|
|
|
|
|
گفت وگو با محمدعلى ابطحى به مناسبت يكسالگى وبلاگش
محمود اروج زاده
|
|
|
|
|
|
|
|
|
شما و بيوريتم هايتان!
شمايى كه در حال مطالعه اين ستون هستيد، امروز سرحال و غبراق هستيد يا نه؟ پرانرژى و سرحال؟ كسل و بى حوصله؟ اگر دليلى براى وضعيت روحى و جسمى خودتان در حال حاضر پيدا نمى كنيد، عامل اصلى فقط و فقط يك چيز است: طبيعت! چرخه هاى طبيعى وجود انسان ها تعيين كننده وضعيت مختلف فيزيكى، احساسى و قواى عقلى آنهاست. جزئيات بيشتر مربوط به بيوريتم ها يا همان چرخه هاى طبيعى نيروهاى انسان در بخش زنجيره هاى رمز همين صفحه آورده شده اند. بنابراين اگر اطلاعات بيشترى در اين باره نياز داريد، اين بخش مى تواند تاحدى جوابگوى سؤالات شما باشد. اما براى ستون امروز تصميم گرفتيم سايتى را به شما معرفى كنيم كه چرخه هاى بيوريتم هاى فردى شما را در زمان هاى مورد نظرتان ترسيم خواهد كرد. براى اين كار ابتدا وارد صفحه http://www.facade.com/biorhythm/ شويد. از آنجا كه اين چرخه ها از بدو تولد هر فرد آغاز مى شوند، براى تعيين دقيق وضعيت آنها در هر زمان، نياز است تاريخ تولدتان و سپس دوره زمانى را كه مايليد نحوه تغييرات بيوريتم هاى شخصى تان را ببينيد مشخص كنيد. براى تعيين اين دوره زمانى يك روز ميانى و يك دوره زمانى كه مى تواند ۱۴ روزه، ۸ روزه و يا ۵۶ روزه باشد مشخص مى شوند. پس از تعيين اين موارد دو گروه بيوريتم اصلى و فرعى مربوط به شما نمايش داده خواهد شد كه خط مركزى نشان دهنده تاريخ ميانى مشخص شده توسط شما و نمودارها روند تغييرات بيوريتم ها در دوره زمانى تعيين شده مى باشد. باز هم يادآورى مى كنيم كه اين بيوريتم ها جنبه پيش بينى دارند و نه پيش گويى. بنابراين مثلاً اگر قصد انجام يك فعاليت ورزشى سنگين يا يك مسابقه ورزشى داريد، طبيعتاً در دوره اى كه انرژى فيزيكى شما در سطح مثبت قرار دارد، نتيجه بهترى بدست خواهيد آورد و صرف مثبت بودن بيوريتم انرژى فيزيكى به معنى موفقيت در مسابقه نخواهد بود. بدين ترتيب استفاده از بيوريتم ها مى توانند شما را در انجام برنامه ريزى موفق تر يارى كنند و نقش ديگرى نمى توانند داشته باشند.
|
|
|
|
|
بى راهه نرو!
|
|
|
به احتمال زياد خود مسؤولين وزارت دفاع آمريكا هم در آن سال ها تصور نمى كردند سيستمى كه صرفاً به منظور اهداف نظاميشان طراحى كرده بودند، روزى اسباب برترى يك تلفن همراه نسبت به ديگرى باشد! امروز كسانى كه به قولى با نسل هاى اول، دوم، سوم و... اين تلفن ها آشنايى دارند. دركنار امكانات شگفت انگيز گوشى ها به دارابودن سيستم «GPS» هم اشاره دارند. ... سال ۱۹۸۰ بود كه GPS امروزى را كه درآن زمان (NAVSTAR) ناميده شده بود، مورد استفاده عموم قراردارند تا علاوه بر اهداف نظامى اوليه، در ساير زمينه ها نيز به كار گرفته شود (اگرچه، درسال ۲۰۰۰ قابليت و كارايى آن را بطور عمد تاحدودى پايين آوردند تا مشكلات امنيتى و نظامى ايجاد نكند!) «GPS» كه مخفف Global Positioning System است به معناى سيستم ردياب جهانى است. (با اين توضيح به سادگى مى توان دريافت كه چرا هدف اوليه، از طراحى آن نظامى بوده است!) در ساخت اين سيستم از هدايت ماهواره اى استفاده كردند، به طورى كه شبكه اى متشكل از ۲۴ ماهواره را با فاصله اى حدود ۱۹۳۰۰كيلومتر بالاى سطح زمين درمدار زمين ايجاد كردند. (و تا به امروز هم پشتيبانى آن را به عهده دارند.) اين سيستم درهرجاى دنيا، در ۲۴ساعت شبانه روز و بدون نياز به پرداخت وجه يا حق اشتراك قابل بهره بردارى است. «GPS» چگونه كارمى كند؟ بخاطر داريد كه گفته شد سيستم فوق از ۲۴ ماهواره تشكيل شده است. اين ماهواره ها دركمتر از ۲۴ساعت ۲مرتبه زمين را درمدارى معين دور مى زنند و علائم و سيگنال هايى را به ايستگاه زمينى مخابره مى كنند. شما با داشتن گيرنده GPS اين اطلاعات را دريافت مى كنيد و با مقايسه زمان ارسال يك سيگنال توسط يك ماهواره نسبت به زمان دريافت اطلاعات قادر به تعيين ميزان فاصله با آن ماهواره خواهيدشد. پس با اندازه گيرى و محاسبه فاصله ازچندماهواره (ازميان ۲۴ماهواره ذكرشده) گيرنده مى تواند مكان كاربر را معين و آن را روى يك نقشه الكترونيك نمايش دهد. براى تعيين نقطه قرارگيرى كاربر، گيرنده بايد حداقل سيگنال ۳ماهواره را تعقيب كند تا بتواند طول و عرض جغرافيايى را مشخص كند و در شرايط مطلوب تر با استفاده از اطلاعات ۴ يا ۵ ماهواره ازماهواره اى ۲۴گانه كاربر قادر است به ۳ موقعيت (طول جغرافيايى، عرض جغرافيايى و ارتفاع) محل دسترسى پيداكند. كارايى اين سيستم به تعيين اين موقعيت خلاصه نمى شود بلكه مى توان سرعت، جهت، مسافت، فاصله تا مقصد حتى زمان طلوع وغروب آفتاب را هم با آن مشخص كرد. منبع انرژى براى اين ماهواره ها چيست؟ ماهواره هاى GPS از انرژى خورشيدى تغذيه مى كنند و علاوه بر آن داراى باترى هاى قابل شارژ اتوماتيكى هم هستند كه حتى در مواقع خورشيدگرفتگى هم (كه استفاده از انرژى خورشيدى امكان ندارد) از توقف كار سيستم جلوگيرى شود. هرماهواره به ساعتى دقيق مجهز است كه اجازه مى دهد سيگنال همراه با يك پيام زمانى دقيق و باارزش مخابره شود. سيگنال چيست؟ ماهواره هاى GPS ۲سيگنال راديويى با قدرت پايين را انتقال مى دهند (L1,L2) كه GPSهاى شهرى از L1 با فركانس ۱۵۷۵/۴۲ مگاهرتز در باند «VHF» استفاده مى كند. اين سيگنال ازبين ابرها، شيشه ها و پلاستيك عبورمى كند اما از ميان موانع سخت ترى چون كوهها و ساختمان ها عبورنمى كند. هر سيگنال GPSشامل ۳ جزء مختلف اطلاعاتى است. اولين جزء كه همان «ID code» است مشخص مى كند كدام ماهواره اطلاعات را مخابره مى كند. جزء دوم كه دائماً توسط هر ماهواره مخابره مى شود شامل اطلاعات مهمى است كه نشان مى دهد ماهواره كارايى سالم و صحيحى دارد يا خير و زمان و تاريخ جارى را هم دراختيار قرارمى دهد كه براى مشخص كردن موقعيت ضرورى است. جزء سوم هم نشان مى دهد كه هرماهواره درآن موقعيت زمانى روز دركجا قراردارد. دقت GPS تا چه حداست؟ GPS هاى امروزى بسياردقيق هستند. آنها قادرند با سرعت زياد امواج ماهواره اى را تعقيب كنند. اگر هرگيرنده GPS بتواند تعداد بيشترى از ماهواره ها را ببيند، صحت كارش بيشتر مى شد. بهترين وضعيت عملكرد دستگاه موقعى است كه وضعيت هندسى ماهواره ها طورى باشد كه با زاويه باز نسبت به هم قرار گيرند. چندنكته درمورد GPS ۱ـ نخستين ماهواره GPSدر سال ۱۹۷۸ به فضا پرتاب شد. ۲ـ مجموع ۲۴ ماهواره GPS در سال ۱۹۹۴ در مدار زمين قرار گرفت. ۳ ـ تعدادواقعى ماهواره هاى GPS ۲۷ عدد است كه ۲۴تاى آن همواره در حال كار هستند و ۳تاى ديگر براى مواقعى كه يكى از ۲۴ ماهواره اصلى از كار مى افتد به فضا پرتاب شده است. ۴ـ هرماهواره از نظردوام ۱۰سال قابل استفاده است وجانشين آن دائماً ساخته و به مدار زمين فرستاده مى شود. ۵ـ هرماهواره GPS وزنى در حدود ۲۰۰۰ پوند (۹۰۸ كيلوگرم) دارد. ۶ـ توان انتقال آن فقط ۵۰وات يا كمتر است. از GPS درچه موارد عملى ديگرى مى توان استفاده كرد؟ اجداد ما براى فرار از گم شدن در مناطق مختلف به سراغ محاسباتى بانقشه هاى بسيار كامل و دقيق بودند وحتى شب ها به كمك ستارگان درآسمان راه خود را پيدا مى كردند. اما امروزه همانطور كه گفته شد از GPS مى توان به راحتى براى جهت يابى و پيداكردن مسيرها استفاده كرد. براى نمونه: هنگام ساخت تونل در كانل انگليس كارگران انگليسى و فرانسوى هركدام در ۲ سوى مختلف مشغول حفر تونل بودندگروهى از Dover (انگليسى ها) و گروهى از (Calaisفرانسويها) از آنجايى كه به GPS خود ايمان داشتند سرانجام در پايان كار هردوگروه در يك نقطه به هم رسيدند بدون آنكه مجبور به كج كردن مسير تونل شوند. از GPS همچنين مى توان در حفظ جان افراد استفاده كرد. بسيارى از نيروهاى پليس، آتش نشان و گروههاى اورژانس پزشكى درحين عمليات براى يافتن محل دقيق وسايل نقليه خود ازاين دستگاه استفاده مى كنند. سازندگان اتومبيل ها نيز در انواع جديد توليدات خود از فوايد اين سيستم غافل نمانده اند! آنها وسايل نقليه اى را طراحى كرده اند كه از نقشه اى كه توسط GPS كار مى كند استفاده مى برد. طراحان اين وسايل به رانندگان اين امكان را مى دهند تا از طريق صفحه هاى نمايش درحركت خود مسيريابى داشته باشند. حتى براى تحقيق در دنياى وحوش هم با بستن GPS به بدن يكى از آنها مى توانند مسائل زيادى را در مورد آن گروه از جانوران دريابند. در بررسى لايه اوزن هم از GPS استفاده مى كنند. اما يكى از موارد جذاب استفاده از اين سيستم در برنامه هاى كوهنوردى است . به اين ترتيب كه پيش از شروع حركت كوهنورد مكان شروع و همچنين ارتفاع آن را روى گيرنده خود علامتگذارى مى كند و اين مختصات در دستگاه حفظ مى شود. سپس او با طى كردن مسير نقاط مشخصى چون چشمه ها، پناهگاهها و ... را ثبت مى كند تا در صورت نياز در هنگام بازگشت از همان نقاط عبور كند. البته شايد براين تصور باشيد كه با بهره گيرى از يك نقشه دقيق ويك مداد هم مى توان همين كار را انجام داد! تااين مرحله از كار حق با شماست. اما چگونه مى توانيد با كمك اين ابزارها دركمتر از يك هزارم ثانيه نقاط موردنظر خود را مشخص كنيد و راه را بيابيد؟! با كمك GPS در هرهوايى و با هرپوشش زمين (پر از برف، جنگل انبوه، مه شديد و...) قادر به پيداكردن مسير هستيد ومى توانيددقيقاً از راهى كه آمده ايد به نقطه شروع صعود بازگرديد! (پس حداقل ۱۰۰/۰۰۰تومانى جمع كن تا راهت را گم نكنى . گم شدن پول! فداى سرت!)
|
|
|
|
|
گفت وگو با محمدعلى ابطحى به مناسبت يكسالگى وبلاگش
يك نياز شخصى به يك دنياى كوچك و محدود
محمود اروج زاده
|
|
|
«اجازه دهيد دراين سايت فقط خودم باشم...» اين مضمون جمله اى است كه توجه بازديدكنندگان سايت «وب نوشت» را جلب مى كند. سايت محمدعلى ابطحى، روحانى خندانى كه درزمان نشستن بركرسى معاونت رئيس جمهورى ايران و براى خودش به راه انداخته است. دركشورى كه ازدرونيات و اندرونيات مقامات، هيچ چيزى ديده و منتشرنمى شود و رسانه هاى رسمى، از احوالات خصوصى و فردى مسؤولين عالى كشور چيزى نشان نداده اند! طبعاً راه اندازى سايت شخصى يك مدير دولتى با تلاش براى ابراز آزادانه خود، جلب توجه خواهدكرد. چيزى كه درباره سايت ابطحى اتفاق افتاد. جالب تر اين كه بخشى از سايت وب نوشت به «وبلاگ» نويسنده اختصاص دارد، يعنى رايج ترين شكل «آزادبودن» روى وب و ابطحى ـ كه با شمارى از وبلاگ نويسان جوان هم رابطه صميمانه اى دارد ـ سعى مى كند با نوشتن آزادانه، از طنز و شوخى هاى متداول گرفته تا ادعيه دينى، خود را به اين فضا نزديك كند. عكس هاى بعضاً دزدكى ازموقعيت ها و اشخاص و همكاران و قرار دادن آنها در وبلاگ، نخستين تجربه از اين نوع در فضاى وب ايران است كه ابطحى آن را به نام خود ثبت كرده است. ابطحى پيشنهاد يك گفت وگو درباره وبلاگ را به سادگى پذيرفت، هرچند تنظيم آن به دليل شرايط روز به سختى صورت گرفت. همانطور كه از متن مصاحبه هم برمى آيد، تصميم وى براى آن كه از فضاى موجود دربين مردم، مخصوصاً از گفتمان رايج بين جوانان دور نباشد، به خوبى هويداست، طرفه آن كه همكاران خود را هم به صراحت به ورود به اين فضا ترغيب مى كند. يك مدير بلندپايه دركشورمان، چه نياز يا انگيزه اى به داشتن وبلاگ دارد؟ وبلاگ، تعريف و دنياى خاص خودش را دارد، مدتها بود كه من وبلاگ مى خواندم، احساس كردم كه اين دنيا، دنياى جالب و بامزه اى است. به چنددليل، اين كه آزادى بيشترى درآن وجوددارد، همچنين فضاى آن صميمى تر است و درآن مى توان راحت تر سخن گفت، نكته ديگر اين بود كه خيلى از حرف ها بود كه هم دوست داشتم بزنم و هم ضرورى بود، ولى نمى شد آن را در قالب مقاله در روزنامه و نشريات زد. نكته سوم اين بود كه آدم هايى مثل ما سياستمداران گاهى خيلى خسته مى شوند كه فقط از درون «ويترين رسمى» با مردم تماس دارند. براى من مهمترين هدف دراين سايت، اين بود كه گاهى از آن ويترين بيرون بيايم، طبيعتاً من هم همانند همه در زندگى شخصى خودم هستم و به خريد مى روم و فروشگاه و سينما و پارك و... و شيرينى زندگى درهمين هاست و بقيه كارها به نظرم درحاشيه زندگى است. نياز به جايى هم داشتم كه از اين ويترين رسمى بيرون بيايم. به همين دليل اولين جمله اى كه بعد از آماده شدن سايت درنظرگرفتم اين بود: «اجازه دهيد خودم باشم...» گاهى گفتن سخنانى به شكل طنز و... گفتنش توسط معاون حقوقى رئيس جمهور، مى تواند داراى بارباشد، ولى توسط يك آدم معمولى مانند بقيه افراد، مشكلى ندارد. پس نياز شخصى بود تا احياناً تأثير بر ديگران و... بله، براى من بيشتر نياز شخصى خودم بود و گمان هم نمى كردم اينقدر تأثير عمومى بگذارد. شما براى مخاطبان خاصى مى نويسيد؟ مثلاً براى جوانان كه بيشتر وبلاگ مى خوانند و مى نويسند؟ من براى خودم مى نويسم، ولى البته دقت مى كنم كه چيزى كه اينجا مى نويسم، متفاوت از چيزى است كه مثلاً در روزنامه مى نويسم از نظر ادبيات ونوع گفتار، چون نوع نوشتار در وبلاگ متفاوت از نوشتار در جاهاى رسمى است. شما چقدر با فضاى وبلاگ هاى فارسى آشنا هستيد؟ من تعدادى ازوبلاگ نويس ها را هم مى شناسم وصحبت كردن با آنها خيلى مرا تشويق به وبلاگ نويسى كرد، خيلى از وبلاگ ها را مى خوانم، البته پيش از آنكه بخواهم مشترى تعدادى وبلاگ باشم، سعى مى كنم مرورى بر همه وبلاگ ها بكنم، حتى وبلاگ هايى كه مشهور نيستند. فضاى وبلاگ ها فضاى خاصى است، به نظرم اگر مسؤولين ديگر هم به اين توصيه عمل كنند وبا فضاى وبلاگ ها آشنا شوند، خيلى مفيداست گرچه وبلاگ نويسان، نماينده افكار عمومى نيستند، ولى نماينده بخش تأثيرگذارى هستندكه در آينده كشور، بيشترين نقش را خواهند داشت، توصيه من اين است كه حداقل بخوانند و بفهمند در فضاى جامعه چه مى گذرد، مثلاً من از ابتدا به مديران سازمان ملى جوانان توصيه مى كردم كه اگر مى خواهيد بدانيد در برنامه ريزى شما چه چيزهايى مهم است، حتماً وبلاگ ها را بخوانيد و از فضاى آن آگاه باشيد، چون كسانى كه الآن وبلاگ مى نويسند شايدنشود ادعا كرد كه نخبگان جامعه هستند، ولى آينده جامعه به دست اينهاست. مسؤولى كه نداند در كشورش چه مى گذرد، خودش در ويترين باشد ومردم هم رفتار ويترينى با او داشته باشند، تصميماتش هم در ويترين اجرا مى شود ونه جامعه. رابطه ديگر همكاران شما و دولتمردان بعد از راه افتادن سايت شما چگونه شده؟ الآن فكر مى كنم اساساً رابطه من با دولتمردان، بيشتر از طريق يك واسطه است، يعنى فرزندان آنها! نكته جالبى است كه تا مدت ها هيچ بازتابى از مسؤولين و دولتمردان نديده بودم، كم كم بازتاب هايى ديدم، متوجه شدم كه از طريق بچه ها وفرزندانشان است. واكنش هاى جالبى هم ديدم. مثلاً فرزند يكى از وزراى سرشناس به من ايميل زده بود كه «تو رو خدا كارى كنيد كه پدر من هم وبلاگ بنويسد!» يا يكى ديگر ايميل زده بود كه چرا عكسى از پدر من نمى زنيد؟ كم كم در فضاى دولت هم اين موضوع پيچيد، البته به خاطر اين عكس هايى كه از وزرا مى زنم مى توانست مقاومتى باشد، ولى به زودى به جايى رسيد كه بعضى همكاران به شوخى وجدى مى پرسيدند كه «نوبت عكس ما كى مى رسد؟!» خودآقاى رئيس جمهور چطور؟ بارئيس جمهور دراين زمينه صحبت ومشورتى نداشتم، و تا روزى كه ايشان در ژنو موضوع را بيان كرد، نمى دانستم كه از سايت من اطلاع دارد. ايشان چقدر با اين فضا آشناست؟ مى دانم كه ايشان هم از طريق فرزندانش با اين موضوع آشناست. در يك نظرخواهى اينترنتى از كاربران خواسته شده بود كه در مورد محتواى وبلاگ ها يكى از اين چهار گزينه را انتخاب كنند: ۱ ـ جدى و قابل تأمل است ۲ـ به سمت جدى شدن وتخصصى شدن پيش مى رود ۳ ـ سطحى است ۴ ـ اصلاً قابل قضاوت نيست. انتخاب شما چيست؟ من گزينه دومتان را انتخاب مى كنم، يعنى به سمت خوبى پيش مى رود. گرچه الآن بعضى از محتواها قابل قبول نيستند، يا توقع بيشترى از آنها مى رود، ولى با نگاهى به عمر بعضى از وبلاگ ها در ايران، خيلى جهت گيرى و سمت گيرى خوبى در آن مى بينيد، ضمن اين كه حجم آن فوق العاده است. البته لازم نيست كه حتماً وبلاگها «جدى» باشند، چون آدم خيلى از وبلاگها را مى خواندو دوست دارد كه جدى نباشد. به هرحال مجموعه وبلاگها به سمت خوبى پيش مى رود كه استاندارد خوبى رعايت شود، ارتباط با وبلاگ نويسان جهانى دارد برقرار مى شود و واسط هاى خوبى بين وبلاگ نويسان ايرانى و جهانى دارد پيدا مى شود. اين استانداردها را چه مى دانيد؟ من استانداردهاى موضوعات مختلف رانمى گويم، منظورم كلاً مقوله وبلاگ نويسى است. وبلاگ نويسى با ادبيات متفاوت است. خودمانى تر و صميمى تر است البته من بين وبلاگ و ايميل خيلى فرق قائلم ومعتقدم حوزه هايى وجود دارد كه كاملاً شخصى وخصوصى است ، اين در جامعه هم بايد رعايت شود... البته ايميل مخاطب مشخص و معينى دارد كه براى او ارسال مى شود... بله، چيزى كه در چارچوب ايميل مى توان كاملاً رفتار شخصى و فردى و خصوصى را ابراز داشت، نبايد در وبلاگى كه فضاى عمومى ترى دارد بيان كرد. آيا مجموعه وبلاگها توانسته در فضاى سياسى واجتماعى ما مؤثر باشد؟ شما طبيعتاً مى توانيد از اين مسأله مطلع باشيد... بعضى اين مسأله را به يك موج يا جنبش تعبير مى كنند... به نظرم يك خطرى كه در فضاى وبلاگ نويسى وجود دارد (حالا چون يكى دوماهى است كه مى نويسم و با اين فضا آشناتر و خودماتى تريم) اين است كه وقتى آدم در فضاى مجازى است مخصوصاً كسانى كه وقت زيادى را در آن صرف مى كنند، ارتباطشان با جامعه قطع مى شود كه دورشدن از واقعيات جامعه را ايجاد مى كند كه نوعى خودبزرگ بينى به دنبال دارد و گاه اين باعث مى شودكه در نوشته ها و ادبيات وبلاگ نويس هم ديده شود، اين طور نيست كه يك وبلاگ نويس مشهور، فكر كند كه به همان اندازه درجامعه هم مشهور و يا تعيين كننده است، من خنده ام مى گيرد كه برخى مخالفان در وبلاگشان هشدار مى دهندكه : «مردم به هوش باشيد كه ابطحى مى خواهد رئيس جمهور شود ياچه كار كند و» ... يعنى وبلاگ نويس به قدرى در آن فضا غرق مى شود كه فكر مى كند هرروز صبح همه مردم مى روند و حرف هاى او را مى خوانند. من دنياى وبلاگ را اين طور نمى بينم، اين دنياى كوچك و محدودى است ، ما بايد اين رابفهميم و اظهارنظرهاى غيرواقعى نكنيم و تازه براساس آن اظهارنظرها، تصور كنيم كه خيلى تأثير گذاريم، ولى وقتى كه به جامعه برمى گرديم، ببينيم واقعيت ندارد. توضيح : وب نوشت ( سايت محمدعلى ابطحى ): http://www.webnevesht.com
|
|
|
|
|
حرف دل
وقتى آمدى شب بود، تمام ستاره ها تو را ديدند حتى تمام حرفهايت را شنيدند، نه! نمى توانى هيچ كدام را انكار كنى، ژوپيتر را به شهادت بگيريم و يا از دورترين ستاره راه شيرى بخواهم كلمات زيبايت را يك به يك تكرار كند. ولى نه تو ازجنس تكرار نيستى، فراموش نمى كنى، مطمئنم ولى تكرار هم نخواهى كرد. صدبار گفتم اين قدر روبرو را تماشا نكن، ديدى اين بار در چه چاله بزرگى افتادى، از آن چاله بيزارم ولى انگار تو دوستش دارى كه هيچ تلاشى براى بيرون آمدن نمى كنى. پس چطور مى توانم از چاله اى اين قدر دوست داشتنى (چون تو دوستش دارى) بيزار باشم و حالا باز شب است و باز ستارگان مرا مى بينند اين بار، تنها در آن امامزاده هميشگى نشسته ام، به قبرهايى كه با هم مى شستيم بدون آنكه مهم باشد چه كسى زير آن همه خاك خوابيده، نگاه مى كنم، آنها هم سراغت را مى گيرند به آنها چه بگويم؟ سراغ دو قبرى كه از همه برايمان جذاب تر بودند رفتم. جذابيتشان رنگ باخته بود يادت باشد، اين روزها لباسى گرم بپوشى هوا سرد شده، يادت باشد وقتى به امامزاده رفتى اگر هوا سرد بود و آب سردتر، قبرها را نشويى. يادت باشد...
پيوند از تهران آسمان خسته و دل مرده و جنگل مرطوب آفتاب از نفس افتاده روان سوى غروب زرد و سرخ اند درختان ز حلول پاييز پرتو نور به رگهاشان نيز جارى نقره ى رود از سر كهسار به دشت نرم نرمك همه جا در گلگشت و در اين لحظه كه مى پويد بى خواب و سكون تو و شور و طرب و مستى و شيدايى خويش «مهدى» و زانوى غم بسته و تنهايى خويش مهدى بهمنى
|
|
|
|
|
نان هديه مى دهد
|
|
|
انگار اين روزها بچه هاى عروسك ساز فعاليت شان را دو برابر كرده اند و هر روز از يك طرف خبرى از آنها به دستمان مى رسد. پيترشومان مبتكر تئاتر نان و عروسك سال هاست كه به همراه همسرش به كار عروسك سازى و اجراى تئاتر خيابانى مى پردازد، او معتقد است كه افراد وقتى خسته از سر كار باز مى گردند بايد در خيابان تئاتر ببينند و خستگى روز را از تن به در كنند. و حالا پيتر شومان به همراه همسرش در ايران است و در حياط دانشكده هنر كارگاه آزاد عروسك سازى گذاشته. او مى خواهد دو گروه عروسك ديو و فرشته را به كمك دانشجويان دانشكده هاى مختلف كه همه در اين حياط دور هم جمع شده اند ساخته و به نمايش بگذارد. البته هيچ كس هنوز نمى داند داستان اين عروسك ها چه خواهد بود ولى اين در كنار هم بودن بچه هاى هنرى كه بيشتر آنها هرگز كار همديگر را قبول نداشته اند زيبا و جذاب است. پيترشومان عروسك ها را از وسايل پيش پا افتاده مى سازد و ديوها را با زباله طراحى كرده. همسر وى هم در كنار حياط تنورى زده و به پخت نان كانادايى مشغول است و دليل اين كار را هم شيوه تئاتر نان و عروسك مى داند و به همه نان هديه مى دهد. دانشجويان ايرانى هم براى پاس فرهنگ ايرانى خود به پخت نان بربرى كنار تنور همسر پيترشومان پرداخته اند. اين كارگاه هر روز از ساعت ۱ تا ۶ بعدازظهر در حياط دانشكده هنر برپاست و ورود براى عموم آزاد است. ديدن عروسك ها و اين همبستگى خالى از لطف نيست.
|
|
|
|