|
گزارشى از علاقه مندى جوانان ايرانى به يادگيرى زبان انگليسى
تبِ «كن يو اسپيك اينگليش؟»
• ويژه نامه « ايران جوان » اين هفته را در صفحات ويژه بخوانيد.
|
|
|
تصور كن همين طور كه از خيابانى مى گذرى، ماشينى كنارت بايستد و يك خانم يا آقاى چشم آبى با موهاى بلوند، به انگليسى چيزى ازت بپرسد. چه كار مى كنى؟ مى ايستى و غاز غاز نگاهش مى كنى يا مى فهمى چه مى گويد و سعى مى كنى جوابش را بدهى؟ حالا كمى جلوتر برو. سر چهار راه روبرويت بايست و به اطراف خوب نگاه كن. به مغازه ها، به در و ديوارها، شيشه ها و تابلوها، راديو، تلويزيون، كامپيوتر، اينترنت، مدرسه و دانشگاه. حتى به مكالمه آنهايى كه از كنارت مى گذرند گوش كن. چند لغت انگليسى مى بينى و چند كلمه مى شنوى؟ روزنامه ها را ورق بزن. روش تضمينى استاد فلانى با متد ديدارى شنيدارى و گفتارى، جلسه اول رايگان، كلاس مكالمه آزاد با اساتيد آمريكايى الاصل، براى كليه مقاصد انگليسى را به شيوه زبان مادرى بياموزيد، فقط با ماهيانه ۹ هزار تومان و... دو حالت دارد. يا از پس اش بر مى آيى يا مثل بزى كه به لوكوموتيو نگاه مى كند، دست هايت را در جيب مى كنى و هاج و واج مى مانى. اصلاً مى شود وسط اين همه پيام، بمباران اطلاعات و حتى كارهاى روزمره هاج و واج بود؟ شما جزو كدام دسته ايد؟ زبان آموزان مى گويند نه. امروز نمى شود بى تفاوت بود. بيتا يكى از زبان آموزان مؤسسه ميلاد مى گويد: «شايد چند سال پيش زبان انگليسى آنقدر اهميت نداشت. اما حالا اگر انگليسى بلد نباشى، عين بى سوادها هستى.» بيتا خيلى وقت نيست به كلاس انگليسى مى رود. انگيزه اش براى يادگيرى زبان انگليسى وقتى قوت گرفت كه با دوستانش براى تماشاى فيلم هاى خارجى به سينما فرهنگ رفت: «من تا مى آمدم زير نويس ها را بخوانم، صحنه هاى فيلم پشت هم رد مى شد. قاطى كرده بودم. حالا باز اين فيلم ها زير نويس داشت. فيلم هايى كه آدم توى خانه مى بيند كه هيچى. نمى شود كه فيلم هاى جديد را نديد و در جريان نبود. خودت بايد يك جورى از پس اش بربيايى.» حميد و يكى دو نفر از دوستانش هم كه به مؤسسه كيش مى روند، به خاطر كنكور و فشار خانواده، سعى مى كنند زبان ياد بگيرند. اتفاقاً جزو بى انگيزه ترين زبان آموزان كلاسشان هستند. كاوه، همكلاسى ديگر آنها كه او هم كنكورى است، مى گويد: «حميد و بقيه خيلى در يادگيرى كند هستند. هم كندند هم بى حوصله. همه رقم كلاس را مى گيرند. فكر مى كنم به خاطر اينكه خودشون خيلى مايل نيستند كلاس بيايند و به اصرار خانواده ها شون ثبت نام مى كنند.» كاوه در باره علاقه خودش به يادگيرى زبان انگليسى مى گويد: «من قضيه ام فرق مى كند. من نت بازم. نصف زبان انگليسى را هم از طريق همين نت بازى ياد گرفته ام. حالا كلاس مى آم كه كم نيارم.» شما اضافه كنيد انگيزه هاى مسافرت هاى دور، تحصيل و زندگى در خارج از ايران، پزاضافى، تفريح و وقت گذرانى، جست وجو براى شغل و پست بهتر و... حرفه اى ها چه مى گويند؟ هر مؤسسه اى بنا بر خط مشى خودش، اقدام به گزينش و انتخاب مدرسان جديد با علم روز مى كند. البته بعضى هم هستند كه انگار به زبان انگليسى قبل از ميلاد مسيح بيشتر مسلطند. در تابلوى اعلانات يكى از مؤسسات شرايطى را براى جذب مدرس (از جمله حداقل و حداكثر سن، ميزان تحصيلات و...) نصب كرده اند. با دخترى كه حداقل سن مجاز (بيست و سه سال) را دارد و براى ارائه مداركش آمده است، سر صحبت را باز مى كنم. او انگليسى را در يكى از مؤسسات گمنام شهر تهران خوانده است: «از دبستان شروع كردم و بدون وقفه كلاس رفتم، البته تحصيلاتم در اين رشته نيست اما يك دوره اى هم به عنوان معلم در يك دبستان غير انتفاعى انگليسى درس مى دادم.» وقتى درباره علاقه امروز بچه ها به يادگيرى انگليسى حرف مى زنيم، مى گويد: «اين علاقه خيلى طبيعيه. ما آنقدر در معرض اين زبان هستيم كه اگر آن را بلد نباشيم، يك جورايى احساس كمبود مى كنيم. انگار از دنيا عقبيم. وقتى درباره دهكده جهانى حرف مى زنيم، بدون زبان انگليسى كه نمى شود.» خانم ديگرى كه براى تدريس آمده هم، وارد بحثمان مى شود. او در دانشگاه اسكاتلند رشته هتلدارى خوانده است و دوسال قبل به ايران بازگشته. بعد از دو سال صبر كردن و پيدا نكردن شغل مناسب، آمده است اينجا بلكه بتواند معلم زبان شود. مى گويد: «وقتى در ايران بودم، هميشه دلم مى خواست به جاى زبان انگليسى، زبان فرانسه ياد بگيرم. اما زبان فرانسه در عين اهميتى كه دارد به اندازه انگليسى مهم نيست. به هر حال زبان اول همه دنيا انگليسى است. قدم اول يادگيرى اين زبان است. فكر مى كنم دليل افزايش علاقه به يادگيرى انگليسى هم، همين نكته باشد. قديم ترها يك جورايى مى شد بدون كلاس، زبان ياد گرفت. نمى دانم چه طور، اما مى شد. خيلى از فاميل هاى ما كه سن و سالى دارند، خودشان انگليسى ياد گرفتند. اصلاً كلاس نرفتند.» دختر اولى كه فرم هايش را تحويل داده و به بحثمان برگشته است، ادامه مى دهد: «راست مى گويد. من هم خيلى ها را مى شناسم كه در شهرستان بوده اند و خودشان زبان ياد گرفته اند. اما الآن نمى شود. به نظرم بدون كلاس نمى شود زبان ياد گرفت. اصلاً هم ربطى به پولدارى و اين چيزها ندارد. همان موقع ها كه من كلاس مى رفتم خيلى ها بودند كه وضع مالى چندانى نداشتند اما هرطورى بود كلاس را مى آمدند.» دروغ بهتان نمى گويم. اما هرچقدر ايستادم بلكه آقايى هم براى پر كردن فرم جذب مدرس بيايد تا با او هم گپى بزنم، نشد. مثل اينكه علاقه خانم ها براى تدريس زبان بيشتر از آقايان است. شايد به خاطر ميزان درآمدش باشد. روش تضمينى سروكار ما به آن سوى آب ها كه نيفتاده است اما آنها كه رفته اند، مى گويند در اروپا يا آمريكا وقتى قرار باشد براى يادگيرى هر زبانى به كلاس بروى امكان ندارد دست خالى برگردى. با حداكثر يك سال كلاس مى توانى زبان دلخواهت را خوب ياد بگيرى. حتى فارسى كه در هيچ مملكتى (به غير از دو، سه كشور) با آن صحبت نمى شود، چه برسد انگليسى كه به طور روزمره و دائم به صورت هاى مختلف با آن سروكار داريم. اما در كشور ما ماجراى آموزش براى تسلط به زبان انگليسى جايگاه مشخصى ندارد، كلاس هاى معروف و مشهور هم كه هيچ كدام ادعايى در اين باره ندارند، فقط مى گويند: «ما آموزش مى دهيم» حالا اينكه چه جور و چطور آموزش مى دهند يا اصلاً كسى ياد مى گيرد يا نه، مهم نيست. مهم فقط نمره قبولى آخر ترم است كه اگر به حدنصاب نرسيد مجبورى ترم قبل را دوباره بخوانى. اما آيا اين كافى است؟ چه كسى ميزان يادگيرى زبان آموز را مى سنجد؟ اصلاً پيشرفت زبان آموز براى مؤسسات اهميتى دارد؟ هرمى وجود دارد كه از پيشرفت آنها خبر دهد؟ در اين ميان شايد دلمان را به تبليغات روزنامه اى خوش كنيم. آنها كه بزرگ نوشته اند تضمينى. تبليغات كلاس هاى زبان مثل مورچه روى كاغذ كاهى راه مى روند. با ذره بين آنها را مى خوانم و جذاب ترينشان را براى تماس انتخاب مى كنم. مى گويم براى آگهى تان تماس گرفته ايم. همان كه نوشته بوديد در ۱۵ جلسه به زبان انگليسى مسلط شويد. خانم خوش برخورد، خوش صحبت و خوش صدايى از آن سوى خط سؤالاتى مى پرسد. ميزان تحصيلاتتان چقدر است؟ مشكلتان در يادگيرى زبان چيست؟ به چه دليلى مى خواهيد انگليسى ياد بگيريد و ... ادامه مى دهد: «هدف اصلى ما مكالمه است. البته تا جايى كه لازم باشد به گرامر هم مى پردازيم اما مكالمه واجب تر است.» درباره نحوه برگزارى كلاس ها و هزينه آنها سؤال مى كنم. اصلاً اين پانزده جلسه براى همه يكسان است؟ «اگر level پايين باشد، خب مسلماً ۱۵ جلسه بيشتر مى شود اما اگر خودت به زبان مسلطى و فقط مى خواهى رفع اشكال كنى همان ۱۵ جلسه دو ساعته كافى است(!!!) تضمين از اين بالاتر؟ مؤسسه ما اعتقاد دارد عامل موفقيت دو شرط است، يكى مدرس خوب كه از اين نظر مشكلى نداريم و نكته ديگر هم تمرين. بدون تمرين هيچى از پيش نمى رود. » آگهى دوم ادعا كرده است كه زبان انگليسى را به شيوه زبان مادرى ياد بگيريد. باز هم همان سؤالات هميشگى ميزان تحصيلات و ... را مى پرسند و بعد درباره مدرسانشان مى گويند: «مدرسان ما بسيار مجرب هستند. هر كدام دست كم هفت هشت سال سابقه تدرس دارند. ضمن اينكه همه تحصيل كرده زبان انگليسى هستند چه آنها كه داخل ايران درس خوانده اند چه آنها كه خارج. » وقتى درباره شيوه زبان مادرى پرس و جو مى كنم، مى شنوم: «يعنى از طريق گوش. مثل بچه ها كه زبان مادرى را از طريق تكرار و شنوايى ياد مى گيرند، ما هم از طريق تكرار و تمرين به شما آموزش مى دهيم. اين درست ترين و طبيعى ترين شكل يادگيرى زبان است!!! در اين بازار مكاره، آقاى دكترى هم هست كه در منزل خودش واقع در خيابان دروس نشسته است و دانشجو مى پذيرد. اين آقاى دكتر به يادگيرى گرامر اعتقادى ندارد و تمام تكيه اش بر مكالمه است. ساعتى هشت هزار تومان مى گيرد و فقط هم تخصصى كار مى كنند. يعنى آموزش اصطلاحات. خانمشان كه پاى تلفن پاسخگوى سؤالات است، مى گويد: «مشترى ها افراد متخصص هستند. مثلاً پزشكان كه فقط مى خواهند اصطلاحات پزشكى را ياد بگيرند يا تاجران و مديران شركت ها كه در زمينه كارى خودشان مى خواهند به زبان انگليسى مسلط باشند.» كلاس ديگرى هم هست كه با روش استاد ... و به طور تضمينى انگليسى ياد مى دهد. اما در تمام اين قراردادهاى تضمينى راهى براى فرار از تضمين هم وجود دارد. مثلاً يك جلسه غيبت، كلاس را از حالت تضمينى خارج مى كند يا يك بار ننوشتن تمرين ها و تكاليف. شيوه شان هم كه مى دانيد چيست؟ آنقدر تمرين و تكليف مى دهند كه زبان آموز به راستى فرصت نوشتن آنها را ندارد و قرارداد به راحتى از حالت تضمينى خارج مى شود. حالا با تمام اين حرف و حديث ها، در جواب آن خانم يا آقاى چشم آبى و موبلند كه از تو آدرس مى پرسند، چه كار مى خواهى بكنى؟ جوابشان را چه مى دهى وقتى مى پرسند: Can you speak English?
|