|
گزارش زنان
تورقى در جوايز ادبى و حضور زنان داستانو دغدغه هاى زنانه حسين فدوى
قرار بود برويم سراغ دو سه تا از مطرح ترين مسابقات ادبى، هفته گذشته رفتيم سراغ دو تا از اين مسابقات. اين بار هم مى رويم سروقت يكى ديگر از آنها و بعد هم به بررسى بعضى از كتاب هايى مى پردازيم كه تا مراحل دوم يا حتى سوم اين سرى از مسابقات به طور مشترك حضور داشتند: > جايزه ادبى يلدا جشنواره يلدا كه به همت انتشارات كاروان و انديشه سازان برگزار مى شود در سال جارى به مرحله دوم خود رسيده است از بين بيست و يك رمان هفت تاى آن و از بين بيست و نه مجموعه داستان كوتاه هشت تاى آن را به خانم ها اختصاص داده است. و امسال سومين سالى است كه نويسندگان ومنتقدين به داورى آثار راه يافته به اين مسابقه مى نشينند كه دراين دوره از مجموع بيست رمان وبيست وهشت مجموعه داستان كوتاه ، چهارده اثر به زنان تعلق داشته است. در دومين دوره اين مسابقه در بخش داستان كوتاه ، چهل وهفت اثر حضور داشته كه دوازده تاى آن متعلق به خانمها بوده . در بخش رمان نيز سى وسه اثر مورد ارزيابى قرار گرفته كه هفده تاى آن را زنان نوشته بودند. نامزدهاى مرحله نهايى اين مسابقه در بخش داستان كوتاه پنج اثر بود كه در بين آنها شيوا ارسطويى با «آفتاب مهتاب» و ميترا داور با «صندلى كنارميز» نيز حضور داشتند. در بخش رمان هم فريبا وفى با «پرنده من» و مهسا محب على با «نفرين خاكسترى» و منصوره شريف زاده ؛ «چنار دالتبى » سه اثر از پنج اثر راه يافته به مرحله ماقبل نهايى را به خود اختصاص دادند. در انتها «پرنده من» فريبا وفى به عنوان بهترين رمان سال ۸۱ و «آفتاب مهتاب » شيوا ارسطويى به عنوان بهترين مجموعه داستان همين سال انتخاب شدند. البته جايزه شيوا ارسطويى وجعفرمدرس صادقى مشترك بود كه جعفر مدرس صادقى اين جايزه را به دليل مشترك بودن نپذيرفت. داوران رمان ، مرحله اول : در بين شش داور ، مهرى بهفر و شهلا زرلكى نيز حضور داشتند . داوران رمان ، مرحله دوم: هيچ زنى حضور نداشت. داوران مجموعه داستان كوتاه ، مرحله اول؛ در بين پنج داور فقط فرزانه كرم پور حضور داشت. داوران مجموعه داستان كوتاه، مرحله دوم: بازهم هيچ زنى حضور نداشت. > ترلان ـ فريبا وفى در بهمن ۱۳۴۱ در شهر تبريز به دنيا آمده و اولين داستان جدى اش را با نام «راحت شدى پدر» در سال ۱۳۶۷ در مجله آدينه چاپ نمود. اولين اثر او كه مجموعه داستانى است با نام «در عمق صفحه» در سال ،۱۳۷۵ نشر چشمه و دومين مجموعه آن با نام «حتى وقتى مى خنديم» در سال ۱۳۷۸ توسط نشر مركز به چاپ رسيد. «پرنده من» اولين رمان اين نويسنده است كه در سال ۸۱ توسط نشر مركز به چاپ رسيد كه مورد استقبال عموم و مراكز ادبى واقع شد و چندين جايزه هم را به خود اختصاص داد. آخرين اثر خانم وفى، رمان «ترلان» است كه در سال ۸۲ توسط نشر مركز وارد بازار كتاب گرديد. > خلاصه داستان «ترلان» ماجراى دخترى است تبريزى با گرايشات سياسى - چپ سابق - كه ناگزير به انتخاب شغل پاسبانى مى شود. او براى طى دوره پاسبانى به همراه دوست و همشهرى خود يعنى رعنا - كه او نيز گرايشات سياسى همانند ترلان دارد - به تهران رفته و وارد آموزشگاه نظامى دختران مى شود. او كه اهل مطالعه و تفكر است علاقه شديد به نوشتن و داستان نويسى دارد كه در پايان كتاب، دچار اين شور و حال شده و شروع به نوشتن مى كند. رمان در سال هاى پس از انقلاب و ظاهراً نزديك به سال هاى آغازين آن مى گذرد. رمان ترلان به لحاظ ساخت همانند اثر قبلى خانم وفى است با اين تفاوت كه كمى خطى تر به نظر مى آيد و راوى آن اول شخص نيست بلكه سوم شخص معطوف به ذهن است. نگاه ظريف، دقيق و ريزبينانه و زنانه نويسنده، روحى زنانه به اثر بخشيده و از آن كارى زيبا و قابل تعمق و تفكر ساخته است. او با نوشتن اين رمان نشان داد كه خلق رمان «پرنده من» تنها يك اتفاق نبوده و نويسنده به آنچه مى نويسد آگاه و مسلط است، هرچند «ترلان» نيز همانند «پرنده من» به نظر از تجربيات شخصى نويسنده نشاط گرفته است. بى شك اين رمان با چشم پوشى از برخى اشكالات آن، با پرداخت خوب، نثر ساده و روان، قصه درخور توجه و موضوعى جالب ... يكى از بهترين آثار به وجود آمده در سال هاى اخير است. اين رمان يك شخصيت اصلى و محورى به نام «ترلان» و شخصيت هاى فرعى و مكمل و قابل توجه اى به نام رعنا، ايرج، فيروزه ... دارد كه در ۶ فصل و هر فصل از چندين بخش تشكيل يافته كه در فصل اول به معرفى ترلان و فضاى قبل از استخدام او و در فصول بعدى به مرور گذشته و پرداختن به رخدادها و رويدادهاى آموزشگاه مى پردازد.
|