يكشنبه ۸ آذر ۱۳۸۳ - ۱۵ شوال ۱۴۲۵
Sun, Nov 28, 2004
ويژه ۳
سال دهم - شماره ۲۹۸۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
بيوريتم و بالا و پايين هاى طبيعت!
اسم تو هر اسمى كه هست
مونا Mona

مونا جزو معدود كسانى است كه ذهن سريع و تحليلگرشان آنها را به دردسر مى اندازد. مونا با هوش است و نسبت به آنچه در اطرافش مى گذرد آگاهى كامل دارد. به علاوه خودش و توانايى هايش را به خوبى مى شناسد. اما متأسفانه اين خودآگاهى بر مونا اثر معكوس دارد و به جاى تقويت اعتماد به نفس او باعث مى شود در بسيارى از موارد مونا نسبت به كفايت توانايى هايش ترديد داشته باشد. ولى تشويق هاى ديگران مى تواند براى مونا مفيد باشد. البته او در حسن نيت كسانى كه تشويقش مى كنند شك مى كند، اما در نهايت اين تشويق ها اعتماد به نفس او را تقويت خواهند كرد.
مونا بسيار آرمانگرا و حساس است و ظرافت هاى زندگى - به خصوص مناظر طبيعى - او را كاملاً تحت تأثير قرار مى دهند و تحسين او را برمى انگيزند. به همين جهت ادبيات و شعر براى او بى اندازه لذت بخش است و هر زمان احساس كند ديگران قادر به درك او نيستند به دنياى ايده آلهايش همراه با شعر و ادبيات پناه مى برد. البته اين وضعيت كمابيش اتفاق مى افتد. چون مونا وقتى بخواهد افكار و احساسات درونى اش را ابراز كند معمولاً دچار آشفتگى مى شود. به دليل همين عدم توانايى مونا در بيان منظور واقعى اش، او ترجيح مى دهد سكوت كند و به نوشتن روى بياورد. اين شرايط به نوبه خود باعث مى شود سوء تفاهم ها ميان مونا و ديگران افزايش يابدو نهايتاً اين موناست كه تنها مى ماند.
اگرچه اين تجربه هاى تنهايى براى مونا به هيچ وجه خوشايند نيست، اما كارى از دستش بر نمى آيد. اگر شما مى خواهيد در اين موقعيت ها به مونا كمك كنيد، بهتر است از راه خودش وارد شويد. او را تشويق كنيد بنويسد و سپس نوشته هايش را بخوانيد. مطمئن باشيد تمام سوء تفاهم هاى گذشته از بين خواهد رفت و تازه متوجه خواهيد شد كه مونا چه دختر حساس و مهربانى است. اما واقعيت تلخ اين است كه كمتر كسى مى تواند طبيعت واقعى او را بشناسد و مهربانى هاى او را پاسخ دهد.
با توجه به حساسيت عميق مونا، اين امكان وجود دارد كه خلق و خوى او دچار تغييرات شديد شود. او يك لحظه شاد و سرحال است و چند لحظه بعد بداخلاق، گوشه گير و افسرده مى شود. در كل اطرافيان مونا بايد انتظار يك شخصيت متغيير را داشته باشند. چون واكنش هاى مونا نسبت به ديگران و رفتارهايشان كاملاً بستگى به وضعيت خلق و خوى او دارد. در شرايطى كه مونا سرحال نيست عاقلانه تر اين است كه دور و برش را خيلى شلوغ نكنيد. در غير اينصورت بايد منتظر فوران اين كوه آتشفشان باشيد كه به احتمال زياد گدازه هايش دست همه را خواهد سوزاند.
و اما نكته آخر: اگر مى خواهيد درباره مسائل خصوصى مونا كنجكاوى كنيد، از همين حالا به شما مى گوييم كه اين كار از كندن چاه آب در كوير لوت هم بى فايده تر است. مونا در پنهان كارى و مبهم صحبت كردن استاد است و براى اينكار يك حربه جالب دارد. اينبار كه بحث به مسائل شخصى مونا كشيده مى شود، دقت كنيد تا روش خاص او را براى عوض كردن موضوع متوجه شويد. در اين مواقع موناى ساكت ناگهان تغيير رويه مى دهد و با حرارت هرچه تمام شروع به صحبت مى كند و با چنان مهارت و ظرافتى موضوع بحث را عوض مى كند كه به ندرت كسى متوجه مى شود. وقتى خيالش از اين بابت راحت شد، دوباره مونا همان دختر ساكت و كم حرف قبلى خواهد شد. عجيب است، نه؟!
هفت سنگ
191583.jpg
تپه خاموش شهرى است كه در آن شيطان زمين و هوا را به تسخير خود درآورده و نهايتاً بر تمام مردم مسلط و چيره شده است. اين شهر در ظاهر محلى است آرام و ساكت كه مردم تعطيلات خود را در آن مى گذرانند؛ اما در پس اين ظاهر خاموش شيطان و اهداف شيطانى سياهى در جريان است. داستان قسمت چهارم تپه خاموش در يكى از شهرهاى همسايه تپه خاموش به نام اشفيلد جنوبى و به طور خاص در يك ساختمان نحس و شوم اتفاق مى افتد. اين بازى يك بازى تركيبى جديد اول شخص و سوم شخص است كه بر درگيرى و مديريت اشياء استوار است.
داستان از شبى شروع مى شود كه در آن هنرى تونزهد، قهرمان نه چندان خوش شانس داستان، دچار كابوس هاى وحشتناكى مى شود و بطور همزمان با قطع تلفن و بسته شدن درها و اتفاقات عجيب و غريب ديگر، متوجه مى شود كه او مورد نفرين اهريمنى قرار گرفته است. او در حمام خود سوراخى پيدا مى كند كه به اندازه عبور يك انسان است و تمام شجاعت خود را جمع مى كند تا از آن سوراخ عبور كند و منشأ اتفاقاتى را كه افتاده بيابد و اصل بازى از همينجا با پيدا كردن نقاط عجيب و غريب و وحشتناك ساختمان آغاز مى شود.
اگر شما قسمت هاى قبلى بازى تپه خاموش را انجام داده باشيد، تفاوت هاى فراوانى بين آنها و قسمت چهارم بازى پيدا خواهيد كرد.
اولين تفاوت همان تركيب بازى اول شخص و سوم شخص است كه با توجه به جريان بازى تغيير مى كند و به ايجاد تغيير در روند بازى كمك فراوانى كرده است. علاوه بر آن درگيرى هايى كه در اين قسمت براى قهرمان داستان پيش بينى شده است كاملاً با قسمت هاى پيشين متفاوت است. در قسمت چهارم تپه خاموش دشمنان شما گاه به صورت گروهى به شما حمله ور مى شوند كه شما را مجبور مى كند با همه آنها بطور همزمان درگير شويد. بنابراين داستان ديگر دويدن صرف و كشتن دشمنانى كه بطور انفرادى در جلوى شما ظاهر مى شوند نيست. بدين ترتيب توانايى هاى شما در درگيرى كاملاً ضرورى و حياتى هستند. سلاح هايى كه براى شما پيش بينى شده اند محدوده گسترده اى از جمله سلاح هاى سبك تا سلاح هاى آتش بار مخوف را شامل مى شوند.
مانند ديگر بازى هاى كامپيوترى با موضوعات مشابه، تپه خاموش از گرافيك فوق العاده اى برخوردار است. به خصوص در جاهايى كه درگيرى هاى خونين واقع مى شوند و مناطقى كه سياه و شيطانى بودن آنها مورد تأكيد قرار گرفته است، گرافيك بازى به خوبى توانسته حس وحشت و ترديد را بازسازى كند. شخصيت هاى بازى داراى طراحى بسيار خوبى هستند و به خصوص صورت ها با اجزاى بسيار دقيق به تصوير كشيده شده اند. اما متأسفانه حركت شخصيت ها به خوبى ظاهر آنها طراحى نشده است و به آن نرمى و راحتى كه انتظار مى رود انجام نمى شود. جلوه هاى ويژه اى كه در جاى جاى بازى در نظر گرفته شده به خوبى توانسته قالب خود را در داستان پيدا كند و با متن همپارچه شود.
افكت هاى صداى محيطى و صداى موجودات شيطانى در كنار موزيك متن در بازى هاى وحشتناك بسيار مؤثر هستند و سازندگان تپه خاموش نيز به خوبى به اين امر واقف بوده اند. تمام موجودات عجيب و غريب بازى صداهاى خاص خودشان را دارند و تمام حركات آنها با توليد صداهايى انجام مى شوند كه واقعى جلوه كردن آن حركات را تضمين مى كنند. حتى صداهاى ظريفى مانند چكه كردن آب يا صداى وزيدن باد در طول بازى به گوش مى خورد. البته موسيقى متن در چند قسمت محدود بازى پخش مى شود و به جاى استفاده از موسيقى بازى با استفاده از جلوه هاى تصويرى سعى در ايجاد حس ترس و وحشت داشته است كه در اين زمينه كاملاً موفق بوده است.
اگر تا اينجا به انجام اين بازى علاقه مند شده ايد اولين نكته اى كه بايد بدانيد اين است كه اين بازى بر روى دى وى دى عرضه مى شود بنابراين سيستم كامپيوترى شما بايد مجهز به دى وى دى رام باشد. علاوه بر آن بهتر است يك سيستم پنتيوم III با سرعت ۱‎/۵ گيگاهرتز به همراه ۵۱۲ مگابايت حافظه و يك كارت گرافيكى با حداقل ۶۴ مگابايت رم داشته باشيد. براى انجام اين بازى و نصب آن بر روى سيستم شما نياز به ۵ گيگابايت حافظه بر روى هاردديسك نيز خواهيد داشت.
چنانچه شما از علاقه مندان بازى هاى ترسناك هستيد و سيستم كامپيوترى تان نيز توانايى اجراى تپه خاموش را دارد، حتماً تپه خاموش را به مجموعه بازى هايتان اضافه كنيد. مطمئن باشيد از انجام آن لذت فراوانى خواهيد برد.
بيوريتم و بالا و پايين هاى طبيعت!
خودتو با من تنظيم كن
191601.jpg
آيا شما جزو كسانى هستيد كه خلق و خوى شان دائم تغيير مى كند؟ آيا تا بحال فكر كرده ايد كه چرا بعضى روزها بدون هيچ دليل خاصى كسل و خموده هستيد و بعضى روزها سر حال و پر انرژى؟ چرا گاهى اوقات فكر مى كنيد كه عقل و هوش تان درست كار نمى كند؟ آيا تمام اين وقايع اتفاق مى افتند يا فقط تصورات شما هستند؟
در جواب تمام اين سؤالات بايد بگوييم كه شما تنها كسى نيستيد كه اين تغييرات را تجربه مى كند. چون اين تغييرات ناشى از سيكل هاى متغير زمانى طبيعت هستند و براى تمام انسان ها پيش مى آيند.
تئورى اين تغييرات اولين بار در دهه ۱۹۰۰ ميلادى توسط دكتر ويلهلم فليس در برلين ارائه شد. او مدت ها اين تغييرات خوب و بد روزانه را در مورد افراد مورد بررسى قرار داد و نهايتاً به اين نتيجه رسيد كه اين تغييرات داراى چرخه هاى مشخصى هستند و بدين ترتيب مى توان آنها را به طور قطعى پيش بينى كرد. البته او اين چرخه ها را براى تغييرات احساسى و انرژى فيزيكى افراد مورد بررسى قرار داد و چند سال بعد پروفسور آلفرد تلشر اتريشى چرخه مشابهى را براى تغييرات قواى عقلانى انسان نيز شناسايى كرد. اين چرخه ها درست از زمان تولد هر فرد آغاز مى شود و تا زمان مرگ او بطور متناوب ادامه پيدا مى كند. علت وجود اين چرخه ها چيزى جز قوانين طبيعت نيست. در طبيعت همه چيز به صورت چرخه وار اتفاق مى افتد: تغييرات فصول، شب و روز و تغييرات ماه از جمله اين موارد هستند. با تفسير اين چرخه ها مشخص مى شود در چه روزهايى افراد به لحاظ موارد مختلف در چه سطحى قرار دارند.
ريتم هاى طبيعى يا بيوريتم ها در شش زمينه شناسايى شده اند كه از آنها سه زمينه اصلى مربوط به تغييرات احساسى، انرژى فيزيكى و نيروى عقلانى است و سه زمينه فرعى كه از تركيب دو به دوى چرخه هاى اصلى به دست مى آيد مربوط به تغييرات توانايى تسلط بر شرايط، تغييرات ميزان شور و اشتياق افراد در انجام كارها و تغييرات ميزان شعور و خرد افراد است.
بيوريتم تغييرات انرژى فيزيكى نشان دهنده قدرت، پشت كار، توانايى و وضعيت سلامت جسمانى افراد است كه داراى تغييرات ۲۳ روزه مى باشد. به همين ترتيب بيوريتم تغييرات احساسى با چرخه ۲۸ روزه نشان دهنده ثبات احساسى و انرژى مثبت ذهنى افراد و توانايى آنها در برقرارى ارتباط احساسى با ديگران است. بيوريتم تغييرات قواى عقلانى كه داراى چرخه ۳۳ روزه مى باشد به پويايى عقلى افراد در صحبت كردن، محاسبات رياضى و خلاقيت آنها مربوط مى شود.
روند تغييرات اين بيوريتم ها به شكل منحنى هاى تقريباً سينوسى است كه هركدام دوره بازگشتى معادل طول زمان چرخه خود دارند. در محور قائم ميزان تغييرات اين بيوريتم ها از -۱۰۰% تا +۱۰۰% وجود دارد. محور افقى نيز محور زمان است. بنابراين با مطالعه اين بيوريتم ها مى توان وضعيت هرشخص را از جنبه هاى مختلف در تاريخ هاى مشخص ارزيابى كرد. اين بيوريتم ها به طور گسترده مورد مطالعه و تحقيق دانشمندان و دكترها قرار گرفته اند و اگرچه هيچ دليل علمى براى اثبات درست بودن آنها يافت نشده است، وجود آنها با چرخه هاى مشخص يك موضوع دقيقاً اثبات شده است.
استفاده از بيوريتم ها و تفسير آنها مى تواند كمك فراوانى به توجيه و بررسى وضعيت مختلف افراد در شرايط زمانى متفاوت كند. بدين ترتيب با دانستن اينكه در هر روز مشخصى شما در چه وضعيت روحى، احساسى، فيزيكى و غيره قرار داريد، مى توانيد براى انجام كارهايتان برنامه ريزى كنيد تا بهترين نتيجه را از آنچه تصميم به انجام داريد بگيريد. با توجه به شكل نمودارهاى بيوريتم، هر زمان مى تواند بطور بالقوه يك روز در سطح بالا، پايين و يا يك روز بحرانى باشد. روزهايى كه يك بيوريتم در سطح بالا قرار دارد، به اين معنى است كه فرد به لحاظ موضوع مرتبط با بيوريتم در وضعيت بسيار مطلوبى به سر مى برد و چنانچه قصد انجام فعاليت هايى را دارد كه با آن بيوريتم مرتبط هستند، در انجام آنها بطور بالقوه موفقيت بيشترى به دست خواهد آورد. روزهايى كه يك بيوريتم در سطح پايين قرار دارد، لزوماً به معنى يك روز بد نيست. اين دوره زمانى دوره اى است كه قوا و انرژى ها در سطح پايينى قرار دارند و دوره استراحت و بازيابى نيروها و توانايى ها محسوب مى شود.
اما نواحى بحرانى بيوريتم ها زمان هاى هستند كه يك بيوريتم از سطح بالا به پايين و يا بالعكس تغيير مى كند. يك زمان بسيار بحرانى زمانى خواهد بود كه چند بيوريتم در يك روز از مثبت به منفى و يا برعكس تغيير كنند. در اين دوره ها افراد كاملاً بى ثبات و متغيير خواهند بود. البته بايد توجه نمود كه بيوريتم ها و دوره هاى تناوب آنها هرگز به عنوان وسيله اى براى پيشگويى آينده قابل استفاده نخواهند بود. بيوريتم ها تنها مى توانند وضعيت انرژى شما را در زمينه هاى مختلف پيش بينى كنند و بنابراين اگر شما قصد انجام كارى را داريد كه بطور خاص به يكى از اين زمينه ها مربوط مى شود، بطور بالقوه احتمال موفقيت شما در روزهايى كه بيوريتم مربوطه در سطح بالاترى قرار دارد بسيار بيشتر خواهد بود.
يكى از زمينه هايى كه بيوريتم ها مى توانند مفيد واقع شوند، در ارزيابى نوع ارتباط بين افراد مختلف است. اصولاً كسانى كه روند تغييرات بيوريتم هايشان با يكديگر مشابهت دارد، به لحاظ مشابهت وضعيت روحى جسمى در دوره هاى مختلف با احتمال بيشترى مى توانند يك رابطه موفق داشته باشند. واضح است زن و شوهرى كه روند تغييرات بيوريتم هايشان عكس يكديگر است احتمال اينكه يك زندگى موفق را تجربه كنند بسيار كم است. چون در موقعيت هاى يكسان، نيازهاى روحى و جسمى آنها متفاوت خواهد بود.
اگر شما هم علاقه مند هستيد از شكل بيوريتم هاى مربوط به خودتان باخبر شويد، براى بدست آوردن اطلاعات بيشتر مى توانيد سرى به ستون «من رو بشناس» بزنيد.
يخچال فرنگى
يك لطيفه سينما يانه
اجازه بدهيد لطيفه هاى امروز را با لطيفه اى درباره سينما آغاز كنيم و آن را تقديم كنيم به همه تهيه كنندگان زحمتكش و دلسوز سينما كه با عرق جبين و دست خالى بار اين سينماى ور شكسته را بر دوش كشيده و على رغم مشكلات فراوان دم بر نمى آورند و به انجام رسالت فرهنگى خود مشغولند.
يكى از تهيه كنندگان سينما (كه به خاطر فروتنى فراوان از ما خواهش كرده اند نامى از ايشان نبريم چون معتقدند بهترين تبليغ براى ايشان همانا فيلم هايشان است) بعد از تماشاى فيلم جديد شركت خود به كارگردان تبريك گفت:
ـ زنده باد، خيلى قشنگ بود. واقعاً خوب كارگردانى كرده بودى. مخصوصاً صحنه شورش دهقانها بر ضد ارباب ده، خيلى خوب ساخته شده بود. چطور تونستى از اين سياهى لشگريه همچى بازى پراحساس واقعى بگيرى، پدرسوخته؟
كارگردان گفت: من كوشش فوق العاده اى نكردم قربان. فقط اين صحنه رو درست چند دقيقه بعد از اينكه بهشون خبر دادم شما دستمزدشون رو پنجاه درصد كم كردين فيلمبردارى كردم.
يك لطيفه خون ريزانه
خسروخان آرايشگر سر خيابان دلشاد جنب سوپر دريانى كه بسيار آرايشگر معروف و معتبرى است، سه شنبه قبل در حال تراشيدن ريش يكى از مشترى ها گفت:
ـ ببخشين، شما تازگى ها سس گوجه فرنگى خوردين؟
ـ نخير، يعنى چى؟ واسه چى اين سؤال رو مى پرسيد؟
ـ هيچ چى، پس زير گلوتونو بريده ام.
يك لطيفه شناگرانه
مردكى به رودخانه افتاده بود و در كمال حماقت از ته جگر فرياد مى كشيد:
ـ آى كمك، آى كمك، به دادم برسيد، خفه شدم، كمك...
در اين موقع عابرى از آنجا عبور كرد، منظره را با دقت تماشا كرد و بعد رفت جلو و پرسيد:
ـ مرد حسابى، واسه چى عربده مى كشى؟
غريق با زحمت گفت:
ـ نامسلمون! مگه نمى بينى، شنا بلد نيستم، واسه اينه دارم داد مى زنم.
عابر گفت: خب اينكه داد و قال نداره، منم شنا بلد نيستم، مگه داد مى زنم؟
191598.jpg
يك لطيفه قطبانه

در يكى از نواحى قطب شمال، سورتمه اى كه چند سگ آن را مى كشيدند مورد تعقيب خونخوارانه چند گرگ گرسنه واقع شده بود... يكى از مسافران سورتمه كه داشت به سگها شلاق مى زد گفت:
ـ فايده نداره. شغالها تندتر از سگها مى دون.
آن ديگرى كه مثل ما نويسندگان ستون يخچال فرنگى خيلى با مزه و باحال بود، جواب داد:
ـ پس چطوره سگها رو باز كنيم، به جاشون شغال ها رو ببنديم.
يك لطيفه آهنگرانه
آهنگرى يك شاگرد آورد و از همان اول سعى كرد فوت و فن كار را بهش ياد بدهد:
ـ بچه جان! خوب توجه كن. اول بايد چكش زدن يادبگيرى يا كه هر چه مى گم خوب گوش بده و عمل كن.
ـ چشم اوسا.
ـ ببين. اول من اين انبر رو برمى دارم، با هاش آهن سرخ رو از كوره در ميارم، ميندازم روى سندون، وقتى با سر علامت دادم، تو با چكش محكم بزن روش...
و چنين شد كه استاد، قربانى كاربرد غلط مبتدا و خبر در زبان فارسى شد.
يك لطيفه نقاشانه
استاد صورتعلى خان نقاش معاصر توى آتيله اش مشغول كار بود كه خانم چاق گنده اى كه آشنايى دورى با استاد داشت وارد شد و با هيكل درشت و مانتو فراخ و بزرگ خود، بى ملاحظه و بى محابا بين تابلوها و سه پايه ها و بوم ها به راه افتاد و خودش را به تابلوها مى ماليد. استاد با حالت آشفته و مشوشى فرياد كرد:
ـ خانم، خانم ... بعضى از اين تابلوها هنوز رنگش خشك نشده.
خانوم همون جور كه مى آمد جواب داد:
عيبى نداره، مانتوم تميز نيست، بايست بد مش خشكشويى.
(خداوكيلى آخه ما كارى به خانوم ها داريم كه متهممون مى كنيد ضدزن هستيم؟ خودشان اين كارها را مى كنند، مى شود جوك، به ما چه!)
يك لطيفه سنگدلانه
توجه: اگر يكى از رفقاتان قرار است تحت عمل جراحى قرار بگيرد اين داستان را برايش تعريف نكنيد. اما اگر خيلى سنگدل هستيد تعريف كنيد، عيبى ندارد.
جراح معروف چاقويش را تيز كرد و با برقى در چشم ها به مريض كه هنوز بيهوش نشده بود گفت:
ـ ببينم، تو بودى مى گفتى كه هم مجردى و هم از خودت خونه دارى، سالى دوبار هم مى رى خارج، خوش تيپ هم هستى؟
به اطلاع مى رساند هزينه هاى مجلس هفتم آن مرحوم صرف امور خيريه خواهد شد.
يك لطيفه مختصرانه
ديوانه اى برس را به جاى آينه در دست گرفت و صورت خود را در آن نگاه كرد...
و با خود انديشيد: «امروز چقدر بدريشم رو زده ام»
يك لطيفه ديوانگانه
رئيس تيمارستان قسمت هاى مختلف آسايشگاه را به يك شخصيت معروف نشان مى داد. وارد سالنى شدند و رئيس گفت:
ـ اينجا قسمت ديوانه هاى اتومبيله.
بازديدكننده همه جا را نگاه كرد و پرسيد:
ـ پس ديوونه ها خودشون كجان؟
رئيس جواب داد: رفتن زير تخت ها... دارن تعمير مى كنن.
يك لطيفه احمقانه
باز هم اين آمريكايى هاى ناخلف پايان بخش لطيفه هاى اين شماره شده اند. يك هيأت علمى و فنى آمريكايى عازم يكى از كشورهاى جديد التأسيس آفريقا بود.رئيس هيأت قبل از سوار شدن به هواپيما، آخرين توصيه ها را كرد:
ـ آقايون! يادتون باشه بايد با مردم «نازامبوميا» بسيار مؤدب و ظريف رفتار كنين. حتما بهشون بگين «جناب». به هيچ وجه به رنگ پوستشون اشاره نكنين. به خصوص باهاشون درهيچ موردى مخالفت نكنين. مثلاً اگه حتى يه سياهى پيدا شد كه گفت قاره آفريقا از ايالت تگزاس بزرگتره، بگذاريد بگه، كارى بهش نداشته باشين.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |