عليرضا قصرى• پان عربيست هاى افراطى اين بار در محافل علمى نفوذ كرده اند
• مؤسسه آمريكايى نشنال جئوگرافيك در اقدامى حيرت انگيز نام جعلى خليج عربى را در كنار خليج فارس درج كرده و كشورهاى عربى حوزه خليج فارس با رضايت خاطر به نظاره اين تغيير نام نشسته اند
• جعل تاريخ منطقه كه به استناد شواهد متعدد با تطميع و فشار برخى شيوخ ثروتمند و اعمال نفوذ آنها در مراكز علمى و تحقيقاتى در حال انجام است، در شرايطى صورت مى گيرد كه به شهادت تمامى اسناد تاريخى، خليج فارس، هميشه با عنوان خليج فارس و نه هيچ نام ديگرى شناخته شده است
مؤسسه آمريكايى نشنال جئوگرافيك در اقدامى حيرت انگيز نام جعلى«خليج عربى» را در كنار خليج فارس به ثبت رسانده وكشورهاى عربى حوزه خليج فارس نيز با رضايت خاطر به نظاره اين تغيير نشسته اند. اما هم گردانندگان اين مجله بين المللى و هم شيوخ عرب بايد سؤالهاى جدى فراوانى را پاسخ دهند.
دهه ۱۹۷۰ وقتى اسرائيل تلاش كرد در يكى از نشست هاى سازمان ملل نام خيلج عقبه را به خليج ايلياد تغيير دهد نمايندگان ۲۲ كشور عربى به نشانه اعتراض قيام كردند.اعتراض شان اين بود كه چنين پيشنهادى جنبه نژاد پرستانه دارد وبرخلاف تمام اصول جغرافيايى ونژادى است.
اينك همان دولتهاى عربى در مقابل ماجراى كاملاً مشابه قرار گرفته اند. با اين تفاوت كه درماجراى خليج عقبه متضرر مى شدند و به باور خود در قصه خليج فارس منتفع مى شوند. اينك آيا تغيير نام «خليج فارس» با اصول جغرافيايى ونژادى مغايرت ندارد؟!
جعل تاريخ منطقه كه به استناد شواهد متعدد با تطميع وفشار برخى شيوخ ثروتمند و اعمال نفوذ آنها در مراكز علمى و تحقيقاتى در حال انجام است، در شرايطى صورت مى گيرد كه به شهادت تمامى اسناد تاريخى، خليج فارس ، هميشه با عنوان «خليج فارس» و نه هيچ نام ديگرى شناخته شده است به گفته دكتر پيروز مجتهدزاده، استاد برجسته روابط بين الملل، موضوع تغيير نام و جغرافياى خليج فارس دهها سال پيش و براى اولين بار از سوى نماينده دولت بريتانيا مطرح شد. اما در آن زمان از آنجايى كه دولت بريتانيا درگيرى هاى مختلفى در اين منطقه داشت ترجيح داد جبهه جديدى براى خودباز نكند لذا طرح توطئه مسكوت ماند.اين پرونده پس از كودتاى عبدالكريم قاسم به دست او افتاد و ديكتاتور عراق تلاشهايى را براى عملى كردن اين طرح آغاز كرد.
از سوى ديگر در سال ۱۹۶۲ جمال عبدالناصر رهبر مصر كه در اوج جريان پان عربيسم ، دشمنى عليه ايران را دامن مى زد، طرح هايى را براى تغيير نام خليج فارس به خليج عربى به اجرا گذاشت.
ناسيوناليسم عربى عبدالناصر طرفداران زيادى در جهان عرب پيدا كرد لذا به جريان تغيير نام خليج فارس دامن زده شد.
اما گستره اين جريانهاى عمدتاً حاميان نژادپرستى عربى را در بر مى گرفت و بخش قابل توجهى از نخبگان دانشگاهى جهان عرب به آن اعتراض كردند.
همين الگوى حمايت نژادپرستان عرب از تغييرات جغرافيايى خليج فارس و اعتراض روشنفكران و نخبگان عرب به اين جريان، تا امروز نيز تداوم يافته است. در واقع طى اين سالها هرجا كه بر تغييرات عناوين جغرافيايى اصرار شده است به وضوح مى توان ردپاى افراطى ترين چهره هاى پان عربيسم را تعقيب و مشاهده كرد. صدام حسين يكى از همين چهره ها است. او ۳۰۰ ميليون دلار را طى ۴۰ سال در ميان برخى روزنامه نگاران و دانشگاههاى اروپا خرج كرد تا جغرافياى بخشهايى از ايران و خليج فارس را تغيير دهد.
اين روند امروز از سوى برخى شيوخ حاشيه خليج فارس و اين بار با صرف ميلياردها دلار تداوم مى يابد.
مجتهدزاده معتقد است به لحاظ تاريخى، تلاش براى تغيير نام خليج فارس را مى توان به دو دوره جريان سازى از سوى پان عربيست هاى افراطى تقسيم بندى كرد.
در موج اول كه از دهه ۷۰ شروع شد، بيش از هرچيز، همراه شدن اروپا با اين ادعاهاى واهى هدف گيرى شده بود.اكنون نتيجه اين موج سازى به وضوح مشخص شده است. بى بى سى رسانه فراگير و بين المللى انگليس ساليان سال است كه از نام« خليج» به «خليج فارس» استفاده مى كند ويا لوور پاريس، متأثر از پولهاى فراوانى كه دراين كشور براى پشتيبانى يك حركت ضد ايرانى خرج مى شود، از ذكر نام« خليج فارس» در اسناد و نقشه هاى تاريخى خوددارى مى كند نكته حائز اهميت در موج اول اين است كه طى اين دوره ، آمريكا از متهم شدن به همسويى با اين جريان تا حد زيادى مصون ماند. ورود مؤسسه آمريكايى نشنال جئوگرافيك به جريان سازى هاى ضدايرانى دركنار رويكردهاى اخير برخى نهادهاى رسمى آمريكايى نظير نيروى دريايى اين كشور (مستقر درخليج فارس) حاكى از اتفاق جديدى است كه درموج تازه ضدايرانى رخ داده است. درموج جديد، برخى شيوخ عرب با تحويل پولهاى بيشتر به محافل آمريكايى تلاش مى كنند اين كشور را نيز وارد جريان كنند.
اين دسته از اعراب موفق شده بودند بخشهايى از اروپا را با خود همراه كنند اما تا همين يكى دوسال پيش هيچ گوش شنوايى در آمريكا براى ادعاهاى خود پيدا نمى كردند.
حمله عراق به ايران، اشغال كويت، ورود نظاميان آمريكا به منطقه و تداوم اين جريانها تا سرنگونى صدام و شكل گيرى اوضاع و شرايط امروز، نتوانسته بود تلاشهاى برخى شيوخ عرب درجهت همراه كردن آمريكا براى حمايت از ادعاهاى واهى نظير تغييرنام خليج فارس را با موفقيت عجين كند، اما اقدام اخير نشنال جئوگرافيك نشان داد مسائلى نظير حضور نظاميان آمريكا درمنطقه ووابستگى تداركاتى اين نيروها به كشورهاى حاشيه خليج فارس، زمينه هاى همراهى آنها با برنامه تغيير نامهاى جغرافيايى و تاريخى بر ضد ايران را فراهم آورده است.
ورود يك مؤسسه تحقيقاتى به يك فرآيند ماهيتاً سياسى درواقع مى تواند نشانگر عمق نفوذ اقتصادى شيوخ خليج فارس براى جعل تاريخ منطقه باشد.
اكنون آنچه موردتأكيد و توافق غالب صاحبنظران است اينكه اقدام نشنال جئوگرافيك صرفاً پاسخى مثبت به تطميع برخى شيوخ عرب ارزيابى مى شود.
دكتر خيرانديش استاددانشگاه مى گويد: نيازهاى اقتصادى مؤسسات تحقيقاتى، بسترهاى نفوذپذيرى آنها درمقابل سودجويان سياسى و اقتصادى را فراهم مى كند.
علاوه بر اين، فشارهايى كه درحوزه هاى مختلف بين المللى برايران واردمى آيد زمينه اقداماتى نظير آنچه ازسوى نشنال جئوگرافيك صورت گرفت را فراهم آورده است.
وى اضافه مى كند: درسالهاى اخير، كشورهاى عربى با استفاده از ابزارهاى اقتصادى تلاشهايى را براى مطرح كردن عنوان هاى مجعول درحوزه خليج فارس آغازكرده اند.
اين استاد دانشگاه مى گويد: تغييرنام هاى جغرافيايى، اصولاً صورت نمى گيرد چرا كه «نام»، بخشى از مشخصات اساسى يك منطقه جغرافيايى است و ذكر يك نام جغرافيايى، پيامدهاى مختلف علمى به دنبال دارد. درمورد نام خليج فارس نيز بايد اذعان كرد كه اين نام با موقعيت تمدنى ايران پيوند مستقيم دارد.
نخبگان علمى كشور اين روزها تصريحات علمى اينچنينى را ازمنظر دفاع از موجوديت و هويت ملى بر زبان مى آورند. دفاع از «ايران» درمقابل «جريان جعل تاريخ براى شكستن مرزهاى هويتى اين سرزمين كهن»
دكتر پيروز مجتهدزاده معتقداست حذف واژه «فارس» از عبارت خليج فارس به قصد اهانت و ناديده گرفتن هويت ايران صورت مى گيرد. او مى گويد: ناميدن يك منطقه جغرافيايى با عناوين مختلف، فى نفسه مذموم نيست. براى مثال فرانسوى ها درياى شمالى خود را مانش مى نامند و انگليسى ها به آن كانال انگليس مى گويند. با اين حال اختلاف درنام و عنوان، حائزاهميت تلقى نمى شود. اما درمورد «خليج فارس»، وضعيت به گونه ديگرى است. به اعتقاد اين محقق و استاد دانشگاه، حركت اخير نشنال جئوگرافيك را نبايد منهاى ديگر رويدادها تحليل و ارزيابى كرد.
او تأكيدمى كند كه «اين اقدام درخلأ صورت نگرفته و بخشى از برنامه اى گسترده براى ايران زدايى ازخليج فارس است.»
براين اساس محمدملكى نخستين رئيس دانشگاه تهران پس از پيروزى انقلاب، اتخاذ تدابير جدى ازسوى دولت براى مواجهه با چنين رويدادهايى را به عنوان يكى از روشهاى مؤثر براى جلوگيرى از اين جريان ضدايرانى توصيه مى كند.
وى مى گويد: كشور ما درموقعيتى قرارگرفته است كه مؤسسه اى كه ماهيتى صرفاً علمى و تحقيقاتى دارد به خود اجازه مى دهد وارد ماجرايى سياسى شود لذا در يك نگاه كلان و كلى تر به مسأله بايد به تغيير رفتارمان در دنيا بينديشيم.
مجتهدزاده نيز پيشنهاد مى كند صرفنظر از واكنش هايى كه از جانب محافل داخلى و خارجى ايرانيان نسبت به اقدام اخير نشنال جئوگرافيك صورت مى گيرد، بايد به طراحى يك اعتراض جهانى نسبت به اين رويداد انديشيد.
اقدام اخير نشنال جئوگرافيك به لحاظ علمى يك حركت حيرت انگيز است. مؤسسه اى كه بايد دژى مستحكم براى مراقبت از جغرافيا و اسامى واقعى نقاط مختلف جهان باشد، تغييرى را در نام يك منطقه مهم جغرافيايى اعمال كرده است كه با هيچ يك از معيارهاى علمى، همخوانى ندارد. بايد از جغرافيدانان معتبر دنيا اين سؤال را پرسيد كه آيا موافقيد به خاطر كشمكشهاى سياسى، مشخصه هاى جغرافيايى يك منطقه تغيير كند؟
درواقع موج اعتراض نسبت به اقدام نشنال جئوگرافيك بايد از سوى محافل علمى و نخبگان حوزه جغرافيا ايجاد شود. توسل به مسلمات علمى، روشى است كه مى تواند حتى در جهان عرب، حاميانى براى ايران در مقابل اين موج ضدايرانى پديد آورد. كمااينكه طى سالهايى كه از تلاشهاى برخى شيوخ عرب براى تغييرات جغرافيايى در خليج فارس مى گذرد، شمارى از محافل علمى و دانشگاهى جهان عرب نيز هيچگونه همراهى اين موج سازى از خود نشان ندارند.
شايد علت اين عدم همراهى نخبگان دانشگاههاى كشورهاى عربى را بتوان درقابل دفاع نبودن تغيير نام خليج فارس به لحاظ علمى جست وجو كرد.
كما اينكه اقدام نشنال جئوگرافيك نيز در وهله نخست خلاف رويه هاى معمول ثبت مشخصات جغرافيايى ارزيابى مى شود.
اسامى جغرافيايى براساس زمينه هاى فرهنگى و تاريخى و در طول زمان شكل مى گيرند و تثبيت مى شوند. درواقع اسامى جغرافيايى براساس ملاحظات سياسى و نژادى به وجود نمى آيند كه به واسطه اين ملاحظات تغيير كنند.
براين اساس اقدام نشنال جئوگرافيك مطابق با رويه هاى هميشگى نامگذارى جغرافيايى نيست.
از سوى ديگر در هيچ يك از نشست هاى سالانه «كميسيون سازمان ملل براى وحدت در اسامى جغرافيايى» به رغم تلاشهاى مستمر كشورهاى عربى، نام خليج فارس دستخوش هيچ تغييرى نشده است. بنابراين گردانندگان نشنال جئوگرافيك بايد توضيح دهند با استناد به چه منابعى، برخلاف اعلام رسمى كميسيون سازمان ملل عمل كرده اند.
صرفنظر از اسناد تاريخى حتى اگر شرايط امروز را مدنظر بگيريم خود را با واقعيت هاى انكارناپذيرى مواجه مى بينيم از جمله اينكه ايران در حال حاضر، طولانى ترين ساحل را در خليج فارس دارد، فارس، بزرگترين قوم و جمعيت حاشيه خليج فارس محسوب مى شود و تنگه هرمز به عنوان مهمترين بخش خليج فارس به ايران نزديكتر از هر كشور ديگرى است. تمام مشخصه هاى جغرافيايى و جغرافيايى انسانى، با مسما بودن عنوان خليج فارس را اثبات مى كند مراجعه به پيشينه اين منطقه نيز نشان مى دهد. برخى كشورهاى عربى حاشيه خليج فارس كه تا چند سال پيش قبائلى كوچك محسوب مى شدند و اكنون تبديل به كشورهايى مستقل شده اند. نظام حكومتى ايران سالها، قالبى فدرالى داشته و حضور قبايل و طوايف مختلف در آن طبيعى محسوب مى شود. تا پيش از طرح مباحث پان عربيسم از سوى جمال عبدالناصر و طى قرنهاى متمادى، طوايف مختلف حاشيه خليج فارس بدون هيچ گونه مشكلى در كنار هم زندگى كرده اند. مراجعه به متون تاريخى نشان مى دهد كه تا همين چندسال پيش، شيوخ قبايل منطقه با عنوان «خليج فارس» آدرس خود را اعلام مى كردند.
گردانندگان نشنال جئوگرافيك مدعى شده اند از آنجايى كه خليج فارس طى سالهاى اخير با عنوان خليج عربى نيز شناخته مى شود عبارت خليج عربى را در كنار نام اصلى آورده اند تا كسانى كه براى انجام امور تحقيقاتى نظير جست وجوهاى اينترنتى اقدام مى كنند دچار مشكل نشوند.
نكته جالب توجه اين است كه تقريباً تمامى مخاطبان اين نشريه بين المللى محققان و كارشناسان حوزه جغرافيا و يا كسانى هستند كه از حداقل هاى جغرافياى جهان مطلع اند، در اين صورت ذكر عنوان مجعول «خليج عربى»، چگونه قابل توجيه است؟