|
گفت و گو با مصطفى محمدى، كارشناس
خلق انديشه در دنياى وبلاگها
|
|
|
فريال طهماسبى هرچند وبلاگ نويسى هم نظير ساير موقعيتهاى اجتماعى براى بيان مسائل شخصى و ابراز عقايد و تحليلهاى فردى از محيط پيرامون، امن و مورد اعتماد نيست، ولى همچنان به عنوان رسانه اى كه هيچ گونه فيلترى براى انتقال پيام ندارد، در ميان قشر عظيمى از مردم بخصوص جوانان ايفاى نقش مى كند. اگرچه قريب به اتفاق افراد بنا به ملاحظات ارزشى، اخلاقى و سياسى جامعه يعنى آنچه به عنوان خط قرمز شناخته مى شود، دست به خودسانسورى مى زنند، ولى به گفته مصطفى محمدى، كارشناس حوزه ارتباطات، وبلاگ نويسى، افراد را از سطح مصرف كنندگى به مرتبه توليد كنندگى مى رساند. و ديگر آنكه از آنجا كه ضرورى ترين احتياج ما در دنياى حاضر، شكل دادن نوعى سخنگويى فردى است، مى توان وبلاگ نويسى را يكى از پديده هاى نه چندان نوظهورى دانست كه مجال آفرينندگى را براى افراد فراهم مى آورد. گفت و گو با مصطفى محمدى،كارشناس، را بخوانيد. \ به نظر مى رسد وبلاگها انقلابى در رسانه ها به وجود آورده اند، چرا كه درخصوص انتقال پيام از رسانه ها با «دروازه بانان خبر» روبرو هستيم. مجراهايى كه اخبار از خلال آن مى گذرند. در اين مجراها نقاطى يافت مى شود كه همچون در ورودى تلقى مى شوند و صرفاً براى بعضى اخبار گشوده شده و بعضى غير قابل پخش قلمداد مى شود. محافظين چنين درهايى فرد يا گروهى از افراد خواهند بود كه قدرت انتخاب بعضى از عناصر واقعيت و يا تمامى فرهنگ قابل انتشار را دارند. حال به نظر شما، وقتى پيامها در وبلاگ ها بدون فيلتر به مخاطب مى رسد، بدين معنا خواهد بود كه آزادى فردى در انتقال پيام به مخاطب افزايش يافته است؟ > درست است كه هيچ گونه محدوديتى بر روى انتقال پيام هم از جهت نوع رسانه اش كه مى تواند صدا يا تصوير باشد و يا از بعد اينكه داراى محتوايى است، وجود ندارد، ولى اين بدان معنا نخواهد بود كه اگر تكنولوژى، اين آزادى را در اختيار ما گذاشته، ما مختار خواهيم بود تا هرگونه پيامى را به مخاطبين خود ارسال كنيم و حتى مانع آزادى ديگران شويم. افراد جامعه انسانى، مثل سلولهاى در هم تنيده شده اى هستند كه هر كدام از دايره هاى سلولى شكل، يكى از افراد را تشكيل مى دهد. حال اگر هر يك از اين افراد، با استفاده از آزادى هاى ناشى از تكنولوژى بخواهد بيش از حد خود عمل كند، به عبارتى دايره خود را بزرگتر كرده و لذا دايره بعد از خود را كه درون آن جاى گرفته، تنگ تر خواهد نمود. بنابراين در وبلاگ نويسى هم به همين شكل است. اگر فيلترى براى انتقال پيام به مخاطب وجود ندارد، قرار نيست كه آزادى بى قيد و شرطى را ايجاب كند. همين موضوع بحث جامعه شناسى است كه ما بايد يك سرى قوانين و مقرراتى براى خودمان در نظر بگيريم و بپذيريم كه آزاديهاى فرد تا آنجا ادامه پيدا مى كند كه از بعد قانونى خارج نشود. قرار نيست كه افراد در وبلاگها، بنا به آزادى كه طبيعت اين نوع رسانه است، هرگونه پيامى را به مخاطبين انتقال دهند. در قوانين هر كشور بايد الزاماتى براى اين موضوع گذاشته شود و هرچند كه امروزه در كشور ما، جلوگيريها به صورت منفى درآمده است، ولى اين چارچوبها بايد به صورت درونى در افراد به وجود بيايد تا در وبلاگها، هرگونه پيامى درج نشود. شما ببينيد در كشورهايى كه، اعتقادى به مجازات دروغ در دنياى ديگر به شكل مذهبى آن وجود ندارد، ولى همه چون پذيرفته اند كه دروغ براى جامعه خوب نيست، بنابراين كمتر و يا شايد حتى به ندرت دروغ گفته مى شود، ولى در جامعه ما كه حتى به گناه بودن دروغ قائليم، دروغ بسيار شايع است. لذا مهم اين است كه بدانيم در انتقال پيام از وبلاگها بايد خود را ملزم به رعايت ملاحظات اخلاقى و اجتماعى كنيم و به آزادى ديگران احترام بگذاريم. \ عده اى بر اين باورند كه وبلاگ نويسى، مجالى براى بروز افكار و عقايد شخصى و استدلالات علمى فردى پيرامون مسائل محيط است كه بستر رشد و تعالى فردى را فراهم مى كند، درحالى كه در كمتر رسانه اى اين مجال، آن هم بدون فيلتر فراهم مى شود. تحليل شما در اين باره چيست؟ > از آنجا كه وبلاگ نويس آزادانه و مختار درباره آنچه مى بايد نظر خود را اعلام كند، تفكر مى كند و حتى با پيگيرى وبلاگش، سعى دارد جهت گيرى خود را تا حدى مشخص كند، لذا فرصتى مى يابد تا با بارور كردن افكار و عقايد خويش، محتواى وبلاگش را نيز پخته تر كند و تصويرى كه از او به اين ترتيب شكل مى گيرد، منحصر به فرد باشد. لذا چنين تجربه عميقى در نسل تازه وبلاگ نويسى در حال شكل گيرى است. فراغت از تمركز بر دنياى پيرامونى، وبلاگ نويس را قادر مى سازد كه پنجره اى به دنياى خودش مقابل مخاطب بگشايد. وى مى تواند حتى در مورد جزئى ترين مسائل نظراتش را مطرح كند يا حتى عقايد خود را نسبت به آنچه در كشورهاى ديگر مى گذرد، بدون صرف هزينه و سفر كردن به آنجا ابراز كند. لذا با هر روز نوشتن، وبلاگ نويس به نويسنده اى قابل اعتماد تبديل مى شود كه ديگر مى تواند استدلالات علمى خود را در قالب نوشته اى در معرض ديد مخاطب بگذارد و نسبت به هر يك از اظهارنظرهايش در موضوعات شخصى و خصوصى، تفكر كند، بنابراين، همين خودآگاهى تازه نسبت به زندگى اش، به رشد و تعالى اطمينان بخشى از نماى شخصيتى اش منجر مى شود و اين رشد به او كمك مى كند تا در انتقال مفهوم و بيان فصيح ديدگاههايش به ديگران ماهرتر شود. \ ولى وبلاگهايى كه امروزه شكل مى گيرند، معمولاً وبلاگهاى رها از قيد و بند هستند كه با موضوع معين و ديدگاهها و چشم اندازهاى متنوع به سنجش شرايط انسانى مى پردازند. > درست است، همين وبلاگها فرصتى اند براى از خود گفتن و نوشتن. فرقى نمى كند كه محتواى وبلاگ ها درمورد موضوعات روزمره چون حرف زدن در مورد شعر يا كتابى باشد يا تحليل موقعيت اجتماعى يا سياسى در سطح كلان. وبلاگ نويسى مى تواند سخنگوى حقوقى يا رسمى باشد يا يك فرد معمولى. اصولاً هر نوع وبلاگى با هر موضوع و تحليلى قابليت هاى تك تك افراد را در سطوح مختلفى قوت مى بخشد. \ حال اگر بپذيريم وبلاگ نويس به مرجعى قابل پيش بينى تبديل مى شود كه اين فرصت را براى مخاطب فراهم مى كند تا با ديدى انتقادى، هم به خبرى كه در يك وبلاگ مطرح مى شود و هم نقد و نظرى كه درباره اش توسط نويسنده وبلاگ ارائه شده، نگاه شود، لذا مى توان انتظار داشت كه در افزايش سطح آگاهى و دانايى مخاطبين مؤثر باشد؟ > قطعاً مى تواند مؤثر باشد. هر يك از مخاطبان با سر زدن به وبلاگى و خواندن محتواى آن، با ديدگاه هاى مختلف آشنا مى شوند و طبعاً سؤالاتى نيز براى آنها پيش مى آيد و چون امكان ارتباط با نويسنده مطلب (وبلاگ نويس) وجود دارد، لذا سؤال هايشان را مطرح مى كنند و به ارزيابى آنچه گفته شده مى پردازند و با اين كار، از يك طرف موجب افزايش سطح آگاهى و دانايى خود شده، از سوى ديگر در تقويت استدلال نظرات شخصى و ارائه سؤال هاى معقول و منطقى بيشتر كوشش مى كنند. ببينيد! در واقع وبلاگ نويس مى تواند از دو طرف هم براى خود وبلاگ نويس و هم براى مخاطب آن نقاط مثبتى را در بر داشته باشد. \ شما تا به اينجا به ارزيابى نكات مثبت آن اشاره كرديد. ولى نكته اى هم در اين مورد وجود دارد و آن اين است كه در اكثر رسانه ها، بازخورد مخاطب به صورت مستقيم يا غيرمستقيم قابل ارزيابى است. مثلاً در رسانه هاى سمعى و بصرى از طريق پرسش هاى فردى و جمعى مى توان در مورد برنامه اى كه پخش شده نظرخواهى به عمل آورد. حال در وبلاگ نويسى، بازخورد مخاطب چگونه اندازه گيرى مى شود؟ > ببينيد! وبلاگ نويسى نيز مانند هر پديده اى كه ظهور مى كند داراى جنبه هاى مثبت و منفى است. ارزيابى بازخورد مخاطب در اين پديده نيز ممكن است خيلى دقيق و علنى نباشد، ولى اگر خطاب وبلاگ نويس به صورت مشخص به فردى باشد، قطعاً بازخوردش هم مشخص خواهد شد، اگر مطلبى به صورت عمومى در وبلاگى مطرح شود، يا خود وبلاگ نويس به صورت ناشناس ظاهر شود، ممكن است بازخورد مشخصى هم پيدا نكند. در واقع بازخورد مخاطب در وبلاگ نويسى بيشتر به صورت جداگانه براى هر وبلاگ نويس مشخص مى شود. \ يك محقق آمريكايى معتقد است وبلاگ نويسى به عنوان يك رسانه سخنگوى فردى است كه اين توانايى را دارد تا هم خوانندگان و هم نويسندگان را از سطح مخاطبان به سطح عمومى و هر يك را از سطح مصرف كننده به مرتبه آفرينندگى برساند. تحليل شما از اين آفرينندگى چيست؟ > در واقع اصل مطلب اين است: ما در جامعه اى زندگى مى كنيم كه صنعت IT (internet technology) رو به گسترش است، ما اكثر مصرف كننده اطلاعات ديگران هستيم، يعنى اينكه در بيشتر موارد متقاضى دريافت اطلاعات هستيم وكمتر خودمان اطلاعات توليد مى كنيم. لذا در چنين جامعه اى ترويج فرهنگ وبلاگ نويسى به قشر جوان توصيه مى شود، چرا كه عاملى است براى توليد محتوا. جنبه مصرف كنندگى ما كمتر مى شود و بيشتر توليدكننده اطلاعات مى شويم و همين مرتبه آفرينندگى است. يعنى خلق مطالب با تحليل ها و استدلالات متفاوت از زواياى ديد مختلف ازجانب افراد كه در نهايت به توليد اطلاعات مى انجامد. در حال حاضر ۷۰ درصد فضاهاى اينترنتى كه اطلاعات بر روى آنها ذخيره شده، در آمريكاى شمالى است. اين بدان معناست كه ۷۰ درصد منابع اطلاعاتى بقيه كشورها در آنجاست. به عبارتى آمريكاى شمالى توليدكننده آن حجم از اطلاعات است. در واقع در شرايطى اگر جامعه ما به سوى توليد محتوا حركتى نكند، روند رشد بازار طورى خواهد بود كه ما فقط دريافت كننده اطلاعات خواهيم بود. لذا بهتر است از طريق وبلاگ نويسى كه پديده نوظهور است، محتواى فرهنگى خود را از خلال اطلاعات ارائه شده در آن، به ديگران معرفى كنيم و همين خلق اطلاعات و توليد تحليل ها و نظرات، فرد را به مرتبه آفرينندگى مى رساند. \ با چنين وسعتى از تبعات و پيامدهاى ناشى از وبلاگ نويسى، مى توان انتظار داشت از آنجا كه راحت ترين و كم هزينه ترين مسير ايجاد ارتباط فكرى و بيان عقايد و نظرات شخصى با ديگران است، لذا بر ارتباطات اجتماعى نيز تأثير مى گذارد؟ > قطعاً. اين يكى از ويژگى هاى تكنولوژى است كه در فاصله زمانى كوتاه، مطلبى را با چند نفر در ميان مى گذارد و طبيعى است كه در ارتباطات اجتماعى نيز تأثيرگذار باشد. مثلاً اگر پيدا كردن دوستى در كانادا براى ما محال بود، امروز به راحتى مى توان اين دوست را پيدا كرد. در وبلاگ ها چون نظرات و عقايد شخصى چه در سطح عموم و چه در سطح حقوقى و رسمى مطرح مى شوند، بيش از ديگر ابزارهاى فناورى ارتباطى، مى تواند دريچه اى به جهان بيرون باشد و مخاطب خاص خودش را جذب كند و با عقايد و استدلالات خود، يك ارتباط اجتماعى برقرار كند. ولى بايد توجه داشت كه اينها ارتباطات واقعى نيست و مجازى خواهد بود. اينكه هر فرد قادر است خود را در پشت نقابى پنهان كند و خود را به صورت غيرواقعى جلوه دهد، نوعى از ارتباط مجازى است.
|