترس سعى در فرار از طريق بالكن، پنجره ها و راه پله هاى آپارتمان مى كنند و در اين ميان مقتول كه يكى از شركت كنندگان بود براى فرار وارد راهروى بلوك مى شود كه يك افسر پليس ـ متهم ـ در آنجا حضور داشت.
متهم پرونده براى دستگيرى «مسعود» به او اخطار ايست مى دهد و سه مرتبه تكرار مى كند سپس يك تير هوايى شليك مى كند، او وقتى بى اعتنايى مقتول به اخطارش را مى بيند براى دومين بار مى خواهد يك تير هوايى ديگر شليك كند كه فشنگ در لوله گير مى كند و اسلحه عمل نمى كند.» داديار خاكى افزود: «افسر پليس مجدداً اسلحه را آماده شليك مى كند و به سمت «مسعود» كه در حال فرار بود مى گيرد و شليك مى كند، اين مأمور ادعا كرده است قصد شليك به پاى مقتول را داشته است كه گلوله به گردن وى اصابت كرده است و در آن لحظه متوجه اصابت گلوله به قربانى نشده است و با بازگشت به بلوك به انتقال شركت كنندگان در مراسم لهو و لعب به كلانترى پرداخته است.
دقايقى بعد، پيكر بى جان «مسعود» در قسمت ديگرى از محوطه مجتمع پيدا مى شود ابتدا تصور مى رود كه پسر جوان در حين فرار از بالكن سقوط كرده است و يا به خاطر مصرف مشروبات الكلى تعادل خود را از دست داده و با سر به زمين خورده است اما وقتى جسد تحت معاينه دقيق قرار مى گيرد مشخص مى شود او با اصابت گلوله از پاى درآمده است.
تحقيقات نشان مى دهد گلوله متعلق به كلت زيگزائو است وقتى اسلحه هاى رئيس كلانترى، متهم به قتل و گروهبان تحت امر بررسى مى شود چنين به نظر مى رسد كه از اسلحه هاى متهم و گروهبان هيچ گلوله اى شليك نشده است و دو گلوله از اسلحه رئيس كلانترى شليك شده است.
متهم به قتل و گروهبان هر دو در مراحل تحقيقات شليك حتى يك گلوله را منكر مى شوند و از سوى ديگر تجسس ها نشان مى دهد رئيس كلانترى يكى از گلوله ها را يك هفته پيش در مأموريت ديگرى شليك كرده است وگلوله دوم را نيز به سقف محل برگزارى پارتى شليك كرده است.وقتى تحقيقات به اين مرحله مى رسد افسر پليس تحت بازجويى قرار داده مى شود و اين بار اعتراف مى كند گلوله شليك شده از اسلحه وى بوده است و چون ترسيده بود سه فشنگ ديگر را كه در اختيار داشت سريعاً جايگزين گلوله هاى شليك شده، كرده است.
نماينده دادستان سپس به اظهارات شاهدان تيراندازى از سوى افسر پليس كه همگى تأكيد داشته اند متهم را در زمان شليك ديده اند اما متوجه اصابت گلوله ها به پسر جوان نشده اند، اشاره كرد و گفت: «متهم حق استفاده از اسلحه را در موضوع پيش آمده نداشته است و موضوع كاملاً منصرف از قانون به كارگيرى سلاح است و در بخش رعايت يا عدم رعايت تشريفات شليك تير ـ ايست، تيرهوايى و تيراندازى كمر به پايين ـ نيز طبق اعترافات متهم پرونده، اقدام وى نوعاً كشنده بوده است و اين عمل موجبات تعمدى تلقى شدن قتل را فراهم مى كند و برخلاف نظر وكلاى متهم به قتل كه اين حادثه قتل شبه عمد است بايستى اشاره داشت كه فتواى مقام معظم رهبرى در خصوص موردى است كه تير از ناحيه مأمور به سمت اتومبيل شليك مى شود و اشتباهاً سرنشين آن به قتل مى رسد و ارتباطى با اين حادثه ندارد.»
داديار خاكى در پايان گفت: «با توجه به اقارير متهم پرونده و اوضاع ماجراى قتل «مسعود خدابنده لو» دفاعيات وى را قابل قبول نمى دانيم و با توجه به كشنده بودن عمل وى كه منجر به وقوع قتل شده است و خروج از قانون به كارگيرى سلاح از سوى متهم نيز محرز و مسلم است خواستار كيفر و مجازات وى هستيم.»پدر «مسعود» بعد از پايان اظهارات نماينده دادستان در دادگاه گفت: «شب حادثه به خاطر اينكه كار داشتيم نتوانستيم پسرمان را در ميهمانى همراهى كنيم، تولد دوستش بود و او نيز در آنجا ميهمان بود.»وى افزود: «من درخواستى غير از مجازات قصاص عامل قتل پسرم را ندارم، پليس بايستى حافظ جان و مال مردم باشد نه اينكه جان بى گناهى را بگيرد، من قصاص افسر پليس را مى خواهم.» در ادامه درخواست هاى اولياى دم، وكيل مادر «مسعود» نيز در جايگاه حضور يافت و گفت: «متهم پرونده به صراحت اعتراف كرده است وقتى براى بار دوم اسلحه را مسلح كرده است مقتول زيگزاگ فرار مى كرد و به او نگاه مى كرد، زمانى كه قصد تيراندازى داشته روى زمين مى نشيند كه «مسعود» نيز مى نشيند پس ديگر او فرار نمى كرد و تسليم شده بود و نگاهش مى كرد اما متهم باز شليك كرده است تا جايى كه در بازسازى صحنه قتل، اين افسر پليس حاضر به ادامه شرح جزئيات تيراندازى اش به سوى «مسعود» نشده است.»
وى افزود: «مقتول كاملاً تسليم شده بود با وجود اينكه بى گناه بود و جرمى مرتكب نشده بود از ترس مى نشيند، افسر پليس بى توجه به تسليم شدن مقتول نه تنها به سوى وى شليك كرده بلكه براى انتقال او به بيمارستان اقدامى نكرده است، عدم قصد قتل عمدى در اين مورد منتفى است و خواستار صدور رأى قصاص نفس ـ اعدام ـ متهم هستيم.»
< قاتل نيستم
افسر پليس در جايگاه متهمان و در دفاع از خود تأكيد كرد قاتل نيست و گفت: «يك مأموريت پليسى ۱۱۰ بود. آنجا دختران نيمه عريان بودند. سعى در حفظ صحنه پارتى داشتيم، وقتى رئيس كلانترى در صحنه حاضر شد و به جلوى در ورودى آپارتمان رفت من در راهروى بلوك بودم كه ناگهان صداى شليك گلوله را شنيدم.
اين توهم در من به وجود آمد كه يكى از مأموران توسط ميهمانان پارتى مورد ضرب و شتم قرار گرفته است يا او را خلع سلاح كرده اند و يا اينكه ميهمانان مسلح هستند.» وى ادامه داد: «اوضاع بلوك به هم خورده بود. هياهويى بود. تعدادى از پسران و دختران جوان از بالكن و راه پله ها كه در دو سوى من قرار داشتند سعى در فرار داشتند. تعدادى از آنان با من درگير شدند. من هيچگونه قصد و نيت قبلى براى اين حادثه نداشتم، هيچكدام از ميهمانان خصوصاً «مسعود» را نمى شناختم و تأكيد مى كنم من آلات و ادوات ـ اسلحه ـ را از كلانترى براى قتل كسى تحويل نگرفته ام. من مأمور بودم و لباس پليس به تنم بود. مأموريتم در راستاى پليس ۱۱۰ بود و كسانى كه اين قانون پليس ۱۱۰ را وضع كرده اند بايستى پاسخگو باشند، در صحنه تيراندازى سه بار دستور ايست دادم. نور راهرو براى ديد من كافى بود. ابتدا تيراندازى هوايى كردم وقتى بى توجهى ديدم نشستم كه كمر به پايين را هدف قرار دهم نمى دانم چه شد كه گلوله به گردن قربانى اصابت كرد.»اين افسر پليس وقتى رئيس دادگاه پرسيد كه آيا براى ورود به محل برگزارى پارتى شبانه مجوز قضايى داشتيد، گفت: «من خارج از آپارتمان فقط حفظ موقعيت مى كردم، رئيس كلانترى نيز در آنجا حضور داشت و اطلاعى از مجوز قضايى ندارم.»بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، پس از قرائت لايحه وكيل مدافع افسر پليس، رئيس دادگاه ختم جلسه رسيدگى را اعلام كرد و پنج قاضى براى صدور رأى وارد شور شدند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |