چهارشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۳ - ۱۸ شوال ۱۴۲۵
Wed, Dec 1, 2004
فرهنگ و هنر
سال دهم - شماره ۲۹۸۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
آرشيو
به انگيزه برگزارى همايش چشم انداز داستان امروز ايران
با پرى صابرى وفروغ فرخزاد ومن ازكجا ـ عشق از كجا
معرفى كتاب كودك
حيوانات اهلى
اين كتاب براى كودكان زير ۲ سال كه در آغاز راه يادگيرى هستند، مناسب است. اشعار اين كتاب را زهرا شكيبا سروده و خانه ادبيات ناشر كتاب است. اين كتاب با بهاى ۸۰۰ تومان در اختيار علاقه مندان است. شعرى از اين مجموعه را بخوانيد: امروز يه روز خوب بود‎/ چون كه تولدم بود‎/ بابا خريده بود باز‎/ برام يه هديه ناز‎/
وسايل نقليه
اين كتاب با زبان شعر است و زهرا شكيبا، شاعر، سعى كرده است در قالب شعر وسايل نقليه را به كودكان زير ۲ سال بياموزد. «وسايل نقليه» در انتشارات خانه ادبيات با بهاى ۸۰۰ تومان به چاپ رسيده است. از اين مجموعه است: از پشت كوه بلند‎/ مياد بيرون يك قطار‎/ صداى سوتش مياد‎/ از دور به گوشم انگار.
ميوه ها
كتاب «ميوه ها» شامل معرفى ميوه هاى گوناگون براى كودكان زير ۲ سال است. اشعار اين مجموعه را زهرا شكيبا سروده و خانه ادبيات آن را منتشر كرده است. اين كتاب با بهاى ۸۰۰ تومان در اختيار علاقه مندان است. شعرى از اين مجموعه است: ياقوت سرخه انگار‎/ انار دونه دونه‎/ يا ترشه يا شيرينه‎/ مزه اش به ياد مى مونه
مشاغل
اشعار اين كتاب براى آموزش مشاغل به كودكان زير ۲ سال سروده شده است. شاعر اين اشعار زهرا شكيبا است و انتشارات خانه ادبيات كتاب را با بهاى ۸۰۰ تومان به چاپ رسانده. شعرى از اين كتاب است: هر كس كه حال نداره‎/ فكر مى كنه بيماره‎/ دكتر مى گه بشينه‎/ تا كه اونو مى بينه.
سلام دوستى
كتاب سلام دوستى در مجموعه كتب داستانى اجتماعى ـ تربيتى قرار مى گيرد. نويسنده اين كتاب مهناز جليلى است و ليدا مشايخى كار تصوير گرى آن را انجام داده است. اين كتاب در انتشارات نقش «مانا» با بهاى ۵۰۰ تومان به چاپ رسيده است. اين كتاب درباره دوستى يك كرم با يك گل است.
خانم ماه و چراغ راهنما
نويسنده اين كتاب مهناز جليلى است و بهناز عليزاده تصويرگرى آن را انجام داده است. داستان تخيلى خانم ماه و چراغ راهنما درباره چراغ راهنمايى است كه ناراحت است چرا سه چشم رنگارنگ دارد اما در پايان متوجه مى شود چقدر مفيد است. اين كتاب در انتشارات نقش مانا براى گروه سنى الف با بهاى ۵۰۰ تومان به چاپ رسيده است.
كيف خوش فكر
كتاب كيف خوش فكر درباره داستان دخترى است كه نمى خواهد به آمادگى برود اما مادرش كيفى براى او مى خرد كه ... اين كتاب را مهناز جليلى نوشته و كار تصويرگرى آن را بهناز عليزاده انجام داده است.
اين كتاب در انتشارات نقش مانا با بهاى ۵۰۰ تومان به چاپ رسيده است.
پيك آدينه (رياضى دوم دبستان)
اين كتاب براساس برنامه كتاب رياضى دوم دبستان تنظيم شده است. اين مجموعه براى ارزشيابى مستمر مفاهيم ارائه شده در كتاب رياضى دوم دبستان است و مى توان ورق هاى كتاب را جدا كرد و به طور مرتب در اختيار كودك قرار دارد. كتاب حاضر را محمد فرخى نوشته و خانه ادبيات با بهاى ۱۴۵۰ تومان آن را به چاپ رسانده است.
پيك آدينه (فارسى اول دبستان)
محتواى اين مجموعه با آخرين تغيرات برنامه زبان آموزى هماهنگ و براساس ترتيب چينش نشانه هاى كتاب فارسى اول دبستان تنظيم شده است. مؤلف اين كتاب محمد فرخى است و كار چاپ را نيز خانه ادبيات بر عهده داشته است . كتاب پيك آدينه (فارسى اول دبستان) با بهاى ۱۵۵۰ تومان در اختيار علاقه مندان است.
پيك آدينه (رياضى اول دبستان)
محتواى اين كتاب با آخرين تغييرات برنامه درسى هماهنگ و ترتيب ارائه آن بر اساس برنامه بودجه بندى پيشنهادى براى تدريس كتاب رياضى اول دبستان تنظيم شده است. اين كتاب را نيز محمد فرخى تهيه و تدوين كرده است و انتشارات خانه ادبيات با بهاى ۱۴۵۰ تومان آن را منتشر كرده است.
پيك آدينه (فارسى دوم دبستان)
كتاب حاضر با آخرين تغييرات برنامه آموزش زبان فارسى هماهنگ و براساس محتواى كتاب فارسى دوم دبستان منطبق شده است.
اين كتاب را نيز محمد فرخى تهيه و تدوين كرده و در انتشارات خانه ادبيات به چاپ رسانده است. كتاب حاضر با بهاى ۱۴۵۰ تومان در اختيار علاقه مندان است.
يك هفته با هنر
سينما
ـ خوابگاه دختران (به كارگردانى محمدحسين لطيفى) در سينماهاى: عصر جديد ،۱ سروش، شهر قشنگ، بهمن ،۱ سعدى، مركزى ،۱ جوان، پيروزى، فرهنگ ،۲ گلريز ،۲ پيوند، قيام، شيرين، المپيا، شيدا، فردوسى، پارس ۲ و موزه سينما.
ـ جايى ديگر (مهدى كرم پور)، شهر تماشا ،۱ استقلال، سپيده ،۲ جى ،۳ پيام انقلاب، فلسطين ۲ و ناهيد.
ـ دوئل (احمدرضا درويش): آفريقا، بلوار، آستارا، صحرا، آسيا، تهران ،۱ شاهد، فلسطين ،۱ ملت، اروپا، سپيده ،۱ كريستال ،۱ دهكده المپيك، جى ،۱ مركزى ،۳ كانون، فرهنگ ۱ و ايران ۱.
ـ بله برون (داوود ثقفى): قدس، پارس ،۱ شقايق، گلريز ،۱ عصر جديد ،۲ بهمن ،۲ حافظ، كارون، تهران ،۲ آسمان آبى، پايتخت، ميلاد، توسكا، ماندانا، جمهورى، جى ۲ و ايران ۳.
ـ شاه خاموش (همايون شهنواز): عصر جديد ،۳ شهر تماشا ۲ و ايران ۲.
نگارخانه ها
ـ گالرى ثروت: آثار خوشنويسى حبيب الله برزجان، ۸ تا ۱۵ آذرماه، ساعت ۱۵ تا ،۲۰ نشانى: خيابان آفريقا، بابك مركزى، اولين بن بست سمت چپ، شماره ۲۵.
ـ نگارخانه الهه، نقاشى هاى «پانته آ رحمانى»، ۸ تا ۱۵آذرماه، ساعت ۱۶ تا ،۲۰ خيابان آفريقا، گلفام شماره ۴۷.
ـ نگارخانه نوا: نقاشى هاى «مهرانه حبيب زاده» ۱۲ تا ۱۷ آذرماه، ساعت ۱۶ تا ،۱۹ محموديه،خيابان ب، نبش كوچه چهارم، شماره ۱۲.
ـ نگارخانه برگ، نقاشى هاى فائزه شاملو، ۱۵ تا ۲۴ آذرماه، ساعت ۹ تا ،۱۹ خيابان وليعصر، نرسيده به ميرداماد، خيابان دامن افشار، شماره ۱۲‎/۱.
ـ نگارخانه اثر: نقاشى هاى على قائمى، ۶ تا ۱۸ آذرماه، ساعت ۱۱ تا ،۲۰ خيابان ايرانشهر، برفروشان، روبروى خانه هنرمندان، شماره ۱۳.
ـ گالرى خاك: آثارچاپ ديجيتال از «غزاله هدايت»، ۶ تا ۱۳ آذرماه، ساعت ۱۷ تا ،۲۱ شريعتى، دوراهى قلهك، خيابان بصيرى، كوچه ژيلا، شماره ۲.
به انگيزه برگزارى همايش چشم انداز داستان امروز ايران
يك  جريان جديد
ادبيات داستان امروز ايران نياز به ابتكار عمل هايى از جنس تبليغات مثبت دارد.اين ابتكارات كه مى توان از آنها به عنوان حفاظ ايمن براى داستان نام برد بايد همراه با رشد ، دامنه گسترده ترى بيابد. آنچه كه امروزه براى پژواك هرچه بيشتر داستان به آن نياز داريم حركت هايى است كه با هدف تعامل فرهنگى ايجاد مى شوند. حالا كه داستان نويسى ما تا حدودى به اوج بالندگى خود نزديك شده است بايد با عزمى همگانى به شناساندن هرچه بيشتر آن درجهان همت كنيم. دراين باره شوراى گسترش زبان وادبيات فارسى، كتاب ماه ادبيات وفلسفه با همكارى شهر كتاب دست به ابتكار تازه اى زده اند. همايش چشم انداز داستان امروز ايران كه در روزهاى ۱۲ و ۱۳ آذرماه برگزار مى شود نشان از احساس مسؤوليتى داردكه داستان نويسى ما در جان گروهى از اهل فرهنگ ايجاد كرده است. نظر گاه چندين تن از اهالى قلم را دراين رابطه بخوانيد.
191994.jpg
شاپور جوركش (شاعر ، پژوهشگر) :از ادبيات مدرن دور هستيم.
خودهمايش به دليل مدت زمان كمى كه به آن اختصاص يافته شايد بتواند صداى خود را به ديگران برساند پس بايد به فكر تهيه كتابى بود كه هم به يادگار بماند وهم نظريات مختلف را درخود جمع كند. واضح است كه اگر كسى واقعاً حرفى براى گفتن داشته باشد نمى تواند درعرض بيست دقيقه يا نيم ساعت لب مطلب را ادا كند.
مكتوب كردن آرا و نظريات به شكلى آبرو مندانه وتخصصى، يكى از پيشنهادهاى من براى بعد از اتمام همايش است. همايش چشم انداز داستان امروز فارسى همين كه بتواند سؤالاتى را مبنى بر چگونگى پيشرفت داستان مطرح كند يك گام پيش است. بايد گفت كه امروزه نياز ادبيات داستانى ما وابسته به تقويت عوامل درونى است. ما در درجه نخست بايد خودمان را به خودمان بشناسانيم واگر اين گونه نباشد هرگز نمى توانيم منفذى رو به بيرون پيدا كنيم و انتظار داشته باشيم كه ديگران ما را قبول داشته باشند. داستان نويسى ما تا به حال ودرطول زمان حركتى رو به جلو داشته، اما معيارهاى اين گونه ادبى هنوز درميان بسيارى از نويسندگان ما ديده نمى شود. مى توان گفت كه هنوز از ادبيات مدرن به صورت ناب آن دور هستيم.من به كتابى كه قرار است بعد از همايش به عنوان دستاورد آن به چاپ برسد اميد بيشترى دارم حتى بيش از خود همايش . اميدوارم اين همايش بتواند جرقه اى براى پيشرفت ادبيات داستانى ما باشد.
رضا سيد حسينى ( مترجم وعضو كميته علمى همايش): يك گام به جلو
به گمان من اين همايش با تمام افت وخيزهايش يك گام به جلو تلقى مى شود. به هر حال گروهى جمع شده اند ودارند يك كارى را عمل مى كنند وهيچ كس نيامده وتعيين تكليف نكرده كه اين گروه بايد چه كار كند وچه كار نكند. حركتى خود جوش و ذوقى است. البته درباره داستان وداستان نويسى ما بايد گفت كه تا به امروز بيشتر كسانى كه صاحب نامى دراين رشته شده اند وبه جايى رسيده اند فقط و فقط با عزم شخصى خودشان بوده است. هدف خيلى از اين همايش ها اغلب پيوند دادن عالم نويسندگى با مطالعه وخواندن است چون فعلاً مفر ديگرى براى يك نويسنده خودساخته وجود ندارد. اظهار نظرها و مابقى قضايا را بايد براى بعد از همايش گذاشت چون براى يك كارى كه هنوز انجام نشده نمى توان پيش داورى كرد.
شهرام اقبال زاده (نويسنده ومنتقد ادبيات كودك):
لزوم استمرار همايش
هيچ همايشى نمى تواند حتى درفرصتى بيش از اين هم تاريخ تحول ادبيات يك كشور را بيان كند، اما مهم، آن چيزى است كه بايد دراين همايش ها بيشتر برروى آن تأكيد كرد كه البته مسؤولان برگزارى حتماً به اين مسأله فكر كرده اند. درواقع نگاه هوشمندانه و موشكافانه وهمه جانبه به نقاط عطف و شاخص هاى ادبيات داستانى ما بايد بيشتر مورد توجه قرار گيرد. اين كه كجا بوده ايم و به كجا رسيده ايم. بايد توجه داشت كه به فرهنگ وادبيات چيزى نيست كه زور كپسول و تزريق به ديگران منتقل شود.
اين همايش به شكلى فشرده انگيزه دنبال كردن ادبيات داستانى را در ديگران ايجاد مى كند واهل فرهنگ كشورهاى ديگر به سهم خود آن را پى گيرى مى كنند. البته اميدواريم كه اين همايش ها استمرار داشته باشد وادامه يابد. اين را هم بگويم كه درگوشه وكنارحرف هايى درباره دولتى بودن اين حركت زده مى شود كه البته اين يك نگاه تاريخى وريشه دار است. درطول تاريخ بسيارى از دولت ها هدايت كنندگان اهل ادب وهنر بوده اند واين نگاه تأثيراتش را به مرور زمان براذهان به جا گذاشته است و بسيارى معتقدند كه هرحركت دولتى منفى است. امروزه دركشور ما بسيارى از مسؤولان به اين نتيجه رسيده اند كه نگاه مشاركتى وهمگرايى ملى به مقوله ادب وهنر داشته باشند. اين نگاه باز و فراگير كه كتاب ماه ادبيات وفلسفه داشته اين كمابيش اطمينان را به وجود آورده است. براى مثال كميته علمى اين كار بسيار متنوع انتخاب شده است. من اميدوارم كه اين گونه همايش ها چه به شكل خصوصى و چه به شكل دولتى هر روز زيادتر شود.
منصوره شريف زاده (نويسنده ) كيفيت واهداف
مهم نيست كه اين همايش ها را چه نهادى وچه كسانى برگزار مى كنند. مهم كيفيت آن و اهدافى است كه دنبال مى شود. يا بايد درنظر داشت كه اين همايش ها تا چه حد درجهت ارتقاى فرهنگ وهنر داستان نويسى مؤثر است.
ابوتراب خسروى (نويسنده) يك جريان جديد
به نظر من يك همچنين همايشى براى جوانان بسيار بسيار مثبت است . به هر حال جريان جديدى را به راه مى اندازد.
درهمايش هايى كه قشر جوان شركت داشته اند تاكنون درهر زمينه اى نتيجه خوبى عايد شده است. البته بسيارى هستند كه درهر صورتى ايراد مى گيرند، اما به نظر من حيف است كه همايش هايى از اين دست نداشته باشيم. همه ما مى دانيم كه متأسفانه ادبيات معاصر به گونه هاى متعددى تخطئه شده است وچندان حمايتى از آن نشده . اين مسأله باعث شده است كه ادبيات از طرق متعددى محدود شود. يكى ازنكات مثبت اين همايش حضور مهمانان كشورهاى همسايه است.
متأسفانه تاكنون اين همه كتاب به اين كشورها روانه شده، اما درآن ميان سهم كتاب هاى مربوط به ادبيات به خصوص ادبيات معاصر بسيار اندك بوده است.
اسدالله امرائى (مترجم)  همايش نبايد خود را محدود كند
191901.jpg
اين همايش درشكل كلى اش مى تواند يك زمينه آشنايى با نويسندگان ديگر كشورها باشد. از اين طرف هم وضعيت داستان نويسى ما به ديگران معرفى مى شود. همان گونه كه مى دانيم هنوز هم سقف ادبيات داستانى ما را دردنيا صادق هدايت تعيين مى كند ودركنارش هم چند نويسنده امروزى تر . با وجودى كه ما در داخل كشور نويسندگانى داريم كه به كشف دنياهاى تازه اى نائل شده اند وبايد مورد توجه بيشترى قرارگيرند. به هر حال آشنايى ها وتعاملات فرهنگى ازهمين جاها شروع مى شود. البته شايد به دليل مدت كم اين همايش نتوان انتظار زيادى داشت، اما نفس عمل بسيار مثبت است. اگر اين همايش واقعاً مى خواهد به ادبيات داستانى بپردازد،نبايد خود را محدود كند و سعى كند به همه جنبه ها توجه كند. امروزه يكى از مشكلات داستان نويسان مسأله سانسور است وخيلى ها از اين قضيه رنج مى برند. به هر حال بايد جايى باشد تا اين مسائل عنوان گردد و راهكارهايى هم براى آن ارائه شود، اما همان گونه كه گفتم هر دريچه اى كه داستان نويس بتواند حرف خودرا بزند ومجال  براى عرض اندام او باشد بسيار بسيار مغتنم است.
عبدالعلى دستغيب (منتقد) لزوم پرداختن به جزئيات
ذات كلمه همايش گفت وگوست. درقالب گفت وگوست كه معرفى وشناخت شكل مى گيرد. اين همايش مى تواند بهترين مجال براى اين امر باشد. حضور نويسندگان كشورهاى همسايه ، بهترين فرصت است كه ما خودمان را به آنها و آنها خودشان وآثارشان را به ما معرفى كنند. من فكر مى كنم كه نويسندگان وناقدان داخلى بايد حضورى چشمگير در اين همايش داشته باشند. اگر ترتيبى اتخاذ شود كه بحث ها به شكلى موضوعى مطرح شوند بسيار عالى است. دراين همايش بايد بيشتر زمينه هاى مطروحه درادبيات مورد توجه قرارگيرد. تاحدودى بايد به جزئيات هم پرداخت و جلسات هم از حالت رسمى وادارى خارج شوند. يكى ديگر از كارهايى كه دست اندركاران بايد به آن توجه كنند ايجاد فضايى براى گفت و گوهاى آزاد است.
مسائل فرهنگى وادبى هرگز در چارچوب ادارى نمى گنجد ونبايد با آن برخوردى رسمى ودولتى كرد. اگر بنا باشد كه اين همايش هم درحد همايش هاى بعضى دانشگاه ها وفرهنگسراها برگزار شود، همان بهتر كه برگزار نشود. اگر كسى بيايد وبدون اطلاعات كافى حرفى بزند وبعد هم روزنامه ها حرف هايش را چاپ كنند، هيچ كمكى به ادبيات داستانى نمى شود وحتى بار منفى نيز خواهد داشت. به هر حال به مسأله ادبيات نبايد به شكل سفارشى وتشريفاتى نگاه كرد وبايد دراين گونه حركت ها به ذات ادبيات نزديك شويم.
البته اعتقاد كلى من درباره برگزارى اين گونه همايش ها زياد مثبت نيست. اگر بنا باشد كه ما واقعاً به مسائل فرهنگى توجه كنيم اين راه خوبى نيست وبه اين شكل نمى شود كارى كرد. فكر نمى كنم آن گونه كه بايد و شايد گرهى از كار داستان گشوده شود وبعيد مى دانم حرف جديدى هم عنوان شود. اگر ما واقعاً مى خواهيم براى ادبيات به خصوص داستان كارى بكنيم اول بايد مشكلات داخلى خودمان را حل كنيم.
ملاحظه كنيد كه مسأله چاپ كتاب و تعداد آن چه وضعيتى دارد. اين ها را بايد به بحث گذاشت. درمملكتى كه سعدى وحافظ ودهخدا وبهار دارد، چاپ دو سه هزارتايى كتاب واقعاً مصيبت است . من گمان مى كنم كه بايد از شركت كنندگان درهمايش هاى اين چنينى قبلى پرسيد كه چه چيزى عايدشان شده است. متأسفانه دراين گونه همايش ها به پيشنهاد ما ترتيب اثر داده نمى شود. ما بايد اول معين كنيم كه خودمان مى توانيم با خودمان حرف بزنيم يا نه؟
بعد از يافتن پاسخ اين سؤال تازه مى توانيم به سراغ ديگران برويم. توليد فرهنگ كارساده اى نيست و نياز به زير ساخت هاى بسيار زيادى دارد.
با پرى صابرى وفروغ فرخزاد ومن ازكجا ـ عشق از كجا
مرگ فروغ روى صحنه
191955.jpg
آزاده سهرابى

\ بزرگداشت فروغ درتالار اصلى!
پرده كه بالا مى رود،مرگ فروغ روى صحنه آغاز مى شود.
فروغ جلودار تابوت خود است ومردمانى چتر به دست دنبال او وتصاوير حقيقى مراسم خاكسپارى فروغ روى ديوارهاى انتهاى صحنه.
زنى روى صحنه اول و وسط و آخر شعر فروغ را به هم مى دوزد ومى خواند« زمان گذشت وساعت چهار بار نواخت ‎/ به مادرم گفتم ديگرتمام شد‎/ گفتم هميشه پيش از آنكه فكر كنى اتفاق مى افتد‎/ شايد حقيقت آن دو دست جوان بود‎/ آن دو دست جوان كه زير بارش يك ريز برف مدفون شد.
ديگران روى صحنه مى خوانند « لا ا... الا ا... » و « انا لله و انا اليه راجعون» 
خواننده اى بالاى جايگاه رفيعى سمت چپ صحنه ايستاده و آواز مى دهد« مرگ من روزى فرا خواهد رسيد ‎/ در بهارى روشن از امواج نور»
دلقكى ـ شايد! ـ پيدايش مى شود و رو به تماشاگر مى گويد:« دلم گرفته، مى خواهم از فروغ برايتان حرف بزنم» و آنقدر درباره فروغ جملات قصار مى گويد كه هوس مى كنى دراين بزرگداشت تو هم بالاى صحنه بروى و چند جمله اى درباره اين بانوى پرآوازه شعر معاصر ايران سخن بگويى تا از قافله عقب نمانى!!
صابرى در مقدمه كتاب اجراى صحنه اى «من از كجا، عشق از كجا» مى نويسد« من از كجا، عشق از كجا» بدون هيچ گونه قرار داد متداول نمايشى شكل گرفت. هدف نزديك شدن به حقيقت وجودى است كه مى دانست قلبش درآن سوى زمان جارى است . مرورى است بر بيدارى وجدان در دنياى « زيبايى» و «حق » اگر نتوان از اين جملات به نيت عينى وعملى وصحنه اى صابرى از زندگى فروغ فرخزاد رسيد، يك نكته روشن در آن مستتر است . اينكه شكل دادن درام روى صحنه، آخرين حاصلى است كه كارگردان ـ مؤلف به آن فكر كرده . حتى چند صفحه بعد درهمين كتاب ودربخش ديدار با اشخاص بازى به راحتى مى توان دريافت كه صابرى آنقدر با احساساتى شدن به سمت فروغ رفته كه جايى در ذهنش براى خلق درام نمانده . براى همين ساده ترين راه گزينش شده ، آوردن يك دلقك راوى روى صحنه ـ كه صابرى نوشته همزاد اوست ـ تا هر چه دل تنگش مى خواهد درباره فروغ بگويد وبعد چسباندن « تكه هاى شعر فروغ به هم وپخش وپلا كردن آنها در زبان بازيگران و ... ناله ... ناله ... ناله.
نمى دانم چرا ياد يكى از حرف هاى دلقك همين نمايش افتادم « رسم ما مردمان سرگذر است كه وقتى كسى را درك نمى كنيم، كس را جدا مى بينيم يا نفى مى كنيم يا ستايش.»
نقطه تحول!
اشعار فروغ تنها از دو دفتر شعرش گزينش شده « تولدى ديگر» و « ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد» درحالى كه روى صحنه گسترده اى از فراز و فرودهاى زندگى شاعر روايت مى شود. از نوجوانى تا مرگ. وهمه مى دانيم كه فروغ اولين مجموعه اشعارش را با نام « السيد» در ۱۷ سالگى به چاپ رساند وحركت پختگى وتكامل دراشعار فروغ را اگر مترادف باپختگى او دردنياى درون و بيرونش بگيريم ـ كه بى شك مى توانيم اين قياس را از ذهن بگذرانيم ـ به فراز و فرودهايى قابل بحث مى رسيم. درست مثل زندگى فروغ ما با شاعرى ايستا درشعر روبه رو نيستيم پس دور از منطق خواهد بود كه از زبان فروغ ۱۷ ساله اشعارى را بشنويم كه او در ۳۰ سالگى سروده ! به عبارتى منطق وجودى شاعر در۱۷ سالگى همان شعرهايى است كه درهمان تاريخ سروده.
فروغ سى و دوسال بيشتر زندگى نكرد، صرف نظر از زندگى فروغ او درشعرهايش حركت تكاملى سريعى داشت چنانكه انگار از مرگ زودهنگامش آگاه بوده وبه سرعت خودش را به نقطه اى رسانده كه مردم از آن به عنوان نقطه ماندگارى ياد مى كنند. اما حتماً هر تحول و رشدى، بزنگاهى دارد؛ عاملى ، جرقه اى ، كاتاليزورى ، اتفاقى ... مثل همين آگاهى از مرگ زود هنگام ، يا عشق، يا آشنايى با پديده و دنيايى جديد يا ... اين نقطه تحول همان عنصرى است كه مى تواند ميان زندگى شاعر ودرام ـ تئاتر ـ پل بزند . چيزى كه در روايت صابرى كشف نشده مى ماند يا ناديده گرفته مى شود.
به هم ريختگى شاعر!
در روايت صابرى تقريباً تمامى اشعار دو مجموعه « تولدى ديگر» و « ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد» روى صحنه خوانده مى شود. گذشته از اينكه هيچ منطقى يا حتى توجيهى وجود ندارد كه تماشاگر درك كند چرا فلان جملات شعر شاعر را اين بازيگر به زبان مى آورد و سطور بعدى را ديگرى وگذشته از اينكه اساساً شخصيتى روى صحنه به تماشاگر معرفى نمى شود و گويا همه به ترتيب روى صحنه حاضر مى شوند تا خوانش شعرها را ما با تنوعى صوتى بشنويم، به نكته اى اساسى تر دراين روايت مى رسيم كه شايد بتوانيم به عنوان تحريف اشعار شاعر از آن ياد كنيم.
اينكه درطول اجرا به تمامى شاهد اين هستيم كه قطعات اشعار فروغ كنار هم كلاژ مى شوند. گاه شعرى كوتاه مى شود . گاه با شعرى ديگرى بدون در نظر گرفتن ساختار زبانى و تكنيكى شاعر درهم مى آميزد شايد بگوييم اين حق يك كارگردان ـ  مؤلف است كه به تئاترش بيش از وفادارى كامل به اشعار يك شاعر فكر كند. اما به شرط آنكه به هم ريختگى شاعر هدفى را دنبال كند و درعين حال به شعر وشاعر آسيبى نرساند. دراينگونه اقتباس ها آنچه بيش از هر چيز به كمك اجرا واثر مى آيد يك دراماتوژى قوى است . چيزى كه در روايت صابرى به كل ناديده گرفته شده است.
وقتى به تمامى نمى توان از شاعر گفت
رفتن به سمت بازگو كردن فراز و فرودهاى زندگى هر انسان معاصرى با اين خطر رو به روست كه به محدوديت هايى برخورد كند. محدوديت هايى كه در ورود به زندگى خصوصى افراد خودش را نشان مى دهد واتفاقاً اين نقاط همان هايى است كه مى تواند درام را بيافريند.
در زندگى فروغ هم نقاط پيچيده اينگونه پيدا مى شود. نقاطى كه دقيقاً در روايت صابرى به كلى گويى رسيده ومثلاً به زير نام عامى مثل « عاشق» مخفى مانده واساساً صابرى دراين روايت به خاطر همين محدوديت ها مجبور شده تمام لحظات نمايش را به خلو ت فروغ اختصاص دهد درحاليكه دربرخورد هاست كه تناقض ها، دوستى ها، تضادها، دشمنى ها، كج فهمى ها، حادثه ها و... رخ مى نمايد وتنش دراماتيك شكل مى گيرد و دراين كنش هاست كه شخصيتها خودشان را بروز مى دهند تا ما به درك درستى از شخصيت برسيم.
حال سؤال اين است وقتى به تمامى نمى توان از شاعر گفت چگونه مى توان ادعاى رسيدن به درك او وانتقال درك او را به تماشاگر داشت وشعارش را داد و سؤال اساسى تر اين است كه آيا هيچ راهى براى گريز به نقاط خصوصى چنين زندگى دراماتيكى وجود نداشت كه هم كنش را بيافريند وهم مستقيم به دل ماجرا نرود. راهى به جز توسل به كلى گويى، شعار، بيانيه وحرف زدن درلفافه ها؟
تصاويرى كه مى توانست نجات دهنده اى باشد
روايت صابرى درسالن اصلى تئاتر شهر دو پرده دارد. دو پرده كه از نظر اجرايى كاملاً رو به روى يكديگر مى ايستند. هرچقدر پرده اول وابسته به ديالوگ وكلام است ودرارتباط با دنياى بصرى تماشاگران ناموفق ، پرده دوم مى كوشد از كلام بگذرد، به تصوير برسد وكمى صحنه اى باشد.
نمونه اش صحنه جذاميان كه با كمك صحنه وحركات پانتوميم بازيگران وخصوصاً حركات نرم «محسن حسينى» خودش را درذهن مخاطب ثبت مى كند تا ره توشه اى ـ حداقل ـ با خود از روايت صابرى ببرد.
اگر اين گونه صحنه ها به تناسب دركل روايت رسوخ مى كرد وبراى كلام ما به ازاى تصويرى روى صحنه خلق مى شد مى توانستيم از ذكر برخى نكات گفته شده دراين مجال بگذريم وخودمان را به دست روايت صابرى بسپاريم اما دريغ كه پرده اول وبخشى از پرده دوم از دست مى رود تا ما بتوانيم كمى چشمانمان را روى صحنه بگردانيم تا از سالن اصلى بى نصيب بيرون نروند.
يك فروغ با احساس
نسيم ادبى، بازيگر ثابت كارهاى پرى صابرى كه اين روزها او را درنقش هاى متفاوتى هم درسالن هاى ديگرمى بينيم، اين بار درنقش فروغ ظاهر شده . گريم بدو موهاى بد كمكى به بازى او نمى كند اما انرژى وحسى كه ادبى درچشمها وبدنش سرازير مى كند حداقل باعث مى شود اگر نه او را به تمامى درقالب فروغ باور كنيم، بپذيريم او از درك نقش كه به قالب آن فرو رفته باز مى گردد ودريك چيدمان ديگر مى تواند فروغ خوبى باشد.
او سعى مى كند اشعار فروغ را درست تلفظ كند وبه درستى تلاش مى كند به دكلاماسيون نزديك نشود وحتى به تعمد از آن دورى كند. او اين بار راحت تر از نقش هاى ديگرش درآثار صابرى روى صحنه ظاهر مى شود .
فروغ صابرى چندان اجازه مانور حسى به بازيگرش نمى دهد. فروغ صابرى يك زن دردمند تلخ آسيب پذير است كه روى صحنه مى آيد تا به مابفهماند چه زجرهايى درزندگى كشيده. چنين شخصيتهايى هيچ راهى براى بازيگر نمى گذارد جز آنكه آنها هم به قالبى فرو روند كه براى نقششان دلسوزى كنند بيش از آنكه بازيش كنند. اين آسيبى است كه نسيم ادبى به عنوان بازيگر لاجرم به دامش افتاده است.
و...اما
پرده كه مى افتد با خودت فكر مى كنى چقدر از درك فروغ باز مى گردى؟ و در پس اين درك چقدر از درك تئاتر ازسالن بيرون مى روى؟
جواب سؤال اول را نمى دهى ودرجواب سؤال دوم مى گويى« مانند كارهاى پيشين صابرى . اين بار هم او خودش را تكرار كرد».


|   شناسنامه   |   آرشيو   |